صفحه سياسي

به بهانه اظهارات بهزاد نبوي
بازخواني نقشه مدعيان اصلاحات براي انتخابات مجلس

 سعيد دره شيري

چندي پيش بهزاد نبوي عضو حزب منحله مجاهدين انقلاب اسلامي و يكي از متهمين فتنه 88، طي اظهاراتي كه در سايت‎هاي الف و عصر ايران هم منعكس شد و سپس در رسانه‎هاي بيگانه و ضد انقلاب انتشار گسترده‎اي يافت به دروغ مدعي شده بود دو جاسوس اسرائيل در دفتر سردار نقدي دستگير شده‎اند و همچنين وي ادعا كرده بود كه ۶۰ درصد ثروت ملي در اختيار ۴ نهاد است!(1)

به دنبال اين اظهارات معاونت حقوقي سپاه از بهزاد نبوي، سايت الف و عصر ايران در دادسراي فرهنگ و رسانه تهران شكايت كرد.

در بخشي از متن شكايت معاونت حقوقي سپاه آمده است: سخنان سراسر كذب بهزاد نبوي و انتشار آن از سايت‎هاي الف و عصر ايران بدون ملاحظه تبعات حقوقي و امنيتي و كنترل صحت و سقم آن زمينه سوء استفاده توسط معاندين و جنجال رسانه‎هاي ضد انقلاب را فراهم آورده است.

با نگاهي به سوابق اجرايي بهزاد نبوي پس از انقلاب و بزرگي دو ادعاي كذب وي به راحتي مي‎توان دريافت در پشت اين ادعاها، هدف بالاتري از تخريب يك فرد يا چند نهاد نهفته است، چرا كه از چنين فردي بيان چنين دروغ بزرگي، بدون قصد و غرض بعيد و يا در حد محال است. اگر بتوان با اغماض اين‎گونه توجيه كرد كه خبر گرفتن دو جاسوس رژيم صهيونيستي در دفتر سردار نقدي با كاناليزه كردن اخبار دروغ توسط اطرافيان به نبوي قبولانده شده است و وي آن را باور كرده است -كه خيلي بعيد است -؛ از كسي كه در جمهوري اسلامي سابقه معاونت نخست وزيري و وزارت و همچنين سابقه نمايندگي و نايب‎رئيسي مجلس را در كارنامه سياسي-اجرايي خود دارد پذيرفتني نيست كه از روي جهل ادعا كند كه 60 درصد ثروت كشور در دست چهار نهاد است؛ پس مي‎توان نتيجه گرفت كه نبوي با علم به دروغ بودن ادعاهايش، آن‎ها را مطرح كرده است؛ لذا بايد به دنبال چرايي مطرح كردن چنين ادعاهايي گشت.

براي پي بردن به انگيزه اين اقدام بايد به شرايط سياسي حاكم برجامعه نگاه كرد و بر اين اساس فعاليت‎هاي اصلاح‎طلبان به‎ويژه انتحارهايي از اين نوع را جويا شد. جريان اصلاحات مي‎داند مردم به خوبي درك كرده‎اند كه بخش عمده‎اي از نابساماني‎هاي امروز كشور متوجه ايشان است. در اين شرايط و با نزديك شدن به انتخابات مجلس، در صحنه سياسي آينده كشور نقشي نخواهند داشت؛ بنابراين براي پاك كردن ذهنيت منفي مردم از خود چند تاكتيك را در پيش گرفته‎اند. بخشي از اين جريان با انتقاد از عملكرد دولت، سياست «تبري جستن از دولت با هدف تطهيرخود» را در پيش گرفته‎اند. به‎عنوان نمونه مي‎توان به اظهارات محمدعلي وكيلي، عضو هيأت‎رئيسه فراكسيون اميد مجلس شوراي اسلامي و مديرمسؤول روزنامه اصلاح‎طلب ابتكار، اشاره كرد، به اعتقاد وي بزرگ‎ترين اشكال دولت روحاني اين است كه نگاه كلان به مسائل كشور ندارد و پروژه‎اي كار مي‎كند، اين دولت پير، سير، كُند و پروژه‎اي است و تنها حُسن‎اش اين است كه دولت رئيسي نيست!(2) خوب است آقاي وكيلي به اين سؤال پاسخ دهد شما كه به پير و سير بودن دولت روحاني انتقاد داريد چرا سخنگوي ستاد انتخابات ايشان در سال 96 شديد؟ آيا آن موقع پيرو سير نبودند؟ نمونه‎اي ديگر، انتقاد احمد مازني نماينده ليست اميد در تهران، نسبت به اوضاع مسكن در كشور است. مازني در جريان بررسي گزارشي از طرح ملي مسكن در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به ضعف مديريت تيم اقتصادي دولت و بانك مركزي، خاطرنشان كرد: اشتباهات دولت، نقدينگي را به سمت مسكن برده است.(3)

گروه ديگري از مدعيان اصلاحات تاكتيك «انحراف انگشت اتهام از خود به ديگران» را در پيش گرفته‎اند. در اين تاكتيك جريان اصلاحات تلاش مي‎كند تا كوتاهي‎هاي مجلس و دولت را به سمت ديگران به‎ويژه شوراي نگهبان و يا نداشتن اختيارات كافي منحرف كند. نمونه اين تاكتيك را مي‎توان در اظهارات احمد خرم وزير راه دولت اصلاحات در مصاحبه با پايگاه خبري خبرآن‎لاين به وضوح مشاهده كرد. خرم در بخشي از سخنان خود مي‎گويد: جريان اصلاحات از دو طرف ضربه شديدي خورد. يكي حذف عناصر رده اول اصلاحات، به‎طوري كه پرونده‎اي زير بغل اغلب آن‎ها گذاشتند و با اين روش يا بازداشت شدند يا رد صلاحيت‎شان كردند بر اين اساس مجبور شدند نيروهاي دست دوم و سوم خود را وارد گود كنند. اما جريان اصلاحات يك ضربه هم از درون خورد به اين معنا كه يك عده فرصت‎طلب به‎جاي اين‎كه براي مردم كار كنند فقط به فكر حفظ قدرت و تكيه زدن بر منصب‎ها بودند براي همين به محض آن‎كه بر اين كرسي‎ها تكيه زدند يادشان رفت با حمايت جريان اصلاحات روي كار آمده‎اند. با بخش دوم سخنان اين وزير دولت اصلاحات كه عامل ضربه را برخي از مدعيان اصلاحات معرفي مي‎كند كاري نيست، چرا كه اِقرارُ العُقلاء علي اَنفسهم جائز. اما در مورد عامل اول ضربه به اصلاحات از منظر آقاي خرم، بايد از ايشان پرسيد اولا شما با نيروهاي دست اولتان در مجلس ششم چه گلي به سر ملت زديد كه الان اوضاع كنوني مجلس را ناشي از ورود نيروهاي دست دوم و سوم به مجلس مي‎دانيد؟ ثانيا در دولت‎هاي هاشمي، خاتمي و روحاني نيروهاي دست اول جريان اصلاحات كه سكان اجرايي كشور را در اختيار داشتند به جز بردن كشور به قهقراي ليبراليزه شدن در جميع جهات، كار ديگري انجام دادند؟ بعضي از اين مديران اكنون دستان عدالت گريبان آن‎ها گرفته است در چه دوراني پرو بال پيدا كردند و وابسته به چه جرياني هستند؟ برادر كدام رييس‎جمهور و برادر كدام معاون اول در دستگاه قضا پرونده فساد دارند؟ داماد كدام وزير در دادگاه به‎دليل فساد محكوم شد؟ دو نماينده وابسته به كدام جريان سياسي به‎دليل فساد در پرونده خودرو بازداشت شدند و الان به قيد وثيقه آزادند؟ دختران كدام وزرا به فساد و قاچاق متهم هستند؟ ثالثاً اگر از نظر آقاي خرم افرادي مانند عارف، كواكبيان، جلودارزاده، مطهري، حضرتي، محجوب، جلالي و... نيروهاي دست چندم اصلاحات هستند كه با ليست اميد به مجلس راه پيدا كردند، نيرو‎هاي دست اولشان چه كساني خواهند بود؟

تاكتيك ديگر، «عمليات ايذايي» است. هدف از اين روش جابجا كردن موضوعات اصلي و فرعي است تا بدين وسيله پيكان مطالبات مردم را از مدعيان اصلاحات از سمت امور اصلي به سمت مسايل فرعي منحرف كنند. پروبال دادن بيش از حد به موضوعي مانند ورود بانوان به ورزشگاه‎ها و دختر آبي تا حوادثي مانند اغتشاش هواداران سران فتنه در دانشگاه علامه طباطبايي در اولين روز سال تحصيلي جديد و همچنين دروغ پراكني بهزاد نبوي از جمله عمليات‎هاي ايذايي است كه مدعيان اصلاحات يا خود رأساً وارد مي‎شوند و يا توسط پياده‎نظام خود انجام مي‎دهند.

سؤالي كه اين‎جا مطرح مي‎شود اين است كه چرا دروغ به اين بزرگي مطرح و تا اين اندازه منتشر مي‎شود و چرا بهزاد نبوي؟ در توجيه بزرگي دروغ دو دليل مي‎توان متصور شد. اول آن‎كه با توجه به موج اميدي كه قوه‎قضاييه به رياست آيت‎الله رئيسي به‎دليل مبارزه با فساد در دل مردم ايجاد كرده، اخبار دادگاه‎هاي مفسدان اقتصادي در صدر خبرها قرار گرفته بنابراين دروغ بايد به اندازه‎اي بزرگ باشد كه در اين شرايط بتواند به اصطلاح عرض اندام كرده و همزمان توجه مردم را به خود جمع كند و انگشت اتهام را از مدعيان اصلاحات دور كند، از طرف ديگر دروغشان بايد طوري باشد كه واكنش حاكميت را برانگيزد و شكايت به دنبال داشته باشد تا از اين طريق بتوانند ماهي خود را از آب گل‎آلود ايجاد شده صيد كنند. به اين نكته هم بايد توجه داشت كه بيان چنين دروغي وقتي براي مدعيان اصلاحات كاركرد لازم را به دنبال خواهد داشت كه از زبان يكي از وزنه‎هاي اين جريان خارج شود. كسي بايد دست به اين انتحار دست بزند كه قدرت گل‎آلود كردن آب را در حد اعلي داشته باشد و بهزاد نبوي گزينه مناسبي مي‎تواند براي اين امر باشد.

تجربيات گذشته نشان مي‎دهد با نزديك شدن به ايام انتخابات مجلس فضاي سياسي كشور چنين جوسازي‎هايي را از سوي اين جريان شاهد خواهد بود و بركسي پوشيده نيست كه اين رفتارها به عملكرد نامطلوب مدعيان اصلاحات در كشور و ترس از رأي نياورن برمي‎گردد؛ اما آن چه به‎عنوان راه‎حل براي آن مي‎توان در نظر گرفت برخورد قاطع و قانوني با اين رفتارهاي تشنج آفرين است.

كارنامه جريان‎هاي چپ، كارگزاران، اصلاحات و اعتدال به‎ويژه از دهه هفتاد به بعد نشان مي‎دهد اين جريان به معناي واقعي تماميت‎خواه و در عين حال ناكارامد است. آن‎ها براي رسيدن به قدرت از هيچ كاري دريغ نمي‎كنند مانند فتنه 88 و در صورت دست‎يابي به آن از هيچ اقدامي براي حفظ آن دريغ نمي‎كنند؛ اتفاقات انتخابات سال 96، اگر با اختلاف 250هزار رأي پيروز انتخابات باشند، انتخابات آزاد و صحيح بوده است و اگر در انتخابات با اختلاف بيش‎از 11 ميليون رأي شكست بخورند از نظر آن‎ها تقلب شده و انتخابات به‎صورت مهندسي شده برگزار شده است، لذا آن‎چه مي‎تواند جلوي اين حركت‎هاي زيك‎زاكي را بگيرد و مانع لايي كشيدن آن‎ها شود برخورد قانوني قاطع با برهم‎زنندگان آرامش جامعه است كه از قوه قضاييه جديد چنين توقعي، دور از انتظار نيست تا بدين وسيله در پايان سال با انتخاباتي پرشور و بدون فتنه‎انگيزي فتنه‎گران به استقبال سال جديد برويم و شاهد تشكيل مجلسي كار‎آمد و مفيد باشيم. ان‎شاءا....

پي‎نوشت‎ها

1. farsnews.com/news/13980703001180

2. برنامه اينترنتي «رو در رو»، قسمت ششم از فصل دوم.

3. صحن علني مجلس، يكشنبه 19 خرداد 98

تأملي بر سخنان رياست محترم مجلس
چه چيزي شأن مجلس را خدشه دار مي كند؟

در روزهاي گذشته دو موضوع مهمي كه در ميان اخبار بسامد قابل توجهي داشت عبارت بودند از موضوع «هپكو» و آن‎چه گريبان‎گير اين كارخانه شده و موضوع نقد و انتقاد به مجلس شوراي اسلامي كه اين نقد عده‎اي را به دنبال داشت. از جمله روزنامه‎هاي طيف موسوم به اصلاح‎طلب و برخي نمايندگان مجلس و حتي رئيس مجلس.

در اين باب علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي در نطق پيش از دستور خود در تاريخ 2مهرماه جاري گفت: «متأسفانه برخي همكاران در اين زمينه رعايت شأن[!] مجلس را نكردند؛ از آقاي عسكري، رئيس صداوسيما مي‎خواهم به اين وضع صدا و سيما شخصا رسيدگي كند وظيفه صدا و سيما در حكمراني خوب اين است كه زمينه تحقق قانون را فراهم كند...»

چنان‎كه گفته شد تمام كساني كه در اين زمان عليه منتقدان مجلس موضع گيري‎هاي سفت و سختي كردند و حتي كار به توهين برخي نمايندگان اصلاح‎طلب به منتقدان هم كشيده شد؛ دعوي «شأن» مجلس و يا هدم و تخفيف شأن مجلس داشتند. اما آيا يك انتقاد شأن مجلس را زيرسؤال مي‎برد يا عملكرد خود نمايندگان؟! به قول قديمي‎ها «حرمت امامزاده با متولي آن است.»

يكي از مواردي كه شأن مجلس را خدشه‎دار مي‎كند آن است كه نماينده‎اي در نظام جمهوري اسلامي ايران و از طريق سيستم انتخاباتي آن به مجلس راه يابد و پس از ورود به آن در عوض اين‎كه مطابق سوگندش در مسير سربلندي اين آب و خاك بكوشد از امكانات مجلس و از‎تريبون مجلس عليه نظام سوءاستفاده كند و از بهارستان آب به آسياب «بي‎بي‎سي» روباه پير و «صداي آمريكا» شيطان بزرگ و «ايران اينترنشنالِ» سعودي بريزد. بايد پرسيد آيا كساني مانند پروانه سلحشوري يا قاسم ميرزايي‎نكو و حيدري شأن مجلس را خدشه‎دار نمي‎كنند؟!

يكي از اين مواردي كه در اصل همين‎ها شأن مجلس را خدشه‎دار مي‎كند انتشار خبري در رسانه‎ها بود كه باعث تعجب اهالي رسانه و مردم شد. خبر به اين‎ترتيب بود: محمد عزيزي، نماينده ابهر، كه پيش از اين به اتهام «اخلال در بازار خودرو» بازداشت شده بود به‎عنوان عضو هيأت تحقيق و تفحص مجلس از عملكرد سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران انتخاب شده است!

واپسين روزهاي مردادماه بود كه «محمد جواد جمالي نوبندگاني»، سخنگوي هيأت نظارت بر رفتار نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، خبر بازداشت دونماينده مجلس را تاييد كرد. «محمد عزيزي» نماينده مردم ابهر و «فريدون احمدي» نماينده مردم زنجان به اتهام معاونت در اخلال در بازار خودرو بازداشت شدند.

فارغ از اين‎كه اين افراد از اتهامات وارده تبرئه مي‎شوند يا گناهكار شناخته خواهند شد، انتخاب فردي كه متهم به اخلال در بازار خودرو است براي تحقيق و تفحص از يك شركت خودروسازي با چه منطقي سازگار است؟ آيا اين موضوع شأن مجلس را خدشه‎دار نمي‎كند؟!

مجلس شوراي اسلامي با دو وظيفه عمده خود شناخته مي‎شود: قانونگذاري و نظارت. نظارت يكي از وظايف اصلي مجلس است كه اگر به درستي صورت گيرد مي‎تواند انحراف‎ها و عملكردهاي نادرست و نيز فسادها و گلوگاه‎هاي فساد را شناسايي و نسبت به رفع آن اقدام كند.

يكي از اين مصاديق نظارت مجلس در بعد «تحقيق و تفحص» است. اصل 76 قانون اساسي مي‎گويد: «مجلس شوراي اسلامي حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارد.» پس از تصويب تحقيق و تفحص در صحن علني كميسيون مربوطه موظف است در مدت بيست روز اعضاي هيأت تحقيق و تفحص را كه حداقل يازده و حداكثر پانزده نفر خواهند بود از بين نمايندگان تعيين و به رئيس مجلس براي صدور و ابلاغ معرفى كند. چنانچه متقاضيان تحقيق و تفحص كمتر از پنج نفر باشند كليه آنان عضو هيأت خواهند بود، اعضاي هيأت پس از مشخص‎شدن اين روند از ميان خود يك رئيس، دو نائب رئيس و يك دبير انتخاب مى‎كنند.

بايد از رئيس و نايب‎رئيس و اعضاي كميسيون صنايع معادن نيز پرسيده شود؛ چگونه چنين فردي را براي اين كار انتخاب كرده‎اند؟ آيا همين گونه انتخاب‎ها باعث نمي‎شود كه از تحقيق و تفحص‎ها آن نتيجه‎اي را كه بايد نگيريم؟!

اين روزها «هپكو» و آن چه بر سر اين كارخانه توليد ماشين آلات راه‎سازي كه در غرب آسيا منحصربه فرد بود موضوع داغ خبرها است. به تبع اين موضوع زخم خصوصي‎سازي‎هاي نادرست و گاه غيرقانوني نيز مطرح شد. «علي‎اكبر كريمي» نماينده اراك كه كارخانه هپكو نيز در حوزه انتخاباتي وي قرار دارد سه‎شنبه در صحن علني مجلس گفت: «علت‎العلل نابساماني‎هاي موجود در اين عرصه سوءمديريت برخي مسؤولان و منفعت‎طلبي و رانت‎خواري سوداگران ليبرال مسلك است. هزينه بلايي كه بر سرشركت‎هايي چون ماشين‎سازي تبريز، نيشكر هفت تپه و هپكوي اراك آمده است نبايد به پاي نظام و انقلاب نوشته شود و قطعا راه درمان مشكلات اين واحدها قطع دست كساني است كه براي تاراج و غارت اين شركت‎ها دراز شده است.»

كريمي در ادامه گفته بود: «سوداگران ليبرال مسلك،هپكو را بي‎سر و صدا، در اختيار رفقاي رانت خوار خود قرار دادند و آنچنان اين شركت را شخم زدند كه بمباران‎هاي رژيم بعثي در سال‎هاي جنگ نيز نتوانسته بود اين چنين پيكر هپكو را زخمي و ناتوان كند.»

چنانكه نماينده اراك هم تأكيد كرده روزگاري با انتخاب‎هاي غلط مديراني براي اين كارخانه‎ها انتخاب شده‎اند كه كار را به اين‎جا كشانده‎اند و اكنون نيز كه وقت حسابرسي و يافتن علل اين موضوع هستيم انتخاب نادرست افراد براي تحقيق و تفحص راه و مسير آن مديران ناكارآمد را تكميل خواهد كرد.

وليعهد سعودي در انديشه بازديد؛ اما نگران پهپادهاي يمن!

«مجتهد» شاهزاده افشاگر سعودي در جديدترين افشاگري خود اعلام كرده، وليعهد سعودي در پي متهم شدن به اين مساله كه نسبت به نيروهاي ارتش اين كشور بي‎توجه است، براي بازديد «نمايشي» از جبهه جنوبي در مرزها با يمن برنامه‎ريزي مي‎كند. اين ديدار از آن‎جا مي‎تواند مهم باشد كه شكست‎هاي پي‎در‎پي ائتلاف سعودي باعث تضعيف روحيه سربازان سعودي شده است. به‎ويژه عمليات «نصر من الله» كه در نجران اجرا و طي آن 500 كيلومتر از اين منطقه تحت تسلط انصارا... درآمد. «مجتهد»، تاكيد كرده، اين سفر براي بازديد محمد بن سلمان، از خطوط پشتي و دور از خطوط مقدم كه كاملا از جبهه جنوبي دور است، برنامه‎ريزي شده است اما در اين خطوط برخي تحركات و اقداماتي اجرايي مي‎شوند تا چنين تصور شود كه بن سلمان در خطوط مقدم قرار دارد و در تصوير چنين نشان داده شود كه گويي بن‎سلمان به همراه سعود القحطاني، مشاور خود در قلب نبرد حضور دارد.

خبرگزاري ايسنا نيز در اين باره به نقل از مجتهد نوشته:«نظاميان در خطوط پشتي از دو هفته پيش در شرايط خسته‎كننده‎اي براي بازديد بن‎سلمان، در آماده‎باش قرار دارند، شرايطي كه به‎ويژه پس از عمليات نظامي در محور نجران و حملات پهپادي به منطقه بقيق موجب شده است نيروهاي سعودي علنا او را لعن و نفرين كنند. افزون بر آن روحيه نيروهاي عربستان تضعيف شده و وضعيت تأسف‎باري در زمينه پشتيباني و لجستيكي دارند، همچنين وضعيت خانواده‎ها و پرداخت حقوق اين نيروها در شرايط بدي قرار دارد و اين مساله براي آن‎ها آشكار شده است كه جنگ عليه يمن جنگي بيهوده بوده و به منزله دفاع از كشورشان نيست....دليل تأخير در اين سفر ترديد بن سلمان و ترسش از اين مساله است كه مبادا موشكي از سوي انصارا... بر سرش فرود بيايد يا اين‎كه انصارا... بتواند به صف محافظانش نفوذ كند و از لحظه رسيدن و مكانش به‎طور دقيق اطلاع يابد. هرچه تأخير در سفر محمد بن سلمان بيش‎تر مي‎شود شكايت نيروهاي عربستاني در مرزها بيش‎تر مي‎شود. اگر اين سفر لغو شود شكايت آن‎ها هم بيش‎تر خواهد شد».

مجتهد همچنين در توييتي ديگر از تحرك غيرمنتظره قبيله عبدالعزيز الفغم، محافظ ملك سلمان كه در شرايطي مبهم به قتل رسيد، خبر داده است. مجتهد، نوشته، محمد بن سلمان، در تلاش است تا واكنش قبيله مطير وابسته به عبدالعزيز الفغم محافظ شخصي مقتول ملك سلمان، پادشاه عربستان را مهار كند اما شكست خورده است. در اين راستا منابع پيش از اين گفته بودند، قبيله مطير قصد دارد هيأتي را نزد ملك سلمان بفرستد تا از او بخواهد جزئيات قتل سرتيپ عبدالعزيز الفغم را افشا كند. همچنين فعالان ويديويي از عبدالرحمان المطيري، فعال مخالف منتشر كردند كه در آن نظام سعودي را مقصر ترور الفغم به دلايل سياسي مي‎داند.

 يادداشت هفته

اما و اگرهاي سفر رئيس جمهور به نيويورك

 دكتر محمد ملك زاده

پس سفر پر حاشيه آقاي روحاني و هيأت همراه به نيويورك اكنون بهتر مي‎توان به ارزيابي حواشي، دستاوردها و نقاط قوت و ضعف آن پرداخت. گرچه درباره اين سفر نبايد يكسان قضاوت كرد اما فعلا در اين مقوله به برخي نقاط ضعف و كاستي‎هاي اين سفر مي‎پردازيم و بررسي نقاط قوت آن را به مجال ديگري وامي‎گذاريم.
1. قانون شكني دولت آمريكا در ندادن ويزا به اعضاي هيأت ايراني كه در نهايت به تصميم آن دولت مبني بر ارائه ويزا به رئيس جمهور، وزير امورخارجه و معدودي از اعضاي هيأت ايران در دقايق پاياني منتهي شد، چنان اهانت آميز بود كه اصل حضور ايران در اين اجلاس را با ترديد جدي مواجه ساخت. با اين وجود، آقاي روحاني بدون واكنش مناسبي به نيويورك رفت؛ در حالي كه مي‎بايست در برابر اين رفتار غيرقانوني و گستاخانه دولت آمريكا كه اهانت به كل ملت ايران تلقي مي‎شد، واكنش قاطعانه‎اي اتخاذ مي‎گرديد و حداقل انتظار اين بود در اعتراض به اين رفتار توهين آميز، شخص رئيس جمهور سفر خود به نيويورك را لغو مي‎كرد. قطعا واكنش به‎جاي دولت ايران در پايين آوردن سطح مشاركت، بازتاب گسترده‎اي نيز در جهان مي‎يافت و رفتار قانون شكنانه دولت آمريكا در مقابل چشم جهانيان كه انتظار حضور رئيس جمهور ايران در اجلاس سازمان ملل متحد را داشتند، بيش از پيش آشكار مي‎گرديد. احتمالا استدلال آقاي روحاني براي حضور خويش در اين اجلاس ساليانه رساندن پيام ملت ايران به جهان بود كما اين‎كه ايشان تاكيد كرد «هرچه آنان براي حضور ما مخالفت كنند ما بايد اصرار بيشتري براي رفتن داشته باشيم» اما مگر وزير خارجه نمي‎توانست به‎جاي آقاي روحاني در اين اجلاس سخنراني كند و پيام ملت ايران را از اين تريبون جهاني به جهانيان برساند؟ و آيا اگر رئيس جمهور هم حرف مهمي داشت نمي‎توانست از داخل ايران اعلام موضع نمايد؟
2. ساعاتي بعد از بيانيه خصمانه روساي سه كشور اروپايي فرانسه، آلمان و انگليس عليه ايران، آقاي روحاني با آنان ديدار كرد. تصاوير انتشار يافته از اين ديدارها كه خوش و بش‎ها و قهقه‎هاي رئيس جمهور ايران با آنان را نشان مي‎داد بازتاب گسترده‎اي در جهان يافت كه غالبا با واكنش‎هاي منفي نيز در محافل داخلي و خارجي همراه بود. صرف نظر از اين‎كه در چنين فضايي كه انباشته از دشمني، توهين و دهن كجي كشورهاي اروپايي عليه جمهوري اسلامي ايران بود، ملاقات رئيس جمهور ايران با روساي آن كشورها اساسا به صلاح بود يا نه، حداقل انتظار از رئيس جمهور محترم اين بود كه در جلسه ديدار با آقايان جانسون و مكرون و خانم مركل، به‎جاي لبخند و گشاده‎رويي، خيلي جدي‎تر برخورد مي‎كرد؛ تا جايي كه گويا اين لبخند و اظهار رضايت آقاي روحاني تعجب اروپاييان را نيز برانگيخت! بديهي است بايد انتظار داشت كه عدم دريافت پاسخ مناسب در ديدارهاي رو در رو، مواضع اروپايي‎ها و آمريكايي‎ها را وقيحانه‎تر و طلبكارانه‎تر نمايد.
3. اجلاس جهاني امسال در نيويورك در حالي برگذار شد كه جمهوري اسلامي ايران در اوج قدرت و دولت آمريكا به همراه سه كشور اروپايي در اوج مشكلات و ضعف‎ها قرار داشتند. ايران در برابر هر تهديدي پاسخ مناسبي به دشمنان داده و اوج اقتدار و توانمندي خويش را در قضاياي مختلف از سوريه و عراق و يمن گرفته تا ساقط نمودن پهپاد پيشرفته آمريكايي به رخ جهانيان كشيده است؛ استيصال ترامپ در مقابله با جمهوري اسلامي ايران و ضعفش در سياست خارجي بر جهانيان آشكار گرديده و دولتش نه تنها اميد چنداني به پيروزي در انتخابات 2020 نداشته بلكه به دلايل متعددي در پرتگاه استيضاح نيز قرار گرفته است. دولتهاي اروپايي به‎ويژه انگليس و فرانسه نيز بيش از هر زمان ديگري مستاصل و درگير مشكلات داخلي خود مي‎باشند و... در چنين فضايي مي‎بايست جايگاه قدرتمند جمهوري اسلامي و ضعف دشمنانش بهتر درك مي‎گرديد كه ما در چه موقعيتي وارد سازمان ملل مي‎شويم و مانور قدرتمندانه‎تري از سوي ايران در اين اجلاس نشان داده مي‎شد.
4. علاوه بر موارد فوق، رئيس جمهوري اسلامي ايران در اين اجلاس جهاني، گذشته از مواضع درست و پسنديده‎اي كه نسبت به وقايع مختلف داشتند، يكسري نكات قابل تاملي نيز در خصوص برجام مطرح نمودند كه قضاوت درباره سخنراني ايشان را دچار نوسان نموده است. اعلام موضعي كه مي‎تواند برداشت‎هاي نامناسبي براي مخاطبان به همراه داشته باشد. ايشان گفت: «برجام، حداقل بود، چه براي ما و چه براي شما. اگر به حداقل‎ها قانع هستيد، ما هم به حداقل بسنده مي‎كنيم اما اگر بيشتر مي‎خواهيد، بايد بيشتر بپردازيد». نكته قابل تامل در اين اظهارات اين است كه ادعاي دريافت حداقلي ما و طرف مقابل از برجام در صورتي مي‎تواند صحيح باشد كه همه طرفها بطور كامل به تعهدات خويش عمل مي‎نمودند اما در وضعيتي كه ايران به‎طور كامل به تعهدات خويش عمل كرد و در مقابل آمريكا و اروپاييان به هيچ كدام از تعهدات خويش پاي بند نماندند آيا باز مي‎توان اين ادعا را صحيح دانست؟ در جايي كه براي ما در برابر پاي بندي به تعهدات خويش نه تنها تحريم‎ها برداشته نشده بلكه به مراتب افزايش نيز يافته است، كدام دريافتي حداقلي وجود دارد كه به آن قانع باشيم؟ اين در حالي است كه در اين مدت انچه نصيب اروپا و آمريكا گرديده نه حداقل كه حداكثر بوده است زيرا آنان بدون پرداخت هزينه و عمل به تعهدات خويش از منافع برجام منتفع گرديدند. ما در مقابل امتيازات گسترده‎اي كه در برجام داديم انتظار داشتيم همه تحريمها يكجا لغو گردد اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه تحريمهاي بيشتري نيز نصيبمان گرديد! در چنين وضعيتي مفهوم اين سخن آقاي روحاني كه «اگر بيشتر مي‎خواهيد بايد بيشتر بپردازيد» چيست و امريكا و اروپا از آن چه برداشتي خواهند داشت؟ آيا آنان تاكنون در برابر تعهدات ايران چيزي داده‎اند كه ما در مورد بيشتر از آن سخن بگوييم؟ آيا مفهوم تلويحي اين سخن آقاي روحاني اين نيست كه ايران حاضر است به طرفهاي بدعهد اروپايي و آمريكايي همچنان اعتماد نموده و در مقابل وعده‎هاي صرفا پوچ امتياز بيشتري واگذار كند؟ امتيازاتي كه در محافل سياسي از آن به واگذاري نفوذ منطقه‎اي و برنامه موشكي ايران تعبير شده است؟ سخن گفتن از اعلام آمادگي ايران براي «تغييرات كوچك برجام» در ازاي بازگشت غرب به تعهدات برجامي و لغو تحريم‎ها كه در همين سفر چند بار از سوي اقاي روحاني و ظريف عنوان گرديد، نوعي بي‎توجهي به خطوط قرمز اقتدار و امنيت ملي ايران است كه متاسفانه در مورد آن در اين سفر غفلت گرديد.