صفحه اول

دكتر جليلي مطرح كرد:
برجام يك عبرت بزرگ بود / كشوري كه سيم خاردار را تحريم مي‎كرد، امروز عاجزانه دنبال مذاكره درباره برد موشك‎هاي بالستيك ايران است

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام كه به دعوت دفتر شوراي نگهبان در استان خوزستان به اين استان سفر كرده بود، در نشست بصيرتي با حضور ناظران خوزستاني اين شورا به ايراد سخنراني پرداخت.

دكتر جليلي در بخشي از سخنان خود ابراز داشت: مهم است بدانيم چه الگويي را دنبال مي‎كنيم و از چه عبرت‎هايي درس بگيريم؛ به همين خاطر دشمنان انقلاب اسلامي مي‎خواهند الگوهاي ما حذف شود و نيز تلاش مي‎كنند كه برخي عبرت‎ها از حافظه ملت پاك شود تا بتوانند تجربه‎هاي تلخ را مجددا تحميل كنند.

عضو شوراي راهبردي سياست خارجي با اشاره به دشمني آمريكا در حق ملت ايران خاطر نشان كرد: بعضي اوقات عبرت‎هايي رخ مي‎دهد كه نبايد آن‎ها را فراموش كرد. زماني اين تحليل مطرح شد كه اگر ما در نوع مناسبات با برخي قدرت‎ها تجديد نظر كنيم، خيلي از مسائل حل خواهد شد. نتيجه اين تجربه چه بود؟ بر اين مبنا توافقي انجام شد كه ايران به اعتراف طرف مقابل همه تعهداتش را انجام داد اما همان اوبامايي كه اين توافق را انجام داد، پس از برجام قانون آيسا را كه تحريم‎هاي ايران بود، براي ده سال ديگر تمديد كرد. قانون ويزا را نيز خود او بعد از برجام امضا كرد. قانون كاتسا كه تحريم‎ها را تجميع و توسعه ميداد، پس از برجام در سنا از صد نماينده، نود و هشت نفر به آن رأي مثبت دادند.

وي افزود: برجام عبرتي سخت بود اما درسي شد كه نبايد به آمريكا و اروپا اعتماد كرد.

نماينده رهبرانقلاب در شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به ادامه روند دشمني غرب با ايران تصريح كرد: از روزي كه آمريكا از برجام خارج شد، اروپايي‎ها تا همين امروز حاضر نشده‎اند اين رفتار را محكوم بكنند. حاضر نشده‎اند بگويند كه اين رفتار نقض برجام است. بلكه مي‎گويند ايران بايد به انجام تعهدات خود ادامه بدهد. سه كشور اروپايي حالا يك گام جلوتر آمده‎اند. در نيويورك بيانيه مي‎دهند و مي‎گويند ايران بايد درباره توان موشكي و منطقه‎اي و هسته‎اي گفت وگو براي توافق جديد را بپذيرد!

دكتر جليلي اظهار داشت: اين رفتار بايد براي مردم تبيين بشود اما شما برخي القائات را ببينيد. طرف مقابل علي رغم همه اين بدعهدي‎ها طلبكار مي‎شود كه چرا نبايد دوباره گفت وگو براي توافق جديد بشود، بعد عده‎اي دلخوش هنوز مي‎گويند چرا برخي دلواپس هستند. اگر وظيفه داريم الگوهايي را به جامعه معرفي كنيم. در كنار آن وظيفه داريم عبرت‎هايي را متذكر همديگر بشويم.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با انتقاد از زياده‎خواهي سه كشور اروپايي، گفت: برجام يك عبرت بزرگ بود. دوباره چه چيزي بايد تكرار بشود؟ توافقي نوشته شد. آن‎ها آن چه را كه بيش‎تر بود گرفتند، حداقل هم ندادند. حالا باز دوباره تعهدات بيشتري مي‎خواهند؟ بر چه مبنايي و با چه تضميني؟ همان هيچ.

وي اضافه كرد: اين‎كه مقام معظم رهبري بيان مي‎فرمايند كه برجام خسارت محض بود، بر چه مبنايي بيان مي‎شود؟ چه وقت يك توافق خسارت محض مي‎شود؟ وقتي كه شما به تعهدات خود عمل كنيد و او عمل نكند. اين مطالب بايد دقيق فهميده شود.

به گزارش رجانيوز، دكتر جليلي در ادامه خاطرنشان كرد: ما در كنار آن عبرت‎ها الگوي مقاومت داريم. اين الگو را داريم كه چگونه مي‎شود مقاومت كرد و پيشرفت كرد. اين الگو را داريم كه همان كسي كه سيم خاردار را تحريم مي‎كرد، امروز عاجزانه دنبال گفت وگو درباره برد موشك‎هاي بالستيك شما است. اين الگوها در كنار آن عبرت‎ها اميدآفرين است. او مي‎فهمد كه اگر الگوي مقاومت و دفاع مقدس در اقتصاد هم تكرار بشود، آن گاه همين ملت تحريم‎هاي او را هم نقش بر آب خواهد كرد.

در حاشيه بازگشايي گذرگاه راهبردي مرز بين عراق و سوريه
7 هزار ميليارد دلار هزينه آمريكا دود شد

6 تريليون دلار هزينه آمريكا در عراق تبديل به خاكستر شده است. بازگشايي گذرگاه مرزي ميان عراق و سوريه نشانه پيروزي ايران و متحدان آن است.

روزنامه منطقه‎اي رأي‎اليوم در اين‎باره به قلم عبدالباري عطوان نوشت: عراق گذرگاه مرزي «القائم- البوكمال» با سوريه را پس از گذشت هشت سال از بسته‎شدن آن بازگشايي كرد. بازگشايي اين گذرگاه به نفع تقويت پيوستگي جغرافيايي دو كشور مهم در محور مقاومت است كه ايران آن را رهبري مي‎كند و به تقويت روابط تاريخي ميان دو كشور برادر و همسايه كمك مي‎كند.

ارتباط جغرافيايي ميان عراق و سوريه پس از سال‎ها قطع آن يعني گشودن گذرگاه زميني از چين تا درياي مديترانه و خارج از كنترل ايالات متحده آمريكا و همپيمانانش و به‎طور خاص رژيم اسرائيل است.

اقدام آقاي نخست وزير عراق براي اتخاذ تصميم بازگشايي اين گذرگاه به معناي اين است كه 6 تريليون دلار سرمايه‎گذاري ايالات متحده آمريكا در اين كشور طي لشكركشي و اشغال عراق براي دوركردن خطري از اسرائيل، باد هوا شده و بعيد نمي‎دانيم كه اقدام بعدي، اخراج نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق باشد كه تعدادشان از 6 هزار نفر بيشتر است.

معناي مهم‎تر اين اقدام نه فقط تأكيد بر پايان يا به پايان‎رساندن خطر گروه‎هاي تروريستي مانند داعش است كه بر منطقه در طول پنج سال گذشته سيطره داشتند بلكه همچنين به معناي گشودن راه زميني استراتژيك ميان ايران، سوريه و لبنان است.

ملت سوريه كه در معرض محاصره آمريكايي و عربي قرار دارد بزرگ‎ترين استفاده‎كننده از گشودن مرزها با كشور برادر عراق و تقويت تجارت و مسائل سياسي و اجتماعي با اين كشور است؛ زيرا اين محاصره ظالمانه را مي‎شكند و بازار صادرات بزرگي براي حبوبات، سبزيجات، ميوه‎ها و توليدات صنايع كشاورزي و پوشاك برايش باز مي‎كند و در عين‎حال طرف مقابل نيز گردشگران ديني و درماني عراقي را جذب مي‎كند؛ زيرا بيمارستان‎هاي سوريه همچنان از همه همتاهاي خود در كشورهاي نفتي پيشرفته‎تر هستند.

نفتكش ايراني كه در جبل‎الطارق توقيف شد و محموله خود را در بندر «طرطوس» تخليه كرد، سه ماه نياز داشت تا به ايستگاه نهايي خود برسد؛ زيرا دولت مصر حاضر نشد به اين نفتكش اجازه دهد از كانال سوئز عبور كند، امري كه باعث شد نفتكش از طريق «دماغه اميد نيك» در دورترين نقطه آفريقاي جنوبي به سمت جبل‎الطارق و درياي مديترانه دريانوردي‎كند.

اين يك لحظه تاريخي شايسته جشن نه فقط در سوريه و عراق و ملت‎هاي دو كشور بلكه همه ملت‎ها است؛ زيرا نزديكي ميان دو كشور برادر به‎ويژه در سايه طرح‎هاي آمريكايي و اسرائيلي براي چندپاره كردن و ويراني كشورهاي منطقه، سزاوار جشن است.

يادآور مي‎شود ترامپ پيش از اين با تلخي گفته بود 7 هزار ميليارد دلار در منطقه خاورميانه هزينه كرديم اما وقتي رئيس جمهور آمريكا مي‎خواهد به عراق سفر كند بايد با هواپيماي چراغ خاموش، اين كار را انجام دهد.

در همين حال خبرگزاري رويتر نوشت: بازگشايي گذرگاه القائم در مرزهاي مشترك سوريه و عراق به نفع ايران به‎عنوان متحد هر دو كشور شد و عايدات زيادي براي تهران خواهد داشت. مسؤولان عراقي گذرگاه القائم را در برابر مسافران و ترانزيت تجاري پس از شش سال بازگشايي كردند و اين گذرگاه نقش مهمي در تقويت نفوذ زميني ايران به سمت بيروت خواهد داشت.

«كاظم العقابي» رئيس هيأت گذرگاه‎هاي مرزي عراق در مراسم بازگشايي اين گذرگاه تأكيد كرد كه اين اقدام نقش مهمي در بهبودي همكاري اقتصادي ميان سوريه و عراق خواهد داشت.

دولت عراق در نوامبر سال 2017 شهر القائم در استان الانبار در غرب عراق را آزاد كرد. گذرگاه القائم از سوي سوريه در شهر راهبردي البوكمال قرار دارد كه در اين كشور نيز مقر داعش بود و اين دو شهر در مسير امدادهاي راهبردي قرار داشتند. دولت سوريه با حمايت نيروهاي وابسته به ايران در سال 2017 موفق شدند تا شهر البوكمال در طول رود فرات را از اشغال داعش آزاد كند.

 سرمقاله

به كوري چشم دشمنان
«حب الحسين(ع) يجمعنا»

 علي اكبر عالميان

آنچه در روزهاي گذشته در عراق رخ داد، معجوني از دست‎هاي پيدا و پنهان مثلث «غربي، عبري، عربي» بود كه اوضاع را در اين كشور مهم منطقه، بحراني و آشوب‎زده كرده است. البته اين به اين معنا نيست كه ضعف‎هاي دولت مركزي عراق در تامين امكانات و رفاه براي مردم اين كشور را ناديده بگيريم. مردم عراق كه نزديك به دو سال است داعش را از سرزمينشان رانده و كشورشان را از اين خطر بزرگ رهانيده اند، با وجود ثروت نفتي در كشورشان، شرايط مطلوبي را سپري نمي‎كنند.كافي نبودن خدمات دولتي و فقدان شغل موجب افزايش خشم عمومي از دولت شد و اين خشم‎هاي درون ريخته شده با يك اقدام سياسي دولت يعني عزل يك افسر نظامي مورد توجه مردم، به حالت انفجار رسيد. پيش از اين نيز عراق صحنه اعتراضات مردمي بوده است اما به نظر مي‎رسد كه از لحاظ وسعت اعتراضات وميزان خسارات جاني و مالي، اعتراضات اخير داراي دامنه بحراني‎تري مي‎باشد. در سال ۱۳۹۴ تجمعاتي در راستاي اعتراض به عدم وجود برق كافي در تابستان صورت گرفت كه معترضان در ميدان التحرير شهر بغداد به شعارهايي بر ضد دولت بسنده كرده بودند. در ماه سپتامبر سال گذشته نيز اعتراضات گسترده‎اي در جنوب بصره اتفاق افتاد كه بيش از 30 نفر كشته شدند. اماكشته شدگان اعتراضات اخير بيش از 100 نفر گزارش شده‎است و اين غير از صدها مجروحي است كه در اين اعتراضات، آسيب ديده‎اند كه در نوع خود بي‎سابقه مي‎باشد. هرچند وجود مشكلاتي مانند فساد و بيكاري و شرايط بد اقتصادي در جامعه و حكومت عراق امري غير قابل انكار است ومي تواند توجيهي براي تحليل وقايع اخير در اين كشور باشد، اما وقتي به اين ماجرا از ابعاد گوناگون و زواياي متعدد نگريسته مي‎شود، مي‎توان قرايني را يافت كه نشان مي‎دهد اعتراضات اخير ريشه‎هاي خارجي دارد و يا حداقل اين‎كه دشمنان ملت‎هاي منطقه در آتش اين بحران دميده‎اند. در اين مورد چند پرسش جدي وجود دارد و آن هم اينكه: تظاهرات و تجمعات صورت گرفته در عراق چرا به يكباره به‎طور مشكوكي به خشونت كشيده شد؟ آيا اوضاع فعلي عراق بدتر از آن زماني است كه داعش بخش مهمي از اين كشور را در اشغال خود داشته است؟ پرسش ديگر هم اين‎كه چرا اين اعتراضات در استانهاي كرد نشين و سني نشين عراق كه علي القاعده مي‎تواند بستري بحران زا به شمار آيد صورت نگرفته است بلكه اين حوادث استانهاي شيعه نشين را هدف گرفته است؟ پرسش سوم هم اين‎كه چرا شعارهاي ضد ايراني در اين اجتماع اعتراضي، نسبت به اعتراضات دوره‎هاي قبل پررنگ‎تر بوده است؟
اين سه پرسش مهم وقتي در كنار هم قرار مي‎گيرد، ابعاد جديدي را در تحليل اين ماجرا مي‎گشايد و مشكوك بودن اين اعتراضات را كاملا تقويت مي‎كند. شكل گيري اين اعتراضات و دميده شدن بر آتش اين بحران آن هم در آستانه اربعين حسيني و اجتماع بي‎سابقه ميليون‎ها زائر حرم حسيني از كشور عراق و نيز ساير كشورهاي جهان و دست‎هاي پيدا و پنهان دشمنان در اين آتش افروزي، نشان مي‎دهد كه دست‎هاي خبيث آنان جهت ايجاد اختلاف بين مسلمانان به‎ويژه مردم ايران و عراق در كار بوده و شديدا به دنبال فتنه انگيزي مي‎باشد. نگارنده، قرينه‎اي بهتر از پيام توئيتري رهبر معظم انقلاب سراغ ندارد كه دقيقا هم زمان با اوج گيري اين فتنه انگيزي‎ها، انتشار يافته است. ايشان با تاكيد بر اتحاد ناگسستني دو ملت ايران و عراق، تاكيد مي‎كنند: «ايران و عراق دو ملتي هستند كه تن‎ها و دلها و جانهايشان به وسيله ايمان بِالله و محبّت به اهل‎بيت و حسين‎بن‎علي متصل به يكديگرند؛ روزبه‎روز هم اين اتصال زياد خواهد شد. دشمنان سعي بر تفرقه دارند امّا نتوانسته‎اند و توطئه آنان اثري نخواهد كرد.» همين پيام كوتاه خود تحليلي جامع است پيرامون حوادث اخير.
دشمنان ملتهاي مسلمان به‎ويژه ملتهاي ايران و عراق از همدلي بين ملت و دولت ايران و عراق بيمناك و ناخرسندند و هم زمان با نزديك شدن به مراسم عظيم راه‎پيمايي اربعين كه علاوه بر نشان دادن اقتدار جهان اسلام، به مثابه پيوند قلبي و وثيق بين ايران و عراق است، كوشيده‎اند تا با دميدن بر آتش اعتراضات، از سويي، اين راه پيمايي عظيم را كم رنگ جلوه داده و از ابهت آن بكاهند و از سوي ديگر رشته محبت بين مردم عراق و ايران را پاره كرده و از نفوذ روز افزون معنوي جمهوري اسلامي ايران در عراق جلوگيري كنند. حضور پررنگ و هر چند به ظاهر مخفيانه خارجي‎ها و به‎ويژه آمريكايي‎ها در اين اعتراضات را مي‎توان قرينه‎اي مهم در جهت آتش افروزي آنان قلمداد كرد. منابع موثق، از افزايش رفت و آمدها به سفارت‎هاي آمريكا و انگليس در كشورعراق همزمان با شروع اعتراضات اخير خبر داده‎اند. اين رفت و آمدها چه معنايي مي‎تواند داشته باشد؟ حضور كاملا محسوس برخي روزنامه نگاران آمريكايي در اين ماجرا نيز قرينه‎اي ديگر بر دخالت‎هاي بيگانگان در بحران اخير عراق است. به‎عنوان نمونه بايد به استيون نبيل، نويسنده و روزنامه‎نگار مسيحي ساكن آمريكا اشاره كرد كه به گفته منابع مطلع، عامل سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) بوده و از تحريك كنندگان و رهبران اعتراضات اخير در عراق از طريق فضاي مجازي محسوب مي‎شود. عمده نوشته‎هاي او با محتواي تحريك عليه ايران بوده و مدعي شده است كه مي‎خواهد عراق را از «استعمار ايراني» آزاد كند! او در يكي از پست‎هاي فيس بوك خود خطاب به جوانان عراقي مي‎نويسد:«...نيازي نيست كه براي اربعين غذا بپزي چرا كه راه امام حسين روشن است و گمان نمي‎كنم از سكوت تو در قبال آنچه كه در بغداد مي‎گذرد راضي باشد.» پر واضح است كه مثلث «غربي، عبري، عربي» در صدد تحت‎الشعاع قرار دادن و مرعوب ساختن مردم عراق و ساير كشور‎ها براي عدم شركت در مراسم عظيم راه‎پيمايي اربعين و همين طور كاستن از ميزان نفوذ جمهوري اسلامي در عراق هستند. اما بايد به آنان گفت كه به كوري چشم دشمنان: «حب‎الحسين يجمعنا»