صفحه بانوي مسلمان

ره يافتگان - بانوي تازه مسلمان اسكاتلندي:
به تمام امامان معصوم علاقه دارم

زينب ثاني يكي از تازه‎مسلماناني است كه مي‎گويد تا قبل از مسلمان شدن پيرو هيچ ديني نبوده است اما بر حسب يك اتفاق خوشايند مسير زندگي او به سوي مطالعه بر اديان تغيير مي‎كند تا اين‎كه با دين مبين اسلام آشنا مي‎شود. بخش‎هايي از گفت وگو با او را مي‎خوانيد:

* لطفاً خودتان را معرفي كنيد.

من زينب ثاني هستم، در اسكاتلند به دنيا آمدم اما در آلمان بزرگ شدم و همين اواخر در استراليا زندگي مي‎كردم. در حال حاضر دانشجوي حوزه علميه قم هستم.

* تحصيلات شما در چه وضعيتي قرار داشت؟

در بريتانيا همان طور كه در ايران مدرك گفته مي‎شود، در مقطع ليسانس مدرك فلسفه و زبان‎ها را گرفتم و در مقطع فوق ليسانس ادبيات مدرن اروپا خواندم. ديپلم حقوق دارم و همچنين مدرك تدريس دوره راهنمايي هم دارم.

* فرآيند مسلمان شدن شما چگونه بود؟

من رسماً ديني نداشتم. هنگامي كه به آلمان رفتم، در مورد دين مسيحيت اطلاعاتي يافتم. پس از ورود به دانشگاه در مورد دين يهود آگاهي پيدا كردم چرا كه تعدادي دوست يهودي داشتم. چند سال پيش دختر بزرگم كه اكنون سيزده ساله است و آن موقع 10 ساله بود، شروع كرد به سوال پرسيدن در مورد مرگ و اين‎كه به چه معناست و اين‎كه پس از آن چه اتفاقي مي‎افتد و من فهميدم كه اگر بخواهم آن را توضيح دهيم از طريق مسيحيت نمي‎توانم جواب او را بدهم چرا كه مسيحي نبودم. آخرين تجربه‎اي كه داشتم، اطلاعاتي بود كه از دين يهود كسب كرده بودم براي همين او را چند ماهي به استراليا بردم و اين كار اين امكان را براي من فراهم كرد تا بنشينم و گوش كنم و مشاهده كنم كه اين كار خيلي براي من خوشايند نبود. به چيزهاي توجه مي‎كردم كه خيلي عجيب به نظر مي‎آمد. بعد در يكي از جشن‎هاي يهوديان بود كه متوجه شدم رابطه من با خدا يك رابطه مستقيم است كه شايد همان عبادت كردن است. پس آن اولين بار من بود كه به‎طور خصوصي عملاً به وجود الله شهادت دادم.خيلي زود پس از آن شهادت به خداوند دادم.

در آن زمان در حال انجام دادن تحقيقات دكترا بودم و به نوعي از مشغوليت‎هاي آنلاين سياسي من گرفته شده بود. همه افرادي كه با آن‎ها در ارتباط بودم مسلمانان شيعه بودند. در نتيجه ليست‎ها و لينك‎هاي زيادي به من داده شد و من شروع به يادگيري هر آنچه بايد ياد بگيرم شدم و پس از آن مسلمان شدم.

* چه انگيزه‎اي باعث شد به ايران بياييد و دروس حوزوي را بخوانيد؟

از آن جايي كه قبلاً به‎صورت رسمي در مسجد شهادت داده بودم حدودا 18 ماه قبل يكي از دوستانم در استراليا به من پيشنهاد داد كه چرا به دوره آموزشي در ايران ملحق نشوم كه در قم و در مورد رسالت است؟ بعد مرجعي براي من پيدا كرد و من درخواست دادم و آن‎ها پذيرفتند، اما هيچ وقت نتوانستم به آن دوره آموزشي بروم چرا كه ويزاي من خيلي طول كشيد تا حاضر شود و در نتيجه من آن دوره را از دست دادم. اما وقتي ويزاي من رسيد، سريع به تهران آمدم و بعد مستقيم به مشهد رفتم و امام رضا را زيارت كردم و به چند مؤسسه در ايران رفتم و برايشان مقاله نوشتم و با افرادي كه مطالب آنلاين و كمك‎هاي آنلاين مي‎كردند ملاقات داشتم. در ابتداي سال، براي بار دوم به ايران آمدم كه كمي طولاني‎تر بود؛ چرا كه به من پيشنهاد دادند در حوزه درس بخوانم. سپس اولين مصاحبه‎ام در ابتداي سال صورت گرفت و بعد دوباره كارهاي بيش‎تري براي مؤسسات انجام دادم و بعد دوباره، دو ماه قبل آمدم كه تحصيل كنم و مصاحبه‎هاي بيش‎تري داشته باشم.

* آيا خانواده‎تان همراه شما در ايران هستند؟

من در اين‎جا تنها هستم، سه فرزند دارم كه 6، 11 و 13 ساله هستند. آن‎ها در استراليا زندگي مي‎كنند و سعي مي‎كنم خيلي سريع آن‎ها را ملاقات كنم. فرزند وسطي من كه اكنون يازده ساله است چند ماه قبل يعني حدوداً ماه ژوئن جلوي من شهادتين را گفت و مسلمان شد. ما قبلاً در مورد عبادت كردن و خدا صحبت كرده بوديم؛ يك روز بعد از ظهر پس از مدرسه او به من گفت كه مسلمان است و من فقط با او صحبت كردم كه اگر مي‎خواهد مي‎تواند شهادت رسمي را جلوي من بگويد. من با او تمرين كردم كه چطور آن را به عربي بگويد. در واقع تلفظ عربي او خيلي هم بد نبود. خلاصه ما يك روز با هم اين كار را در خانه انجام داديم.

* تا قبل از اين‎كه مسلمان شويد، پيرو چه ديني بوديد؟

من مسيحي نبودم، يهودي هم نبودم پس هيچ وقت غسل تعميد داده نشدم. پدر و مادرم افراد بدون مذهبي هستند. از وقتي كودك بودم هميشه خودم به نوعي با خدا صحبت ميكردم. قبل از اين‎كه من رسما شهادت دهم، زندگي‎نامه حضرت محمد(ص) را خوانده بودم.

* رعايت حجاب يكي از آداب مسلماني است؛ به مشكلي بر نخورديد؟

در غرب من با حجاب كامل و لباس معمولي مي‎دوم. من نزديك پارك زندگي مي‎كنم؛ به طبيعت مي‎روم، قدم مي‎زنم، مي‎دوم و زماني هم براي تفكر و دانش مي‎گذارم.

* با توجه به فرهنگي كه در غرب وجود دارد، آيا دينداري به سبك اسلامي براي مسلمانان سخت نيست؟

حتي اگر مردم خود را مسلمان يا مسيحي يا هر چيز ديگري ندانند، هميشه آن ارتباط يا نوري كه خداوند روشن برايمان روشن كرده جاري بوده است. اما من فكر مي‎كنم وقتي به‎صورت مستقيم به خداوند مي‎گوييد كه تنها به الله ايمان داريد و وقتي خودتان را تسليم الله مي‎كنيد و مي‎فهميد كه الله همه تصميم‎ها را مي‎گيرد، آرامش مي‎يابيد. پس ما با وجود اين‎كه تلاش مي‎كنيم، كار مي‎كنيم و خواسته‎هايي داريم، قرار نيست اين طور فرض كنيم كه هر چه بخواهيم به ما مي‎دهند. يك برنامه‎اي وجود دارد. آن نور است، مسيري است كه با نور روشن مي‎شود.

* تاكنون به زيارت ائمه رفتيد؟

فقط در ايران زيارت رفته‎ام. نه تنها به زيارتگاه‎هاي بزرگ مي‎روم بلكه به امام زاده‎هاي زيادي هم مي‎روم. من هنوز كسي را ندارم كه با او به حج بروم. ان‎شاءلله وقتي خانواده مسلمان بيش‎تري داشته باشم، به حج مي‎روم.

اين خيلي سخت است، مي‎دانم كه به اربعين نزديك مي‎شويم، در اين مورد خيلي صحبت كرديم، ديروز هم گفت‎وگويي داشتم و در مورد كربلا و امام حسين خيلي صحبت كردم. در مورد امام علي و حضرت فاطمه زهرا و حضرت زينب صحبت كردم. من هميشه وقتي بر مي‎گردم، در مورد امام سجاد هم صحبت مي‎كنم؛ چرا كه يك فرد معتقد فوق‎العاده ديگري در ايران هست كه به من در طول اولين ماه رمضان كمك كرد و دعاهاي آنلاين زيادي براي من مي‎فرستاد. من سخنان امام سجاد را مي‎خواندم و برايم عجيب بود. هرگاه به امام زاده‎هايي كه از فرزندان يا نوادگان امام سجاد هستند مي‎روم، به شدت احساساتي مي‎شوم. داستان‎هاي زيباي زيادي در مورد امام سجاد وجود دارد. يكي از آن‎ها اين است كه شب‎ها، ايشان از خانه خارج مي‎شدند و به 100 خانواده غذا مي‎دادند. البته كسي نمي‎دانست و ايشان هم به مردم چيزي نمي‎گفتند و بعدها مردم متوجه شدند. در مورد امام سجاد مي‎گويند كه قبل از اين‎كه غذا ميل كنند، اول مطمئن مي‎شدند كه ديگر مردم يا افراد فقير غذا براي خوردن دارند و پس از آن ايشان آن چه كه باقي مانده بود را ميل مي‎كردند.

من به تمام امامان معصوم علاقه دارم. من فكر مي‎كنم همه ما يا اكثر ما يك رابطه احساسي خاصي با يكي از امامان برقرار مي‎كنيم، اين تنها چيزي است كه مي‎توانم توضيح دهم.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
فاطمه(س) ماوراء تاريخ

براي اين‎كه تحليل صحيحي از زمانه خود پيدا كنيم بايد با عقل فاطمه‎‎زهرا(س) زندگي كنيم. شما در دقت آن حضرت عنايت داشته باشيد كه اين چه بينشي است كه در جريان حاكميت خليفة اول انحراف كلي اسلام را مي‎‎بيند در حالي كه خليفة اول، صحابي پيامبر(ص) و يار غار آن حضرت است. در ادامة خطبه خواهيد ديد كه حضرت مي‎فرمايند: با انحراف از حاكميت امام معصوم، همة كفر بر سرِكار آمده است. اين چه بصيرت و چه جرأتي است كه مي‎‎‎فهمد آن چه بر سركار آمده، كفر و شرك است، و از آن‎جايي كه اسلام مكتب نفي هرگونه شيطنتي است - اعم از كفر و نفاق - اين جريان را نفي و رسوا مي‎كند و با اين سخن نه تنها به مسلمانان واقعي نويد انهدام اين جريان را در آيندة تاريخ مي‎دهد، بلكه ما را به نزديكي بيش‎تر به اسلام واقعي دعوت مي‎كند تا ما هم بتوانيم در ادامة انقلاب اسلامي جريان كفر و نفاق را بشناسيم و در هم بكوبيم.
شما اين را بدانيد كه به فاطمه‎‎زهرا(س) نزديك نمي‎شويد مگر اين‎كه به عقيدة حضرت نزديك شويد. يعني فاطمه‎زهرا(س) يك قلب است كه اين قلب، هم فكر دارد، و هم شوق و شور عبادي و هم شعور سياسي و هركس به اندازه‎اي كه به اين عقيده و شوق و شور و شعور نزديك شود، به حضرت نزديك شده است و ماوراءِ تاريخ زمان خود، جايگاه حوادث را مي‎شناسد. به همين دليل تأكيد مي‎كنيم كه بايد فرصت مناسبي را براي فهم خطبه و تحليل جملات حضرت بگذاريد تا آرام‎آرام با تدبّر و تعمّق روي خطبه، زوايايي از آن روشن شود. بايد فهميد جايگاه فرهنگي شرك و نفاق در فرهنگ بشري پس از ظهور اسلام كجاست و چگونه مي‎توان با آن روبه‎رو شد، اين‎ها را فاطمه‎زهرا(س) به ما مي‎آموزد. شما مطمئن باشيد بنده خيلي راحت‎تر هستم كه چند تحليل سياسي از فرمايشات حضرت بكنم و شما نيز خوشتان بيايد؛ ولي در نهايت بر بينش و بصيرت شما افزوده نمي‎شود، بلكه فقط يك خاطره برايتان مي‎‎ماند. پس بايد نوع نگاه و برخورد ما با اين خطبه به‎عنوان يك مرجع تفكرِ هميشگي مدّ نظر باشد كه دائم به آن رجوع كنيم و از آن در انديشة سياسي و تاريخي خود تفكر و هدايت بگيريم.
حضرت مي‎فرمايند: وجود دين اسلام باعث شد كه گروه‎‎ها و باندهاي نفاق و كفر از هم بپاشد. به‎عنوان مثال همين حالا در جامعه ببينيد هر قدر نور توحيدي اسلام ضعيف شود، باندها و گروه‎‎‎‎‎‎هاي كفر و نفاق و ستم بيش‎تر مي‎شود. اين قاعدة هميشگي تاريخ است.
اصغر طاهرزاده

فلسفه حجاب
حريم عفاف

حقيقت امر اين است كه در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اين است كه آيا زن و تمتعات مرد از زن رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زني در هر محفلي حداكثر تمتعات را به استثناي زنا ببرد يا نه؟
اسلام كه به روح مسائل مي‎نگرد جواب مي‎دهد: خير، مردان فقط در محيط خانوادگي و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين مي‎توانند از زنان به‎عنوان همسران قانوني كامجويي كنند اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است. و زنان از اين‎كه مردان را در خارج از كانون خانوادگي كامياب سازند به هر صورت و به هر شكل ممنوع مي‎باشند.
درست است كه صورت ظاهر مسأله اين است كه زن چه بكند؟ پوشيده بيرون بياييد يا عريان؟ يعني آن كس كه مسأله به نام او عنوان مي‎شود زن است و احياناً مسأله با لحن دلسوزانه طرح مي‎شود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اين‎كه آيا مرد بايد در بهره كشي جنسي از زن جز از جهت زنا آزادي مطلق داشته باشد يا نه؟ يعني آن‎كه در اين مسأله ذي نفع است مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذي نفع‎تر است. به قول ويل دورانت:
دامن‎هاي كوتاه براي همه جهانيان به جز خياطان نعمتي است.
پس روح مسأله، محدوديت كاميابي‎ها به محيط خانوادگي و همسران مشروع يا آزاد بودن كاميابي‎ها و كشيده شدن آن‎ها به محيط اجتماع است. اسلام طرفدار فرضيه اول است.
از نظر اسلام محدوديت كاميابي‎هاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع از جنبه رواني به بهداشت رواني اجتماع كمك مي‎كند و از جنبه خانوادگي سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت كامل بين زوجين مي‎گردد و از جنبه اجتماعي موجب حفظ و استيفاي نيروي كار و فعاليت اجتماع مي‎گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب مي‎گردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آن‎ها جنبه رواني دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي جنبه اجتماعي و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.
حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‎تر و اساسي‎تري ريشه مي‎گيرد و آن اين است كه اسلام مي‎خواهد انواع التذاذهاي جنسي چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد. بر خلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذت جوييهاي جنسي به هم مي‎آميزد. اسلام مي‎خواهد اين دو محيط را كاملاً از يكديگر تفكيك كند.
حسين رشيدي، حجاب از ديدگاه آيات و روايات