صفحه سياسي

راهبرد دولت روحاني؛ قرص مسكّن به جاي عينك!

 دكتر قاسم روان‌بخش

چندي پيش براي درمان يكي از نوه هايم به پزشكي حاذق مراجعه كردم. او به‎جاي درمان بچه با مادرش صحبت كرد و براي وي نسخه پيچيد و اتفاقا چند روز بعد بچه خوب شد. پزشك پير و با تجربه براي من مثال زد و گفت اگر چشم شما ضعيف و نيازمند به عينك باشد، ولي از عينك استفاده نكنيد سردرد مي‎گيريد؛ در اين صورت سردرد شما را دو گونه مي‎توان درمان كرد: استفاده از عينك يا مصرف مستمر قرص مسكن؛ كدام راه عاقلانه است؟ او با اين مثال ما را قانع كرد كه بايد عامل شير بچه يعني مادر كه به بيماري مبتلاست درمان شود، و داروهاي مسكني را كه پزشكان قبلي براي بچه تجويز كرده‎اند دور ريخت.

حل معضل افسردگي و مشكلات روحي و رواني برخي زنان و دختران كشور نيز از همين سنخ است. چنان‎چه به اين موضوع به‎صورت سطحي نگريسته شود نسخه آن همان قرص مسكن است كه همواره سلبريتي‎ها و جريان‎هاي سياسي براي آن‎ها مي‎پيچند. برخي قرص مسكن ورود به ورزشگاه‎ها را تجويز مي‎كنند و برخي ديگر بالا بردن دوز كنسرت و كشف حجاب و برهنه شدن زنان در خيابان يا شركت در مراسم مختلط رقص و شنا را پيشنهاد مي‎كنند! ولي چنان‎چه به يك جامعه شناس و روان شناس خبره و حاذق مراجعه كنيم حل ريشه‎اي مساله را توصيه مي‎كند. زيرا آمارها نشان مي‎دهد 99درصد از خودكشي‎هاي دختران معلول مشكلات روحي و رواني است. بيش از 11 ميليون جوان كه افزون بر نيمي از آن‎ها دختران هستند از سن ازدواجشان گذشته است و علت اين وضعيت آشفته، نداشتن شغل و درآمد و... است. متاسفانه درصد معتنابهي از ازدواج‎ها نيز به طلاق مي‎انجامد كه وضعيت را به مراتب وخيم‎تر مي‎كند. آمارها نشان مي‎دهد كه در سال 97 بيش از 67 درصد از ازدواج‎هاي تهراني‎ها به طلاق انجاميده است. بسيار روشن است كه يكي از عوامل اين جدايي‎ها مشكلات اقتصادي و بخشي ديگر معلول آزادي بي‎حد و حصر فضاي مجازي است.

متاسفانه دولت به اصطلاح تدبير و اميد به‎جاي پرداختن به ريشه مشكلات، به حاشيه پردازي و قرص مسكن روي آورده است! در طول 6 سال گذشته بر لشكر بيكاران افزوده شده و درآمد مردم به يك‎سوم كاهش يافته و در عين حال دولت براي ساخت مسكن ارزان قيمت براي جوانان طرح و برنامه‎اي نداشته است. در چنين فضايي دولت به‎جاي حل معضلات جوانان و رفع مشكلات خاص و روحي و رواني آن‎ها، با فرافكني آشكار به دنبال حل مشكل در فضاي مجازي است. ديدن يك صحنه ورزشي و كف زدن و سوت زدن و بالا پريدن و پايين پريدن ممكن است براي لحظاتي جوان را به آرامش يا تخليه انرژي برساند اما اين يك قرص مسكن و تاثيرش ناپايدار است. تنها فايده‎اش اين است كه جوان را از فكر آينده و اين‎كه چه كساني موجب اين بي‎هويتي و بدبختي او شده‎اند باز مي‎دارد و براي مدتي دولت را از گرفتاري اعتراض جوانان مي‎رهاند تا روزي ديگر و دولتي ديگر....

راه حل اساسي اين است كه به ريشه يابي مشكلات جوانان بپردازيم و با حل معضلات مسكن، شغل، ازدواج و معنويت واخلاق، نشاط حقيقي را به زندگي آن‎ها باز گردانيم.

رئيس دفتر پيشين كالين پاول:
قدرت ايران در خاورميانه بايد به رسميت شناخته شود

رئيس دفتر وزير خارجه اسبق آمريكا گفت ايران سرزميني پهناور با قدرتي بزرگ است كه از قرن‎ها پيش بوده و خواهد ماند و ما بايد بپذيريم كه اين كشور قدرتي مهم در منطقه است و بايد به رسميت شناخته شود.

"لري ويلكرسون" در گفت وگوي اختصاصي با ايرنا با اشاره به بركناري "جان بولتون" از سمت مشاور امنيت ملي كاخ سفيد افزود: از خطر جنگ آمريكا با ايران كاسته شده است و رئيس جمهور آمريكا در يك سال باقي مانده تا انتخابات رياست جمهوري اين كشور، مي‎خواهد به هر قيمتي كه شده است با ايران به توافق برسد.

وي تصريح كرد: ترامپ بايد در برابر ن سعودي و اسراييل بايستد و به آن‎ها بگويد "دهانتان را ببنديد". بايد به بن سلمان و نتانياهو بگويد "بس است، خفه شويد".

اين مقام سابق وزارت خارجه آمريكا افزود: واقعيت اين است كه ايران سرزميني پهناور، با جمعيت زياد و قدرتي بزرگ است كه قرن‎هاي بسياري در اين نقطه از جهان وجود داشته و در اين منطقه باقي خواهد ماند. برعكس آن عربستان سعودي، امارات و در واقع هيچ كدام از كشورهاي شوراي همكاري خليج(فارس) عمق و ريشه‎هاي تاريخي ايران را ندارند. واقعا نمي‎توان از جايگاه ايران چشم پوشيد.

سرهنگ ويلكرسون تاكيد كرد: ما بايد اين جايگاه ايران را به رسميت بشناسيم. من نمي‎گويم دوست و رفيق نزديك بشويم اما بايد بپذيريم كه ايران، قدرتي اساسي در منطقه است كه بايد به رسميت شناخته شود.

ايرنا از ويلكرسون كه سابقه همكاري با "جان بولتون" را دارد، پرسيد كه بركناري بولتون از سمت مشاور امنيت ملي كاخ سفيد را چگونه ارزيابي مي‎كند و سياست "فشار حداكثري" عليه ايران به چه سمت و سويي خواهد رفت؟

رئيس دفتر كالين پاول پاسخ داد: با بركناري "جان"(بولتون) از نگراني من از احتمال برخورد نظامي ميان دو كشور بسيار كاسته شده است. او پس از اين‎كه رئيس جمهوري ترامپ از واكنش نظامي به سرنگون كردن پهپاد آمريكايي خودداري كرد، آشفته و به شكل فزاينده‎اي منزوي شد. من در واقع در آن مرحله احساس كردم كه از خطر درگيري نظامي كاشته شده است.

ويلكرسون تصريح كرد: تصميم ترامپ براي بركناري بولتون نتيجه ديدگاه‎هاي وي درباره مذاكرات با ايران، كره شمالي و طالبان بود.

ترامپ نيازمند يك توافق است

رئيس دفتر پيشين "كالين پاول" ادامه "فشار حداكثري" آمريكا و تروريسم اقتصادي عليه ايران را بخشي از تاكتيك مذاكراتي آمريكا در برابر ايران دانست و گفت: "برايان هوك" و "مايك پمپئو" از سياست فشار حداكثري طرفداري مي‎كنند و خواستار ادامه آن هستند. زيرا آن‎ها اين سياست را بهترين ابزار براي مذاكرات احتمالي با ايران مي‎دانند.

وي گفت: ترامپ براي توافق با ايران دست و پا مي‎زند؛ زيرا او مي‎خواهد دوباره انتخاب شود. او دنبال يك توافق ديپلماتيك با كيم جونگ اون يا ايراني هاست.

ويلكرسون افزود: تفاوت بزرگي ميان مذاكرات دوران اوباما با مذاكرات احتمالي با ترامپ وجود نخواهد داشت اما نكته اين جاست كه ترامپ به پايگاه داخلي خود اعلام خواهد كرد كه مذاكره كرده و توانسته است كه به توافقي بهتر دست يابد.

چرخش احتمالي ترامپ

سرهنگ ويلكرسون رويكرد ترامپ به ايران را با رويكرد "ريچارد نيكسون" رئيس جمهوري اسبق آمريكا به چين مقايسه كرد و گفت: وضعيت مي‎تواند شبيه زماني باشد كه نيكسون و وزير خارجه‎اش "هنري كيسينجر" به چين رفتند. نيكسون تا مغز استخوان تندرو، ضد چين و شوروي و ضد كمونيست بود. ناگهان وي از پكن سردرآورد و تنش زدايي ميان دو كشور عملي شد.

وي ادامه داد: با وجود رئيس جمهوري همچون ترامپ كه يك شبه چرخش‎هاي 180 درجه‎اي دارد، تكرار چنين سناريويي دور از ذهن نخواهد بود. او هم خيلي تندرو و دست راستي است.

برداشتن فوري تحريم ها

ايرنا پرسيد با توجه به غيرقابل اعتماد بودن ترامپ، چرا بايد ايران با او مذاكره كند؟

ويلكرسون پاسخ داد: اين‎كه چرا بايد روحاني مذاكره كند، من فكر مي‎كنم دليل آن كاهش قابل توجه تحريم‎ها باشد. تحريم‎ها بسيار بد و ناگوار هستند. برداشتن آن‎ها هميشه از وضع كردن آن‎ها، دشوارتر است.

اين ديپلمات سابق آمريكايي تصريح كرد: اما من فكر مي‎كنم با وجود ترامپ و وزير خزانه داري وي، تحريم‎هاي ضد ايراني با سرعت نسبتا بالايي برداشته خواهند شد. از اين منظر من فكر مي‎كنم اين موضوع مي‎تواند انگيزه‎اي براي رهبران ايران براي گفت‎وگو باشد.

نياز ترامپ به توافق با ايران

ويلكرسون در پاسخ به اين‎كه ترامپ به دنبال چيست چرا كه او هميشه از "توافق بهتر" با ايران سخن مي‎گويد، اظهار كرد: توافق بهتر از نظر ترامپ، يعني اين‎كه يك توافقي كرده باشد. همين!

وي توضيح داد: اگر او بتواند كه به حداكثر خواسته‎هايش در توافق برسد، اين خواسته‎ها شامل محدود كردن برنامه موشكي بالستيك ايران و كاهش جدي پشتيباني ايران از گروه‎هايي همچون حزب الله لبنان يا حوثي‎ها و همين طور كاهش حضور ايران در سوريه خواهد بود. ظاهرا اين‎ها مواردي است كه ترامپ انتظار دارد.

رئيس دفتر وزير خارجه اسبق آمريكا افزود: اما ترامپ احمق نيست كه فكر كند به همه اين‎ها در توافق با ايران خواهد رسيد. به نظرم حداقل‎هايي در اين موارد هم، ترامپ را راضي خواهد كرد.

ترامپ به دنبال انتقام از ايران

 محمد حسين ميبدي

بعد از تحقير تاريخي ترامپ توسط امام خامنه‎اي كه نماينده ويژه‎اش آبه اين‎گونه تحقير شد، ترامپ مدام به دنبال تقاص است و مي‎خواهد به نحوي از ايران انتقام بگيرد. او مي‎خواهد روح اميد را در دل آقاي روحاني و تيم غربگرايش براي مذاكره با خودش بدمد. زماني كه به تصريح يا تلويح آمادگي ديدار اعلام شود و براي ديدار تاامريكا هم بروند در دقيقه 90 مانند ديدار طالبان، آن را لغو كند و با ثبت يك تحقير جهاني براي ايران به نحوي در انتخابات امريكا نيز موفق شود.

ترامپ براي رسيدن به اين هدف سناريويي نوشته است كه بررسي آن قابل اهميت است.

1. بركناري بولتون جنگ طلب مي‎تواند براي دولت ايران اين پيام را داشته باشد كه گزينه نظامي از روي ميز كنار رفته است. بنابراين نگاه دولت امريكا به ايران يك نگاه سياسي و بازگشت به مذاكره است.

2. سخنان اخير ترامپ در جمع هوادارانش نيز بوي چنين توطئه‎اي مي‎دهد؛ وي گفته است من بدون قيد و شرط آماده ديدار و مذاكره با ايران هستم. ايراني‎ها بيش از هر زماني به ديدار با من علاقه‎مند هستند؛ چون تحريم‎ها وضعيتشان را بسيار وخيم كرده است.

3. در صورت قبول اين پيشنهاد و اعلام امادگي حسن روحاني براي ديدار و لغو آن از سوي ترامپ، اعتبار ايران در دنيا تا حدود زيادي مخدوش مي‎شود و فشارهاي سياسي اقتصادي امريكايي‎ها بر مردم افزايش خواهد يافت.

رفع تحريم نفتي با راهبرد مقاومت

تجربه نشان داده است كه بهترين نوع برخورد با تحريم‎ها و فشار حد اكثري دشمن اتخاذ راهبرد مقاومت است.

دستگيري و محاكمه شبنم نعمت زاده و متلاشي كردن شبكه اختلال و احتكار دارو، آرامش خاصي به داروخانه‎ها و مردم برگرداند.

ضرب شست انصارا... يمن به نفت سعودي نيز تحريم نفتي ايران را متوقف كرد. الان كار به‎جايي رسيده كه عربستان سعودي نه تنها 5ميليون بشكه نفت كاهش يافته است بلكه اين كشور را به وارد كننده گازوئيل و بنزين تبديل كرده است اقدامي كه ديپلمات‎هاي وزارت خارجه نتوانستند در طول 6سال فعاليت ديپلماتيك خود انجام دهند بلكه نتيجه معكوس داد و خودشان هم تحريم شدند!

قرار بود با تحريم نفتي ايران، عربستان سعودي خلأ نفت ايران را پر كند و حالا همه كشورهاي وارد كننده نفت دچار مشكل شده‎اند به‎طوري كه مجبور شده‎اند از ذخاير استراتژيك خودشان استفاده كنند ولي اين ذخائر محدود است و توليد نفت عربستان نيز چند ماهي طول مي‎كشد تا به حالت اول برگردد كه البته عمليات بعدي هم ممكن است روي امارات متحده عربي و عربستان تنظيم شود الان جهان تشنه نفت دست گدايي‎اش را به سوي ايران دراز مي‎كند و حالا وقت گوشمالي كشورهايي است كه بنا به دستور آمريكا نفت ايران را تحريم كرده‎اند.

اي كاش دستگاه ديپلماسي كشور كمي به خود مي‎آمد و از ديپلماسي ذلت به عزت و مقاومت روي مي‎آورد.

قسم حضرت عباس را باور كنيم يا دم خروس را ؟!

«الهه كولايي» از نمايندگان اصلاح‎طلب مجلس ششم در يادداشتي در روزنامه اعتماد- به مديرمسؤولي «الياس حضرتي» نماينده اصلاح‎طلب و رئيس كميسيون اقتصادي مجلس- با عنوان «كاهش ناملايمات» نوشت: «تاكيد بر حقوق انساني زنان يكي از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است كه با برجسته كردن الگوهاي ارزشمند صدر اسلام معنا پيدا مي‎كند. زنان ايراني با بهره‎گيري از درس‎هاي عاشورا و شجاعت‎هاي مثال‎زدني حضرت زينب(س) در انتقال پيام امام حسين(ع) به تاريخ بشري، حقوق انساني خود را دنبال كرده‎اند. آن‎ها در پرتوي چنين فرهنگي براي دفاع از حقوق و مطالبات قانوني خود كوشيده‎اند. بي‎ترديد حضور زنان در ورزشگاه‎ها نه بالاترين و نه مهم‎ترين خواسته آن‎ها، بلكه نمادي از پيگيري حقوق قانوني آن هاست».

كولايي در ادامه با تكرار دروغ رسانه‎هاي معاند نوشت:«در شرايطي كه هيچ قانوني تامين اين خواسته(حضور زنان در استاديوم) را منع نكرده، نهادهاي مسؤول بايد با تدبير و برنامه‎ريزي درست از حادثه تلخي كه محروم كردن زنان از حضور در ورزشگاه‎ها به وجود آورده و سبب خودسوزي دختري جوان و مرگ دلخراش او و جريحه‎دار شدن احساسات مردم شد، جلوگيري مي‎كردند. اصلا اين وظيفه حكومت است تا از چنين رخدادهاي دردناكي به سادگي پيشگيري كند».

يكي از رفتارهاي پرتكرار اصلاح‎طلبان اين است كه «تابلوي دين را بلند مي‎كنند» اما «پاسخ‎هاي غيرديني، ضدديني و التقاطي» مي‎دهند. جازدن مساله «حضور زنان به‎عنوان تماشاچي در بازي مردان» به‎عنوان «پيگيري درس‎هاي عاشورا» نيز از همين جنس است.

اين رويكرد غلط پيش از اين نيز با ادعاهايي همچون «عاشورا و كربلا، درس تعامل و مذاكره بود» و «درس عاشورا،نقد قدرت بود» و...مطرح شده بود.

اصلاح‎طلبان اين روزها در اقدامي مسبوق به سابقه، فرياد وامصيبتا براي حقوق زنان سر مي‎دهند. اين در حالي است كه در ماه‎هاي گذشته وقتي «محمد علي نجفي» سياستمدار اصلاح‎طلب، همسر دوم خود- كه ۳۰ سال از وي جوان‎تر بود- را با سلاح غيرمجاز به قتل رساند، طيف اصلاح‎طلب از «قاتلِ يك زن» دفاع كرده و او را تا حد يك قهرمان! بالا بردند و با اتهام زني‎هاي ناجوانمردانه و غيراخلاقي، به مقتول برچسب بدكاره بودن! و مهدور الدم بودن! زدند.

همين طيف اصلاح‎طلب در مقطعي كه دولت دهم پيشنهاد حضور زنان در ورزشگاه را مطرح كرده بود، به مخالفت با آن پرداخته و تاكيد كردند كه اين مساله به هيچ عنوان در ميان مشكلات و مطالبات عموم مردم جايي ندارد و مخالف نظر مراجع نيز هست. اما حالا اين طيف اين مساله را به‎عنوان مطالبه اصلي زنان ايراني جا مي‎زند.

اصلاح‎طلبان كه اكنون فرياد وامصيبتا براي حقوق زنان سر مي‎دهند، وقتي «شهيندخت مولاوردي» معاون سابق دولت روحاني در امور زنان و خانواده، پيشنهاد تأسف برانگيز «عقيم كردن زنان كارتن خواب» را مطرح كرده بود، تمام قد از اين پيشنهاد توهين آميز دفاع كردند.

اكنون بانوان ايراني در رشته‎هاي مختلف ورزشي در كشور مشغول به فعاليت بوده و رقابت‎هاي باشگاهي در حال برگزاري است. اما اصلاح‎طلبان هيچ گاه از زنان دعوت نمي‎كنند تا به‎عنوان تماشاچي به رقابت‎هاي بانوان رفته و آنان را تشويق و حمايت كنند. براي اصلاح‎طلبان اصلا مهم نيست كه براي افزايش سرانه ورزشي زنان ايراني كاري انجام دهند. استعداديابي از كودكان و نوجوانان دختر ايراني در رشته‎هاي ورزشي نيز به هيچ عنوان براي اصلاح‎طلبان دغدغه نيست.

هدف اصلي طيف اصلاح‎طلب، نه دفاع از حقوق زنان ايراني، بلكه مطرح كردن مسائل دست چندم براي تضييع حقوق زنان ايراني و خريد زمان براي دولت در «زنگ حساب» است.

جنگنده هاي قديمي F5 ايران چگونه مي توانند جنگنده هاي رادار گريز F35 آمريكا را شكست دهند؟

نشريه آمريكايي نشنال اينترست در مطلبي به قلم ديويد آكس از تحليلگران نظامي اين كشور نوشت: ماه‎هاي اخير شاهد تشديد تنش بين ايران و آمريكا بوده‎ايم كه تاحدودي ناشي از تصميم رئيس جمهور آمريكا براي خروج يك‎جانبه از توافق هسته‎اي ايران بوده است. نيروهاي مسلح آمريكا آرايه وسيعي از كشتي‎هاي جنگي، جنگنده‎ها و ادوات ديگر را در خليج فارس مستقر كرده‎اند.

در ادامه اين مطلب آمده است: جنگنده‎هاي رادار‎گريز اف- 35 نيز در منطقه حضور دارند. در صورتي كه در آينده جنگي در خليج فارس بروز پيدا كند، اين جنگنده‎هاي مدرن با ناوگاني از جنگنده‎هاي قديمي‎ايران رو‎به‎رو خواهند شد.

نيروي هوايي ايران در حال حاضر در ناوگان خود جنگنده‎هاي اف- 4، اف- 5 و اف- 14 را در اختيار دارد. در ظاهر به‎نظر مي‎رسد كه آن‎ها شانسي در مقابل پيشرفته‎ترين جنگنده كنوني دنيا نخواهند داشت. اما تاريخ و آزمايش‎هاي اخير نشان مي‎دهند كه هواپيماهاي قديمي ايران مي‎توانند جنگنده‎هاي مدرن آمريكا را شكست دهند.

در ابتدا بايد اشاره كنيم كه اگرچه جنگنده اف- 35 در سال‎هاي اخير توسعه يافته است، ضرورتا عملكرد بهتري در آسمان نشان نمي‎دهد. يكي از منابع داخل وزارت دفاع در سال 2015 گزارشي را در مورد محدوديت‎هاي اين جنگنده در نبردهاي رو در رو با جنگنده‎هاي اف- 16 منتشر كرد.

در اين گزارش پنج صفحه‎اي يكي از خلبان‎هاي آزمايشي اف- 35 مي‎نويسد: «اين جنگنده قابليت‎هاي پرواز مطلوبي ندارد». او همچنين اشاره مي‎كند كه خلبان اف- 35 نبايد در فواصل نزديك با جنگنده‎هاي دشمن درگير شود.

پيش از اين نيز بسياري از تحليلگران در مورد نقاط قوت اف- 35 در مقايسه با جنگنده‎هاي ديگر ابراز ترديد كرده بودند. البته اف- 35 داراي قابليت رادار‎گريزي است. سنسورهاي پيشرفته هواپيما به خلبان اجازه مي‎دهند كه براي شليك موشك‎هاي دور برد در موقعيت مطلوبي قرار بگيرد. اما در نبردهاي نزديك اف- 35 برتري خاصي نسبت به جنگنده‎هاي ديگر ندارد.

يك خلبان ايراني مي‎تواند در نبردهاي رو‎در‎رو در فواصل نزديك يك جنگنده رادار‎گريز اف- 35 را شكست دهد. ناوگان هوايي ايران در حال حاضر جنگنده‎هاي توانمندي همچون اف- 5 تايگر را در اختيار دارد.

يك مركز صهيونيستي:
عربستان ببر كاغذي است

به گزارش گروه بين‎الملل خبرگزاري تسنيم به نقل از سايت راي اليوم، مركز تحقيقات امنيت دانشگاه تل آويو در فلسطين اشغالي در گزارش خود به حمله اخير به تاسيسات نفتي عربستان در دو منطقه بقيق و خريص اشاره كرد و نوشت: بقيق از بزرگ‎ترين تاسيسات نفتي در نوع خود در جهان به شمار مي‎رود و اين حمله از نظر ميزان خسارت و اهميت اقتصادي آن خطرناك‎ترين حمله به تاسيسات نفتي در منطقه از آغاز جنگ اول خليج فارس به شمار مي‎رود.

اين گزارش افزود: سخن از كاهش موقت 5 ميليون و هفتصد هزار بشكه‎اي نفت يعني حدود 50 درصد قدرت توليدي عربستان است.

اين مركز تحقيقاتي رژيم اسرائيل تصريح كرد: سعودي‎ها چند سال است كه در نبردي پيچيده در يمن غرق شده‎اند. اين نبرد اخيرا در سايه افزايش حملات موفقيت آميز ارتش و كميته‎هاي مردمي يمن به اهداف عربستان و اعلام امارات مبني بر عقب نشيني نظامي از يمن دشوارتر شده است. اين امر علاوه بر آسيبي است كه به وجهه عربستان به‎عنوان «ببري كاغذي» وارد شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: اين‎كه عربستان سعودي تاكنون انگشت اتهام را درباره حملات به تاسيسات نفتي به سمت ايران نشانه گرفته است، بيانگر افزايش نگراني سعودي‎ها است. شك و ترديد درخصوص نيت دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا و ميزان آمادگي او براي اقدامي نظامي عليه ايران و به‎طور مشخص تعهد به دفاع از عربستان وجود دارد.

اين مركز تاكيد كرد: ايران برتري خود در خليج فارس و شكننده بودن رقيب اصلي منطقه‎اي خود را ثابت كرده است؛ به گونه‎اي كه به سطح اعتماد و تكيه كشورهاي عرب حوزه خليج فارس به ستون امنيتي آمريكا زيان وارد مي‎كند.اين مركز همچنين حمله به تاسيسات نفتي عربستان را پيامي براي رژيم اسرائيل دانست.

 يادداشت هفته

تحليلي درباره حمله پهبادي انصارالله يمن به آرامكو

 علي اكبر عالميان

حمله پهبادي انصارا... يمن به تأسيسات نفتي آرامكو و انهدام پالايشگاه‎هاي «بقيق» و «خريص» در شرق عربستان، قبل از اين‎كه پيامي از سوي يمني‎ها به متجاوزان سعودي و پشتيبانان آنان باشد، پيامي قاطع و غير مستقيم از سوي ايران بود؛ گرچه از قرائن به دست مي‎آيد كه اين پيام به دشمنان جمهوري اسلامي مخابره شده است.
بلافاصله بعد از اين حمله موفقيت آميز وبي سابقه، طبق معمول، انگشت اتهام به سمت جمهوري اسلامي ايران نشانه گرفته شد. گرچه ايران هرگونه دخالت در اين حملات پهپادي را رد كرده است، اما نبايد انكار كرد كه نقش جمهوري اسلامي در اين حمله موثر بوده است. آن چه عربستان و هم پيمانانش به دنبال آن هستند، اثبات دخالت مستقيم جمهوري اسلامي در حمله به تأسيسات نفتي آرامكو است،ولي آنان نتوانسته‎اند براي اين ادعاي اتهامي خود مستندي پيدا كنند، اما آن چه مي‎توان با افتخار اعلام كرد، اثبات دخالت غير مستقيم جمهوري اسلامي در اين اقدام متهورانه مجاهدين يمني است و اين همان چيزي است كه خود دشمنان جمهوري اسلامي نيز بر آن واقفند و با ادعاي كذب دخالت مستقيم ايران، درصددند تا از دخالت غير مستقيم ايران جلوگيري كنند. پر واضح است كه رژيم سعودي با اتخاذ يك خطاي آشكار راهبردي، خود را در يك باتلاقي گرفتار كرده‎اند كه خروج از آن هر روزي سخت‎تر از روز قبل مي‎شود. شاهزاده جاه طلب و ناپخته سعودي، در يك بلندپروازي ناشيانه چنان در حال سقوط در اين باتلاق خودساخته پيش مي‎رود كه گمانش را نمي‎كرد كه به اين روزگار گرفتار شود. جمهوري اسلامي توانسته است در اين معركه، سعودي‎ها را در يك تله راهبردي گرفتار كند و اين همان چيزي است كه حكام رياض را به استيصال و عصبانيت كشانده است. آنان در اين چند سال اخير هر چه در توان داشتند بر ضد ايران به كار برده اند، به‎ويژه در اين دو سال اخير، در خط مقدم جنگ اقتصادي عليه ملت ايران، به توطئه مشغول بوده‎اند. چندي قبل از آن هم وليعهد ماجراجوي سعودي، ايران را تهديدكرده بود كه جنگ وناامني را به داخل خاك ايران خواهد كشاند. دو واقعه تاسف بار ترور جمعي از شهروندانمان در رژه نيروهاي مسلح در اهواز و همچنين انفجار اتوبوس حامل پاسداران حريم مرزهاي كشورمان در زاهدان، دو اقدام ددمنشانه‎اي بود كه در راستاي وعده وليعهد سعودي، عملياتي شد. هرچند اين دو اقدام، اقدام مذبوحانه و بزدلانه‎اي به شمار مي‎رفت، اما در همان زمان نيز مسؤولان بلندپايه كشورمان و به‎ويژه رهبر معظم انقلاب، هشدار داده بودند كه پاسخي قاطع به اين ترقه بازي‎ها خواهند داد. سعودي‎ها از آن زمان به بعد هر از چندگاهي، سيلي‎هايي را از ايران خورده بودند، اما حمله اخيرپهبادي انصارا... يمن به تأسيسات نفتي آرامكو، در واقع سيلي محكم ايران بر گونه سعودي‎ها به شمار مي‎آيد.
جمهوري اسلامي ايران به‎صورت مستقيم در اين حادثه نقشي نداشته است، اما شجاعانه اعلام مي‎كند كه انصار ا... را حمايت مي‎كند چرا كه اين جريان را نماينده مردم مظلوم يمن در مقابله با تجاوزات وحشيانه چندين سال اخير سعودي‎ها مي‎داند. پرواضح است كه در ارائه مشاوره‎هاي نظامي و كمك فكري به انصارا... كه بتواند از خود دفاع كند، ايران هيچ ابائي ندارد و در اين راه از هيچ كمك مستشاري به مردم مظلوم يمن و مجاهدين اين كشور دريغ نمي‎كند. اين همان وعده‎اي است كه بارها و بارها ايران داده بود كه پاسخ سعودي‎ها را قاطعانه خواهد داد. جيغ بنفش دولت رياض و حاميان آن نشان مي‎دهد كه پاسخ يمن بسيار دردناك بوده است. ديگر مشخص شده است كه در نزد مدعيان دموكراسي، ارزش نفت بسيار بيش‎تر از خون آدمي است. آنان در اين چندين سال هيچ اقدامي در جهت جلوگيري از جنايت‎هاي سعودي‎ها در برابر ملت بي‎دفاع يمن انجام نداده‎اند ولي وقتي پاسخ قاطع يمني‎ها را دريافت كرده و با حمله به تاسيسات نفتي، منافع اقتصادي خود را در معرض خطر ديده اند، رگ غيرتشان متورم شده و به دنبال برخورد با يمني‎ها هستند. گرچه ائتلاف عربي – عبري – آمريكايي، جمهوري اسلامي ايران را مسؤول اين حمله قلمداد مي‎كند، اما كاملا مشخص است كه اين اتهام آنان نه تنها بدون سند و دليل است، بلكه قطعا جمهوري اسلامي در اين زمينه دخالت مستقيم نداشته است، انصارا... از انقلاب اسلامي ايران الگو گرفته است و ايران نيز به كمك‎هاي خود به اين جنبش ادامه مي‎دهد؛ دقيقا مانند آن چه در مورد محور مقاومت و گروه‎هاي جهادي در منطقه اعمال مي‎كند. در نهايت مي‎توان گفت كه حمله پهبادي انصارا... به آرامكو، سيلي محكم ايران بر گونه سعودي‎ها بوده است. آنان بايد به خوبي فهميده باشند كه ديگر نبايد با دم شير بازي كنند، چرا كه بازي با دم شير، عواقب ويرانگرتري به دنبال خواهد داشت.