صفحه آخر

علامه مصباح يزدي:
«طرح ولايت» ساده ترين راه براي شناخت انسان، هستي و خداست

به گزارش پايگاه اطلاع‎رساني آثار حضرت آيت‎الله مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با گروهي از دانشجويان شركت‎كننده در دوره «طرح ولايت» با اشاره به اين‎كه دوران زندگي بشر، دائماً در حال تحول بوده، گفت: در ميان اين تحولات، آنچه سبب تحول سريع شده و آثارش نيز تا مدتي باقي مي‎ماند، انقلاب ناميده مي‎شود.

آيت‎الله محمدتقي مصباح يزدي با بيان عوامل مختلف يك انقلاب، اظهار داشت: عمده انقلاب‎هايي كه در دنيا واقع شده تحت تأثير نيازهاي مادي و جسمي بوده است، البته گاهي امور جانبي ديگري هم كه جنبه ارزشي دارند، در شكل‎گيري يا شدت يك انقلاب تأثيراتي داشته‎اند. توجه به اين نكته نيز لازم است كه ارزش‎ها متفاوت‎اند؛ برخي ارزش‎ها را همه انسان‎ها پذيرفته‎اند و برخي ديگر تنها براي عده‎اي يا جامعه خاصي ارزش تلقي مي‎شود.

ايشان با اشاره به انقلاب صنعتي اروپا، خاطر نشان كرد: اين انقلاب و برخي انقلاب‎هاي ديگر سبب تحولات متعددي در جهان شد كه سلطه‎طلبي و رونق گرفتن استعمار يكي از آن‎ها از آثار آن به شمار مي‎رود. امروزه نيز برخي كشورهايي كه از نظر صنعت، تكنولوژي و سياسي، پيشرفته‎ترند، به دنبال سلطه بر ساير كشورها هستند.

استاد برجسته حوزه علميه قم با بيان اين‎كه گاهي جنگ‎ها، تحولات و انقلاب‎ها در اثر عوامل غير مادي و با رويكرد ارزشي و معنوي ـ‎صرف نظر از حق يا باطل بودن آن‎ها رخ مي‎دهد، افزود: از اين انقلاب‎ها به‎عنوان انقلاب فرهنگي ياد مي‎شود؛ جنگ‎هايي كه در نتيجه نژادپرستي واقع شده، نمونه‎اي از اين انقلاب‎هاست؛ به‎عنوان مثال جنگ جهاني دوم ريشه در نژادپرستي داشت؛ چون در واقع عده‎اي كه نژادپرستي را ارزش مي‎دانستند، بدون هيچ پايه و اساس علمي و منطقي، و صرفاً به‎خاطر اعتقادي كه ارزش منفي دارد، جنگي را به راه انداختند كه خسارت‎هاي زيادي به كشورهاي مختلف جهان وارد كرد.

ايشان با اشاره به اين‎كه برخي جنگ‎ها نيز در نتيجه عوامل ارزشي مثبت واقع شده، اظهار داشت: افرادي، ارزش‎هاي مثبتي را پذيرفته بودند و به دنبال ترويج آن بودند؛ اما كساني به‎خاطر منافع خودشان مانع انتشار اين ارزش‎ها مي‎شدند؛ دفاع گروه اول از اعتقاداتشان و ممانعت گروه دوم از ترويج اين اعتقادات سبب ايجاد درگيري و جنگ بين اين دو گروه مي‎شد؛ به عبارت ديگر تلاش براي گسترش ارزش‎هاي مثبت ايجاب مي‎كرد كه به دفاع در مقابل دشمنان بپردازند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با يادآوري نحوه شروع جنگ‎ها در صدر اسلام بين مسلمانان و مشركين، افزود: اين مشركين بودند كه ابتدا مسلمانان را از خانه‎هايشان بيرون، و آن‎ها را آواره كردند و حتي كاري كردند كه پيامبر اكرم صلوات‎الله‎عليه را مجبور به مهاجرت مخفيانه از شهر و ديار خود كردند؛ اما همه اين‎ها جنگ‎هاي عادي بود و انقلاب به شمار نمي‎رود.

ايشان در ادامه گفت: ناگفته نماند كه كساني با انگيزه‎هاي مادي و براي سلطه‎جويي و تأمين منافع خودشان به اسم دين جنگ‎هايي را انجام دادند، كه نبايد آن‎ها را به حساب دين گذاشت؛ مانند جنگ‎هايي كه امپراطوري عثماني به اسم دين انجام داد و حتي تا قلب اروپا نيز پيش رفت. خلاصه اين‎كه جنگ‎ها و تحولات گاهي صرفا با انگيزه مادي صورت گرفته، گاهي نيز ارزش‎هاي غيرمادي ديگري در آن‎ها مطرح بوده است؛ گاهي نيز انگيزه مادي موجب راه‎اندازي يك جنگ شده، اما بانيان آن اين كار را به اسم ارزش انجام داده‎اند.

اين فيلسوف و متفكر اسلامي با اشاره به اين‎كه در تاريخ گذشته به غير از حركت حضرت رسول اكرم صلوات‎الله‎عليه حركتي كه واقعاً به مفهوم جامعه‎شناختي بتوان آن را انقلاب ديني ناميد، يافت نمي‎شود، خاطرنشان كرد: در دوران معاصر نيز فقط انقلاب اسلامي يك حركت سريع اجتماعي بود كه بر اساس ايده ديني و ايدئولوژي صحيح شكل گرفت و پس از گذشت چهل سال هنوز آثارش در دنيا قابل مشاهده است.

ايشان همچنين افزود: البته براي ما ساده است كه باور كنيم عامل اصلي در اين انقلاب، دين بوده و رهبر آن نيز يك عالم ديني بوده كه براي احياي ارزش‎هاي دين قيام كرده و از روز اول تا آخر، عمده‎ترين دغدغه‎اش اسلام بود؛ اما براي يك تاريخ‎نويس و جامعه‎شناس دشوار است كه باور كند يك روحاني مذهبي بتواند چنين انقلابي را رقم بزند و مردم نيز براي دفاع از دين جانشان را به خطر بياندازند.

آيت‎الله مصباح يزدي با تأكيد بر اين‎كه كم‎تر كسي باور مي‎كرد كه اين انقلاب به پيروزي برسد، ادامه داد: احساس مي‎كنم وظيفه دارم در روزهاي پاياني عمرم مطالبي را درباره ارزش‎هاي انقلاب بگويم كه متأسفانه كم‎تر به آن توجه مي‎شود و حتي برخي از كساني كه خودشان دست اندركار اين انقلاب بودند، و در پياده كردن اين ارزش‎هاي و برقراري اين نظام نقش داشتند، آن گونه كه شايسته است، عمق اين مطالب را درك نكرده‎اند.

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: جامعه امروز ما در ادامه سير تكويني خود در دوران پرنشاط جواني به سر مي‎برد؛ يعني دوران طفوليت و خردسالي را پشت سر گذاشته و زمان رفتارهاي كودكانه و هوسبازانه‎اش گذشته است؛ اما قرار نيست هرجواني كه سالم و قوي بود، صالح هم باشد؛ خيلي از افراد از نيروي بدني و امكاناتشان سوء استفاده مي‎كنند و جنايت‎هاي عظيمي را انجام مي‎دهند؛ در طول تاريخ بشريت هم نمي‎توان برهه‎اي را نشان داد كه همه مردم يا اكثريت قريب به اتفاق افراد جامعه صالح و درستكار باشند؛ بلكه شواهد تاريخي و مؤيدات قرآني گواه عكس اين مطلب است؛ اما كساني كه از استعداد و توانمندي برخوردارند و دلسوز خود وديگران هستند، بايد راه بهره‎برداري از اين نعمت‎ها را پيدا كرده و با صبر و حوصله راه صحيح را بپيمايند و ديگران را نيز در اين مسير با خود همراه كنند.

آيت‎الله مصباح يزدي با طرح اين سؤال كه جوهره اصلي اين انقلاب چه بود، اظهار داشت: شخص حضرت امام(ره) كه پرچمدار اين انقلاب بود و ياران ايشان و كساني كه هنوز هم واقعا پيرو ايشان هستند، ادعايشان اين است كه عنصر اصلي اين انقلاب «دين» بود و معتقد بودند كه بايد ارزش‎هاي اسلامي پياده، و با دشمنان دين مبارزه شود؛ اما براي همه ـ‎مخصوصاً نسل جواني كه مي‎خواهد صرفاً تقليدكننده نباشد و براي فكر و رفتار خود به دنبال دليل متقن مي‎گرددـ پذيرش اين مسأله آسان نيست؛ لذا در همين‎جا اين سؤال مطرح مي‎شود كه آيا اصلا درست است كه دين در تحولات اجتماعي و انقلاب نقش داشته باشد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بي‎اين‎كه بسياري اعتقاد دارند، دين يك امر فردي، و محدود به دعا و مناجات انسان با خدا و نهايتاً كارهايي از قبيل كمك به فقرا و مهرباني با ديگران است، افزود: اين عده معتقدند كه دين به مسائل دنيا و سياست ربطي ندارد؛ طبيعتاً اين تعريف از دين با ديني كه امام راحل(ره) آن را تعريف كرد، بسيار متفاوت است؛ اما وظيفه ما در برابر كساني كه اين عقيده را ترويج مي‎كنند، چيست؟ آيا بايد با آن‎ها بجنگيم، يا وظيفه ديگري داريم؟

آيت‎الله مصباح يزدي ادامه داد: فكر و اعتقاد ديگران را نمي‎توان با زور و اجبار عوض كرد و نسل جوان امروز كه به درستي براي كارهايش به دنبال دليل مي‎گردد، را نمي‎توان قانع كرد كه بر اساس تقليد، اعتقادي را بپذيرند؛ چه بسا برخي از آن‎ها شيوه پدرانشان را اشتباه بدانند؛ شايد بعضي از ايشان معتقد باشند اين همه جنگ و ويراني و كشته و معلول شدن اين تعداد انسان چه فايده‎‎اي داشت؛ آيا نمي‎شد راه كم‎هزينه‎تري را براي رسيدن به اهداف انقلاب انتخاب كرد؟

اين مفسر قرآن كريم هم‎چنين گفت: حتي اگر پذيرفته شد كه دين بايد در امور اجتماعي و سياسي دخالت كند، سؤال ديگري مطرح مي‎شود اين است كه آيا روشي كه جمهوري اسلامي در پيش گرفته، روش درستي است؛ و حتي اگر روش جمهوري اسلامي را در گذشته درست بدانيم، آيا در ادامه هم بايد با همين شيوه جلو رفت، يابا تغيير شرايط بايد به گونه ديگري عمل كرد؟ آيا امروز هم لازم است از شعارهاي اول انقلاب حمايت كرد يا بايد راه‎هاي ديگري را بيابيم تا ضرر كم‎تري داشته باشيم؟

آيت‎الله مصباح يزدي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: اگر بخواهيم نسل آينده ما اسلام انقلابي را باور داشته باشد و در اين مسير تلاش كند، بايد پاسخ اين سؤالات به خوبي برايش تبيين شود؛ مخصوصاً با توجه به اين‎كه دشمنان ما دائماً چنين سؤالاتي را به شيوه‎هاي مختلف مطرح مي‎كنند و حتي اگر در ذهن جواني اين شبهات وجود نداشته باشد، دشمنان براي او اين سؤالات را طرح خواهند كرد.

اين متفكر و انديشمند اسلامي با تأكيد بر اين‎كه همه اين سؤالات جواب دارد، خاطر نشان كرد: مسأله مهم اين است كه چگونه و با چه روشي بايد به اين سؤالات پاسخ داد؟ آيا مي‎توان در پاسخ دادن به اين سؤالات، صرفاً فرمايشات مقام معظم رهبري را به‎عنوان سند قرار داد، يا مي‎توان در پاسخ به همه افراد از آيات قرآن به‎عنوان دليل استفاده كرد؟ چه بسا برخي قرآن را قبول نداشته باشند و يا كساني كه آن را قبول دارند، بگويند برداشت ما از آيات قرآن چيز ديگري است؛ چون برخي آيات قرآن متشابه است؛ مگر نه اينكه خوارج هم از آيات قرآن براي جنگ با حضرت علي(ع) استفاده مي‎كردند؟! لذا ابتدا بايد عقل انسان برخي مطالب را بپذيرد و قانع شود و سپس به وسيله عقل، به سمت قرآن هدايت شود.

ايشان با بيان اين‎كه عده‎اي معتقدند دوراني كه رهبر جامعه مطلبي را بگويد و ديگران هم بدون كم و كاست آن را بپذيرند، تمام شده است، ادامه داد: در اين‎جا لازم است به اين نكته توجه شود كه يكي از حكمت‎هاي صدور بيانيه گام دوم انقلاب اين است كه بدانيم اتفاقاً هنوز دوره انقلاب تمام نشده است؛ بلكه هنوز فقط يك گام از آن برداشته شده و اين انقلاب دائمي خواهد بود؛ چون عامل آن امري فطري و تغييرناپذير است؛ آن عامل با فراهم شدن شرايط، موجب ايجاد يك انقلاب شد، و ما بايد آن شرايط را حفظ كنيم تا آن عامل هميشه اثر خود را ببخشد و هر گامِ آن ما را به ظهور نزديك‎تر كند. البته بايد توجه داشته باشيم كه قرار نيست همگان با اين سخنان قانع شوند.

آيت‎الله مصباح يزدي با اشاره به اين‎كه زندگي مرفه و راحت يكي از خواسته‎هاي عمومي بشر است، اظهار داشت: عقل هر انساني تلاش براي رسيدن به زندگي راحت و مرفه را مي‎پذيرد؛ اما اين‎كه جان خود را براي برخي اهداف به خطر بياندازيم، بر اساس كدام منطق و كدام عقل قابل توجيه است؟

ايشان ادامه داد: روح همه دستاويزهايي كه براي تشكيك در انقلاب از آن‎ها سوء استفاده مي‎شود و با زبان‎ها و بيانات و سطوح مختلف و شيوه‎هاي متعدد(اعم از فيلم و تئاتر و شعر و مطالب علمي و...) آن را بيان مي‎كنند، يك چيز است و آن روح اين است كه ما بايد در زندگي دنيا خوش باشيم؛ يعني خوب بپوشيم، خوب بخوريم، خوب لذت جنسي ببريم و سرانجام هم راحت بخوابيم. دشمنان انقلاب هرگاه بخواهند شما از مسائل ارزشي فاصله بگيريد و در آن‎ها تشكيك كنند، همين امور را مطرح مي‎كنند. البته استفاده صحيح از نعمت‎هاي دنيوي نه تنها مذموم نيست، بلكه مطلوب است؛ اما سخن در اين است كه آيا اصل، لذت بردن از زندگي دنيا است و هدف والاتري براي انسان در نظر گرفته نشده است؟

استاد اخلاق حوزه علميه قم افزود: بر اساس نگاه اول انسان ماهيتي شبيه حيوانات دارد، و ما براي اصلاح اين رويكرد و پاسخ به اين شبهات ابتدا بايد اين مسأله را حل كنيم كه انسان ماهيتي متفاوت از حيوانات ديگر دارد.

آيت‎الله مصباح يزدي در پايان خاطر نشان كرد: ما بايد ابتدا خودمان را بشناسيم كه چه هستيم و كمال وجودي ما چيست؟ به‎عنوان مثال كمال وجودي يك شتر اين است كه بار ببرد؛ اما كمال گوسفند باركشي نيست، او بايد شير بدهد و گوشت خوب توليد كند؛ هم‎چنان كه كمال حيوانات شكارچي اين است كه بر حيوانات ديگر غالب شوند؛ حال ما بايد ببينيم كمال ما چيست؟ لذا ابتدا بايد خودمان را بشناسيم تا كمال حقيقي خود را بدانيم. در وهله بعد بايد راه رسيده به اين كمال را ياد بگيريم؛ يعني در سايه عقل، وحي را بشناسيم و با ضميمه كردن عقل و وحي ـ‎كه همان شيوه صحيح دين اسلام است پايه‎هاي مستحكمي براي شناخت انسانيت خود به دست آورده‎ايم كه مي‎توان بر روي آن‎ها بناي استواري را ساخت؛ اما اگر اين پايه لغزان باشد، هر ساختماني بر آن بنا شود، زود فرومي‎ريزد. بنابراين ابتدا ما بايد شناخت خودمان را نسبت به خود، هستي و خدا به يقين برسانيم و به نظر بنده بعد از هشتاد سال تجربه، ساده‎ترين راه براي اين كار دوره‎هاي «طرح ولايت» است.

 حديث مهدي(عج)

امام صادق عليه السلام:

سوگند به خدا! امام شما ساليان درازي غايب مي‎شود و چشم‎هاي مؤمنين در فراق او اشكباران است.
بحارالانوار، 52/147

 راه امام

از همين گريه ها مى ترسند

امام حسين با عده كم همه چيزش را فداى اسلام كرد؛ مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد و «نه» گفت؛ هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند. و اين مجالسى كه هست مجالسى است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد. بچه‎ها و جوان هاى ما خيال نكنند كه مسأله، مسأله «ملتِ گريه» است! اين را ديگران القا كردند به شماها كه بگوييد «ملتِ گريه»! آن‎ها از همين گريه‎ها مى‎ترسند، براى اين كه گريه‎اى است كه گريه بر مظلوم است؛ فرياد مقابل ظالم است.
صحيفه امام؛ ج 10؛ ص 215

 در پرتو خورشيد

همان زيلوهاي ساييده ر ا بياوريد!

مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‎ها را جمع كرديم و فروختيم و يك مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‎ها گذاشتم. تا به‎جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه كنيم. وقتي زيلوها را عوض كرديم و فرش‎ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اين‎ها ديگر چيست؟» گفتم: «زيلوها را عوض كرديم». فرمودند:«اشتباه كرديد كه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بي‎فايده ديدم و با هزار مكافات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي كه واقعاً به آن‎ها نگاه مي‎كردي، مي‎ديدي كه نخشان درآمده و ساييده شده‎اند.
سردار سرتيپ شوشتري