صفحه سياسي

هشدار نشريه آمريكايي نشنال اينترست به كاخ سفيد
آقاي ترامپ! ايرانيان پرچمدار حسين اند و تو را يزيد زمان مي دانند

مجله آمريكايي نشنال اينترست در مقاله‎اي نوشت: «صداي حسين به‎زودي در همه جا شنيده خواهد شد، ما را با جنگ تهديد نكنيد، ما زنده‎ايم ما شمشيرهايمان را كشيده‎ايم تا به شما پاسخ دهيم واژه «تسليم» از دايره لغوي ما پاك شده است». اين‎ها كلماتي است كه يك مداح شيعه با شور و حرارت در سپتامبر 2018 در ايران فرياد مي‎زد. شيعيان براي گراميداشت ماه مبارك محرم، اغلب دور هم جمع شده و به سخنان احترام‎آميز مداح درباره قهرمان بزرگ خود، امام حسين(ع) گوش فرا مي‎دهند. عاشورا - دهمين روز از ماه محرم - روز عزاداري است؛ زيرا شيعيان سراسر دنيا در آن روز، شهادت حسين و آن حماسه كربلا را... زنده مي‎كنند، واقعه‎اي كه دينشان را تبيين و ديدگاهشان را در قبال مسايل دنيا يادآوري كند. همان طور كه در ابتداي اين مديحه‎سرايي به تصوير كشيده مي‎شود، ميراث حسين همچنان به‎عنوان منبع اقتدار عمل مي‎كند، آن هم در شرايطي كه ايراني‎ها با چالش‎هايي دشوار نظير تهديدات جنگ رو‎به‎رو هستند.

در اين مطلب كه پايگاه خبري تحليلي الف، مشروح آن را ترجمه و منتشر كرده، همچنين آمده است: «اگر سياستمداران آمريكايي مصمم باشند سياستي مشخص درباره ايران تشكيل دهند، بايد بدانند كه لحاظ كردن نگرش ايراني‎ها، از جمله روان‎شناسي تاريخي و ملي آن‎ها كه سياست‎ورزي كشور را تعيين مي‎كند، بخشي جدانشدني از آن هاست. تاريخ ميراث امام حسين و اين‎كه چگونه احساسات ايراني‎ها را شكل داده، كليد مهمي براي درك ماهيت ايراني‎ها در شرايط بحران‎هاي شديد است.»

نشنال اينترست با اشاره به حماسه كربلا، نوشت:«نيروهاي يزيد كاروان حسين را در صحراي كربلا متوقف كردند. بعد از ده روز محاصره، وي يا بايد تسليم و يا همراه 72 تن از يارانش كشته مي‎شد. حسين با خودداري از تسليم، مسير شهادت را برگزيد و مانند يك شهيد، كشته شد... اين لحظه حساس دو مفهوم براي شيعيان داشت: نخست اين‎كه امام حسين سمبل كاملي از شهادت و مقاومت عليه جائران است. دوم، خودداري كوفيان از همراهي با حسين در اين جنگ، لكه ننگي براي آن‎ها بود، كساني كه قول دادند ديگر به چنين ندايي پاسخ منفي نخواهند داد... بعد از پيروزي انقلاب 1979،... جمهوري اسلامي ايران كه پرچم‎دار حسين است، همچنان خود را حامي مظلومان دانسته و با جنبش‎هاي مقاومت در سراسر دنيا، متحد شده است.»

ترامپ، يزيد مدرن

اين نشريه آمريكايي خاطرنشان مي‎كند: «دولت ترامپ و دشمنان ايران در واشنگتن، تلاش مي‎كنند وانمود كنند كه جنگ با ايران سريع و آسان است. جان بولتون مشاور امنيت ملي آمريكا پيش از سال 2019 در جمع طرفداران سازمان مجاهدين - كه زماني آمريكا آن‎ها را سازماني تروريستي ناميده بود - مدعي شد تجمع مشابهي در تهران برپا خواهد شد، به اين معنا كه سرنگوني رژيم ايران قريب‎الوقوع است. تام كاتن سناتور تندرو و جمهوري‎خواه آركانزاس كه به ضدايراني بودن مشهور است، با قاطعيت گفته بود كه آمريكا با دو حمله، در جنگ با ايران پيروز خواهد شد، «نخستين حمله و آخرين حمله.» ترامپ خود از تهديد «پايان رسمي ايران» خبر داده و گفته بود جنگ با ايران كوتاه خواهد بود.

با وجود ابراز اطمينان در اين لفاظي‎ها، شواهدي در تاييد اين امر وجود ندارد. آخرين جنگ تمام‎عيار ايران، بعد از تهاجم عراق در سال 1980 بود. صدام حسين هم مانند دولت ترامپ در آن زمان تصور مي‎كرد مي‎تواند براي پيروزي بر ايران، از نقاط ضعف ايران و بي‎ثباتي پس از انقلاب، استفاده كند. گرچه عراق در ابتدا پيروزي‎هايي به‎دست آورد و خرمشهر را اشغال كرد، اما تهاجم بيگانه مردم را تشويق به اقدام كرد و با تمركز مردم به دفاع از سرزمينشان، جمهوري اسلامي استحكام يافت.»

در ادامه اين مقاله آمده است: «در حالي كه عراق آماده‎تر، سازمان‎يافته‎تر و از حمايت قوي‎ترين كشورهاي دنيا برخوردار بود، ايران از ايدئولوژي بسيار قوي بهره‎مند بود. جمهوري اسلامي قطعا از گرايشات ديني مردم خود براي اين آرمان بهره برد. برخلاف مردم كوفه، كه حسين را در ميدان نبرد تنها گذاشتند، ايراني‎ها تسليم را نپذيرفتند و آماده شدند جان خود را فدا كنند و زير پرچم حسين جنگيدند.»

نشنال اينترست همچنين مي‎نويسد: «صدها هزار نفر از مردان و جوانان ايراني كه به قدرت اعتقاداتشان و عشق به ميهن مجهز بودند، در جنگ هشت ساله شهيد شدند. ايران با اين ايثارگري‎ها بود كه توانست قدرت دفاعي خود را افزايش داده و نهايتا خرمشهر را آزاده كرده و جنگ را به سرزمين عراق بكشاند... امروز، نيروهاي مسلح ايران كاملاً مجهز و سازمان‎يافته و گسترده‎تر بوده، از قدرت بيش‎تري در منطقه برخوردارند... ترامپ با خروج از برجام، اعمال تحريم‎هاي ظالمانه كه به مردم عادي آسيب مي‎رساند، و توهين كردن به احساسات غرورآميزشان، خود را به يزيد مدرن تبديل كرده است، يعني تصويري از بي‎عدالتي و سركوبگري... گرچه حملات پهپادي و توقيف كشتي‎ها اقدامات خطرآفرين به‎نظر مي‎رسند كه مي‎تواند به بروز مناقشه بينجامد، اما چنين اقداماتي در چارچوب كاملاً دفاعي ديده مي‎شود؛ زيرا ايران در حال دفاع از سرزمين و آب‎هاي خود است.»

ترامپ مراقب باشد به سرنوشت صدام گرفتار نشود

اين مجله آمريكايي تأكيد مي‎كند: «جايي براي تسليم وجود ندارد. حماسه كربلا ميراث مقاومت عليه بي‎عدالتي است كه قهرمان اصلي آن به‎خاطر مخالفت با استبداد بسيار قابل احترام است. لحظه قرباني شدن حسين، وي را ماندگار ساخت. در هرگونه تحليل از هزينه‎هاي جنگ با ايران، ضروري است قدرت اين تصويرپردازي در نظر گرفته شود.»

نشنال اينترست در پايان با اشاره به اين‎كه دولت ترامپ بايد با تدبير عمل كرده و به سياست «فشار حداكثري» خود پايان دهد، تصريح مي‎كند: «ترامپ بايد تجربه صدام حسين را به ياد داشته باشد كه تقريبا چهل سال پيش به ايران حمله كرد؛ وي بايد هشيار باشد تا به سرنوشت او گرفتار نشود.»

هشدار كارشناسان نسبت به تبعات طرح مسكن مشاركتي دولت

برخي نمايندگان مجلس و كارشناسان مسكن، نسبت به تبعات طرح دولت موسوم به اقدام ملي يا همان ساخت مسكن به شيوه مشاركتي هشدار دادند.

5 شهريور ماه، پس از گذشت شش سال از دولت تدبيرو اميد، بالاخره ساخت مسكن در دستور كار قرار گرفت و عمليات اجرايي ساخت 110 هزار واحد مسكوني طرح اقدام ملي با حضور رئيس جمهور آغاز شد. طرح اقدام ملي ساخت مسكن، با هدف ساخت 400هزار واحد مسكوني تا پايان سال 1400، در برنامه وزارت راه و شهرسازي قرار گرفته است. در اين طرح قرار است، ۲۰۰ هزار واحد در شهرهاي جديد، ۱۰۰ هزار واحد در قالب پروژه‎هاي باز آفريني شهري و ۱۰۰ هزار واحد در شهرهاي بالاي ۲۵ هزار نفر توسط بنياد مسكن انقلاب اسلامي اجرايي شود.

در همين راستا علي نبيان، مديرعامل سازمان ملي زمين و مسكن در ارتباط با جزئيات طرح اقدام ملي، بيان كرد: در سال رونق توليد، سازمان ملي زمين و مسكن نيز طرح اقدام ملي را در قالب پروژه‎هاي مشاركتي ساخت واحدهاي مسكوني با مشاركت بخش خصوصي را آغازكرده است.

بنابر جزئيات اعلام شده، قرار است نيمي از واحدهاي طرح اقدام ملي به شيوۀ مسكن مشاركتي ساخته شود. در اين شيوه انبوه ساز به‎عنوان شريك دولت در واحدهاي ساخته شده سهيم است. در حقيقت دولت با در اختيار قراردادن زمين رايگان به انبوه‎ساز، از او مي‎خواهد كه عمليات ساخت را انجام دهد. پس از اتمام پروژه هر بخش به نسبت آورده اوليه خود، مالكيت واحدهاي مسكوني را بدست مي‎آورد. بر اساس جزئيات ارائه شده توسط دست‎اندركاران وزارت راه، به دليل ارزش كم زمين، درمحل احداث پروژه‎هاي مشاركتي، ممكن است تا 75 درصد از واحدها به انبوه‎ساز برسد.

واگذاري مالكيت تعداد زيادي واحد مسكوني به انبوه‎ساز، فضاي سوداگري فراواني به وجود مي‎آورد. چرا كه انبوه‎ساز مي‎تواند با احتكار واحدهاي تكميل شده در دوران ركود و فروش در دوران جهش قيمت‎ها دست به سوداگري در پروژه بزند.

در حالي دولت، اصرار به استفاده از شيوۀ مسكن مشاركتي در طرح اقدام ملي دارد كه انتقاداتي از سمت برخي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به اين طرح وارد شده است.

انتقاد نمايندگان مردم از طرح اقدام ملي

در همين راستا هادي بهادري، نائب رئيس‎كميسيون عمران مجلس، با بيان اين نكته كه در طرح اقدام ملي تنها عرضه مسكن لحاظ شده است، گفت: متاسفانه دولت در بحث سوداگري نگاه منفعلانه دارد. به نظر مي‎رسد وزارت راه و شهرسازي، تمركز خود را تنها بر روي افزايش عرضه گذاشته است.

همچنين علي اكبر كريمي، عضو كميسيون اقتصادي مجلس نيز با انتقاد از روش احداث مسكن به شيوه مشاركتي افزود: وقتي شما قرارداد مشاركتي مي‎بنديد، عملا زمين در دست طرف مشاركت(شريك دولت) حبس مي‎شود، هيچ تضميني براي اتمام به موقع اين پروژه از سوي طرف مشاركت وجود ندارد؛ چون اگر سازنده به هر علتي از جمله ركود بازار، پايين بودن قدرت خريد مردم و ناتواني در تأمين آورده‎ها و همچنين پايين بودن توان مديريتي، كار را بخواباند، واحدهايي كه مردم قرار است بگيرند، بلاتكليف مي‎شود.

يكي ديگر از نقاط ضعف پروژه‎هاي مشاركتي، تاخير در زمان اتمام پروژه است. با توجه به هدف‎گذاري دولت براي بهره‎برداري از طرح اقدام ملي تا پايان سال 1400، مسكن مشاركتي، دولت را به هدفش نمي‎رساند، در همين خصوص علي اكبركريمي، به انگيزه بالا در تأخير در اجراي اين مدل پروژه‎ها نيز‎اشاره كرد و گفت: هرچه پروژه مشاركتي طولاني‎تر شود، ارزش سهم دولت به واسطه آن زميني كه داده شده عملا براي دولت پايين مي‎آيد و سهم انبوه ساز(طرف مشاركت) در طي زمان بالا مي‎رود و مي‎تواند واحدهاي خود را گران‎تر بفروشد. نكته بعدي اين‎كه هيچ نظارتي الزاما بر كيفيت ساخت و بحث مصالح و رعايت اصول علمي در ساخت وجود ندارد. چون هيچ مكانيزمي براي نظارت دولت وجود ندارد.

بخش خصوصي در طرح اقدام ملي وارد نشده است

وزارت راه و شهرسازي، يكي ازدلايل استفاده از شيوۀ مشاركتي ساخت مسكن را جذابيت اين طرح براي انبوه‎سازان مي‎داند. اين درحاليست كه انبوه‎سازان در نامه‎اي، ضمن ارائه 42 ايراد نسبت به قراردادهاي مسكن مشاركتي، اين طرح را فاقد جذابيت تلقي كرده‎اند. در اين راستا، جمشيد برزگر، رئيس‎كانون سراسري انجمن‎هاي صنفي كارفرمايي انبوه‎سازان، با بيان اينكه، حضور نهادهاي دولتي و شبه‎دولتي در طرح اقدام ملي، فضا را براي بخش خصوصي واقعي بسته است، گفت: قرارداد پيشنهادي وزارت راه و شهرسازي قابليت پذيرش ازسوي بخش خصوصي را ندارد و به‎نظر مي‎رسد دولت تصميم دارد خودش اين كار را انجام دهد.

برزگر در پاسخ به اين سؤال كه چرا انبوه‎سازان بخش خصوصي در اين پروژه مشاركت نكردند؟ گفت: ما با مديرعامل سازمان ملي زمين و مسكن جلسه گذاشتيم و نظر خود را درباره اصلاح قرارداد اعلام كرديم و آنها نيز وعده اصلاح دادند اما هيچ اقدامي در اين زمينه انجام نشد و به‎نظر مي‎رسد توجهي به نظر بخش خصوصي نشده است.

محمد عنايتي، كارشناس عمران، هم بابيان اين نكته كه طرح مسكن مشاركتي، انگيزه‎اي براي انبوه‎ساز به وجود نمي‎آورد تا به صنعتي سازي ساختمان بپردازد، گفت: در پروژه‎هاي مشاركتي سود ناشي از فروش مسكن آنقدر زياد است كه انبوه‎ساز تلاشي در جهت كاهش هزينه ساخت با استفاده از تكنولوژي‎هاي به روز نخواهد كرد.

عنايتي در ارتباط با راهكارهاي مناسب توليد انبوه مسكن، افزود: درحقيقت سياست‎گذاري دولت بايد در راستاي مدل‎هايي باشد كه امكان دخالت انبوه‎ساز در عرضه مسكن سلب شود. اين يعني دولت به‎عنوان نهاد سياست‎گذار از مالك شدن انبوه‎سازان جلوگيري كرده و همچنين فعاليت آنها را به ساخت مسكن محدود كند.

انديشكده آمريكايي:
موشك هاي ايران مي تواند آواكس هاي آمريكا را شكار كند

انديشكده مطالعات واشنگتن با اشاره به سامانه باور 373 كه اخيراً رونمايي شد، نوشت: آمريكا نبايد تهديدهاي راهبردي بلندمدتي را كه اين سامانه در پي دارد، دست‎كم بگيرد.

ايران توانايي دفاع هوايي خود را براي نقش منطقه‎اي احتمالي توسعه مي‎دهد سيستم موشكي تازه رونمايي شده از سوي ايران مي‎تواند تمايل ديرينه اين رژيم براي ايجاد يك چتر AD2A(سلاح‎هاي پيشرفته عدم دسترسي) در خليج فارس و استقرار موشك‎هاي ضدهواپيما در كشورهاي ديگر را بيش‎تر كند.

ايران سرانجام از موشك «باور 373» رونمايي كرد، يك سامانه پدافند هوايي با برد طولاني كه قابليت‎هاي آن ظاهراً از نظر فني از 3۰0 S روسي يا «پاتريوت» آمريكايي بهتر است. اين‎كه آيا «باور» واقعاً مي‎تواند با مشخصات ادعا شده در اين زمينه مطابقت داشته باشد يا خير، نگراني‎هاي بسياري در مورد نحوه استفاده از اين سيستم ايجاد مي‎كند.

باور مي‎تواند حداكثر 300 هدف را در يك زمان و در برد 300 كيلومتري رديابي كند و همزمان 60 مورد از آن‎ها را رديابي كرده و با شش تاي آن درگير شود، چه هواپيما و چه موشك بالستيك. حتي اين امكان وجود دارد كه يك رادار بزرگ‎تر از منطقه نظارت با برد ادعا شده 450 كيلومتر نيز در آن گنجانده شود.

ايران 2 ماه پيش، از سيستم پدافند هوايي ديگري هم رونمايي كرده بود؛ موشكي مشابه با برد كوتاه به نام «15 خرداد». تهران مي‎گويد اين سيستم مي‎تواند 6 هدف متعارف را تا 100 كيلومتر دورتر و اهداف مخفي تا 45 كيلومتر دورتر را شناسايي و رديابي كند و با آن‎ها درگير شود.

در مورد عملكرد واقعي اين دو سيستم هيچ اطلاعات قابل تأييدي در دست نيست، اما حمله 20 ژوئن(خردادماه) به يك هواپيماي بدون سرنشين شناسايي نيروي دريايي ايالات متحده بر فراز آب‎هاي تنگه هرمز توسط يك سيستم مشابه‎صورت گرفته بود.

رونمايي از باور در پي سال‎ها تلاش و سرمايه‎گذاري ايران در دو جبهه مرتبط بوده است؛ توسعه طيف وسيعي از سيستم‎هاي موشكي متحرك براي شبكه پدافند هوايي جمهوري اسلامي و تلاش براي استقرار رو به جلو آن‎ها در سرزمين‎هاي متحدان با هدف تضعيف غرب و اسرائيل. به گفته تهران، اين سيستم‎هاي جديد سبك و قابل انعطاف هستند، مي‎توانند در مدت كوتاهي براي عمليات آماده شوند، به‎صورت خلاقانه مورد استفاده قرار گيرد و به پشتيباني محدود نياز دارند.

در اوايل سال 2018، ائتلاف به رهبري عربستان سعودي در يمن يك موشك «صياد2» را كشف كرد كه شبيه هماني بود كه به تازگي پهپاد آمريكايي را سرنگون كرد. اين موشك به ظاهر براي حوثي‎ها ارسال شده بود كه مي‎توانست با استفاده از GPS و ساير سيگنال‎هاي كنترل ترافيك هوايي به‎صورت كاملاً بي‎سر وصدا، هدفگيري كند. در صورت به‎كارگيري كارآمد(اعم از حوثي‎ها يا اپراتورهاي ايران يا حزب‎الله)، اين موشك مي‎توانست اهداف با ارزشي مانند هواپيماي بزرگ «آواكس» يا هواپيماهاي سوخت‎رسان را نشانه رود و تبليغات بسياري براي حوثي‎ها به‎راه اندازد.

تهديدهاي راهبردي بلندمدت ناشي از چنين تحولاتي نبايد ناديده گرفته شود. ايران حالا مسلح به تعداد بيش‎تري آتشبار موشكي جديد است كه در مقايسه با اس 300 قابليت حمل آسان‎تري دارد. ايران همچنين به‎طور بالقوه مي‎تواند چتر سلاح‎هاي عدم دسترسي و انكار ناحيه را بر روي همه خطوط حمل و نقل از خليج فارس تا خليج عمان بگستراند. اين فناوري جديد همچنين مي‎تواند به رژيم كمك كند موشك‎هاي جديد بالستيك با قابليت مانور بيش‎تر بسازد و آن‎ها را در برابر حملات هوايي كارآمدتر كند. ايران حتي ممكن است نسخه‎هاي موشك‎هاي صياد خود را توسعه داده و آن‎ها را مورد آزمايش قرار دهد و گزينه‎هاي تهديد منطقه‎اي خود را بيش‎تر كند.

در ماه مه(ارديبهشت) و ژوئن(خرداد) سال 2019، دو فرمانده ارشد نظامي عراق از ايران بازديد كردند و در مورد تقويت همكاري‎هاي دوجانبه پدافند هوايي گفت‎وگو كردند. علاوه بر آموزش‎هاي مشترك بالقوه و تهيه و توليد مشترك سيستم‎هاي پدافند هوايي و نظارتي، اين همكاري مي‎تواند شامل يك برنامه نظارت بر ترافيك هوايي و نظارت بر بخش هوايي باشد. گزينه دوم ممكن است دسترسي ايران به داده‎هاي الكترونيكي حساس عراق باشد كه به نوبه خود مي‎تواند به امنيت عملياتي ارتش ايالات متحده آسيب برساند.

علاوه بر اين، ايران در سال 2017 توافق‎نامه‎اي براي تبادل اطلاعات با بغداد و تهيه تسليحات در مبارزه با داعش امضاء كرد. اين توافق مي‎تواند بهانه‎اي براي تحويل سخت‎افزارهاي نظامي به عراق باشد.

دقيقا از كدام تدبير حرف مي زنيد؟!

گويا آقاي نوبخت در ميان مردم نيست كه از تدابير اقتصادي دولت حرف مي‎زند.

سايت اصلاح‎طلب «خرداد» ضمن انتشار اين مطلب نوشت: حكايت مي‎كنند روزي مردي مستمند در گوشه‎گذري نشسته و تمناي نان و آب مي‎كرد، دكان‎دار كه ناخشنود از حضور مرد سائل در محل كسب و كار خود بود، حجم عظيمي آب بر محل نشست آن مرد گدا ريخت تا او نتواند در آن‎جا بيتوته كند. مرد سائل كه اين وضع را ديد به او گفت پدر جان من آب خواستم اما نه ديگه اين‎قدر!

حال حكايت وضعيت اين روزهاي تيم اقتصادي دولت و ميدان‎داران اصلي آن است. مردم به جهات مختلف با تنگنا و فشار روبرو هستند.

حال در چنين فضايي گاهي برخي اظهارنظرهاي عجيب و غريب دولت مردان به مثابه سرريز كردن آب بر خانه و كاشانه آنان است تا آن‎كه در تشنگي و فشار اين روزهاي تابستان گلوي آنان را تازه و خنك كند.

محمدباقر نوبخت، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه كه يكي از مهم‎ترين(اگر نگوييم بازيگر اصلي) تيم اقتصادي دولت است، در آخرين اظهارنظر خود فرموده‎اند: «باد قيمت‎ها را پايين نياورده بلكه ثبات در بازار ارز نشان از تدبير و مديريت دارد» ايشان در ادامه نيز تصريح كرده‎اند كه: «سياست‎هاي دولت به‎صورتي بوده كه به سفره مردم دقت داريم و تلاش مي‎كنيم به آن‎ها كمك كنيم».

درست است كه به مدد بارش نزولات جوي پر و پيمان در سال آبي اخير مشكل درياچه اروميه تا حدود زيادي حل شد اما گويا آقاي نوبخت سيري در وضعيت اقتصادي مردم و حضور در بازارهاي مختلف ندارد كه نمي‎داند، قيمت بسياري از كالاها نه فقط پايين نيامده كه هر روز در مسير صعودي قرار دارد و اين دقيقاً يكي از مهم‎ترين انتقادات به تدابير اقتصادي دولت است كه چرا نتوانسته به رغم كاهش قيمت ارز قيمت كالاها و اجناس را هم منطبق با آن پايين بياورد، نشان به آن نشاني كه براساس آمار بانك مركزي تورم ساليانه در رقم باورنكردني 42 درصد در مرداد ماه امسال گزارش شده است.

نكته جالب‎تر آن‎كه تحليل‎گران اقتصادي معتقدند قيمت واقعي دلار با همه شرايط موجود بيش از هشت هزار تومان نمي‎تواند باشد و همين الان كه قيمت روي كانال يازده هزار تومان است، خود نشانه‎اي از سياست‎هاي غلط دولت است. بگذريم كه مافياي واردات و انحصارهاي خاص حتي نگذاشته كه قيمت كالاها مطابق با كاهش قيمت ارز پايين بيايد و سود خالص اين عزيزان مخدوش شود.

حال بايد از آقاي نوبخت پرسيد كه از كدامين تدبير سخن مي‎گويد؟ فرض بگيريم كه قيمت ارز هم با تدابير دولت از قيمت فضايي چند صباح پيش، 40 درصد كاهش يافته! تأثير آن دقيقاً بر سفره و معيشت مردم با تورم چهل و دو درصدي كجاست؟

آقاي نوبخت همچنين خوب است توضيح دهند نتيجه تلاش‎هايي كه از آن دم مي‎زنند، كدام است و به‎طور ملموس از روند اين تدابير و تلاش‎ها با مردم سخن گفته و حداقل به اصحاب رسانه كدهاي مربوطه را ارائه دهند!

و البته دو صد گفتار چون نيم كردار نيست!

ظريف از كدام «انقلابي زيركولرنشين» سخن مي گويد؟!

روز يكشنبه (۱۰ شهريور) مصاحبه‎اي از محمدجواد ظريف، وزير خارجه كشورمان، با روزنامه دولتي ايران منتشر شد كه حاوي نكات بسيار قابل تاملي بود.

آقاي ظريف در اين مصاحبه، به زعم خود، از خجالت منتقدان دستگاه ديپلماسي درآمدند و به صراحت خود را از بابت قرار گرفتن در ليست تحريم، در نقطه مقابل آمريكا و مذاكره‎كنندگان قبلي را احتمالا در خط آمريكا جلوه داده است. به اين بخش از اظهارات ظريف توجه كنيد:

"واقعيت دنيا را نگاه كنيد الان امريكاست كه شكست خورده است و ديپلماسي پيروز شده است. دوستان ما اعتقاد دارند كه امريكا بزرگ‎ترين معاند انقلاب و كشورماست در حالي كه بايد ببينند كه وقتي خودشان سال‎ها عليه امريكا شعار دادند و با ديپلماسي مخالفت كردند، تحريم شدند؟ آيا امريكا اقدامي عليه آن‎ها انجام داد؟ آيا آمريكا از آن‎ها ترسيد كه تحريم‎شان نكرد يا دوستان ما ضرري براي اين كشور نداشتند كه تحريم نشدند. من دوست ندارم از خودم تعريف كنم، اما تحريم نشدن كساني كه فريادهاي ضد امريكايي‎شان گوش فلك را كر كرده است، نشان مي‎دهد كه امريكا هيچ مشكلي با آن‎ها ندارد و كار ايشان مشكلي به وجود نمي‎آورد."

و باز با همين استدلال، در بخش ديگري، تحريم شدن خود و تحريم نشدن ديگران را دليل بر حقانيت خود گرفت: " من نمي‎دانم اين دوستان تا چه زماني مي‎خواهند دستاوردهاي كشور را به اين شكل زير سؤال ببرند و تخطئه كنند وغرور مردم را به بازي بگيرند. بايد ديد چه دستاوردي دارند. اگرقرار بود من خط امريكايي‎ها را پياده كنم، چرا امريكا من را تحريم كرده است؟ اگر قرار بود من به‎دنبال سياست‎هاي امريكا باشم، چرا امروزهمه آقايان و همه كساني كه قبل از من مذاكره كردند، هيچ كدام تحريم نشدند و فقط من تحريم شدم؟ اگر منويات امريكا را اجرا كردم، چرا آقايان تحريم نشدند و من تحريم شدم؟ يكي مي‎گفت ما انقلاب كرديم، مردم شهيد شدند. حالا ظاهراً اين طور است كه آقايان انقلاب مي‎كنند، ما تحريم مي‎شويم."

به گزارش مشرق، اين اظهارات در حالي مطرح مي‎شود، كه نزديك سه دهه است كه چهره‎هاي پرشمار نظامي، امنيتي و سياسي جمهوري اسلامي ايران كه عمدتا وابسته به جريان انقلابي بوده و هستند، به بهانه‎هاي واهي از قبيل حقوق بشر و تروريسم، و در واقع به واسطه تلاش براي اقتدار ايران و تأمين امنيت مردم ايران و مقابله با سلطه بيگانگان، تحريم شده‎اند و ليست اشخاص حقيقي و حقوقي تحريم شده توسط دولت آمريكا، فهرست بلندبالايي است كه آقاي ظريف به تازگي افتخار پيوستن به اين ليست را پيدا كرده است.

از قضا، بسياري از قديمي‎هاي اين فهرست، كساني هستند كه نه نام و چهره آن‎ها رسانه‎اي است و نه از بابت قرار گرفتن در ليست تحريم‎هاي آمريكا به واسطه پيگيري منافع ملت ايران، طلبكار هستند، بلكه در گوشه و كنار اين مملكت، در شرايط سخت و در گمنامي در حال تقويت بنيه كشور در حوزه‎هاي مختلف بوده و هستند.

ظريف زماني در فهرست تحريم قرار گرفت كه بعد از جنون ترامپ در دشمني با ملت ايران و عيان شدن پيمان‎شكني اروپايي‎ها در انجام تعهدات، وي هم بعضا به برخي مواضع «دلواپسان»(لقب دولتي‎ها براي منتقدان) در تريبون‎هاي بين‎المللي اذعان كرد و در مواضعي انقلابي(و قابل تقدير) انتقادات نسبتا تندي را متوجه شخص ترامپ و تيم او(بولتون و پمپئو و...) كرد. در واقع تيم تندروي حاكم بر كاخ سفيد، مي‎خواست با اين تحريم به ظريف هشدار بدهد كه كوچك‎ترين موضع انقلابي را از زبان «ديپلماتي» چون ظريف نمي‎پسندد و واكنش نشان خواهد داد.

اين در حالي است كه بعد از قرار گرفتن نام ظريف در فهرست تحريم آمريكا، حتي منتقدان جدي هم براي نشان‎دادن همدلي و همبستگي در برابر دشمن، از حجم انتقادات خود به طرز معناداري كاستند و حتي ابراز حمايت از وزير خارجه كشورمان كردند. حتي اين‎كه سردار سليماني به ديدار ظريف رفت و از او دلجويي كرد، دقيقا در همين بستر معنا مي‎يافت، وگرنه كيست كه نداند اصرار بي‎منطق و خطرناك دولت و دستگاه ديپلماسي براي پذيرفتن ضمايم FATF در وجه اولي، به حوزه كاري سردار سليماني به‎عنوان فرمانده نيروي قدس در منطقه ضربه مي‎زند و حتي خود سردار را آماج قيد و بندهاي تعهدات بين‎الملي غيرضروري و نالازم مي‎كند.

به هر حال، پرداختن به تك تك دعاوي و اظهارات ظريف بر‎اي مصاحبه، مقاله‎اي مستقل مي‎طلبد، اما آن‎چه در اين مجال مورد بحث است، طعنه‎اي بود كه وزير خارجه نثار منتقدان انقلابي كرد. او ابتدا، خود را در جايگاه يك سياستمدار «مظلوم» و «ايثارگر» تصوير كرد: " من از دوگانه‎سازي در كشور ابا دارم و براي اين‎كه اين دوگانه‎سازي هم شكل نگيرد تاكنون تحمل كردم از اين به بعد هم تحمل مي‎كنم اما به شما مي‎گويم كه دوستان يقيناً اشتباه مي‎كنند. اگر ديپلماسي و تلاش‎هاي شبانه روزي همكاران من نبود حتماً كشتي ايراني آزاد نمي‎شد كما اين‎كه اگر مقاومت مردم ايران هم نبود ديپلماسي هيچ پشتوانه‎اي نداشت."

سپس در طعنه‎اي آشكار و با به كارگيري اصطلاح «انقلابيون ايركانديشن»، افزود: " دوستاني كه سعي مي‎كنند يكي از پايه‎هاي قدرت جمهوري اسلامي ايران را به سخره بگيرند هيچ خدمتي به كشور و مقاومت نمي‎كنند. اگر دوستان ما معتقدند نمره مذاكره صفر و نمره مقاومت ۲۰ است ديگر ما نزديك‎تر از سيد حسن نصرا... و سردار سليماني به مقاومت نداريم حداقل ببينند آن‎ها چه نمره‎اي به ديپلماسي مي‎دهند و آن‎ها چه ارتباطي با بنده دارند. پيام آقاي نصرا... را ببينند. آيا آقاي نصرا... نماينده مقاومت است يا حضراتي كه در اتاق شان نشسته‎اند و زير كولر شعار مي‎دهند؟ انقلابيون ايركانديشن(زيركولرنشين) مقداري از انقلابيون واقعي ياد بگيرند."(۱)

طعنه و كنايه زدن به منتقدان البته مشي و روش حسن روحاني و باقي دولتمردان است، اما زدن طعنه «زير كولري» به منتقدان، از جانب چهره‎اي با عقبه و سابقه ظريف، بيش از «جدي» بودن، به يك شوخي شبيه است. شايد مروري به زندگي و سوابق كاري آقاي ظريف خود به قدر كافي گوياي واهي و تبليغاتي بودن چنين طعن و كنايه‎هايي باشد.

مروري بر زندگي لاكچري ظريف

محمدجواد ظريف در تاريخ ۱۷ دي ماه سال ۱۳۳۸، در يــك خــانواده مــذهبي ســنتي و نسبتاً ثروتمند در تهران متولد شد. پدر وي از تاجران امور نساجي بود. محمدجواد ظريف تحصـيلات ابتـدايي و متوسـطه خـود را از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ در دبسـتان و دبيرسـتان علـوي تهران گذراند ولي پيش از پايـان تحصـيلات دبيرسـتاني و بـه دليـل شـرايط سياسـي و امنيتـي در سال ۱۳۵۵ با ويزاي دانشجويي بـراي ادامـه تحصــيل به ايالات متحده عزيمــت كــرد و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۶ در كالج مقدماتي درو در ايالت سانفرانسيسكو در حال تحصيل بود.

پدر آقاي ظريف از مذهبيون سنتي و البته بسيار محافظه‎كار بود كه بنا بر قول خود ظريف، هيچ‎گاه اجازه ورود مسايل سياسي به خانواده‎اش را نمي‎داد. از جمله، پدر مرحوم آقاي ظريف به شدت مخالف خط مشي انقلابيون مسلمان عليه حكومت شاهنشاهي بود، تا آن حد كه وقتي محمدجواد نوجوان در مدرسه علوي به واسطه آشنايي با برخي دانش‎آموزان سياسي، كتاب‎هايي از قبيل كتب دكتر شريعتي يا صمد بهرنگي مي‎خواند، اين ماجرا به شدت خانواده‎اش را نگران كرد و به فكر چاره‎جويي افتادند. از دل اين چاره‎جويي، فرستادن محمدجواد به خارج از كشور براي تحصيل(حتي پيش از پايان دوره دبيرستان) بيرون آمد. جواد ظريف در سال ۵۵، يعني زماني كه هنوز آتش انقلاب شعله نزده بود، از كشور خارج شد و در جريانات انقلاب در داخل كشور، هيچ حضوري نداشت. خود ظريف مي‎گويد: "من قبل از انقلاب اسلامي براي ادامه تحصيل به آمريكا رفتم و در دوره حكومت گذشته فكر نمي‎كردم وارد اين رشته بشوم و خودم هم احساس نمي‎كردم مصلحتم باشد كه وارد اين رشته بشوم، براي همين از آن‎جا كه رياضياتم خوب بود و رشته رياضي هم خوانده بودم، بعد از اين‎كه ديپلمم را در خارج از ايران گرفتم، مشغول تحصيل در رشته كامپيوتر شدم. لذا با خانواده ام اختلافي نداشتيم و آن‎ها هم از تحصيل من در اين رشته راضي بودند و من هم به رشته كامپيوتر بي‎علاقه نبودم و كماكان هم به مباحث كامپيوتري و فناوري‎هاي جديد علاقه مند هستم."(۲)

او در آمريكا، زماني كه ديگر آتش انقلاب شعله‎ور شده بود و پايه‎هاي رژيم شاهنشاهي در حال فروپاشي بود، به انجمن اسلامي دانشجويان در بركلي نزديك شد. اوج فعاليت انقلابي ظريف در اين بود كه به توصيه حسين شيخ‎الاسلام(ديپلمات باسابقه جمهوري اسلامي) رشته تحصيلي خود را تغيير داد: " انقلاب كه در آستانه پيروزي بود، بنده هم تصميم گرفتم رشته ام را عوض كنم، در دانشگاهي كه من در آن مشغول به تحصيل بودم، رشته صدا و سيمايش خيلي خوب بود، ابتدا تصميم گرفتم در اين رشته ادامه تحصيل دهم، اما پدر و مادرم به شدت مخالفت كردند و ديدم نه، اين ديگر شوخي بردار نيست و رضايت نمي‎دهند. ابتدا آن‎ها را به جامعه شناسي راضي كردم و پس از يك ترم كه جامعه شناسي را شروع كردم، چند كلاس روابط بين‎الملل برداشتم و با تشويق بعضي دوستان كه اصرار داشتند جمهوري اسلامي نياز به ديپلمات تحصيل كرده در همين رشته دارد، رشته ام را به روابط بين‎الملل تغيير دادم. تغيير رشته ام تقريبا همزمان با شروع روند انقلاب در سال‎هاي ۵۶ و ۵۷ بود."

كه البته خانواده ايشان با همين حد از سياسي شدن هم موافق نبود و زير بار نمي‎رفت:

"در ابتدا مقداري مقاومت از سمت خانواده وجود داشت، اما فاصله زياد بود، من در سانفرانسيسكو بودم و خانواده ام در تهران. به همين دليل مقداري آزادي عمل وجود داشت."

تازه فعاليت جدي ظريف در انجمن اسلامي دانشجويان مربوط به دوران بعد از پيروزي انقلاب بود كه او دبير تبليغات از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱، رابط شورا از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ و دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۵ بود.

ظريف در سال ۵۸، براي مدتي كوتاه به ايران بازگشت و در همين فاصله ازدواج كرد و دوباره خيلي زود با خانواده به آمريكا برگشت:

" سال ۵۸ كه از آمريكا به ايران آمدم به خانواده اعلام كرده بودم كه قصد ازدواج دارم ولي از آن‎جا كه در تهران گزينه مناسبي را براي اين امر نداشتم من به اصفهان و خانه خواهرم رفتم... در اصفهان با همسرم ديدار داشتم و طي ۷ يا ۸ روز آشنايي ما و در نهايت ازدواجمان به ثمر نشست و ما براي ماه عسل ۲ الي ۳ روز به مشهد سفر كرديم و در نهايت من به آمريكا بازگشتم."(۳)

با بازگشت به آمريكا، در كنار ادامه تحصيل، فرصت شغلي هم بلافاصله براي ظريف فراهم شد.، ظريف درحالي كه ۲۰ سال داشت در كنسولگري جمهوري اسلامي در سان‎فرانسيسكو مشغول به كار شد. او مدتي بعد و همزمان با تحصيل در دانشگاه ايالتي سن فرانسيسكو، كارمند محلي نمايندگي جمهوري اسلامي در سازمان ملل شد و تا سال ۶۷ و با وجود اين‎كه هنوز كارمند وزارت خارجه نبود، سمت‎هايي چون مشاور و كاردار نمايندگي را عهده‎دار بود.

او پس از آن به همراه سيروس ناصري مشاور علي‎اكبر ولايتي، وزير خارجه وقت، عضو هيأت مذاكره با عراق پس از جنگ مي‎شود. هيأتي كه حسن روحاني رئيس كميته دفاعي مجلس نيز يكي از اعضاي آن بود.

ماجراي سربازي در نيويورك

يكي از فرازهاي حياتي و سرنوشت‎ساز تاريخ ايران بعد از انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و دفاع مقدس بود. همان‎طور كه گفتيم، بعد از سفر كوتاه ظريف به ايران در سال ۵۸ و ازدواج و مجددا بازگشت به ايالات متحده، تا سال ۶۷، او همزمان با تحصيل در هيات نمايندگي جمهوري اسلامي در سازمان ملل به كار مشغول بود. در اين سال، و با اتمام تحصيلات، بحث سربازي ظريف مطرح شد. از قضاء، ماجراي سربازي او، با بحث پذيرش قطعنامه و پركاري هيات نمايندگي ايران در سازمان ملل در دوره وزارت علي اكبر ولايتي در وزارت خارجه، همزمان شد.

ظريف در بخشي از كتاب «آقاي سفير» درباره دوران خدمت سربازي خود مي‎گويد:

"تا مرداد ۶۷ از معافيت تحصيلي استفاده مي‎كردم، اما در مرداد ۱۳۶۷ و پس از گرفتن دكترايم به ايران آمدم. اوايل مذاكرات ايران و عراق بود.

آقاي ولايتي به رئيس جمهور وقت كه رئيس شوراي عالي دفاع نيز بودند، نامه‎اي نوشت تا مرا در وزارت امور خارجه مامور كنند. به اين صورت از تاريخ ۸ آبان ۱۳۶۷ مامور به خدمت سربازي در وزارت امور خارجه شدم. حتي وقتي به‎عنوان سفير و نفر دوم آقاي دكتر كمال خرازي به نيويورك اعزام شدم هنوز سرباز بودم. دكتر خرازي شرط رفتنشان به نيويورك را پذيرش سفارت و نفر دومي بنده اعلام كرده بودند."

غلامعلي خوشرو، نماينده كنوني ايران در سازمان ملل، در همين رابطه گفته است: " به‎خاطر دارم در يكي از سفرها به ژنو، مرحوم نظران كه در آن زمان، از طرف ستاد ارتش و امور مربوط به اسراي عراقي در هيأت ايراني عضويت داشت، در صحبتي دوستانه با اينجانب، به توانائي دكتر ظريف و حمايت‎هاي دكتر ولايتي از ايشان اشاره كرد و گفت، در ابتدا عزم و پيگيري دكتر ولايتي براي صدور امريه براي گذراندن سربازي دكتر ظريف در هيأت نمايندگي ايران در نيويورك و پذيرش اين موضوع برايش خيلي سخت بود، اما پس از توضيحات وزير خارجه مبني بر اين‎كه وظيفه دكتر ظريف هم اكنون در سازمان ملل و نقشي كه در مذاكرات به عهده دارد، كم‎تر از تلاش رزمندان در جبهه‎هاي جنگ نيست، چرا كه او با هوشمندي و پيگيري مستمر و توانائي حرفه‎اي خود مثل يك ديده‎بان جنگ، تجاوزگري دشمن را رصد كرده و در سازمان ملل متحد به ثبت مي‎رساند."(۴)

به عبارت ديگر، ظريف كه هيچ‎گاه در مبارزات پيروزي انقلاب در داخل كشور حضور نداشت، در زمان جنگ تحميلي هم در ايران نبود و در نهايت خدمت سربازي را هم به‎صورت «امريه» در نيويورك گذراند.

هميشه ديپلمات

سال ۶۸ و پس از انتصاب كمال خرازي به‎عنوان نماينده جمهوري اسلامي در سازمان ملل، ظريف معاون او شد تا اين‎كه در سال ۷۱ علي‎اكبر ولايتي او را به‎عنوان معاون بين‎الملل وزارت خارجه منصوب كرد و ۱۰ سال(از ۷۱ تا ۸۱) در اين سمت ماندگار شد. در سه سال آخر دولت خاتمي، ظريف اين بار به‎عنوان نماينده ايران در سازمان ملل به آمريكا بازگشت.

پس از اوج گرفتن موضوع پرونده اتمي ايران در دولت دوم محمد خاتمي و سپرده شدن مذاكرات اتمي به شوراي عالي امنيت ملي، علي‎اكبر ولايتي پيشنهاد مي‎كند كه محمدجواد ظريف، سيروس ناصري و محمدرضا البرزي مسؤوليت مذاكرات را بر عهده بگيرند.

حسن روحاني به‎عنوان دبير شورايعالي امنيت ملي مسؤوليت عالي تيم مذاكره اتمي را بر عهده داشت و مسؤول انجام مذاكرات جواد ظريف بود.

ظريف تا سال ۸۶، يعني تا نيمه دولت محمود احمدي‎نژاد هم در سمت نمايندگي ايران در سازمان ملل حضور داشت، سپس به واسطه تفاوت جدي خط مشي و ديدگاه‎هاي او با سرفصل‎هاي دولت وقت در سياست خارجي، از اين سمت كنار رفت.

او وقتي به ايران بازگشت، تا سال ۹۲ و معرفي به‎عنوان وزير خارجه، علاوه بر تدريس در دانشگاه، معاون امور بين‎الملل عبدا... جاسبي در دانشگاه آزاد بود.

عملكرد ظريف در دوران وزارت خارجه، هر چه كه با خود داشت و نداشت، نام او را به‎عنوان يك سياستمدار معروف و «اميركبير زمان» و «مصدق دوران»(القاب مورد علاقه هواداران ظريف در رسانه‎هاي حامي دولت) در سياست داخلي و خارجي مطرح كرد، تا به امروز كه صحبت از آماده سازي او از طرف جريان «اعتدالي» براي ۱۴۰۰ است. درباره عملكرد ظريف به‎عنوان مسوول مذاكرات هسته‎اي و توافق «برجام»، داده‎ها و ستانده‎ها، و اين‎كه آيا برجام به اهدافي كه وعده آن داده شد، رسيد يا نرسيد، مي‎توان ساعت‎ها و روزها بحث كرد كه البته موضوع اين مقال نيست. مرور سوابق ظريف دست كم اين را اثبات مي‎كند اگر انقلابي زيركولرنشيني در جمهوري اسلامي باشد، قطعا ظريف جزو اولين نفرات آن است.

حقيقت آن است كه ظريف در بزنگاه‎هاي حياتي و پرخطر و مخاطره‎اي چون انقلاب و جنگ در ايران حضور نداشت. در سن كم براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت و در همان سن كم و در دوره دانشجويي وارد دستگاه ديپلماسي شد(بدون سابقه انقلابي قابل ملاحظه) و تا به امروز هم از حقوق و مزايا و معروفيت و اشتهار ديپلمات بودن، بهره كافي و وافي برده است. قطعا نه ظريف و نه هيچ ديپلمات ديگري، بابت انجام وظايف خود در هيات ديپلمات، نمي‎توانند منتي بر سر ملت ايران و حتي منتقدان خود داشته باشند و قطعا اين حق تك تك آحاد و اقشار جامعه ايران است كه نسبت به عملكرد ايشان مطالبه‎گر و سوال‎كننده باشند، چون مايه و محتواي كاري ايشان، منافع ملي اين مردم است.

پي نوشت ها

1. HTTPS://WWW.DONYA-E-EQTESAD.COM/FA/TINY/NEWS-۳۵۶۶۸۱۲

2. HTTPS://WWW.BARTARINHA.IR/FA/NEWS/۳۰۹۵۳۰/

3. HTTP://WWW.JAMNEWS.COM/DETAIL/NEWS/۵۵۳۹۱۱

4. HTTPS://WWW.IRINN.IR/FA/NEWS/۸۸۹۳۳

 سرمقاله

تأملي بر رويكرد دوگانه رئيس جمهور به موضوع مذاكره
نمايش دودستگي در برابر آمريكا به زيان منافع ملي است

 دكتر محمد ملك زاده

پرده اول؛ امانوئل ماكرون رئيس جمهور فرانسه به خوبي مي‎دانست كه ترامپ شيفته ديدارهاي نمايشي با رهبران مشهور و سران قدرت‎هاي مخالف در جهان است. مهم‎ترين قدرت و كشور خارجي در وضعيت فعلي كه پرچمدار مقاومت در برابر زياده‎خواهي‎هاي غرب به رهبري آمريكا مي‎باشد جمهوري اسلامي ايران است كه پس از چهار دهه ايستادگي در برابر فشارها و تحريم‎هاي ظالمانه حاكمان ايالات متحده اكنون توانسته است ضمن افزايش اقتدار و پيمودن مسير پيشرفت، خود را به‎عنوان قدرت برتر، و بسيار بانفوذ و تاثيرگذار در منطقه به جهانيان معرفي نمايد و تاكنون نيز حاضر به سازش و تسليم در برابر زورگويي‎هاي دشمنانش نگرديده است. بديهي است تحقق روياي ديدار رئيس جمهوري اين مهم‎ترين قدرت سازش ناپذير و مخالف آمريكا با ترامپ مي‎توانست بزرگ‎ترين امتياز براي غرب به‎ويژه شخص ترامپ به حساب‎ايد تا نشان دهد بالاخره دولت آمريكا در زمان تصدي وي توانست ايران را پس از چهار دهه فشار و تحريم به زانو درآورد و زير بيش‎ترين تحقيرها و اعمال محدوديت‎ها عليه ملت ايران، اين كشور را به سازش در برابر غرب وادار كند. امتيازي كه براي فرانسه به‎عنوان دلال تحقق اين روياي ديرينه غرب نيز بسيار ارزشمند تلقي مي‎گرديد.
پرده دوم؛ در اوج فشارهاي گسترده غرب عليه ملت ايران و به رغم تجارب ارزنده‎اي كه در طول چهار دهه مبارزه و مقاومت ملت ايران در برابر غرب به‎ويژه دولت‎هاي گوناگون آمريكا به دست آمده و بطور مكرر ثابت نموده است هر گونه مصالحه و نرمش مقطعي با دولت‎هاي حاكم بر كاخ سفيد در دوره‎هاي مختلف، افزايش دشمني و گستاخي آنان را در پي داشته و به زيان منافع ملي ايران تمام شده است، زمزمه‎هاي مذاكره با آمريكا از سوي برخي معدود مدعيان اصلاحات در ايران به گوش مي‎رسد تا جايي كه جناب آقاي روحاني رئيس جمهوري ايران نيز به دنبال چند هفته وساطت و تلاش رئيس جمهور فرانسه براي فراهم نموده ديدار روساي جمهور ايران و آمريكا اعلام نمود وي حاضر است براي حل مشكلات و رفاه مردم با هر كسي ديدار و مذاكره نمايد! ايشان در همايش «دستاورد‎هاي دولت در توسعه زيرساخت‎هاي روستايي» گفت: «معتقدم براي منافع كشور از هر ابزاري بايد استفاده كرد. اگر بدانم كه به جلسه‎اي بروم و با كسي ملاقات كنم كه در نتيجه كشور آباد شده و مشكلات مردم حل مي‎شود، دريغ نمي‎كنم؛ اصل منافع ملي ما است.» اين سخنان كه به‎طور آشكار ناظر به شرايط موجود و تلاش ماكرون جهت برقراري ديدار روساي جمهور ايران و امريكا بود، در حالي مطرح گرديد كه غالب كارشناسان و صاحب نظران جناح‎هاي مختلف در ايران بارها و به صراحت اعلام نموده‎اند مذاكره ايران و آمريكا در شرايط فعلي كه دولت آمريكا با افزايش فشار و دشمني عليه ملت ايران سعي در وادار نمودن اين كشور به مذاكره و در واقع سازش با آمريكاست، هيچ سودي براي ملت ايران به دنبال نخواهد داشت؛ بلكه از آن‎جا كه چنين مذاكره‎اي به معناي ضعف و تسليم شدن جمهوري اسلامي ايران در برابر آمريكا تلقي خواهد گرديد، پس مشكل ملت ايران نه تنها حل نخواهد شد بلكه بايد خود را براي تحميل مشكلات بيش‎تر ناشي از درخواست‎هاي غير منطقي و زورگويانه آمريكا آماده نمايد. بگذريم كه حتي مقامات آمريكايي نيز به صراحت اعلام نموده‎اند «مذاكره با ايران به معناي رفع تحريم‎ها نيست» و... از اين رو بسياري سخن گفتن از مذاكره با آمريكا در اين شرايط و تبليغ اين ديدگاه در كشور را به واقع ضد منافع ملي و خيانت به ملت ايران دانسته‎اند.
نتيجه؛ گرچه رياست محترم جمهوري ايران يك روز پس از اعلام آمادگي جهت ديدار و مذاكره با هر شخصيتي در جهان، موضع خود را كاملا تغيير داد و «هر گونه تحول مثبت در روابط تهران - واشنگتن را به رفع تمام تحريم‎ها» مشروط كرد اما همان موضع گيري نخست ايشان كافي بود تا به دنبال آن، غالب تحليل گران و شخصيت‎هاي سياسي جهان از اعلام امادگي ايران براي ديدار با ترامپ سخن بگويند. در واقع همان طور كه انتظار مي‎رفت اظهارات اوليه آقاي روحاني به‎طور گسترده از سوي ناظران بين‎المللي، به‎عنوان آمادگي رئيس جمهور ايران براي ديدار با همتاي آمريكايي‎اش تفسير شد. برخي رسانه‎هاي داخلي و خارجي از موفقيت وساطت فرانسه ميان ايران و امريكا و فراهم شدن يك ديدار تاريخي ميان روساي جمهور دو كشور سخن گفتند تا آن‎جا كه ماكرون در پايان اجلاس سران گروه هفت در بياريتس به وضوح از اعلام آمادگي آقاي روحاني براي ديدار با ترامپ و احتمال تحقق ديدار روساي جمهور ايران و آمريكا در هفته‎هاي اينده سخن گفت و ترامپ نيز با ابراز شادماني اعلام نمود احساس خوبي نسبت به نتايج اين ديدار دارد! او البته با تحقير ايران و ذليل نشان دادن اين كشور گفت: «احساس خوبي درباره ايران دارم. فكر مي‎كنم او(روحاني) قرار است بخواهد(با من) ديدار كند و وضعيت‎شان را حل كند. آن‎ها به شدت رنج مي‎كشند»! و باز تاسف بارتر اين‎كه رسانه‎هاي بين‎المللي وانمود مي‎كردند كه دولت ايران در برابر حصول يك توافق بي‎ارزش رئيس جمهور فرانسه با ترامپ مبني بر موافقت دولت آمريكا با معافيت موقت برخي از خريداران نفت از ايران و برخي ديگر از وعده‎هاي بي‎ارزش در ازاي پاي بندي كامل ايران به برجام، حاضر به اين ديدار گرديده است! ترامپ هم كه ظاهرا با صدور اين معافيت‎ها موافقت كرده بود، در نشست خبري مشترك خود با ماكرون در پايان اجلاس سران گروه هفت ضمن معرفي مجدد ايران به‎عنوان كشور حامي تروريسم در جهان گفت: وضعيت اقتصادي ايران بسيار بد و تحريم‎ها كارساز بوده‎اند اما در عين حال او با اين موضوع موافق نيست كه به ايران پولي پرداخت شود و چنين معافيت‎هايي بسيار محدود خواهند بود!
اين بدان معناست كه حتي در صورت پاي بندي كامل ايران به برجام نيز قرار نيست آمريكا دست از دشمني با ملت ايران بردارد؛ جان بولتون رسما اعلام كرد: «(موضع) رئيس جمهور(ترامپ)، واضح است: قرار نيست ايران به‎خاطر بازگشت به يك توافق كاملا ناكافي، منافع اقتصادي ملموس از جانب آمريكا به دست بياورد. توقف تحريم‎ها منوط به يك توافق جديد و جامع(در مورد موشك‎ها و...) است»!
ابراز چنين مواضع گستاخانه‎اي از سوي مقامات غربي و آمريكايي تنها يك دليل عمده مي‎تواند داشته باشد و آن اين‎كه آنان به اين نتيجه رسيده باشند كه در داخل ايران با وجود تمام دشمني‎هاي دولت آمريكا عليه ملت ايران، هنوز اجماعي براي عدم مذاكره و تداوم مقاومت شكل نگرفته و آنان كماكان مي‎توانند اميدوار باشند كه با تشديد فشارها، ايران را وادار به سازش و تسليم نمايند!

 يادداشت هفته

خانه عنكبوت؛ سست‎تر از هميشه
پاسخ هاي قاطع تري در راه خواهد بود

 علي اكبر عالميان

پاسخ قاطع حزب‎ا... به تجاوزهاي مكرر اسرائيل را نبايد به انفجار موفقيت آميز يك خودروي نظامي منحصر كرد و قطعا بايد منتظر پاسخ‎هاي ديگر نيز باشيم. پاسخ تلافي‎جويانه روز يكشنبه حزب ا... به رژيم صهيونيستي، كه يك خودروي نظامي اسرائيلي را در نزديكي مرز لبنان با سه راكت ضد زره بمباران كرده و جمعي از نظاميان صهيونيستي را كشته يا زخمي كردند، قابل پيش بيني بوده و با توجه به صادق بودن وعده‎هاي سيد مقاومت، حتمي به نظر مي‎رسيد و دقيقا به همين دليل بود كه سيل پيشنهادهاي ميانجي‎هاي عربي يا اروپايي براي حزب ا... و رهبران آن به راه افتاد تا بلكه حزب ا... دست از انتقام‎گيري بردارد يا آن را محدود نمايد.
به نوشته روزنامه فرامنطقه‎اي راي اليوم از جمله پيشنهادها اين بودكه حزب ا... يك يا دو پهپاد اسرائيلي را سرنگون كند يا حتي دو يا سه نظامي اسرائيلي را از بين ببرد و در مقابل رهبري اسرائيل به اين حمله قريب الوقوع با يك حمله گسترده به لبنان جواب ندهد؛ اما حزب ا... به ضرس قاطع دست رد به سينه همه واسطه‎ها و پيشنهادهايشان زد. در اين ميان حتي مايك پمپئو خواستار ملايمت پاسخ حزب ا... به تجاوز اسرائيل شد. وي در گفت‎وگوي تلفني خود با «سعد الحريري» نخست وزير لبنان براي حفظ آرامش التماس كرده و ابراز اميدواري كرد كه پاسخ حزب ا... منجر به تشديد جدي عليه اسرائيل نشود تا ثابت شود كه زمان تشديد گفتمان تحريك آميز آمريكا در لبنان عليه مقاومت گذشته است. اين التماس كردن‎ها براي عدم پاسخ حزب ا... به تجاوز رژيم صهيونيستي در سوريه و لبنان و يا حداقل، پاسخ ملايم به صهيونيست‎ها نشان مي‎دهد كه اولا؛ همه اين ميانجي گران حتي ايالات متحده، به تجاوزگري صهيونيست‎ها اذعان كرده‎اند. ثانيا؛ به قدرت پاسخ گويي حزب ا... ايمان دارند و از همه مهم‎تر اين‎كه به شكننده بودن اوضاع رژيم صهيونيستي اعتراف كرده و به همان حرفي رسيده‎اند كه سال‎ها قبل سيد مقاومت بر آن تاكيد كرده بود. سيد حسن نصرا... بارها است كه به تبعيت از رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران بر اين نكته تاكيد مي‎كند كه اسرائيل از خانه عنكبوت هم سست‎تر است و اكنون به نظر مي‎رسد كه همگان به اين نكته اذعان دارند كه رژيم غاصب قدس شريف به قدري اوضاع شكننده و آشفته‎اي دارد كه شب و روز از بيم حركت تلافي جويانه جريان مقاومت در بيم و هراس و وحشت است. صهيونيست‎ها بعد از حمله به مقر حزب ا... در عقربا در جنوب دمشق و همچنين تجاوز به ضاحيه جنوب بيروت، هدف از اين تجاوز را «حمله به ايران» ذكر كردند. اكنون اما پاسخ حزب ا... به رژيم صهيونيستي را بايد مرحله اول پاسخگويي به اين ادعاي آنان دانست و به احتمال بسيار قوي بايد منتظر مرحله دوم اين پاسخ نيز بود. به تعبير روزنامه سعودي شرق الاوسط، اقدام حزب‎الله، پاسخ به حمله اسرائيل در سوريه بود نه پهپادها در بيروت!
پاسخ قاطع حزب ا... به صهيونيست‎ها حاوي چند پيام بسيار مهم بوده است. اول اين‎كه به نوشته الميادين، پاسخ حزب ا... فقط براي رفع تكليف نيست، بلكه به گفته سيد حسن نصرالله، حزب ا... به گونه‎اي پاسخ مي‎دهد كه نتانياهو ديگر به خودش جرأت ندهد همين روند ارتكاب جرم عليه لبنان را تكرار كند در حالي كه پاسخي دريافت نمي‎كند. حزب ا... مي‎خواهد قواعد درگيري پيشرفته‎تر از قواعد درگيري سابق ايجاد كند؛ از همين رو سيد مقاومت قواعد درگيري جديد را در يك كلمه خلاصه كرد بگذاريد: «[خودشان را جمع كنند و] شرّشان كم شود:(خلّيهم ينضبّوا.) دوم اين‎كه بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي، قصد داشت تا با اين اقدامات نظامي شانس پيروزي خود در انتخابات پيش روي كنست رابالا ببرد، اما او دچار خبط و خطاي راهبردي بزرگي شد، چرا كه او نتيجه معكوسي را از اين حمله گرفت است. نظرسنجي‎هاي اخير حاكي از كاهش محبوبيت حزب ليكود به رهبري نتانياهو در برابر حزب رقيب وي يعني ائتلاف «آبي و سفيد» دارد. سوم اين‎كه ديگر بايد رژيم صهيونيستي پي به قدرت بازدارنده و رو به اعتلاي حزب ا... برده باشد. به نوشته راي اليوم: اين حزب داراي زرادخانه‎اي عظيم از موشك‎هاي هوشمند، هواپيماهاي بدون سرنشين و يك سامانه دفاع موشكي ايراني قابل مقايسه با موشك‎هاي S-300 روسيه است كه مي‎تواند به اكثر شهرهاي مهم و استراتژيك در فلسطين اشغالي برسد از فرودگاه‎ها، بنادر، كارخانه‎ها، نيروگاه‎هاي برق و آب و همين قضيه وضعيت فعلي اعتماد به نفس و آرامش حاكم بر صفوف حزب ا... و حاميانش در داخل و خارج از لبنان را تفسير مي‎كند.
و بالاخره اين كه، صهيونيست‎ها ادعا كرده‎اند كه حملات اخير، اقدامي قاطع در برابر ايران بوده است. اكنون اما اقدام به اصطلاح قاطع آنان با پاسخي در خور، از سوي حزب ا... مواجه شده است. اين يعني اين نكته كه رژيم صهيونيستي توان آن را ندارد كه اقدامي در برابر ايران انجام دهد چرا كه از اين پس مي‎داند هر اقدامي، با پاسخي قاطع از سوي نيروهاي مقاومت و همسو با جمهوري اسلامي مواجه خواهد شد. سيد حسن نصرا... در سخنراني اخيرش در توضيحي درباره پاسخ تلافي‎جويانه، گفت: «موضوع در اين‎جا تثبيت معادله‎ها و قواعد درگيري و حمايت از كشور است و اين‎كه رژيم صهيونيستي را وادار كنيم بهاي تجاوزش را بپردازد..»پاسخ تلافي‎جويانه حزب‎ا...، بخشي از معادله تحميل قواعد نبردي است كه دبير كل حزب‎ا... آن را ترسيم كرده است. قطعا پاسخ‎هاي قاطع‎تري نيز در راه خواهد بود.