صفحه بانوي مسلمان

استاد دانشگاه آلمان:
اسلام به جز پوشش، ديد زيباشناختي به حجاب دارد

به گزارش قم نيوز، پروفسور كلاوس فون اشتوس با ذكر اين مطلب كه در انجيل چند نوع از عفاف مورد بحث قرار گرفته بيان كرد: نوع اول آن مربوط به عفاف حضرت مريم(س) و در ديرها بحث مي‎شد مطرح است.

وي افزود: در ديرها به هيچ وجه رابطه جنسي وجود ندارد و باور آن‎ها بر اين است كه عشق تنها به خداوند مرتبط است؛ در همه فرقه‎هاي مسيحيت اين موضوع وجود دارد و به‎طور مشخص در ارتدوكس و كاتوليك بيش‎تر وجود دارد و اعتقاد بر اين است كه كشيش بايد از اين موارد به دور باشد.

اشتوس با اشاره به انواع نگاه‎ها در اين زمينه بيان كرد: نوع ديگر عفاف در بين افراد عامه مطرح بوده و اين افراد در يك رابطه باثبات نياز جنسي خود را تامين مي‎كنند و هر سه فرقه مسيحيت رابطه جنسي را تنها در قالب ازدواج مجاز مي‎دانند و يا اين‎كه اين نوع روابط در نهايت بايد به ازدواج منتهي شود؛ اين مفهوم عفاف بدين معني است كه فرد خود را براي فرد مورد علاقه‎اش حفظ كرده و اين كار در راستاي عشق به خداوند است.

اين استاد دانشگاه بيان كرد: يكي از دلايل عدم ازدواج در بين كشيش‎هاي كاتوليك اين بوده كه كشيش بتواند به درستي به وظايف خود بپردازند و اين قانون ثابت نبود و ممكن است تغيير كند.

وي تصريح كرد: در مسيحيت، عشق شهواني تنها در ازدواج مجاز بوده و دوستي در روابط فرهنگي ما با دست دادن و در آغوش گرفتن مشاهده مي‎شود و مشكلي ندارد، اما نكته‎اي كه وجود دارد اين است كه اين حركات نبايد منجر به تحريك كننده شود؛ در فرهنگ ما افراد از دو جنس مي‎توانند با هم دوست باشند و افراد با دوستان تماس بدني و فيزيكي مي‎توانند داشته باشند، اما افراد نمي‎توانند طوري كه با همسر خود تعامل دارند با دوستان خود نيز داشته باشند.

اين استاد مسيحيت بيان كرد: ما فكر مي‎كنيم كه تماس جسماني زنان و مردان يك مساله فرهنگي بوده و نمي‎تواند لزوما با آموزه‎هاي ديني گره خورده باشد؛ در ورزش‎هايي كه با رقص همراه است، ارتباطات جنسي موضوعيتي نداشته و خود ورزش اصل قرار مي‎گيرد و اين رقص به بافت و متن جوامع بستگي دارد و در مراسم ازدواج اين آيين و فرهنگ است كه اجازه مي‎دهد فرد به جز همسر خود با خانم ديگري برقصد.

وي تصريح كرد: باور كليسا آن است كه اگر ما روابط طبيعي را منع كنيم اين جريان به ارتباط جنسي در خفا منجر مي‎شود و آن وقت است كه مشكلات جدي پيش مي‎آيد؛ اگر كسي ببيند كه در تلويزيون آقا يا خانم برهنه‎اي نمايش داده مي‎شود از طرف كليساي كاتوليك اعتراض صورت مي‎گيرد؛در فرهنگ مسيحي حدي از پوشش ضروري بوده و عريان بودن براي مردان و زنان پذيرفته شده نيست و بحث حجاب در غرب يك امر فرهنگي بوده و با دين ارتباطي ندارد.

اشتوس يادآورشد: در ازدواج نه تنها رابطه جنسي، بلكه ساير اشكال ارتباط و ابراز علاقه نيز بايد وجود داشته باشد؛در آيين كاتوليك طلاق غيرمجاز بوده و كسي كه طلاق مي‎گيرد ديگر نمي‎تواند ازدواج كند، به همين دليل است كه افراد با حساسيت بالاي خود نسبت به ازدواج، ديرتر دست به اين عمل مي‎زنند.

وي با اشاره به اين نكته كه رابطه قبل از ازدواج در مسيحيت مجاز نيست بيان كرد: نكته اين است كه متأهلين جديد اين موضوع را بدون مشكل مي‎دانند؛ نقطه مشترك اسلام و مسيحيت در مورد عفاف اين بوده كه فرد بايد با يك نفر ارتباط برقرار كند، در اسلام براي حجاب صرفا نگاه ديني وجود نداشته و با ديد زيبايي شناختي نيز به اين پديده نگاه مي‎شود.

اشتوس در پايان يادآورشد: به همين دليل است كه در آلمان علي رغم محدوديت‎هايي كه براي حجاب وجود دارد، خانم‎ها دوست دارند حجاب داشته باشند زيرا آثار مثبت آن ثابت شده است.

ره يافتگان - مسلمان شدن يك دختر مسيحي مجارستاني:
اسلام به عنوان يك دين كامل و بي نقص مرا به شگفت آورد

به‎يقين اگر معارف ناب و اصيل شيعي و اسلامي به گوش هر انسان آزاده و دور از تعصبي برسد، تأثير خود را گذاشته و وي را با عقل و منطق مجبور به پذيرش اسلام شيعي خواهد كرد. نوشته زير حكايت دختري است كه در كشوري مسيحي نشين و از پدر و مادر مسيحي متولد شده است، وي باوجود اين‎كه تمام اطرافيان خود مسيحي بوده و در كشور مسيحي رشد و نمو يافته و مقيد به آيين و تشريفات مسيحيان بود، پس از رسيدن به سن بلوغ با مطالعه منطقي و عقلاني اسلام شيعي را بر اديان ديگر ازجمله مسيحيت ترجيح داده و مشرف به دين اسلام شده است.

او در مورد دوران كودكي، محل تولد و زندگي خود چنين مي‎گويد: «من در سال ۱۹۹۳ در مجارستان متولد و در يك شهر كوچك واقع در جنوب شرق مجارستان بزرگ شدم. در آن‎جا اكثريت مسيحي هستند و اين مذهب نفوذ بيش‎تري ميان مردم دارد. با اين وجود نمي‎توانم بگويم كه در دوران رشد و تربيت من خدا و مذهب نقش خاصي داشته است. درواقع آموزش ديني و مذهبي خاصي نداشته‎ام؛ بنابراين من بدون تربيت ديني و آشنايي با اصول مذهبي يا اخلاقي بزرگ شدم و البته بيش‎تر به اين دليل بود كه والدينم هيچ‎كدام پيرو دين خاصي نبودند و از دستورات مذهبي خاصي اطاعت نمي‎كردند و تا آن‎جا كه من به ياد دارم ايمان و عقيده هرگز موضوع مهم و قابل‎بحثي در خانواده ما نبوده است».

چه زماني متوجه ضرورت دين در زنديگي‎تان شديد و چه چيز باعث شد نظرتان را در موردش عوض كنيد و به‎عنوان يك چالش در ذهنتان آغاز شد؟ وي در پاسخ به اين سؤال چنين گفته است: «در سال ۲۰۰۸ من با تعدادي مسلمان آشنا شدم و آن‎ها از من سؤال مهمي پرسيدند؛ اين‎كه چگونه مي‎شود آيين و تشريفات ديني را انجام دهيم كه آن را باور نداريم؟ و اين سؤال برايم تلنگري بود تا به مطالعه مباحث اعتقادي و ديني بپردازم و از آن موقع به بعد شروع كه بدانم بايد چه چيزي را باور داشت و احساس كنم كه به كجا تعلق دارم و از كجا آمده‎ام. ابتدا از عقايد دوستان مسلمانم شروع كردم و از دينشان پرسيدم. آن روزها فكر نمي‎كردم اسلام به‎عنوان يك دين كامل و بي‎نقص مرا به شگفت آورد و موجب تغيير مسير زندگي‎ام شود».

وي در پايان چنين مي‎گويد: «به هر صورت بعد از مدتي ديگر نمي‎خواستم وقت را از دست بدهم؛ مي‎خواستم راهم را مشخص كنم و در جهت آن زندگي كنم؛ بنابراين به روش خودم تحقيق و تلاش براي شناخت مكتب تشيع را ادامه دادم. گاهي اوقات گيج و سردرگم مي‎شدم و پاسخ سؤالم را پيدا نمي‎كردم؛ خيلي چيزها را با هم اشتباه مي‎گرفتم و احساس مي‎كردم درست متوجه نمي‎شوم. با اين وجود بعد از تمام سردرگمي‎ها بالأخره به آن چه مي‎خواستم رسيدم. راه و مقصدم را پيدا كردم؛ من به آغوش تشيع رفتم؛ زيرا دستورات راستين پيامبر آن‎قدر واضح و روشن است جاي هيچ شك و ترديدي را باقي نمي‎گذارد».

منبع: پايگاه اطلاع رساني رهيافته

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
جزاي سبك شمارندگان نماز

مرحوم سيد بن طاووس در كتاب فلاح السّائل آورده است:
روزي حضرت فاطمه زهراء سلام‎الله عليها به محضر مبارك پدر بزرگوار خود، رسول گرامي اسلام صلّي‎الله عليه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت: اي پدر جان! جزاي آن دسته از مردان و يا زناني كه نماز را سبك مي‎شمارند، چيست؟
پيامبر خدا صلوات‎الله عليه فرمود: دخترم، فاطمه جان! هركس نماز را سبك شمارد و به شرائط و دستورات آن بي‎اعتنائي نمايد، خداوند او را به پانزده نوع عقاب، مجازات مي‎گرداند:
شش نوع آن در دنيا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن، سه نوع در قبر و سه نوع ديگر در قيامت آن هنگامي كه از قبر بر انگيخته شود خواهد بود.
امّا آن شش نوع عقابي كه در دنيا خواهد ديد:
1. برداشتن بركت و توفيق از عمرش، كه نتواند از آن بهره كافي و سودمندي برگيرد.
2. برداشتن بركت از درآمدهايش.
3. پاك شدن سيماي نيكوكاران از چهره‌اش.
4. سرگردان و دلسرد شدن در كارها و عباداتش.
5. دعاها و خواسته‎هايش مستجاب نخواهد شد.
6. آن‎كه در دعاي مؤمنين سهيم نخواهد بود و دعاي خير ايشان شاملش نمي‎شود.
و امّا آن عقاب‎هايي را كه هنگام مرگ خواهد ديد:
1. ذليلانه خواهد مُرد.
2. گرسنه و تشنه جان مي‎دهد.
3. هيچ چيزي تشنگي و گرسنگي او را بر طرف نسازد.
و امّا آن عذاب‎هايي كه در قبر دچارش مي‎شود:
1. خداوند متعال ملكي را مأمور مي‎نمايد تا مرتّب او را مورد شكنجه قرار دهد.
2. قبرش تنگ و تاريك و وحشتناك مي‎باشد.
و امّا آن چه در قيامت مبتلايش مي‎گردد:
1. خداوند ملكي را مأمور مي‎نمايد تا او را بر صورت، روي زمين بكشاند و اهل محشر او را تماشا نمايند.
2. محاسبه و بررسي اعمالش سخت و دقيق خواهد بود.
3. و در نهايت اين‎كه مورد رحمت و محبّت خداوند قرار نمي‎گيرد و عذابي دردناك دچارش خواهد شد.

فلسفه حجاب
آثار مثبت جلوگيري از اختلاط زن و مرد

جلوگيري از اختلاط زن و مرد در محيط‎هاي آموزشي، علمي، فرهنگي و عمومي؛ آثار بسيار مثبت و سازنده‎اي دارد كه روان‎شناسان و جامعه‎شناسان نيز در اين باره بسيار سخن گفته و آن را تأييد كرده‎اند. امروزه برخي كشورها در صددند كه اين روش را بخصوص در مراكز آموزشي و عمومي‎شان اجرا كنند. آيا كشور اسلامي ما، در اين زمينه به سمت الگوي اصيل جامعه نبوي و علوي حركت مي‎كند؟ خداوند متعال در قرآن كريم، به مردان و زنان مؤمن صراحتاً در مورد عفّت جنسي، عفّت در گفتار و رفتار، عفّت در نگاه و عفّت در پوشش دستوراتي داده است. نتيجه حفظ عفاف جوارح و جوانح، پوشش ظاهري و حجاب است كه دين اسلام به جهت هندسه جسمي زن و روح و روان او، بسيار به اين امر سفارش كرده است و با مراجعه به سيره نبي اعظم و ائمه اطهار(ع)، اهميت اين مطلب برايمان روشن خواهد شد.
در كتاب سنن ابي‎داوود، ج2، ص 182 به نقل از ام‎سلمه آمده است كه در جامعه نبوي پس از نازل شدن آيه شريفه «يدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِن»، زنان انصار وقتي از خانه بيرون آمدند، بر سر آن‎ها عبا و چادر سياه نمايان بود و پيامبر(ص) با ديدن آن‎ها تبسم مي‎كرد و رضايت خود را نشان مي‎داد. اما آيا آن چه ديروز در جامعه نبوي و علوي، اصل و معيار عفّت شمرده مي‎شد، امروز در جامعه اسلامي ما نيز معيار و اصل شمرده مي‎شود؟
با نگاهي به ضوابط پوشش در دانشگاه‎هاي آمريكا، اروپا، آسيا، آفريقا و استراليا، درمي‎يابيم كه پوشش و رعايت قوانين و ضوابط مربوط به آن در دانشگاه‎هاي آنان تا جايي اهميت دارد كه دانشجوياني كه اين ضوابط را رعايت نكنند، رد شده و قبول نمي‎شوند و به خانه فرستاده مي‎شوند. دانشگاه آكسفورد انگليس، گريل‎ويل شمالي در آمريكا، كالج برات در تركيه، دانشگاه ايالتي فلوريدا در آمريكا و.... قوانين ويژه‎اي در زمينه پوشش و سلامت محيط علمي تنظيم كرده‎اند كه هر شنونده‎اي را به تعجب و تحسين وادار مي‎كند.