صفحه فرهنگي-اجتماعي

اقامت تاكتيكي عوامل نفوذي و هنجارشكن در قم - بخش دوم و پاياني

 سعيد حميدي زاده

امام خامنه‎اي:

«انگيزه‎هايي وجود دارد براي اين‎كه فضاي انقلابي قم را تغيير دهند؛ روحيه انقلابي قم و روحيه ديني قم را كمرنگ كنند! از كيد دشمن در همه جنبه‎ها و جوانب نبايد غافل شد؛ از جنبه اقتصادي... جنبه فرهنگي...!

عواملي را مي‎فرستند؛ بايد به اين توجه كرد! بزرگان قم، جوانان قم، بايد نگذارند دست‎هاي خائن، قم را از مركزيت انقلاب، از كانون انقلاب بودن بيرون آورند»!(19/۱۰/97)

چندي پيش مطلبي باعنوان «تهديد امنيت ملي در قم توسط عوامل نفوذي» در شماره 955 هفته نامه پرتو به تاريخ 18/2/98 منتشر شد. اما جا دارد به زوايايي ديگر نيز در اين باره پرداخته شود تا تعمق در فرموده امام خامنه‎اي، حجت و راه‎نشاني براي اجراي فرامين ايشان باشد. در هشدارهاي معظم له در اين باره، چند نكته قابل تأمل است:

1. «به‎جاي عبارت «نبايد بگذارند»، آمده: «بايد نگذارند». اين‎كه اين بيان استقراء تام است يا ناقص، محل تأمل است و از آن‎جا كه دستور امر است و نه نهي، محل دفاع نبوده و هجومي است.

2. روي سخن حضرت آقا دفع فتنه است و فرمودند: «بايد به اين توجه شود كه عواملي را مي‎فرستند»! پس با پرداختن به دعوت به حجاب، غرض محقق نشده، اقدامي در تراز مقابله با نفوذ مي‎طلبد و تا وقتي كه رويكرد جوانان قم رويارويي با دست‎هاي خائن نباشد، دستور حضرتش اجرا نشده است!

3. از قيد «بيرون آوردن از كانون انقلاب»، فهميده مي‎شود كه غايت امر مسأله فرهنگي نبوده و تهديد امنيت ملي در كار است.

4. از آن‎جا كه رهبري در امور جزئي ورود نمي‎كند و وظائف او راهبردي است، اهميت و مرتبه مسأله روشن شده و ضمن اين‎كه امنيت ملي محل بحث است، آمار اين معضل نيز جديت پيدا مي‎كند. زيرا ايشان درباره دست‎هاي خائن، مستقيم به عوامل فرستاده شده اشاره داشتند.

با اين توصيف كساني كه آمار پياده‎نظام نفوذ در قم را به درصد تك رقمي تنزل داده و به‎جاي پرداختن به خائنين، موضوعاتي همچون دعوت به حجاب را دنبال مي‎كنند، دچار اشتباه محاسباتي ناشي از تصميم‎سازي جريان نفوذ شده، چه بسا برخي خود دست در دست عوامل نفوذي دارند!

در اثبات نفوذي بودن خود پياده نظام هنجار شكن در قم، چند نكته قابل تأمل است:

1. فرهنگ يكباره از اين رو به آن رو نمي‎شود. لذا تغيير كوتاه مدت اوضاع فرهنگي قم، خود نشانه اجراي سناريو توسط عوامل سازماندهي شده است و نه مردم قم.

2. دشمن دنبال «تحصيل حاصل» نيست تا با مشكلي كه خود شهر قم دارد، همراهي كند؛ بلكه آن‎چه ديده مي‎شود، سناريوي عوامل نفوذي است تا صحنه شهر را عوض كنند!

3. تاكتيك دشمن، مخدوش جلوه دادن مقبوليت دين و نظام در بين مردم است كه راه آن موج افكني آماري توسط پياده نظام عناصر نفوذي است.

4. قرائن، حكايت از اقامت تاكتيكي عوامل نفوذي در قم دارد و اين طور نيست كه همه آن‎ها روزانه از تهران گسيل شوند.

5. هنجارشكنان نفوذي در رفتار و عكس العمل نشان دادن، تكنيك‎هايي را آموزش ديده‎اند و همچنين در برخي موارد گروه‎هايي براي حمايت از آن‎ها سازماندهي شده تا وانمود كنند طيف هنجارشكن، مورد حمايت مردم هستند.

6. نمونه‎هاي اين‎گونه نفوذ شبكه‎اي، در فتنه‎هاي ۷۸ و ۸۸ و ۹۶ هم تجربه شده و كثرت آمار عوامل نفوذي و شبكه‎اي بودن آن، دور از ذهن نيست.

همه مي‎دانند كه بانوان قمي به واسطه مزاج رفتاري و فرهنگ ديرينه‎اي كه دارند، شريف و باحيا هستند. قم به بزرگي تهران نيست و با مركزيتي كه حرم در شهر قم دارد، بافت اين شهر مانند تهران جزيره به جزيره نبوده، سر و كار همه به مركز شهر مي‎افتد. لذا ضمن اين‎كه بانوان قمي فرهيخته و داراي فرهنگ ديني هستند، حتي اگر خانم بدحجابي قمي باشد، با حيثيت خود بازي نكرده، بي‎حيايي از خود نشان نمي‎دهد!

بنابراين ناهنجاري‎هاي قم سناريوهاي عواملي است كه به قم فرستاده مي‎شوند. البته تاكتيك نفوذ شبكه‎اي فقط حجاب نيست و طبق فرموده معظم له، كيد اقتصادي و غيره هم در كار است و حتي سناريوهايي هم توسط اراذل و اوباش جهت تلقين فاصله بين مردم و روحانيت اجرا مي‎شود تا دست حوزه از مردم كوتاه و قم از مركزيت انقلاب خارج شود! با اين توصيف، صرف پرداختن به حجاب و غفلت از ديگر كيدها، ظاهربيني و عدم بصيرت است و دشمن مي‎خواهد با سناريوهاي خود، مردم بومي قم را در دو دسته انقلابي و غير انقلابي جلوه دهد تا زمينه دو دستگي و آشوب در اين شهر مقدس فراهم كند!

عدم تغيير و تحول مثبت در سطح شهر از زمان هشدار رهبري تاكنون، اين را مي‎رساند كه مسؤولان مربوطه در اين باره به شدت كوتاهي كرده‎اند. لذا بزرگان و جوانان قم وظيفه دارند با عنايت به محور كلام رهبري، آتش به اختيار براي پاك سازي شهر از دست‎هاي خائن تدبير كنند؛ چرا كه هر كار فرهنگي در شهر بدون قطع دست‎هاي خائن، مانند خاموش كردن آتش ناشي از گاز بدون جلوگيري از نشت گاز است! البته در كنار اين كار آتش به اختيار، مي‎بايست بابت كوتاهي مسؤولان هم از طريق مراجع قضايي مطالبه‎گري شود.

همسر نخست وزير حكومت پهلوي از غصه كشف حجاب دق كرد

۲۱ تير ۱۳۱۴ قيام مردم مشهد در اعتراض به اجباري شدن پوشيدن كلاه شاپو توسط حكومت رضاخان به شدت سركوب شد. واكنش رضاخان به اين سركوب، نشان دهنده رويكرد او به آزادي است. بهترين سند براي نشان دادن آن روزها خاطرات و رنج‎هاي به جا مانده از آن دوران است.

به گزارش فارس سيدمحسن محلاتي معروف به صدرالاشراف و يا محسن صدر(۱۲۵۰ خورشيدي محلات ـ ۲۷ مهر ۱۳۴۱ خورشيدي تهران) سياست‎مدار و نخست‎وزير ايران از خرداد ۱۳۲۴ تا مهر ۱۳۲۴ بود. وي مدتي نيز رئيس مجلس سناي ايران بود. او در كتاب خاطرات صدرالاشراف، واكنش رضاخان به كشتار مردم را آورده است.

در كتاب خاطرات صدرالاشراف آمده است: «شاه براي اين‎كه مردم عادت كنند امر كرد وزراء هر كدام در وزارتخانه خود يا در كلوب ايران جشن بگيرند و از افراد آن وزارتخانه و رجال دعوت كنند كه با خانم‎هاي خود در آن جشن حاضر شوند. ابتدا در وزارت جنگ اين امر اجرا شد و خود شاه هم در آن جشن حاضر شد. زن‎هاي افسران طوعاً و كرهاً حاضر شدند و ساير وزرا هم شروع كردند. همين كه يكي ـ دو وزارتخانه جشن گرفت روزي شاه در هيأت دولت گفت وسيله‎اي فراهم بياوريد كه من خودم هم با دخترهاي خود بدون حجاب حاضر شوم.

حكمت، وزير فرهنگ گفت: براي جشن توزيع ديپلم در مدارس دخترانه مناسب است شاه تشريف‎فرما شوند. شاه پسنديد و قرار شد در آن جشن حاضر شود و گفت وزرا و معاونين و مديركل‎ها بايد با خانم‎هاي خود حاضر شوند. اين امر براي من اشكال زياد داشت؛ زيرا خانم من به هيچ‎وجه حاضر نبود. حتي به من گفت مرا طلاق بده و از اين امر معاف بدار. من به توسط شكوه‎الملك، رئيس دفتر مخصوص، به شاه پيغام دادم كه خانم من مريضه است و نمي‎تواند حركت كند؛ جواب داد كه خود شما حاضر شويد، ولي اين عذر را به ساير وزرا بگوييد. اين مرحله هم گذشت. چند روز بعد شاه به من گفت: نوبت جشن در وزارت عدليه چه وقت خواهد بود؟ من گفتم جمعيت اعضاي عدليه زياد و ۲ قسم هستند: قسمتي اعضاي اداري و جمعي قضات هستند كه در بين آن‎ها اشخاص عالم و پيرمرد است. مناسب مي‎دانم كه مجلسي فراهم كنم كه اول اعضاي اداري و بعد نوبت دوم قضات. شاه گفت مناسب نيست و كار را بايد از نقطه مشكل شروع كرد تا ديگران حساب كار خود را بكنند.

زنم از غصه مرد

من ناچار شدم و مجلسي در كلوب ايران كه وسعت زياد داشت، فراهم كرده و دعوت كردم، ولي در خانه من حالت عزا بود. ناچار شب وقتي عده زياد از اعضا و سايرين آمده بودند، خانم من با كراهت با دخترهايم حاضر شدند و از مدعوين پذيرايي شد. اما بعد از مراجعت از آن‎جا خانم من مريض شد و ديگر از آن خانه بيرون نيامد تا در مدت يك سال بعد فوت شد و جنازه او بيرون رفت...

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى(از عذاب خدا) را از كسى دفع نمى‎كند و هيچ شفاعتى از كسى پذيرفته نمى‎شود، و از كسى غرامت و بدلى گرفته نشود ويارى نخواهند شد.
(بقره، آيه 48)
نكته‎ها
در اين آيه به برخى باورهاى غلط و اميدهاى نابجاى يهود، اشاره شده است. آنان گمان مى‎كردند كه در روز قيامت اجدادشان، شفيع آنان خواهد شد، چنان‎كه بت‎پرستان، بت‎ها را شفيع خود مى‎پنداشتند. برخى از آنان قربانى كردن را كفّاره گناهان دانسته و اگر پول نداشتند، يك جفت كبوتر را سر مى‎بريدند. گروهى از آنان به همراه مرده، طلا و زيورآلات دفن مى‎كردند تا مرده به‎عنوان جريمه گناهانش بپردازد.؛ غافل از آن‎كه قيامت بر خلاف دنياست، كه برخى با پول و پارتى و يا حمايت گرفتن از قدرت‎ها، بر مشكلاتشان پيروز مى‎شوند.
در روز قيامت، تمام سبب‎ها قطع؛ «تقطّعت بهم الأسباب» [بقره، 166] و نسبت‎ها محو؛ «فلا أنساب بينهم» [مؤمنون، 101] و زبان عذرخواهى بسته مى‎شود؛ «فلا يؤذن لهم فيعتذرون» [مرسلات، 36] مال و فرزند كارآيى ندارند؛ «لا ينفع مالٌ و لا بنون» [شعراء، 88] و خويشاوندى نيز ثمرى ندارد؛ «لن تنفعكم أرحامكم» [ممتحنه، 3] قدرت‎ها پوچ مى‎شوند؛ «هلك عنّى سلطانيه» [الحاقه، 29] و شفاعت بدون اذن خداوند پذيرفته نمى‎شود؛ «و لا يشفعون الاّ لمن ارتضى» [انبياء، 28] و فديه پذيرفته نمى‎شود. «لايؤخذ منكم فديه» [حديد، 15]
بحثى درباره شفاعت
شفاعت از كلمه «شفع» به معناى جفت است، يعنى افرادى كه مايه‎اى از ايمان و تقوا و عمل داشته و در آن روز كمبودى دارند، لطفى به آن مايه‎ها اضافه مى‎شود و در اثر جفت وهمراه شدن با لطف اولياى الهى، از قهر خداوند نجات مى‎يابند. بنابراين شفاعت، تنها شامل كسانى مى‎شود كه تلاشگرند، ولى در راه مانده‎اند و نياز به قدرتى دارند كه در كنار آنان باشد.

 پرتوي از حكمت

رعايت حال خانواده

ميرزا جواد آقا تهراني در يكي از شب‎ها، ديروقت به منزل مي‎آيند، به منزل كه مي‎رسند، متوجه مي‎شوند كليد منزل همراهشان نيست، به‎خاطر رعايت حال خانواده شان كه در خواب هستند، از در زدن خودداري كرده و با توجه به اين‎كه هوا هم قدري سرد بوده است، در كوچه مي‎مانند و تا اذان صبح همان جا قدم مي‎زنند.
هنگام اذان كه اهل خانه مي‎بايد براي نماز صبح بيدار شوند، آقا در مي‎زنند و وارد خانه مي‎شوند، يكي از فرزندان ايشان كه از اين قضيه خبردار مي‎شود، سؤال مي‎كند چرا زنگ نزديد؟
ايشان مي‎گويند: شما خواب بوديد، زنگ من موجب اذيت و آزار شما مي‎شد!
نقل ديگري را هم است كه گويا همسر ايشان در رؤيا مي‎بينند كه مرحوم آقا پشت در منزل نشسته اند، لذا بيدار شده و هنگامي كه در را باز مي‎كنند مي‎بينند كه آقا آن‎جا منتظرند.

 بوستان حكايت

ملا، آقا و با تقوا در اوج فقر

آيت‎الله محمد حسين مسجد جامعي نقل مي‎كند: آيت‎الله سيد جمال‎الدين گلپايگاني مجتهد، مرد محترم، ملا و زحمت كشيده بود. پاكدل بود. فقر عجيبي در جواني داشتند. مي‎گفتند ايشان دامن قبايش را مي‎گرفته از اين خيارهاي زرد شده مي‎گرفتند و مي‎آوردند و با زن و بچه‎هايش اعاشه مي‎كردند. چون چهار پسر داشت. اين‎ها در عالم خودشان زحمت كشيده بودند. فقر آقاي آقا سيد جمال خيلي معروف بوده در نجف، ملا، آقا و با تقوا بود.
كتاب جمال عرفان