صفحه سياسي

يك كارشناس مسائل بين‎الملل مطرح كرد
در مذمت ديپلماسي فريب و ضدّ منافع ملي

«هادي محمدي» كارشناس مسائل بين‎الملل در گفت‎وگو با خبرنگار گروه بين‎الملل خبرگزاري تسنيم در پاسخ به سوالي درباره سفر محمد جواد ظريف وزير خارجه كشورمان به فرانسه و ديدار با مقامات اين كشور در حاشيه اجلاس جي 7 گفت: مذاكرات آقاي ظريف را بايد از چند محور مورد توجه قرار داد. اولاً اين كه كشور ما نبايد ديپلماسي را محدود كند، چرا كه ديپلماسي ابزاري است كه بايد گره‎هايي را در راستاي منافع ملي باز كند، اين موضوع قابل قبول است، اما اگر ديپلماسي در مسيري قرار بگيرد كه مسير فريب و استمرار صدمه زدن به منافع ملي باشد، اين ديپلماسي نيست و در واقع نوعي خسران و شكست است.

وي افزود: ديپلماسي اگر در مسير خود فريبي و حركت در پازل دشمن باشد و نه تنها منافع ملي را تامين نكند، بلكه به منافع ملي صدمه بزند، اين ديپلماسي نيست، بلكه حركتي بر خلاف منافع ملي و امنيتي است.

محمدي با اشاره به اين كه "آن چه كه در حاشيه نشست جي 7 اتفاق افتاده، از يك زاويه بايد مورد بررسي قرار گيرد" تصريح كرد: اين سفر در واقع تكميل سفر قبلي آقاي ظريف به فرانسه است كه بدون استقبال از ايشان در فرودگاه ادامه پيدا كرد و حتي گفته شد كه كسي ايشان را دعوت نكرده و ايشان خودشان به فرانسه رفته است، كه به نوعي تحقير آقاي دكتر ظريف به شمار مي‎رفت. اما در حاشيه نشست جي 7 آقاي ماكرون رئيس جمهور فرانسه آقاي ظريف را دعوت و موضوعاتي را مطرح مي‎كند كه ادامه مطالبي است كه قبلا با مقامات ايراني در ميان گذاشته شده بود. بعد هم آقاي دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا اعلام مي‎كند كه آقاي ماكرون به نمايندگي از من در اين گفت‎وگو حاضر نشده بود و در اين موضوع نيز يك عمليات رواني و تحقير در ارتباطات را شاهد هستيم.

وي محور ديگر اين مذاكرات را محتواي آن دانست و افزود: فرانسوي‎ها اشكالي كه به آمريكا داشتند، اين بود كه بگذاريد تا سال 2025 كه سقف زماني محدوديت‎هاي ايران تمام مي‎شود، ما موضوعات جديد در خصوص مسايل منطقه‎اي و موشكي و مادام العمر كردن محدوديت‎هاي هسته‎اي را در آن زمان مطرح و بررسي كنيم. اشكالي كه فرانسوي‎ها به آمريكا وارد مي‎كردند، اين بود كه آن‎ها با عجله و زود وارد اين عرصه شده‎اند. در غير اين صورت در ماهيت اهداف فرانسه با آمريكايي‎ها و جناح تندروي موجود در اين كشور اختلاف نظري وجود ندارد.

وي با اشاره به پيشنهاد ماكرون در قبال ايران گفت: چيزي كه الان به‎عنوان بسته پيشنهادي از طرف آقاي ماكرون مطرح مي‎شود، نوعي معادل قرار دادن مبالغ مالي يا بخشي از تجارت در ازاي پذيرش محدوديت، هم در مسايل هسته‎اي به شكل مادام العمر و هم در مسايل قدرت منطقه‎اي و موشكي و امثال اين‎ها است. آن چه كه تاكنون در خصوص محتواي اين بسته مطرح شده، گرچه به‎صورت رسمي چيزي از آن منتشر نشده، اما برخي گمانه‎زني‎ها يا مسايل درز پيدا كرده از كاخ اليزه و مقامات فرانسوي نشان از آن دارد كه در يك دوره محدود زماني، اجازه فروش 700 هزار بشكه نفت به ايران داده شود و در ازاي آن ايران بپذيرد كه محدوديت‎هاي هميشگي هسته‎اي را ادامه دهد و به هيچ عنوان غني سازي نداشته باشد و در مسايل منطقه‎اي هم گفت وگو كند.

محمدي با اشاره به مكر مشترك ماكرون و ترامپ عليه ايران، گفت: اين درست همان چارچوبي است كه آقاي ترامپ به دنبال آن بود. در واقع آقاي ماكرون طرحي فريبكارانه را روي ميز آقاي ظريف قرار داده تا با دادن يك بسته مالي كوچك و در ازاي فروش 700 هزار بشكه نفت و تامين هزينه‎هاي جاري كشور، كه البته پول آن نيز بايد براي خريد كالاي بي‎ارزش غربي مصرف شود و مديريت مالي روي آن وجود نداشته باشد، بپذيرد كه محدوديت‎هايي را در اهرم‎هاي قدرت ملي و منافع ملي به اجرا بگذارد.

محمدي ادامه داد: آقاي دكتر ظريف ديروز اعلام كرد كه بعد از 3 ساعت و نيم گفت وگو با آقاي ماكرون، گفت‎وگوهاي دشواري در پيش است. ايشان باز هم اميدوار است كه از طريق اروپايي‎ها از اين سد بزرگ عبور كرده و ماهيت طرح عداوت گونه غرب را تغيير دهد، به اين جهت اين طرح را دشوار مي‎داند، اما فرانسوي‎ها آن را مثبت ارزيابي كرده‎اند، چرا كه در ازاي يك پيشنهاد 700 هزار بشكه‎اي فروش نفت، ما بايد همه محدوديت‎هاي هميشگي منطقه‎اي و هسته‎اي را به‎صورت مادام العمر بپذيريم. اين بدان معني است كه يك برجام جديد و بسيار خطرناك‎تر را در ازاي اين 700 هزار بشكه نفت بپذيريم.

اين كارشناس مسائل منطقه با اشاره به ذوق زدگي برخي جريان‎هاي داخلي از سفري كه هنوز مذاكرات آن آغاز نشده است، تصريح كرد: اگر به اين مسايل اين‎گونه نگاه كنيم، ذوق زدگي برخي جريان‎ها و رسانه‎هاي داخلي بيش تر بوي خيانت مي‎دهد تا اين كه بخواهد منافع ملي را تامين كند. البته اين موضوع شايد از روي ناداني آن‎ها و فقدان هوشمندي ديپلماتيك باشد، چرا كه ديپلماسي ابزاري براي تامين منافع و قدرت و امنيت ملي بيش تر است. اگر بنا باشد كه ديپلماسي براي خودفروشي و كشور فروشي و منافع فروشي باشد، اين يا خيانت است، يا ناداني.

به عقيده محمدي، اين ذوق زدگي‎ها براي دولت آقاي روحاني است كه بعد از هشت سال و با نزديك شدن به انتخابات، كارنامه‎اي براي ارائه به مردم ندارد، چه در عرصه سياست داخلي كه بالاترين ركورد ناكامي و ناكارآمدي و شرايط دشوار براي مردم را رقم زده و هم در سياست خارجي كه همه ثقل خود را روي برجام قرار داده و آن را به كابوس و اهرم فشاري ضد ايران تبديل كرده و بعد مي‎خواهد برجام بزرگ تري را براي مادام العمر كردن همه محدوديت‎هاي هسته‎اي و موشكي و توان نظامي و منطقه‎اي ايران به امضا برساند.

وي بازدارندگي و تكيه بر توانمندهاي داخلي را، راه مقابله با فشارهاي تحميلي دانست و گفت: توجه به اين نكته ضروري است كه وقتي ما مي‎توانيم در برابر آمريكايي‎ها به سطحي از بازدارندگي برسيم كه بالاترين سطح تكنولوژي آمريكايي‎ها را با موشك‎هاي بومي هدف قرار دهيم، آن‎ها گزينه برخورد نظامي با ما را كنار مي‎گذارند و بعد به دنبال اقدامات نيابتي و سياسي و عمليات رواني و فشارهاي اقتصادي مي‎روند.

محمدي تصريح كرد: اين بدان معناست كه ما خودمان را در برجام جديد خلع سلاح كنيم تا آن‎ها نه تنها در عرصه سياسي و اقتصادي و تحريم به ما فشار بياورند، بلكه آماده شوند تا در هر لحظه‎اي كه دوست داشتند، به ما ضربه نظامي هم بزنند. لذا آقاي دكتر ظريف با توهم وارد يك سري مذاكرات جديد با اروپايي‎ها شده، در صورتي كه ما بايد به اروپايي‎ها بگوييم كه آن‎ها بايد تعهدات 11 گانه خود را به اجرا بگذارند، نه اين كه ما بخش ديگري از ابزارهاي قدرت ملي خود را در ازاي يك دوره زماني محدود به فروش بگذاريم.

وي با اشاره به موضوع و محتواي مذاكرات و مسايلي كه در خصوص اينستكس مطرح است، گفت: اينستكس كاريكاتوري از اجراي تعهدات اروپايي است. آن‎ها با اين صورت مسأله مي‎خواهند بين شرايط فشار اقتصادي به ايران و محورهاي جديدي كه بايد در كنار برجام به ايران تحميل كنند، گره بزنند.

محمدي با تاكيد بر اين كه "بسته اروپايي آقاي ماكرون دقيقا همان چيزي است كه آمريكايي‎ها مي‎خواهند" گفت: اين بدان معني است كه آقاي دكتر ظريف كه قبلا گفته‎اند «ما در موضوعات غير هسته‎اي مذاكره نمي‎كنيم»، بايد به اين موضوع توجه كنند كه بسته اروپايي آقاي ماكرون دقيقا همان چيزي است كه آمريكايي‎ها مي‎خواهند، در واقع ايشان آب در هاون مي‎كوبد يا خداي نكرده يك غفلت ضد منافع ملي را در سر دارد. لذا اين كه گفته شود در 1+7 ما با كشورهاي صنعتي دنيا مذاكره كنيم، تكرار همان 1+5 است كه نه تنها منجر به شكل‎گيري هر توافق مورد اعتمادي نمي‎شود، بلكه ورود به چنين گفتگويي هم مشكوك است.

وي با بيان اين كه "ما تنها چيزي كه مي‎توانيم در راستاي تحقق منافع ملي به شكل حداقلي تامين كنيم، تكيه به نقاط قدرت و قوت خودمان است" افزود: ما دو گام اوليه در خصوص كاهش اجراي تعهدات خود در برجام را برداشتيم، اما ديديم كه كشورهاي غربي سراسيمه شدند. حتي آمريكايي‎ها اعلام كردند كه ايران نبايد تعهدات خود را كاهش دهد. اين بدان معناست كه ما از طريق كاهش تعهدات برجامي است كه مي‎توانيم به طرف غربي فشار وارد كنيم و با تكميل اين فشارها در حوزه‎هاي ديگر مي‎توانيم نتايج مربوط به منافع ملي خودمان را تا حدودي تامين كنيم.

اين كارشناس مسائل بين‎الملل تاكيد كرد: اگر فكر كنيم از طريق ديپلماسي و مذاكره و يا ورود به محتواهاي مشكوك و شايد گاهي خيانت‎بار مي‎توانيم در گفت‎وگوهاي با غربي‎ها پيش برويم، اين يك خيال خام است، اما مذاكره با حفظ خطوط قرمزي كه ايشان بايد رعايت مي‎كرد و در برجام رعايت نشد و حضرت آقا در سخنراني علني خود اعلام كرد كه برخي از اين خطوط قرمر رعايت نشد، اگر اين خطوط قرمز مذاكره شود، و پشتوانه آن هم قدرت ملي و قدرت سخت افزاري باشد، قطعا غرب ناچار به تمكين خواهد بود.

به گفته محمدي، ما اگر با همين شيبي كه در خصوص گام‎هاي متوالي دو ماهه براي كاهش تعهدات خود در برجام دنبال مي‎كنيم، پيش برويم و از ابزارهاي ديگر هم استفاده كنيم و خطوط قرمز را هم زير پا نگذاريم، منافع ملي ما تامين خواهد شد. اگر آمريكايي‎ها نمي‎توانند معادله نفتكش‎ها را ضد ما اعمال كنند و اگر نمي‎توانند فروش نفت ما را به صفر برسانند، تكيه گاه اين رويكرد ديپلماسي نيست، بلكه قدرت پاسخ و آتش ماست كه آن‎ها را در واقع ناتوان كرده است، لذا رعايت خطوط قرمز منافع و امنيت ملي در هر ديپلماسي، تكيه بر اهرم‎هاي قدرت سخت و به كارگيري اهرم‎هاي فشار بر قدرت‎هاي استعماري مثل آمريكا و دولت‎هاي اروپايي بهترين راه براي مجبور كردن آن‎ها به اذعان و اعتراف به حقوق ما است.

وي با اشاره به فشار حداكثري غرب به ايران گفت: پالس‎هايي كه از داخل در مورد مواضع ذوق زده به خارج ارسال مي‎شود، غرب را به اين ارزيابي مي‎رساند كه در كنار فشارهاي اقتصادي، سياسي و امنيتي، ديپلماسي را هم به‎عنوان يك ابزار فشار حداكثري به كار بگيرند و حقوق ايران را در راستاي تعهدات خود اجرا نكنند. آن‎ها مي‎خواهند در ازاي فروش 700 هزار بشكه نفت، ما را فريب بدهند و در اين دوره همه محدوديت‎هايي كه آمريكا براي نابود كردن كامل و خلع سلاح و تسليم و فروپاشي كشور ما به آن نياز دارد را بپذيريم. اين در واقع نوعي جهل ديپلماتيك است تا اين كه هوشمندي ديپلماتيك باشد. جالب اين جاست كه ما مذاكره با گروه 7 را در حاشيه نشست 7 كشور صنعتي دنيا زماني آغاز مي‎كنيم كه فشارهاي امنيتي پهپادهاي اسرائيلي با پوشش آمريكايي در منطقه عليه ما به كار مي‎رود. يعني اين طوري نشان مي‎دهد كه با فشارهايي كه به ايران آورده، ايم، آن‎ها براي تسليم شدن آماده‎اند. در صورتي كه واقعيت اين است كه ما بايد مسير و زمانبندي ديگري را براي اين گفت‎وگوها انتخاب مي‎كرديم.

من فكر مي‎كنم ما 10 روز آينده بايد گام سوم را با قدرت برداريم و فشارهاي منطقه‎اي و ساير اهرم‎هاي خود را با قدرت به كار بگيريم تا همان طور كه سيد حسن نصرالله اعلام كرد، تهديدات جديد را به فرصت راهبردي و استراتژيك تبديل كنيم.

دست برترايران در «جنگ ۵ لايه اي» با آمريكا

به گزارش خبرگزاري مهر، نشست روساي كميته، معاونين و مديران پدافند غيرعامل دستگاه‎هاي اجرايي با حضور رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور، معاونين و مديران سازمان در سالن شهيد حسن آبشناسان برگزار شد.

سردار غلامرضا جلالي در اين نشست با اشاره به اين‎كه در سال گذشته مجموعه‎اي از تهديدات دشمن را از سرگذرانديم، گفت: دشمن در سال گذشته با تسلط بر شبكه‎هاي اجتماعي و تلاش براي شرطي سازي اقتصاد تلاش داشت تا كشور را به سمت ناامني و اغتشاش پيش ببرد.

وي با اشاره به اين‎كه امروز و در ميانه سال ۹۸ كشور از بخش عمده‎اي از تهديدات دشمن عبور كرده است، گفت: در ابتداي سال گذشته مقام معظم رهبري مدام بر اتكاي به نصرت الهي و اميدواري بر حل مشكلات تاكيد داشتند و ما امروز مي‎بينيم تحليل و تدبير ايشان درخصوص عبور كشور از آن روزهاي سخت دقيق و ژرفنگرانه بوده است.

رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور با اشاره به برخي ياوه گويي‎هاي دشمنان مبني بر اين‎كه انقلاب چهلمين سال خود را جشن نمي‎گيرد، گفت: امروز و پس از عبور كشور از شرايط سخت بايد گفت دشمن درك درستي از وضعيت ايران ندارد و عملا اين نوع تحليل‎ها ناشي از يك خلأ اطلاعاتي است و ضرورت دارد تا آمريكايي‎ها در تحليل هايشان نسبت به ايران يك بازنگري جدي داشته باشند.

تزلزل در تصميم گيري، هدف دشمن از «نمايش جنگ»

سردار جلالي با تاكيد براين كه راهبرد ترامپ در مدت اخير فشار حداكثري بر ايران تا مرز جنگ بوده است، يادآور شد: قرار نبود و نيست جنگي صورت بگيرد اما نمايش جنگ از آمريكايي‎ها با قدرت و شدت زيادي اجرا مي‎شد تا برخي در داخل در تصميم گيري‎هاي خود دچار تزلزل شوند.

وي با بيان اين‎كه آمريكايي‎ها تلاش داشتند يك دوقطبي دروغين معيشت – امنيت به راه بيندازند، افزود: كارزار دروغين جنگ نيز صرفا براي پيشبرد اين تاكتيك رسانه‎اي بود تا مردم فكر كنند معيشت آن‎ها منوط به آن است كه ايران در برابر آمريكا كوتاه بيايد.

ايران دست برتر در «جنگ ۵ لايه‎اي» با آمريكا را داراست

رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور با اشاره به اين‎كه ما امروز با آمريكا در ۵ لايه حساس و راهبردي سياسي، نظامي، اقتصادي، امنيتي و سايبري درگير هستيم، گفت: به‎عنوان يك فرد مطلع مي‎گويم كه ايران در جمع اين لايه‎ها دست برتر را داراست كه اين مهم با هدايت رهبري انقلاب، ايستادگي مردم و مسؤولان به دست آمده است.

سردار جلالي در ادامه با بيان اين‎كه به نظر ما مهم‎ترين ميدان جنگ در لايه اقتصادي رقم مي‎خورد، افزود: آمريكايي‎ها مدعي هستند مدرن‎ترين جنگ اقتصادي را عليه ايران اعمال مي‎كنند و دلار را تبديل به يك سلاح جنگي عليه ما و ديگر كشورها كرده‎اند.

وي با بيان اين‎كه در حوزه‎هاي نظامي و امنيتي يك اجماع نظر داخلي به دست آمده است و لذا شاهد وحدت رويه هستيم، افزود: با اين حال هنوز در ميان برخي از مسؤولان ادبيات جنگ اقتصادي جا نيفتاده است.

رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور با تاكيد بر اين‎كه ما بايد يك برنامه مدون دفاع اقتصادي در كشور داشته باشيم، گفت: مگر در دوران دفاع مقدس مسؤولي درخصوص تهديد بودن صدام و حزب بعث شك و شبهه‎اي داشت كه امروز برخي چنگ و دندان نشان دادن دشمن در جنگ اقتصادي را انكار مي‎كنند؟

FATF ديده بان دشمن در جنگ اقتصادي

سردار جلالي با انتقاد از عدم اجماع در خصوص FATF گفت: از نظر ما FATF به‎عنوان يك مكانيسم به اصطلاح بين‎المللي نقش ديده باني را براي دشمن در جنگ اقتصادي ايفا مي‎كند و دشمن با اين ديده بان مي‎تواند تمام زنجيره تامين مالي كشور را رصد و مطابق با آن اقدام خصمانه كند.

وي با بيان اين‎كه ما در دوران «دفاع مقدس اقتصادي» هستيم، افزود: شايد در برخي موارد ضعف داشته باشيم اما درسها و عبرت‎هاي اين دفاع مقدس مطمئنا ايران را قوي تر، مقتدرتر و باثبات‎تر خواهد كرد.

رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور، با تاكيد بر اين‎كه با فرمان مقام معظم رهبري جهت تشكيل شوراي عالي هماهنگي اقتصادي با حضور سران سه قوه و تفويض اختيارات ويژه به اين نهاد، سطح هماهنگي‎ها در مقابله با جنگ اقتصادي دشمن افزايش يافته است و امروز نتايج اين سياست‎ها را در بازار مي‎بينيم، گفت: بهبود نسبي صادرات، آرام شدن بازار ارز و نزولي شدن تورم لجام گسيخته نشان مي‎دهد كشور توانسته است تا بخش زيادي تهديد اقتصادي را تحت كنترل بگيرد و به تدريج ابعاد فرصت‎‎زاي دوران تحريم اقتصادي نمايان مي‎شود.

ادعاي آمريكا مبني بر نفوذ سايبري به سامانه‎‎هاي زيرساختي ايران يك «بلوف» بود

سردار جلالي در بخش ديگري از سخنان خود به موضوع تهديدات در حوزه سايبري نيز اشاره كرد و با بيان اين‎كه «در جنگ سايبري هميشه فاعل مجهول است»، گفت: با اين حال آمريكايي‎ها اخيرا و با صراحت مدعي شده‎اند كه عليه ايران اقدام تخريبي سايبري انجام مي‎دهند.

فرمانده قرارگاه پدافند سايبري كشور با بيان اين‎كه آمريكايي‎ها چندي پيش مدعي شده بودند در سامانه‎هاي زيرساختي ايران نفوذ داشته اند، گفت: اين ادعاي آمريكايي‎ها نيز مانند ساير ادعاهايشان صرفا يك بلوف بوده است.

موشك فتوشاپي نمي‎تواند پهپاد رادارگريز آمريكا را ساقط كند

سردار جلالي با اشاره به اين‎كه آمريكايي‎ها بيش از توانمندي هايشان ادعا دارند، گفت: قبلا هم آن‎ها مدعي بودند توان موشكي ايران فتوشاپ است اما انهدام پهپاد رادارگريز آن‎ها در ارتفاع ۵۰ هزار پايي واقعيت را به همه نشان داد.

وي با بيان اين‎كه ما بايد در تمام حوزه‎هاي مقابله با دشمن آمادگي خود را ارتقا دهيم و آرايش دفاعي بگيريم، افزود: آمريكا دشمني خود را با ملت ايران عيان‎تر از گذشته كرده است و همين عامل باعث شده تا در سطح نخبگان و عموم مردم روحيه آمادگي، دشمن شناسي و اقدام بسيجي پديد بيايد كه بايد اين روحيه حفظ و تقويت شود.

رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور در پايان با بيان اين‎كه در حوزه زيرساختي كشور با انجام آموزش‎ها و رزمايش‎ها، آمادگي‎ها را ارتقا داده و آسيب پذيري‎ها را شناسايي كرده‎ايم، گفت: با ايجاد توانمندي در زيرساخت‎ها، امن سازي و كاهش آسيب پذيري‎ها را شروع كرده‎ايم و مصون سازي زيرساخت‎هاي حياتي را در اولويت قرار داده‎ايم و در قالب برنامه‎هاي سالانه در حال اجرا هستيم.

سبك زندگي و هنرهاي بي‎كلام انتقال پيام(7)
ارزش هاي معماري اسلامي در خانه سازي

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر احمد حسين شريفي

گفته شد كه معماري و شهرسازي از هنرهايي است كه هم علت فرهنگ هستند و هم معلول فرهنگ؛ هم فرهنگ سازند و هم ساخته فرهنگ هستند. به تعبير ديگر، تأثير و تأثري عميق ميان فرهنگ يعني باورها و ارزش‎ها و معماري وجود دارد. تغيير در هر كدام، منجر به تغيير ديگري مي‎شود. اين مسأله مورد توجه اغلب انديشمندان واقع شده و بهره‎برداري‎هاي فراواني شده است.

در سنت ايراني ـ اسلامي ما، انديشمندان و فقيهاني با توجه به اهميت معماري و شهرسازي و نقشي كه در فرهنگ و انتقال ارزش‎ها دارد، در سبك معماري و شهرسازي نظريه‎پردازي‎هايي داشتند و بر اساس آن در وادي عمل نيز كوشا بودند و بر معماري‎ها و شهر‎سازي‎ها نظارت علمي خود را داشتند. اما متأسفانه در دوران اخير، از سوي انديشمندان اسلامي اين مسأله مورد غفلت قرار گرفت؛ اما از سوي ديگر، انديشمندان غربي، به‎صورتي آرام و البته بنيادين با صدور سبك معماري و مدل‎هاي شهرسازي خود، توانستند تغييرات فرهنگي جدي در گوشه و كنار دنيا از جمله در كشور ما پديد بياورند.

اهميت «ساختار» در فرهنگ سازي

يكي از مقوله‎هاي مهم در مباحث فرهنگ و تربيت، مسأله ساختارهاست. مطالعات زيادي انجام گرفته كه نقش ساختارها در تغييرات و جابجايي فرهنگ را روشن كنند. سخنان درستي نيز بيان شده است. دنياي جديد اساساً دنياي ساختارهاست. ما تحت تأثير و تسخير ساختارها هستيم. ساختارها، نظم‎هاي كلان اجتماعي هستند كه رفتار ما را تعيين مي‎كنند. ساختارها هستند كه به ما مي‎گويند چه زماني بخوابيم و چه زماني نخوابيم؛ كي مسافرت برويم و كي نرويم؛ چه هنگامي مهماني برويم يا مهمان بپذيريم و كي از اين كار خودداري كنيم. و بدين ترتيب ناخودآگاه رفتارهاي ما را مديريت مي‎كنند.

همان‎طور كه اشاره كردم، معماري اسلامي در دو سده اخير مورد غفلت واقع شده است كه البته به بركت انقلاب اسلامي بازبيني مختصري صورت گرفته و بازنگري در فضاي شهرسازي و معماري در حال انجام است و به قدر توان توسط شهرداري‎ها، شوراي شهرها، وزارت راه و مسكن و شهر‎سازي و ساير بخش‎ها اقدامات خوبي نيز صورت گرفته است.

ديدگاه استاد عبدالحميد نقره‎كار

از جمله افراد نقش‎آفرين در اين زمينه كه صاحب ده‎ها كتاب و مقاله ناظر به معماري و شهرسازي اسلامي است، مهندس «عبدالحميد نقره‎كار» است. به قرائت چند سطر از ايده‎هاي ايشان اكتفا مي‎كنم و عزيزان را به مطالعة آثار وي سفارش مي‎كنم. ايشان دربارة معماري اسلامي مي‎گويد: «فضاي مورد طراحي معمار اسلامي، بايد نهايتاً معراج خودآگاهي انسان و فضاي سير و سلوك متعالي او باشد. فضاي تفكر و تأمل و توجه و تدبر و ذكر و حضور و زيارت حضرت حق باشد؛ نه فضاي لهو و لعب و خودباختگي و غفلت و بازي و سرگرمي و دلمشغولي و وهم و خيال و ابهام و دلمردگي و از خودبيگانگي». اين مطلب جاي مطالعه دارد كه متأسفانه چندان مورد توجه شهرداري‎ها نيست و مسؤولان حوزة شهرسازي و معماري نيز غالباً توجهي به چنين مطالبي ندارند!

بي‎توجهي به معماري اسلامي و ارزش‎هاي اسلامي در حوزه شهر‎سازي و معماري كار را به‎جايي رسانده است كه وقتي سخن از «معماري اسلامي» به ميان مي‎آيد، عده‎اي تعجب مي‎كنند. ما حتي از خواندن و ترجمه كردن روايات ناظر به اين عرصه براي مردم غفلت كرده‎ايم؛ تا جايي كه اگر بر روي منابر از معماري اسلامي سخن گفته شود، مردم آمادگي پذيرش ندارند و گويا رسالت روحانيت را فقط مسائل عبادي و اخلاقي مي‎دانند و از فقه معماري و شهرسازي فاصله گرفتيم و به‎طور طبيعي انتظار مخاطب نيز امر ديگري است.

به‎عنوان مثال، فقط در كتاب «وسائل الشيعه» عنواني به نام «ابواب احكام المساكن»(1) وجود دارد. مجموع روايات را در 29 باب گردآوري كرده است كه درباره احكام معماري و خانه‎سازي است. ده‎ها آيه از قرآن شريف وجود دارد كه درباره مدينه و ويژگي‎هاي بلد طيب سخن گفته است.

تأمل در اين آيات و روايات، فضاي ديگري در ذهن مهندسين ايجاد خواهد كرد، منتها از بس مورد غفلت واقع شده و حتي ترجمه هم نشده است، وقتي در مجامع علمي از معماري اسلامي سخن مي‎گوييم، مورد تمسخر واقع مي‎شويم كه مگر اسلام جز نماز و روزه و حج و زكات است؟ يعني يك مسلمان معتقد شيعه، از آيات و رواياتي كه به‎صورت مستقيم مسأله خانه‎سازي و معماري را مطرح مي‎كنند، هيچ اطلاعي ندارد. گذشته از اين امر، حتي اگر فرض كنيم هيچ آيه يا روايتي دربارة معماري و شهرسازي نمي‎داشتيم، باز هم سخن گفتن از معماري اسلامي امري كاملا معقول بود. زيرا همان طور كه گفتيم معماري متأثر از مباني جهان‎شناختي و انسان‎شناختي معمار است؛ حال اگر يك معمار معتقد به جهانبيني اسلامي و ارزش‎هاي اسلامي باشد، طبيعتاً طراحي او و معماري و شهرسازي او همگي رنگ و بوي اسلامي و ارزش‎هاي اسلامي را خواهد داشت.

ارزش‎هاي معماري اسلامي در خانه‎‎سازي

ما در اين فرصت سه نكته را از مجموع ده‎ها اصل ارزشي حاكم بر معماري از نگاه اسلام بيان مي‎كنيم:

يك: آرامش

نكته اول: فضاي معماري خانه بايد فضاي معماري سكينه‎آور و آرامش‎بخش باشد. فلسفه خانه‎سازي، لذت و آسايش و ساختن خوابگاه نبوده است، بلكه آرامشگاه است. مناسب است بدانيم قرآن شريف، سه مقوله را به‎عنوان عناصر آرامش‎بخش ذكر كرده است: يكي از آن‎ها خانه است: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيوتِكُمْ سَكَناً»(2) خداوند خانه‎هاي شما را اسباب آرامشتان قرار داد. مورد دوم، شب است: «قُلْ أَ رَأَيتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيرُ اللَّهِ يأْتيكُمْ بِلَيلٍ تَسْكُنُونَ فيهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ»(3) يا در جايي ديگر مي‎فرمايد: «اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيلَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يشْكُرُونَ».(4) بگذريم از كساني كه در شوراي شهر تهران مي‎گويند ما بايد تهران را به شهر شب تبديل كنيم؛ يعني شب هم مثل روز مردم در حال رفت و آمد باشند. در شب سينما بروند، كنسرت داشته باشند، پارك‎ها و استخرها باز باشند و... اين مخالف صريح نگاه قرآني است. خداوند شب را براي آرامش آفريده است، وقتي بر هم بزنيم، منجر به اضطراب مي‎شود. شب اگر آرامش نباشد، در روز بيچارگي و خشونت و اضطراب و بي‎حوصلگي خواهيم داشت. قله آقايان ليبرال مسلك ما، امريكاست. در آن‎جا ميزان اضطراب و بي‎خانماني و... را ملاحظه كنيد. در سال 2012 فقط در نيويورك 42درصد فرزندان متولد شده، محصول زنا بوده‎اند. 42 درصد نيز سقط جنين مي‎كردند و عدة زيادي اقدام به جنين‎فروشي مي‎كنند. اين ره‎آورد سبك زندگي غربي است. بر اساس آمارهاي بين‎المللي در مجموع حدود 50درصد از زاد و ولد كشورهاي اروپايي، طي سال 2010 تا 2012 محصول ازدواج نبوده است. اين ارمغان سبك زندگي غربي است. حال برخي در ايران به دنبال اجراي چنين سبكي هستند! واقعاً چرا؟ آيا اينان قصد خدمت به شهروندان و خانواده‎‎ها را دارند؟ يا قصد سرگرم‎كردن آن‎ها و غافل كردنشان از كارهاي ديگر و يا...؟

سومين چيزي كه قرآن به‎عنوان عامل آرامش بيان مي‎كند، همسر است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيها»(5) هدف ازدواج را سكون ذكر فرموده است. و هر آن چه اين آرامش را بر هم بزند مذموم و محكوم است چون مخالف هدف ازدواج است.

اين سه مقوله از نگاه قرآني، عامل آرامش و سكونت هستند و متأسفانه هر سه مقوله مورد هجمه تفكر غربي است. ما اگر به دنبال سبك زندگي اسلامي هستيم و مي‎خواهيم جامعه‎سازي اسلامي كنيم، نبايد تحت تأثير فرهنگ غرب قرار گيريم.

دو: زيبايي

نكته دوم دربارة معماري توجه به مقولة زيبايي است. اسلام بر غريزه زيبايي‎خواهي تأكيد دارد و آن را به رسميت شناخته است. فرموده‎اند اگر خداجو و خداباور هستيد، بايد زيبايي‎خواه و زيبايي‎دوست هم باشيد. در زندگي خود نيز زيبايي را محقق كنيد؛ از جمله در حوزه مسكن و محل سكونت كه بايد زيبا باشد. برخلاف حيوان كه فقط سرپناه مي‎خواهد، انسان دوست دارد اين سرپناه زيبا هم باشد. امام صادق(ع) فرمود: «إنَّ اللهَ(تعالى) يحِبُ الجَمالَ وَ التَجمِيلَ»(6) خداوند زيبايي و زيباسازي را دوست دارد؛ و فقر و بدبختي را دوست ندارد و تظاهر به آن را نيز دوست نمي‎دارد. همانا خداوند دوست دارد وقتي نعمتي به بنده خود مي‎دهد، اثر آن را در بنده خود ببيند. سوال شد چگونه زيبايي‎ساز باشد يا اثر نعمت الهي را ظاهر كند؟ فرمود: «ينَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ يطَيبُ رِيحَهُ وَ يجَصِّصُ دَارَهُ وَ يكْنُسُ أَفْنِيتَه»؛ لباسش را تميز كند، بوي بدنش خوب باشد، و خانه‎اش را گچ‎كاري كند و آستانه خانه را تميز كند.

بيش از هزارسال پيش امام صادق(ع) توصيه به گچ‎كاري كرده و فرموده است كه خداي متعال دوست دارد كه نماي خانه‎ها زيبا باشد. توجه كنيد كه در زماني اين سخنان گفته شده است كه گچ‎كاري مربوط به اعيان و اشراف بوده است و يك كار تجملاتي تلقي مي‎شده است.

سه: معنويت

نكته سوم: معنويت بخشيدن به خانه است. همان جملاتي كه از جناب مهندس نقره‎كار نقل شد ناظر به همين معناست. محيط خانه بايد زمينه‎اي براي ارتقاي معنويت و انسانيت و توسعه اخلاق و ارزش‎ها باشد. در روايت آمده است: «كَانَ عَلِي(ع) قَدْ جَعَلَ بَيتاً فِي دَارِهِ لَيسَ بِالصَّغِيرِ وَ لَا بِالْكَبِيرِ لِصَلَاتِهِ...»(7) يعني امام علي(ع) در منزل خود اتاقي را براي نماز و عبادت قرار داده بود.

برخي از خانه‎هاي سنتي قديم، اتاقي داشتند كه فقط براي عبادت استفاده مي‎شد. اگر هم امروز امكانش نيست، حداقل جاي خاصي را در منزل براي عبادت مشخص كنيد كه كاربردهاي خاصي هم دارد؛ مثلا توصيه كرده‎اند شخص محتضر را در محل عبادتش قرار دهيد تا راحت‎تر جان دهد. بنابراين وقتي خانه‎اي مي‎سازيم، بگوييم اين‎جا هم محل عبادت باشد.

«مِسمَع» يكي از ياران امام صادق(ع) قصد ساخت خانه داشت. حضرت نامه‎اي براي او نوشت كه «إِنِّي أُحِبُّ لَكَ أَنْ تَتَّخِذَ فِي دَارِكَ مَسْجِداً فِي بَعْضِ بُيوتِ»(8) من دوست دارم خانه‎اي كه مي‎سازي، در يكي از اتاق‎هايش مسجد بسازي. «مسجد خانگي»، يعني محلي از خانه را براي عبادت قرار دادن. بچه‎ها هم بدانند وقتي پدر و مادر به اين‎جا رفتند، سخن گفتن ممنوع است. بدانند اين‎جا محل ارتباط با خداست.

بعد از جنگ جمل حضرت امير(ع) در بصره وارد خانه يكي از شيعيان بنام علاء بن زياد حارثي شد. در نهج البلاغه خطبه 209 آمده است. حضرت وقتي اين فضاي زيبا و وسيع را ديد، فرمود: «علاء با اين خانه بزرگ و وسيع چه خواهي كرد، در حالي كه در آخرت به خانه بزرگ نيازمندتر هستي؟»(9) در روايات ديگر البته به خانه وسيع سفارش شده است. بلافاصله حضرت امير(ع) فرمود: «بله اگر بخواهي با همين خانه، آخرت خود را مي‎سازي؛ اين‎كه مهمان داري كني، صله ارحام به جا آوري و حقوق ديگران را پرداخت كني.». اين‎كه مي‎گوييم معماري و خانه بايد محل توسعه ارزش‎ها باشد، يعني همين نكاتي كه حضرت امير(ع) مي‎فرمايند.

شهرسازي

در حوزه شهرسازي نيز معيارهايي وجود دارد. حدود يكصد سال پيش از اين در زمان احمد شاه قاجار، بلديه يا شهرداري در تهران تأسيس شده است. در حالي كه در عالم اسلام، صدها سال قبل از آن در بغداد و اصفهان بلديه داشتيم. در اواخر قاجاريه گفتند خوب است جايي داشته باشيم كه شهر را مديريت كند. قبل از آن در زمان ناصرالدين شاه قاجار، بلديه اگر هم بود، مديريت درستي نداشت. نقل شده وقتي ناصرالدين شاه به قم آمد، در محله آذر ساكن شد و به يكي از اطرافيانش دستور دارد برو بالا ببين قم چگونه است. از همان بالا صدا زد، قم سه سوك است. يعني نمي‎دانم از كجا آمديم. نه كوچه دارد نه خيابان. همه پشت بام است!

همان زماني كه خيابان لاله‎زار تهران با آب و تاب فراوان و به‎عنوان نماد نوگرايي و هنر ايران و ارمغان خودباختگي ناصرالدين شاه قاجار در سفر به اروپا، ساخته شد، خيابان نوسكي سنت پترزبورگ در روسيه ساخته مي‎شود. يكي با عرض 15 متر و ديگري با عرض حدود 300 متر! كه هنوز هم از جاذبه‎هاي توريستي سنپترزبورگ است.

امروز در شهرك‎هاي جديد مانند شهرك پرديسان قم، خيابان ساخته مي‎شود، كه اتوبوس نمي‎تواند به راحتي وارد آن بشود. در كوچه شش متري، مجوز ساخت و ساز سه طبقه مي‎دهند! اين يعني نداشتن عقلانيت شهرسازي.

به هر حال، از دوره احمد شاه خواستند بلديه فعال باشد؛ اما نشد تا سال 1302 كه رضاخان شخصي را به نام كريم آقاخان بوذرجمهري مسؤول شهرداري تهران كرد. او مريد شديد رضاخان بود. البته مطلقاً سواد و توانايي خواندن و نوشتن نداشت. به‎جاي امضا انگشت مي‎زد! اين شخص ده سال رئيس شهرداري تهران بود و يك قلدر تمام‎عيار بود. از جمله كارهاي وي اين بود كه دستور تخريب دروازه‎هاي شهر تهران را صادر كرد! اين دروازه‎ها بسيار ارزشمند بودند و از روي حساب و كتاب ساخته مي‎شدند. اما امروز از دروازه‎هاي ورودي غفلت كرده‎ايم. در قديم دروازه‎هاي ورودي محراب‎گونه و داراي مناره بود مانند دروازه قرآن شيراز و قزوين. دروازه براي شهر، همان معناي در براي خانه را داشت. يعني شما وارد خانه جديد مي‎شويد كه داراي هويت، فرهنگ و آداب ويژه و جمعي است؛ گويا يك خانه است. يك عبادت‎گاه است. براي تهران نيز دوازده دروازه درست كرده بودند كه همه آن‎ها توسط بوذرجمهوري خراب شد.

از جمله ديگر اقدامات وي، اين بود كه دستور داد تمام درختان تهران را قطع كنند تا خارجي‎ها فكر نكنند، پايتخت ايران، يك دهات و روستاست! بعد از دوازده سال وقتي براي درمان بيماري به اروپا رفت، ديد برلين و پاريس، سرسبز و خوش‎منظر است. اما چه فايده! اين فهم مسؤول شهر تهران بود. آن زمان براي اين‎كه مردم ته سيگار خود را در راه‎روهاي بلديه و اتاق‎هاي شهرداري رها نكنند، دستور داد كه تعدادي جاسيگاري در راهروهاي بلديه نصب كنند. بعد از مدتي به او خبردادند كه جاسيگاري را دزديده‎اند. وي دستور داد آن‎ها را در جاي بلندي بگذاريد كه دست دزدان به آن‎ها نرسد! ديگر فكر نكرد كه پس سيگاري‎ها چگونه ته مانده سيگار خود را در آن‎جا بگذارند!

امروز هم مي‎گويند براي رفع مشكلات ترافيك تهران، هزينه‎هاي زندگي را بالا ببريم تا زندگي در آن به صرفه نباشد و مردم به بيرون تهران بروند! معاون وزير راه و شهر‎سازي در مرداد 97 مصاحبه كرد و گفت: يكي از مشكلات كشور سوانح رانندگي است. راه حلي كه ارائه داد، گراني بنزين بود! ايشان فرمودند، اين قدر بايد بنزين را گران كنيم كه براي مردم به صرفه نباشد ماشين شخصي خود را سوار شوند! طبيعتاً فقط مرفهين مي‎توانند ماشين سوار شوند و به گشت و گذار بروند! اين همان راه‎حل‎هاي بوذرجمهوري است.

پاساژسازي در ايران

از سال 1302 تا 1312 چنين شخصي شهردار تهران بود كه البته خدماتي هم داشت. در دهه 20 و 30، پاساژسازي شروع شد. در سنت اسلامي، مراكز تجاري و عبادي و علمي در يك فضا بودند؛ يعني بازار، مسجد و حوزه‎هاي علميه. اين فضا، فضايي آرامش‎بخش هم بود. اما اولين پاساژ، توسط يكي از تحصيل كردگان انگليس به نام مظفر فيروز ساخته شد. او از سرمايه‎داران و دوسال هم وزير كار در دولت احمد قوام و معاون حزب دموكرات بود. او ديده بود كه اروپايي‎ها پاساژ دارند خوشش آمد. در حالي كه ما با فرهنگ اسلامي و ايراني، بازار داشتيم با ويژگي‎هاي خاص خودش. اولين پاساژ در خيابان لاله‎زار تأسيس شد، كه متشكل از چندين فروشگاه، سينما، تماشاخانه و رستوران بود. همين عناصر، خود به خود فرهنگ‎سازي مي‎كند. در دهه 30 و 40، پاساژسازي در تهران و شهرهاي بزرگ شدت بيش‎تري گرفت.

بعد از انقلاب، در دهه اول، تقريباً تحت الشعاع ارزش‎هاي انقلاب، پاساژسازي متوقف شد. اما در دهه دوم، بلافاصله توسط تكنوكرات‎ها و كارگزاراني‎ها، فروشگاه‎هاي زنجيره‎اي شهروند، رفاه و... ساخته شد. در دهه 70 و 80، فروشگاه‎ها توسعه يافت و پاساژسازي رونق گرفت. در همين قم فقط در خيابان صفاييه، همزمان چند پاساژ مجلل ساخته شد و متأسفانه تأثيرات نامطلوب فرهنگي خود را نيز بر همان خيابان گذاشت.

«مال» سازي در ايران

از سال 90 به بعد، سراغ «مال‎سازي» رفتيم. يعني «پاساژها و مراكز تجاري بزرگ» كه اولين آن در سال 1956 در آمريكا ساخته شد كه استقبال زيادي از آن شد و تا سه دهه بعد، صدها مال در آمريكا و اروپا ساخته شد. برآورد اين بود كساني كه به اين مراكز تجاري بزرگ مي‎آيند، صرفاً براي خريد نمي‎آيند، بلكه تعداد بسيار زيادي از آن‎ها براي ديدن سبك‎هاي جديد زندگي، مدل‎هاي جديد و ارتباطات آزاد با يكديگر مي‎آيند.

متأسفانه پنجمين مال بزرگ دنيا و اولين مال بزرگ خاورميانه در تهران تحت عنوان «ايران مال» ساخته شد كه حدود يك ميليون و هفتصد هزار متر مربع زيربنا دارد. دو هتل پنج ستاره، شهربازي سرپوشيده، مجموعه ورزشي، دويست رستوران و دوازده سالن سينما دارد؛ و البته داراي بازار سنتي، كتابخانه، باغ، مسجد جامع هزار و دويست متري، نمايشگاه آثار هنري، تالار آينه، و.... هم هست. روشن است كه چه تغييرات فرهنگي شديدي ايجاد خواهد كرد. فاز اول آن به مساحت يك ميليون و چهارصد هزار متر مربع در ارديبهشت 97 رونمايي شده است. سرمايه گذار آن نيز «بانك آينده» است.

اگر به‎خاطر داشته باشيد در 18 خرداد 95 با قرار اينترنتي و مجازي اعلام كردند كه دانش‎آموزان دهه 80 در فروشگاه بزرگ كوروش جمع شوند. عده زيادي در آن‎جا جمع شدند. فروشگاه براي تجارت است، اما معلوم شد اين دسته از فروشگاه‎ها اساساً براي فرهنگ‎سازي و ارتباطات ديگري است. كسي كه در دهه 80 به دنيا آمده، در آن‎جا هنجارشكني مي‎كند. اين دسته از فروشگاه‎ها، در حقيقت فروشگاه‎هاي تجاري هستند؛ اما تجارت به معناي عام! تجارت اقتصادي، تجارت اخلاق، تجارت حياء. نه اين‎كه همه اين‎گونه باشند، اما فضا به گونه‎اي است كه چنين مسائلي در آن رخ مي‎دهد. اقتضاي فضاي معماري‎اش چنين است.

از بازار سنتي ما احزاب انقلابي و نواب صفوي‎ها و عسكراولادي‎ها بيرون مي‎آيند، اما بازارهاي جديد اين طور نيستند. هتل‎ها، نمونه ديگري از تغييرات در شهرسازي اسلامي ايراني هستند.

بنده سال‎ها قبل براي عده‎اي از اعضاي هيأت علمي دانشگاه‎هاي علوم پزشكي كشور، در شهر مقدس مشهد، درسي با عنوان انسان‎شناسي داشتم. محل كلاس‎ها و اسكان آقايان در يكي از هتل‎هاي چند ستاره خيابان امام رضا(ع) بود. چون نزديك به اذان ظهر كلاس‎ها تمام مي‎شد، بنا شد همان جا نماز بخوانيم. بار اول كه از هتل‎دار سراغ نمازخانه را گرفتيم، گفت: نمازخانه يعني چه؟ اين‎جا هتل پنج ستاره است! خلاف نرم‎هاي بين‎المللي است كه بخواهيم نمازخانه بسازيم! تعبيرش اين بود: كسر شأن هتل است. اين در حالي است كه چنين هتلي اساساً به نام امام رضا(ع) و براي زائر امام رضا(ع) ساخته شده است! اما جايي براي نماز خواندن وجود ندارد. در نهايت با هماهنگي زياد با مديران هتل و... روز بعد اجازه دادند مقابل رستوران سنتي آن هتل حداكثر به ميزان 45 دقيقه موكت پهن شود، نماز بخوانيم و سخنراني كوتاه و برويم كه مبادا آبروي هتل برود! و بعد دوباره جمع مي‎كردند تا فردا ظهر! خب معلوم است چنين ساختاري براي هتل، تغيير فرهنگ و رفتار ايجاد مي‎كند.

واقعاً براي جذب توريست بايد از ارزش‎هاي خود دست برداريم. خب ما هر چه بسازيم به اروپا و آمريكا كه نمي‎رسيم. ما مي‎توانستيم با سنت‎هاي ايراني و اسلامي خود توريست بيش‎تري جذب كنيم. در يكي از برنامه‎هاي تلويزيوني نشان مي‎داد كه فردي به نام عباس برزگر، اهل روستاي بوانات شيراز، ابتدا با دست‎فروشي در شيراز امرار معاش مي‎كرد. و در اثر يك اتفاق ساده با دو گردشگر آلماني مواجهه مي‎شود و آنان را به خانه خود مي‎برد و غذايي ساده‎اي كه براي خود درست كرده بودند(دم‎پخت گوجه‎فرنگي، ماست محلي و ترشي)، براي آن‎ها مي‎آورد، آنان بسيار به اين غذا علاقه‎مند مي‎شوند؛ همان شب نيز در خانه محقر عباس با ملحفه‎هاي دست‎دوز و قاليچه‎هاي محلي و گليم‎هاي روستايي استراحت مي‎كنند؛ همين مسأله سرآغاز جذب توريست‎هاي بيش‎تر و بيش‎تري به آن روستا مي‎شود و جالب است كه هزينة يك شب خوابيدن در اتاق‎هاي كاهگلي خانه عباس برزگر براي توريست‎هاي خارجي، شبي 600 يورو تعيين شده است. اين‎ها نشان مي‎دهد كه راه جذب توريست، ايجاد بناهاي غربي نيست؛ با احياي همان سنت‎هاي ايراني و اسلامي خود بيش‎تر مي‎توانيم توريست جذب كنيم. به راستي آيا ميدان نقش جهان اصفهان بيش‎تر توريست جذب كرده و مي‎كند يا ساختمان‎هاي مجلل و هتل‎هاي پنج ستاره و غربي‎گونه‎اي كه در اين سال‎ها ساخته شده است؟

نگاه اسلام به شهرسازي

وجود مقدس پيامبر اسلام(ص) نسبت به ساختارها و تأثيري كه بر فكر و فرهنگ دارند بسيار حساس بودند. وقتي وارد مدينه مي‎شود، اولين كار، مسجدسازي است. امروز ما شهرك مي‎سازيم، مسجد ندارد! در حالي كه آن پيامبر بزرگ خدا، شهر مدينة جديد را با محوريت مسجد شكل داد. و سپس دستور داد كه خانه‎هاي اصحاب نيز در تناسب با مسجد و در اطراف مسجد ساخته شوند. و حتي خود آن حضرت در طراحي نقشه خانه‎هاي اصحاب دخالت مي‎كرد. در روايتي چنين مي‎خوانيم: «وَ ابْتَنَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنَازِلَهُ وَ مَنَازِلَ أَصْحَابِهِ حَوْلَ الْمَسْجِدِ وَ خَطَّ لِأَصْحَابِهِ خِطَطاً فَبَنَوْا فِيهِ مَنَازِلَهُمْ وَ كُلٌّ شَرَعَ مِنْهُ بَاباً إِلَى الْمَسْجِد»(10). پيامبر در معماري خانه‎ها، مستقيماً دخالت مي‎كند، چون فرهنگ‎ساز است و قرار است مدل آينده تمدن اسلامي را پايه‎ريزي كند. متناسب با رشد جمعيت در مدينه، تا زمان شخص رسول الله(ص) دو بار ديگر مسجد را توسعه دادند. مسجد، محور آموزش و پرورش، قضاوت، روابط اجتماعي، تجمعات، ارتباطات بين‎المللي و آموزش‎هاي نظامي بود.

وجود مقدس اميرالمؤمنين(ع) نيز در ساخت و سازهاي زمان حكومت خود نظارت مي‎كرد. ايشان بر ساخت و سازها نظارت داشت. نسبت به آن‎ها حساسيت ويژه‎اي داشت. تا جايي كه دستور داد مناره مسجدي را به‎دليل عدم تناسبش با فكر وفرهنگ اسلامي، تخريب كردند: «أَنَّ عَلِياً(ع) مَرَّ عَلَى مَنَارَةٍ طَوِيلَةٍ فَأَمَرَ بِهَدْمِهَا ثُمَّ قَالَ لَا تُرْفَعُ الْمَنَارَةُ إِلَّا مَعَ سَطْحِ الْمَسْجِدِ»(11)

پي‎نوشت‎ها

1. وسائل الشيعه، ج5، ص299.

2. نحل/ 80

3 . قصص/ 72.

4 . غافر/ 61.

5 .روم/21.

6. وسائل‎الشيعة، ج 5، ص7 : «إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ يكْرَهُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ فَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ يرَى عَلَيهِ أَثَرَهَا قِيلَ كَيفَ ذَلِكَ قَالَ ينَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ يطَيبُ رِيحَهُ وَ يجَصِّصُ دَارَهُ وَ يكْنُسُ أَفْنِيتَهُ حَتَّى إِنَّ السِّرَاجَ قَبْلَ مَغِيبِ الشَّمْسِ ينْفِي الْفَقْرَ وَ يزِيدُ فِي الرِّزْقِ».

7 . وسائل‎الشيعة، ج5، ص295.

8. وسائل الشيعه، ج5، ص296.

9. نهج البلاغه، خطبه 209: «مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسِعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيا وَ أَنْتَ إِلَيهَا فِي الْآخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الْآخِرَةَ تَقْرِي فِيهَا الضَّيفَ وَ تَصِلُ فِيهَا الرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الْآخِرَة».

10 . بحارالأنوار، ج19، ص112.

11 . وسائل‎الشيعة، ج5، ص230.

پاسخ به برخي پرسش هاي پر‎تكرار - بخش هشتم

 هادي قطبي

گاهي گفته مي‎شود: پيشرفتي كه در زمان رضاخان داشته‎ايم در هيچ زماني از تاريخ ايران سابقه نداشته است. خدمات 16 ساله وي قابل تقدير است و نبايد از او سياه‎نمايي كرد. برقراري خدمت نظام وظيفه، استقرار امنيت، تأسيس وزارتخانه‎هاي جديد، ايجاد راه‎ها و گذرگاه‎ها بخصوص خط راه آهن سراسري، توسعه خطوط هوايي و تلگراف، احداث بانك و... در ايران بي‎سابقه بوده است.

مهم‎ترين اقدامات رضاخان از نگاه نزديكان و اطرافيان چنين تحليل شده است:

علم و مديريت رضاخان: قدر و مقام بي‎سوادي و بي‎تدبيري رضاخان در امر پادشاهي، بر هيچ كس پوشيده نيست. او فقط مهره‎اي بود كه آوردند و بردند. تاريخ درباره مشاغل وي از ابتداي زندگي تا پادشاهي موارد زير را بر مي‎شمرد: مدت‎ها شاگرد مسگري و كارش دميدن در دم آتش خانه مسگري بوده است. بعدها چند شغل پراكنده را تجربه مي‎كند كه اعتبار و ارزش چنداني نداشته و سرانجام از كارمندان سفارت انگلستان مي‎شود؛ به اين معني كه به اسب‎ها رسيدگي و آن‎ها را تيمار مي‎كرده است! پس از اين مرحله وارد تلويزيون قزاق(روس) مي‎شود و بعد از مدت كوتاهي در پست وزارت احمد شاه، به پادشاهي مي‎رسد!(1) البته همسر رضاخان معتقد است اين از نقاط ضعف رضاخان نيست كه از بي‎سوادي به پادشاهي رسيد، بلكه نقطه قوت اوست!(2) مسعود بهنود نيز درباره نحوه پادشاهي رضاخان مي‎گويد: «وظيفه فروغي و تقي زاده و علا اين بود كه از قزاق بي‎سواد، كوهي بسازند كه نبود. رضا شاه، نه متجدد بود، نه با فرهنگ. نه سوادي داشت كه ظرايف تحولات اجتماعي مملكت را دريابد. همه اين‎ها به عهده فروغي و يارانش بود».(3) حسين خطيبي(رئيس جمعيت شير و خورشيد) در خاطراتش درباره محمد رضا پهلوي مي‎نويسد: «در اين اواخر اگر كسي درباره پدرش و لياقت و كارداني او سخني مي‎گفت، مورد پسند او واقع نمي‎شد».(4)

سلطه بيگانگان: چرچيل(نخست وزير انگليس) مي‎گويد: «خودمان او(رضاخان) را آورديم و خودمان او را برداشتيم».(5) و محمدرضا پهلوي مي‎گويد: «من عروسك خيمه شب بازيي بودم كه آن‎ها (آمريكايي‎ها) نخ‎هايش را مي‎كشيدند»(6) و خودش به روز ولت(مأمور سازمان سيا) گفت: «من تاج و تختم را از بركت شما دارم».(7) و مي‎گفت: «غربي كردن، آرمان ماست و منافع ايران در اتحاد با غرب به بهترين وجه تأمين مي‎شود»(8). فريدون هويدا(برادر عباس هويداي نخست وزير) در خاطراتش مي‎نويسد: «چاره‎اي نيست جز آن‎كه باور كنيم تمام حركات و سكنات شاه توسط خارجي‎ها از راه دور هدايت مي‎شده است.»(9)

محمد رضا پهلوي به مادرش مي‎گويد: «مادر جان! مرده شور اين سلطنت را ببرند كه من شاه و فرمانده كل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپيماهاي ما را برده‎اند ويتنام!»(10). ملكه پهلوي مي‎گويد: «محمد رضا خصوصي به من مي‎گفت همين رئيس ساواك و معاون او و مديران ارشد، همه شان با آمريكايي‎ها ارتباط دارند و براي حفظ ظاهر مي‎آيند و از من اجازه مي‎گيرند».(11) خود شاه ايران مي‎گويد: «بزرگ‎ترين اشتباه من اين بود كه به‎جاي اين‎كه خود درباره مسائل داخلي كشور تصميم بگيرم، به مشورت با آمريكايي‎ها و انگليسي‎ها پرداختم».(12) و امثال اين سخنان كه در كتاب‎هاي تاريخ فراوان است.

وضعيت عمومي تهران در زمان رضاخان: ملكه پهلوي(مادر رضاخان) در خاطرات خود درباره وضعيت تهران آن روز مي‎گويد: «چه تهراني، چه كشكي!...تهران پايتخت همه پادشاهان دودمان قاجار بود، اما كوچك‎ترين قدم براي اصلاح اين شهر برنداشته بودند. تابستان‎ها خاكْ جان مردم را مي‎گرفت و زمستان‎ها مردم تا زانو در گل و لاي فرو مي‎رفتند...كچلي و تراخم و انواع بيماري جلدي(پوستي) در تهران غوغا مي‎كرد و البته از بهداشت اصلا خبري نبود. آب تهران از كجا تأمين مي‎شد؟ يك تعداد آب انبار در گوشه و كنار شهر بود كه در مواقع بارندگي به آن‎ها آب مي‎انداختند و آن‎ها را پر مي‎كردند. در داخل آبِ اين آب انبارها، انواع كرم و خاكشير و حشرات موذي وول مي‎خوردند. اكثر مردم به‎خاطر آب آلوده دچار سالك بودند....اگر مي‎خواستيد عمارت معمور تهران را بشماريد، به تعداد انگشتان دست خلاصه مي‎شد!....مردم هم عموما پابرهنه بودند و فقط اغنيا گيوه كرمانشاهي و يا گالش به پا مي‎كردند!...در معابر و شوارع(خيابان ها) جوي آب كثيف روان بود و اكثر خانه‎ها هم منفذ فاضلاب خود را طوري تعبيه كرده بودند كه فضولات انساني به وسط كوچه و معبر عمومي روانه مي‎شد. در قهوه خانه‎ها مشتريان مخمور، آزادانه به استعمال ترياك مي‎پرداختند....گدا هم از در و ديوار مي‎باريد....عياران و طراران از دَم دماي غروب بر شهر حاكم مي‎شدند و بيچاره زني بود كه نتوانسته باشد خودش را به خانه برساند....اين خيابان(سعدي فعلي) به خيابان لختي معروف بود. چون اغلب مردم در اين خيابان مورد حمله اوباش قرار گرفته و آن‎ها را به اصطلاح لخت مي‎كردند...روح لاابالي گري و شرارت بر شهر حاكم بود...نفت يك كالاي تجملي بود. مردم معمولي، خانه خود را با چراغ موشي روشن مي‎كردند....يك فتيله داشت و داخل آن هم پي گاو و گوسفند مي‎ريختند؛ درست مثل عهدي كه بشر غار نشين بود. با آن‎كه نفت از مملكت ايران به انگلستان مي‎رفت، اما قيمت نفت در ايران ده برابر قيمت نفت در انگلستان بود....مريض‎خانه مجهز هم در تهران نبود....مردم در موقع مريضي از انواع جوشانيده و داروهاي گياهي استفاده مي‎كردند و يا به شاه عبدالعظيم و سر قبر آقا رفته و از رمال‎ها دعا مي‎گرفتند! مفسده‎هاي اخلاقي هم در تهران علي الخصوص پشت خندق جنوب تهران رايج بود و به‎خاطر آن، عده زيادي مبتلا به سفليس و امراض خطرناك شده و بعضا كور شده بودند....كدخداي اين دهات را هم روس و انگليس انتخاب مي‎كردند و احدي حق دخالت در امور دهات زرگنده و قُلهك و امثالهم را كه تُيول(مِلك و زمين بخشيده شده از سوي شاه) سفارتخانه‎هاي خارجي بودند، نداشت!....در شهر امنيت و نظم و انضباط دست جاهل‎ها و قداره بندها بود».(13)

ارتش رضاخان: ارتش منظم او در واقع براي مقابله با مردم ايران بود، نه مقابله با تجاوزات خارجي! وقتي رضاخان در مانور ارتش همدان از ژنرال مستشار فرانسوي دانشكده افسري سؤال مي‎كند: «اين ارتش در مقابل هجوم قواي بيگانه چقدر مقاومت مي‎كند؟» جواب مي‎شنود: دو ساعت قربان! شاه ناراحت مي‎شود و وقتي اطرافيان اعتراض مي‎كنند، ژنرال فرانسوي مي‎گويد: اين را گفتم كه شاه ناراحت نشود، وگرنه دو دقيقه هم نمي‎توانند!(14)

فكر ايجاد سربازي و نظام وظيفه مربوط به بعد از مشروطه بود و پيشگام اين امر شهيد مدرس(ره) بود تا جايي كه رضاخان وقتي به‎عنوان سردار سپه به اين امر اقدام مي‎كند، تمام نيروهاي سياسي مطرح، حتي شهيد مدرس(ره) از او حمايت مي‎كنند؛ در عين حال مي‎گويد اگر ديديد وظيفه‎اش را انجام نمي‎دهد بايد به مجلس پاسخگو باشد. در واقع هدف سربازي، ايجاد ارتشي براي دفاع از ايران بود؛ اما بعدها به‎صورت ارتش شخصي براي رضاخان درآمد.

وطن فروشي رضاخان و پسرش محمدرضا: رضاخان براي جلب رضايت خارجي‎ها، چوب حراج به خاك ايران زد. از جمله بذل و بخشش‎هاي رضاخان مي‎توان به اين موارد اشاره كرد:

1. در بين سال‎هاي 1302 تا 1305 قصبه فيروزه و منطقه خليج حسين قلي در تركمنستان را به شوروي واگذار مي‎كند.

2. در سال 1304، هفتاد درصد سهم آب‎هاي مرزي را به شوروي مي‎دهد.

3. مرزهاي ايران و آذربايجان در منطقه اذربايجان و رود ارس نيز به تصرف شوروي در مي‎آيد.

4. منطقه استراتژيك آرارات كوچك به ترك‎ها واگذار مي‎شود تا روابط حسنه با آتاتورك باقي بماند!(هرچند در مقابل پنج برابر مناطق بي‎خاصيت را مي‎گيرد).

5. واگذاري بخشي از مرز ايران و افغانستان به افغانستان.

6. واگذاري منطقه بسيار استراتژيك قره سو(كه تركيه را به آذربايجان وصل مي‎كند) به روسيه و در نهايت تركيه.

7. واگذاري منطقه نفت خانه(بين قصر شيرين و خانقين) به عراق.

8. واگذاري اروند رود به عراق،(آن زمان عراق نيمه مستعمره انگلستان بود)

9. واگذاري بحرين(به‎عنوان استان چهاردهم ايران) به اعراب در سال 1349.(15)

راه آهن رضاخان: خط راه آهن نظامي و سراسري كه نه براي استفاده مردم و رفاه آنان، بلكه براي استفاده‎هاي نيروهاي انگيسي براي مقابله با روس‎ها بود، با هزينه ايران طي يازده سال از 1306 تا 1317، ساخته شد.(16) البته نخستين راه آهن مربوط به حدود صد سال قبل از رضاخان است كه در سال 1227 بين بندر انزلي و پيربازار به طول 12 كيلومتر ساخته شد. بعد از آن تا دوران رضاخاني چند خط راه آهن ديگر نيز احداث شد.(17)

از خدمات ديگر رضاخان ايجاد جاده كرج ـ چالوس بود كه براي خوشگذراني و تفريح شاه و ملكه(نه مردم) ايجاد شده بود.

دينداري رضاخان: ممنوعيت عزاداري سالار شهيدان در ماه محرم و صفر، به شهادت رساندن روحانيوني مانند شهيد مدرس(ره)، جدايي دين از سياست به‎دليل ملي‎گرايي و پان ايرانيسم، واقعه كشف حجاب و ربودن چادر از سر زن‎هاي مسلمان، قتل عام بيش از 1500 نفر از مردم مشهد در مسجد گوهر شاد در ماجراي كشف حجاب، ضرب و شتم آيت‎الله بافقي به‎دليل تذكر به حضور بي‎حجاب همسر رضاخان در حرم مطهر فاطمه معصومه(س)، منع پوشش لباس روحانيت به‎دليل قانون متحد الشكل كردن لباس‎ها، و... اين رويه در زمان پسرش محمد رضا نيز ادامه يافت: حمله به فيضيه و قتل عام طلاب پير و جوان(15، 16ساله) و آتش زدن قرآن‎ها و كتاب‎ها در فروردين 1342(سالروز شهادت امام صادق(ع))، محاصره شديد آيت‎الله خوانساري و بهبهاني در تهران، حبس بسياري از وعاظ در زندان‎هاي سياسي، توهين، تحقير و تهديد روحانيون حتي دستور به سوار نكردن آن‎ها در تاكسي و اتوبوس! و... امام خميني(ره) در 13 فروردين سال 42 درباره يك جنايت شاه چنين فرمودند: «اينان با شعار شاه دوستي به مقدسات مذهبي اهانت مي‎كنند. شاه دوستي يعني غارتگري، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمانان و تجاوز به مراكز علم و دانش، شاه دوستي يعني ضربه زدن به پيكر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‎هاي اسلام و محور آثار اسلاميت، شاه دوستي يعني كوبيدن روحانيت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقايان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در معرض خطر است. با اين احتمال، تقيه حرام است و اظهار حقايق واجب "ولو بلغ ما بلغ"(18)».(19)

پي‎نوشت‎ها

1. خاطرات ملكه پهلوي، ص33.

2 . همان، ص222.

3 . از سيد ضيا تا بختيار، ص127.

4 . رنج رايگان، ص346 و 347.

5 . دفاع از تاريخ، ص199.

6 . سيماي پهلوي، ص222.

7 . كودتا در كودتا، ص213.

8 . سلسله پهلوي و نيروهاي مذهبي، ص196.

9 . سقوط شاه، ص221.

10 . خاطرات ملكه پهلوي، ص382.

11 . همان، ص388.

12 . اعترافات شاه مخلوع، ص123.

13 . خاطرات ملكه پهلوي، ص162 ـ 169.

14 . داستان‎هايي از عصر رضا شاه، ص342.

15 . ر.ك: خبرگزاري مشرق، 7/5/95 – گفتگو با دكتر بهمني مؤلف كتاب «تماميت ارضي ايران در دوران پهلوي». كد خبر: 609659.

16 . موسسه مطالعات و پژوهش‎هاي سياسي؛ به نقل از: خبرگزاري مشرق، 25/12/93 ـ كد خبر: 398610.

17 . خبرگزاري تسنيم، 17/2/1397 – كد خبر: 1718620.

18 . يعني خونها ريخته شود.

19 . صحيفه امام، ج1، ص178.

چند نكته درباره سامانه باور 373
غافلگيري مقامات نظامي جهان از دستاورد پدافندي ايران

روس‎ها براي تحويل اس 300 به ايران تعلل كردند و صنعت دفاعي ايران با دستور مستقيم فرمانده كل قوا باور 373 را ساخت. معناي اين اقدام يك پيام راهبردي مهم دارد و آن اين‎كه ايران نه تنها با تحريم آمريكا در پيشرفت صنعت دفاعي خود متوقف نشده بلكه براي رسيدن به خودكفايي نظامي و استقلال امنيتي خود، معطل كشورهاي همچون روسيه كه شريك نظامي‎اش در سوريه بوده، نيز نمي‎شود. باور 373 يعني؛ ايران در اوج استقلال امنيتي و نظامي است و كوچكترين خللي را در اينباره نمي‎پذيرد.

به گزارش جهان نيوز، با مشخصات منتشر شده از سامانه باور 373، معلوم شده كه اين سامانه موشكي «پاتريوت» آمريكا و اس 300 روسيه قوي‎تر است. نكته جالب اين‎كه در حال حاضر توانمندي‎هاي باور 373 به اس 400 روسيه به‎عنوان پيشرفته‎ترين سامانه دفاعي روز دنيا نزديكتر است.

اما روس‎ها طي ماه‎هاي اخير علنا براي فروش اس400 به ايران ابراز تمايل كرده‎اند ولي اين ايران است كه نسبت به خريد آن ابراز بي‎نيازي كرده است. روس‎ها يكي از دلايل فروش اس 400 به ايران را حضور سامانه موشكي پاتريوت آمريكا در منطقه و نياز ايران به اس 400 براي مقابله با آن عنوان مي‎كنند. بنابراين اين سوال پيش مي‎آيد كه چرا ايران براي موازنه‎سازي با سامانه پاتريوت آمريكا، اس 400 روسيه را نمي‎خرد؟ واقعيت اين است كه ايران در حال حاضر نيازي ندارد! اما اين بي‎نيازي از كجا منشا مي‎گيرد؟ در گام اول مي‎توان گفت ايران با وجود دارا بودن به سه نوع پدافند موشكي متنوع بومي، نيازي به خريد سامانه جديد ندارد. واقعيت بزرگتر هم اين است كه ايران همان قابليتي كه از اس 400 انتظار دارد، خود در حال حاضر دارد.

اما پاسخ‎هاي راهبردي‎تر و مهم‎تر ديگري هم وجود دارد:

الف: ايران در واقع دو قطبي اس 400 و پاتريوت را در منطقه شكسته و اينك قطب جديد پدافندي ايجاد كرده است. قطبي كه نه تنها بر خلاف تركيه و عربستان نيازي به خريداري از كشورهاي روسيه و آمريكا ندارد، بلكه خود به مرحله توليد محصولات مشابه و گاه برتر رسيده و چه بسا به فروشنده اين محصول استراتژيك نظامي تبديل شود. ضمن اين‎كه ايران توانسته اين پيام راهبردي را به دنيا صادر كند كه سقف خواسته ايران خريد تسليحات پيشرفته نيست بلكه اولويت اول و نهايي ايران خودكفايي نظامي بومي به تمام معنا است.

ب: سامانه دفاعي ايران اينك به مرحله بي‎نيازي رسيده ولي ظاهرا اين پايان كار نيست و ايران گام‎هايي در جهت صعود كم سابقه در حوزه سامانه‎هاي پدافندي برداشته است. بنابراين حال كه ايران به بالاترين سطح تكنولوژي دفاعي پدافندي دست يافته، از اين پس در مدت زمان كوتاه‎تري قادر خواهد بود كه محصولات با كيفيت‎تري را توليد كند. به معناي ديگر ايران در مرز علم پدافندي روز دنيا در حال حركت است و هر لحظه بايد منتظر اعلام يك خبر و دستاورد جديد دفاعي در اين حوزه بود. به همين دليل، صنعت دفاعي ايران اين توانمندي بالقوه را دارد كه بزودي مقامات نظامي جهان و علي الخصوص آمريكا و روسيه را با رونمايي از يك سامانه جديد پدافندي شگفت‎زده كند و اين خبر اصلي‎تر از خبر رونمايي از باور 373 در تهران است.

 يادداشت هفته

صهيونيست ها در برزخ ترس و سردرگمي!

 علي اكبر عالميان

تحركات نظامي اخير رژيم صهيونيستي بر ضد برخي پايگاه‎هاي نظامي در عراق، لبنان و سوريه، گمانه‎هايي را درباره اهداف اين رژيم به وجود آورده است. تجاوز نظامي گرچه در ذات صهيونيست‎ها نهفته شده است، اما حملات اخير آن هم در سه نقطه مهم در سه كشور، تقريبا بي‎سابقه بوده است. ابتدا در اواخر مرداد پهپادهاي اسرائيلي به عراق حمله كردند و چند روز بعد نيز با حمله موشكي به برخي مناطق سوريه، اقدامات ايذايي خود را تكميل كردند. در لبنان هم پس از ساقط شدن يكي از پهبادهاي صهيونيست‎ها و سقوط آن بر روي يكي از مراكز حزب‎الله، خساراتي را به اين مركز وارد آورد. بايد توجه داشت كه حملات رژيم صهيونيستي در سه كشوري صورت گرفته است كه عمق استراتژيك ايران به شمار مي‎آيند. در واقع اين حملات به منظور آسيب زدن به منافع جمهوري اسلامي به شمار مي‎آيد.
ابتدا به حمله پهبادهاي صهيونيست‎ها به عراق مي‎پردازيم كه به زرادخانه‎ها و تاسيسات حشد الشعبي از جمله در اردوگاه اشرف و آمرلي صورت پذيرفته است.اين حمله به خاك عراق كم سابقه بوده است. آخرين بار حدود 38 سال پيش بود كه جنگنده‎هاي رژيم صهيونيستي در سال 1981 تاسيسات هسته‎اي عراق را بمباران كرده بودند و بعد از آن اين مساله سابقه نداشته است. حتي زماني كه در دي ماه سال 1369، صدام حسين رئيس جمهور مخلوع عراق در جريان جنگ اول خليج فارس، سرزمين‎هاي اشغالي را موشك باران كرده بود، هيچ گاه از سوي اسرائيلي‎ها پاسخي دريافت نكرده بود و اين نشان مي‎دهد براي رژيم صهيونيستي، اهداف مهمي وجود داشته كه دست به اين تجاوز آشكار زده است. حمله موشكي اخير به سوريه نيز از اين جهت بي‎سابقه بوده است كه علي‎رغم بايكوت رسانه‎هاي رژيم صهيونيستي درباره حملات متعدد به سوريه، اين بار اما خبرنگاران اسرائيلي از لحظات اول شروع به انتشار اخبار در انفجارهاي دمشق كردند. سخنگوي ارتش رژيم صهيونيستي هم در اقدامي كم‎سابقه حمله هوايي به پايتخت سوريه را تاييد كرد. اين دو حمله نشان مي‎دهد كه در ذهن صهيونيست‎ها، اهدافي ترسيم گرديده است كه دست به اين ريسك آشكار زده و اين اهداف همه در يك مسأله متمركز شده‎اند كه عبارتند از: «ترس از نفوذ و اقتدار ايران در منطقه»! خود صهيونيست‎ها نيز نتوانسته‎اند اين مساله را كتمان كنند همان گونه كه سخنگوي ارتش رژيم صهيونيستي مدعي شد اين حمله با هدف جلوگيري از ارسال پهپادهاي تهاجمي از سوي ايران به حريم هوايي فلسطين اشغالي بوده است. بنيامين نتانياهو نخست‎وزير اين رژيم هم ضمن تاييد حمله هوايي به سوريه، ادعا كرد: «در عملياتي بزرگ، ما مانع حمله نيروهاي ايراني و شبه‎نظامي به اسرائيل شديم. تكرار مي‎كنم؛ ايران در هيچ جايي مصونيت نخواهد داشت. نيروهاي ما در تمام جهات با ستيزه‎جويي ايران مقابله مي‎كنند.» او همچنين افزود كه: «من به ارتش دستور دادم براي هر سناريويي آماده باشند. ما به اقدام عليه ايران و وابستگانش ادامه مي‎دهيم.». نخست‎وزير رژيم صهيونيستي همچنين در گفت‎وگو با رسانه «كان» مدعي شد كه ايران در حال ايجاد پايگاه‎هايي در عراق، يمن، سوريه و لبنان عليه اسرائيل است. او گفت كه اسرائيل در پاسخ به اين اقدام در حال انجام عمليات‎هايي در عراق و برخي كشورهاي ديگر از جمله سوريه است.
هدف اصلي صهيونيست‎ها همان گونه كه گفته شد كاملا مشخص است. آنان به دنبال جلوگيري از نفوذ ايران و شكستن كمر محور مقاومت هستند. در ذيل اين هدف اصلي چند هدف جزيي نيز وجود دارد. يك هدف آن است كه تا بعد از اين اقدامات به هم پيمانان خود در منطقه و همين طور جناح تندروي آمريكا نشان داده شود كه برخورد با ايران آسان است و نبايد از جمهوري اسلامي ترسيد. اين مساله به‎ويژه بعد از ساقط شدن پهباد گرانقيمت آمريكايي توسط ايران و همين طور عقب نشيني آشكار امارات و عربستان در برابر ايران صورت گرفته است تا به اصطلاح ترس آنان را ريخته و نسبت به مقابله با ايران تشجيع كند.
هدف ديگر از اين حملات، تقويت ائتلاف جبهه متحد عربي - اسرائيلي - آمريكايي عليه ايران است. حمله به منافع جمهوري اسلامي در كشورهاي ديگر مي‎تواند در روند شكل گيري اين ائتلاف موثر باشد. هدف سوم، تلاش براي از بين بردن گروه‎هاي نظامي و مردمي طرفدار ايران است. صهيونيست‎ها به شدت از شكل گيري اين گروه‎ها وحشت داشته و آن را موجب به خطر افتادن منافع خود مي‎دانند. آنان تجربه تلخي را در جريان شكل گيري و رشد و اقتدار جنبش مقاومت اسلامي حزب‎الله در لبنان كسب كرده‎اند و مايل نيستند تا جنبشي مانند آن در يكي ديگر از كشورهاي نزديك به آنان شكل پذيرد. آن‎ها به دنبال ايجاد تنش در خاك عراق هستند تا بلكه از اين رهگذر بتوانند دولتمردان عراقي را وادار به انحلال حشدالشعبي و يا حداقل، دوري اين گروه از ايران نمايند.
عليرغم اين اقدام صهيونيست‎ها، به روشني مشخص است كه آنان به هيچ يك از اهداف خود نخواهند رسيد. حشد الشعبي مانند حزب‎الله لبنان به بلوغ و استحكام كامل رسيده و از بين رفتني نيست.اين گروه 100 هزار مرد جنگجو دارد و بخشي از نيروهاي امنيتي عراق به شمار مي‎روند ضمن اين‎كه به‎خاطر علقه عميق نسبت به جمهوري اسلامي، نمي‎توان آن را از ايران جدا كرد. رژيم صهيونيستي در حمله به عراق، خطاي بزرگي را مرتكب شده است و به تعبير عبدالباري العطوان،سردبير روزنامه «رأي‎اليوم»:«حمله اسرائيل به الحشد الشعبي، زيباترين هديه رژيم به الحشد است. اسرائيل ثابت كرد عقيده الحشد، عقيده مبارزه است و اين نهاد به بخشي از جبهه رويارويي با اسرائيل مبدل شده است.»