صفحه بين الملل

پليس بد ديروز؛ پليس خوب امروز!
افشاي طرح مضحك فرانسه توسط سعيد جليلي

رفت و آمد نماينده روحاني و مكرون براي انتقال پيشنهادها براي ادامه يافتن برجام باعث شد تا گمانه زني‎ها در خصوص طراحي جديد آمريكا افزايش يابد. با اين‎كه روحاني نيز گفته است شايد در هفته آينده به توافق برسيم اما سعيدجليلي پيشنهاد سطحي فرانسه را بازگو كرده است.

به گزارش رجانيوز، حسن روحاني عصر پنجشنبه 10مرداد 98 در جلسه شوراي اداري استان آذربايجان شرقي گفته است: امروز هم با برخي از كشورها «در حال مذاكره هستيم» و آن‎ها پيشنهاداتي ارايه كردند كه «متوازن نمي‎دانيم»، لذا آن پيشنهادات را نپذيرفتيم. البته «ممكن است در هفته‎هاي آينده به نتيجه قابل قبول دست پيدا كنيم» و امكان دارد كه به اين نتيجه نرسيم و اگر به نتيجه‎اي نرسيم مرحله بعدي كاهش تعهدات را انجام خواهيم داد.

همين صحبت‎ها كافي بود تا دوباره وعده توافق ديگر توسط رئيس جمهور تيتر يك روزنامه دولت شود و نگاه‎هاي خوش بين به طرح‎هاي دشمن قوت بگيرد.

اما رئيس دولت از كدام مذاكره و توافق صحبت مي‎كند؟

به نظر مي‎رسد اشاره روحاني به طرحي است كه امانوئل مكرون رئيس جمهور فرانسه جلوگيري از برداشتن گام‎هاي بعدي ايران در برجام ارائه كرده و به طرح «انجماد در برابر انجماد» موسوم شده است. پيشنهاد همين طرح باعث شده بود كه حسن روحاني با رئيس جمهور فرانسه تلفني صحبت كند و احتمال سفر مكرون به ايران نيز مطرح شود. در همين راستا امانوئل بون، فرستاده امانوئل مكرون، دو بار و به فاصله دو هفته در تيرماه 98 به تهران آمد و پيام كتبي رئيس جمهوري فرانسه را كه حاوي پيشنهاد وي بود تحويل حسن روحاني، رئيس جمهوري كشورمان داد. روحاني نيز پاسخ مكتوب خود را به وسيله عراقچي به‎عنوان فرستاده ويژه به پاريس تحويل داد.

بر اساس اين طرح، ايران از برداشتن گام‎هاي بعدي كه به خروج كامل از برجام مي‎انجامد دست مي‎كشد و در مقابل غرب اقدامات خود را به حالت انجماد در مي‎آورد. اين به ظاهر اقدام غرب تحت عنوان انجماد قرار نيست زمان طولاني داشته باشد بلكه براي وقت كشي و نگه داشتن محدوديت‎هاي هسته‎اي ايران است. گفته مي‎شود مكرون در تماس تلفني خود با روحاني از وي خواسته بود چند روز به وي فرصت دهد تا او بتواند ترامپ را براي تعليق بخشي از تحريم‎ها به ويژه تحريم صادرات نفت ايران مجاب كند. اما اين‎كه اين طرح موقتي چه بوده است را بايد در سخنان دكتر جليلي يافت.

ايران در برجام بماند تا بگذاريم براي دوماه يك مقدار نفت بفروشد!

سعيد جليلي در هفته‎اي كه گذشت ابعاد بيش‎تري از اين طرح را فاش كرد. نماينده رهبر انقلاب در شوراي عالي امنيت ملي كه سخنران پيش از خطبه‎هاي نماز جمعه همدان بود با اشاره به اين‎كه در برابر فشار دشمن گفت و گو جواب نمي‎دهد بلكه همان فشار دشمن را عقب مي‎راند به طرح «ژست كوچك فرانسه» پرداخت و گفت: «در دوماه گذشته دشمن ديد كه ملت ايران اين امكان را دارد كه اگر او مي‎خواهد راهبرد فشارحداكثري را داشته باشد ايران هم فشار اعمال مي‎كند. او تازه فهميد كه اين ملت مي‎تواند به خوبي از حق خودش دفاع كند. لذا پرچم گفت و گو را بالا مي‎برد، همين كسي كه تا ديروز مي‎گفت من فشار حدكثري را دنبال مي‎كنم! اين جاست كه تزوير دشمن را بايد فهميد. آن وقت متحدين او چه هستند؟ آقاي مكرون رئيس جمهور فرانسه مطرح مي‎كند كه بله! ما در راهبرد با آمريكا هيچ اختلافي نداريم كه تعهدات بيش‎تر هسته‎اي و موشكي و منطقه‎اي از ايران بگيريم. هيچ اختلافي نداريم. اما مي‎گويد بايد يك «ژست‎هاي كوچك» هم بگيريم تا ايران را پاي ميز گفت و گو بياوريم. «ژست كوچك» چيست؟ مي‎گويد حالا بيا شما همه تعهدات خودت را انجام بده، اجازه بده ما گلوي تو را بفشاريم، براي دوماه هم به تو اجازه مي‎دهيم يك نفسي هم بكشي! براي دو ماه مثلا مي‎گذاريم يك مقدار نفت خودت را بفروشي. چرا اين كار را مي‎كنند؟ چون مي‎بينند يك ملتي امروز ايستاده است، نه تنها در برابر فشار او كم نياورده است بلكه همين را تبديل به فرصت مي‎كند.»

تحولات اخير نشان مي‎دهد با وجود اين‎كه رسانه دولت از احتمال نزديك بودن يك توافق مي‎گويد اما سفرهاي متعدد فرستاده ويژه مكرون و پيشنهادات وي و دوستان آمريكايي او يك زياده خواهي آشكار است كه درصدد هستند ايران محدوديت‎هاي تاريخي هسته‎اي را نگه دارد و در مقابل صرفا براي يك مدت محدود اجازه فروش مقدار ناچيزي نفت به ايران داده شود. پيشنهاد فرانسه كه نمي‎تواند خواسته‎هاي ايران از برجام را محقق و جاي خالي تعهدات امريكا را پر كند به شدت ناچيز و كوتاه مدت ارزيابي مي‎شود. به نظر مي‎رسد اروپا و آمريكا درصدد هستند تا با ايجاد يك دوره فريز يا انجمادِ كاهش تعهدات هسته‎اي ايران، دولت روحاني را پاي ميز مذاكره مجدد بكشانند.

نكته قابل توجه اين است كه چرا حسن روحاني در شوراي اداري آذربايجان پس از برشمردن مشكلات كشور به جاي ارائه برنامه‎هاي درون زاي اقتصادي، سريع به سراغ مطرح كردن مساله توافق جديد مي‎رود و رسانه‎هاي دولتي به شدت روي آن مانور مي‎دهند؟ بي‎برنامگي دولت براي رفع مشكلات اقتصادي و وعده رئيس جمهور در رسيدن به يك توافق احتمالي همراه با پروپاگانداي رسانه‎هاي دولتي در پوشش اغراق آميز اين موضوع بار ديگر مي‎تواند به وابسته كردن مشكلات داخلي به مسائل خارجي منجر شود.

مدرس دانشگاه لانكستر بريتانيا:
ايران آغازگر جنگ نيست ولي پايان آن دست ايران است

دكتر عَلَام صالح طي يادداشتي در پايگاه الكترونيك روابط بين‎الملل با عنوان «ترامپ در مورد ايران راست مي‎گويد اما هنوز در اشتباه است» به بررسي تحولات ماه‎هاي اخير در منطقه پرداخت.

به گزارش مشرق، عضو تحريريه نشريه انگليسي مطالعات خاورميانه ابتدا اشاره مي‎كند كه ترامپ در موارد متعددي راست مي‎گويد اما مشكل اين‎جا است كه اشتباه عمل مي‎كند. او درست مي‎گويد كه:

• بوش با حمله به عراق، خلأ قدرتي ايجاد كرد كه كسي جز ايران را ياراي پركردن آن نبود.

• توافق هسته‎اي توانست فاصله ايران و قدرت‎هاي غربي را در فضاي ديپلماتيك بردارد يا به اصطلاح، ايران را در غرب از انزوا خارج كند.

با اين حال شرايطي كه با آن روبه رو شده و اين‎كه در موارد متعددي كار از كار گذشته است، ممكن است او را به تصميم‎هاي اشتباه سوق دهد.

چرا آغاز جنگ احتمالي با آمريكا است

يكي از تصميم‎هاي اشتباه آمريكا در ماه‎هاي جاري، تأمل در گزينه جنگ بوده است. آمريكا جنگ را با دست پس زده و با پا پيش كشيده است و در حال مزمزه اين گزينه خطرناك بوده و اين طبيعي است كه ايران به دنبال جنگ نبوده؛ زيرا ايران نيازي به آن ندارد. معادلات منطقه از دهه گذشته در حال تغيير به نفع ايران بوده و هست.

به نظر دكتر علم صالح، سه رخداد پيش از روي كار آمدن ترامپ، معادلات غرب آسيا را به نفع ايران برگردانده بود و كار چنداني از ترامپ در اين زمينه برنمي‎آيد:

• حمله آمريكا به عراق در سال ۲۰۰۳ كه يك رقيب راهبردي را به دوست ايران تبديل كرد.

• بهار عربي در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ كه خيلي از سرانِ ايران‎ستيز عرب را كنار زد.

• گسترش قدرت نيروهاي نيابتي ايران در منطقه

ايران در گزينه آخر يعني گسترش نيروهاي نيابتي تنها نبود. خلأ قدرتي كه در خاورميانه شكل گرفته بود دولت‎هاي منطقه‎اي و فرامنطقه‎اي را به دست‎يازيدن به حداكثر مهره‎هاي ممكن در رقابت براي شكل‎دادن به موازنه قواي آينده واداشت اما در اين ميانه، اين ايران بود كه پيروز شد؛ زيرا در كنار گروه‎هاي سني، نيرويي كه ديگران در دهه‎هاي اخير روي آن حساب باز نكرده بودند يعني گروه‎هاي شيعي را نيز تقويت كرده، تشكل بخشيد.

يكي از دلايل مزمزه گزينه جنگ توسط آمريكا اين است كه ترامپ باورش نمي‎شود به جز تحريم، گزينه ديگري ندارد و واقعيت اين است كه «اين تحريم‎ها اگر چه محدوديت‎هاي جدي براي ايران به وجود مي‎آورد اما مشخص است براي اجبار ايران و عقبگرد در تمايل فزاينده‎اش براي نفوذ در سياست منطقه كافي نيست» زيرا ساير قدرت‎ها براي اعمال فشار بيش‎تر بر ايران با ترامپ همكاري نمي‎كنند؛ بنابر اين «بيش‎تر به انزواي واشينگتن انجاميده است».

غرب با اعلام گروه‎هاي غيرنظامي مثل حماس و حزب‎الله به‎عنوان گروه تروريستي، امكان رايزني خود را با آن‎ها مسدود كرده و عملاً زمين بازي را به ايران واگذار كرده است. اين البته عجيب نبود زيرا دكتر علم صالح نيز تأييد مي‎كند كه آمريكا از دهه‎هاي گذشته تمايل داشت به «رهبران اقتدارگرا و خودكامه براي ايجاد ثبات لازم در خاورميانه وابسته باشد» و اين سازوكار غيرمتمركز جديد با حضور نيروهاي غيردولتي، واشينگتن را گيج مي‎كرد.

چرا پايان جنگ دست ايران است؟

تحليلگر بريتانيايي سپس تصريح مي‎كند «آمريكا شايد بتواند جنگ عليه ايران را آغاز كند اما اين ايران است كه تصميم مي‎گيرد چه زماني جنگ پايان يابد»، پس آمريكا بايد براي آغاز جنگ با ايران بيش‎تر تأمل كند.

«ژنرال‎هاي چهارستاره در واشينگتن» به خوبي مي‎دانند كه آمريكا نمي‎تواند وارد «يك جنگ بلندمدتِ نامتقارن با پايانِ باز» شود. اشغال ايران نيز «با ويژگي‎هاي جغرافيايي، طبيعي و جمعيت‎شناختي اين كشور بسيار مشكل است»، كاري كه آمريكا در افغانستان، سوريه و عراق هم نتوانست انجام دهد چه برسد به ايران.

كسي منكر برتري نظامي و اقتصادي آمريكا نسبت به ايران نيست اما اين منافاتي ندارد با واقعيتي ديگر: ايران داراي قدرت بازدارندگي نسبت به تجاوز نظامي آمريكا است. آمريكا نهايتاً در چنين تجاوزي از بمباران هوايي مراكز نظامي و هسته‎اي استفاده مي‎كند اما ايران كه موجوديت نظام خود را در چنين جنگي در خطر مي‎بيند از همه ظرفيت‎هايش بهره مي‎گيرد.

به نظر دكتر علم صالح، ايران در صورد وقوع حمله مي‎تواند همزمان از سه راهبرد بهره گيرد:

• تنوع دادن به جنگ مانند بستن تنگه هزمز، حمله به منافع مختلف آمريكا هر چند به جنگ مربوط نباشد،...

• گسترش دامنه جنگ با بهره‎گيري از نيروهاي نيابتي در كشورهاي اطراف، حمله به پايگاه‎هاي آمريكا در منطقه،...

• اطاله جنگ كه خود يكي از اهداف دو راهبرد قبلي نيز هست.

ايران چند هدف اصلي براي اطاله جنگ دارد كه دو مورد از آن عبارت است از: اول اين‎كه مردم زير پرچم نظام در مقابل آمريكا بسيج شوند و آمريكا ادامه چنين تقابلي را در فضاي بين‎المللي به منفعت خود نبيند. دوم اين‎كه اگر قيمت‎هاي نفت براي مدتي طولاني افزايش يابد، داد متحدان آمريكا و مردم آن كشور به دليل هزينه بالاي سوخت درخواهد آمد.

وقتي ايالات متحده براي تحريم ايران نتوانسته متحدانش را كاملاً همراه سازد، قطعاً براي حمله به ايران نيز نخواهد توانست. ترامپ همين حالا هم در مسائل مختلف دچار تنش با متحدان است و خيلي خيلي بعيد است تنش جدي در يك موضوع ديگر مثل جنگ را به جان بخرد، آن هم در آستانه انتخابات رياست‎جمهوري.

به همه اين مشكلات، اين را هم اضافه كنيد كه آمريكا نمي‎تواند تحريم را نيز براي مدتي طولاني ادامه دهد. اطاله تحريم، يعني ايران راه‎هاي دورزدن آن را به خوبي ايجاد كرده، بازارهاي جديد براي محصولات ايراني شكل گرفته و مردم ايران، حتي «غربي‎شده‎ها و سكولارها» هم آمريكاستيزي حكومت ايران را پذيرفته‎اند. پس اطاله تحريم يعني آمريكا گزينه‎هاي خود را براي آينده محدودتر خواهد كرد.

جمع‎بندي

دكتر علم صالح در نهايت مي‎نويسد جنگ‎هاي گذشته آمريكا در منطقه هيچ كدام به اهدافي كه آمريكا مي‎خواسته نرسيده، و همين تجربه، دليل اصلي لرزش دست تصميم‎سازان واشينگتن در هنگام امضاي فرمان حمله به هر كشور ديگري در منطقه است، چه برسد به ايران كه اكنون دستكم از دو قوت چشمگيرِ بازدارنده برخوردار است: تسليحات متعارف و نيروهاي نيابتي. بنابر اين «ترامپ هيچ راهي جز تعامل با ايران ندارد».بهتر است ترامپ به همان وعده‎اي كه در زمان انتخابات رياست‎جمهوري داده پايبند باشد، يعني كاهش مداخله در خارج. اين به نفع همه به ويژه آمريكا است.

 بين الملل

مطلب وارده
تذكري مهم

بعضي از دولتي‎ها و مدعيان اصلاحات، دائم اين نكته را بر سر ديگران مي‎كوبند كه ببينيد نتانياهو با برجام مخالفه، پس با اسرائيل همنوايي نكنيد!
اما چند نكته مهم در اين رابطه؛
۱- يادمان نرفته كه برخي از مقامات دولت اوباما در بحبوحه مذاكرات هسته‎اي تصريح كردند كه در هماهنگي كامل با اسرائيل هستند؛
۲- راستي، اگر نتانياهو مخالف برجام است، پس چرا صهيونيست‎ها، مثل ديگر دشمنان(انگليس، ترامپ، اوباما، و....)، از خروج ايران از برجام و متلاشي شدن آن وحشت دارند؟!
و چرا تمام تلاش خود را در حفظ برجام به كار گرفته‎اند حتي با تهديد ايران؟!
پس اگر چيزي همسويي با نتانياهو باشد، آن چيز، هواداري از برجام است نه مخالفت با برجام خسارت‎بار؛ برجامي كه كارشناسان دلسوز بارها آن را عالمانه و مستند، مورد نقد و انتقاد قرار داده‎اند.
۳- نتيجه اين‎كه همنوايي منتقدين برجام با نتانياهو، دروغي شاخدار و ناجوانمردانه و در واقع جنگ رواني طرفداران برجام است. واقعيت دقيقا برعكس است! همنوايي بعضي دولتي‎ها و مدعيان اصلاحات با دشمنان اين مردم در هواداري و موافقت با برجام، واقعيتي آشكار است.
البته نتانياهو مثل ترامپ راضي به برجام در حد فعلي نبوده و نيست، نه از اين جهت كه برجام منافع صهيونيست‎ها را فراهم نكرد و به ضرر ايران نبود، كه اين امر واضحي است، بلكه از اين جهت كه چرا در برجام خلع سلاح موشكي و موضوع نفوذ منطقه‎اي ايران گنجانده نشده! يعني چرا ضربات خسارت‎بار به ايران در برجام كامل نشده! حرف ترامپ هم دقيقا همين است. جالب اين‎كه چون برجام به ضرر ايران و به نفع دشمن بوده، ترامپ و ديگر دشمنان به طمع افتاده‎اند كه باز هم ايران پاي ميز مذاكره بيايد تا آن دو عامل ديگر قدرت(موشك‎هاي راهبردي، و نفوذ منطقه‎اي) را هم از ايران بگيرند!
افتضاح برجام آشكارتر از اين است كه با جنگ رواني و مغالطه‎كاري بشود آن را پنهان كرد.