صفحه اول

علل شكست گفتماني اصلاحات

 دكتر قاسم روان‌بخش

اخيرا سران و تئوري پردازان مدعي اصلاح‎طلبي به شكست گفتمان اصلاحات اذعان كرده و خواستار چاره انديشي براي جلوگيري از نابودي اين گفتمان شده‎اند. چنين اتفاقي در سال‎هاي پاياني دولت اصلاحات يعني در سال 83 نيز اتفاق افتاد و سران اصلاحات را به شدت نگران كرد. در آن شرائط متفكران اين جبهه به فكر دعوت از فيلسوفان سياسي غربي افتادند تا با تشكيل نشست‎هاي دوجانبه و يا چند جانبه به گفت وگو بنشينند و براي خروج از اين بن بست، چاره جويي كنند. 7 نفر از فيلسوفان غربي به ايران دعوت شدند و هر كدام يك هفته مهمان اين جماعت بود ولي هيچ يك از نسخه‎هاي آن‎ها كارساز نشد و سرانجام مجلس هفتم و دولت نهم و شوراي شهر را واگذار كردند.

نتيجه علمكرد منفي دولت دهم در دوسال پاياني عمر خود در عرصه اقتصاد و فرهنگ و سياست خارجي موجب اقبال مردم به طرفداران سياست‎هاي اعتدالي و مذاكره با آمريكا شد و در نتيجه اصلاح‎طلبان با تابلوي اعتدال به عرصه قدرت بازگشتند ولي امروزه كه چهره عريان اين تفكر بر مردم آشكار شده، اين جماعت به سبب از دست دادن مشروعيت و پايگاه اجتماعي خود به شدت مضطرب و نگران به نظر مي‎رسند؛ اين نگراني چنان شدت يافته كه برخي از سران آن‎ها تصريح كرده‎اند كه در انتخابات آينده جايگاهي ندارند. آقاي تاجيك از ضرورت تشكيل جبهه جديدي به نام نو اصلاح‎طلبان سخن مي‎گويد و كرباسچي با تمسخر اين پيشنهاد، اظهار مي‎دارد كه كهنه اش چه ارزشي داشت كه حالا بخواهيم نواصلاح‎طلبي داشته باشيم! ما در اين يادداشت برآنيم تا دلايل اين شكست گفتماني را بررسي كنيم:

1. شفاف نبودن

گفتمان اصلاح‎طلبي از همان سال 76 كه به صورت رسمي وارد ادبيات سياسي كشور شد هيچ گاه تعريف درست و دقيقي نيافت! كار به جايي رسيده كه آقاي كرباسچي دبيركل حزب اصلاح‎طلب كارگزاران اخيرا اظهار داشته است من هنوز نفهميدم منظور اصلاح‎طلبان از اصلاح چيست! وقتي سران اصلاحات كه در ستاد اصلي تصميم مي‎گيرند و در حكم ژنرال‎هاي اين جبهه‎اند تعريف درستي از اصلاحات ندارند عناصر ميداني و جوانان و نوجوانان در صف كه در حكم سرباز اين جبهه‎اند چه هدفي را دنبال مي‎كنند؟!

2. تضاد شعار باعمل

يكي از دلايل شكست گفتماني اصلاحات تناقض رفتاري با شعاري است؛ به‎عنوان نمونه:

2-1. سال‎ها در ادعا با خشونت مخالفت مي‎ورزند و ديگران را به‎عنوان تئوريسين خشونت مورد حمله قرار مي‎دهند ولي در عمل بدترين خشونت‎ها را اعمال مي‎كنند! نوع موضع‎گيري در برابر قتل ميترا استاد توسط يكي از برجسته‎ترين چهره‎هاي كارگزاران و اصلاحات در حمام، يكي از جلوه‎هاي گفتمان متناقض اصلاح‎طلبان است.

2-2. شعار حمايت از زنان مي‎دهند و از آن بالاتر شعارهاي فمينيسم افراطي را تكرار مي‎كنند ولي از مهاجراني گرفته تا نجفي و بسياري از سلبريتي‎هاي طرفدار اين جناح برخلاف اين شعار عمل مي‎كنند. و در برابر قتل خانم ميترا استاد به زني كه دستش از دنيا كوتاه شده است بدترين اتهام‎هاي جنسي را مي‎زنند و به جاي دفاع از مظلوم از قاتل حمايت مي‎كنند. و همه همتشان را براي رهانيدن قاتل از مرگ به كار مي‎گيرند.

2-3. شعار مردم سالاري و حمايت از مردم سر مي‎دهند ولي در عمل بدترين توهين‎ها را به ملت روا مي‎دارند؛ آش را با جايش مي‎برند و سهميه گوشت و مرغ مردم را در بازار مي‎فروشند و ملت را در هواي سرد و گرم در صف گوشت نگه مي‎دارند و بادست خالي بر مي‎گردانند.

2-4. دلار و طلا را بدون مجوز قانوني به بازار مي‎ريزند و با لابي گري با دلالان و برخي صرافي‎هاي خاص به آلاف و الوف مي‎رسند و چوب حراج به سرمايه ملي مي‎زنند و با افزايش قيمت دلار قدرت خريد مردم را به يك چهارم كاهش مي‎دهند. ميلياردها دلار ثروت ملي را دراختيار افراد نورچشمي قرار مي‎دهند تا براي كشور واردات انجام دهند ولي نه از كالا خبري مي‎شود و نه از بازگشت ارز به بيت‎المال!

2-5. شعار آزادي بيان و زنده باد مخالف من سر مي‎دهند ولي بدترين رفتارها را نسبت به منتقدان روا مي‎دارند؛ رسانه هايشان را با تحريم مالي به تعطيلي مي‎كشانند و آن‎ها را به دادگاه مي‎كشانند، و بدترين توهين‎ها از جمله بي‎شناسنامه، نفهم و نادان و عامل بيگانه و مزدور و ... را نسبت به آن‎ها روا مي‎دارند.

2-6. شعار جوان گرايي مي‎دهند اما بررسي آمارها نشان مي‎دهد كه دولت يازدهم و دوازدهم پيرترين دولت پس از انقلاب اسلامي بوده است. در حالي كه بسياري از جوانان پر انرژي و پر توان آماده فعاليت، در حاشيه به سر مي‎برند دولت پيرمردان حاضر به خالي كردن كرسي براي آن‎ها نيست. گويا از نگاه اين جماعت، جوانان بايد نقش پوستر چسباني و نردبان براي پيشرفت و تعالي مسن ترها را ايفا كنند.

3. ناتواني در دفاع از حقوق ملت در سياست خارجي

سال‎هاست كه اين جماعت با شعارهاي پر طمطراق اين گونه وانمود كرده‎اند كه راه پيشرفت تنها در گرو مذاكره با غرب است؛ به عبارتي با مذاكره است كه مي‎توان سايه جنگ ادعايي را از سر كشور دور كرد و اقتصاد كشور را به قله رساند و اعتبار بين‎المللي ايران را افزايش داد. ولي در عمل آن چه اتفاق افتاد نكبت و بدبختي و نزديك شدن سايه جنگ بود. امروز در پرتو سياست‎هاي سازشكارانه اين جماعت كار به جايي رسيده است كه وزير خارجه كشورمان نيز تحريم مي‎شود و فشار حداكثري تحريم بر ملت وارد شده است.

4. حزب گرايي به جاي مردم گرايي

آن چه براي اين جماعت ارزش دارد موفقيت حزب و دسته سياسي خودشان است. زماني كه در قدرت هستند به جاي تلاش براي رفع نگراني‎هاي مردم در جهت رفع نگراني همفكران خودشان براي ماندن در قدرت و پيروزي در انتخابات آينده تلاش مي‎كنند. براي تهيه ليست خدمت به مردم در شوراي شهر از افراد مبلغ 2ميليارد تومان دريافت مي‎كنند تا آن‎ها در شوراي شهر بتوانند بيش‎تر به مردم خدمت كنند! گويا امروز مهم‎ترين دغدغه اصلاح‎طلبان كاهش اعتبار حزبي آن‎هاست نه زندگي سخت مردم!

5. بي برنامگي و اداره كشور به صورت باري به هر جهت

به‎طور معمول هر بار كه اين جريان در انتخابات به قدرت دست يافته است، برنامه‎اي براي اداره كشور نداشته و به صورت ديمي و باري به هر جهت كشور را اداره كرده است. نگاه اجمالي به عملكرد دولت يازدهم و دوازدهم اين مدعا را ثابت مي‎كند. به دليل نداشتن برنامه، ابتدا برنامه‎هاي دولت قبل را زير سوال مي‎برند و سرانجام دوباره به اجراي همان برنامه بر مي‎گردند! براي نمونه مي‎توان به كارت سوخت، مسكن مهر، حذف چهار صفر پول، بازگشت به رابطه با كشورهاي شرقي و كشورهاي كوچك و... اشاره كرد.

طبيعي است كه با چنين چالش‎هايي مشروعيت اين جماعت روز به روز از دست برود و نسبت به انتخابات آينده، سخت نگران باشند. و هر يك تقصير را به گردن ديگري بيندازد و دعواي جدي در ميان اين جماعت به راه بيفتد كه به سادگي قابل جمع شدن نباشد.

درباره يك موضع گيري نسنجيده وزير جوان؛
تئوري پردازي وزير ارتباطات به نفع سرويس هاي دشمن!

 رضا صفري

اگر اهميت جنگ نرم افزارها و سخت افزارها در دنياي امروز، مهم‎تر از جنگ موشك‎ها و رادارها و پهپاد‎ها نباشد، كم‎تر از آن هم نيست.

برخي اظهار نظرها در مورد نرم افزارها و جاسوس افزارهاي ارتباطي و اطلاعلاتي آن قدر سطحي است كه ارزش پاسخگويي ندارد. اما اگر اين اظهار نظرها از سوي مسؤول مستقيم فضاي مجازي كشور به زبان آورده شود، بسيار خطرناك است.

وزير ارتباطات در يكي از مصاحبه‎هاي اخير خود گفته بود: «... امروز يك ابراز مسيرياب كه پايگاهش در رژيم اشتغالگر قدس است به قطب مسيريابي كشور تبديل مي‎شود ولي بدون اين‎كه برخورد سلبي با آن صورت بگيرد، شركت‎هاي داخلي وارد رقابت با اين مسيرياب مي‎شوند و حاصل فعاليت آن‎ها اين است كه اين مسيرياب كم كم از عرصه مصرف مردم خارج مي‎شود و گرايش مردم به استفاده از نمونه داخلي آن متمركز شده است.»

اما چند نكته مهم در اين باره بخوانيد:

وزارت ارتباطات جمهوري اسلامي، خواربار فروشي و يا فروشگاه زنجيره‎اي نيست كه فقط توزيع كننده و يا فروشنده نرم افزار داخلي و خارجي باشد و كاري به ساير امور نداشته باشد. متأسفانه بعضاً نگاه وزير ارتباطات و معاونين او نسبت به نرم افزارهاي خدماتي و شبكه‎هاي اجتماعي در حد ابزار و رسانه ارتباطي صرف تنزل پيدا مي‎كند. در حالي كه اين نوع نگاه مخصوص كشورهاي عقب مانده دنيا بوده و مدت‎هاست كه نزد آگاهان اين عرصه، منسوخ شده است.

بايد توجه داشت كه انتخاب بين دو نرم افزار و يا شبكه اجتماعي ايراني و خارجي از جنس انتخاب بين دو نوع لواشك و يا پفك نيست! كم‎تر حوزه‎اي در زندگي مردم مي‎توان يافت كه متأثر از شبكه‎هاي اجتماعي نباشد. از همين رو، امروزه شبكه‎هاي اجتماعي و در مقياس بالاتر، شركت‎هاي ارائه دهنده خدمات رايانه و گوشي تلفن همراه، تبديل به بستري براي يك امپراطوري نامرئي شده و سرمايه استعمارگران ديروز، امروز در دهان غول‎هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات ريخته شده تا بر دنيا سيطره پيدا كنند. به عبارت ديگر بحث فقط بر سر رقابت و ويژگي بازار آزاد و اقتصاد ليبرالي نيست، بلكه مسأله بر سر موجوديت و عدم موجوديت و به تعبيري ديگر بر سر بردگي و عدم بردگي است. استفاده از ظرفيت و توان دانشگاه‎هاي كشور براي دستيابي به فناوري‎هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي يكي از ضروري‎ترين و حياتي‎ترين كارهايي است كه بر عهده دولت، بخصوص وزارت ارتباطات است. در اين مسير، بخش خصوصي بايد مورد حمايت جدي قرار گرفته و ظرفيت‎هاي اين بخش احياء گردد.

اگر اهميت جنگ نرم افزارها و سخت افزارها در دنياي امروز، مهم‎تر از جنگ موشك‎ها و رادارها و پهپاد‎ها نباشد، كم‎تر از آن هم نيست. اجازه تاخت و تاز و عرض اندام به نرم افزارهاي بيگانگان شبيه اين است كه در جنگ 8 ساله دفاع مقدس به رژيم صدام اجازه مي‎داديم تا دوربين‎هاي خود را در سنگرها و نشست‎هاي خصوصي فرماندهان نظامي مستقر كند! ميدان دادن به نرم افزارها و اپليكيشن‎هاي دشمن، يعني فراهم كردن زمينه نفوذ در حياتي‎ترين مسائل كشور.

به يقين، وزير ارتباطات هنوز از خاطر نبرده است كه بعد از حذف هاتگرام و تلگرام طلايي در گوشي كاربران ايراني از سوي گوگل، آقاي جهرمي به جاي اظهار شرمندگي و عذرخواهي از مردم به دليل قصورات زير مجموعه اش در يك جنگ تمام عيار، در نقش يك گوينده اخبار ظاهر شد و نوشت: «گزارش سازمان فناوري اطلاعات حاكي از آن است كه حذف برنامه‎هاي ايراني در سيستم عامل اندرويد صرفاً محدود به پوسته‎هاي يك پيام‎رسان نبوده است بلكه برخي برنامه‎هاي كسب و كارهاي ايراني را نيز دربرگرفته است. تروريسم اقتصادي آمريكا در حال تسري به اقتصاد فضاي مجازي است.»

اما با همه اين‎ها، آيا همان اسرائيلي‎ها،كه به تعبير وزير، نرم افزار مسير ياب آن‎ها به راحتي و بدون برخورد سلبي در داخل ايران فعاليت مي‎كند، حاضر هستند كه مسيرياب ايراني را - كه آقاي وزير اقرار دارد مردم كم كم دارند به سوي آن متمركز مي‎شوند - در گوشي‎هاي خود نصب كنند؟

وزيري كه سابقه امنيتي دارد، بايد به خوبي بداند كه همان مسيرياب تاكنون توانسته است بيش از چند صد ميليون بسته اطلاعاتي حساس را از گوشي ايراني‎ها دريافت و به اسرائيل مخابره كند.

رهبر معظم انقلاب با نگاه همه جانبه به ظرفيت عظيم فضاي مجازي و ضمن توصيه به استفاده از اين فضا به نفع جريان انقلاب، معتقدند كه بايد دشمن را از اين فضا بيرون راند. ايشان مي‎فرمايند: «يكي از شاخص‎هاي انقلابي‎گري، پايبندي به استقلال است؛ حفظ استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي/ استقلال فرهنگي از همه اين‎ها مهم‎تر است؛ مساله مهندسي اطلاعات و اين ابزارهاي جديد كه همه براي تسلط بر فرهنگ يك كشور هستند؛ بنده با اين حرف نمي‎خواهم بگويم اين ابزارها را از زندگي خودمان خارج كنيم؛ نه! اين‎ها مي‎توانند مفيد واقع بشوند اما سلطه دشمن را از اين ابزارها بايستي سلب كرد. نمي‎توانيم براي اين‎كه راديو و تلويزيون داشته باشيم، آن‎ها را به دست دشمن بدهيم؛ اينترنت هم همين است.»

اما همان‎گونه كه از صحبت‎هاي وزير ارتباطات برداشت مي‎شود، اساساً دولت، ساز عقب ماندگي را از مدت‎ها پيش كوك كرده و نه تنها در عمل، وابستگي به غول‎هاي فناوري آمريكا و اسرائيل ادامه پيدا كرده، بلكه حتي از بعد نظري نيز چندان به اهميت دنياي اينترنت، شبكه‎هاي اجتماعي و عواقب عقب ماندگي از فناوري اطلاعات در دنياي امروز پي نبرده و در جايي مثل قضيه فيلتر تلگرام، هدف خود را رفع انحصار از شبكه‎هاي اجتماعي خارجي – نه رفع ضرر آن‎ها - مي‎داند، تا جايي كه در اوايل سال گذشته و با وجود نخ نما شدن نقشه‎هاي تلگرام براي ضربه به امنيت و اقتصاد كشور، رئيس جمهور گفت: «بناي نظام بر رفع انحصار از فضاي پيام‎رسان‎ها بوده است نه فيلتر و بستن فضاي مجازي، كام مردم را با اين‎گونه حرف‎ها تلخ نكنيد، در فضاي بحران بيكاري تيشه به ريشه اشتغال نزنيد.»

اين يعني اين‎كه رئيس جمهور، تهديد جاسوس افزارهايي مثل تلگرام را تا حد انحصار داشتن آن‎ها، براي كشور مضر مي‎داند و از ظاهر سخنان رئيس جمهور اين‎گونه برمي‎ايد كه امثال آن، نه تنها براي امنيت و اقتصاد كشور مضر نيست، بلكه موجب اشتغال براي جوانان هم شده است! از همه اين‎ها تأسف بارتر اين‎كه رئيس جمهور در اين جمله، از تلگرام به‎عنوان ريشه اشتغال ياد مي‎كند!

يعني مي‎توان براي توجيه عملكرد ضعيف دولت در حوزه اشتغال، دست به دامان تلگرامي شد كه اگر اراده كند، مي‎تواند يك شبه طومار همان چندرغاز اشتغالي كه در بستر آن ايجاد شده - و پيامرسان‎هاي ايراني نيز به خوبي از عهده آن بر مي‎آيند - را هم در هم بپيچد.

با همه اين تفاسير، ظاهراً كارهاي دولت در غير سياست خارجه، از جمله فضاي مجازي نيز رنگ كلاه گشاد برجام به خود گرفته است.

 سرمقاله

حلقه مفقوده در فضاي مجازي

 دكتر محمد ملك زاده

رشد سريع و پيشرفت روزافزون تكنولوژي در عرصه‎هاي مختلف به ويژه در حوزه ارتباطات و رسانه‎ها، تحولاتي پرشتاب با پيامدهاي مثبت و منفي در جوامع بشري به وجود آورده است. در اين ميان شايد بتوان آثار و پيامدهاي گوناگون اينترنت و فضاي مجازي در روابط اجتماعي را بيش از ساير حوزه‎ها برشمرد. اگر زماني نه چندان دور از اينترنت صرفا براي اهداف نظامي و امنيتي استفاده مي‎شد، امروزه اين ابزار به تمام بخش‎هاي اجتماعي زندگي بشر راه يافته و مرزهاي حريم خصوصي انسان‎ها را درنورديده است؛ به‎طوري كه شايد كم‎تر موضوع اجتماعي و فرهنگي را در جوامع مختلف بتوان يافت كه متاثر از اينترنت نباشد و به مثابه ابزاري تاثيرگذار در عرصه‎هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... به شمار نيايد.
گرچه تغيير و تحولات اجتماعي ناشي از انفجار اطلاعات در عصر جديد پيامدهاي مثبتي نيز براي جوامع بشري به همراه داشته است اما متاسفانه آثار منفي اين تغيير و تحولات به ويژه براي جوامع ديني نمود بيش‎تري داشته است.
شايد بتوان مهم‎ترين آثار منفي اينترنت در سال‎هاي اخير را در يكي از بزرگ‎ترين دستاوردهاي اين محصول يعني شبكه‎هاي اجتماعي برشمرد؛ شبكه‎هايي كه به رغم آثار و پيامدهاي منفي همچون رواج دروغ و تهمت و شايعه‎هاي بي‎اساس در جامعه، توانسته با اقبال گسترده اجتماعي نيز همراه گردد. بي‎گمان يكي از دلايل گسترش روزافزون شبكه‎هاي اجتماعي، نقاط قوت اين فناوري بوده است. عواملي همچون سرعت و سهولت در تبادل اطلاعات عمومي و تخصصي، صرفه جويي در وقت و هزينه افراد در روابط گوناگون فردي، اجتماعي، اقتصادي و... با استفاده از امكانات موجود در فضاي مجازي؛ جذابيت و تنوع و برخي ديگر از مزاياي اين فناوري نوين از عوامل عمده گرايش هرچه بيش‎تر و روزافزون افراد به حضور در فضاي مجازي شده و فراگيري آن را به سرعت افزايش داده است. اما آن چه در اين ميان نگراني‎هاي عمده‎اي براي جوامع انساني به ويژه جوامع مذهبي همچون ايران به وجود آورده، آسيب‎هايي است كه به دليل پايين بودن سطح آگاهي عمومي و كم كاري مسؤولان فرهنگي و جدي نگرفتن مخاطرات اين شبكه‎ها به جوامع تحميل گرديده و دستاوردهاي مثبت آن را تحت تاثير قرار داده است. در حالي كه افزايش اطلاعات كاربران درباره آسيب‎هاي اجتماعي و تهديدهاي فضاي مجازي و برنامه‎ريزي كارشناسانه در مواجهه با پيامدهاي منفي فضاي مجازي مي‎تواند در پيشگيري از اين آسيب‎ها و كاهش اثرات مخرب آن‎ها موثر باشد، متاسفانه مسؤولان امر -با وجود تدابير مقام معظم رهبري و ابلاغ سياست‎هاي كلي فضاي مجازي از طرف ايشان- تاكنون اقدامات موثري در مواجهه با تهديدهاي روزافزون فضاي مجازي و عوامل پشت پرده آن‎كه دائم به رواج دروغ و تهمت و شايعه‎هاي بي‎اساس و گسترش ولنگاري فرهنگي و بي‎بندوباري در جامعه دامن مي‎زنند، انجام نداده‎اند. امروزه پديده‎هايي مانند ايجاد فاصله و طلاق عاطفي ميان افراد يك خانواده با شكل‎گيري روابط خارج از چارچوب خانواده، افزايش مشكلات رواني و فرهنگي، به مخاطره افتادن امنيت شخصي، كاهش روابط و تعاملات اجتماعي؛ افزايش هنجارشكني‎ها و رواج دروغ و تهمت از جمله پيامدهاي مخرب فضاي مجازي شمرده مي‎شوند كه ارزش‎هاي اجتماعي و فرهنگي و آموزه‎هاي ديني را با تبليغ فرهنگ منحط غربي مورد تاخت و تاز قرار داده‎اند.
مسؤوليت مواجهه با اين مخاطرات علاوه بر متوليان فرهنگي، متوجه خانواده‎ها نيز مي‎باشد كه با افزايش نقش نظارتي خود مانع از كم رنگ شدن تقواي فردي و تضعيف فرهنگ ديني افراد از سنين كودكي شوند؛ زيرا آسيب‎هاي فضاي مجازي امروزه بيش از هر چيز متوجه كودكان و نوجوانان و جوانان است كه با استفاده روزمره و بدون دغدغه از اين فضا اغلب بدون وجود ناظر به سايت‎ها و يا شبكه‎هاي مختلف مجازي دسترسي يافته و به دليل اقتضائات سني و كنجكاوي¬‎هاي مربوط، از فضاهاي ناسالم موجود در اينترنت و مغاير با عرف و ارزش‎هاي سنتي خانواده‎ها متأثر مي‎شوند. اين امر علاوه بر افزايش اختلالات شخصيتي افراد از سنين كودكي همچون افسردگي و انزوا و ايجاد شكاف نسلي، زمينه تحولات فرهنگي و تضعيف اعتقادات ديني جامعه را فراهم مي‎آورد.
بنابراين امروزه مقابله با خطرهاي گوناگون فضاي مجازي نيازمند عزم جدي مسؤولان و آحاد هموطنان است. خطرها و آسيب‎هايي كه بارها از سوي دلسوزان جامعه هشدار داده شده است؛ تازه‎ترين هشدار در ديدار اخير حضرت آيت‎الله خامنه‎اي رهبر معظم انقلاب اسلامي با ائمه جمعه سراسر كشور مطرح گرديد كه در آن يكي از گرفتاري‎هاي امروز جامعه ما را «رواج دروغ، تهمت، شايعه و مسائلي از اين قبيل در فضاي مجازي» دانستند و بر ضرورت «تقوا در فضاي مجازي» تاكيد فرمودند.