صفحه بانوي مسلمان

ره يافتگان - گفت وگوي خواندني با استاد شيعه شده دانشگاه استراليا
آزادي زن مسلمان را زن غربي ندارد

به گزارش جهان نيوز، كريستين جيمز، استاد دانشگاه و نخبه استراليايي است كه سال‎ها در آلمان و اسكاتلند زندگي كرده و به كشور‎هاي مختلفي در قالب استاد دانشگاه براي تدريس يا گردشگري رفته است. وي تاكنون چندين كتاب و مقاله در سطح بين‎المللي تأليف كرده و از آن‎جا كه بسيار اهل تحقيق و مطالعه است در همين مسير به دين اسلام گرويده و مذهب تشيع را برگزيده و بعد از آن نام خود را زينب ثاني گذاشته است تا بهتر در كسوت زن مسلمان شيعه حضور و بروز داشته باشد. ثاني حالا هفت ماه است همسر و سه فرزند كوچكش را در استراليا تنها گذاشته و براي تحصيل علوم ديني به ايران آمده است تا به قول خودش با دستي پر به كشورش برگردد و براي رسيدن به اين هدف سختي‎ها را تحمل مي‎كند.

چه چيزي باعث شد شيعه شويد؟

من از همان زمان كه بچه بودم خيلي دعا و مناجات مي‎كردم و با خدا حرف مي‎زدم. وقتي به مدرسه رفتم آن‎جا درباره مسيحيت ياد گرفتم و نسبت به آن شناخت پيدا كردم. بعد از آن‎كه وارد دانشگاه شدم سراغ دين يهود رفتم و اطلاعاتي كسب كردم؛ تا دو سال پيش كه تصميم گرفتم دين اسلام را بشناسم. براي همين درباره دين اسلام و مذاهب آن همين طور جنگ‎هايي كه در اسلام بوده به‎صورت آنلاين از طريق اينترنت تحقيق كردم و براي تخصصي شدن اطلاعاتم هم پايان‎نامه دكتراي خود را با موضوع تشيع انتخاب كردم. همين تحقيقات باعث شد مسلمان و شيعه شوم. ان‎شاءا... بتوانم كشتي خود را به ساحل برسانم و در اين مذهب الهي محكم و پايدار بمانم.

شما بانوي ره‎يافته‎اي هستيد كه مدت زمان كوتاهي است به اسلام مشرف شده‎ايد. با توجه به موج اسلام هراسي در غرب، اسلام و بخصوص مذهب تشيع را چطور ديديد؟

آن چه برخلاف تمام سياه‎نمايي‎هاي رسانه‎ها از اسلام در بين تمام آموزه‎هاي اسلام شيعي برايم پررنگ‎تر و زيباتربود، مهرباني است. در دين اسلام الگويي، چون پيامبر اكرم و اهل بيت ايشان وجود دارد كه با وجود مشقت‎ها و سختي‎ها بسيار مهربان و خوش خلق بودند. من در اين مدت ياد گرفتم كه هرچند سختي و مشكلات در زندگي زياد است، اما بايد به ديگران مهرباني و محبت كرد.

شما فرد دنيا ديده‎اي هستيد. تاكنون به چه كشور‎هايي سفر كرديد؟

سفركردن و كسب تجربه و شناخت بيش‎تر را دوست دارم. به كشور‎هاي مختلفي، چون انگليس، فرانسه، آلمان، اسكاتلند، دانمارك، سوئد، اسپانيا، امريكا همين طور كشور‎هاي شرقي مثل اندونزي، هند و... براي سكونت يا تدريس يا در قالب سفر رفته‎ام براي همين كم و بيش با فرهنگ و آداب و رسوم مردمان مختلف آشنايي دارم و شايد همين تجارب من را در مسلمان شدن مصمم‎تر كرده است.

شما پوشش چادر داريد. برايتان در اين هواي گرم سخت نيست؟

خير اصلاً، چون حجاب هم بخشي از اعتقادات ديني ماست كه بايد رعايت شود. در كشور‎هاي ديگر هم هوا گرم است بخصوص استراليا كه گرما خيلي بيش‎تر از اين جاست. نمي‎توان گرما را بهانه‎اي براي نداشتن حجاب دانست.

توصيه شما به زناني كه به همين بهانه حجاب را از سربرمي‎دارند يا مانع خود مي‎دانند چيست؟

متأسفانه در اين مدت شاهد بودم عده‎اي از زنان ايراني دنباله‎رو فرهنگ غربي شده‎اند. خطاب به اين خانم‎ها مي‎گويم اگر مي‎خواهند واقعيت را بفهمند و فريب ظواهر دروغين را نخورند بايد ارزش خودشان را بشناسند؛ سپس ديگران را متوجه اين ارزش و گوهر ناب وجودي خود كنند.

بهترين درسي كه از كتاب قرآن ياد گرفتيد چيست؟

اطمينان به خدا. من از قرآن ياد گرفتم تا به راه و مسيري كه انتخاب كردم اطمينان پيدا كنم و اين‎كه صراط مستقيم من را به عاقبت خوب هدايت مي‎كند. همين طور از قرآن ياد گرفتم براي هدايت سراغ الگو‎هايي كه داريم برويم و به‎عنوان انسان چطور زندگي كنيم. قرآن، كتابي پر از آموزه‎هاي عبرت انگيز زندگي است كه اعتماد و اطمينانم را دوچندان كرده است.

برخي مي‎گويند در آخرالزمان همه مسلمان مي‎شوند. به‎عنوان يك ره‎يافته دانشگاهي كه با تحقيق و مطالعه شيعه شده‎ايد نظر شما در اين باره چيست؟

به نظر من همه مسلمان نمي‎شوند، بلكه تحت تأثير اسلام قرار مي‎گيرند. مثلاً من مدت‎ها در فرانسه زندگي كردم هرچند مدعي آزادي هستند، اما آن‎جا نژادپرستي خيلي زياد است؛ با اين حال به‎دليل حضور مهاجران در اين كشور بسياري از فرانسويان تحت‎تأثير اسلام و منش مسلمانان قرار گرفته‎اند.

در رسانه‎هاي غربي مدام مي‎گويند اسلام به زن ظلم مي‎كند، نظر شما چيست؟

من يك زن غربي هستم كه درجامعه غربي با فرهنگ و منش آن بزرگ شده‎ام اگر اسلام به زن ظلم مي‎كرد و باعث محدوديت او مي‎شد مطمئن باشيد هرگز مسلمان نمي‎شدم و اصلاً احمقانه بود براي تحصيل علوم ديني تمام جايگاه علمي، دانشگاهي و موقعيت اجتماعي و همين طور خانواده‎ام را در استراليا رها كنم و درغربت به سر برم. اگر اسلام به زن ظلم مي‎كرد امروز در ايران اين همه فارغ‎التحصيل دانشگاهي وجود نداشت. در ايران زنان نقش‎هاي زيادي دارند، مسلمان هم هستند و بسيار هم آزادي عمل دارند. من معتقدم آزادي زن مسلمان را زن غربي ندارد و به او بيش‎تر ظلم مي‎شود و در محدوديت است.

چطور؟

در غرب، زنان مشكلات زيادي دارند. نبايد به اين تبليغات رنگارنگ ظاهري درباره زنان غربي اكتفا كرد، چون حتي هنوز براي آن‎ها جا نيفتاده است كه زن مي‎تواند براي پيشرفت علمي درس بخواند. آن‎ها زن را براي مطامع اقتصادي و بهره‎برداري جنسي مي‎خواهند. به نوعي زن در غرب محدوديت بيش‎تري دارد تا مقبول واقع شود. ملاك تأييد زن زيبايي و خودآرايي اوست. زن غربي هيچ وقت الگويي كامل براي خودش نداشته است. با اين تفكر بزرگ شده كه بايد زيبا و خوش اندام باشد تا ديده شود. ساعت‎ها براي آرايش و زيبايي وقت صرف مي‎كند و غرق مدل‎ها و سبك‎هايي مي‎شود كه او را از ارزش انساني‎اش دور مي‎كند تا شايد مورد تأييد و مقبوليت واقع شود و از او به‎عنوان زن موفق ياد كنند. اين يعني اسارت و محدوديت زن كه درغرب وجود دارد؛ درحالي كه اسلام براي زن ارزش قائل است و هيچ گاه در حق او ظلم نكرده است.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
افشاگري هاي حضرت زهرا(س)

حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منكر، هر گاه كه احساس مي‎كرد گفت وگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري مي‎پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وي را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي كه از گفت وگوي رو در رو نتيجه‎اي نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداخت و در اجتماع بزرگ مردم مدينه فرمود:
اي مسلمانان! شما را به خدا قسم مي‎دهم، آيا از رسول خدا(ص) شنيده‎ايد كه فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ هر كس او را آزار دهد، مرا آزرده كرده است؛ خشنودي فاطمه خشنودي من است و خشم او خشم من است؛ هر كس فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر‎كس او را راضي كند، مرا راضي كرده است.
گفتند: آري! اين سخنان را از پيامبر(ص) شنيده‎ايم. در اين حال، حضرت زهرا(س) خطاب به خلفاي اول و دوم گفت: من، خدا و فرشتگان را گواه مي‎گيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و به خشم آورديد و آزارم داديد و هرگز در راه رضايت من گام برنداشتيد. اگر رسول خدا(ص) را ملاقات كنم، از شما دو نفر نزد حضرتش شكايت خواهم كرد.
آن حضرت همچنين وقتي كه سكوت و بي‎اعتنايي مردم را در مقابل تضييع حقوق علي(ع) و اهل بيت پيامبر(ص) مشاهده كرد و از موعظه و ارشاد هم اثري نديد، به افشاگري و سرزنش آنان پرداخت و براي جلوگيري از عمل منكر آنان بر آشفت و با دلي مضطرب و صدايي رسا فرياد برآورد:اي مردم! واي بر شما چه زود به خدا و پيامبرش درباره ما اهل بيت خيانت كرديد؛ در حالي كه رسول خدا شما را به پيروي از ما، و دوستي و تمسك به ما را توصيه كرده بود.
آن حضرت در سخن ديگري اعمال ناپسند كساني را كه فدك را غصب كرده بودند، نكوهش كرد و فرمود:فدك هديه‎اي الهي بود كه آن را به پيامبرش بخشيد و رسول گرامي اسلام(ص) آن را براي تأمين زندگي فرزندانم به من سپرد. واگذاري فدك به من و فرزندانم، با حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت جبرئيل امين صورت گرفت. پس اگر كساني آن را با ستم، غصب و وسيله امرار معاش فرزندانم را قطع كردند، با ياد روز قيامت بر اين مصيبت صبر مي‎كنم و به زودي غاصبان فدك، عذاب الهي را در دوزخ خواهند ديد.

فلسفه حجاب
جهان بيني اسلام و پديده حجاب

تفاوت عمده فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي در نوع نگاه به انسان نهفته است. اگر انسان در فرهنگ غربي موجودي است كه معنويت فرع و رو بناي زندگي مادي اوست، در فرهنگ اسلامي موجودي است كه معنويت كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست. در اسلام معنويت هرگز در مقابل ماديت و جسمانيت قرارنگرفته است و رقيب آن نيز نيست بلكه در يك حركت اعتدالي اسلام توجه به هر دو جنبه به‎عنوان نيازهاي انسان دارد.
لذا در چنين جهان بيني انسان همه تن نيست كه با مرگ فاني شود؛ زيرا انسان رو به سوي خدا دارد كه كمال مطلق و سرچشمه همه خوبي هاست.لذا خدا را شريف‎تر از آن مي‎داند كه به بدن نمايي و آرايش جسم بپردازد. انسان در جهان بيني اسلامي لباس به تن نمي‎كند براي عرضه تن خود بلكه لباس را حريم و مايه كرامت خود مي‎داند. انسان در اسلام، كمال خود را تزيين تن براي فروش به خلق نمي‎بيند بلكه جان خود را به خداي خويش مي‎فروشد.
بنابراين مساله حجاب و بدحجابي مربوط به دو فرهنگ و دو جهان بيني است كه نوع نگاهشان به انساني به نام زن كاملا متفاوت است و در احاديث آمده است كه «من تشبه بقوم فهو منهم»؛ هر كه خود را به گروهي شبيه سازد هم از آن گروه است. و بايد پرسيد از متوليان امور كه چرا به جوانان گفته نمي‎شود «لباس هر انسان پرچم كشور وجود اوست، پرچمي است كه او بر سر در خانه وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي‎كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي‎كند. همچنان‎كه هر ملتي باوفاداري و احترام به پرچم خود، اعتقادش را به هويت ملي و سياسي خود ابراز مي‎كند، هر انسان نيز، مادام كه به يك سلسله ارزش‎ها و بينش‎ها، معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آن ارزش‎ها و بينش‎ها را از تن به در نخواهد كرد.»
حجاب زن مسلمان هويت بخش و عزت آفرين است. پديده بدحجابي در جامعه ما از اموري است كه ذهن بسياري از افراد جامعه را به خود مشغول كرده است. تلقي بدحجابي به‎عنوان امري نابهنجار و نامطلوب نشانگر اين است كه ذهنيت فرهنگي و ديني ما براي بدحجابي آثار و تبعات نامطلوبي قائل است و به تعبير ديگر، آن را علت برخي پديده‎هاي نامطلوب ديگر در جامعه مي‎انگارد.