صفحه فرهنگي-اجتماعي

توصيه مقام معظم رهبري درباره تشرف به مسجد مقدس جمكران

شما جمكران اگر رفتي، برو آنجا؛ يك آقايي وجود دارد كه بدان اين آقا مي‎شنود حرفت را. مخاطب قرارش بده. خودت بدان داري با يكي حرف مي‎زني. با او حرف بزن. بدان كه خداي متعال جواب مي‎دهد. ترديدي در اين نداشته باشد. درست مي‎شود.

نامه داخل چاه و اينها لزومي ندارد؛ نه يك سند درستي دارد، نه لازم است. حال به فرضْ سند هم داشته باشد، چيز لازمي نيست. آنهايي كه قدرتِ كار را دارند، مي‎توانند تصرف بكنند. آن‎ها محتاج به نامه نيستند. وقتي خواستي حرف بزني، دلت به حركت در مي‎آيد، به حرف مي‎آيد. برو با دلت با آن‎ها حرف بزن.

من يك وقتي يك شعري گفته بودم درباره امام زمان سلام الله عليه؛ رفتم جمكران و خب تضرع و توجه و نماز و همين اعمال كه هست. ديدم آرام نمي‎گيرم. راحت نمي‎شوم. بلند شدم و ايستادم. دفترم هم در جيبم بود؛ دفتر شعر. درآوردم گفتم آقاجان! اين شعر را براي شما گفته ام. مي‎خوانم برايتان. شروع كردم شعر را خواندن؛ آهسته البته. هيچ كس هم متوجه نبود. يك غزلي بود؛ از اول تا آخر غزل را خطاب به حضرت خواندم. گمان مي‎كنم تأثيري كه آن غزل در حال من كرد، آن نماز مخصوص و آن چيزها تأثيري نكرد. آدم با دلش كه حرف بزند، اين طوري است.

حرف بزنيد، بخواهيد، مقدسين هستند اينها. اينها بندگان شايسته خدا هستند. اينها اوليائند. مي‎توانند تصرف كنند. مي‎توانند كمك كند....گاهي اوقات مي‎شود كه انسان مريض است، توسل پيدا مي‎كند، بعد به دلش مي‎افتد كه برود پيش فلان دكتر. اين دكتر وسيله است... روحِ كار، همان توجه و توسل به خداي متعال و اولياي الهي است.

توصيه رهبري به روبرت گبري، برادر شهيدِ ارمني «آلفرد گبري»- مسيح در شب قدر، ص 432 و 433.

رفتارشناسي يك كمدين؛
شعار وطن پرستي در خندوانه و اخذ شهروندي كشور بيگانه براي فرزند!

در چند سال اخير، برخي از ثروتمندان و سلبريتي‎ها هنگام تولد فرزندانشان به كشورهاي خارجي سفر مي‎كنند تا نوزاد متولدشده تابعيت آن كشور را به‎دست آورد. اگر اندكي اهل استفاده از شبكه‎هاي اجتماعي و دوردور مجازي در آن باشيد، در سال‎هاي اخير، با پديده نسبتاً جديد تولد فرزندان چهره‎ها در خارج از كشور آشنا شده‎ايد. تا پيش‎ازآن، برخي ثروتمندان و آقازاده‎ها اين كار را مي‎كردند؛ اما گويا برخي از سلبريتي‎ها هم كه به مدد فيلم‎ها و سريال‎هايي كه عمدتاً با بودجه مملكت ساخته شده، به شهرت و البته ثروت رسيده‎اند، وارد اين معادله شده‎اند. نمونه اخير و جنجالي اين مورد، مربوط به سفر خانم نگار جواهريان و همسرش آقاي رامبد جوان به كاناداست.

به نوشته مشرق، كشورها مسيرهاي مختلفي براي اعطاي تابعيت دارند. برخي از آن‎ها به صرف تولد در خاك‎شان، فرد متولدشده را شهروند خود شناسايي مي‎كنند. خب پس چه چيزي بهتر از اين؟ كافي است كمي جيب‎تان پر از دلار باشد. البته، اين‎كه دلارهاي مذكور ازطريق رانت، سوءاستفاده از بيت‎المال و ژن خوب باشد يا استفاده از خدمات نامعقول حكومتي در سينما، بحث ديگري است كه در اين گزارش به آن نخواهيم پرداخت. همه‎چيز به پول بستگي دارد. البته، اخلاقاً به كساني كه به‎واسطه تمكن مالي اين كار را مي‎كنند، نمي‎توان ايرادي وارد كرد؛ زيرا مسأله‎اي شخصي است. براي مثال، اگر تاجري كه خودش با قدرت بازو و بنيه فكري‎اش به وضعيت اقتصادي مطلوبي رسيده، حق دارد با پولش هركاري كه دلش بخواهد انجام دهد، البته به شرط رعايت قانون. پس طرف حساب ما در اين گزارش، اين دسته از مردم نيستند و موضوع گزارش ما به رامبد جوان محدود است.

رامبد جوان و همسرش اخيراً به كانادا سفر كرده‎اند. در ابتدا اين سفر با عنوان اكران «قانون مورفي» مطرح شد؛ اما باتوجه‎به مرحله بارداري خانم جواهريان و محدوديت سفر هوايي طولاني در اين دوره از حاملگي، به‎عقيده بسياري از كاربران فضاي مجازي، تنها دليل پذيرفتن ريسك اين سفر طولاني، وضع حمل در كاناداست. روزنامه «خراسان» تلاش كرده هزينه ريالي اين اتفاق را بررسي كند. اين روزنامه نوشته است: براي فهميدن اين موضوع، با يكي از مؤسسات مهاجرتي مشهور تماس گرفتيم و درباره هزينه‎هاي معمول تولد فرزند در شهر «تورنتو»، شهر محل سكونت رامبد پرسيديم. اولين هزينه، حق مشاوره مؤسسه است كه به دلار دريافت مي‎شود: پنج‎هزار دلار كانادا، چيزي حدود ۵۰ ميليون تومان. هر بليت اكونومي پرواز تهران - تورنتو و برعكس، بين ۱۲ تا ۶۰ ميليون تومان است كه ما ميانگين آن را ۲۵ ميليون تومان در نظر گرفتيم. بليت‎هاي بيزنس و فرست‎كلاس هم هست كه طبعاً گران‎ترند؛ بنابراين، چهار بليت پرواز براي رفت‎وبرگشت دو نفر، به‎طورميانگين ۱۰۰ ميليون تومان آب مي‎خورد. طبق اعلام اين مؤسسه مهاجرتي، هزينه تولد فرزند در تورنتو بين ۱۲ تا ۱۵ هزار دلار كاناداست كه حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ ميليون تومان مي‎شود.

ناگفته نماند طبق قوانين كانادا، گردشگراني كه در زمان بارداري به اين كشور وارد مي‎شوند، مشمول دريافت خدمات بيمه نمي‎شوند. باتوجه‎به زمان ضبط «خندوانه»، برگزاري نمايشگاه كتاب و مدت اقامت لازم رامبد و نگار پس از تولد فرزندشان در كانادا، مي‎توان نتيجه گرفت آن‎ها حداقل سه ماه در تورنتو اقامت خواهند كرد. هزينه سه ماه اقامت در آپارتمان معمولي مبله در اين شهر، به‎طورميانگين ماهي سه‎هزار دلار كاناداست كه درمجموع، ۹هزار دلار، يعني ۹۰ ميليون تومان مي‎شود. هزينه خوردوخوراك و حمل‎ونقل خانواده دونفره با فرزند در اين شهر، ماهي چهارهزار دلار كاناداست كه با احتساب زندگي معمولي و نه ولخرج و نه صرفه‎جويانه، سه ماه اقامت در اين شهر براي رامبد ۱۲۰ ميليون تومان هزينه دارد. خلاصه آن‎كه تولد فرزند اين سينماگر در كانادا، درمجموع بين ۴۸۰ تا ۵۱۰ ميليون تومان هزينه دربر خواهد داشت. البته ذكر اين نكته ضروري است كه هزينه‎هاي بيمارستاني بدون بيمه در اين شهر سرسام‎آور است و درصورتي‎كه به هر دليلي اقامت بيش‎ازحد معمول لازم باشد، طبعاً به‎طور چشمگيري هزينه‎ها افزايش مي‎يابد.

برسيم به مورد عجيب مجري برنامه «خندوانه». راستش را بخواهيد بحث رامبد تقريباً با تمام سلبريتي‎هاي ديگري كه اسم برديم متفاوت است، البته به‎جز مهناز افشار. چرا مورد او با ديگران فرق دارد؟ چون رامبد جوان نامش با برنامه پربيننده «خندوانه» گره خورده است. خندوانه يكي از خاص‎ترين برنامه‎هاي تاريخ سيماست. اين برنامه دركنار ايده‎هاي ناب برنامه‎سازي و فرم جذاب، امتياز ديگري هم دارد و آن توجه ويژه به مسأله ارزش‎هاي ايراني و اسلامي است. مگر سخنگو و ويترين اين برنامه كسي جز رامبد جوان بوده است؟ احتمالاً يادتان هست كه در دو فصل قبل برنامه «خندوانه»، رامبد مدام شعار استفاده از كالاي ايراني مي‎داد؛ اما خودش در برنامه لباس مارك‎دار آمريكايي به‎تن مي‎كرد. در آن زمان، همين تناقض به انتقادهايي منجر شد؛ ولي اتفاق اخير چيزي فراتر از تناقضي ساده در حد پوشش است. رامبد در صدها برنامه خندوانه با مردم زندگي كرده است. مدام در پلاتوها، گفت‎وگوها و شوخي‎هايش ارزش‎هاي اخلاقي، وطن‎پرستي، غرور ملي و… را فرياد كشيده است. حالا فردي كه در صدها برنامه از خندوانه بارها شعارهاي زيباي ناسيوناليستي و ايده‎هاي انگيزشي كه طرح كرده، براي تولد فرزندش در فرنگ، براساس شواهد و قرائن، مبلغ هنگفتي هزينه كرده است. مثل اين است كه كسي مدام از دفاع از كشورش درمقابل بيگانه بگويد اما در زمان حادثه ميدان را خالي كند يا اين‎كه كسي از پاك‎دستي بگويد ولي به خودش شبهات زيادي وارد باشد مانند كسي كه خرما مي‎خورد و منع رطب مي‎كند. رامبد جوان بايد بداند چه بخواهد و چه نخواهد، نام و حتي بخش عمده‎اي از شهرت و چه‎بسا درآمد سال‎هاي اخيرش، به‎واسطه خندوانه رقم خورده است. نوش جانش؛ اما وقتي مخاطب ساده‎دلي كه هرشب با شعارهاي وي منقلب شده، با خبر اخير مواجه شود، دچار حس بسيار بدي مي‎شود. آقاي جوان! لطفاً ديگر براي ما شعارهاي قشنگ ندهيد.

 در محضر قرآن

به سوي قرآن

و به آن چه(از قرآن) نازل كردم، ايمان بياوريد كه تصديق مى‎كند آن‎چه را(از تورات) با شماست. و نخستين كافر به آن نباشيد و آيات مرا به بهاى ناچيز نفروشيد و تنها از من پروا كنيد.
نكته‎ها
اين آيه خطاب به دانشمندان يهود مى‎فرمايد: قرآن، هماهنگ با بشاراتى است كه در تورات شماست.(مراد از هماهنگى قرآن با تورات تحريف نشده، هماهنگى كلّى و اجمالى است، نه هماهنگى در تمام احكام). شما دانشمندان، زمانى مبلغ و منتظر ظهور اسلام بوديد، اكنون پيشگامان كفر نشويد تا به پيروى از شما، ساير يهود از اسلام آوردن سر باز زنند و آيات الهى را به بهاى ناچيزِ رياست دنيا، نفروشيد و از خدا بترسيد.
پيام‎ها
1- اعتقادات صحيح مردم را قبول كنيم، تا آنان نيز سخن ما را بپذيرند. «مصدّقاً لِما معكم»
2- وجود تحريف در بخشى از تورات و انجيل، مانع قبول بخش‎هاى ديگر نشود. «مصدقاً لما معكم»
3- انحراف علما، سبب انحراف ديگران مى‎شود. «ولا تكونوا اوّل كافر»
4- رمز سكوت و كتمان‎هاى نابجاى دانشمندان، وابستگى‎هاى مادّى آنان است. «ولا تشتروا بأياتى ثمناً قليلاً»
5 - با توجّه به اين‎كه متاع دنيا قليل است، رسيدن به تمام منافع دنيا، ارزش يك لحظه انحراف را ندارد. «ثمناً قليلاً»
6- به جاى نگرانىِ از دست دادن مال ومقام، بايد از قهر خدا ترسيد. «اياى‎فاتّقون»

 پرتوي از حكمت

ساده زيستي

مرحوم شيخ محمدحسين زاهد در منزل مردي به نام حاج آقا كلاهدوز، رو به روي حمام نقلي مستأجر بود.
هر ماه رأس موعد مقرر، اجاره بها را پرداخت مي‎كرد. هر چه آقاي كلاهدوز مي‎گفت: " آقا، من خانه را به‎عنوان اجاره به شما نداده‎ام؛ شما نمي‎خواهد اجاره بدهيد." آقا توجهي نمي‎كرد و ماه به ماه اجاره منزل را پرداخت مي‎كرد و مي‎فرمود:
اگر از من اجاره نگيري از اين‎جا مي‎روم و اگر اين مقدار كم است، از اين‎جا بروم. چون بيش‎تر از اين توان پرداخت ندارم.
آقاي كلاهدوز مي‎گفت: حالا كه اصرار مي‎فرماييد، لااقل در طبقه بالا كه تميزتر است ساكن شويد.
ولي در جواب مي‎شنيد: پول اجاره طبقه بالا را ندارم و جايي كه نتوانم اجاره‎اش را بدهم، نمي‎نشينم.

 بوستان حكايت

اطاعت امر استاد

مرحوم حاج شيخ حسنعلي اصفهاني نقل مي‎كند: «بيش از هفت سال نداشتم كه نزديك غروب آفتاب يكي از روزهاي ماه رمضان كه با تابستاني گرم مصادف شده بود، به اتفاق پدرم، به خدمت استاد حاجي محمد صادق، مشرّف شدم.
در اين اثناء كسي نباتي را براي تبرك به دست حاجي داد. استاد نبات را تبرك و به صاحبش رد فرمود و مقداري خرده نبات كه كف دستش مانده بود، به من داد و فرمود بخور! من بي‎درنگ خوردم.
پدرم عرض كرد: حسنعلي روزه(مستحبي) بود. حاجي به من فرمود: مگر نمي‎دانستي كه روزه ات با خوردن نبات باطل مي‎گردد؟ عرض كردم: آري! فرمود: پس چرا خوردي؟ عرضه داشتم: اطاعت امر شما را كردم.
استاد دست مبارك خود را بر شانه من زد و فرمود: با اين اطاعت به هر كجا كه بايد مي‎رسيدي رسيدي.
نشان از بي‎نشان‎ها