صفحه جوان

رمز پيروزي مردان بزرگ
مطابق ذوق و استعداد خود به دنبال كار برويد!

 آيت‌الله سبحاني

يكي از رموز كاميابي اين است كه جوان رشته‎اي را تعقيب كند كه مطابق ذوق و سليقه و توانايي روحي و فكري او باشد.

دستگاه آفرينش همه را يكنواخت نيافريده و در همه افراد بشر توانايي همه كار به وديعت ننهاده است؛ بلكه براي گردش چرخهاي اجتماع، افراد را با ذوق و استعدادهاي مخصوصي آفريده است تا هر يك رشته‎اي را دنبال كند كه ذوق آن را دارد و كاري را انجام دهد كه از عشق باطن و نيروي فطري او سر چشمه مي‎گيرد.

پاره‎اي از شكست‎ها و ناكامي‎هاي جوانان معلول انحراف از اين اصل مسلم است كه گاهي؛ بر اثر تبليغات غلط و تربيت‎هاي نادرست دنبال كاري مي‎روند كه ذوق و استعداد آن را ندارند و از كاري كه شايستگي و برازندگي آن را دارند سرباز مي‎زنند.

آن‎ها اين اصل مسلم را فراموش كرده‎اند كه: در هر سري شوري است، خوشبخت كسي است كه ذوقش را دريابد!

به‎خاطر دارم در سال‎هاي 30، 31، 32 كه مسأله نفت سرزبان‎ها افتاده بود و هر زن و مرد ايراني يك«تفكر نفتي» پيدا كرده بود و كارمندان و مهندسان صنعت نفت ارزش و قيمت قابل توجهي در ميان اجتماع پيدا كرده بودند، طرز تفكر بيش‎تر دانشجويان به حكم تبعيت از محيط فرق كرده بود و همه و يا بيش‎تر دانشجويان خواستار شركت در رشته مخصوص«نفت» شده بودند ولو اين‎كه بيش‎تر آن‎ها ذوق آن را نداشتند.

سخت‎ترين ضربه بر پيشرفت و كاميابي يك فرد دانشجو اين است كه بدون اين‎كه استعداد خود را بسنجد، بدون مطالعه دقيق، رشته‎اي را تعقيب كند كه ذوق آن را ندارد.

جواني كه ذوق ادبي دارد از گفتار و قلم او ادب و شعر مي‎بارد و فكر رياضي او بسيار ناچيز است و كاميابي‎اش به‎طور مسلم در غير رشته ادبي رضايت بخش نخواهد بود.

از دفتر خاطرات يك نقاش هنرمند سرگذشت كوتاهي را نقل مي‎كنم: وي در محيط دبيرستان دانش آموز تنبلي بود. نه درس مي‎خواند و نه مي‎گذاشت همكلاسانش درس بخوانند. خار راهي براي خود و ديگران بود ولي چشم و ابرو و پيشاني او از استعداد مخصوصي حكايت مي‎كرد. يك دبير روان شناس او را به حضور طلبيد، مقداري او را پند داد، و از عواقب اين طرز زندگي ترسانيد و گفت: «همواره سايه پدر بالاي سر انسان نيست، مشكلات زندگي فراوان است و اين وضع باعث عقب افتادگي توست.» در اين لحظه كه او سخن مي‎گفت، ناگهان متوجه شد كه دانش آموز در حالي كه سخنان او را گوش مي‎دهد، با قطعه ذغالي كه از روي زمين برداشته، عكس مرغي را كه روي شاخه‎هاي پر برگ نشسته است، روي زمين مي‎كشد.

دبير هوشمند دريافت كه اين عنصر براي نقاشي آفريده شده، نه براي حل معالات جبري. او هر چه در اين راه رنج ببرد، كم‎تر سودي خواهد برد. وظيفه وجداني خويش دانست كه به ولي او جريان و تشخيص خود را گزارش دهد.

او هنگامي كه با پدر وي روبه رو گرديد چنين گفت: «فرزند شما ذوق سرشاري در هنر نقاشي دارد. اگر او را وادار كنيد كه تغيير رشته دهد شايد در اين رشته سرآمد روزگار گردد». گذشت زمان صحت گفتار دبير آزموده را اثبات كرد و چيزي نگذشت كه وي نقاش چيره دست و هنرمندي گرديد.

از اديسون پرسيدند چرا اغلب جوانان موفق نمي‎شوند؟ گفت: «براي اين‎كه راه خود را نمي‎شناسند و در جاده ديگري گام برمي دارند».

چنين افرادي دو نوع ضرر بر جامعه مي‎زنند: 1- كاري كه شايستگي آن را دارند و اگر آن را تعقيب كنند كامياب مي‎شوند، انجام نمي‎دهند. 2- كاري را كه عهددار آن شده‎اند بهه خوبي انجام نداده و از عهده آن بر نمي‎آيند.

عقربك استعداد هر فردي از هنگام تولد به سوي كاري كه براي آن آفريده شده متوجه است.

سعادتمند كسي است كه مربيان او سمت تمايل اين عقربه را به دست بياورند.

امروز در كشورهاي توسعه يافته با آزمايش‎هاي مخصوص استعداد افراد را به دست مي‎آورند و آن‎ها را وادار مي‎نمايند كه در رشته‎اي كه استعداد آن را دارند وارد شوند.

اي كاش دانشمندان به موازات دستگاه‎هاي حرارت سنج و زلزله سنج، دستگاهي به نام«استعداد سنج» اختراع مي‎كردند تا در تمام آموزشگاه‎ها نصب مي‎شد و ميليون‎ها استعداد بشري براثر بدي محيط و ناآشنايي مربيان و پدران و مادران به هدر نمي‎رفت.

گاليله در كودكي علاقه به ساختن ماشين آلات بچه‎گانه داشت. پدش بر خلاف ميل فرزند، او را وادار كرد كه طب بخواند. او در اين راه ترقي نكرد. سپس به آموختن رياضيات و فيزيك پرداخت بالنتيجه نبوغ خود را در نجوم و چيزهايي كه عقربك استعداد او نشان مي‎داد، ابزار نمود.

گاليله نخستين كسي بود كه اثبات كرد زمين به دور خورشيد مي‎گردد و نخستين كسي بود كه«پاندول» ساعت را ساخت.

تولستوي هنوز بچه بود كه علاقه زياد به مطالعه كتاب پيدا كرد و كتاب‎هاي فلسفي را زياد مي‎خواند و در اين دوران سعي مي‎كرد مسائل مهم زندگي را مطرح سازد و تا پايان عمر اين مسائل در قلمرو و فكر او بود.

جرج مورلند- نقاش حيوانات - از شش سالگي هنر نقاشي خود را ابزار مي‎كرد. او با اين‎كه در سن 41 سالگي بدرود زندگي گفت، آثار گرانبهايي در نقاشي از خود به يادگار گذارد.

زراه كولبرن از طفوليت استعداد رياضي‎اش نمودار بود. گاهي از او مي‎پرسيدند: «در يك سال يا بيش‎تر چند ثانيه وجود دارد؟» پس از تأمل مختصري پاسخ صحيح آن را مي‎داد.

جيمز وات، مخترع چندين آلت مكانيكي و كاشف نيروي بخار، از آغاز كودكي به آزمايش علاقه زيادي داشت و از اين طريق كاميابي‎هايي در علوم طبيعي به دست آورد.

داروين در دوران كودكي كلكسيون جانوران داشت. و اين كشش طبيعي او را به مطالعه درباره ثبات و يا تحول انواع واداشت و نظريه اشتفاق و تحول انواع را پس از يك سفر طولاني به وسيله كتاب«بنياد انواع» انتشار داد.

از پيشوايان مذهبي ما دستور اكيد رسيده است كه خود را بشناسيم و به سان غواضان در درياي وجود خود فرو رويم و با نورافكن‎هاي قوي خود، به شناسايي درون خود بپردازيم تا راز درون بر ما روشن گردد.

تمايلات باطني ما به سان مغناطيسي است كه شبيه و هم سنخ خود را مي‎كشد و در مخزني به نام«حافظه» انبار مي‎نمايد و در مواقع لزوم از آن‎ها بهره برداري مي‎كند. اگر آن چه را مي‎آموزيم مطابق ذوق و تمايلات باطني ما باشد، به آساني وارد مخزن شده تا مدتي ثبات و قرار خود را حفظ مي‎كند. ولي اگر كاري را تعقيب نماييم كه شايستگي طبيعي آن را نداريم، در اندك زماني از مغز و مراكز حفظ ما فرار مي‎كند و در نتيجه موفقيت ما خيلي كم مي‎شود. يك چنين فرد منحرف از تمايلات استعداد خود به سان كسي است كه بر خلاف جريان آب شنا كند. يا دستخوش امواج كوه پيكر آب مي‎گردد و يا با كاميابي ناچيزي روبرو مي‎شود.

وقتي انسان خود و شايستگي خود را شناخت و كار مطابق استعداد خود را پذيرفت، چون عشق و كشش باطني آن را دارد، در هدف خويش كامياب مي‎گردد.

يك سلسله استعدادهايي هست كه در شرايط مخصوصي بروز و نمو مي‎كند. روان شناس زبردستي لازم دارد كه اين نوع استعدادها را تشخيص دهد.

چه بسا نوآموزاني در آغاز تحصيل كودن و نفهم به نظر مي‎رسند ولي بعداً در سنين مخصوصي نابغه مي‎شوند. مي‎گويند اينشتين، دانشمند بزرگ و رياضي دان، در كلاس‎هاي ابتدايي رفوزه مي‎شد، ولي او در محيط‎هاي مخصوصي قدرت دورني خود را ابزار نمود.

چه بسا افسراني كه يك مدت به زبوني و ترس و بي‎عرضگي معروف بودند، ولي در موقع كار، دلاوري‎هايي از خود نشان دادند كه دهان‎ها از تعجب باز ماند.

به ملكشاه سلجوقي خبر رسيد كه قيصر روم در صدد تسخير بغداد است. با ارتش منظم به سمت مرز ايران حركت كرد. خواجه نظام الملك روزي از ارتش سان ديد، ناگاه قيافه سرباز كوتاه قدي توجه او را جلب كرد. دستور داد كه او را از صف بيرون كنند. تصور كرد كه از اين سرباز كاري ساخته نيست. ملكشاه گفت: «چه مي‎داني؟ شايد همين سرباز قيصر را اسير كند» اتفاقاً فتح و پيروزي با مسلمانان شد و قيصر روم به دست همين سرباز اسير گرديد!

 جوان

حديث جوان
امام صادق عليه السلام:

كسي كه در نمازهاي فريضه، پس از سلام نماز و قبل از حركت از مصلي، خداوند را به تسبيح فاطمه زهرا(س) تسبيح كند آمرزيده مي‎شود.
دعائم الاسلام، ج 1 ص 168

ولايت و جوانان
پايه همه بدبختي ها، خودخواهي و خودپرستي است

از تهذيب و تزكيه روحي و قلبي غافل نشويد. پايه همه بدبختي‎هاي ملت ها، مسؤولان، بزرگ‎ها و كوچك ها، خودخواهي و خودپرستي و خود را عمده كردن و خدا كردن و ايجاد فرعونيت در درون دل است. گاهي انسان در بيرون قالب جسم خود - يعني در ظاهر خود - هيچ نشانه فرعونيت ندارد، اما در دل، فرعون است. خودخواهي ها، خودپرستي ها، خود محوريها، عمده كردن خود و خواست‎ها و تمايلات و شهوات و سود و منفعت خود، اين هاست كه منشا اغلب مفاسد زندگي است، لذا به سمت تهذيب نفس حركت كنيد.
10/6/1378

حكايت
تأكيد امام رضا(ع) بر تعيين مزد كارگر

سليمان بن جعفر مي‎گويد همراه امام هشتم حضرت رضا(ع) براي انجام كاري عبور كرديم، تا اين‎كه من خواستم به خانه ام باز گردم، حضرت به من فرمود: «با من بيا و امشب در خانه ما باش».
دعوت حضرت را پذيرفتم و به خانه آن حضرت رفتم، آن حضرت به غلامان خود نگاه كرد، ديد آن‎ها مشغول آماده كردن گل و ساختن ديوار اصطبل هستند، در اين ميان ديد يك نفر غلام سياهي كه غريب بود در آن‎جا كار مي‎كند، به غلامان خود فرمود: اين غلام سياه در اين‎جا چه مي‎كند؟
آن‎ها عرض كردند: او را به‎عنوان كارگر اجير كرده‎ايم تا ما را كمك كند و چيزي در مقابل كارش به او بدهيم.
امام رضا(ع) فرمود: «آيا مزد او را با او قرارداد و تعيين نموده ايد؟»
غلامان عرض كردند: نه، بلكه او آمده براي ما كار كند در برابر آن چه ما راضي شديم مزدي به او بدهيم.
امام از اين شيوه ناراحت شد و بر آن غلامان غضب كرد كه چرا مزد كارگر را تعيين نكرده‌اند.
سليمان بن جعفر مي‎گويد: من به امام هشتم(ع) عرض كردم: چرا شما اين‎گونه خشمگين شده ايد؟
امام رضا(ع) فرمود: من مكرر اين غلامان را از تعيين نكردن مزد كارگر نهي كرده ام، و سفارش اكيد نموده ام كه هر كارگري را كه براي كار مي‎آوريد، در مورد مزدش با او قرارداد كنيد، اي سليمان! اين را بدان كه اگر مزد كارگري را تعيين نكني و در آخر كار، سه برابر مزد معمول به او بدهي باز گمان مي‎كند كه از مزد او كم نموده اي، و هنگامي كه مزد او را تعيين نمودي و در آخر كار اگر همان مزد او را بدهي از تو تشكر مي‎كند.
«و اگر به اندازه يك حبّه بر مزد مقرر را بيفزايي، از تو قدرشناسي مي‎كند و اعتقاد مي‎يابد كه تو بر مزدش افزوده اي».

پند و اندرز
از عجله و شتابزدگي بپرهيزيد!

عجله و شتابزدگي به‎عنوان يك خوي زشت و ناپسند كه در اعمال انسان به‎صورت‎هاي گوناگون آشكار مي‎شود، به اين معني است كه انسان، پيش از فراهم شدن مقدّمات انجام كار، اقدام به انجام آن كند؛ كاري كه نتيجه آن چيزي جز شكست يا انجام ناقص نخواهد بود.
اين بدان مي‎ماند كه انسان ميوه را پيش از رسيدن و قابل استفاده شدن از درخت بچيند؛ كاري كه نتيجه‎اش ضايع شدن ميوه يا كم شدن فايده آن است. يا اين‎كه قبل از آمادگي زمين، بذرافشاني كند كه نتيجه‎اش نابودي بذر يا كاهش محصول خواهد بود.
اميرمؤمنان علي عليه السّلام مي‎فرمايند: كسي كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند، همچون كسي است كه بذر خود را در زمين نامناسبي(مانند شوره زار) بپاشد.(كه نيرو و سرمايه خود را تلف كرده و نتيجه‎اش عايدش نمي‎شود).
عجول به افرادي گفته مي‎شود كه در گفتار و رفتار و سؤال و درخواست خود، دستپاچه‎اند و صبر و حوصله لازم را براي رسيدن به مقصد، از راه صحيح آن ندارند؛ به همين دليل، اغلب گرفتار مشكلات و ناكامي‎ها مي‎شوند.
نقطه مقابل عجله و شتابزدگي تأنّي، خويشتن داري، تحمّل، حوصله، طمأنينه و وقار است.عجله را نبايد با سرعت كه بار مثبت دارد، اشتباه كرد. سرعت آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوي مقصد بشتابد؛ كاري كه مسلّماً سبب پيروزي و نجات و موفقيت است. در موارد بسياري، ميان مصاديق و موارد عجله و سرعت اشتباه شده است و يا گروهي براي توجيه اعمال نادرست خود، تنبلي و بي‎حالي و از دست دادن و فرصت‎ها را تحت عنوان ترك عجله و شتابزدگي توجيح مي‎كنند؛ در حالي كه فرق اين دو كاملاً واضح و روشن است و اين‎كه مي‎بينيم، بعضي از روايات، عجله را از اسباب پشيماني و تأنّي را سبب سلامت شمرده است، به‎خاطر همان است كه در بالا اشاره شد. اين سخن را با حديثي از اميرمؤمنان علي عليه السّلام كه بيان روشني بر تفاوت مفهوم عجله و سرعت در كارهاست، پايان مي‎دهيم: از شتاب كردن در كارها، قبل از رسيدن موعد آن‎ها بپرهيز و نيز از سستي در كارها به هنگام رسيدن زمان آن(و فراهم شدن اسباب) بپرهيز.
حضرت آيت‎ا... مكارم شيرازي