صفحه سياسي

پيرامون گام دوم انقلاب
سبك زندگي و هنرهاي بي كلام انتقال پيام - بخش دوم

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر احمد حسين شريفي

بيان شد كه سبك زندگي به معناي رفتارهاي نهادينه شده انسان اعم از رفتارهاي فردي و جمعي است. مهم‎ترين عوامل سبك‎ساز زندگي نيز شامل باورها و ارزش‎ها، غرائز و اميال، محيط تربيتي و آموزشي و شرايط اقليمي و جغرافيايي است.

همچنين گفته شد كه سبك زندگي هر چند در حوزه رفتار است، اما حاكي از باورها و ارزش‎هاي افراد و جوامع است. اگر سبك پوشش جامعه تغيير مي‎كند، خبر از دگرگوني باطني جامعه مي‎دهد كه خطر آن بيش‎تر از تغييرات ظاهري است و صاحبان فرهنگ و دغدغه مندان مباحث اعتقادي و فرهنگي را بر مي‎انگيزاند تا به‎طور جدي به اين مقوله فكر كنند.

ظرفيت‎ها و ابزارهاي تغيير سبك زندگي

تغييرات زندگي فردي و اجتماعي، گذشته از عوامل سبك‎ساز، وابسته به ابزارهاي سبك‎ساز است. يعني ايجاد يك سبك يا تغيير آن، نيازمند ابزارها و ظرفيت‎هايي است كه با به كارگيري آن ها، مي‎توان سبك زندگي را تغيير داد. با آن ظرفيت‎هاست كه صاحبان فرهنگ و مربيان جامعه، سبكي را ايجاد يا تغيير مي‎دهند. آموزش و پرورش، رسانه‎هاي سنتي(مانند شعر، ادبيات و داستان) و رسانه‎هاي مدرن(مانند ابزارهاي تصويري)، ظرفيت‎ها و روش‎هايي براي سبك‎سازي هستند. تمام اين‎ها قالب هستند، و نحوه استفاده از آن‎ها مهم و موثر است. دنياي غرب نيز با استفاده از همين ابزارها و ظرفيت‎ها، به سراغ جوامع ديگر مي‎روند.

غرب براي تغيير سبك زندگي و يكسان‎سازي مدل زندگي، از كودكان و نوجوانان جوامع ديگر و با استفاده از ظرفيت آموزش و پرورش آغاز مي‎كند. اگر سند 2030 نوشته شده، يعني براي 2050 نيز برنامه‎ريزي كرده‎اند. و آموزش و پرورش يك ظرفيت موجود و بالقوه در تمام جوامع است. ساير ابزارها هم تقريباً در اختيار غرب است و در مقايسه با رسانه‎هاي ملي هر كشوري، قابل مقايسه نيست. رسانه‎ها، شبكه‎هاي ماهواره‎اي و... همه در اختيار غرب است و ديگر جوامع بيش‎تر مصرف كننده‎اند. البته كشور ما پيشرفت خوبي در اين چهل سال داشته و توانسته تا حدودي از عزت ملي و اسلامي خود دفاع كند.

ظرفيت‎هاي فرهنگ شيعي براي سبك زندگي

ابزارها و ظرفيت‎هاي اختصاصي براي فرهنگ‎سازي جوامع وجود دارد. به نظر مي‎رسد يكي از پرظرفيت‎ترين جوامع، جوامع شيعي است. ظرفيت‎هاي شيعه موجب بقاي اين تفكر و انديشه شده است. هرچند به‎صورت اقليت در طول تاريخ محسوب مي‎شديم، اما توانسته‎ايم نه تنها خود را زنده بداريم و نگه‎داريم بلكه روز به روز بر توسعة كمي و كيفي خود افزوده و اعتقادات خويش را نهادينه كرده توسعه دهيم.

يكي از مهم‎ترين دلائل، همين ظرفيت‎هاي بي‎نظير سبك‎سازي شيعه است. به‎عنوان مثال، بقاع متبركه و زيارتگاه‎ها يكي از اين ظرفيت‎هاي اختصاصي سبك‎ساز است. در ايران حدود 9 هزار امامزاده وجود دارد. اين‎كه برخي غربزدگان عليه امامزادگان موضع مي‎گيرند يا آن‎ها را به تمسخر و استهزا گرفته و با بزرگ‎نمايي برخي خرافات و امامزادگان ساختگي، عليه اين ظرفيت تبليغ مي‎كنند؛ هدف اصلي آن‎ها اصلاح‎گري و خرافه‎زدايي نيست بلكه مي‎خواهند اين ظرفيت را از جوامع شيعي بگيرند. سازمان اوقاف در سال 91 اعلام كرده بود كه 149 ميليون نفر زائر در بقاع متبركه داشته ايم. بديهي است كه اين حضور در امامزادگان، براي لهو و لعب و خوشگذراني نيست بلكه براي تأمين نيازهاي معنوي است.

نمونه ديگر، ظرفيت‎هاي زماني است؛ مانند محرم و صفر و رجب و شعبان و رمضان. تكايا، حسينيه‎ها و هيئت‎هاي مذهبي كه به نام اهل بيت تشكيل جلسه مي‎دهند، ظرفيت‎هاي بالايي براي سبك‎سازي‎اند. گفته شده حدود صد هزار هيئت مذهبي خانگي وجود دارد كه مي‎توان از اين ظرفيت بي‎نظير بهره برد و براي توسعه فرهنگ شيعي و نهادينه‎سازي سبك زندگي اسلام‎پسند از آن‎ها استفاده كرد.

ظرفيت هنر براي تغيير سبك زندگي

يكي از مهم‎ترين ظرفيت‎هاي سبك‎ساز در جوامع، ابزار هنر است. اما متأسفانه اطلاع چنداني از ظرفيت هنر نداريم و به همين دليل نتوانسته‎ايم براي تقويت فرهنگي شيعي آن‎گونه كه شايسته است، از آن استفاده كنيم.

تعريف هنر

تعريف ما از هنر، بيش‎تر مصداقي است و تعريف علمي و محققانه‎اي از آن ارائه نمي‎دهيم؛ يعني در پاسخ به اين سؤال كه هنر چيست؟ به مصاديق آن مثل معماري، شعر و ادبيات و تئاتر و امثال آن اشاره مي‎كنيم. اما تلاش براي ارائة تعريفي دقيق و علمي از اين اصطلاح، همواره براي فيلسوفان هنر و علم الجمال رنج‎آور بوده است. به همين دليل اختلافات زيادي در تعريف هنر داشته‎اند:

برخي گفته‎اند هنر عبارت است از: «انعكاس تخيل و احساس هنرمند»؛ يعني احساس و تخيل منعكس شده را هنر ناميده‎اند. يا گفته‎اند هنر يعني «آفرينش زيبايي به نيروي دانايي». همچنين گفته‎اند «تجلي روح هنرمند». برخي ديگر گفته‎اند: هنر يعني «لذت و شور عينيت‎يافته». يعني هر كدام از ما از چيزي لذت مي‎بريم و به چيزي اشتياق داريم. گاهي اين لذت و شور و اشتياق را ابراز مي‎كنيم و گاه نمي‎توانيم؛ هنرمند كسي است كه مي‎تواند شور و شعف خود نسبت به پديده‎اي ظاهري يا معنوي را ابراز كند و در قالب‎هاي مختلف عينيت ببخشد.

برخي ديگر گفته‎اند هنر يعني «تجلي احساسات نيرومند تجربه‎شده». عواطف انساني وقتي به حد قوي رسيد، كساني كه مي‎توانند آن را ابراز كنند، هنرمندند. براي نمونه، همه ما احساس و تجربه‎اي از داستان عصر عاشورا داريم؛ اما كساني كه توانسته‎اند آن احساس نيرومند تجربه‎شده را متجلي كنند، كاري هنرمندانه انجام داده‎اند. «تابلوي عصر عاشورا» كه استاد محمود فرشچيان آن را ترسيم كرده است بدون شك يكي از جلوه‎هاي زيبا و بسيار تأثيرگذار چنان احساس تجربه‎شده‎اي است. و يا شاعر جوان آييني كشور جناب سيدحميدرضا برقعي كه همان حادثة عصر عاشورا و جريان سرهاي بريده شهداي كربلا را در ادبياتي زيبا و اثرگذار تحت عنوان «بسمه تعالي سر» متجلي كرده است:

نوشتم اول خط بسمه تعالي سر

بلند مرتبه پيكر بلند بالاسر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم كرد

كه بندة تو نخواهد گذاشت هر جا سر

قسم به معني «لايمكن الفرار از عشق»

كه پر شده است جهان از حسين سرتاسر»

نگاه كن به زمين ما رأيت الا تن

به آسمان بنگر، ما رأيت الا سر

هر آن چه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه مبادا كفن مبادا سر

سري كه با خودش آورد بهترين‎ها را

كه يك به يك همه بودند سروران را سر

بنازم ام وهب را به پارة تن گفت:

برو به معركه با سر ولي ميا با سر

خوشا به حال غلامش به آرزوش رسيد

گذاشت لحظة آخر به پاي مولا سر

ويژگي‎ها و مؤلفه‎هاي هنر

هنر از مفاهيم ماهوي نيست و ما بازاي عيني ندارد. نمي‎توان تعريف جنس و فصلي براي آن ارائه داد. هنر يك مفهوم فلسفي و انتزاعي است و به همين دليل در تعريف آن اختلاف شده است. بنابراين بهترين تعريف از هنر، تعريف به ويژگي‎ها و مشخصه‎هاست. در اين رابطه چند نكته را بيان مي‎كنيم:

يك: هنر به‎طور كلي، مقوله‎اي است كه عنصر زيبايي در آن نهفته است. هنر نازيبا نداريم. معماري و نقاشي و شعر اگر زيبا نباشد، اصلاً هنر دانسته نمي‎شوند.

دو: جذا‎بيت و لذت‎بخش بودن در هنر وجود دارد. يعني هنر يك مقوله جذاب است و انسان را در برابر خود متوقف مي‎كند.

سه: همچنين برانگيزاننده احساسات، تخيلات، عواطف و حتي انديشه‎هايي در مخاطبين است. هنرمند احساسات و عواطف و باورهاي خود را بدين دليل متجلي مي‎كند كه در ديگران نيز احساسات وعواطف و باورهاي مشابهي را ايجاد كند.

چهار: هنر، وابستگي به ايده‎ها و باورها دارد. هنر بدون ايده، معنا ندارد. هر گونه هنري محصول باورها و ارزش‎هاي هنرمند است؛ هرگز نمي‎تواند بي‎ارتباط با آن‎ها باشد؛

پنج: برخي فيلسوفان بزرگ مانند شهيد مطهري و آيت‎ا... مصباح گفته‎اند هنر و زيبايي از ابعاد وجودي انسان است. اساساً انسان بدون زيبايي‎خواهي، انسان نيست. مسأله زيبايي، يك مسأله فطري است. به قول حافظ: قلندران طريقت به نيم جو نخرند / قباي اطلس آن كس كه از هنر عاري است. در روانشناسي هم بر روي اين مسأله تأكيد شده و «يونگ» براي انسان چهار بعد وجودي بر مي‎شمرد؛ از جمله بعد هنري و بعد مذهبي و ديني.

انواع هنر

در دسته‎بندي انواع هنرهاي موجود در ميان بشر، مشهور محققان هفت هنر را نام برده‎اند؛ هر چند در اين اواخر عده‎اي از هنر هشتم و نهم و دهم نيز سخن به ميان آورده‎اند. در ترتيب و چينش اين هفت هنر هم اختلافاتي وجود دارد. اما يكي از چينش‎هاي مشهور عبارت است از:

هنر اول: هنر موسيقي،

هنر دوم: حركات نمايشي، مثل رقص و...؛

هنر سوم: هنرهاي ترسيمي: مثل نقاشي، طراحي، عكاسي، خطاطي

هنر چهارم: هنرهاي تجسمي مثل معماري، مجسمه‎سازي، شيشه‎گري

هنر پنجم: ادبيات، مثل شعر، نويسندگي، داستان، رمان و...

هنر ششم: هنرهاي نمايشي مثل تئاتر، نمايشنامه، تعزيه و...

هنر هفتم: سينما.

البته از بازي‎هاي رايانه‎اي نيز به‎عنوان هنر هشتم نام برده‎اند.

از اين هشت دسته، پنج دستة آن‎ها جزء هنرهاي بي‎كلام انتقال پيام‎اند؛ يعني اغلب هنرهاي مندرج در ذيل هنر اول تا چهارم و همچنين هنر هشتم، از سنخ هنرهاي بي‎كلام‎اند. پيامي كه توسط اين هنرها به مخاطبان منتقل مي‎شود، فرازباني و فراكلامي است؛ و البته تأثيرگذاري چنين پيام‎هايي به مراتب از تأثيرگذاري پيام‎هاي كلامي مانند شعر و داستان بيش‎تر است.

نقد و بررسي تئوري «هنر براي هنر»

عده‎اي در دنيا و كشور ما گفتند و معتقدند «هنر براي هنر»! و با اين سخن مي‎خواستند بگويند كه هنر نبايد در خدمت سياست و قدرت و دين و يا هر چيز ديگري قرار گيرد؛ هنر اصالت دارد و خودش براي خودش ارزشمند است. حتي يكي از شخصيت‎هاي سياسي در كشور ما چند سال قبل در جمع تعدادي از هنرمندان گفت: «هنر خود ارزش ذاتي دارد و به ارزشي و غير ارزشي يا متعهد و غير متعهد دسته بندي نمي‎شود»(1) اين يكي از بي‎معنا‎ترين سخن‎هاست. امكان ندارد هنر براي هنر باشد؛ بلكه هنر براي انتقال پيام است؛ خواه پيام معنويت و اخلاق و انسانيت باشد، خواه پيام شيطاني و غير الهي. هنر بدون پيام امكان ندارد. چون هنر داراي دو بعد است: بعد دانشي و بعد مهارتي؛ از حيث بعد دانشي، هنر مانند رياضيات نيست، بلكه از سنخ دانش‎هاي وابسته به ايده‎ها و ارزش‎هاي حاكم بر ذهن و ضمير هنرمند است. آن ارزش‎ها و ايده‎ها و احساسات و عواطف است كه در هنر تجلي مي‎يابد. و از حيث بُعد مهارتي و عملي، مربوط به اراده و اختيار انسان است و هيچ فعل اختياري وجود ندارد كه بدون هدف و بدون تكيه بر بينش‎ها و گرايش‎ها باشد. اراده محصول شوق است. و شوق زاييده تصديق به فايده و تصور فعل است؛ و نه تنها هنر كه هر فعل ارادي، محصول اين مراحل است. لذا مي‎گوييم: «هنر براي هنر» اساساً بي‎معناست.

نقدي بر سخنان الهي قمشه‎اي

برخي از مدعيان هنر چنين پنداشته‎اند كه اسلام، ديني هنرستيز و ذوق‎كش است و بخصوص فقهاي اسلامي و شيعي همه هنرستيز بوده‎اند؛ بلكه صدهزار هنرمند به فتواي اينان كشته شدند و صد هزار ابزار موسيقي سوزانده شده است! و اين كار خلاف عقل و فطرت و سنت و قرآن است!(2) البته ممكن است دليل اين سخن، فتواي به حرمت غنا، مجسمه‎سازي و رقص زنان باشد. احتمالاً از اين رو گفته‎اند علما هنرستيز و ذوق كُش هستند.

اولاً بايد گفت در بين همه اديان شناخته شده دنيا مانند مسيحيت، يهوديت، بوديسم، هندويسم و... هيچ ديني نيست كه معجزه آن معجزه هنري باشد، جز اسلام. يكي از ابعاد اعجاز اسلام، فصاحت و بلاغت قرآن است كه هنر پنجم و ادبيات است. آيا چنين ديني مي‎تواند هنرستيز و ذوق‎كش باشد؟ به نظر مي‎رسد اين برداشت بسيار سطحي است كه بگوييم اسلام ذوق‎كش است!

ثانياً اگر اسلام مخالف هنر باشد، اين همه آثار هنري توسط مسلمانان متعهد و معتقد به وجود آمدة از كجاست؟ معماري اسلامي چيست؟ همين گويندگان ميان فرش اسلامي و غير اسلامي تفاوت قائل‎اند. در فرش‎هاي ايراني، سنتي و حتي فرش‎هاي ماشيني ايراني، تمام نقش و نگار فرش، بر اساس نقطه مركزي تعريف و تنظيم مي‎شود كه نماد توحيد است. محراب مساجد و پنچره‎هاي خاص همچنين گنبدها و... همه نشاني از توحيد دارند. به ويژه ادبيات شعري مانند حافظ و سعدي، در دنيا بي‎نظير است كه اشعار آن در قنوت نماز برخي بزرگان خوانده مي‎شد. اين حافظ محصول كدام دين است، جز اسلام؟ مگر خودش نمي‎گويد هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم؟ آيا ممكن است قرآن هنرستيز و ذوق‎كش باشد، اما ذوق بي‎نظيري مثل حافظ محصول يك دين ذوق‎كش باشد؟ چگونه مي‎تواند ديني هنر‎ستيز باشد، اما فقيه و فيلسوف آن مانند شيخ بهاء بيايد آن همه معماري‎هاي هنري بي‎نظير را طراحي كند و انجام دهد؟

ثالثاً و مهم‎تر اين‎كه امثال اين افراد بايد دقت بيش‎تري در مقوله غناء و رقص و مجسمه‎سازي داشته باشند. نه تنها فقيهان، بلكه بسياري از روايات امثال اين كارها را حرام مي‎دانستند. يكي از دلائل حرمت مجسمه‎سازي اين بود كه مسلمانان به دوران بت‎پرستي باز نگردند و اكنون كه اين تصور از بين رفته، مجسمه‎سازي و تنديس‎سازي حرام نيست. اما بعد از رحلت پيامبر(ص) احتمال بازگشت به بت پرستي وجود داشت لذا فرمودند هر گونه مجسمه‎سازي اشكال دارد. درباره رقص زنان نيز مي‎توان گفت دليل حرمت آن اين است كه زن نبايد ابزاري براي هوا و هوس مردان باشد؛ بلكه زن بايد شخصيت انساني خود را حفظ كند. كساني كه شعار دفاع از زنان مي‎دهند اما در عين حال به دنبال استفاده ابزاري از زنان هستند، از انسان‎شناسي بويي نبرده‎اند. اسلام معتقد است براي حفظ انسانيت، زن نبايد خود را ملعبه ديگران كند و بايد از كارهايي كه باعث از بين رفتن عزت و شخصيت و انسانيت او مي‎شود، خودداري كند و به همين دليل رقص زن در مقابل مردان نامحرم را حرام كرده است.

دربارة غناء نيز عليرغم ابهام‎هاي فراواني كه در اين مسأله از حيث حكمي و موضوعي وجود دارد، قدر متيقن از غناء كه همه فقها به آن قائلند، اين است كه انسان را از حالت عادي خارج كند، خفت عقل بياورد و شهوت و غضب را بر انسان حاكم سازد، اراده انسان را در اختيار شهوت و غضب قرار دهد. اين چنين غناء و موسيقي‎اي حرام است. بنابراين، باز هم محافظت از انسانيت و دفاع از عقل در حرمت غناء مطرح است. اگر كسي خواست ابعاد حيواني را پرورش دهد، ارتكاب آن، تعليم و تعلم، و خريد و فروش ابزارش حرام است. و عموم روايات بحث غناء نيز بر همين محور است كه در جلسه آينده بيش‎تر به آن خواهيم پرداخت.

جمع بندي

ابزارهاي سبك‎ساز متعددند. يكي از مهم‎ترين عوامل و ابزار سبك‎ساز، هنر است كه از ميان انواع هنر، پنج مورد آن اثر‎گذاري بيش‎تري دارند. دين اسلام نيز ما را براي استفاده از هنر‎هاي بي‎كلام براي تبليغ دين، ترغيب و تشويق نموده است. و حتي گفته كه براي تبليغ دين از زبان كم‎تر استفاده كنيد: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَيرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيةٌ»(3)؛ چون اگر عمل مؤيد انديشه نباشد، آن انديشه و دعوت به آن باور و بينش هم اثرگذار نخواهد بود. بنابراين دعوت بدون كلام به دين، يكي از استراتژي‎هاي مهم دين مبين اسلام براي نجات و سعادتمندي خود و ديگران است. و در روايت هم تصريح شده كه دعوت كننده اصلي همين رفتارهاست: «فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيةٌ».

ادامه دارد

پي‎نوشت‎ها

1. «تقسيم هنرمندان به هنرمند ارزشي و غير ارزشي بي معناست»؛ حسن روحاني، ديدار با اهالي فرهنگ و هنر؛ 18 دي 1392.

2. متن سخنان توهين آميز دكتر حسين الهي قمشه‎اي كه فايل صوتي آن در سال 1395 در فضاي مجازي منتشر شد، چنين است: «فقه اسلامي....يعني همان فقهي كه به نام فقه اسلامي معروف است، فقهي كه از شهيد اول و علامه حلي شروع شده است تا دوره‎هاي اخير... فقه اسلامي از ابتدا دچار مشكلي شده است و راهي را پيموده و فتواهايي داده است كه هم بر خلاف فطرت، هم بر خلاف عقل و حتي بر خلاف سنت و قرآن است... مثلا مي‎گويند موسيقي در اسلام حرام است! اين‎ها حرام كرده‎اند، صد هزار تا ساز شكستند، صد هزار تا آدم را به صلابه كشيدند محدود كردند و نگذاشتند رشد بكنند. واقعيت اين است كه اين‎ها ظلم كرده‎اند و ما نمي‎توانيم انكار كنيم كه موسيقي حرام بوده است. تقريبا تمام فقهايي كه تا قبل از انقلاب من ديدم به غير از صوفيه، همه گفتند ساز مطلقا حرام است. فقط صداست كه مي‎تواند حلال باشد و اگر غناء باشد حرام است... درباره غناء هم چيزهاي عجيب و غريبي گفته‎اند كه صوتي كه مناسب مجلس لهو و لعب باشد يا مطرب باشد! موسيقي را اصلا براي طربش مي‎زنند براي گريه و زاري كه نمي‎زنند!»

3. الكافي، ج 2، ص 78.

دكترين مقاومت؛ راهبردي ترين انديشه امام خميني(ره)

 دكتر قاسم روان‌بخش

همواره يكي از مهم‎ترين سخنراني‎هاي سالانه امام خامنه‎ا‎ي در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) ايراد مي‎شود. امسال موضوع اصلي سخن ايشان درباره دكترين مقاومت امام خميني(ره) بود كه در تحليل آن فرمودند امروز مقاومت به قدرتمندترين سلاح ملت ايران و به كلمه مشترك ديگر ملت‎ها تبديل شده و شاهرگ‎هاي سيطره غرب به ويژه امريكا را نشانه گرفته است. امام بزرگوار به ما نشان داد كه هر كجا مقاومت كنيم و هر جا ايستادگي كنيم پيش خواهيم رفت و هر كجا كه تسليم شويم و با ميل طرف مقابل حركت كنيم ضربه خواهيد خورد. تجربه 40 ساله انقلاب اسلامي ايران مهم‎ترين سند بر تاييد انديشه حضرت امام(ره) است. اين تفكر كه امروزه به گفتمان غالب ملت‎هاي منطقه تبديل شده است تاثير بسزايي در احياي تفكر انقلابي و شكست سياست‎هاي صهيونيست‎ها و قدرت‎هاي بزرگ در منطقه داشته است. برخي از جلوه‎هاي دكترين مقاومت امام(ره) را مي‎توان در مبارزات حق طلبانه ملت ايران در برابر شاه امريكايي و رژيم سلطنتي پهلوي ديد؛ در حالي كه ملي گراها و نهضت آزادي و جريان‎هاي ميانه رو مانند سيد كاظم شريعتمداري با حركت‎هاي رفرميستي و اصلاح‎طلبانه در صدد كنار آمدن با رژيم سلطنتي و حفظ شاه بودند. امام(ره) با راه اندازي توفان سهمگين انقلاب بر ضد رژيم طاغوتي و فاسد و مقاومت در اين مسير، بدون كوچك‎ترين نرمش در برابر دشمن، ملت ايران را به پيروزي رساند و رژيم نامشروع سلطنتي 2500 ساله را ريشه كن ساخت. در موضوع جدايي طلبان كردستان، خوزستان، بندر تركمن و سيستان و بلوچستان و توطئه‎هاي احزاب دموكرات و كومله، خلق عرب و خلق بلوچ، نزديك بود تماميت ارضي كشور آسيب ببيند، قاطعيت و مقاومت امام(ره) توطئه‎ها را خنثي كرد. مقاومت امام(ره) در برابر جريان سكولار و روشنفكر غرب زده بود كه موجب تاسيس و تثبيت نظام اسلامي گرديد. در ماجراي جنگ تحميلي و تجاوز رژيم بعثي به كشور و دفاع مقدس 8 ساله، دكترين مقاومت امام(ره) بود كه توانست تماميت ارضي كشور را حفظ و ملت مسلمان و كشور انقلابي ايران را به پيروزي برساند.

امروز خوشبختانه دكترين مقاومت امام(ره) در منطقه به گفتمان غالب تبديل شده و توانسته است استكبار و مزدوران منطقه‎اي‎اش را به خاك ذلت بنشاند. ملت‎هاي سوريه و عراق با همين انديشه، توانستند در برابر سياست‎هاي امريكا در ايجاد جنگ‎هاي نيابتي داعش و النصره به پيروزي برسند و دشمن را در تحقق اهدافش ناكام نمايند. انديشه مقاومت توانست حزب‎الله لبنان را در جنگ 33 روزه و حماس را در جنگ‎هاي 22 روزه و سه روزه و دو روزه به پيروزي برساند. انديشه مقاومت امام(ره) در انديشه امام خامنه‎اي نيز تجلي يافته و به قطع مي‎توان گفت كه ايشان تنها ادامه دهنده دكترين امام و انديشه مقاومت، هستند و براساس شواهد و قرائن قطعي مي‎توان ادعا كرد چنان‎چه رهبري معظم له نبود امروز نه از اسلاميت انقلاب اسلامي چيزي باقي مانده بود و نه از جمهوريت آن. بي‎ترديد گسترش و صدور فرهنگ مقاومت به منطقه و مستاصل شدن استكبار مرهون رهبري‎هاي امام گونه ايشان است.

نكته مهمي كه بايد مورد توجه و تبيين قرار گيرد اين است كه چرا رهبري معظم در روز رحلت امام(ره)، در ميان شاخص‎ها و ويژگي‎هاي شخصيتي حضرت امام(ره) دكترين مقاومت را مورد بحث و بررسي قرار داد؟

به نظر مي‎رسد انتخاب چينين موضوعي از سر اتفاق نبوده بلكه اتفاقاتي كه در منطقه و در كشور در حال وقوع است اين مبحث را ضروري كرده است؛ زيرا امريكايي‎ها با طرح «معامله قرن» در تلاشند با فريب سران خود فروخته كشورهاي عربي مانند سعودي و بحرين و امارات و... بر سر كشور فلسطين و حقوق فلسطيني‎ها قمار كنند و ملت آواره فلسطين را از حق مسلم خويش محروم سازند. هيچ كس ترديد ندارد كه طراح كنفرانس آينده بحرين، امريكايي‎ها هستند و درصدد هستند تا اعراب در يك سازش بسيار زشت‎تر از كمپ ديويد حقوق مسلم فلسطيني‎ها و قبله گاه اول مسلمانان را به صهيونيست‎ها واگذار كنند. تنها عاملي كه مي‎تواند در برابر اين طرح ذلت بار بايستد و آن را خنثي كند گفتمان مقاومت و دكترين امام(ره) است كه در منطقه به كلمه مشترك ملت‎ها تبديل شده است.

در داخل كشور نيز به رغم شكست برجام و ناكام ماندن آن، باز هم عده‎اي خودفروخته بر طبل مذاكره با ترامپ و حتي مصالحه با اسرائيل! مي‎كوبند و معتقدند شرائط كنوني بهترين شرائط مذاكره با ترامپ است. از اين رو در تحليل‎هاي خود اين‎گونه وانمود مي‎كنند كه روي خوش نشان دادن ترامپ براي مذاكره و دادن شماره تلفن و اعزام نخست وزير ژاپن به ايران غنيمت و فرصتي استثنايي است و بايد قدر دانست! اين افراد كه از الفباي سياست چيزي نمي‎دانند در صدد فضا سازي براي ايجاد گفتمان سازشند، غافل از اين‎كه اولين نشانه صداقت و حسن نيت امريكا بايد بازگشت به برجام و برداشتن تحريم‎هاي ظالمانه قبلي و جديد باشد؛ نه اعزام فرستاده جديد و تهديد و ارعاب ملت ايران. متاسفانه اين جماعت خودباخته با نيشخوار حرف‎هاي برخي ليبرال‎مسلك‎هاي گذشته، به طرح بن بست در كشور و ضرورت برگزاري رفراندوم و افزايش اختيارات رياست جمهوري مي‎پردازند؛ طرحي كه دولت‎هاي ضعيف و بي‎عرضه‎اي مانند بني صدر مبدع آن بودند و دولت دوم آقاي خاتمي نيز با عنوان يكي از «لوايح دو قلو» براي افزايش اختيارات رئيس جمهور آن را به مجلس فرستاد و بعد از شكست، در صدد بر آمد تا با طراحي رفراندوم و شورش خياباني و نافرماني مدني به اهدافش دست يابد.

امروز نيز در دولت روحاني همان سناريو در حال تكرار است؛ بن بست، رفراندوم و طرح افزايش اختيارات رياست جمهوري براي تحقق گفتمان سازش! اختيارات بيش‎تري كه اين جماعت طلب مي‎كنند اختياراتي است براي به سازش كشاندن ملت ايران، اين‎ها براي اجراي برجام‎هاي باقيمانده از 2 تا 7 كه آقاي روحاني در پيام نورورزي چند سال پيش مطرح كرد به اختيارات بيش‎تري نياز دارند. تصويب سند 2030 و امضاي fatf بدون دخالت مراكزي مانند شوراي نگهبان يا مجمع تشخيص. ناراحتي اين جماعت از اين جهت است كه چرا شوراي نگهبان و مجمع تشخيص در برابر لايحه دولت در باب fatf ايستاده است! انتظار آن‎ها اين بود كه آن‎ها نيز مانند برخي وكيل الدوله‎ها در مجلس به لايحه راي بدهند و دغدغه‎هاي ترامپ و پومپئو بر طرف شود. انتظار اين جماعت اين است كه دغدغه امريكا و اروپا درباره برد موشك ايراني بر طرف شود و براي اين‎گونه كارها به اختيارات نيازمندند. اين جاست كه دكترين مقاومت امام(ره) جواب مي‎دهد و مقام معظم رهبري با تمسك به آن، راه را بر اهل سازش مي‎بندند. ايشان صنعت موشكي و قدرت دفاعي كشور را ناموس ملت دانسته اين‎گونه تحليل مي‎كنند كه مذاكره با دشمن به معناي واگذاري ناموس به كشور است. روشن است كه اگر قدرت دفاعي كشور تضعيف شود ناموسي نيز براي كشور باقي نمي‎ماند و جريان بستان در روزهاي اول جنگ كه 40 دختر بي‎گناه ايراني پس از تجاوز بعثي‎ها زنده به گور شدند تكرار مي‎شد و جريان كشتن مردان در سوريه و عراق و تجاوز به ناموس و به اسارت بردن آن‎ها نيز دوباره به وقوع مي‎پيوست. بي‎ترديد چنين رفراندومي را مردم به باد تمسخر مي‎گيرند؛ زيرا معناي آن اين است كه بياييد بر سر ناموستان معامله برد- برد كنيم! و اين حقيقتي است كه هرگز ملت ايران به آن تن نخواهد داد.

شوراي سياست گذاري ائمه جمعه يا ستاد جلب رضايت مسؤولان

طي دو سال گذشته، تريبون نماز عيد فطر تهران، به همت ميثم مطيعي به پايگاهي مهم براي انتقاد به رويه‎ها و عملكرد مسؤولين كه در تعارض با ارزش‎هاي انقلاب اسلامي بود، تبديل شده بود.

به گزارش رجانيوز، ميثم مطيعي كه سال گذشته با مخاطب قرار دادن مسؤولين به اصطلاح «صف اولي» عملكرد غلط و منافي ارزش‎هاي مسؤولين را مورد انتقاد قرار داده بود، از شعر خواني در نماز عيد فطر امسال كنار گذاشته شد.

حذف ميثم مطيعي از نماز عيد فطر درحالي است كه وي پس از خواندن اشعار انتقادي‎اش در نماز عيد فطر سال گذشته، مورد تاييد مقام معظم رهبري قرار گرفته بود و اكثريت جامعه، به ويژه مستضعفين انتظار داشتند كه مراسم عيد سال جاري را نيز مطيعي برگزار نمايد.

رهبر انقلاب خطاب به ميثم مطيعى گفته بودند: «مي‎دانم بعد از عيد فطر خيلي شما را اذيت كردند و فشار آوردند، هم به شما و هم به شعرا؛ اما مطلقا اعتنا نكنيد. شما يك حرف كاملا درست و محكمي زديد. ترديد نكنيد. من نظرم را همان موقع به اطرافيان هم گفتم. كار شما كاملا درست بود. اصلا محل نگذاريد به اين حمله‎ها و بدانيد كار شما مؤثر است. شما روي اين جوان‎ها تاثير داريد. اين جمعيتي كه امشب آمده بود تاثير مي‎پذيرد از شما. در آن شعر هم هيچ اهانت نبود. مسؤولان رده بالاي دولتي آمدند پيش من و گفتند توهين شده؛ من گفتم خير، هيچ اهانتي نبوده. خود بنده هم صف اوّلي هستم. صف اوّل يك نفر نيست كه؛ ما هم مدعى بوديم و هم صف اوّلى. در آن شعر هم هست: "ما مدعيان صف اول بوديم"، ولي معلوم شد خبرها جاي ديگري است؛ ديگراني را بردند و ماها جا مانديم. هيچ خسته نشويد. اگر بناي بر خسته‎شدن بود آن‎هايي كه قبل از انقلاب زندان رفتند و كتك خوردند و تبعيد شدند بايد خسته مي‎شدند. سفت بايستيد و خسته نشويد. اگر خسته نشويد خداوند به كارتان بركت مي‎دهد، و بركت داده است. راه درست همين است كه شما داريد مي‎رويد. من هميشه شما را دعا مي‎كنم، اما سر قضيه عيد فطر فقط دعا نبود؛ هم دعا مي‎كردم، هم حمايت كردم و نكاتي را به آن‎هايي كه بايد مي‎گفتم گفتم.»»

اين تاييدات رهبري بعدا توسط گزارشي در صداوسيما نيز منتشر شد.

اين بار اولي نيست كه صداي انقلابي‎ها از تريبون‎هاي رسمي حذف مي‎شود!

از خرداد 93 بود كه حسن رحيم پور ازغدي به دعوت ستاد برگزاري نماز جمعه تهران براي سخنراني در پيش از خطبه‎هاي نماز جمعه، سلسله مباحثي را با موضوع " بازار اسلامي" ارائه كرد كه مورد استقبال نمازگزاران و رسانه‎ها قرار گرفت.

پس از گذشت چند جلسه از طرح اين مباحث، فشارهاي گروه‎هاي خاص باعث شد تا سخنراني رحيم پور براي مدتي متوقف شد.

البته پس از چندي رحيم پور ازغدي سخنراني‎هاي خود در نماز جمعه را با موضوع جديدي تحت عنوان «خطرات خروج از خط امام» آغاز كرد كه تنها پس از چهار جلسه، سلسله مباحث وي از تريبون نماز جمعه حذف شد.

هر چند ناگفته پيداست كه علت لغو سخنراني‎هاي رحيم پور از نماز جمعه، ناراحتي دولت از انتقادات وي درباره عملكرد دولت بود.

امام جمعه لواسان نيز به‎دليل برخورد با ساخت و ساز‎هاي غير مجازي كه در منظقه لواسان صورت گرفته بود، از سوي شوراي سياست گذاري ائمه جمعه، تهديد به عزل از مقام خود شده بود!

حجت‎الاسلام حسيني همداني امام جمعه البرز هم پس از اين‎كه نارضايتي مردم شهر از حضور علي لاريجاني به‎عنوان سخنران راه‎پيمايي 22 بهمن را در تريبون نماز جمعه اعلام كرد، مورد بازخواست مسؤولين مربوطه قرار گرفت.

در هر حال، با توجه به حذف ميثم مطيعي از تريبون نماز عيد فطر و موارد مشابه اين‎چنيني كه پيش از اين رخ داده و ذكر شد، بايد از شوراي سياست‎گذاري ائمه جمعه پرسيد كه چرا اين نهاد، بجاي حمايت از صداي جريان انقلابي و ميدان دادن به اين جريان، خواسته يا ناخواسته، غير انقلابي‎ها را در حذف انقلابي‎ها كه سعي در رساندن صداي مستضعفين به گوش مسؤولين دارند، ياري مي‎رساند؟

۸۰ درصد مردم از روحاني ناراضي هستند

به گزارش جهان نيوز، روزنامه رسالت در يادداشتي با اشاره به سخنان اخير رئيس جمهور مبني بر نظرسنجي چشمي از مردم به هنگام عزيمت به محل كار مي‎نويسد: نظرسنجي خودرويي آن هم در مسير نهاد رياست جمهوري تا منزل و بالعكس با اسكورت رياست جمهوري با سرعت 130 كيلومتر كه بخشي از اين مسير در اتوبان چمران است چقدر مي‎تواند معتبر باشد، به ويژه آن‎كه در اين مسير جامعه آماري چنداني وجود ندارد كه بشود روي آن حساب باز كرد. حداقل سه مركز نظرسنجي معتبر در كشور وجود دارد كه مستقيم و غيرمستقيم از بودجه دولتي استفاده مي‎كنند و هر از چندي نظرسنجي خود را در مباحث گوناگون از جمله مسائل و مشكلات اجتماعي و اقتصادي و نيز ميزان محبوبيت رئيس جمهور ارائه مي‎دهند. چرا رئيس جمهوري در شناخت كاركرد دولت نمي‎خواهد يك تورقي در انبوه گزاره‎هاي اين نظرسنجي‎ها بنمايد.

بخشي از نكات اين نظرسنجي‎ها حتي توسط طرفداران و هم‎پيمانان رئيس جمهور به ويژه در مورد محبوبيت وي به بيرون درز كرده است. 80 درصد مردم در اين نظرسنجي‎ها مشكلات اقتصادي، تورم، گراني و اشتغال را مهم‎ترين مشكل خود مي‎دانند. نزديك به همين درصد از مردم از رئيس جمهور به‎دليل عدم پاسخگويي به مطالبات مردم و وعده‎هايي كه داده و عمل نكردند گله‎مند هستند.

رئيس جمهور اگر در حوزه‎هاي ديگر ادعاي كمبود اختيارات داشته باشد در حوزه اقتصادي برحسب صريح مفاد قانون اساسي داراي قدرت مطلقه است. دولت بر اساس اصل 126 قانون اساسي مسؤول مستقيم برنامه و بودجه كشور است.

بودجه شركت‎هاي دولتي و بانك‎ها سه برابر بودجه عمومي دولت است. رئيس جمهوري در اين حوزه اختيارات وسيعي دارد. مديراني در اين حوزه كار مي‎كنند كه برحسب فيش‎هاي حقوقي كه افشا شد سالانه بيش از 700 ميليون تومان حقوق و مزايا و پاداش مي‎گيرند. علاوه بر آن بودجه عمومي دولت بالغ بر 448 هزار ميليارد تومان دست رئيس جمهوري است تا هر طور بخواهد با اختيارات وسيعي كه دارد عمل كند.

دولت در حوزه «اجرا» مطلق‎العنان است. كم‎تر از 10 درصد بودجه عمومي به نهادهايي مربوط مي‎شود كه گاهي رئيس جمهور از باب بهانه‎جويي آن‎ها را از تيغ نقد خود بي‎بهره نمي‎گذارد. اما نمي‎گويد با 90 درصد بودجه عمومي و 100 درصد بودجه بانك‎ها و شركت‎هاي دولتي كه سه برابر بودجه عمومي است چرا قادر نيست مشكلات اقتصادي مردم را حل كند. ايران هفدهمين اقتصاد جهان با هزار ميليارد دلار توليد ناخالص ملي است با اين توان چطور دولت نمي‎تواند در توزيع پياز و سيب‎زميني، خرما و گوشت تدبيري كند كه صداي مردم در نيايد.

بازار مملو از كالا است. انبارها مملو از كالاهاي مورد نياز مردم است تعزيرات دست دولت است. چطور نمي‎تواند با چوب تعزيرات حساب دلالان و واسطه‎ها و عناصر سودجو و زالوصفتان بازار و دولت را كف دستشان بگذارد. وزارت اقتصاد و دارايي، بانك مركزي، وزارت صنعت و معدن پر از اقتصاددان، علماي علم مديريت و متخصصان امور مالي و بانكي است چطور اين‎ها نمي‎توانند كاري براي حفظ «ارزش پول ملي» بكنند كه صداي مردم در نيايد و گله آن‎ها از اين بابت شنيده نشود. يك‎سوم فرآورده‎هاي نفتي به خارج قاچاق مي‎شود قاچاقچيان در خوف و خطر بالاخره به نان و نوايي مي‎رسند.

وزارت نفت چطور نمي‎تواند با اين همه مساعدت شركاي تجاري ايران در منطقه و روسيه، هند و چين سقف 2/5 ميليون بشكه صادرات نفت را تضمين كند.

در فرآيند سقوط دلار، تماشاگر نباشيم!

الحمدلله چين و روسيه طي توافقي دلار را از مبادلات خود حذف كردند. حجم تجارت سالانه دو كشور حدود يكصد و هفت ميليارد دلار است و شايد كساني بگويند در مقياس جهاني، اين رقم اثر چنداني روي نقش بين‎المللي دلار نخواهد داشت. اما بايد توجه داشت كه حذف دلار از مبادلات، يك پديده‎ي منحصر به روابط چين و روسيه نيست، يك فرآيند است كه از مدت‎ها پيش توسط رقيبان بين‎المللي آمريكا به‎عنوان يك راهبرد دنبال مي‎شود.

اين راهبرد، كه انتظار مي‎رود ظرف چند سال آينده به نتيجه برسد، دو محصول مهم خواهد داشت: نخست، سقوط اقتصاد آمريكا در نتيجه سقوط ارزش دلار و تلاش طلبكاران براي فروش ۲۲ تريليون دلار طلب خود كه روند سقوط ارزش دلار را تشديد خواهد كرد(برخي از فروش اوراق بدهي آمريكا توسط چين به‎عنوان گزينه اتمي پكن ياد مي‎كنند). دوم، تضعيف شديد ابزارهاي جنگ ارزي كه آمريكا بر پايه مناسبات دلاري در جهان شكل داده و پايه تحريم‎هاي واشنگتن عليه ساير كشورها محسوب مي‎شود.

از رخدادهايي كه اتفاق مي‎افتد، حتما خوشحال هستيم، چراكه بزرگ‎ترين دشمن مردم ايران در حال از دست دادن بزرگ‎ترين سلاح خود عليه ماست، اما نبايد در برابر اين تحولات منفعل بود و فقط ايستاد و براي ديگران سوت و كف زد.

ايران يك بازيگر مهم بين‎المللي است و مي‎تواند در دو سطح نقش‎هاي مهمي ايفا كند: ۱- توقف استفاده از دلار در مبادلات خارجي ۲- توقف استفاده از سامانه‎هاي مبادلاتي تحت سلطه آمريكا(و هم‎پيمانان اروپايي‎اش) و مشاركت در طراحي سامانه‎هاي جايگزين. از چين و روسيه بايد آموخت كه هرگز با اين مفروض كه "مگر ۱۰۰ ميليارد دلار چه تاثيري روي نقش دلار دارد؟"، راهبرد تضعيف دلار را كنار نگذاشتند.

اتفاق ديگري كه با توجه به سقوط شديد ارزش دلار ظرف چند سال آينده، از اكنون بايد شروع شود، اين است كه همه ذخاير دلاري كشور بايد صرف واردات طلا شود. دقيقا ۴۰ روز پس از امضاي برجام، راقم اين سطور اين پيشنهاد را ارائه كرد اما متاسفانه از اجراي آن غفلت شد. هنوز دير نشده است. اما مردم به همان دليلي كه به دست خود سهام پديده خريدند و پس از فاجعه، به حاكميت پناه آوردند، پس از فاجعه دلار هم به حاكميت پناه خواهند آورد. از امروز به فكر باشيم و مديريت كنيم تا همه ذخاير دلاري ايرانيان به طلا تبديل شود.

#افول_موريانه_وار يك خصلتي دارد و آن اين‎كه وقتي پايه ستون‎ها تخريب شد، سقوط بنا دفعي و وحشتناك است.

پايگاه جماران و مرجع سازي!

پايگاه اطلاع‎رساني و خبري جماران تحت مديريت سيدحسن مصطفوي با نزديك شدن به عيد سعيد فطر، در گزارشي به انتشار مبلغ زكات فطره و كفاره روزه سال 98 اقدام كرد.

نكته قابل توجه اين خبر قرار گرفتن تصوير بيات زنجاني و آقاي صانعي در بين مراجع مشهور در حوزه مي‎باشد. حال و روز آقاي صانعي و انحراف ايشان از جبهه انقلاب بر همگان روشن است اما سوال اينجاست كه بيات زنجاني از كي و توسط چه كساني مرجع خطاب شد؟!!

اسدا... بيات سابقه نمايندگي مجلس و عضويت در شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز را در كارنامه داشته و از مؤسسين مجمع غيرقانوني مدرسين و محققين قم مي‎باشد؛ اما چه شد كه خود را از صحنه سياسي حذف كرد؟!

اسدا... بيات در تهران امام جماعت مسجد جامع نارمك نيز بود ولي در آن‎جا دست به اختلاس زد و هيات امناي مسجد به دادگاه ويژه روحانيت شكايت كردند و سرانجام دستگير و محاكمه شد و خود را از صحنه سياسي كشور حذف كرد. چند ماه زنداني بود و بعد با عفو مقام معظم رهبري بقيه زندان او بخشيده شد.

سپس به قم آمد و تصميم گرفت كه خانه خود را به بيت تبديل كند كه اين اقدام حتي در بين دوستان همفكر و هم حزبي‌هايش، مورد تمسخر قرار گرفت.

در دوران فتنه ۸۸ تلاش كرد با حمايت بي‎چون و چرا از فتنه‌گران، نگاه‎ها را به سمت خود جلب كند و از سوي شبكه‎هاي معاند خارجي، لقب آيت‎ا... گرفت و از آن‎جا به بعد دفتر ايشان محل رفت و آمد فتنه‌گران شد.

پاسخ به برخي پرسش هاي پرتكرار - بخش سوم

 هادي قطبي

چرا مانند ژاپن و آلمان و برخي كشورهاي عربي مانند دوبي پيشرفت نكرده ايم؟

چون ژاپني اهل كار و تلاش زياد، توليد بيش‎تر، نظم، قانونمداري، وظيفه شناسي، دقت، غيرت ملي و وجدان كاري است، اما متأسفانه بسياري از ماها كم كار، راحت طلب، بي‎برنامه، نامنظم، پرمصرف و نسبت به سرمايه‎ها و منافع ملي بي‎تفاوت هستيم. نمونه‎هاي فراواني مانند «جا به‎جايي علائم آب سرد و گرم در شيرآلات خانه ها» وجود دارد كه در نظر ما بي‎اهميت است، اما نشان دهنده بي‎نظمي، بي‎دقتي، عدم دلسوزي و اسراف آب و... است.

نقل شده در ژاپن يك نفر سه دقيقه زودتر از زمان اداري، كارش را تعطيل كرد، همان بار اول اخراجش كردند! آن‎جا معمولا اضافه مي‎ايستند. آن‎جا اگر يك نفر سر ساعت تعطيل كند و كارش را رها كند، يعني آدم بي‎لياقتي بوده است.(1) اما در ايران كسي كه خوب كار كند و تا آخر وقت انجام وظيفه كند، بچه مثبت محسوب مي‎شود و سعي مي‎كنند زيرابش را بزنند تا آبروي بقيه نرود! ژاپني‎ها در بدترين وضع زندگي با كم‎ترين حقوق كار كردند، تا دارا شدند و به‎جايي رسيدند. امروز هم كه دارا هستند، از همه ما بهتر كار و تلاش مي‎كنند. در آلمان بعد از جنگ جهاني دوم، زن‎ها روزي 12 ساعت كارگري مي‎كردند، تا صد گرم نان خشكْ مُزد بگيرند! ده‎ها سال اين‎طور كار كردند تا به اين‎جا رسيدند.(2)

در برخي كشورهاي عربي، يك قلم صادرات نفتشان بيش‎تر از ايران و جمعيت و وسعت جغرافيايي شان كم‎تر از ماست. با اين حال بنابر اعلام بانك جهاني، فقر مطلق در ايران كم‎تر از كشورهاي انگليس، بلژيك، اسپانيا، كرواسي، يونان و روماني است.(3)

با اندك مقايسه‎اي بين ايران و كشورهاي عربي متوجه خواهيم شد ميزان درآمد نفتي و جمعيت و مساحت كشور تا چه اندازه متفاوت است.

يعني ايران 20 برابر بزرگ‎تر از امارات و سهم هر اماراتي حدود 10 برابر هر ايراني است. عربستان، يك سوم ايران جمعيت دارد، اما سه برابر ايران نفت صادر مي‎كند. و متأسفانه اقتصاد ايران وابسته به نفت آن‎هم به‎طور خام فروشي است كه بارها رهبر انقلاب از اين مسأله انتقاد كرده‌اند.(5)

اما در عين حال وقتي با كشورهايي مانند ژاپن و كره و امثال آن مقايسه مي‎شويم، مي‎فهميم پيشرفت اقتصادي بيش‎تر مرهون نظم، كار و تلاش، تحقيق، دقت، وجدان كاري و قانون مداري است، نه كمك دولت‎ها به مردم! و اين سنت الهي است كه «أَنْ لَيسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى».(6) به فرموده رهبر عزيز: «غرب و آمريكا به اين نتيجه رسيده‎اند كه اگر ملت ايران يك چيزي را اراده كند، حتما به دست خواهد آورد...تلاش آن‎ها اين است كه نگذارند اراده ملت ايران براي پيشرفت، براي مقابله، براي ايجاد جامعه اسلامي و تمدن اسلامي شكل بگيرد.»(7)

چرا حوزه و روحانيت با مردم همدردي نمي‎كنند؟ مگر قبل از انقلاب روحانيت نبود كه فرياد مبارزه با ظلم و تبعيض مي‎داد، امروز چرا ساكت شده است؟ به نماز و چند مسأله شرعي اكتفا مي‎كنند و پاسخگو نيستند!

مشي و مرام روحانيت، همراهي با مردم خوب و نجيب ايران بوده و هست. حضور روحانيت در اين عرصه مانند ايام انتخابات، دفاع از انقلاب در فتنه ها، سخنراني‎هاي دهه فجر و... به قدري زياد است، كه گاه متهم به سياست زدگي مي‎شود.

در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت: فقط در سال 97 طلاب و روحانيون حوزه علميه قم، پنج تجمع اعتراض آميز و رسمي داشته‎اند كه در همه آن‎ها مسائل اقتصادي مطرح شده و در قالب بيانيه و طومار، انتقادهاي خود را به دولت و مسؤولان منتقل كرده‌اند. تجمعات شهر مقدس قم در سال 97 عبارتند از:

ـ تجمع در اعتراض به وضعيت و عملكرد دولت و وضع معيشتي مردم ـ مرداد 97

ـ تجمع اعتراض آميز در واكنش به سخنان توهين آميز ترامپ به ملت ايران ـ مهر 97

ـ تجمع در اعتراض به جنايت‎هاي آل سعود و حمايت از مردم مظلوم يمن ـ آبان 97

ـ تجمع اعتراض آميز نسبت به لايحه fatf ـ بهمن 97

ـ تجمع حوزويان در حمايت از بيانيه گام دوم انقلاب ـ اسفند 97

تجمع حوزويان با موضوع «اعتراض به وضعيت اقتصادي و عملكرد دولت و نيز همدردي با مردم»، در چهار شهر قم، تهران، مشهد و يزد، بيش از ده مورد بوده است كه متأسفانه دچار سانسور خبري شده و اخبار آن به گوش مردم عزيز نرسيد و بيش‎تر مردم گمان مي‎كنند طلبه‎ها نسبت به وضعيت اقتصادي مردم بي‎اعتنا هستند.

علاوه بر تجمعات ذكر شده، سخنان هفتگي امامان جمعه سراسر كشور، و نيز مراجع عظام تقليد در كلاس‎هاي درس نيز بايد مد نظر باشد. آيت‎ا... اعرافي مدير حوزه‎هاي علميه سراسر كشور و نيز امام جمعه قم، به‎طور هفتگي در سخنراني‎هاي متعدد خود درباره مسأله معيشت تذكر داده‌اند. همچنين حضرات آقايان نوري همداني، مكارم شيرازي، علوي گرگاني، مظاهري، سبحاني، صافي گلپايگاني، سيد احمد خاتمي، صديقي، مصباح يزدي، جوادي آملي، علم الهدي و بسياري ديگر از علماي شهرها نسبت گراني‎ها سخنراني داشته و در ديدار با مسؤولان دولتي و غير دولتي، آن را متذكر شده‎اند و حتي تعابير تندي مانند «ديوث سياسي»(8) را براي كساني كه راه نفوذ بيگانگان را در فضاي اقتصادي يا سياسي به روي كشور مي‎گشايند، به كار برده‎اند كه مانند ديگر اخبار حوزه، چندان رسانه‎اي نشده است. مشكل از سوي برخي مسؤولان است كه توجهي به اين سخنان نمي‎كنند! و روحانيت نمي‎تواند بيش از اين ورود كند و مردم را به خيابان‎ها بكشاند؛ چراكه به يقين اين اقدام، دشمن شادكن و موجب تضعيف نظام اسلامي است. بنابراين روحانيت همواره ضمن تأييد اصل نظام اسلامي و حمايت از رهبري معظم، نسبت به ايرادات و اشكالات و كم كاري‎هاي مسؤولان، اعتراض و انتقاد خود را بيان نموده است.

پي‎نوشت‎ها

1. خاطره دكتر محمد حسن قديري ابيانه، سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در مكزيك، واستراليا و كارشناس عالي امور استراتژيك وزارت امور خارجه، 17/12/1397.

2. همان.

3. تابناك، 20/11/1397 ـ كد خبر: 876969.

4. ميزان صادرات نفت: خبرگزاري دانشجويان ايسنا، 26/8/96 - كد خبر: 15337.

5. «اقتصاد نفتي ـ يعني تكيه اصلي به فروش نفت خام ـ يكي از عيوب اساسي اقتصاد ما است آن حرفي را كه بنده بيست سال قبل گفتم... ما بايستي به‎جايي برسيم كه هر وقت اراده كرديم بتوانيم در چاه‎هاي نفتمان را ببنديم». بيانات در ديدار مسؤولان نظام، 02/03/1397.

6 نجم/39.

7. بيانات در اجتماع زائران رضوي، 01/01/1398.

8. آيت‌الله جوادي آملي در ديدار با محمد رضا عارف (نماينده مردم تهران در مجلس دهم و نماينده اطلاح طلبان) با بيان اين كه دياثت يا اخلاقي است و يا سياسي، عنوان كرد: «كسي كه بيگانه را راه مي‎دهد ديوث سياسي است. بيگانه را در حريم خود را دادن و وارد حريم غير شدن با غيرت سازگار نيست». ايشان در ادامه فرمود: «اين همه منابع غني در داخل كشور داريم، اما بعد مي‎رويم گوشت و لبنيات از برزيل مي‎آوريم. تسطيح كردن اين همه خاك، انرژي هسته‎اي نمي‎خواهد، پول و سم هم نمي‎خواهد، بلكه فقط عرضه مي‎خواهد!»؛ سايت‎هاي خبري، 19/02/1395.

 يادداشت هفته

پشت پرده سيگنال هاي «مَرد رِند» آمريكا از توكيو، پاريس و لندن

 علي اكبر عالميان

هجمه‎هاي شديد و سپس تغيير مواضع ناگهاني سران ايالات متحده و شخص ترامپ در قبال جمهوري اسلامي ايران، نه به معناي انفعال و يا عقب نشيني آنان در دشمني با ايران بلكه به تعبير رهبر معظم انقلاب، نشان دهنده «مَرد رِندي» و «زرنگ‎بازي سياسي» رئيس جمهور آمريكا مي‎باشد. ترامپ كه تا پيش از اين براي ملت ايران شاخ و شانه كشيده و به انواع و اقسام تهديد و تحريم روي آورده بود، در حدود يك ماه اخير ناگهان تغيير موضع داده و از لزوم مذاكره بدون پيش شرط با جمهوري اسلامي سخن به ميان آورده است. ترامپ براي ترساندن ايران حتي به اعزام ناو هواپيمابر آمريكايي يو اس اس آبراهام لينكلن به خاورميانه مبادرت ورزيد و به‎صورت غير علني اعلان جنگ داد، اما به ناگاه در اوج تهديد، پيام مذاكره ارسال كرد. اودر سفر رسمي به ژاپن، تاكيد كردكه هر زمان رهبري ايران خواستار مذاكره باشد، رئيس جمهوري و وزير امور خارجه(آمريكا) هم براي گفت وگو آمادگي دارند. او ادعا كرد كه به دنبال براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران نيست و با رهبران فعلي ايران نيز مي‎تواند كنار بيايد. چند روز بعد او اين بار به فرانسه رفت و در آن‎جا نيز اعلام كرد كه ما براي مذاكره با ايران آماده‎ايم اما آن‎ها نبايد به تسليحات اتمي دست يابند. بعد از فرانسه به انگلستان سفر كرد و بر خلاف مواضع تند يك ماه اخير خود اين بار مدعي شد كه گفت‎وگو با ايران را به اقدام نظامي ترجيح مي‎دهم. حتي الجزيره ادعا كرده است كه ترامپ در نامه‎اي به ايران، اعلام كرده آماده است جان بولتون را بركنار كند. سيگنال‎هايي كه او از توكيو، پاريس و لندن فرستاد، گرچه در ظاهر نشان دهنده نرمش در برابر ايران و عقب نشيني از مواضع قبلي خود بود اما در واقع يك نوع تاكتيك جديد براي به زانو درآوردن ايران به شمار مي‎آيد. از ترامپ تندتر، مايك پمپئو، وزير امور خارجه آمريكا است كه حملات لفظي شديدش ضد جمهوري اسلامي همواره نقل محافل مي‎باشد. او كه سال گذشته، 12 شرط فراگير را براي دستيابي به يك توافق تازه با ايران مطرح كرده بود و بر اين نظر خود پاي مي‎فشرد، با تغيير موضع ظاهري و 180 درجه‎اي اعلام كرد كه واشنگتن حاضر است تا «بدون هيچ‎گونه پيش‎شرطي» گفت‎وگو با ايران را آغاز كند. اين‎كه چگونه است سران ايالات متحده آمريكا، موضوع انجام مذاكره را جايگزين لفظ جنگ و حمله نظامي كرده‎اند، ريشه در سياست‎هاي مرموزانه تصميم گيران ارشد سياست خارجي آمريكا دارد. اين اقدامات هماهنگ آمريكايي‎ها و سكوت سوال برانگيز بولتون نشان مي‎دهد كه آنان به دنبال اهداف و نقشه‎هاي جديدي هستند. اين اهداف در قالب يك جنگ رواني جديد و در راستاي سياست فشار حداكثري بر تهران اين بار با شعار فريبكارانه مذاكره و نرمش ظاهري در حال تحقق است. به نظر مي‎رسد كه هيئت حاكمه ايالات متحده به چند نكته مهم واقف شده‎اند و بر اساس همين ايده‎ها نيز به تغيير تاكتيك روي آورده و از شعار جنگ و تهديد به شعار مذاكره رسيده‌اند. اول اين‎كه عليرغم اين‎كه آنان با اعزام ناو فوق پيشرفته خود به منطقه به زعم خود به دنبال زهر چشم گرفتن از ايران مي‎باشند، اما از آن سو هم واهمه فراواني از قدرت پيدا و پنهان نظامي جمهوري اسلامي ايران دارند. آنان بسيار كوشيدند تا به اسرار نظامي و سلاح‎هاي پنهاني ايران دست پيدا كنند، اما موفقيتي كسب نكردند. اكنون اما از زبان يك مقام ارشد نظامي كشورمان مي‎شنوند كه ايران تجهيزات بسيار ويرانگر و پيچيده‎اي در اختيار دارد كه مي‎تواند در صورت لزوم با ناو آمريكايي مقابله جدي كند. از سويي ديگر اين قدرت نظامي ايران موجب به خطر افتادن شاهراه آبي انرژي جهان خواهد شد. آنان به خوبي مي‎دانند كه اگر تنگه هرمز بسته شود، تجارت جهاني به حالتي انفجاري خواهد رسيد؛ چرا كه به گفته كارشناسان مسائل نفتي، اگر جريان انتقال انرژي در خليج فارس مسدود شود اين موضوع مي‎تواند قيمت هر بشكه نفت در جهان را به 200 دلار و يا بيش‎تر برساند. اين اقدام موجب سقوط بازار نفت و در نتيجه باعث ايجاد ركود بي‎سابقه‎اي در اقتصاد جهاني خواهد شد. نكته ديگر هم اين‎كه آمريكايي‎ها بعد از حدود يكسال از تحميل تحريم‎هاي بي‎سابقه بر ضد ايران، توقع داشتند تا اعتراضات مردم بر ضد نظام را برانگيخته و از اين راه به دنبال تغيير نظام باشند، اما در اين راه نيز شكست خوردند.«فايننشال تايمز» تحليل جالب توجهي را در اين مورد ارائه مي‎دهد. اين رسانه در بخشي از يكي از تحليل‎هايش مي‎نويسد: «ايران در مقايسه با سال گذشته ثبات اقتصادي و سياسي بيش‎تري دارد. اين موضوع احتمالا باعث غافل گيري مقامات آمريكا شده است. ايران در طول ماه‎هاي گذشته تلاش كرد دوباره به وضعيت اقتصادي خود ثبات ببخشد. بسياري از شهروندان اين كشور با وضعيت موجود كنار آمده‎اند و تلاش مي‎كنند آسيب پذيري خودشان را در مقابل تلاطم‎هاي اقتصادي كاهش دهند. آن‎ها تاكنون مقاومت بالايي در مقابل افزايش شديد قيمت‎ها و تورم بي‎سابقه در كشور نشان داده‌اند. در نتيجه، اميد بسياري از مقامات ارشد دولت ترامپ براي تغييرات در ايران كم رنگ‎تر شده است.»
ديگر مشخص شده است كه بلوف‎هاي ترامپ و همراهانش خريداري ندارد و به همين سبب آمريكايي‎ها به اين نتيجه رسيده‎اند كه بايد به تغيير ادبيات روي آورد. در واقع بايد گفت كه رويكرد جديد آمريكايي‎ها نه يك انعطاف و يا حتي انفعال واقعي بلكه بازي با كلمات است.آمريكايي‎ها به دنبال معامله‎اي جديد هستند و دقيقا به همين دليل به تغيير رفتار و گفتار روي آورده‌اند. آنان كماكان به دنبال براندازي و ايجاد بحران در ايران هستند اما اين بار نه با سلاح جنگ و نزاع نظامي بلكه با رويكردي به ظاهر خيرخواهانه در قالب مذاكره و گفت وگو!
اين در واقع همان ترفند و حقه ماهرانه دشمن براي به زانو در آوردن ايران انقلابي است؛ همان گونه كه رهبر بزرگوار انقلاب در سخنراني اخيرشان در سالگرد ارتحال امام خميني بر آن تاكيد كرده اند: «ترفند دشمن هم اقسام و انواعي دارد؛ گاهي تهديد مي‎كند، گاهي تطميع مي‎كند، مثل همين مردِ رندي اخيرِ اين رئيس جمهور محترم آمريكا كه اخيراً ايشان اظهار كرده كه «ايران با همين رهبران كنوني هم مي‎تواند به پيشرفتهاي بزرگي برسد»! اين معنايش اين است كه رهبران كنوني ايران! ما نمي‎خواهيم شما را براندازي كنيم، ناراحت نباشيد، ما قصد براندازي شما را نداريم، ما شما را هم حاضريم قبول بكنيم. اين به اصطلاح يك زرنگ‎بازي سياسي است خطاب به رهبران ايران.»