صفحه اول

بازي دلقك هاي آمريكايي و اروپايي در برابر ايران

 دكتر محمد ملك زاده

دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا، در سفر اخيرش به فرانسه با تغافل نسبت به اصرارهاي پي در پي آمريكا براي مذاكره در كنار بي‎توجهي ايران به اين درخواست‎هاي غير واقعي، و اين‎كه اين روزها، تقريبا در هر نشست مهم خبري، اين ترامپ و برخي اعضاي دولتش هستند كه از تمايل به گفت وگو با ايران صحبت مي‎كنند، اظهار داشت: «درك مي‎كنم كه آن‎ها(ايران) خواهان گفت وگو هستند؛ و اگر آن‎ها خواهان گفت وگو هستند، اين خوب است. ما گفت وگو خواهيم كرد»!

اين نوع مواجهه ترامپ با واقعيت‎هاي خارجي را فقط مي‎توان به حركت‎هاي دلقكي تشبيه كرد كه صرفا براي سرگرمي مخاطب و احتمالا گمراه ساختن او حركت‎هاي مضحكي را از خود به نمايش مي‎گذارد؛ شبيه همان رفتارهاي طنزواره و دروغ پردازي‎هايي كه تاكنون ترامپ در بسياري از نشست‎ها و جلسات رسمي در مجامع بين‎المللي به نمايش گذارده است به‎طوري كه روزنامه واشنگتن پست مي‎نويسد: ترامپ هر 24 ساعت 8 دروغ مي‎گويد! و يا شبكه خبري «سي ان ان» اخيرا در گزارشي با توصيف ترامپ به دروغگوترين رئيس جمهوري آمريكا اعلام مي‎كند: «دونالد ترامپ ظرف مدت 800 روز از زمان تصدي مقام رياست جمهوري 9 هزار و 451 بار دروغ گفته است.» اين نماي كلي شخصيت مردي است كه او را رئيس جمهور قدرتمندترين كشور جهان مي‎نامند! البته حال و روز روساي برخي كشورهاي اروپايي نيز چندان بهتر از اين فرد نيست؛ به‎طوري كه پس از جديدترين اظهارات دروغ ترامپ مبني بر تمايل ايران براي گفت وگو با آمريكا كه اخيرا طي نشست خبري مشترك روساي جمهور آمريكا و فرانسه بيان شد، ايمانوئل ماكرون، رئيس جمهور فرانسه، فورا از آن استقبال كرد و آن را «بسيار مهم» ناميد!

كشور‎هاي اروپايي پس از خروج يك جانبه آمريكا از برجام تاكنون به‎جاي عمل كردن به تعهدات خود و اقدام عملي در برابر رفتارهاي خلاف عرف و قوانين بين‎المللي آمريكا، با لحني آمرانه از ايران خواسته‎اند كه به تعهدات يك جانبه خود در برجام پاي بند بماند و حتي براي دلجويي از آمريكا بارها تاكيد نموده‎اند كه نگراني مشتركي با كاخ سفيد درباره بسياري از سياست‎هاي آمريكا عليه ايران دارند. ماكرون در ديدار با ترامپ به همين نكته اشاره كرد و گفت:

«فكر مي‎كنم ما(با آمريكا) اهداف مشتركي درباره ايران داريم. ما مي‎خواهيم مطمئن شويم كه آن‎ها تسليحات هسته‎اي به دست نمي‎آورند. ما تا سال ۲۰۲۵ يك توافق داريم و مي‎خواهيم فراتر برويم و در بلندمدت شفافيت كاملي داشته باشيم.(سپس) فعاليت بالستيكي را كاهش دهيم و ايران را به لحاظ منطقه‎اي مهار كنيم و ما هدف چهارمي هم داريم كه صلح در منطقه است. ما براي ايجاد اين امر به شروع مذاكرات نياز داريم. ما به گشودن مذاكرات جديد نياز داريم.»

اين سخنان نشان مي‎دهد با وجود گذشت بيش از يك سال از لغو توافق هسته‎اي از سوي آمريكا و بازگشت تحريم‎ها، اروپايي‎ها نه تنها قصدي براي جبران خسارت‎هاي ايران ندارند بلكه همان اهداف آمريكايي و مطالبات زياده خواهانه واشنگتن را به شكل و زباني ديگر پيگيري و مطرح مي‎كنند. در اين شرايط درخواست فرانسه براي شروع مذاكرات فرابرجامي در حالي مطرح مي‎شود كه اروپا برخلاف تعهداتش، براي جبران خسارت‎هاي ايران گامي برنداشته و بلكه در عمل اروپا به گفته بسياري از تحليلگران غربي، شريك آمريكا در اجراي تحريم‎ها عليه ايران نيز بوده است. تعيين سازوكار مالي براي به‎اصطلاح دور زدن تحريم‎ها از سوي اروپايي‎ها هم چيزي فراتر از همان حركات دلقك گونه در برابر ايران نيست. آنان پس از گذشت ماه‎ها از بازگشت تحريم ها، سازوكار مضحكي به نام «ابزار حمايت از تبادلات خارجي»(اينستكس) طراحي نمودند و پس از مدت‎ها با وجود عملياتي نشدن آن اعلام مي‎كنند اين سازوكار فقط شامل اقلام غيرتحريمي خواهد بود! تا براي آمريكا اطمينان خاطر ايجاد كنند كه قرار نيست در برابر تحريم‎هاي يك جانبه آمريكا مانعي ايجاد گردد و لذا مايك پومپئو، وزير خارجه آمريكا، در نشستي خبري در آلمان، در كنار همتاي آلماني خود مي‎گويد: «اگر اينستكس فقط اقلام يادشده را پوشش دهد، مشكلي ايجاد نخواهد شد» و البته هايكو ماس هم او را تاييد مي‎كند! بدون آن‎كه توضيح دهد پايبندي به تحريم‎هاي آمريكا، با هدف اعلام‎شده اينستكس، مبني بر تسهيل تجارت مشروع با ايران، چگونه سازگار است و اساسا با حفظ پاي بندي به تحريم‎هاي يكجانبه امريكا چه نيازي به اين سازوكار مالي خواهد بود؟! آيا با اين وجود نمي‎توان اينستكس را ابزاري براي اجراي تحريم‎هاي يكجانبه آمريكا ناميد؟ اين‎كه ايمانوئل ماكرون اخيرا در ديدار با ترامپ اعلام مي‎كند «اروپا و آمريكا اهداف مشتركي درباره ايران دارند و فقط درباره چگونگي دستيابي به اين اهداف اختلاف نظر دارند»، آيا به معناي پذيرش ۱۲ درخواست احمقانه پمپئو عليه ايران از سوي اروپا نيست؟

به نظر مي‎رسد كه دولت‎هاي اروپايي اكنون به بازيگران اصلي نمايش دلقكان كاخ سفيد در اعمال فشار عليه ايران تبديل شده و نمايشي مضحك را عليه ايران به راه انداخته‎اند. هدف واقعي از نمايش «درخواست مذاكره»، «تهديد به جنگ» و در نهايت «جلوگيري از تبديل تنش‎هاي فعلي به تنش‎هاي نظامي» از سوي آنان در شرايط كنوني چيزي جز دنباله‎روي از سياست افزايش فشار كاخ سفيد عليه ملت ايران نيست. آنان همچنان اميدوارند تحريم‎هاي گسترده عليه ايران تاثير مخربي بر اقتصاد اين كشور گذارد و به تغييرات بنيادين سياسي در درون جمهوري اسلامي ايران منجر شود. بدون ترديد در اين رويارويي بزرگ سياسي و اقتصادي، تنها گزينه مطمئن براي ملت ايران «مقاومت» بوده و خواهد بود؛ گزينه‎اي كه در طول چهل سال گذشته جمهوري اسلامي بارها آن را آزموده و دشمنان را با خفت و خواري به عقب نشيني واداشته است؛ ولي آن چه به مردم جهان به ويژه ملت‎هاي امريكايي و اروپايي مربوط مي‎شود، اقدام جدي در برابر حركات غيرعقلايي رهبران آنان است. در اين وضعيت بسياري از تحليلگران بين‎المللي نيز هشدار داده‎اند به ويژه مردم آمريكا بايد تكليف خود را با روساي ديوانه‎نماي خود روشن نمايند؛ زيرا از نگاه عقلاي جهان، رفتارهاي وقيحانه و دلقك گونه مسؤولاني همچون ترامپ، پيامدهاي جدي براي دنيا و نظم بين‎المللي به همراه خواهد داشت؛ چنان كه پايگاه اينترنتي نشريه گاردين در گزارشي ضمن بررسي اقدامات مخرب دونالد ترامپ و مهلت ۶۰ روزه ايران به كشور‎هاي اروپايي براي تغيير رفتارشان درباره برخي از اين پيامدهاي احتمالي هشدار داده است. در بخشي از گزارش گاردين ضمن تاكيد بر پيامد‎هاي جدي رفتار‎هاي وقيحانه ترامپ براي دنيا آمده است: دوران رياست جمهوري ترامپ به گونه‎اي است كه آدم را وسوسه مي‎كند آن را يك نمايش تلقي كند. اما با وجود تمام پوچي و طنزواره بودن شخصيت محوري آن، هر از گاهي به‎خاطر مي‎آوريم كه دولت ترامپ شوي تلويزيوني نيست و يك واقعيت است و اقداماتش مهم است و مخاطراتي كه وجود دارد فوق‎العاده بالا است. اگرچه رفتار‎هاي مضحك و وقيحانه دونالد ترامپ ممكن است شبيه يك نمايش تلويزيوني باشد، اما به هر حال اين رفتار‎ها پيامد‎هاي جدي براي جهان به دنبال خواهند داشت.

مصطفي تاجزاده:
بايد حجاب را اختياري كنيم تا شاپرك ها از ايران نروند!

«مصطفي تاجزاده» از متهمين فتنه ۸۸ در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «به نظرم بايد به سمتي حركت كنيم كه هر كس خود سبك زندگي خود را تعيين كند اما هزينه عدم رعايت حجاب را بالا نبريم. به همين علت پيشنهاد كردم، وقتي يك اعتراض مدني انجام مي‎دهيم آن را در چارچوب قانون انجام دهيم تا دادگاه‎ها اجازه و امكان پيدا نكنند كه يك دختر جوان را به ۱۰ سال زندان محكوم كنند و او مجبور به مهاجرت به خارج از كشور شود يا ۱۰ سال از عمر عزيزش را آن هم در بهترين دوران زندگي در گوشه زندان سپري كند. مي‎تواند اعتراض خود را با شيوه ديگري انجام دهد».

تاجزاده در ادامه گفت: «چرا از تعداد و شدت و حدت اوليه اين اعتراضات كاسته شد؟ به آن دليل كه فرد معترض مي‎داند اگر الان حجابش را بردارد و برود روي يك سكو يا بلندي، احتمال دارد يك حكم زندان ۱۰ ساله بگيرد. چند نفر حاضرند، اين هزينه را بپردازند؟! اصلاً چه لزومي دارد، چنين هزينه سنگيني پرداخت شود و يك دختر جوان چند سال به زندان بيفتد».

وي در بخش ديگري از اين مصاحبه گفت: «من در درون زندان با بازجوها بحث مي‎كردم كه بايد حجاب اختياري باشد».

تاجزاده در اين مصاحبه به دفاع از گروهك موسوم به «دختران خيابان انقلاب» پرداخته و مدعي شده است كه بايد حجاب اختياري شود تا كساني كه با قانون شكني و زيرپاگذاشتن احكام اسلام، به كشف حجاب اقدام كرده‎اند، مجبور نشوند كه براي فرار از اجراي حكم قضايي از ايران مهاجرت كنند!

گفتني است چندي پيش «شاپرك شجري‎زاده» فردي كه در حركتي غير متمدنانه و غيرقانوني تصوير بدون حجاب خود در خيابان‎هاي تهران را منتشر كرده بود، به‎صورت غيرقانوني از ايران خارج شد و سپس در پارلمان كانادا حضور يافت و با سخنراني عليه كشورمان خواستار تشديد تحريم‎ها عليه مردم ايران شد.

از سوي ديگر چندي پيش «مريم شريعتمداري» يكي از دختران كشف‎حجاب‎كرده خيابان انقلاب(كه با هشتگ #دختران_پنجاه_هزار_توماني جنجالي شد) در حساب توئيتر خود از بسته عجيبي كه بعد از برگزاري دادگاه رسيدگي به جرائم او، در كيفش قرار داده بودند نوشت. بسته‎اي كه آن قدر او را ناراحت كرد كه با هشتگ #وقيحانه به سراغش رفت و به باج‎دهندگان تاخت. پس از آن تاجزاده از دادن پول به دختراني كه با ساختارشكني به كشف حجاب مي‎پردازند حمايت كرد.

حمايت امثال تاجزاده از پروژه «دختران خيابان انقلاب» - پروژه‎اي توهين آميز عليه بانوان ايراني - ارتباط ويژه‎اي با زمينه چيني براي تحريم مردم ايران و ايجاد گسل‎هاي جنسيتي براي تحريك به اعتراضات خياباني دارد. اين رويكرد ضد ايراني از اشخاصي كه سابقه فتنه ۸۸ – زمينه ساز تشديد تحريم‎ها و آشوب خياباني- را دارند، اصلاً عجيب نيست.

 سرمقاله

چه كساني تئورسين خشونت بودند؟

  دبير سياسي

در اواسط دهه هفتاد و همزمان با آغاز دولت اصلاحات كه هجمه سنگين عليه ارزش‎هاي اسلامي شدت گرفته بود و احكام قضايي اسلام از جمله قصاص را ضد بشري! معرفي مي‎كردند، علامه مصباح با تمام وجود به پاخاست و از ارزش‎هاي اسلامي دفاع كرد؛ ولي جريان روشنفكري وابسته و به اصطلاح اصلاح‎طلب براي خاموش كردن اين فرياد صدها اتهام از جمله تئوريسين خشونت به ايشان وارد مي‎ساخت تا او را از چشم مردم به ويژه نسل جوان بياندازد. در سايه حجم سنگين اتهام زني و تخريب چهره ايشان، كار به‎جايي رسيده بود كه خبرنگاري در مصاحبه باعلامه پرسيده بود آيا شما در خانه هم اهل خشونت هستيد؟ ايشان با لبخند با معنايي پاسخ داده بود: ما كارمان را با رقبايمان تقسيم كرده ايم؛ ما شعارش را مي‎دهيم و آن‎ها عمل مي‎كنند.
اكنون 20 سال از اين مصاحبه گذشته است. با نگاهي به جريان اصلاحات به ويژه رهبر فكري اين جريان يعني حزب كارگزاران حقيقت آن جمله علامه روشن مي‎شود:
1. قتل مرحوم آيت‎ا... شمس آبادي توسط سيد مهدي هاشمي- رئيس دفتر مرحوم منتظري- به جرم مخالفت با كتاب انحرافي شهيد جاويد. عمامه سيد را دور گردنش پيچاندند و آن قدر كشيدند تا خفه شد. بعدها منتظري در خاطراتش با دفاع از سيد مهدي گفته بود بچه‎هاي انقلابي مي‎خواستند او را تنبيه كنند ولي قدري بيش‎تر كشيده بودند و خفه شده بوده است! البته قتل‎هاي زيادي توسط همين سيد مهدي در قهدريجان اصفهان و در افغانستان انجام شده بود كه اين داستان سر درازي دارد. سرانجام با پشتيباني حضرت امام(ره) اين قاتل مورد حمايت منتظري، به دار مجازات آويخته شد.
2. آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود، دفتر شانزدهم در متن خاطره روز ۲ فروردين سال ۱۳۷۵ آورده است: «خبر رسيد محمد روحاني، پسر دكتر روحاني نايب رئيس مجلس و دبير شوراي عالي امنيت ملي در اثر حادثه‎اي فوت كرده است. با ايشان صحبت كردم. خيلي متاثر بود و گفت، ديشب در خانه با گلوله‎اي كشته شده است. ظواهر نشان مي‎دهد كه احتمالا در هنگام ور رفتن با اسلحه از دست خودش در رفته، ولي احتمالات ديگري هم مطرح است؛ در حال بررسي هستند. پيام تسليتي براي پخش فرستادم.»
متاسفانه هيچ گاه خبري از ورود دادستاني به اين موضوع انتشار نيافت و روشن نشد عامل اصلي قتل اين پسر چه بوده است و احتمالات ديگري كه هاشمي مطرح كرده نيز روشن نشد! به راستي اگر فرزند يك شهروند عادي در خانه با گلوله كشته مي‎شد به همين سادگي از كنارش مي‎گذشتند؟
3. آقاي مهاجراني از اعضاي كليدي حزب كارگزاران كه در سوابق خودش معاونت پارلماني آقاي هاشمي رفسنجاني و سخنگويي دولت اصلاحات و وزارت ارشاد دولت خاتمي و رياست مركز گفت‎وگوي تمدن‎ها را دارد، در سايه فراهم شدن شرايط مناسب برايش، با زنان متعدد عقد كرد و.... يكي از آن‎ها زن جوان شوهرداري بود كه با نيرنگ و سرودن بيش از 200 بيت عاشقانه فريب خورد و سرانجام به عقد مهاجراني درآمد. بر حسب اعتراف آن زن، تاريخ صيغه عقد موقتش در زمان عده شوهر قبلي‎اش تنظيم شده است! مهاجراني پس از ازدواج دايم با اين زن، حاضر به ثبت آن نشد و آن را انكار و زن را تهديد به قتل نمود و سرانجام به خارج گريخت. رنجنامه اين خانم طي نامه‎اي به رياست وقت قوه قضاييه، مرحوم آيت‎ا... شاهرودي، خواندني است. اين رنجنامه در تاريخ 29 دي 88 در خبرگزاري فارس درج شد.
4. ماجراي قتل خانم ميترا استاد همسر دوم محمد علي نجفي نيز يكي ديگر از برگ‎هاي پر افتخار(!) حزب كارگزاران است. محمدعلي نجفي از مهره‎هاي كليدي حزب كارگزاران و دولت‎هاي هاشمي و خاتمي و روحاني و شهردار منتخب شوراي شهر تهران از ليست اميد بود، آشنايي وي با استاد نيز به حزب منتهي مي‎شود. خانم استاد در حزب كارگزاران با نشستن روي صندلي آقاي نجفي، موجب جرقه زدن شعله عشق نجفي مي‎شود و سرانجام به ازدواج دايم با مهريه 1362 سكه منتهي مي‎گردد. ولي همانند عشق مهاجراني دوامي نياورد؛ لذا بعد از خاموش شدن شعله‎هاي عشق بازي با اين خانم 35 ساله، سرانجام دردناكي رقم مي‎خورد. اختلافات خانوادگي و فشار براي جدايي و طلاق، و عدم رضايت خانم استاد براي جدايي، و نتيجه اين اختلافات كه هنوز ابعاد آن براي افكار عمومي روشن نشده است شليك پنج گلوله و پايان دادن به زندگي اين بانو بود!
5. از رخدادهاي فوق چند نتيجه مي‎توان گرفت: ديگران را تئوريسين خشونت مي‎نامند و خودشان بدترين خشونت‎ها را مرتكب مي‎شوند. شعارهاي جذاب تساهل و تسامح، آزادي روابط زن و مرد، و احترام به حقوق زنان سر مي‎دهند و از پرتو اين شعارهاي جذاب اين‎گونه بهره‎ها مي‎برند و حقوق زن را چنين پاس مي‎دارند!
6. دستگاه قضايي بايد به دور از فشارهاي سياسي و رسانه‎اي از سوي جريان اصلاحات و اعتدال، وظيفه خود را نسبت به اين قتل به انجام برساند و پرونده قتل پسر رئيس جمهور و شكايت نامه مهسا يوسفي همسر مهاجراني را نيز به جريان اندازد تا درس عبرتي براي ديگر مسوولاني شود كه ممكن است چنين زمينه‎هايي برايشان فراهم شود.
7. نكته مهم اين است كه از نگاه برخي مدعيان اصلاح‎طلبي، ديه زن و مرد برابر است و در نتيجه طبق منطق آن‎ها بايد نجفي قصاص شود و اولياي‎دم خانم استاد براي اجراي حكم قصاص نبايد نصف ديه را پرداخت كنند. اكنون ببينيم تا چه اندازه به حرف‎هاي قبلي‎شان ملتزم هستند. برخي سايت‎هاي حامي اصلاحات به تازگي به ياد احكام اسلام افتاده‎اند و اين‎گونه ادعا مي‎كنند كه همسر نجفي روابط نامشروع داشته؛ بنابر اين نجفي حق داشته او را بكشد! اين در حالي است كه اين حكم مربوط به زماني است كه شوهر، همسرش را با نامحرم در حال فعل حرام ببيند و هر دو را بكشد، نه اين‎كه به صرف اتهام، خودش راساً اقدام كند.