صفحه كلبه سبز

پاسخ به چند شبهه در موضوع حجاب

 محسن مهديان

در اين متن چند پرسش پربسامد در موضوع حجاب را بررسي كرده و سپس به يك راه حل اجمالي مي‎پردازيم. طبيعي است كه همه شبهات منحصر به اين موارد نيست.

آيا حجاب واجب است؟

قريب به اتفاق فقها حجاب را جزء ضروريات دين مي‎دانند. آيه "قل للمومنات يغضضن...." به تعبير اكثر مفسرين مانند طبرسي و علامه طباطبايي و مكارم شيرازي و...با اين شان نزول است كه چون زنان پيراهني مي‎پوشيدند كه گريبانشان باز بوده است، اين آيه نازل شده است كه بايد روسري راطوري ببندند كه قسمت‎هاي ياد شده و مو و دور گردن و غيره پوشيده شود.

بعد از نزول اين آيات داريم كه عايشه زنان انصار را چنين ستايش مي‎كرد كه «حتي يك نفر آنان مانند سابق بيرون نيامدند و سر خود را با روسري مشكي مي‎پوشاندند.»

اما آيا حجاب اجباري است؟

سوال را بايد دقيق كرد. اجبار به چه معنا؟ ما در دين اجبار نداريم. نه در اعتقاد و نه در عمل. پس بدين معنا حجاب اجباري نداريم. اما حجاب قانوني داريم.

تفاوت اين دو چيست؟

فرد مسلمان مي‎تواند نماز نخواند و روزه نگيرد. اما در حجاب ماجرا متفاوت است. حجاب برخلاف نماز و روزه، امري فردي و در خلوت نيست و بروز اجتماعي دارد. يعني فرد مي‎تواند اعتقادي به حجاب نداشته باشد اما به جهت اجتماعي نمي‎تواند خلاف قانون عمل كند.

دين اختياري است. مردم مي‎توانند ديني كه پذيرفته‎اند را عمل نكنند كه البته متضمن آثار اخروي است اما رفتار آن‎ها نبايد منجر به ضرر جامعه شود. لذا شرب خمر در خانه يك حكم دارد و در خيابان متضمن ضرر اجتماعي و يك حكم.

جلوگيري از ضرر جامعه در مقابل آزادي و تعرض فرد، از بينات است و در همه جاي عالم نيز همين اصل برقرار است.

آيا حجاب در زمان انبيا نيز اجباري بوده است؟

برخي معتقدند در زمان انبيا حجاب اجباري نبوده است. اولا در اين رابطه اجماع نيست. مثلا به اعتقاد شهيد مطهري اساساً دوره‎اي را نمي‎توان نشان داد كه به طور عمومي شدت حجاب بيش از زمان رسول اكرم باشد. و احتمالا اين شدت حجاب بيانگر اهتمام حكومت نبوي در اجراي اين دستور الهي است. با اين حال استدلال ما اين‎جا نيست.

حجاب امري اجتماعي است.

احكام اجتماعي و حكومتي عقلا و شرعا جزء اختيارات حاكم است. منحصر به سيره اهل بيت نيست و كاملا منطبق با شرايط زمان و مكان است. يعني يك مساله مي‎تواند در يك دوره‎اي موضوعيت نداشته باشد و در دوره ديگر مساله آن روز جامعه باشد. مثل اين‎كه اميرالمومنين ماليات بر اسب قرار مي‎دهند حال آن‎كه در زمان پيامبر اين طور نبوده است. يا اين‎كه برخي ائمه در دوره خود خمس را از شيعيان نمي‎گرفتند.

پس قانون گذاري براي حجاب جزء اختيارات حاكم است و نيازي به انطباق با دوره زعامت اهل بيت ندارد. حجاب مي‎تواند در دوره‎اي به جهت اجتماعي سخت گيرانه نباشد و در دوره ديگر الزام آور باشد. همين امروز نيز اين تفاوت وجود دارد. مثلا زنان روستايي در شاليزار ممكن است آستين لباس خود را تا آرنج هم بالا بزنند اما هيچ گشت ارشادي به آن‎ها تذكر ندهد اما همين حجاب در شهر مورد توجه قانون باشد. هردو خلاف شرع است اما يكي به جهت اجتماعي و عرفي مي‎تواند مساله قانون نباشد و مجري قانون از كنار آن عبور كند.

وقتي برخورد با بي‎حجابي در زمان اهل بيت نداشتيم پس اين مجازات از كجا آمده است؟

مجازات در حقوق اسلامي 4 عنوان دارد. ديات و قصاص و حدود و تعزير. حدود در شرع آمده است. ديات و قصاص هم روشن است و براي جرائم عمدي و غيرعمدي و جبران است. اما تعزير كاملا بر اساس شرايط زمان و مكان است كه حاكم وضع مي‎كند. حجاب نيز تعزيري است مثل بسياري از مجازات‎هاي ديگر.

چرا كشف حجاب، تعرض به حقوق اكثريت است؟

"خب مردها تحريك نشوند".اين حرف براي تنزل دادن مساله است. البته قواعد طبيعي و غريزي سرجاي خودش قرار دارد و دستوري نيست، ولي علت اصلي اين دست مسائل نيست.

توجه كنيم اين‎كه گفته مي‎شود كشف حجاب، تعرض به حقوق اكثريت است به جهت اين است كه شرايط براي دينداري سخت مي‎شود. چرا اكثريت بايد به مشقت بيافتند كه عده‎اي مي‎خواهند مقابل اراده ديني مردم باشند؟ مثلا نگاه به موي زن نامحرم، بدون تحريك هم حرام است. يعني حجاب اختياري يك نفر، مشقت است براي ديگري.

اما ماجرا از اين نيز فراتر است. شهري كه قرار است محيط دين ورزي و بستر معنويت براي جامعه باشد مستعد بي‎اخلاقي مي‎شود. وظيفه يك حكومت، ساخت بستري است كه مهياي دينداري باشد نه مروج بداخلاقي.

اگر قانون حجاب را نخواهيم چه بايد كرد؟ مشروعيت اين قانون از كجاست؟

اگر بحث درون ديني نكنيم؛ با منطق دموكراسي و حقوق بشري نيز، قانون مشروعيتش را از رعايت مصلحت اكثريت مي‎گيرد. يعني اقليت به حكم اخلاق و عقل لازم است حق اكثريت را رعايت كنند. قانون حجاب بر مبناي مصلحت مسلمين نوشته شده است.

چه كسي گفته طرفداران حجاب اكثريت اند؟ رفراندوم بگذاريم!

از رفراندوم هراسي نيست. اما منطق اين بحث ايراد دارد. انتخاب دين اختياري است اما انتخاب اجزاي دين اختياري نيست. يعني يك جامعه مي‎تواند اسلام را با راي كنار بگذارد و البته در قيامت حساب پس مي‎دهد اما اجزاي دين را نمي‎شود به راي گذاشت. انتخاب ملت ايران، اسلام است. مهم‎ترين شاهد نيز رفراندم ابتداي انقلاب است كه به اسلام در قالب مدل اجرايي جمهوري اسلامي راي دادند.

آن راي پدران ما بود و ما قبول نداريم. تكليف چيست؟

پاسخ به اين شبهه دو وجه دارد. سلبي و ايجابي. بخش ايجابي اش اين است كه رفراندوم با انتخابات‎ها و مشاركت سياسي مردم در طول انقلاب بارها تمديد شده است. يعني اين طور نيست كه يك بار رفراندوم برگزار شده باشد و تمام.

اما وجه سلبي اش اين است كه اگر يكي فرداي رفراندوم جديد گفت من اين را هم قبول ندارم و بايد مجدد رفراندوم شود تكليف چيست؟ اين دور باطل است و پاياني ندارد.

گشت ارشاد تا امروز چه كسي را باحجاب كرده است؟ چرا اصرار به اجرا داريم؟

گفته شده است قوه قهريه در موضوع برخورد با بدحجابي بي‎تاثير است. بي‎تاثير در چه چيز؟

برخي تصور مي‎كنند با گشت ارشاد قرار است بي‎حجاب، باحجاب شود. غلط فاحشي است.

برخي تصور مي‎كنند با گشت ارشاد قرار است حجاب در جامعه رشد كند. اين نيز غلط فاحشي است.

پس گشت ارشاد چيست؟

گشت ارشاد دفاع از حق الناس است؛ چيزي فراتر از حق الله. حجاب فردي، تكليف شرعي و حق ا... است ولي وظيفه نظام، دفاع از حق الناس است.

اشتباه سوال كننده اين است كه تصور مي‎كند رفتار قهري براي اصلاح بدحجاب است. آن نيز هست ولي اولويت اول نيست. برخورد قهري براي صيانت از جامعه ديني است.

قوانين حكومت بايد به نحوي باشد كه نه تنها اهل حجاب احساس غربت نكنند، بلكه فضاي اجتماعي نيز به خودي خود مشوق آن‎ها باشد. قانوني شدن حجاب يكي از روش‎هايي است كه فضاي اجتماعي را با خواست دروني اهل حجاب، هماهنگ مي‎كند.

كساني كه معتقدند حجاب بايد اختياري باشد كه هركس هرطور تمايل داشت به خيابان بيايد احتمالا حاضر نيستند عواقب اين حرف شان را بپذيرند. اگر حجاب محدوديت نداشته باشد، آن‎گاه نبايد انتظار داشته باشند خانواده به سبك شرقي و اسلامي اش حريم و حرمت داشته باشد. رهاسازي جامعه و اباحه گري روي ديگرش روابط نامشروع زن و مرد و به هم خوردن كانون خانواده و... است؛ آن‎چنان كه امروز در غرب شاهديم. حجاب اختياري يك زنجيره است كه روي ديگرش ابزاري شدن زن در جامعه است. پاي عوارض اين زنجيره مي‎مانيم؟

پس قهريه صيانت از جامعه‎اي است كه قرار است بستر ذكر و معنويت و تدين باشد نه الزاما باحجاب كردن بي‎حجاب. با اين توضيح روشن مي‎شود كه برخورد با بدحجابي ممكن است بر فردخاصي تاثير نداشته باشد اما جامعه را امن كرده است. فرض كنيد وضعيت امروز را 20 سال پيش داشتيم. آيا با افول دينداري مواجه نبوديم؟

تذكر: روشن است كه از فلسفه قهريه دفاع مي‎كنيم نه رفتارهاي غلط و خشونت بار. توجه كنيم كه از الزام دفاع مي‎كنيم نه خشونت. كمربند ايمني الزام است اما خشونت نيست.

چه بايد كرد؟

امر به معروف و نهي از منكر، چه فردي و چه حاكميتي اش داراي يك پيش نياز ضروري و اوليه است و اين‎كه فرد خاطي بايد آن امر را معروف يا منكر بداند. مساله حجاب هنوز براي بخشي از جامعه روشن نيست.

اين‎جاست كه مساله مدارا در اسلام مطرح مي‎شود. مدارا يك اصل تربيتي است كه با فرد همدلي و همراهي مي‎كند تا در گام‎هاي بعدي مساله برايش روشن شود. مدارا با تسامح و تساهل متفاوت است. مدارا يك صبر فعال و آگاهانه است و تسامح و تساهل، غفلت و بي‎اعتنايي ناشي از اباحه گريست.

به همين جهت اجراي قانون تنها محصور به گشت ارشاد نيست و 23 نهاد ديگر بايد در اين خصوص نقش آفريني كنند كه متاسفانه تعطيلند.

توجه شود كه امر مدارا براي متن مردم است و ساختارشكني‎هايي شبيه كمپين چهارشنبه‎هاي سفيد از اين موضوع خارج است و نيازمند مواجهه قهري است. مقصد در چهارشنبه‎هاي سفيد، به گفته سرشاخه اصلي آن، براندازي است نه حجاب اختياري يا اجباري.

 كلبه سبز

راز داشتن موهايي سالم و پرپشت

مو نقش مهمي در زندگي اجتماعي ما ايفا مي‎كند؛ وقتي براي نخستين بار شخصي را ملاقات مي‎كنيم مو‎هاي فرد مقابل از فاكتورهايي است كه توجه ما را به خود جلب مي‎كند.
مو‎ها از فاكتورهايي است كه در ملاقات‎ها و برخورد‎هاي اجتماعي به آن توجه مي‎كنيم، نامرتب بودن مو اغلب به عنوان نمادي از پريشاني و غمگيني به شمار مي‎رود، ريزش شديد مو‎ها احساساتي مانند نگراني به دليل ظاهر نامناسب، آسيب پذيري، تغيير نظر ديگران را به همراه دارد.
عوامل مختلفي نظير وراثت، هورمون‎ها، اضطراب و هيجانات مي‎توانند فرد را به سوي ريزش موي مجدد سوق دهند، اين عارضه در گروه آقايان و هم در گروه خانم‎ها و در پيرها و جوانان رخ مي‎دهد، شايع‎ترين نوع ريزش مو، طاسي نوع مردانه يا آندروژنيك است كه با وراثت، هورمون‎ها و افزايش سن رابطه دارد، از آن‎جايي كه دلايل زيادي براي ريزش مو وجود دارد، تعيين دليل اصلي قبل از شروع درمان از اهميت زيادي برخوردار است كه در حال حاضر دو نوع دارو براي جلوگيري از گسترش طاسي نوع مردانه شديد در دسترس است.
يك متخصص پوست و مو در گفت‎وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، درباره طاسي، اظهار كرد: زماني كه هورمون‎هاي فرد دچار مشكلاتي شود مو‎ها حالت كركي به خود مي‎گيرد و مي‎ريزد؛ عوامل ژنتيكي بيش‎ترين تأثير را در بروز طاسي دارد و اصولاً بين ۲۰ تا ۳۰ سال زمان مي‎برد تا فرد طاس شود.
اين متخصص پوست و مو بيان كرد: براي درمان طاسي نبايد اجازه داد هورمون در فوليكول تاثير بگذارد و از تبديل تستوسترون به دي‎تسترون جلوگيري، همچنين از تاثير اين دي‎تسترون در فوليكول مو پيشگيري مي‎شود.
از سوي ديگر يك متخصص طب سنتي نيز در گفت‎وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، درباره طاسي، اظهار كرد: در پوست سوراخ‎هايي داريم كه بخاراتي از آن خارج مي‎شود و اين سوراخ‎ها باعث رشد مو مي‎شوند.
وي ادامه داد: اگر سوراخ‎هاي موجود در روي پوست سر بسته شود اين بخارات ديگر نمي‎توانند خارج شوند در نتيجه رشد مو متوقف مي‎شود و فرد مبتلا به طاسي خواهد شد؛ اگر فرد در مراحل اوليه به پزشك مراجعه كند مي‎توان اين بيماري را درمان كرد.
غفارزاده با اشاره به اين‎كه خانم‎ها نيز مبتلا به طاسي مي‎شوند، گفت: ديده شده است خانم‎ها مانند آقايان به طاسي مبتلا مي‎شوند، اما آقايان كم‎تر به پزشك متخصص مراجعه مي‎كنند؛ ابتدا بايد بيماري را از جنبه عفوني بررسي كنيم، اگر جنبه ژنتيكي داشت توصيه مي‎كنيم افراد هر شب يك قاشق مرباخوري سبوس برنج را دم و با يك قاشق مرباخوري آبليمو مخلوط و صاف كنند و هر شب به مدت ۳ هفته ميل كنند و يا روغن سياه‎دانه به موضع كم‎مو ماليده شود.
غفارزاده يادآوري كرد: افراد حتماً بايد قبل از استفاده از هر نوع محلول و روغني با پزشك متخصص مشورت كنند و به هيچ عنوان خودسرانه راه درماني را انتخاب نكنند.