صفحه اول

دكتر راغفر اقتصاددان حامي دولت:
دولت و مجلس و بعضي مافياها، رمق توليد و مردم را گرفتند

به گزارش خبرگزاري دانشجو، حسين راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) در نشست هفتگي مؤسسه دين و اقتصاد گفت: موج چهارم افزايش دستوري قيمت ارز از دي ماه سال 1396 آغاز شد كه بسترساز آن صدها سرمقاله و مقاله‎هاي منتشره در رسانه‎هاي مافياهاي قدرت ــ ثروت در كشور بودند و از نيمه سال 1396 حملات خود را آغاز كردند. شوك ارزي در آستانه سال 1397 مردم را با پرسش‎هاي پاسخ‎نگفته‎اي مواجه ساخت و آن‎ها را در بهت و ابهام و شوك فرو برد و به طور مشترك دولت، مجلس، مافياهاي شبه‎دولت‎ها و مافياهاي شبه‎خصوصي‎ها در طول سال 1397 رمق توليد و مردم را كشيدند و تداوم آن در پايان ماه دوم سال 1398 شوك ارزي بر اندام نحيف صنعت، توليد و خانوارهاي كشور شد، بهت از اين كه؛ چرا سياست‎هايي كه تضعيف نظام سياسي، اقتصادي و بي‎ثبات‎سازي اقتصاد كلان كشور را در بر دارد توسط بخش‎هاي اساسي نظام تصميم‎گيري اتخاذ مي‎شود، و ابهام از اين‎كه به كجا بدين شتابان، چه آينده‎اي متصور است؟

وي در توضيح نئوليبراليزم گفت: نئوليبراليزم يعني سلطه بخش غيرحقيقي بر بخش حقيقي؛ يعني سلطه بخش پولي بر بخش حقيقي توليد؛ و در ايران يعني سلطه سرمايه‎هاي تجاري و مالي بر توليد صنعتي؛ يعني سلطه رانت‎هاي معدني و حراج منابع طبيعي كشور و تخصيص اين رانت‎ها به مافيا‎هاي قدرت ــ ثروت و متهم كردن مردم به‎عنوان دريافت‎كننده‎هاي يارانه؛ يعني تخصيص اعتبارات بانكي به فعاليت‎هاي سوداگري واردات كالا‎هاي تجاري و خودروي لوكس و صدها كالاي غيرضروري ديگر از جمله ميليون‎ها دلار واردات غذاي سگ و گربه و حيوانات خانگي؛ يعني چپاندن رانت‎هاي معدني به جيب مافياهاي مختلف و متهم كردن مردم به دريافت يارانه‎هاي پنهان.

راغفر تصريح كرد: بحران كنوني اقتصاد و جامعه ايران محصول تدريجي حاكميت سه دهه ايدئولوژي حاكم بر كشور بوده است، صرف‎نظر از اين‎كه چه دولتي مسؤوليت اجرايي كشور را به‎عهده داشته و حاكميت مجلس در اختيار چه ديدگاهي بوده است. اگرچه مشكلات اقتصاد ايران ريشه‎هاي تاريخي دارند اما ايدئولوژي نئوليبراليزم كه بعد از جنگ تحميلي بر كشور حاكم شد، به‎دليل اين‎كه برندگان آن متعلق به طبقه حاكم و از اصحاب قدرت ــ ثروت بوده‎اند با گذشت زمان قدرتمند‎تر شده‎اند و طي اين مدت شبكه‎اي از ذي‎نفعان و مزدوران آنها كه خود را طرفداران بازار آزاد ناميدند و رسانه‎هاي وابسته با داشتن منابع مالي فراوان براي شست‎وشوي افكار عمومي به نام طرفداري از بازار آزاد تشكيل داده‎اند و با راه انداختن مشاجرات حيدري نعمتي كوشيده‎اند افكار عمومي را از مشكلات اصلي آن‎ها منحرف كنند. سال 1397 اوج نتايج سه دهه سلطه نئوليبراليزم بر اقتصاد ايران است.

وي نئوليبراليزم را پروژه جهاني‎سازي و نظام تدبير جهان دانست و افزود: نئوليبراليزم ادامه تكامل ليبراليزم اقتصادي نيست بلكه پروژه‎اي است براي كنترل جهان. امروزه سياست‎هاي نئوليبرال نه‎تنها در نيويورك و لندن و ساير كشورهاي صنعتي بلكه در بسياري از كشورهاي فقير و عقب نگه‎داشته‎شده جهان از كشورهاي آمريكاي لاتين تا كشورهاي فقير شاخ آفريقا جريان دارد. نئوليبراليزم مجموعه‎اي از سياست‎هاي اقتصادي است كه در آن ادغام در اقتصادهاي جهاني براي بلعيده شدن، سلطه بازار بر همه شؤون زندگي و بنابراين كالايي شدن همه پديده‎هاي حيات فردي و اجتماعي، تفوق اقتصاد مالي بر اقتصاد حقيقي، و دولتِ در تسخيرِ صاحبانِ سرمايه‎هاي تجاري ــ مالي برجسته‎ترين وجوه آن است.

وي متذكر شد: نئوليبراليزم با ماشين پرقدرتِ مهندسي افكارِ عمومي كه از درآمدهاي غارت‎شده از منابع عمومي و مردم حاصل شده است، عليه منافع خود مردم كوشيده است با ارائه گزاره‎هاي غلط و دستكاري در نظام فكري مسؤولين و عموم مردم، به‎عنوان قربانيان اين نظام فكري، نظام تصميم‎گيري‎هاي اساسي را به‎تسخير بنگاه‎هاي شبه‎دولتي و شبه‎خصوصي درآورد. مادامي كه اين سياست‎ها حاكم هستند نيازي به توطئه خارجي و حمله آمريكا نيست؛ عناصرشان در نظام تصميم‎گيري‎هاي اساسي خدمتگزار اربابان خود هستند.

اين اقتصاددان در كالبدشكافي سياست‎هاي نئوليبراليزمي با اشاره به برنامه تعديل ساختاري گفت: برنامه‎هاي تعديل ساختاري به اين بهانه طراحي شده بودند تا مخارج دولت‎ها را كاهش دهند، ميزان مداخله دولت را در اقتصاد كاهش دهند، و آزادسازي اقتصادي و تجارت بين‎الملل را ترغيب كنند. برنامه‎هاي تعديل ساختاري به‎صراحت بر ترغيب صادرات مبتني بر مفهوم ريكاردويي مزيت نسبي تأكيد داشتند، بنابراين، كشورها بايد در توليد و صادرات آن كالاهايي تخصص پيدا كنند كه مي‎توانند آن‎ها را به‎قيمت‎هاي حقيقي ارزان‎تر از كشورهاي رقيب توليد كنند. اما تجارت بين‎الملل اغلب نامتوازن و غيرمنصفانه در تأثيرات آن است؛ براي حضور موفق در بازارهاي جهاني عوامل متعددي دخالت دارند كه از جمله اين عوامل حداقل مي‎توان به سهم و قدرت بازار اشاره كرد. البته امروزه شاهد هستيم كه دولت آمريكا چگونه با كارخانه هواوي برخورد مي‎كند، چون اين كارخانه در توليد نسل 4 و 5 از رقباي آمريكايي پيشي گرفته است، آن‎ها قواعد بازي اقتصاد آزاد را نقض مي‎كنند تا چين را عقب نگه دارند.

وي ادامه داد: ابزارهايي كه براي نيل به اين اهداف طراحي شده بودند عمدتاً به دو طبقه زير تقسيم مي‎شوند؛ اقدامات تثبيتي: اين اقدامات گام‎هاي فوري، كوتاه‎مدت هستند كه هدف آن‎ها جلوگيري از بدتر شدن شرايط و فراهم آوردن بنياني است كه به‎روي آن اقدامات بلندمدت بتوانند عمل كنند. اما اقدامات تعديلي، قرار بوده است كه اين دسته از اقدامات به‎عنوان اقدامات تكميلي در مرحله پس از اقدامات تثبيتي و در مرحله دوم اجرا شوند، و با هدف ترغيب تعديل ساختاري اقتصاد(نوسازي اقتصادي) و رقابتي بودن اقتصادي طراحي شدند. در توضيح اقدامات تثبيتي مي‎توان به جلوگيري از افزايش دستمزدهاي بخش عمومي، براي كاهش تورم ناشي از افزايش دستمزدها و كاهش هزينه‎هاي حقوق و دستمزد دولت؛ كاهش يارانه‎هاي غذا و ساير كالاها، و نيز بهداشت و آموزش اشاره كرد، به‎طوري كه مافياي دارو و غذا در كشور در اين دوره دولت به اوج خود رسيده است. به‎منظور كاهش مخارج دولت؛ به كاهش ارزش پول ملي با هدف ارزانتر كردن صادرات و ازاين‎رو رقابتي‎تر شدن و كاهش واردات مي‎توان اشاره كرد.

وي يادآور شد: برنامه‎هاي تعديل ساختاري شامل چهار عنصر اصلي است كه همه آن‎ها براي گوش ما آشنا هستند و اين به‎خلاف ادعاي آقاياني است كه مي‎گويند ما سياست‎هاي نئوليبرالي را اجرا نمي‎كنيم، اين عناصر عبارتند از؛ بسيج منابع داخلي، اصلاحات سياستي براي افزايش كارايي اقتصادي، كسب درآمدهاي ارزي از منابع غيرسنتي از طريق تنوع‎بخشي، و نيز از طريق افزايش صادرات كالاهاي سنتي، كاهش نقش فعال دولت و تضمين اين‎كه اين اقدام تأثير تورمي نداشته باشد.

اين كارشناس اقتصادي با اشاره به اقدامات تعديلي گفت: يكي از اين اقدامات آزادسازي اقتصادي يعني سست كردن و سرانجام حذف بسياري از مقررات و محدوديت‎ها به‎روي فعاليت‎هاي داخلي و بين‎المللي اقتصادي به‎نام كارايي، به‎عنوان مثال شامل سهميه‎بندي و تعرفه‎هاي واردات، مجوزهاي وارداتي، انحصارهاي دولتي، ثابت نگهداشتن قيمت‎ها، يارانه‎هاي ضمني يا پنهاني، حذف محدوديت‎هاي انتقال سودهاي بنگاه‎هاي خارجي به خارج از كشور است كه همه آن‎ها در كشور اجرا شده است. اقدام ديگر خصوصي‎سازي است يعني فروش بنگاه‎هاي دولتي و شبه‎دولتي، به‎ويژه شركت‎هاي زيان‎ده، براي كاهش مستقيم فعاليت اقتصادي دولت و كاهش استفاده دولت از منابع و نيز كاهش اندازه دستگاه اداري، همچنين كاهش مالياتي به‎منظور ايجاد مشوق براي افراد و كسب‎و‎كارها(هم داخلي و هم خارجي) كه پس‎انداز و سرمايه‎گذاري كنند، ديگر اقدام اين برنامه است.

وي خاطرنشان كرد: اتخاذ و اعمال برنامه تعديل ساختاري مورد تأييد صندوق بين‎المللي پول و بانك جهاني پيش‎شرط دريافت كمك‎هاي مالي بود. در 1990 به اين پيش‎شرط‎ها، پيش‎شرط‎هاي سياسي موسوم به حكمراني خوب نيز توسط بريتانيا و ساير دولت‎هاي اعطاكننده كمك، به‎عنوان پيش‎شرط‎هاي دريافت كمك‎ها و وام به كشورهاي فقير تحميل شد. البته كشورهاي جنوب شرق آسيا از پذيرش برنامه‎هاي تعديل ساختاري سر باز زدند و به‎عوض كوشيدند حاكميت خود را بر سياست‎گذاري اقتصادي حفظ كنند.

راغفر در مورد تأثير سياست‎هاي شوك گفت: نئوليبرال‎ها از بحران‎ها زماني كه مردم بر اثر بحران‎ها گيج و سردرگم هستند، براي تحميل سياست‎هاي غيرمردمي استفاده مي‎كنند. در همين شوك ارزي كه دولت و مجلس با كمك هم وارد كردند كار را به جايي رساندند كه اگر نرخ دلار 10 هزار تومان شود، مردم ما را ذوق‎زده مي‎كند. اگر ابتداي سال گذشته مي‎گفتند دلار 8 هزار تومان خواهد شد شايد كمي غيرقابل باور بود اما امروز اگر دلار 8 هزار تومان شود مردم از فرط خوشحالي به همين دولت رأي خواهند داد. بايد توجه داشت فردي كه دچار شوك شده، دچار اضطراب و سردرگمي نيز خواهد شد و هر راه‎حل ارايه‎شده را خواهد پذيرفت و هدف شوك‎درماني و شوك‎هاي ارزي هم همين است.

اين اقتصاددان ابراز كرد: جايي كه سياست‎هاي نئوليبرال را نتوان از داخل كشور اعمال كرد، با فشارهاي بين‎المللي، از طريق وارد كردن راه‎هاي حل مناقشه سرمايه‎گذار ــ دولت در قراردادهاي تجاري تحميل مي‎شوند؛ دادگاه‎هاي حل اختلاف خارج از كشورِ موردِ نظر از جمله مفاد تحميلي در قراردادهاي تجاري است كه در آن شركت‎ها مي‎توانند براي حذف هزينه‎هاي حمايت‎هاي اجتماعي و محيط زيستي فشار بياورند. در اين سي سال اخير هر موقع اقتصاد ايران بر اثر اين سياست‎ها با بحران روبه‎رو شده بانك جهاني و صندوق بين‎المللي پول اطلاعيه داده‎اند كه اقتصاد ايران در مسير صحيح و سالمي است يا اين نهادها هميشه از افراد خود در درون سيستم حمايت كرده‎اند(!)

راغفر يادآور شد: يك همسويي و همدلي بين برخي در دولت و مجلس با مافياي قدرت و ثروت مانند خصولتي‎ها يا شبه‎خصوصي‎ها را شاهد هستيم كه ائتلاف گسترده‎اي را شكل داده و ده‎ها نشريه را ترتيب داده‎اند و هر جا اين نشريات داخلي كم مي‎آورند رسانه‎هاي خارجي مانند بي‎بي‎سي، ايران اينترنشنال كه پول آن را عربستان مي‎دهد يا سلطنت‎طلبان به كمك نئوليبرال‎ها مي‎آيند و براي آن‎ها سوگواري مي‎كنند.

اين كارشناس اقتصادي با انتقاد از گزارش‎هايي كه برخي نهادهاي رسمي منتشر كرده‎اند، گفت: اخيراً سه گزارش به‎سفارش شبكه مافيايي نئوليبرال كشور و توسط عوامل آن‎ها در مراكز تصميم‎گيري كشور تهيه شده‎اند كه هدف هر سه آن‎ها مهندسي افكار مسؤولين كشور براي افزايش قيمت ارز است. نخست گزارش يارانه‎هاي پنهان انرژي در سازمان مديريت و برنامه‎ريزي؛ دوم گزارش مركز پژوهش‎هاي مجلس در مورد ارز ترجيحي كالاهاي اساسي؛ و سوم گزارش تحت عنوان رونق توليد توسط اتاق بازرگاني ايران است. خروجي هر سه گزارش، كه از يك مركز هدايت شده‎اند، يك عبارت است؛ ارز را گران كنيد. شاه‎بيت هر سه آن‎ها افزايش قيمت ارز و افزايش قيمت حامل‎هاي انرژي است كه اصلي‎ترين آن‎ها بنزين است. اين سه گزارش حاوي مفروضات غلط، اشكالات محتوايي و محاسباتي هستند كه به‎زودي گزارش مستقلي در اين رابطه منتشر خواهيم كرد.

وي افزود: مثلاً در گزارش سازمان مديريت و برنامه‎ريزي ادعا شده است كه پايه قيمت گاز، كه بخش مهمي از يارانه پنهان را تشكيل مي‎دهد، مترمكعبي 100 تومان است، در حالي كه با توجه به اين‎كه عمده مصرف گاز خانوارها در زمستان صورت مي‎گيرد و خانوارها به‎خاطر افزايش مصرف با افزايش تصاعدي قيمت گاز مواجه هستند قيمت گاز بين 300 تا 500 تومان بوده است كه خانوارها پرداخت كرده‎اند و نه 100 تومان. قيمت حامل‎هاي انرژي بدون اعلام عمومي و چراغ خاموش به‎شدت افزايش يافته است، فقط برق خانگي در 2 سال گذشته بدون اعلام، بيش از 2 برابر گران شده است.

راغفر اضافه كرد: همچنين در گزارشي مابه‎التفاوت قيمت‎هاي حامل‎هاي انرژي را با دلار 8000 تومان محاسبه كرده‎اند. اين مبنا مي‎تواند براي مصرف صنايع انرژي‎بر صحيح باشد چون محصولات خود را با دلار 8000 تا 15000 تومان به‎فروش رسانده‎اند. ما هم بارها اعتراض كرده‎ايم كه چرا قيمت‎هاي نهاده‎هاي اين بنگاه‎ها از رانت‎هاي گسترده برخوردار هستند و چرا دولت از اين صنايع قيمت واقعي نهاده‎هاي آن‎ها را نمي‎گيرد. اما اعتراض‎هاي ما به دستوراتي منتهي شده است كه مصرف عامه مردم را هدف گرفته‎اند.

وي افزود: گزارش اخير اتاق ايران نيز كه پشت آن هم همين شبكه مافيايي نئوليبرال وطني قرار دارد نتيجه‎گيري يكساني داشته است، نرخ ارز را بالا ببريد افزايش صادرات صورت مي‎گيرد، اين در حالي است كه در سال 1397 بعد از سوريه، كه از جنگ تخريب شده و هنوز بخش‎هايي از آن در دست نيروهاي مخالف است، بيش‎ترين كاهش ارزش پول ملي و يا بالاترين افزايش قيمت ارز را در جهان تجربه كرده‎ايم. غلط بودن اين فرض كه كاهش ارزش پول ملي موجب افزايش صادرات مي‎شود با مشاهده تجربه شكست‎خورده سه دهه گذشته كشور خود ما و نيز موفقيت كشورهاي جنوب شرق آسيا با جهت‎گيري‎هاي صادراتي اثبات مي‎شود. افزايش صادرات و رونق توليد به عوامل متعددي وابسته است كه يكي از آن‎ها افزايش رقابت‎پذيري است، حتي در سال گذشته كه نرخ ارز 4 برابر شده بود صادرات ما 6 درصد كاهش داشته بود كه نشان مي‎دهد براي گسترش صادرات بايد بنيان‎هاي توليد را تقويت كرد.

راغفر متذكر شد: بررسي 40ساله اقتصادهاي صادرات‎محور همچون ژاپن، چين، كره جنوبي و آلمان نشان مي‎دهد كه افزايش نرخ ارز رابطه مستقيمي با افزايش صادرات ندارد. از قضا در بعضي از همين كشورها زماني كه قيمت ارز ثابت بوده است در اين دوره‎ها افزايش صادرات بيش‎تر بوده است. يكي از بهترين تجربه‎ها در اين رابطه تجربه شكست‎خورده اقتصاد خود ما است كه سه دهه است به‎بهانه افزايش صادرات، قيمت ارز را افزايش داده‎اند و آن چه در عمل افزايش يافته افزايش صادرات منابع طبيعي و خام‎فروشي بوده است و حتي در سال 1397 علي‎رغم 4برابر شدن قيمت ارز صادرات كشور نسبت به سال 1396 حجم صادرات 6 درصد كاهش پيدا كرد؛ اگر قيمت نهاده‎هاي بسياري از محصولات صادراتي را واقعي كنيم صادرات كشور به‎طور كامل متوقف مي‎شود.

اين استاد دانشگاه با بيان اين‎كه اين گزارش‎ها بيش‎تر براي انحراف افكار سياست‎گذار است، گفت: در رابطه با اين گزارش‎ها ما يك پرسش داريم. ما در سال 1396 مبلغ 44 ميليارد دلار صادرات داشته‎ايم كه به‎دليل سركوب شديد ارزش پول ملي بايد به آن مبالغ بسيار بزرگ قاچاق را هم افزود كه ارقام آن در اين‎جا نيامده، كه رسماً 11 ميليارد دلار آن بازگشته و آن هم اغلب به‎قيمت‎هاي 13000 تا 15000 تومان به‎فروش رفته است. اين رونقي كه مدعي آن هستيد در كجا صورت گرفته است؟!

وي ادامه داد: مثال تكان‎دهنده ديگر اين‎كه با اين‎همه سرمايه‎گذاري بخش عمومي در حمل‎ونقل كالايي ريلي سال گذشته 47 ميليون تن كالا جابه‎جا شده است كه 34 ميليون تن آن مربوط به حمل‎ونقل فولاد و آهن و سنگ‎آهن است كه اگر فقط رانت سوخت به اين حمل‎ونقل پرداخت نشود سنگ آهن را نمي‎توانند صادر كنند، سنگ آهني كه تا 20 سال ديگر به اتمام مي‎رسد و در آن زمان اين‎همه سرمايه‎گذاري در صنايع معدني و فولاد كاملاً غيراقتصادي و تعطيل خواهند شد.

اين كارشناس اقتصادي با اشاره به تحريم نفتي ايران و افزايش تنش‎ها در منطقه خليج فارس گفت: براساس آمار ميانگين نفت صادراتي آمريكا در چهارماهه نخست سال 2014 تقريباً 63 هزار بشكه در روز بود كه اين ميزان در چهار ماه نخست سال 2019 به 2.7 ميليون بشكه در روز رسيده است. تمام اين بازي‎هاي زرگري و ايجاد جنگ در خليج فارس همه براي افزايش قيمت نفت است تا توليد نفت شيل آمريكا مقرون به صرفه باشد. همچنين آمريكا با اين لشگركشي‎ها به‎دنبال گرم نگه داشتن تنور تنش است تا از اين كشورهاي منطقه باج‎گيري كند و همزمان با افزايش قيمت نفت آسيب جدي به اقتصاد كشور چين وارد كند. چين سال آينده تقريباً 400 ميليارد دلار تراز نفتي منفي خواهد داشت بنابراين اين تحريم‎ها هوشمندانه طراحي شده است.

وي ادامه داد: امروزه آمريكا ديگر به نفت خليج فارس نيازي ندارد و اين خطر بسيار بزرگي است، منافع آمريكا ايجاب مي‎كند كه در اين منطقه تنش باشد چون آسيبي متوجه خودش نيست، اصولاً در تمام جنگ‎ها از جنگ جهاني اول و دوم تا امروز هيچ‎گاه آمريكا به‎صورت مستقيم آسيبي نديده است اما هميشه امنيت براي دوستان و ناامني براي ديگران ايجاد كرده است، بنابراين اگر فكر كنيم در انتخابات آينده ترامپ برود آمريكا به برجام باز خواهد گشت يك خيالي بيش نيست؛

 سرمقاله

شكوه روز جهاني قدس؛ باطل السحر معامله بزرگ قرن

 علي اكبر عالميان

روز جهاني قدس امسال مصادف با واقعه‎اي شده است كه در نوع خود كم سابقه مي‎باشد. اهميت برگزاري راهپيمايي اين روز به سبب احترامي است كه قبله نخستين مسلمانان جهان، يعني بيت المقدس دارد و ساليان سال است كه اين پاره تن اسلام،در اشغال صهيونيست‎ها قرار گرفته است. با پيروزي انقلاب اسلامي، مساله فلسطين در راس سياست‎هاي خارجي جمهوري اسلامي قرار گرفت. اين مساله به تعبير رهبر معظم انقلاب نه فقط يك استراتژي سياسي بلكه يك مساله اعتقادي وبر آمده از دل مي‎باشد. پس از صدور پيام تاريخي امام امت در سال 1358 مبني بر نام گذاري آخرين جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهاني قدس، مساله آزادسازي فلسطين در سرلوحه آرمان‎هاي ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي قرار گرفت. امام خميني در اين مورد تاكيد مي‎كنند كه اعلام آخرين جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس، به معناي همبستگي بين المللي مسلمانان در حمايت از حقوق قانوني مردم فلسطين و اقدامي براي كوتاه كردن دست صهيونيست‎هاي غاصب و پشتيبانان آن است؛ چرا كه به تعبير ايشان، اسرائيل يك «غده سرطاني» است و بايد از بين برود. به همين سبب روز قدس روز مقابله مستضعفين با مستكبرين بوده و روزي است كه بايد مستضعفين بيني مستكبرين را به خاك بمالند. رهبر معظم انقلاب نيز روز جهاني قدس را «روز فرياد و مقاومت امت اسلامي در مقابل سياست‎هاي تفرقه‎انگيز» خوانده و آن را« روز اعلام مخالفت امت اسلامي با ظلم و بي‎عدالتي صهيونيست‎ها و حاميان‎شان» ذكر مي‎كنند. اكنون پرسش اين است كه اين روزها كدام «سياست تفرقه‎انگيز» و « ظلم و بي‎عدالتي» جديدي در شرف وقوع است كه بر اهميت حضور پرشكوه در اين راهپيمايي بين المللي مي‎افزايد؟
ناگفته پيداست كه وجود ظلم و بيداد صهيونيست‎ها و اشغالگري آنان خود بهترين دليل براي پرشكوه‎تر شدن روز قدس است. از سويي ديگر بايد دانست كه روز قدس موجب وحشت صهيونيست‎ها و قوت قلب فلسطيني‎ها مي‎شود. شهيد دكتر فتحي شقاقي، از رهبران برجسته جنبش اسلامي فلسطين(حماس) در اين مورد گفته بود كه: «هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني رحمه الله عليه نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آن‎ها را برانگيزد و اميد را در دل هايشان زنده كند.... با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، ما به خود آمديم و دريافتيم كه امريكا و اسرائيل نيز قابل شكست هستند. ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مي‎توانيم معجزه كنيم.» با اين همه اما اين روزها «سياست تفرقه‎انگيز» و « ظلم و بي‎عدالتي» جديدي در حال رخ دادن است كه در نوع خود كم سابقه مي‎باشد. «معامله قرن» طرحي خطرناك است كه اين روزها با تلاش‎هاي پشت پرده فراوان رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا در روند عملياتي شدن قرار گرفته است. معامله قرن اصطلاحي سياسي است كه از سوي ايالات متحده آمريكا در راستاي روند به اصطلاح صلح بين فلسطين و اسرائيل و پايان دادن به بيش از 70 سال منازعه فلسطين - اسرائيل اجرا خواهد شد. خلاصه طرح اين است كه اسرائيل «كشور ملت يهود است و فلسطين، با حاكميت محدود، كشور ملي فلسطينيان است.» اين طرح در مقابل واگذاري امتيازاتي به اسرائيل، با تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني شامل نيمي از كرانه باختري، تمام نوار غزه و چند محله ازبيت‎المقدس شرقي موافقت مي‎كند. بر اساس9 بند طرح مذكور كه اخيرا افشا شده است، دولت فلسطين، با حاكميت محدود، در نيمي از كرانه باختري و سرتاسر نوار غزه تشكيل خواهد شد. اسرائيل، مسؤوليت امنيتي بخش اعظمي از كرانه باختري و گذرگاه‎هاي مرزي را به عهده خواهد داشت.دره اردن تحت حاكميت اسرائيل قرار خواهد گرفت و اكثر محله‎هاي عرب نشين در قدس شرقي، به دولت فلسطين واگذار خواهد شد. شهر ابوديس در شرق قدس، پايتخت پيشنهادي براي دولت فلسطين خواهد بود.
غزه به دولت جديد فلسطين ملحق خواهد شد مشروط بر اين‎كه حماس خلع سلاح شود. هيچ بندي مبني بر «حق بازگشت» آوارگان فلسطيني وجود ندارد ولي سازوكاري براي پرداخت غرامت و نظارت جامعه جهاني به آن‎ها تدوين خواهد شد. در اين ميان اما نبايد از نقش فراوان برخي از دولت‎هاي عربي در تسهيل روند اين باج خواهي آشكار به راحتي گذشت. كاخ سفيد مي‎كوشد تا با همراهي برخي از كشورهاي عربي، زمينه را براي اجرايي شدن اين معامله فراهم سازد.چه كشور اردن كه در قبال دريافت امتيازاتي، بخش‎هايي از خاك خود را به اسراييل مي‎بخشد و چه مصر كه نقش دلالي و واسطه گري را در اين باره ايفاء مي‎نمايد. در اين ميان اما نقش دو دولت مرتجع عرب خليج فارس بيش از هر دولتي در اين دلالي بزرگ قرن پر رنگ مي‎باشد. شيخ نشين كوچك بحرين يكي از اين دولت هاست كه در اين زمينه نقش ايفاء مي‎كند. برگزاري نشست اقتصادي در 25 و26 ژوئن(4 و 5 تير) در منامه، پايتخت كشور بحرين با عنوان «صلحي براي شكوفايي» در واقع زمينه سازي براي شكل گيري اين معامله ننگين است. آمريكا نيز اعلام كرده است كاخ سفيد مرحله اول آن چه را معامله قرن ناميده مي‎شود و شامل چيزي است كه آمريكايي‎ها آن را كارگروهي اقتصادي براي جذب سرمايه گذاري در كرانه باختري، غزه و منطقه مي‎نامند در ماه ژوئن در بحرين انجام خواهد داد. دولت ديگر، عربستان مي‎باشد كه براي جلب حمايت و اتحاد موضع اعراب در قبال تحريم‎هاي ايران، دعوت به برگزاري دو نشست كرده است. تحليل‎هاي موجود نشان مي‎دهد كه برگزاري نشست عربي در مكه مكرمه در فاصله چند روز تا اعلام معامله قرن، درخواست آمريكا بوده است، تا سعودي‎ها بتوانند پيام‎ها و تهديدها را منتقل كرده و دولت‎هاي حاضر در اين نشست را در مورد پذيرش معامله قرن، بدون اعتراض، قانع كنند. در اين ميان، 22 خرداد به عنوان زمان احتمالي اعلام طرح معامله قرن اعلام شده است. از ياد نبرده‎ايم كه قرار بود زودتر از اين تاريخ اين معامله اجرايي شود ولي اكنون با تاخيري معنادار به تاريخ فوق الذكر موكول شده است. علت اين مساله تاحدودي مشخص است. حماسه اخير مقاومت در به رخ كشيدن توان موشكي خود به صهيونيست‎ها و تحميل شكست خفت بار به اشغالگران قدس شريف آن هم در كم‎تر از دو روز، نشان داد كه صهيونيست‎ها شكننده‎تر از آني هستند كه تصور مي‎شود. دقيقا از همين نقطه نظر است كه تاريخ فوق الذكر به عنوان زمان احتمالي اعلام طرح معامله قرن معرفي شده است؛ چرا كه دونالد ترامپ با توجه به شكست اخير اسرائيل در برابر مقاومت فلسطين درصدد است تا معامله قرن هرچه زودتر رونمايي شود تا مانع از ضعيف‎تر شدن صهيونيست‎ها در برابر محور مقاومت شوند. پر واضح است كه شكوه هرچه بيش‎تر روز جهاني قدس نيز حاميان عربي و غربي صهيونيست‎ها را به وحشت انداخته و طرح ذلت بار اخير را يا باتاخيري بيش‎تر مواجه خواهد ساخت و يا اين‎كه كلا به محاق خواهد برد. وقتي شليك چند موشك، اين معامله ننگين را با تزلزل و تاخير مواجه كرد، مشت‎هاي گره كرده ميليون‎ها انسان آزاده كه اثرش بسيار بيش‎تر از اثر توپ و تانك و تفنگ است، اين طرح را از بين خواهد برد. بر همين اساس مي‎توان گفت كه شكوه حضور در راهپيمايي روز قدس، باطل السحر طرح ننگين معامله قرن خواهد بود.