صفحه سياسي

افزايش كنترل فضاي مجازي در اروپا؛
آقايان دولت! لااقل كمي اروپايي شويد

فضاي مجازي و مخاطرات سياسي آن تنها به جمهوري اسلامي ايران محدود نمي‎شود. شبكه‎هاي اجتماعي نظير فيسبوك و واتساپ هر روز انبوهي از داده‎هاي شخصي مردم را در اختيار سياست‎مداران مي‎گذارند و روند انتخابات را به نفع آنان تغيير مي‎دهند. فضاي مجازي باعث شده است كه با ايجاد موج‎هاي غالبا كاذب، بحران‎هاي سياسي آفريده شود. آخرين كشوري كه به اين مساله معترض شده، فرانسه و رئيس جمهور آن ماكرون است.

به گزارش رجانيوز، به تازگي دولت فرانسه لايحه‎اي به مجلس ارائه كرده كه در آن مجازات‎هاي سنگيني براي برهم زنندگان نظم و امنيت فضاي مجازي در نظر گرفته شده است.

«امانوئل ماكرون»، رئيس جمهور فرانسه در روزهاي گذشته بارها به موضوع گسترش «اخبار جعلي» در رسانه‎هاي اجتماعي اشاره كرده و از قصد خود براي معرفي لايحه‎اي براي مبارزه با آن‎ها خبر داده است.

وي، به عنوان مثال روز چهارشنبه در جمع خبرنگارانِ «كاخ اليزه» با اشاره به اين‎كه برخي از رسانه‎هاي اجتماعي به ابزارهايي براي ارائه اطلاعات نادرست و راه‎اندازي هجمه‎هاي تبليغاتي عليه شخصيت‎هاي صنف‎هاي مختلف تبديل شده‎اند، خواستار مسدود كردن آن‎ها شد.

ماكرون گفته است:

«در شبكه‎هاي اجتماعي سراسر جهان و به تمام زبان‎ها، هزاران حساب كاربري ايجاد شده‎اند كه هدفشان گسترش پروپاگاندا و ترويج دروغ براي لكه‎دار كردن حيثيت مقام‎هاي سياسي، شخصيت‎ها، مقام‎هاي دولتي و روزنامه‎نگاران است.»

جالب است كه ماكرون به ديگركشورها نيز پيشنهاد داده است كه فضاي مجازي را محدود كنند تا از آسيب‎ها در امان بمانند.

البته چندي مي‎شود كه نگاه‎ها به فضاي مجازي و شركت‎هايي چون فيس‎بوك، واتساپ وتلگرام منفي شده است و در كشورهاي مختلف دنيا از اين شركت‎ها به سياسي‎كاري شناخته مي‎شوند.

مدتي قبل اتهام نقض حريم خصوصي ۵۰ ميليون كاربر فيسبوك در راستاي تبليغ براي كارزار انتخاباتي دونالد ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶، از سوي شركت كمبريج آناليتيكا جنجال آفرين شد.اين اتفاق سبب شد تا ارزش سهام شركت فيسبوك به سرعت سقوط كند و با كاهش ۷ درصدي، حدود ۴۰ ميليارد دلار به اين شركت ضرر و زيان وارد كند.

مقام‎هاي آمريكايي مي‎گويند فيسبوك از اين قضيه مطلع بوده اما واكنشي نشان نداده است. درباره اين مساله مارك زاكربرگ، مدير‎عامل فيسبوك همچنان سكوت كرده است.

كمبريج آناليتيكا، يك شركت خصوصي است كه در زمينه واكاوي و پردازش داده در زمينه انتخابات فعاليت مي‎كند. اين شركت به عنوان يكي از شاخه‎هاي شركت بريتانيايي آزمايشگاه‎هاي ارتباطات استراتژيك(CLS) براي مشاركت در سياست‎هاي آمريكا در سال ۲۰۱۳ احداث شد. به نظر مي‎رسد كه اين كمپاني در همه‎پرسي عضويت بريتانيا در اتحاديه اروپا در سال ۲۰۱۶، انتخابات رياست‎جمهوري كنيا در سال ۲۰۱۷ و ديگر رويدادهاي بزرگ سياسي در سراسر جهان نقش داشته است.

كانال ۴ خبر بريتانيا گزارش داده بود كه اين شركت براي رسيدن به اطلاعات مورد نظر خود از روش‎هايي چون تله گذاري براي سياستمداران، سواستفاده از موقعيت‎هاي غيرمتعارف، رشوه، استفاده از كارگران جنسي و حتي فرستادن دختران جوان به خانه مشتريان سعي در پيشبرد اهداف خود دارد. همچنين اين شركت با كساني كه براي سرويس‎هاي اطلاعاتي مانند ام‎آي ۵ و ام‎آي ۶ كار مي‎كنند، همكاري مي‎كند.

كمبريج آناليتيكا تنها يك نمونه از رسوايي شركت‎هاي بزرگ فضاي مجازي است. اين رسوايي به قدري بزرگ بود كه كشوري چون هند در ايام نزديك انتخابات نخست وزيري خود حساب كاربري اين شركت را مسدود كرده بود.

البته يك سوي معضلات فضاي مجازي به اقدامات سياسي براي برهم زدن نظم موجود ختم مي‎شود كه غالبا هم با مراكز امنيتي در ارتباط هستند. از يك جهت ديگر نشر اكاذيب و باز بودن دست كاربران براي ايجاد تشنج و ايجاد خبر دروغ در فضاي مجازي آسيب‎هاي جبران ناپذيري را به هر حكومت و كشوري وارد مي‎كند.

فيسبوك در فتنه 88 نقش مهمي را براي عناصر ضدانقلاب بازي مي‎كرد و هم از لحاظ امنيتي و هم از لحاظ نشراكاذيب به مهم‎ترين رسانه‎ي فتنه تبديل شده بود. اكنون نيز فضاهاي مجازي‎اي چون اينستاگرام و توييتر با انتشار حجم بالايي از مطالب كذب، باعث به وجود آمدن بحران‎ها و نارضايتي‎هايي مي‎شوند. ماجراي اخير انتشار خبر كذب از سمت يك سلبريتي باعث كشته شدن طلبه‎اي در همدان شده بود.

بايد در نظر گرفت كه باز بودن بيش از اندازه فضاهاي مجازي و عدم كنترل دقيق بر محتواها و كاربران ايجادكننده محتواي كذب مي‎تواند آسيب‎هاي جبران ناپذيري را به جامعه وارد سازد. اين مساله‎اي است كه تمام دنيا با آن رو به روست. از ايجاد تشنج در فرانسه تا مديريت افكارعمومي در انتخابات آمريكا همگي دستاورد عدم كنترل بر فضاي مجازي بوده است. البته بايد گفت كه هم فرانسه و هم آمريكا نيز به اين نتيجه رسيده‎اند كه بايد دربرابر اين نوع بحران‎سازي‎ها ايستاد. بايد ديد كه در ايران نيز مسؤولان به اين نتيجه خواهند رسيد يا نه؟

پاسخ به برخي پرسش هاي پرتكرار

 هادي قطبي

علل اين همه آشفتگي اقتصادي چيست؟ گراني، تورم و... كي بايد مهار شود؟ چرا كسي كاري نمي‎كند؟

بخش مهمي از آشفتگي اقتصادي، مديريت ناكارآمد مسؤولان است. بخشي ديگر مربوط به نفوذ و خيانت بدخواهان و غربزده هاست. يعني مي‎خواهند كاري كنند تا صبر مردم تمام شود و با افزايش نارضايتي ها، مردم را به خيابان‎ها بكشانند و از اين آب گل آلود ماهي بگيرند. اين تنها راهي است كه براي نااميدي مردم و ناكارآمد جلوه دادن انقلاب اسلامي در نظر گرفته‎اند. بخشي ديگر، معلول سياست‎هاي بانكي، قاچاق ارز و كالا، و عدم نظارت بر بخش خصوصي است.

اما وظيفه ديگران نسبت به بحران اقتصادي، همان توصيه و دستور رهبر معظم انقلاب يعني «اقتصاد مقاومتي» است. يعني نگاه به درون، رونق توليد داخل، اشتغال، مصرف كالاي ايراني و.... ايشان فرمودند: «براي اصلاح اقتصاد كشور چه بايد كرد؟يك راه تكيه به مردم است.(يعني) اقتصادي مقاومتي....جوشش حركت اقتصادي از درون كشور است. استعدادهاي مردم، امكان‎هاي مردم، سرمايه‎هاي مردم»؛(1) «مسؤولان اقتصادي اقتصاد مقاومتي را جدي بگيرند. توليد داخلي، منع واردان، جلوگيري از قاچاق؛ اين‎ها آن اولي هايش است...در زمينه اشتغال و در زمينه توليد داخلي و توليد ملي فعاليت‎ها بايد افزايش پيدا كند.»(2)

بنابراين به نظر مي‎رسد براي گذر از اين بحران بايد:

يك: از اسراف و تبذير بپرهيزيم.

دو: انصاف داشته و به يكديگر رحم كنيم. از گرانفروشي و احتكار بپرهيزيم.

سه: به توليد ملي اهميت دهيم و از مصرف كالاي خارجي خودداري و به رونق بازار خارجي كمك نكنيم.

چهار: مفاهيم و ارزش‎هاي ديني را فراموش نكنيم: خدمت به ديگران، ايثار، تحمل و صبوري و...

پنچ: به جاي اعتراض بيهوده، به مطالبه گري بپردازيم. از نماينده و استاندار و فرماندار و ساير مسؤولين بخواهيم مشكلات را حل كنند. نامه و طومار بدهيم. تماس بگيريم و پيامك بزنيم. تا جايي كه خودشان به فكر حل مشكلات بيفتند: «إِنَّ اللَّهَ لا يغَيرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يغَيرُوا ما بِأَنْفُسِهِم».(3)

چرا با وجود دستگيري سلطان سكه و ارز، تغييري در قيمت دلار ايجاد نشد؟

به فرموده مقام معظم رهبري علت عمده مشكلات اقتصادي «مديريت نارساي مسؤولين»(4). است كه موجب آشفتگي بازار سكه و ارز شده است. بله، بيت المال به جاي خود برگشت، اما تغييري در وضعيت معيشتي و قيمت‎ها ايجاد نشد. بحث واردات بي‎رويه، قاچاق و نيز تأمين بازار دلالان اقتصادي از جمله عوامل مهم اين وضعيت است كه به اقدام انقلابي و جهادي دولت و قوه قضاييه نياز دارد.

وعده‎هاي اقتصادي انقلاب چه شد؟ مگر امام خميني(ره) نفرموده بود آب و برق و گاز مجاني مي‎شود؟

مهم‎ترين وعده‎هاي انقلاب «استقلال، آزادي جمهوري اسلامي» بود كه محقق هم شد؛ اما شعارهاي ديگر نيز جزو آرمان‎هاي جمهوري اسلامي بوده كه البته برخي محقق و برخي ديگر محقق نشده‎اند. متأسفانه عملكرد دولت‎ها براي تحقق قانون و رسيدن به آرمان ها، متفاوت بوده و هر كدام دچار مشكلاتي شده‎اند و نتوانسته‎اند «عدالت اجتماعي» مد نظر امام و رهبري را تحقق بخشند.

اما درباره اين ادعا كه آب و برق و گاز مجاني مي‎شود:

1. چنين مطلبي از اساس صحت ندارد. يك دروغ رسانه‎اي است كه از طريق شبكه‎هاي ماهواره‎اي بر سر زبان‎ها افتاده است.

2. اين مطلب اول بار توسط عباس امير انتظام(سخنگوي دولت بازرگان) بيان شد. امام در 11 اسفند 57،(يعني يك ماه بعد از ورود امام)، اين سخن را از قول دولتي‎ها نقل فرمودند؛ نه در 12 بهمن در بهشت زهرا(س) كه بخواهند مردم را فريب بدهند.

3. تأكيد امام بر روي اقشار ضعيف و محروم جامعه بود، كه البته تا مدتي حدود شش ماه نيز اجرا شد و مصرف آب و برق تا مقدار معيني رايگان بود.

4. مشكلات ناشي از جنگ، تحريم‎هاي اقتصادي، كاهش فروش نفت و... مانع اجراي اين سياست نسبت به اقشار ضعيف و محروم جامعه گرديد.

5. هدف از مجاني شدن آب و برق، رسيدگي به مستضعفين و افراد كم درآمد بود. به همين دليل در شهرها و روستاها اقدامات فراواني صورت گرفت: مدرسه سازي، بهداشت، حمام و جاده، برق و آب بهداشتي و... همه هم رايگان بود.

6. گذشته از تمامي اين مطالب، از نظر منطقي هيچ سياست مدار عاقلي آب و برق و نفت و گاز و اتوبوس را براي همه مردم كشورش مجاني نمي‎كند؛ و بلكه برعكس، حضرت امام نسبت به انقلاب و سختي‎هاي راه آن بارها هشدار و آمادگي داده بودند. به عنوان نمونه فرمودند: «مردم بايد تصميم خود را بگيرند: يا رفاه و مصرف‎گرايى و يا تحمل سختى و استقلال».(5) يا در جايي ديگر مي‎فرمايند: «به ملت عزيز و توده‎هاى ميليونى ايران عرض مى‎كنم كه هيچ انقلابى بدون شهادت خواهى و فداكارى و سختى و گرانى و فشارهاى مادى موقت تحقق نيافته، و پس از اين نيز تحقق پيدا نخواهد كرد».(6)

البته اين سخنان به معناي مخالفت با رفاه اقتصادي و آسايش عمومي نيست، اما قطعا برخي سختي ها، هزينه استقلال و عزت اسلامي است كه آن هم توسط مردم با جان و دل پذيرفته شده است.

با وجود اين همه منابع طبيعي و ثروت در كشور مانند نفت و گاز و معادن مس، آهن و... كه حتي صادر هم مي‎كنيم، چرا اين همه مشكلات مالي داريم؟

مشكلات، معلول دو عامل است: يك مديريت و عدم تعهد برخي مسؤولان. دو: فرهنگ غلط تنبلي و پرتوقعي مردم.

عليرغم وجود قانون و برنامه، مهم‎ترين دليل وجود مشكلات اقتصادي «ضعف مديريت و نظارت» است. يعني به كار گيري افراد متعهد بدون تخصص يا متخصص بدون تعهد، آسيب بزرگي به كشور زده است. ريشه اين امر نيز به آموزش و پرورش و وزارت علوم باز مي‎گردد كه براي تربيت افراد مدير و كارآمد از مدرسه تا دانشگاه برنامه ريزي نداشته‎اند. از طرفي نقشه و طراحي دشمن براي نفوذ هم معضلي است كه موجب اختلال در نظام مديريتي و نيز عامل فشار‎هاي اقتصادي و عدم ايجاد رفاه عمومي و عدالت اجتماعي است. اگر مجريان و مديران متعهد و متخصص توسط مردم انتخاب شوند، بسياري از مشكلات قابل حل خواهد بود.

همچنين تكيه و حواله ما بر ذخاير طبيعي اين سرزمين، موجب شده مردم از تمام فرصت و نيروي خود براي آبادي شهر و كشور استفاده نكنند. حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «تنبلي و ناتواني ازدواج كردند، فرزندشان فقر شد!»(7) روايت ديگر مي‎گويد: «عبادت ده جزء است، نُه جزء آن در كسب و تلاش براي روزي حلال است».(8) اما در فرهنگ بعضي‎ها اين طور نيست و «كار نكردن و حقوق گرفتن» زرنگي محسوب مي‎شود. ما از ارزش كار و توليد غفلت كرده ايم. پول و مزد را در مقابل وقت مي‎دهيم و مي‎گيريم نه در مقابل كار. پرتوقعي ما موجب شده بنشينيم و منتظر باشيم تا دولت براي ما كاري كند؛ در حالي كه اين نگاه با فرهنگي ديني و اسلامي سازگار نيست.

پي نوشت ها

1 . 29/11/96.

2 . 26/7/96.

3 . رعد/ 11.

4 . بيانات در پيام نوروزري 1398: «مشكل اساسي كشور، همچنان مشكل اقتصادي است. بخصوص در اين ماه‎هاي اخير، مشكلات معيشتي مردم زياد شد. بخشي از اين‎ها مربوط است به مديريت‎هاي نارسا در زمينه مسائل اقتصادي كه اين‎ها حتما بايستي جبران بشود».

5 . صحيفه امام، ج‎21، ص233.

6 . صحيفه امام، ج‎18، ص346؛ پيام به ملت ايران در پنجمين سالگرد پيروزى انقلاب.

7 . الكافي، ج 5، ص86: «إِنَّ الْأَشْياءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَينَهُمَا الْفَقْر».

8 . مستدرك‎الوسائل، ج13، ص12: «الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي طَلَبِ الْحَلَال».

بررسي تطبيقي مولفه‎هاي «مدارا» و «خشونت» در انديشه اسلام و ليبراليسم
نظام ليبراليسم بزرگ ترين مروج خشونت گرايي در جهان است / بخش دوم و پاياني

 دكتر محمد ملك زاده

اشاره: در شماره گذشته به بررسي عوامل گرايش به خشونت و ضعف تحمل و مدارا در نظام سرمايه‎داري غرب، پرداختيم و به سه ويژگي اشاره كرديم كه از مولفه‎هاي ذاتي اين نظام به شمار مي‎آيد. و اينك به ادامه اين ويژگي‎ها مي‎پردازيم.

4-بحران هويت و شئ گشتگي در فرهنگ غرب

ماركس در نقد فرهنگ نظام ليبراليستي و سرمايه‎داري از عنوان شئ گشتگي و از خودبيگانگي انسان غربي نام مي‎برد. از ديدگاه ماركس در دنياي سرمايه‎داري همه تحت نفوذ يك نيروي غير انساني قرار مي‎گيرند. نظير اين مباحث در آثار وبر، ماركوزه و برخي از انديشمندان ديگر نيز مشاهده مي‎شود؛ وبر با اشاره به بحران معنا در جامعه سرمايه‎داري و مدرن، اين جامعه را به ماشيني تشبيه مي‎كند كه زندگي را از معنا تهي و قفس آهنيني براي انسان مي‎سازد كه فردگرايي را محدود و دموكراسي را تهديد مي‎كند؛ ماركوزه نيز نتيجه اين تحولات را در جامعه غربي، خلق انسان تك ساحتي مي‎داند و تاكيد مي‎كند صنعت، انسان را به پيچ و مهره‎اي بي‎معنا تبديل مي‎كند.(فروم، 1353: 158) همين ويژگي‎هاي نظام سرمايه‎داري، اصحاب مكتب فرانكفورت را به نقد از مدرنيته و تهديدات آن واداشت.(گيدنز، 1377: 123) اين اتفاقات پيامدهاي ناگوار ديگري را نيز در فرهنگ غرب در پي داشته كه برخي از انديشمندان از آن با عنوان فقر اخلاقي ياد نموده‎اند.(زيمرينگ، 1379: 274) امروزه جامعه‎شناسان يكي از دلايل اصلي شورش‎هاي اجتماعي در جوامع غربي را در همين عامل جست وجو مي‎كنند. نتايج تحقيقات مربوط به اعتراض‎ها و شورش‎هاي مردمي فرانسه در سال‎هاي اخير نشان مي‎دهد غالب اعتراض كنندگان به دليل نوعي «احساس بي‎هويتي و پوچي و دل‎آزردگي‎هاي مبهم و بازگو نشده» دست به اين اعتراضات زده‎اند.(ژيژك، 1389: 83-84)

5-استكبارورزي و سلطه‎طلبي

در جهان‎بيني مادي، قدرت به عنوان كمال استعدادهاي بشري تلقي مي‎شود.(هابز، ۱۳۸۰) بر اساس اين تفكر، قدرت‎ها براي دستيابي به نيروي برتر، به رقابت پرداختند و درصدد نابودي يا غلبه بر ساير نيروها برآمدند؛ اين تفكر روح برتري‎طلبي و سلطه‎جويي را در نظام‎هاي غربي تقويت نمود و احساس برتري فرهنگ غربي را نسبت به فرهنگ‎هاي ديگر در آنان برانگيخت. از نگاه جامعه‎شناسان، ماهيت نظام سرمايه‎داري غرب، با سلطه‎گري و انحصارطلبي عجين گرديده است؛ افرادي چون پاره‎تو، ميخلز، موسكا و بسياري ديگر نمونه آشكار اين وضعيت را در ساخت و تشكيلات داخلي احزاب –به عنوان بارزترين خصلت نظام‎هاي ليبرال دموكراسي- مثال زده و بر گرايش احزاب در غرب به سوي تمركز و استبداد تاكيد نموده‎اند. اين همان چيزي است كه ميخلز، آن را تحت عنوان «قانون آهنين اليگارشي» بيان مي‎كند كه بر طبق آن، پيدايش سازمان در سطح احزاب يا جامعه موجب گسترش گرايش‎هاي اليگارشيك و سلطه يك اقليت مي‎گردد.(بشيريه، 1385: 73؛ ميخلز، 1369) در طول تاريخ ايالات متحده، دو حزب جمهوريخواه و دموكرات در اصول كلي هيات حاكمه آمريكا مبني بر داعيه رهبري و سلطه بر جهان اتفاق‎نظر داشته‎اند. نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا با انتساب اين تفكر به خواست خداوند مي‎گفت: «خدا با ملت آمريكاست؛ خواست خداوند اين است كه آمريكا رهبري دنيا را بدست بگيرد.»(گارودي، 1379: 12ـ11) اين ذهنيت حتي در ميان ادبا و روشنفكران آمريكايي هم رخنه نموده است تا آنجايي كه، هرمان ملويل، نويسندة معروف آمريكا در قرن نوزدهم مي‎نويسد: «ما آمريكايي‎ها ملّتي خاص، قومي برتر و اسرائيل عصر حاضريم؛ ما ناخداي كشتي آزادي‎ها هستيم...!»(همان: 13-14) ريشه تاريخي اين طرز تفكر همچنانكه اشاره شد، در انديشه سياسي متفكران غرب قابل جست وجو است؛ از همان زماني كه ارسطو فيلسوف نامدار دوره باستان، آشكارا به انكار آزادي گروهي از انسان‎ها در قالب بردگان پرداخت و صلاح آنان را در اين پنداشت كه زيردست و مطيع جانداران ديگر باشند(ارسطو، 1371: 323) در دوران مدرن گرچه جنبش اومانيسم با شعار آزادي و رعايت حقوق بشر قيام كرد اما نظام ليبراليستي در عمل هرگز پاي‎بند اين اصول نمانده است؛ گروه‎هاي بسياري در غرب به خاطر عقايد شخصي و مذهبي مورد مزاحمت قرار مي‎گيرند و تبادل آزادانه افكار و عقايد و آزاد‎انديشي به معناي واقعي مشاهده نمي‎شود؛ زنان محجبه مسلمان در برخي از كشورهاي غربي از جمله فرانسه به جرم استفاده از حجاب، از ادارات و مراكز علمي و دانشگاهي اخراج مي‎شوند؛ تحقيق و تشكيك پيرامون برخي موضوعات مورد اختلاف تاريخي نظير «هولوكاست» جرم تلقي شده و پژوهندگان اين عرصه مورد اذيت و آزار قرار مي‎گيرند؛(فوريسون، 1381: 21) اما در همين حال انتشار مطالب توهين‎آميز و استهزاي عقايد بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان به بهانه دفاع از «آزادي انديشه» امري معمول تلقي مي‎شود!

بر اساس اسناد موجود، دفاع و حمايت نظام سرمايه‎داري غرب از جريان‎ها و گروه‎هاي خشونت‎گرا و تروريستي و يا دولت‎هاي سلطه‎گر را نيز مي‎توان از عوامل گسترش خشونت و افراطي‎گري در جهان دانست. در دهه‎هاي گذشته سياست خارجي آمريكا مبتني بر حمايت از دولت‎هاي اقتدارگرا و وابسته بوده است. حمايت بي‎چون و چراي غرب از رژيم صهيونيستي نقش مهمي در تداوم اشغالگري و خشونت‎طلبي اين رژيم داشته است. بر اساس آمارهاي اعلام شده، دولت ايالات متحده آمريكا ساليانه چهار ميليارد دلار براي حمايت از رژيم صهيونيستي هزينه مي‎كند. به گفته يكي از محققان آمريكايي «بدون چنين بخششي به اين نماد نسل‎كشي، ادامه اين جنايت‎ها امكان‎پذير نيست. اصولا اسراييل بدون آمريكا چيزي بيش از يك دولت ورشكسته نخواهد بود»(آنتوني بويل، 1392: 45-50)

6-رويكرد تحقيرآميز و ظالمانه نظام سرمايه‎داري عليه شخصيت زن

به رغم تبليغات موجود، شواهد آشكار نشان مي‎دهد كه رويكرد فرهنگي غرب به جنس زن، رويكردي تبعيض‎آميز و تحقيركننده است. نظام سرمايه‎داري با هدف استخدام نيروي كار ارزان و تبليغ كالا جهت كسب سرمايه و سود بيش تر، در عمل زمينه سوء‎استفاده از ويژگي‎هاي فطري، جسمي و انساني زن در غرب را فراهم و زنان را به نام «آزادي» اجير و اسير اين نظام ساخت؛ در اين راستا از جنس زن در اقسام گوناگون هنر اعم از نقاشي، شعر و موسيقي، داستان، سينما و... به عنوان ابزاري براي سرگرمي، توليد بيش‎تر و انباشت ثروت استفاده شد. تبعات اين سياست، خواه ناخواه خشونت عليه زنان در نظام ليبراليستي را به دنبال داشت. امروزه انواع خشونت‎ها عليه زنان در غرب اعمال مي‎گردد كه محققان آن‎ها را به عنوان پيامد طبيعي نظام سرمايه‎داري و ليبراليستي مورد مطالعه قرار مي‎دهند. نتايج تحقيقات گوناگون نشان مي‎دهد ابزارهاي فرهنگي و رسانه‎هاي جمعي اعم از نوشتاري، ديداري و شنيداري با انتشار محتواهاي نامناسب و تصاوير و فيلم‎هاي مبتذل، زمينه‎ساز آسيب‎هاي فرهنگي و گسترش خشونت‎گرايي شده‎اند. در تحقيقاتي كه چك(Check) و مالاموت(malamuth) انجام داده‎اند، ارتباط معناداري ميان تجاوز به عنف با عملكرد رسانه‎ها در غرب طي يك دهه آشكار گرديده است(Dvelopment, 1996: 75-92) بر اساس اين تحقيقات، وسايل ارتباط جمعي با توليد محتويات جنسي، مخاطبان را به ابزار كنترل از راه دوري تبديل مي‎كنند كه طبق فرمان برنامه‎سازان و صاحبان قدرت و سرمايه حركت مي‎كنند؛ يكي از نتايج اين وضعيت، افزايش رفتارهاي خشونت‎آميز به ويژه عليه زنان بوده است.(StereseStern, 2001: 138) بر اساس آمارهاي رسمي در آمريكا، بيش از نيمي از زنان اين كشور در دوران تحصيل يا محيط كار مورد تعرض و خشونت قرار گرفته‎اند؛(Fitzgerald, 1993: 1070-1076) در هر 2/6 دقيقه، يك تجاوز در آمريكا گزارش مي‎شود، كه البته گفته مي‎شود كليت تخميني احتمالا پنج برابر بالاتر از اين ميزان است(سولنيت، 1392: 49) آمارها همچنين حاكي از افزايش رفتارهاي پرخاشجويانه در غرب، تحت تاثير هرزه نگاري در مجلات و رسانه‎هاي ديگر بوده است.(والاس، 1382: 296) نتايج تحقيقات موجود ثابت مي‎كند كه برخلاف برخي تصورات رايج در غرب، رهاسازي جنسي و ولنگاري اخلاقي تخليه رواني و آرامش بيش‎تر را درپي نداشته بلكه عامل تشديدكننده ناآرامي و خشونت بيش‎تر بوده است.

اكنون با توجه به موارد فوق مي‎توان ادعا نمود گويا ماهيت نظام سرمايه‎داري و انديشه ليبراليسم با خشونت درهم‎آميخته است و از اين روي نوام چامسكي با اشاره به سابقه استعمارگري و اشغالگري كشورهاي اروپايي و غربي مي‎گويد:

ترديدي نيست كه پاي اروپاييان به هر جا كه باز شد، سطح خشونت به ميزان زيادي بالا رفت... يكي از دلايل اين امر آن است كه اروپاييان در ميان خود جنگ‎هاي خونين و بي‎رحمانه‎اي را از سر گذرانده بودند و لذا نوعي فرهنگ بي‎همتاي خشونت را تكامل بخشيده بودند... اگر خواسته باشيم در مقابل تاريخ شرافت خود را حفظ كنيم، بايد اين اقدامات را صرفا نوعي اشكال بربروار توصيف كنيم.(بارساميان، 1373)

نتيجه‎گيري

از مجموع مطالب اين پژوهش مي‎توان نتيجه گرفت بنيان‎هاي اساسي پديده خشونت و عدم تحمل و مدارا كه امروزه در گستره تبليغات غربي به اسلام و مسلمانان منتسب مي‎گردد، در ماهيت نظام سرمايه‎داري و ليبراليستي نهفته است. اين سخن به معناي توجيه عملكرد خشن برخي جريان‎هاي افراطي به ويژه گروه‎هاي تكفيري كه خود را به جريان اسلامي منتسب مي‎سازند، نيست. اما به دلايل متعدد همچون نقش قدرت‎هاي غربي در شكل‎گيري و گسترش اين جريانات و عدم تاييد عملكرد ايشان در آموزه‎هاي اسلامي و اكثريت قاطع مسلمانان و علماي مذاهب اسلامي، عملكرد اين جريانات را نمي‎توان به شريعت اسلام و جريان واقعي اسلامي منتسب ساخت. شريعت اسلام در برابر مخالفان هرگز موافق توسل به زور و خشونت براي پذيرش اسلام و آموزه‎هاي اسلامي نبوده و رويكرد تاريخي جريان اسلامي نيز بر همين منوال قرار داشته است. در اين پژوهش با استناد به شواهد و مدارك قابل توجه مشخص شد كه ماهيت نظام سرمايه‎داري و ليبراليستي زمينه توليد اشكال مختلف خشونت در جوامع بشري را به وجود آورده است.

فهرست منابع

1-آبركرامبي، نيكلاس، هيل، استفن و برابال اس. ترنر(1367)، فرهنگ جامعه شناسي، ترجمه حسن پويان، تهران، چاپخش.

2-آدام بدو، هوگو(1379)، اعدام در آمريكا، بررسي از محمود حكمت نيا، كتاب نقد، سال چهارم، شماره 14 و 15.

3-آنتوني بويل، فرانسيس(1392)، جنايت عليه بشريت در فلسطين با حمايت آمريكا، ترجمه هادي هرندي، سياحت غرب، سال دهم، شماره117.

4-ابن شعبه حراني، حسن بن علي(1384)، تحف العقول، تهران، اسلاميه.

5-ابن منظور، محمد بن مكرم(بي‎تا)، لسان العرب، بي‎جا.

6-ابن هشام، عبدالملك(1424)، سيره ابن هشام، بيروت، مكتبه العصريه.

7-ارسطو(1371)، كتاب سياست، ترجمه حميد عنايت، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى.

8-استانفورد كوهن، آ.(1369)، تئوري‎هاي انقلاب، ترجمه عليرضا طيب، تهران، قومس.

9-استيرن، فرانسوا(1381)، خشونت و قدرت، ترجمه بهنام جعفري، تهران، وزارت امور خارجه.

10-افلاطون، گزنفن و استوارت ميل، جان(1376)، زبان‎هاي استبداد، ترجمه جواد شيخ‎الاسلامي، تهران، توس.

11-ايكس، مالكوم، هيلي، الكس(1362)، خشمگين‎ترين سياه آمريكا، ترجمه غلامحسين كشاورز، تهران، اميركبير.

12-بارساميان، ديويد(1373)، گفتگو با نوام چامسكي، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر مركز.

13-بريج، جين مينس(1388)، فرسايش قدرت نرم، مردم، دولتها و اعتماد، جوزف ناي، فيليپ زليكو، ديويد كينگ، ترجمه سعيد ميرترابي، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).

14-برينتون، كرين(1363)، كالبد شكافي چهار انقلاب، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، نشر نو.

15-بشيريه، حسين(1372)، انقلاب و بسيج سياسي، تهران، دانشگاه تهران.

16-بشيريه، حسين(1385)، جامعه‎شناسي سياسي، تهران، نشر ني، چاپ سيزدهم.

17-پناهنده، هومن(1377)، دو ماهنامه كيان، شماره 45، بهمن و اسفند.

18-پنتاتل، ژان(1345)، جرم شناسي، ترجمه رضا علومي، تهران، اميركبير.

19-تدگر، رابرت(1377)، چرا انسان‎ها شورش مي‎كنند، ترجمه علي مرشدي‎زاد، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردي.

20-تينك، هنري(1384)، خشونت و جنون تقليد، ترجمه صالح نجفي، روزنامه شرق، ش574، 21/شهريور.

21-جفري، ام اليوت و رجينالد، رابرت(1374)، فرهنگ اصطلاحات سياسي استراتژيك، ترجمه ميرحسن رئيس‎زاده، تهران، معين.

22-حر عاملي، محمد بن حسن(1403ق)، وسايل الشيعه، بيروت، دارالاحيا التراث العربي.

23-حنايي كاشاني، محمدسعيد(1377)، «پرسش از تكنولوژي و خشونت»، كيان، شماره45، بهمن- اسفند.

24-داربي شر، يان(1369)، تحولات سياسي در ايالات متحده، ترجمه رحيم قاسميان، تهران، جامعه و سياست.

25-دورانت، ويل(1368)، تاريخ تمدن، ج4، تهران، انتشارات شركت سهامي، چاپ دوم.

26-رمضان البوطي، محمدسعيد(1375)، سلفيه، بدعت يا مذهب، ترجمه حسين صابري، مشهد، آستان قدس رضوي.

27-روهلنگ، اگوست(1899م)، الكتر المرصود في قواعد التلمود، ترجمه يوسف نصرالله، مصر، مطبعه المعارف.

28-زاكرمن مورتمر، ب.(1372)، «قربانيان خشونت تلويزيون»، ترجمه فريد اديب هاشمي، رسانه، سال چهارم، شماره2، تابستان.

29-زيمرينگ، فرانكلين(1379)، «جوانان و خشونت: درسهايي از تجربه آمريكا»، ترجمه مصطفي دولتيار در: خشونت و جامعه، به اهتمام اصغر افتخاري، تهران، چاپ سفير.

30-ژيژك، اسلاوي(1389)، خشونت؛ پنج نگاه زير چشمي، ترجمه عليرضا پاكنهاد، تهران، نشر ني.

31-سبحاني، جعفر(1380) وهابيت مباني فكري و كارنامه عملي، قم، مؤسسه امام صادق(ع).

32-سليمي نبي، صادق(1381)، «منابع و نهادهاي اثرگذار بر سياست خارجي آمريكا»، مجله اطلاعات سياسي و اقتصادي، سال شانزدهم، شماره7و8، فروردين و ارديبهشت.

33-سوبول، آ.(1365)، انقلاب فرانسه و رژيم پيش از آن، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، نشر نقره.

34-سولژنيتسن، الكساندر آيزايويچ(1374)، زندگي بدون تزوير، راهي به سوي بالا، مجموعه سپهر انديشه، ترجمه روشن وزيري، تهران، نشر فرزان.

35-سولنيت، ربكا(1392)، «جنگ عليه زنان؛ طولاني‎ترين جنگ»، ترجمه جواد طاهري، سياحت غرب، شماره118و119.

36-سي پلينو، جك و روي، آلتون(1375)، فرهنگ روابط بين الملل، ترجمه و تحقيق حسن پستا، تهران، فرهنگ معاصر.

37-الطريحي، فخرالدين بن محمد(1362)، مجمع البحرين، تهران، مرتضوي.

38-طوسي، محمد بن حسن(1410ق)، الخلاف، مشهد، بنياد پژوهش‎هاي اسلامي.

39-عبدالغني، عماد(1384)، ديالكتيك، دين و خشونت در تورات، ترجمه عبدالحسين ابراهيمي، معرفت، سال چهاردهم، شماره 1.

40-فار، سوزان جي.(1388)، فرسايش قدرت نرم، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).

41-فروم، اريش(1353)، گريز از آزادي، ترجمه عزت‎اله فولادوند، تهران، شركت سهامي كتاب‎هاي جيبي.

42-فوريسون، روبرت(1381)، اتاق‎هاي گاز، واقعيت يا افسانه؟ ترجمه ابوالفريد ضياء الديني، تهران، انتشارات ضياء انديشه.

43-فوليسي، سالواتوره(1392)، خشونت در رسانه، بازتابي از نگراني‎هاي اجتماعي، ترجمه مرضيه خادمي،سياحت غرب، سال دهم، شماره118و119.

44-فيليپس، تيم(1390)، در باب شهريار، ترجمه مريم تقديسي، تهران، ققنوس.

45-قمي، شيخ عباس(بي‎تا)، مفاتيح الجنان، قم، اسوه.

46-كان، روژه(1363)، چهره عريان آمريكا،ترجمه جمشيد ارجمند، تهران، ابتكار.

47-كُچ، كتي(1383)، خشونت در مدارس آمريكا، سياحت غرب، سال اول، شماره10.

48-كربي، اندرسون(1383)، سكس و خشونت در تلويزيون، سياحت غرب، سال دوم، شماره9.

49-كلمبو، فوريو(1371)، خدا در آمريكا، ترجمه محمد بقايي ماكان، تهران، انتشارات حكمت،.

50-كوارلز، بنجامين(1355)، سياهان آمريكا را ساختند، ترجمه ابراهيم يونسي، تهران، شركت افست.

51-كوزي، جان، خشونت؛ شيوه زندگي آمريكايي، ترجمه ساره سپهري نژاد، سياحت غرب، سال11، شماره122-123.

52-كولتي، لوچو(1378)، روسو و نقد جامعه مدني، ترجمه حسن شمس آوري، تهران، نشر مركز.

53-كول، جوان(1392)، تروريسم و اديان ديگر، ترجمه ابوالفضل ايماني راغب، سياحت غرب، سال دهم، شماره118و119.

54-كومارسن، آمارتيا(1388)، هويت و خشونت؛ توهم تقدير، ترجمه فريدون عباسي، تهران، آشيان.

55-گاتليب، آنتوني(۱۳۸۴)، روياي خرد يا تاريخ فلسفه غرب از يونان باستان تا عصر رنسانس، ترجمه ليلا سازگار، تهران، ققنوس.

56-گارودي، روژه(1379)، آمريكاستيزي چرا، ترجمه جعفر ياره، تهران، مؤسسه دانش و انديشة معاصر.

57-گلاسر، ويليام(1380)، مدارس بدون شكست، ترجمه ساده حمزه، تهران، رشد.

58-گويات، ج.(1359)، انقلاب آمريكا، ترجمه باجلان فرخي، تهران، مازيار.

59-گيدنز، آنتوني(1374)، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، چاپ دوم، تهران، نشر ني.

60-گيدنز، آنتوني(1377)، پيامدهاي مدرنيت، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، نشر مركز.

61-لاندو، سائول(1391)، خشونت؛ معرف فرهنگ آمريكايي، ترجمه محمودرضا دوست‎محمدي، سياحت غرب، سال10، شماره113.

62-لاورنس، روبرت زد.(1388)، فرسايش قدرت نرم، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).

63-لنگي، اندرو(1392)، اروپا در قرون وسطي، ترجمه معصومه زارع، تهران، سبزان.

64-لوبون،گوستاو(1354)، تمدن اسلام و عرب، ج1، ترجمه سيد هاشم حسيني، تهران، كتابفروشي اسلاميه.

65-ماكنتوش، تشارلز(1980م)، كتاب مقدس، عهد عتيق، ج1، مذاكرات علي سفر التكوين، مترجم ناشد ساويرس، مطبعه كنيسه الاخوه.

66-ماكنتوش، تشارلز(1980م)، كتاب مقدس، عهد عتيق، ج4، مذاكرات علي سفر اعداد، مترجم ناشد ساويرس، مطبعه كنيسه الاخوه.

67-ماكنتوش، تشارلز(1980م)، كتاب مقدس، عهد عتيق، ج5، مذاكرات علي سفر تثنيه، مترجم ناشد ساويرس، مطبعه كنيسه الاخوه.

68-مصباح يزدي، محمد تقي(1378)، روزنامه كيهان، شماره 16600، 14 شهريور.

مطهري، مرتضي(بي‎تا)، عدل الهي، تهران، صدرا.

69-مك لين، ايان(1382)، فرهنگ علوم سياسي آكسفورد، ترجمه حميد احمدي، تهران، نشر ميزان.

70-مونتسكيو، شارل لويي(1362)، روح القوانين، ترجمه علي اكبر مهتدي، تهران، اميركبير.

71-ميخلز، رابرت(1369)، جامعه‎شناسي احزاب، ترجمه احمد نقيب‎زاده، تهران، قومس.

72-ميلر، جيسن(1384)، چرا جهانيان از آمريكا متنفرند، سياحت غرب، سال سوم، شماره31.

73-مينس بريج، جين(1388)، فرسايش قدرت نرم، مردم، دولتها و اعتماد، جوزف ناي، فيليپ زليكو، ديويد كينگ، ترجمه سعيد ميرترابي، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).

74-والاس، پاتريشيا(1382)، روانشناسي اينترنت، ترجمه بهنام اوحدي، تهران، نشر خورشيد.

75-وايتلام، كيت(1999م)، اختلاق اسراييل القديم، اسكات التاريخ الفلسطيني، ترجمه د. سحر الهنيدي، سلسله عالم المعرفه، كويت، شماره249.

76-وگل، ريچارد دي.(1383) «حبس همگاني و سركوب قانوني در زندان‎هاي ايالات متحده»، سياحت غرب، سال دوم.

77-هابز، توماس(۱۳۸۰)، لوياتان، ترجمه حسين بشيريه، نشر ني.

78-هيلي، الكسي(1361)، ريشه‎ها، ترجمه عليرضا فرهمند، تهران، شركت سهامي كتاب‎هاي جيبي، چاپ دوم.

79-يعقوب ملطي، تادرس(1990م)، كتاب مقدس، عهد عتيق، سفر لاويان، كنيسه شهيد ماجرجس.

80- داورى، رضا(1376)، «تساهل و تسامح»، نامه فرهنگ، ش 28.

81- حنايي كاشاني، محمدسعيد(1376)، نامه فرهنگ، ش 28.

Freund, Julien(1965), Quest-ce Que La Politique?Ed. Du Seuil coll Politique.

Dufrenne, Mikel(1977), Subversion-perversion, P.U.F.

Thucydid, La(1956) Guerre du Peloponnese, trad. E.A.Beant, paris, Garnier Flammaion, 2 VOL. 1966, Benton, W. The Great Ideas, VOL.III. The Revolution, Chicago, Chicago University press.

Prelot, op. cit(1990), Aristoteles Politiques, trad, pellegrin, paris.

Lorenz, K. L(1972), Agression, une histories naturelle du mal, paris, Flammarion.

Michaux, Y.(1986), La violence, paris, PUF.

Reponse, La(1977), Violence, Rapport du comite preside par Alain Peyrefitte, 2vol, paris, presses pocket.

Marcuse, H.(1963) Eroset, La civilisiation, paris, minuit, Argument.

Moscovici, S.(1982) Lage des foules, Fayard, Psychologic, Sociale, Paris, PUF.

Tocqueville, A.(1856) Lancienne regime et La revolution, Lirre III VIII, Paris.

Davies, J.C.(1952) Toward a Theory of revolution, in American Sociological Review, VOL, XVII.

Sorokin, P.(1969) Society, Culture and Personality, New York.

Dvelopment, Media(1996), Womens Values Could Liberated Public Communication, Editional, VOL XXXVIII NO.2.

Sterese Stern, E.(2001) Sexuality and Mass Media, Journal Sexre Search, jon.

Fitzgerald, L.F.(1993) Sexual Harassment: Violence against Women in the workplace. American Psychology48.

Sorel, Georges(1961), Reflections on violence, “introduction to the first publication”1906, New York.

ابوالفضل ظهره‎وند كارشناس مسائل بين‎الملل مطرح كرد؛
برجام را هم با «دوراهي جنگ و صلح» به امضا رساندند

ابوالفضل ظهره‎وند كارشناس مسائل بين‎الملل در گفت‎وگو با فارس، با اشاره به تيتر جلد هفته‎نامه صدا ارگان رسمي حزب كارگزاران سازندگي با عنوان «دو راهي جنگ و صلح» اظهار داشت: موضوع قرار دادن افكار عمومي در دو راهي جنگ و صلح مسبوق به سابقه است و در ايام انتخابات 96 هم از اين دوقطبي استفاده مي‎كردند كه اگر به اين دولت راي داده شود سايه جنگ از كشور دور مي‎شود.

وي افزود: برجام را در چنين شرايطي به امضا رساندند و گفتند اگر امضا شود ما صلح خواهيم داشت، اين روش تكراري است كه همواره در دستور كار بوده است.

ظهره‎وند با بيان اين‎كه تنش‎زدايي و گفت‎وگوي تمدن‎ها با همين رويكرد بود، تصريح كرد: واقعيت در محيط بين‎الملل اين است كه اگر اين‎ها در هر لحظه منافع‎شان با وقوع جنگ اتفاق بيفتد دريغ نمي‎كنند و اين‎كه اكنون غربگرايان داخلي اين گزاره را مطرح مي‎كنند، حاكي از اين است كه يا با واقعيت‎هاي صحنه آشنا نيستند و يا خود را به تغافل مي‎زنند و مي‎خواهند سوء استفاده سياسي كنند.

كارشناس مسائل بين‎الملل ادامه داد: آمريكايي در طي اين 40 سال هر لحظه به جمع‎بندي رسيدند كه مي‎توانند با كم‎ترين هزينه به اهدافشان برسند دريغ نكرده‎اند و ما در جنگ‎هاي عراق و افغانستان شاهد اين مساله بوديم.

وي با بيان اين‎كه تجاربي كه آمريكايي‎ها در دو دهه اخير كسب كردند آن‎ها را به اين نتيجه رسانده كه امروز تنها چيزي كه در دستور كارشان نيست و حتي به آن فكر هم نمي‎كنند مساله جنگ است، گفت: استفاده از تيترهايي چون جنگ، دو راهي جنگ و صلح نوعي هماهنگي داخل و بيرون را نشان مي‎دهد.

اين كارشناس ادامه داد: نقشي كه ترامپ، بولتون و پمپئو بازي مي‎كنند اين گونه است كه دو تا از آن‎ها نقش سگ‎هاي هار را ايفا و ديگري نقش قلعه را بازي مي‎كنند كه اگر وارد قلعه نشويد سگ‎هاي هار شما را مي‎خورند.

ظهره‎وند با اشاره به اين‎كه ترامپ و كابينه‎اش افكار عمومي و ملت ايران را ساده فرض مي‎كنند، تصريح كرد: در داخل هم كساني هستند كه مي‎دانند تمام صحنه‎ها را باخته‎اند و شانسي ندارند. امروز نظام جمهوري اسلامي مقتدرتر از گذشته است و يك كشتي صد هزار تني هدف آساني در منطقه براي ايران است و خودشان هم عنوان مي‎كنند كه ما منتظر ضربه اول هستيم.

كارشناس مسائل بين‎الملل با بيان اين‎كه تجربه بحران و تحولاتي كه در شبه جزيره كره اتفاق افتاد بيانگر يك واقعيت روشن است، تصريح كرد: كره شمالي فقط متكي به قدرت نظامي و مردمش است ولي با اين وجود شاهديم كه با چه زبان و ادبياتي با ترامپ صحبت مي‎كند.

ظهره‎وند با اشاره به تنگناهاي استراتژيكي براي جنگ عليه ايران افزود: دنياي امروز به حدي در هم تنيده شده كه اجازه هيچ گونه درگيري آن هم در حوزه‎اي مثل خليج فارس كه حداقل 20 درصد انرژي جهان از آن مي‎گذرد، را نمي‎دهد.

وي با بيان اين‎كه امروز آمريكايي‎ها به مخيله‎شان هم نمي‎گنجد كه وارد جنگ شوند، تصريح كرد: سفر شبانه پمپئو به عراق به خاطر اين بود كه نيروهايشان در منطقه سيبل هستند و وحشت از اين دارند كه چه بلايي سرشان مي‎آيد. اتفاقا اين جنجال به خاطر اين است كه آمريكايي‎ها نگرانند كه چه فرجامي در انتظار آن هاست. متقابلا نيروهاي غربي داخلي وابسته به آن‎ها هم به اين نگراني دچار هستند كه روندهايي كه در داخل طي مي‎شود، آن‎ها را كه 30 سال برخلاف منافع ملي حركت كرده‎اند به چه ورطه‎اي مي‎اندازد.

اين كارشناس با تاكيد بر اين‎كه تمام سناريوهاي غربگرايان داخلي اين است كه كشور را بر سر ميز مذاكره ببرند، گفت: كشور در بهترين موقعيت خود قرار دارد و فرصت خوبي است كه يك بار براي هميشه ملت ايران در موضع انقلابي خود بايستد و مسائل داخلي و بيروني‎اش را حل كند و آن‎ها از اين نگران هستند.

ظهره‎وند با تاكيد بر ناتواني دولت ترامپ در اقدام جنگ عليه ايران خاطرنشان كرد: دولتي مي‎تواند وارد جنگ شود كه پشتوانه داخلي برخودار باشد در صورتي كه ترامپ نمي‎تواند خود را داخل كنگره جمع و جور كند.

كارشناس مسائل بين‎الملل در پايان خاطرنشان كرد: امروز روسيه، چين و ايران در حياط خلوت آمريكا شرايطي را به اين كشور تحميل مي‎كنند و از دست رفتن ونزوئلا كمر آمريكا را خواهد شكست.

نگاهي به وضعيت بغرنج ارز صادراتي؛
چرا مسؤولان فقط تماشا مي كنند؟

داستان به زبان ساده اين است: «شركت‎هاي دولتي، خصولتي و خصوصي در محدوده جغرافيايي جمهوري اسلامي، با انرژي ارزان و يارانه‎هايي كه از جيب ملت ايران برمي‎دارند، كالاي خود را صادر مي‎كنند ولي در كمال آرامش ارز حاصل از اين صادرات را به كشور بازنمي‎گردانند؛ قواي سه‎گانه هم تنها نظاره‎گر اين فاجعه عظيم هستند»

به گزارش رجانيوز، حدود يك سال و اندي از تلاطمات اقتصادي در كشور مي‎گذرد. در شرايطي كه ايالات متحده سعي بر مسدود كردن مسيرهاي ارزي كشور دارد و از اين طريق معيشت و موجوديت مردم و كشور را هدف قرار داده است، ذخاير طلا و ارز كشور بيش از هر زماني نياز به تقويت و انباشت دارد. تحقق اين مهم نيز جز از راه توجه و دلسوزي همه فعالان اقتصادي و البته مديريت و نظارت قواي حاكميتي امكان‎پذير نيست.

فروردين سال 97 بود كه محمدرضا پورابراهيمي، رئيس كميسيون اقتصادي مجلس، در مصاحبه‎اي اعلام كرد در سال 96 حدود 30 ميليارد دلار ارز از كشور خارج شده است. اين خبر چنان سهمگين بود كه برخي دولتي‎ها سعي كردند اين خبر را ناشي از سوگيري آماري معرفي كنند، اما چندي بعد صندوق بين‎المللي پول در گزارش دوره‎اي خود از اقتصاد ايران، ميزان خروج سرمايه از ايران را حدود 27 ميليارد دلار برآورد كرد. اين موضوع با توجه به التهابات ارزي سال 97 طبيعي جلوه داده شد تا اين‎كه اخيرا معاون وزير اقتصاد اعلام كرده است در سال 97 از مجموع بيش از 44 ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات غيرنفتي كشور، 30 ميليارد دلار آن، نه به صورت كالا و نه در هيچ قالب ديگري وارد كشور نشده است. پس از اعلام اين خبر برخي صادركنندگان در مصاحبه‎هاي جداگانه اعلام كردند بخشي از ارز صادراتي آن‎ها در قالب واردات مواد اوليه به كشور بازگشته و بخشي نيز در سامانه نيما عرضه شده است، اما مشاور وزير اقتصاد در مصاحبه‎اي ضمن رد اين ادعاها مي‎گويد رقم 30 ميليارد دلار ارز صادراتي از طريق سامانه نيما بررسي شده و آمار صادرات بدون بازگشت ارز كاملا دقيق است.

بر اين اساس گفته مي‎شود در سال 97 تنها هشت ميليارد دلار ارز صادراتي به سامانه نيما عرضه شده كه 6.5 ميليارد دلار آن مربوط به پتروشيمي‎ها و عرصه‎هاي فولادي و 1.5 ميليارد دلار آن نيز مربوط به ساير حوزه‎هاست. همچنين 6 ميليارد دلار ارز در قالب‎هاي ديگر همچون واردات مواد اوليه به كشور بازگشته است. حال اين سوال پيش مي‎آيد كه رقم چشمگير 30 ميليارد دلار ارز صادراتي دقيقا كجاست؟ در پاسخ به اين سوال مشخص است كه بايد سه سرمنشأ را بررسي كرد:

1- شركت‎هاي دولتي و خصولتي‎ها كه بر بخش‎هاي سودده اقتصاد ايران همچون بخش‎هاي معادن و صنايع معدني، پتروشيمي‎ها و ميعانات گازي حاكم هستند،

2- ظهور پديده 6400 صادركننده موقت كه دقيقا براي خروج ارز صادرات كرده و حالا ناپديدند،

3- صادركنندگان و فعالان با سابقه كه از ارائه ارز در سامانه نيما ناراضي هستند يا با مشكل انتقال ارز مواجهند.

ارزها كجاست؟

در اين زمينه فعالان بخش خصوصي مي‎گويند 75 درصد ارز صادرات غيرنفتي دست دولت و شركت‎هاي خصولتي است كه مديريت آن‎ها نيز در دست دولت است. همچنين آمارها نشان مي‎دهد 6400 صادركننده موقت در سال 97 بيش از 5.7 ميليارد دلار ارز صادراتي را عملا براي خروج سرمايه صادر كرده‎اند. همچنين طبق آن چه در دعواي بين يكي از بازرگانان مشهور كشور و بانك مركزي رخ داد، آن‎ها هم بخش قابل‎توجهي از ارز صادراتي خود را به سامانه نيما برنگردانده‎اند. در اين‎كه عدم بازگشت 30 ميليارد دلار ارز صادراتي مصداق خروج سرمايه است، كارشناسان اقتصادي، دولتي‎ها و فعالان اتاق بازرگاني اتفاق نظر دارند، اما از آن‎جا كه عدم‎بازگشت اين ميزان ارز صادراتي موجب برهم خوردن تعادل اقتصاد كشور خواهد شد، در شرايطي كه صادرات نفت نيز تحريم شده است، طبيعي است دولت بايد واكنش و اقدام متناسبي در اين زمينه داشته باشد، اما تنها واكنش دولتي‎ها نسبت به اين خبر، اين بوده كه فراريان ارزي ديگر مشمول معافيت‎هاي مالياتي نخواهند شد. حال آيا اين ميزان بي‎تفاوتي مي‎تواند در شرايط جنگ اقتصادي موثر باشد، خود داستان غم‎انگيزي است.

صادركنندگان يك‎بار مصرف!

اما پس از شركت‎هاي دولتي و خصولتي، بايد به نقش بخش خصوصي هم اشاره كرد كه اتفاقا بخشي از آن‎ها متاسفانه در بي‎برنامگي بخش‎هاي دولتي با هدف خروج ارز اقدام به صادرات كالا كرده‎اند، به‎طوري كه براساس اظهارات محمد مودودي، سرپرست سازمان توسعه تجارت ايران، در سال 1397 براساس آمار‎هاي رسمي 1600 شركت حقوقي و 4846 هزار فرد حقيقي اقدام به صادرات كرده‎اند كه در سال‎هاي ۹۴ تا ۹۶ هيچ‎گاه در ليست صادركنندگان كشور قرار نداشتند. به‎عبارت ديگر 6446 شركت و فرد حقيقي در سال 97 جزء صادركنندگان موقت بوده‎اند كه به جرات مي‎توان گفت با هدف خروج ارز از كشور اقدام به صادرات كرده‎اند، به‎طوري كه 6446 صادركننده جديد در مجموع 5.7 ميليارد دلار صادرات داشته‎اند كه از اين ميان تنها ۴۴۵ فرد و شركت، صادرات بيش از يك ميليون دلار داشته و مابقي، صادراتي كم‎تر از يك ميليون دلار انجام داده‎اند. به‎عبارتي ديگر از آن‎جا كه براي صادرات زير يك ميليون دلار معاف از تعهد ارزي است، صادركنندگان موقت دقيقا با هدف عدم‎بازگشت ارز به كشور اقدام به صادرات كرده‎اند. اما پس از دولت، شركت‎هاي دولتي، خصولتي‎ها و صادركنندگان موقت، بخش ديگر عدم‎بازگشت ارز مربوط به شركت‎هاي خصوصي هستند كه جزء صادركنندگان ريشه‎دار كشور هم هستند اما به هر ترتيب ارز خود را به سامانه نيما عرضه نكرده‎اند. براي مثال، بانك مركزي ايران پس از انتقادهاي اسدالله عسگراولادي، رئيس اتاق بازرگاني ايران و چين به سياست ارزي دولت، در سال 97 طي بيانيه‎اي اعلام كرد اين بازرگان باسابقه كشور «تا پايان آبان‎ماه ۱۳۹۷ بالغ بر 16.6 ميليون يورو صادرات داشته و ارز حاصل از صادرات را وارد چرخه اقتصادي نكرده است.»

چه بايد كرد؟

در اين راستا، دولت بايد صادركنندگان غيررسمي را شناسايي كرده و آن دسته از صادركنندگاني را كه ارز خود را به كشور بازنگردانده‎اند مجرم شناخته و به قوه قضائيه معرفي كند، اين در حالي است كه دولت با اين صادركنندگان، رويه مماشات را در پيش گرفت و به تازگي نيز اعلام كرده است كه اين دست از صادركنندگان مشمول معافيت‎ها و مشوق‎هاي صادراتي نمي‎شوند.

دولت بايد با صادركنندگان غيرنفتي با جديت مذاكره كند و تعهدات لازم از صادركنندگان براي بازگرداندن ارز به كشور گرفته شود. بايد زمان بازه زماني مشخصي براي بازگرداندن ارز به كشور از سوي دولت تعيين شود و در صورت عدم‎پايبندي صادركنندگان به تعهدات خود، جرمي شبيه «فرار مالياتي» براي متخلفان تعريف و به قوه قضائيه معرفي شود. از سوي ديگر دولت بايد با تشكيل تيم‎هاي اقتصادي - امنيتي بر عملكرد صادركنندگان نظارت كامل داشته باشد. شكي نيست كه اگر امسال تراز تجاري كشور ايجاد نشود، دولت مجبور به استفاده از ذخاير ارزي مي‎شود كه در اوضاع كنوني، اين اقدام به صلاح اقتصاد كشور نيست.

در حال حاضر 50 تا 60 درصد صادرات غيرنفتي كشور توسط خصولتي‎ها مانند پتروشيمي‎ها انجام مي‎شود و تنها 30 تا 40 درصد از صادركنندگان غيرنفتي، بخش خصوصي يا صادركنندگان خرد هستند؛ حال براي دانستن اين‎كه چرا بخشي از ارز حاصل از صادرات به كشور بازنگشته، ابتدا بايد صادركنندگان بخش خصوصي و صادركنندگان خصولتي به درستي تفكيك شوند، سپس ميزان صادرات هر دو گروه برآورد و به صورت شفاف اعلام شود. اين درحالي است كه هم‎اكنون يك‎سوم صادركنندگان غيرنفتي كشور پتروشيمي‎ها هستند كه سال گذشته 14ميليارد دلار از محصولات خود را به خارج از كشور صادر كرده‎اند، اما تنها هفت‎ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات خود را به كشور بازگردانده‎اند. درحالي كه صادركنندگان بايد ارز خود را از طريق سامانه نيما با نرخ حدود 8 تا 9 هزار تومان در اختيار واردكنندگان قرار دهند. بنابراين وقتي ارز از اين مسير وارد كشور نشده است، دو احتمال وجود دارد؛ نخست آن‎كه ارز حاصل از صادرات در كشور مقصد ذخيره مي‎شود تا صادركننده در صورت پيش‎آمدن وضعيت بغرنج يا بحران اقتصادي در كشور، از كشور خارج شود. دوم آن‎كه صادركنندگان ارز حاصل از صادرات خود را در بازار آزاد و به نرخ 14 تا 15 هزار تومان به فروش مي‎رسانند.

با توجه به مطالب پيش‎گفته، لزوم ورود جدي و اثربخش دستگاه‎هاي حاكميتي در اين عرصه حس مي‎شود. در شرايطي كه دشمن در عرصه اقتصادي آرايش جنگي به خود گرفته است قواي كشور قطعا بايد با جديت و پيگيري بيش‎تري موضوع را دنبال كرده و اجازه ندهند سودجوياني در لباس فعال اقتصادي از جيب يك ملت و در سايه امنيتي كه با خون صدها هزار شهيد حاصل شده منابع كلان كشور را با مشكل روبه رو كنند.

تبرئه نشريه ۹ دي از شكايت درباره سرقت علمي روحاني

به گزارش جهان نيوز، دو سال قبل هفته نامه ۹ دي طي شش شماره(۲۸۷ تا ۲۹۳) در تاريخ ۱۵ مهر ۹۶ تا ۴ آذر ۹۶ گزارش‎هاي مستندي را با عنوان «گزارش يك سرقت علمي، بررسي علمي اسناد به دست آمده در موضوع دكتري حسن روحاني» كه انعكاس گوشه‎اي از يافته‎هاي گروه بررسي اصالت رساله دكتري آقاي روحاني بود، منتشر كرد. اين گزارش، حاصل تلاش جمعي از دانشجويان و دانش‎آموختگان برترين دانشگاه‎هاي داخل و خارج از كشور و خلاصه‎اي از صدها ساعت كار كارشناسي با در نظر گرفتن «مسامحه‎آميزترين» ملاك‎هاي سرقت علمي در فضاي آكادميك داخلي و خارجي بود.

به دنبال انتشار اين گزارش مستند در ۹ دي، معاون حقوقي رئيس جمهور طي نامه شماره ۳۴۹۷۹ مورخ ۲۲ اسفند ۹۶ ضمن كذب دانستن مستندات ۹ دي، با استنناد به بندهاي ۸ و ۱۱ ماده ۶ قانون مطبوعات و مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامي، گزارش ۹ دي را مصداق افترا و نشر اكاذيب دانست و از دادگاه ويژه روحانيت خواستار مجازات مدير مسؤول اين هفته نامه شد.

با شكايت حسن روحاني، مدير مسؤول هفته نامه ۹ دي از سال ۹۶ طي چند نوبت بازپرسي شد و در نهايت، دادگاه حميد رسايي در بهمن ماه سال ۹۷ برگزار شد. در اين دادگاه كه بيش از سه ساعت به طول انجاميد، مدير مسؤول هفته نامه ۹ دي طي لايحه ۲۰۰ صفحه اي، با ارائه كليه مستندات علمي و كار كارشناسي صورت گرفته توسط اساتيد دانشگاه، به دفاع كامل از مطالب منتشر شده در خصوص سرقت علمي و تقلب صورت گرفته در پايان نامه دكتري حسن روحاني پرداخت. دفاعيات مستند و حقوقي حميد رسايي در جلسه دادگاه در كنار ناتواني تيم حقوقي و كارشناسي معاونت حقوقي رياست جمهوري براي رد اين مستندات، در نهايت رأي تبرئه مدير مسؤول ۹ دي را توسط هيأت منصفه و قاضي دادگاه به دنبال داشت. گفتني است كه برخي از اعضاي هيأت منصفه دادگاه ويژه روحانيت در اين جلسه، از همفكران و حاميان حسن روحاني(از جمله محمود دعايي و محمد علي نظام زاده) بودند اما با توجه به مستندات محكم ۹ دي، آن‎ها نيز به تبرئه ۹ دي رأي دادند.

با وجود اعتراض رياست جمهوري به رأي صادره و درخواست تجديدنظر، مستشاران شعبه اول دادگاه تجديد نظر نيز با وجود مستندات علمي و دفاعيات محكم حميد رسايي، در تاريخ ۱۲ ارديبهشت ۹۸ راي بدوي را تاييد نمودند. در راي دادگاه ويژه روحانيت آمده است: «با توجه به مجموع محتويات و مندرجات پرونده و دفاعيات موجه و مدارك ابرازي و با عنايت به اين‎كه هيأت محترم منصفه به اتفاق آراي پس از مشاوره، متهم را مجرم تشخيص نداده اند، دادگاه نيز با توجه به مراتب فوق، اتهامي را متوجه متهم ندانسته و به استناد اصل ۳۷ قانون اساسي و ماده ۴ قانون آيين دادرسي ميفري مصوب سال ۹۲ به لحاظ عدم احراز وقوع بزه‎هاي انتسابي، رأي به برائت متهم صادر و اعلام مي‎دارد.»

نكته جالب در دادگاه اين نكته بود كه نمايندگان حقوقي رياست جمهوري چندين بار خطاب به قاضي و هيأت منصفه، به اين موضوع اشاره كردند كه مبادا در روند بررسي موضوع و رأي صادره به تبعات اين موضوع دقت نشود و رئيس جمهور كشور متهم به تقلب و سرقت علمي شود!

اين ادبيات مورد اعتراض مدير مسؤول ۹ دي قرار گرفت و در جلسه دادگاه تأكيد شد «همين درخواست حكايت از صحت ادعاي ما مبني بر سرقت علمي در مدرك دكتري آقاي روحاني دارد. علاوه بر آن، ضروري است تا با توجه به اقتضاي عدل الهي حكم صادر شود و مبادا براي حفظ آبروي يك فرد، حق اساتيدي كه از كتب آن‎ها سرقت شده، ضايع شود و همچنين حق جامعه علمي‎اي كشور و دانشجوياني كه براي اخذ دكتري خود متحمل زحمات علمي مي‎شوند، پايمال شود» كه در نهايت هيأت منصفه دادگاه كه برخي از اعضاي آن از حاميان و مدافعان آقاي روحاني بودند و رأي نهايي و قطعي دادگاه، به عدم مجرميت ۹ دي از جرم افترا و نشر اكاذيب رأي دادند. اكنون شايسته است تا نهادهاي ناظر و قانوني همچون مجلس و شوراي نگهبان در اين خصوص ورود كنند.

 يادداشت هفته

پشت پرده سناريوي دوراهي جنگ و صلح

 دكتر قاسم روان‌بخش

استراتژي چماق و هويج از ديرباز در فرهنگ سياسي رواج داشته و در دولت بوش پسر بسيار پر رنگ مطرح مي‎شد. اين استراتژي بدين معناست كه قدرت‎ها با نشان دادن چماق به دولت‎هاي ضعيف‎تر آن‎ها را مي‎ترسانند؛ زماني كه رعب و ترس در دل آن‎ها نهادينه شد با نشان دادن هويج، آن‎ها را به ميز مذاكره مي‎كشانند و همه امتيازاتي را كه مي‎خواهند با نشان دادن همزمان چماق و هويج از طرف مقابل مي‎گيرند. در آستانه مذاكرات دولت روحاني با 1+5، بيلبوردهايي در سراسر تهران و برخي مراكز استان‎ها نصب شد كه همين استراتژي را به شكل ديگري به تصوير كشيده بود. طراح اين تابلوها، طرف امريكايي را به گونه‎اي كشيده بود كه نيمه بالاتنه‎اش ديپلمات بود ولي نيمه پايين بدنش با لباس نظامي و در زير ميز دستش روي ماشه مسلسل و در كنارش سگي هار قرار داشت ولي در طرف ايران تنها يك ديپلمات با لباس ديپلماتي و ريش پروفسوري ديده مي‎شد. پيام اين تابلوها اين بود كه مذاكره كنندگان بدانند با چه كساني طرف هستند؛ اين جماعت از يك طرف با زبان اسلحه و تهديد حرف مي‎زنند و از سوي ديگر با زبان ديپلماتيك و لبخند با شما سخن مي‎گويند.
اين استراتژي هم در مذاكرات دولت خاتمي با اروپايي‎ها تا حدودي جواب داد؛ زيرا آن‎ها از ترس وقوع جنگ، تمام سايت‎هاي هسته‎اي را داوطلبانه مهر و موم كردند و هم در دولت روحاني جواب داد كه از ترس وقوع جنگ و عملياتي شدن تهديدهاي دولتمردان امريكايي مهم‎ترين بخش‎هاي سرمايه هسته‎اي مان را واگذار كردند و در برابر آن «تقريبا هيچ» دريافت نمودند. پنج سال در بر پاشنه هيچ، چرخيد و سرانجام امريكايي‎ها پوست ميوه برجام را كه مغزش تناول كرده بودند به دور انداختند و با تحميل تحريم‎هاي بيش تر، در صدد گرفتن امتيازات بيش‎تري برآمدند.
امريكايي‎ها و اروپايي‎ها با تشويق و تهديد، و با وعده‎هاي سر خرمن، ايران را در برجام نگه داشته‎اند و سعي مي‎كنند ايران را روز به روز ضعيف‎تر كنند تا قدرت مقاومت را از ما بگيرند. لذا در يك سال گذشته با همان سياست دوگانه جنگ و صلح، ايران را به تصويب FATF دعوت كردند و متاسفانه اين سياست، در دولت و مجلس موثر افتاد ولي با سد شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مواجه شد. چند ماهي است كه فشارهاي رسانه‎اي مزدوران داخلي دشمن و فشارهاي بيروني نتوانسته است مجمع را به تصويب وادار كند و اين طرح در مجمع تشخيص مسكوت مانده است. قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ليست تروريسم پيام مستقيم تصويب FATF بود؛ چنان چه آن را تصويب كرده بوديم بر اساس آن مصوبه دولت و همه نهادهاي نظام مي‎بايست با اين تروريست ادعايي! برخورد مي‎كردند.
در مرحله جديد، با اعزام ناو جنگي امريكا به منطقه و تحركات وزير خارجه اين كشور در منطقه، و تهديدات برخي سران نادان آن، عده‎اي در داخل باز هم بر طبل دوگانه جنگ و صلح مي‎كوبند و اين گونه وانمود مي‎كنند كه در صورت تسليم نشدن در برابر امريكايي ها، بايد به جنگ تن داد. آمريكا هم از يك طرف ناو هواپيما بر جنگي مي‎فرستد و از سوي ديگر شماره تلفنش را براي تماس مسوولان ايران در اختيار سفارت سوئيس قرار مي‎دهد. و مزدوران داخلي‎اش نيز آن را فرصت طلايي براي ايران وانمود مي‎كنند كه ممكن است از دست برود!
بي گمان، امريكايي‎ها در شرايطي نيستند كه بخواهند وارد فاز نظامي شوند و هيچ علامتي نيز براي وقوع چنين اتفاقي وجود ندارد. ولي مزدوران داخلي كه در واقع زمينه سازان مذاكره مجدد با آمريكا هستند مي‎خواهند كشور را بر سر راه دوراهي جنگ و صلح نشان دهند و به افكار عمومي اين گونه وانمود كنند كه اين ما بوديم كه سايه جنگ را از سر كشور دور كرديم، و نتيجه‎اش را در انتخابات اسفند سال جاري بگيرند؛ چنان كه با همين سياست دروغين توانستند انتخابات 96 را ببرند.
نكته قابل توجه ديگر اين است كه تجربه حال و گذشته كشورمان و ساير كشورها نشان مي‎دهد كه پايداري همواره جواب مي‎دهد و صلح و سازش نتيجه‎اي جز زبوني و خواري در بر ندارد. تصميم شوراي عالي امنيت ملي مبني بر توقف دو بند از بندهاي برجام يعني عدم فروش آب سنگين و اورانيوم غني شده، امريكايي‎ها و اروپايي‎ها را به شدت نگران كرده است؛ به طوري كه سران اروپا و امريكا را به بروكسل كشاند تا درباره تهديد ايران تصميم بگيرند. از سوي ديگر آتش گرفتن چند كشتي نفتي از جمله دو كشتي عربستان سعودي در بندر امارات از سوي عناصر نامعلوم، موجي از نگراني را به جهان غرب و شيخ نشينان نفتي منطقه تحميل كرده است. اين نگراني‎ها نشان مي‎دهد اگر در 6 سال گذشته استراتژي مقاومت را پيشه خود ساخته بوديم و امروز ذخاير اورانيوم 20 درصدايران از 2000 كيلوگرم بالاتر رفته و ذخاير اورانيوم 5درصد نيز به 30 تن افزايش يافته بود دشمن براي پذيرش شرايط ايران و برداشتن تحريم‎ها در همان سال‎هاي 92 و 93 تسليم خواسته‎هاي ايران مي‎شد؛ اتفاقي كه در مذاكرات آلماتي 2 نيز نمود يافت و تا مرز تسليم پيش آمدند ولي مژده پيروزي جريان سازش در كشور آن‎ها را اميدوار ساخت.
اكنون كه اروپايي‎ها زودتر از موعد 60 روزه موضع خودشان را اعلام و مشخص كرده‎اند كه قرار نيست اتفاقي بيفتد صبر كردن دو ماهه جز خسارت براي ملت ايران در پي ندارد؛ لذا شايسته است كه شوراي عالي امنيت ملي مرحله بعدي طرح خودش را يعني برداشتن سقف غني سازي و آغاز غني سازي 20 درصد را به طور رسمي اعلام كند. تنها در اين صورت است كه غربي‎ها در اعمال فشارهاي خودشان تجديد نظر خواهند كرد.