صفحه ادب و هنر

نكته هايي ظريف در گزارش بازديد رهبر انقلاب از نمايشگاه كتاب

اشاره: بازديد رهبر انقلاب از نمايشگاه امسال كتاب تهران نكته‎هايي ظريف به همراه داشت كه عليرضا مختارپور، معاون نشر مؤسسه پژوهشي فرهنگي انقلاب اسلامي، در گفت‎وگو با تسنيم بيان داشته است و در ادامه تقديم مي‎گردد.

امسال بيست و دومين بازديد مقام معظم رهبري از مجموع 32 دوره نمايشگاه كتاب تهران بود، چند محور عمده از بازديد ايشان قابل توجه است، محور اول، نكته‎اي است كه خود ايشان هم فرمودند و آن ترويج و تشويق مردم به كتاب و كتابخواني است.

محور دوم، آشنايي با جريان نشر در كشور و كتاب‎هاي تازه و آشنايي با مشكلات ناشران است كه برخي ناشران درباره گراني كاغذ مطالبي را خدمت ايشان عرض كردند.

محور سوم، توصيه‎هاي ايشان به مسؤولان فرهنگي كشور و ناشران است، اين محور در تمام 22 دوره قبلي بازديد به اقتضاي مسائل هر دوره مطرح شده است. مثل توجه به محتواي كتاب، توجه به نوع كاغذ انتخابي، توجه به استفاده از تصاوير و طراحي مناسب براي روي جلد، محتواي قابل استفاده و منطبق بر فرهنگي ايراني ـ اسلامي.

نكته ديگري كه بخصوص در دو دهه اخير در بازديدهاي ايشان مورد تاكيد بوده اين است كه جريان فرهنگي كشور نبايد نسبت به كساني كه در عرصه نشر براي ترويج گفتمان انقلاب اسلامي و سبك زندگي ايراني ـ اسلامي تلاش مي‎كنند، بي‎تفاوت باشد. اين افراد بخصوص كساني كه از نسل جوان كشور هستند و مي‎توانند اميد و آينده نشر در كشور باشند، بايد از طرف مديريت فرهنگي كشور مورد تشويق و حمايت قرار گيرند.

وقتي قيمت كتاب بالا مي‎رود نبايد از طريق عدد فروش مقايسه به دست بيايد، بلكه بايد عناوين هم بررسي شود. از طرف ديگر نوع كتاب‎هايي كه به تجديد چاپ رسيده بود، نشان مي‎داد، تعداد قابل توجهي از اين كتاب‎ها در جامعه مورد استقبال قرار گرفته است. البته طبيعي است كه نسبت به جمعيت كشور و انتظاراتي كه رهبري از شمارگان و فروش كتاب و مطالعه آن دارند، هنوز فاصله زياد است.

ايشان بارها گفته‎اند، در كشور ما شمارگان كتاب‎ها بايد 100 هزار، 200 هزار و حتي 300 هزار نسخه باشد، الان شمارگان خيليپايين است، اما اين‎كه از همين شمارگان تعداد بالايي خوانده شود يا به فروش رود نكته قابل توجهي است.

نكته ديگر، اظهار خرسندي ايشان از توليد و عرضه كتاب‎هاي مربوط به دفاع مقدس و خاطرات همسران و مادران شهدا بود.

يك نكته‎اي بگويم، تفاوت كتاب با تصوير چيست؟ تفاوت كتاب با تصوير اين است كه در كتاب با متن سر و كار داريم و مطلب را به‎صورت مفصل و مشروح مي‎خوانيم، در نتيجه اطلاعات كامل به دست مي‎آوريم. در مورد تصوير اين‎گونه نيست، ما وقتي تصويري مي‎بينيم، نمي‎دانيم مقدمه آن چه بوده است و بعد از آن چه رخ داده است.

رهبري وقتي در غرفه‎هاي مختلف كتاب‎هاي مختلفي را مي‎بينند، گاهي كتاب‎هايي را دست مي‎گيرند، گاهي ورق مي‎زنند و بعد نوع برخوردشان با اين كتاب‎ها انواع مختلفي دارد، كتاب‎هايي هست كه ايشان مي‎بينند، و همان جا مي‎فرمايند كه اين كتاب را خوانده‎ام، كتاب خوبي است يا كتاب قابل استفاده‎اي است، حتي برخي سال‎ها گفته‎اند، اين كتاب بايد ترويج شود. اين يك دست از كتاب‎هاست.

اما، برخي از كتاب‎ها را كه مي‎بينند، سوال مي‎كنند، مثلا مي‎پرسند، اين كتاب در ايران خواننده دارد؟ چون سبك نوشتار كتاب، سبك دشواري است، گاهي كتاب را مي‎بينند و با توجه به آشنايي قبلي كه از اين كتاب دارند، پرسشي مي‎پرسند، مثلا با ترجمه‎اي از يك كتاب مواجه مي‎شوند و مي‎دانند كه ترجمه‎هاي ديگري هم از آن كتاب قبلا منتشر شده است، بنابراين مي‎پرسند كه اين ترجمه جديد است؟ آيا اين ترجمه نسبت به ترجمه‎هاي قبل تفاوتي دارد؟ مثلا امسال هم رماني را ديدند و سوال پرسيدند كه تفاوت آن با ترجمه‎هاي قبلي چيست؟ كه مسؤول غرفه توضيح داد، ترجمه‎هاي قبل از زبان واسط ترجمه شده است و ترجمه حاضر از زبان اصلي ترجمه شده است.

در مورد برخي كتاب‎ها از انتخاب يا نحوه گزينش كتاب براي ترجمه مي‎پرسند.

درباره برخي كتاب‎ها اصلا ايشان نگاه انتقادي دارند، براي نمونه ديروز كتابي را ديدند و به ناشر گفتند اين كتاب بر خلاف آن چيزي كه مولف ادعا كرده، جهتي مغاير با آن چيزي كه در ظاهر دارد، نشان مي‎دهد. فرض كنيد اين كتاب دست حضرت آقا باشد و عكاسي هم عكس بگيرد و تصويرش پخش شود، بعد بيننده تصور كند اين كتاب مورد توجه و تشويق قرار گرفته، در حالي‎كه اصلاً چنين نيست.

براي نمونه ديروز حضرت آقا كتابي را دست گرفتند كه شكل خاصي از كتاب‎هاي رده كليات بود، ايشان صفحه‎اي را باز كردند و نكته‎اي را نشان دادند و فرمودند اين غلط است. به ناشر گفتند اين كتاب غلط دارد. باز هم اگر صرفا به تصوير اكتفا كنيم، متوجه نمي‎شويم كه ايشان به ناشر گفته‎اند دقت كنيد اين كتاب مشكل دارد.

بنابراين مي‎بينيم كه انواع و اقسام اظهار‎نظرها، انواع توجه‎ها، انواع نگاه‎ها وجود دارد، من در باره كتاب خاصي صحبت نمي‎كنم، اما جامعه فرهنگي و رسانه‎اي خصوصا درباره كتاب بايد توجه كند كه نوع نگاه ايشان به كتاب‎ها صرفاً از يك تصوير به دست نمي‎آيد، ايشان كه به نمايشگاه مي‎آيند با ناشران و مولفاني صحبت مي‎كنند، گاهي ذكر خير مولفان و ناشران مي‎كنند، اما حضرت آقا كه همه ديدگاه‎شان را درباره يك مترجم يا يك نويسنده يا حتي همه كتاب‎ها در نمايشگاه بيان نمي‎كنند. اين‎كه حضرت آقا ذكر خيري از نويسنده يا مترجم مي‎كنند، دلالتي بر اين نيست كه كتاب مورد توجه و تبليغ بوده يا نبوده است؟ اصلا در اين حوزه‎ها نيست، رويكرد كلي ايشان در نمايشگاه اين است كه هر ناشري كه با ايشان مواجه مي‎شود آقا محبت مي‎كنند، خسته نباشيد مي‎گويند، تشكر مي‎كنند، ولو اين‎كه نسبت به كتابهاي آن ناشر نظر خاصي داشته يا نداشته باشند. بنابراين بايد نگاه كلي به اين مسائل داشت و به مجموعه ديدگاه‎هاي ايشان نسبت به جريان نشر كتاب و محتوا دقت كرد.

ان‌شاءالله

عكس يادگاري با خالق «سربلند»

در يكي از روزهاي برگزاري نمايشگاه كتاب، مراسم ديدار مخاطبان كتاب «سربلند» خاطرات شهيد محسن حججي، با نويسنده آن، محمدعلي جعفري، در غرفه نشر شهيد كاظمي بود. كسي كه اگر با او دمخور باشيد، مي‎بينيد كه چطور از رفقاي شهيدش ياد مي‎كند و چطور بعد از شهادت آن‎ها سعي مي‎كند جاماندگي خودش را با نوشتن از آن‎ها پر كند. «عمار حلب»، «سربلند» و... كتاب‎هايي است كه او به ياد رفقاي شهيدش نوشته است.

تصور نمي‎كردم كه يك ساعت زودتر هم غرفه شهيد كاظمي شلوغ باشد. اين شلوغي زماني بيش‎تر به چشم آمد كه غرفه‎هاي همسايه اين ناشر نسبتا خلوت‎تر بود و ازدحام مقابل غرفه شهيد كاظمي بيش‎تر به چشم مي‎آمد. دختر و پسرهاي دهه 70 و 80 بيش‎ترين طيف مخاطبان مقابل غرفه شهيد كاظمي را تشكيل مي‎دادند. جوان‎هايي كه ديگر نمي‎توان به آن‎ها لقب نوجوان داد؛ چون پا به سن و سال جواني گذاشته‎اند و حالا خودشان مشغول انتخاب يك محصول فرهنگي هستند.

ولي اين تمام اتفاقاتي نبود كه در غرفه نشر شهيد كاظمي روي داد. بخش جالب ماجرا عكس يادگاري بود. چهره‎هايي كه در بيرون شايد اين طور قضاوت شوند كه تناسبي با شهدا و آرمان آن‎ها ندارند، ولي كتاب خاطرات شهيد حججي را تهيه كرده بودند و مي‎خواستند با نويسنده آن عكس يادگاري هم بگيرند. حتي همين طور كه بيرون ايستاده بودم مي‎ديدم برخي خجالت مي‎كشيدند كه نزديك شوند؛ زيرا احتمالا از ترس قضاوت شدن پا پيش نمي‎گذاشتند.

دخترها و پسرهايي كه در دهه پنجم انقلاب اسلامي علي‎رغم تنگناها و فشارها هنوز دنبال خواندن از شهدا هستند. برخلاف تصورات و پروپاگانداي عمومي كه گفته مي‎شود جوانان نسل امروز نسبت به آرمان شهدا بي‎تفاوت شده‎اند و به افكار عمومي تزريق مي‎كنند كه ديگر آرمان شهدا روي زمين مانده، بايد گفت بهتر است سري به غرفه نشر شهيد كاظمي يا روايت فتح و قس عليهذا بزنيد تا ببينيد برنده واقعي كيست.

به هر حال هرچه بود عصر روز جمعه كه سومين روز نمايشگاه كتاب در مصلي رو به پايان بود، جوانان براي ديدن نويسنده‎اي كه قلمش از شهدا نوشته صف ايستاده بودند و شلوغ كرده بودند.

 ادب و هنر

نقد فيلم «تگزاس 2»

 ميثم كريمي

خلاصه داستان: ساسان(سام درخشاني) و بهرام(پژمان جمشيدي) به همراه آليس(گابريلا پتري) در حال بازگشت به ايران هستند كه چمدان‎شان در فرودگاه با فرد ديگري اشتباهاً جابه جا شده و....
مسعود اطيابي، تهيه كننده و كارگردان ايراني است كه مجموعه آثارش در يك دهه اخير تقريباً رنگ سينما را به خود نديد و برخي از آن‎ها مانند «ماه گرفتگي» كماكان وضعيت نامعلومي براي اكران دارد. با اين حال او طي دو سال گذشته كمدي پرفروش «تگزاس» را كارگرداني كرد و به نظر مي‎رسد كه موفقيت اين اثر باعث شود در اين مسير باقي بماند.
قسمت اول «تگزاس» درست يك سال پيش در زماني مشابه به اكران درآمد؛ اثري كه دنباله رو سبك كمدي‎هاي «خارج كشوري» سينماي ايران بود كه فرمول شكل گيري آن بسيار ساده و شامل چند كمدين مي‎شود كه مي‎بايست در لوكيشني خارج از كشور به اين سو و آن بروند و رقص و آواز بخوانند تا فيلمي سينمايي براساس آن ساخته شود! با اين حال اما «تگزاس» با فروش بسيار خوبي در گيشه مواجه شد و مخاطبان سينماي ايران واكنش بسيار خوبي به آن نشان دادند. حالا پس از گذشت يكسال و در شرايطي كه يك فيلم كمدي ديگر از پرده سينما پايين كشيده شده، قسمت دوم «تگزاس» با كم‎ترين تبليغ ممكن به يكباره جايگزين «رحمان 1400» شد تا معادلات عجيب سينماي ايران كماكان مجهول باقي بماند.
«تگزاس 2» از جنس كمدي‎هايي است كه در آن موقعيت كميك براساس شعور حداقلي شخصيت‎هاي داستان ساخته مي‎شود. در اين جنس از كمدي، مخاطب ابداً نمي‎تواند يك انسان طبيعي را در فيلم مشاهده نمايد كه گرفتار موقعيت‎هاي منطقي مي‎شود بلكه بايد هر چند دقيقه يكبار منتظر خلق موقعيتي باشد كه ارتباط چنداني به يكديگر ندارند و بيش‎تر شبيه مجموعه‎اي از كليپ‎هاي كوتاه هستند كه به‎صورت مداوم در حال تكرار مي‎باشند. در اين كليپ‎هاي كوتاه آدم‎هايي حضور دارند كه هر لحظه خود را درگير حماقت‎هاي بي‎حد و حصر مي‎نمايند و مخاطب نيز وظيفه دارد كه به اين انسان‎ها با شعور حداقلي، لبخند بزند.
قسمت دوم «تگزاس» سرشار از موقعيت‎هاي كميكي است كه برگرفته از شوخي‎هاي فضاي مجازي مي‎باشد كه به نازل‎ترين شكل ممكن به تصوير مبدل شده‎اند؛ شوخي‎هايي كه پيوستگي مشخصي ندارند و اجراي آن‎ها نيز به حدي ضعيف است كه شرايط فيلم را متناسب براي عرضه در شبكه نمايش خانگي كرده است؛ شوخي‎هاي قديمي و نخ نما شده‎اي نظير حضور در مراسم تدفين يك دختر جوان و شوخي‎هاي مربوط به آن، احتمالاً يكي از قديمي‎ترين و كلاسيك‎ترين شوخي‎هايي است كه هر مخاطب ايراني آن را بارها شنيده و حالا سازندگان «تگزاس 2» شوخي‎هايي از اين دست را در قسمت دوم به كار گرفته‎اند.
در قسمت دوم «تگزاس» خبري از يكپارچگي فيلمنامه و روايت نيست و مجموعه موقعيت‎هايي كه در قصه شكل مي‎گيرد بي‎آن‎كه منطق مشخصي را شامل شود، يكي پس از ديگري در داستان روايت مي‎شوند. از رسم چهارشنبه سوري گرفته تا فروشندگان مواد مخدر و يك باند خلافكار عجيب و غريب و به شدت مضحك در قلب تهران كه فلسفه حضور آن در فيلم مشخص نيست. به نظر مي‎رسد كه اطيابي خيالش از بابت گريز زدن به هرچيز و هر موقعيتي راحت بوده و مي‎دانسته كه فيلمنامه سرگردان اثرش مي‎تواند ميزبان هر اتفاقي باشد و ابداً هم مهم نيست كه آيا در اثرش نشاني از سينما يافت خواهد شد يا خير! شخصيت‎هايي كه در داستان مشاهده مي‎كنيم نه منطقي متوجه حال و روزشان است و نه كوچك‎ترين ويژگي شخصيتي كه باعث درك مخاطب از آن‎ها شود. آن‎ها هركاري كه مخاطب را بخنداند انجام مي‎دهند.
شايد تنها نكته مثبتي كه بتوان در «تگزاس 2» يافت اين باشد كه غلظت شوخي‎هاي جنسي اثر به نسبت آثار اين روزهاي سينماي ايران كم‎تر است و ترجيح بر اين بوده كه از اين فضا تا جايي كه امكان داشته دوري شود، هرچند كه اين موضوع باعث نشده شوخي‎هاي پرمغزي در فيلم يافت شود. «تگزاس2» كمدي ضعيف و آشفته‎اي است كه در بهترين حالت ممكن مي‎بايست به‎صورت ويدئويي توليد شده و منتشر مي‎شد اما به هرحال سر از سينما درآورده و به اكران رسيده است. استقبال از اين اثر مهر تاييدي بر ساخته شدن قسمت سوم آن خواهد بود كه به نظر كاملاً محتمل مي‎رسد.