صفحه بانوي مسلمان

راه يافتگان - بانوي مستبصر و شيعه شده اندونزيايي:
زنان ايراني بايد شكرگزار نعمت انقلاب باشند

به گزارش حوزه نيوز، خانم حسني لتانگ، بانوي مستبصر و شيعه شده اندونزيايي از نحوه شيعه شدن خود و سفر به ايران سخن گفت.

اين بانوي مستبصر ادامه داد: به‎خاطر فعاليت گسترده وهابيت عليه شيعه كسي جرأت ابراز اعتقادات شيعي خود حتي در مورد عاشورا و عزاداري براي امام حسين(ع) در سراسر اندونزي از جمله محل تولد من را ندارد و بلافاصله تكفير مي‎شود و يا از سوي وهابيت مورد هجوم و ضرب و شتم قرار مي‎گيرند.

خانم لتانگ گفت: در مقطع دبيرستان تنها به صورت يونيفرمي يعني با مانتوي بلند و روسري حجاب داشتم و در بيرون از مدرسه بي‎حجاب بودم.به‎خاطر اتفاقاتي كه براي دختران بدحجاب در سطح شهر مي‎افتاد و اخبارش به گوش ما مي‎رسيد به دنبال الگويي براي حجاب بودم كه بتواند من را از نامحرمان حفظ كند.

وي اضافه كرد: اكثر حجاب زنان اندونزي بدن نماست كه من از اين نوع حجاب به «سلفون زده» تعبير مي‎كنم و خانواده و اقوام و مردم شهرم هيچ كدام در بيرون از خانه روسري نمي‎پوشند و داشتن حجاب را تحقير مي‎دانند.

اين بانوي مستبصر اذعان كرد: من به خودم نهيب زدم كه بايد نشانه‎اي از مسلماني داشته باشم و دنبال الگو بودم و تا آن موقع هنوز شيعه نشده بودم و تصورم اين بود كه شيعه كافر است و فقط دنبال الگويي براي حجاب بودم و از حضرت زهرا(س)تنها يكبار دركتب درسي به‎عنوان دختر پيامبر نام برده شده بود.

لتانگ با ابراز تأسف از اين‎كه برخي زنان در جهان آزادي را در بي‎حجابي مي‎دانند اذعان كرد: من اين آزادي را « آزاري» مي‎دانم، چون واقعا بدحجابي براي زنان يك نوع آزار است كه نمي‎توانند در برابر نگاه نامحرمان خود را حفظ كنند و درواقع حجاب يك پيام و بدحجاب و بي‎حجابي هم يك پيام دارد و ما با حجابم به نامحرم پيام مي‎دهيم كه از يك محدوده جلوتر نيا.

وي خاطرنشان كرد: حضرت زينب(س)حاضر بود تمام دارايي و اهل خانواده‎اش را از دست بدهد ولي حاضر نبود حجاب و عفتش را از دست ندهد و ايشان هم الگوي ما هستند.

اين بانوي اندونزيايي در خصوص آشنايي خود با اعتقادات شيعي گفت: يكي از همكلاسي هايم در مدرسه از حجاب خوبي برخوردار بود و با نامحرمان دست نمي‎داد و حجابش بدن نما هم نبود. از او خواستم الگوي من باشد و به من بياموزد كه چگونه مي‎توانم حجاب داشته باشم.

لتانگ افزود: دوستم من را به مركز مطالعات اسلامي در همان شهر تحصيل دبيرستان برد و در اين مركز اساتيد عرفان، حجاب و اصول دين در مورد معارف اسلامي براي شركت كنندگان صحبت مي‎كردند و به من كه يك تازه وارد بودم ابتدا كتب مرجع اهل تسنن مثل صحاح سته را دادند تا مطالعه كنم.

وي اضافه كرد: تعطيلات كه با حجاب بهتر و پوشيده‎تر از قبل به خانه برگشتم با مخالفت خانواده و مردم روبه رو شدم و آن‎ها مي‎گفتند كه شايد اتفاقي برايش افتاده است. بچه‎هاي همسايه فكر مي‎كردند آدم فضايي ديده‎اند و همه شهر از لباس پوشيدن من با خبر شدند.

اين بانوي مستبصر اذعان كرد: بعد از تعطيلات دوباره به شهر محل تحصيلم برگشتم و براي حجاب پولي نداشتم، چون هم لباس يونيفورم و هم لباس بيروني مي‎پوشيدم و مادرم پولي بابت حجاب و خريد روسري به من نمي‎داد و دوستانم روسري دست دوم به من مي‎دادند.

لتانگ ابراز كرد: هر بار به خانه بر مي‎گشتم مصيبت من آغاز مي‎شد و با سرزنش اطرافيان مواجه مي‎شدم به‎طوري كه يكبار مادرم من را به اخراج از خانه تهديد كرد ولي آشتي كرد و اين اتفاق نيفتاد ولي شرط گذاشته بود كه با روسري نبايد با او بيرون بروم و من در خانه مي‎ماندم.

اين بانوي اندونزيايي در بخش ديگري از سخنانش اظهار كرد: از مجموعه كتب صحاح سته دو كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم را كه براي اهل تسنن بسيار حايز اهميت است و بعد از قرآن مطالب اين دو كتاب را قبول دارند؛ مطالعه كردم و با اهل بيت(ع) آشنا شدم.

وي ادامه داد: در اهل تسنن براي هر حديث و روايتي كه به اثبات و حقانيت ائمه اطهار(ع) بعد از پيامبر اسلام(ص) مربوط مي‎شود جواب‎هاي از پيش تعيين شده‎اي دارند؛ بنا براين شما طلاب هم بايد بتوانيد به شبهاتي كه آنان در مورد امامت مطرح مي‎كنند پاسخ دهيد.

عضو جامعة المصطفي اظهار كرد: بعد از مدتي كتاب ديگري در مورد ماجراي سقيفه خواندم و از جريان‎هاي بعد از رحلت پيامبر(ص) از جمله حمله به خانه حضرت علي(ع) و سيلي خوردن حضرت زهرا(س) و براي اولين بار از جريان كربلا و شهادت امام حسين(ع) مطلع شدم و آن موقع بود كه حقيقت براي من برملا شد.

خانم لتانگ بحث تحريف را در ديگر كشور‎هاي اسلامي براي پوشاندن حقيقت بسيار گسترده دانست و افزود: پذيرش امامت به همين سادگي نيست و من يك سال طول كشيد تا به صورت پنهاني و با مطالعه كتاب‎هايي كه به زبان خودم ترجمه شده بود با حقيقت آشنا شدم و هنوز شيعيان كشور من نسبت به بسياري از احكام اسلامي در مورد نماز و روزه اطلاع ندارند.

وي بيان كرد: در پايان مقطع دبيرستان مي‎توانستم بورسيه شوم و رايگان در دانشگاه درس بخوانم ولي چون حجاب داشتم باز فشار حرف و حديث‎ها به مادرم زيادتر مي‎شد كه پولت را هدر نده چون اگر درس بخواند با اين حجابش كسي به او كار نمي‎دهد.

لتانگ گفت: از طرفي وهابيت، ايرانيان را به‎عنوان ملت كافر معرفي مي‎كند چون شيعه هستند و مخالفت مادرم را براي عدم رضايت به تحصيل در جامعة المصطفي بيش‎تر مي‎كرد تا اين‎كه با همان اطلاعات كمي كه در مورد شيعه داشتم موضوع «توسل» را درك كرده بودم و مي‎دانستم يكي از ائمه به نام امام رضا(ع) در ايران است كه به ايشان متوسل شدم كه من براي زيارت شما مي‎آيم تا اين‎كه در كمال ناباوري مادرم رضايت داد و هيچ كس نتوانست نظرش را برگرداند.

اين بانوي عضو جامعة المصطفي به مدت زمان اقامت يازده ساله خود در ايران اشاره كرد و گفت: سؤال «چرا به ايران آمده ام؟» زياد از من پرسيده مي‎شود و من در جواب مي‎گويم: هجرت كرده ام تا حجابم حفظ شود و دينم را تقويت كنم.

لتانگ تأكيد كرد: تنها كشوري كه توانسته قانون حجاب را اجرايي كند فقط ايران است و كشورهاي اسلامي زياد داريم ولي قانون حجاب ندارند.

وي خاطر نشان كرد: دلايل قرآني زياد است و به مردم اين كشور مي‎گويم كه حجاب براي احترام به شما زنان است كه آزادانه فعاليت كنيد و بهترين كشور براي ما كه حجاب را انتخاب كرده‎ايم ايران است.

اين بانوي اندونزيايي حضور خود در ايران را به بركت انقلاب اسلامي دانست و افزود: اگر انقلاب اسلامي نبود من اين‎جا نبودم و يك دختر بي‎حجاب در اندونزي بودم و انقلاب اسلامي باعث شد زنان ايراني آزاد شوند.

لتانگ نور انقلاب اسلامي را معنوي خواند و گفت: اميدوارم اين نور سراسر عالم را فرابگيرد و همه آزاديخواهان و تشنگان اسلام حقيقي و اسلام ناب محمدي از بركت اين نور هدايت و بهره مند شوند.

وي خطاب به زنان مسلمان ايراني گفت: شما زنان ايراني بايد شكرگزار باشيد و من غبطه مي‎خورم به اين نعمت الهي كه ايرانيان دارند و در كشور ما نيست، قدرخود را كه به‎عنوان يك خانم محترم شمرده مي‎شويد بدانيد و قدر امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي و قدر ولي فقيه خود را بدانيد.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
آداب همسرداري

همسرداري حضرت زهرا(س) بهترين الگو براي زنان مسلمان است. شيوه رفتار با همسر براي يك زن آن قدر مهم است كه حضرت علي(ع) مي‎فرمايد: جهاد زن، خوب شوهرداري كردن است. حضرت زهرا(س) با آن همه فضيلت، همسري نيكو و مطيع براي امير مؤمنان علي(ع) بود. روايت است هنگامي كه علي(ع) به فاطمه(س) مي‎نگريست، غم و اندوهش برطرف مي‎شد.
رسول خدا(ص) در اولين شب ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه(س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي(ع) انجام دهد.
پس از آن بود كه حضرت زهرا(س) فرمود: جز خدا كسي نمي‎داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا(ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است، باز داشت.
حضرت زهرا(س) هيچ گاه حتي اموري را كه احتمال مي‎داد علي(ع) قادر به تدارك آن‎ها نباشد، از او طلب نمي‎نمود؛ تا آن‎جا كه از علي(ع) در رابطه با حضرت زهرا(س) نقل شده است: به خدا سوگند كه او را به خشم نياوردم و تا هنگامي كه زنده بود، او را وادار به كاري كه خوشش نيايد نكردم؛ او نيز مرا به خشم نياورد و نافرماني هم نكرد.
از ويژگي‎هاي مهم حضرت زهرا(س) اين بود كه آن بزرگوار بهترين يار و ياور شوهرش علي(ع) در اجراي فرامين الهي بود. پيامبر(ص) از علي(ع) سوال كرد: همسرت را چگونه يافتى؟ و علي(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ على طاعَةِ اللَّهِ(بهترين يار و ياور براى اطاعت و بندگى خدا). حضرت زهرا(س)، آن بانوي بزرگوار، نام همسر خود را با احترام ياد مي‎كرد. گاهي وي را با كنيه «ابا الحسن» مي‎خواند و گاهي با ياد قرابت نسبي(يا ابن عم) وي را ندا مي‎داد. در حديث شريف كساء آمده است كه حضرت فاطمه(س) مي‎فرمايد: ابوالحسن على بن ابي طالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام اى ابا الحسن و اى امير مؤ منان. اين گونه نقل نام و خطاب احترام آميز يكي از نكات اصلي رابطه زوجين نسبت به يكديگر است.
از ديگر نكات حضرت زهرا(س)، متابعت ايشان از شوهر بود. نقل است هنگامي كه مصدوم كننده حضرت زهرا(س) از اميرمومنان درخواست ملاقات و عيادت ايشان را كردند، حضرت علي(ع) تقاضاي آن دو را به فاطمه(س) ارائه كردند و ايشان در جواب فرمودند: البيت بيتك و الحره امتك(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله كنيز و خدمتگزار در خانه شما هستم). رسيدگي به وضع ظاهري به‎خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است. آمده است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا(س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و حضرت زهرا(س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

فلسفه حجاب
حجاب در دين يهود

رواج حجاب در بين زنان قوم يهود، مطلبي نيست كه كسي بتواند آن را مورد انكار يا ترديد خود قرار دهد. مورخين، نه تنها از مرسوم بودن حجاب در بين زنان يهود سخن گفته‎اند، بلكه به افراط‎ها و سخت گيري‎هاي بي‎شمار آنان نيز در اين زمينه تصريح كرده‎اند. در كتاب «حجاب در اسلام» آمده است: «گرچه پوشش در بين عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولي در ملل غير عرب، به شديدترين شكل، رواج داشت.»
در ايران و در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي مي‎كردند، حجاب به مراتب شديدتر از آن چه اسلام مي‎خواست وجود داشت. در بين اين ملت‎ها وجه و كفين(صورت و كف دست‎ها) هم پوشيده مي‎شد. حتي در بعضي از ملت‎ها سخن از پوشيدن زن و چهره زن نبود، بلكه سخن از قايم كردن زن بود و اين فكر را به صورت يك عادت سفت و سخت درآورده بودند.
در تورات، از چادر و برقع و روبنده‎اي كه زنان با آن سر و صورت و اندام خويش را مي‎پوشانده‎اند، نام برده شده، كه نشانگر كيفيت پوشش زنان است.
ويل دورانت در مورد حجاب در دين يهود مي‎نويسد: «اگر زني از شريعت يهود سرپيچي مي‎كرد، مثلا بي‎آن‎كه چيزي(روسري) بر سر داشته باشد به ميان مردم مي‎رفت يا در ملأ عام نخ مي‎ريست يا با هر سخني با مردان(نامحرم) صحبت مي‎كرد و يا صدايش آن قدر بلند بود كه چون در خانه‎اش حرف مي‎زند همسايگانش مي‎شنيدند و... مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».
در اين گفتار به‎طور صريح از سربرهنه ميان نامحرمان بودن، در ملأ عام نخ ريسيدن، با مردان نامحرم سخن گفتن و... بعنوان سرپيچي از شريعت يهود نام برده شده است؛ ويل دورانت همچنين مي‎گويد: «گفت‎وگوي علني ميان ذكور و اِناث، حتّي بين زن و شوهر از طرف فقهاي دين ممنوع گرديده بود، دختران را به مدرسه نمي‎فرستادند و در مورد آن‎ها كسب اندكي علم را به ويژه چيز خطرناكي مي‎شمردند، با اين همه، تدريس خصوصي براي اِناث مجاز بود».
ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج12، ص62