صفحه سياسي

خودباوري؛ نخستين شرط تحقق شعار سال جديد

 دكتر محمد ملك زاده

نامگذاري سال‎ها بر اساس نيازهاي اساسي كشور كه به‎طور رسمي از سال 1378 به بعد در ابتداي هر سال از سوي مقام معظم رهبري اعلام گرديده است، امري تشريفاتي و صرفا شعاري نيست بلكه در حقيقت جلب توجه دولت و ملت به يك نياز اساسي كشور و تعيين نقشه راه سال مي‎باشد. امسال نيز رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي خود سال 1398 را با عنوان سال "رونق توليد" نامگذاري كردند كه در استمرار تاكيد ايشان طي چند سال اخير مبني بر ضرورت شكل‎گيري اقتصاد مقاومتي در ايران مي‎باشد. تحقق اين شعار در سال جديد از نگاه كارشناسان اقتصادي، با توجه به شرايط فعلي جنگ اقتصادي جمهوري اسلامي ايران با استكبار جهاني، بهترين راهكار مقابله با تحريم‎هاي موجود در عرصه جهاني و بين‎المللي و در راستاي تحقق اقتصاد مقاومتي ارزيابي مي‎شود. بي‎ترديد، "توليد" يكي از مولفه‎هاي اصلي و از عوامل موثر خودكفايي و استقلال يك كشور است و بدون آن هيچ جامعه‎اي پيشرفته نخواهد بود؛ اما رسيدن به اين مرحله نيازمند الزاماتي است كه بعضا در خلال بيانات معظم‎له نيز مورد تاكيد قرار گرفت؛ يكي از مهم‎ترين اين الزامات، خودباوري و پذيرش توانمندي‎هاي داخلي مي‎باشد. فرهنگ خودباوري يكي از مولفه‎هايي است كه همواره از سوي دشمنان ملت ايران با آن مقابله شده است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به دشمنان تاريخي اين فرهنگ در دوره معاصر از غربزدگاني همچون تقي‎زاده در دوره قاجار و پهلوي نام بردند كه سعي در القاي ناتواني ملت ايران در رشد و پيشرفت كشور، بدون تقليد بي‎چون و چرا از غرب و وابستگي به آن را داشتند.

در تاريخ معاصر ايران ايده پذيرش بدون قيد و شرط تمدن غرب به نام غربزدگاني همچون محمد علي جمال‎زاده و به ويژه سيدحسن تقي‎زاده ثبت شده است. تقي‎زاده از نخستين غربزدگاني بود كه خود بي‎مهابا شيفته پيشرفت و تمدن غرب شده بود و باور داشت ايران براي رهايي از عقب ماندگي و تامين نيازهاي خويش در عصر جديد بايد «ظاهرا و باطنا؛ جسما و روحا و از فرق سر تا نوك انگشتان پا فرنگي‎مآب شود و بس»! گرچه حدود چهل سال بعد از اين اظهارات، وي در زمان پهلوي دوم با افراطي خواندن عقايد پيشين خود مبني بر اين‎كه «من اولين نارنجك تسليم به تمدن فرنگي را در چهل سال قبل بي‎پروا انداختم» به نوعي از اين اظهارات ابراز ندامت نمود، اما همچنانكه گذشت وي در آن زمان تنها غربزده‎اي نبود كه مردم ايران را به خودي خود فاقد توانمندي براي دستيابي به پيشرفت علمي و تكنولوژي مدرن تصور مي‎كرد و ايده وابستگي و تسليم بدون قيد و شرط به تمدن اروپايي و غربي را براي توسعه و پيشرفت مطرح كرد؛ به‎طوري كه جمالزاده در همان عصر قاجار ضمن توصيه به پذيرش بي‎قيد و شرط تمدن اروپايي، در مقاله‎اي كه براي نخستين بار در نشريه كاوه در برلين انتشار يافت، توصيه كرد مردم ايران بايد به گونه‎اي غربي شوند كه نگارش زبان فارسي را نيز كنار گذارند و توصيه كرد مردم ايران در گام اول بايد «فارسي را با حروف لاتين بنويسند» تا هرچه زودتر با دانش بين‎المللي غربي پيوند يابند! اين جماعت با شيفتگي خاصي نسبت به مدرنيزاسيون غربي، خواستار كپي برداري كامل از آن در ايران و مدرنيزه شدن دستگاه دولت، دين، تعليم و تربيت، خانواده، اقتصاد و به‎طور كلي تغيير سبك زندگي ايراني - اسلامي بر پايه الگوي غرب بودند. اما طولي نكشيد كه نادرستي اين عقايد و مشكلات عيني به وجود آمده در سبك زندگي اجتماعي و فرهنگي ايراني در زمان پهلوي رخ نمود و برخي از اين افراد همچون تقي‎زاده را در خصوص نادرستي اين عقايد به اعتراف واداشت؛ به‎طوري كه تقي زاده در سال‎هاي پاياني عمر خويش اعتراف كرد مسلمانان پيش از اروپاييان پيشرو در عرصه‎هاي علم و صنعت بودند و ترقي اروپا در علم و صنعت بدون اخذ علوم از مسلمانان ممكن نبود. اكنون نيز پس از سال‎ها از گذشت آن دوره مي‎توان تاكيد كرد درك بينش روشنفكراني همچون تقي‎زاده در شناخت علل عقب ماندگي ايران و جوامع اسلامي آن روز همان قدر دچار كج فهمي است كه درك غرب زدگان زمان ما در مواجهه با مشكلات اجتماعي و اقتصادي امروز؛ اگر برخي فرنگي‎مآبان آن روز جبران عقب ماندگي ايران را در تقليد محض از الگوي غربي مي‎دانستند، امروز نيز برخي با عدم خودباوري و ناديده گرفتن توانمندي‎هاي داخلي، حل مشكلات اجتماعي و اقتصادي را در گرو وابستگي به قدرت‎هاي غربي مي‎دانند؛ بي‎توجه به آن‎كه نادرستي اين فرضيه سال‎ها پيش به اثبات رسيده است و جوامع اسلامي به ويژه ملت مسلمان ايران بدون اتكا به توانايي‎هاي داخلي و تقويت روحيه خودباوري، هيچ گونه پيشرفت و ترقي نخواهند داشت.

مروري بر بخشي از كتاب خاطرات علي لاريجاني
معرفي ميرحسين موسوي براي صدا و سيما از سوي لاريجاني!

به گزارش مشرق، علي لاريجاني در اواخر سال ۱۳۷۲ به رياست صدا و سيما منصوب شد. او در كتاب خاطراتش كه به نام «هواي تازه» منتشر شده، به پيشنهاد رهبر انقلاب براي رياست صدا و سيما اشاره كرده و از مشكلات شخصي و خانوادگي براي پذيرش اين پست مي‎نويسد. لاريجاني مي‎نويسد:

جمعه ۲۴ ديماه ۱۳۷۲ / اول شعبان

امروز روزه بودم و به همين دليل به كوه نرفتم. در منزل قدري با فرزندانم مخصوصا آقا مرتضي و فاطمه خانم بازي كردم و با هم به حياط منزل رفتيم؛ آقا مرتضي مشغول گل بازي شد! ساره خانم دخترم نيز سوالات درس خود را با من در ميان گذاشت. ظهر همسرم درباره تصميم تغيير شغلم سوال كرد. بعد از نماز، سر سجاده نشسته بود كه اين سوال را مطرح كرد. در مقام تحير بودم. به ايشان گفتم به نظرم درست است كه مقام رهبري با اين‎جانب مشورت كرده‎اند ولي احساس مي‎كنم نظرشان بر اين است كه اين امر تحقق پيدا كند. آشفته شد و به گريه افتاد. تعجب كردم چرا اين واكنش را داشت. اصرار ايشان بر اين بود كه به هر نحو شده، مقام معظم رهبري را از اين تصميم منصرف كنم. نمي‎دانم چرا اين‎قدر از پذيرفتن مديريت صدا وسيما توسط من، مكدر است. واقعا كار برايم مشكل شده. مي‎دانم كه اگر بار سنگين مسووليت صداوسيما را بپذيرم و همسرم نيز اين‎قدر مخالف باشد، مشكلات جدي برايم پيش مي‎آيد. او از كار من در وزارت ارشاد راضي بود و با اين مسووليت صددرصد مخالف! بعدازظهر كمي استراحت كردم و مقداري روي پيشنهاد مقام رهبري فكر كردم و تصميم گرفتم سناريوهاي مختلفي را كه قابل طرح است، تجزيه و تحليل كنم و راهكارهاي مختلفي ارائه دهم تا ايشان بتوانند افراد ديگري را انتخاب كنند كه هم نظر ايشان در تعويض مديريت صدا و سيما تحقق يابد و هم منجر به جابه جايي اين‎جانب نشود. كاغذ و قلم را حاضر كردم و آقايان، دكتر حداد عادل، دكتر جواد لاريجاني و مهندس موسوي را در نظر گرفتم و با تجزيه و تحليل محاسن و معايب و اولويت بندي، طي نامه اي، نتايج را احصا شده آماده كردم. بعد از افطار، تصميم خود را به همسرم اعلام كردم. او خيلي خوشحال شد. به او توصيه كردم مطلقا اين بحث را با كسي در ميان نگذارد؛ چون رهبر انقلاب تاكيد داشتند در اين زمينه با كسي مشورت نكنم؛ هرچند من مشورت با همسر را از اين قاعده استثناء كرده بودم!

شنبه ۲۵ ديماه ۱۳۷۲

امروز صبح آقاي حجازي از دفتر مقام رهبري تماس گرفتند و گفتند آيت‎الله خامنه‎اي بعد از نماز ظهر منتظر شما هستند. ظهر موقع نماز خدمت ايشان رسيدم. بعد از نماز، گزارشي از بررسي خودم را تقديم كردم. جدولي كه از افراد مناسب تهيه كرده بودم و در نهايت نظرم را راجع به اولويت‎ها ارائه كردم. در اين نوشته، به چهار دليل تغيير شغل خود و پذيرفتن مسووليت صدا و سيما را به مصلحت ندانستم: اجمالا دلايل اين بود كه كارهاي جديد وزارت فرهنگ در اين تغيير احتمالا متوقف مي‎شود و اگر توان جديدي در صدا و سيما ايجاد شود، با كمك هم مي‎توانيم كارهاي بزرگ‎تري انجام دهيم. هماهنگي با مجلس با حضور اين جانب در وزارت فرهنگ راحت‎تر صورت مي‎گيرد، و آخر هم احساس مي‎كنم براي آقاي هاشمي رئيس جمهور ذهنيتي ايجاد مي‎شود كه براي من مشكل است. ايشان دلايل مرا شنيدند، ليكن فرمودند اين دلايل مورد قبول من نيست؛ فقط اين‎كه «اگر شما به صدا و سيما برويد، ارشاد چه مي‎شود؛» سوال مهمي است؛ چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وضع خوبي دارد و هماني است كه من مي‎پسندم. به هر تقدير بنا شد ايشان تاملي داشته باشند و تصميم خود را اعلام فرمايند. به دفتر كارم بازگشتم و نتيجه ملاقات، حيرت مرا بيش‎تر كرد.(1)

درباره اين بخش از خاطرات نكاتي چند حائز اهميت است:

1. به رغم تاكيد امام خامنه‎اي بر عدم مشورت با هيچ كس، آقاي لاريجاني همسر خود را استثناء كرده و سپس نظر همسرش را بر نظر ولي فقيه ترجيح داده است!

2. اعتماد به ميرحسين موسوي براي مديريت صدا و سيما آن هم معرفي به شخصيتي كه 8 سال مديريت وي را در دوران رياست جمهوري‎اش تجربه كرده بوده و در دور دوم رياست جمهوري‎اش حاضر نبود وي را براي نخست وزيري معرفي كند؛ نشان از سادگي سياسي دارد. به راستي اين چه اصولگرايي است كه ميرحسين را با آن همه سوابق مبهم و مرموز براي صدا و سيما معرفي مي‎كند؟!

3. معرفي سه نفر شخصيت معروف مانند حداد عادل و محمد جواد لاريجاني و ميرحسين موسوي به مقام معظم رهبري جاي تعجب دارد؛ زيرا اين‎ها شخصيت‎هاي گمنامي نبودند كه ايشان آن‎ها را نشناسند و نياز به معرفي علي لاريجاني داشته باشند. به نظر مي‎رسد معرفي اين افراد براي فرار از مسووليت باشد!

4. ترجيح نظر هاشمي رفسنجاني بر نظر ولي امر مسلمين؛ زيرا نگراني از ايجاد ذهنيت براي هاشمي را مهم‎تر از دغدغه رهبري دانسته است.

پي‎نوشت:

۱- http://jamejamonline.ir/online/۶۶۸۸۴۲۸۴۴۱۲۹۲۰۳۸۳۳/

«سيل»؛ اولين پروژه سياسي اصلاح طلبان و دولتي ها در سال ۹۸

جهان نيوز نوشت: روزنامه‎هاي اصلاح‎طلب در اولين شماره سال 98، جديدترين پروژه سياسي خود را آغاز كردند. سياسي كردن سيل در روزهايي كه بايد خدمات به سيل زدگان با كم‎ترين سياسي كاري همراه باشد، اولين پروژه سياسي اصلاح‎طلبان پس از استراحت در تعطيلات نوروزي است.

روزنامه اعتماد به قلم محمد كاظمي از نمايندگان اصلاح‎طلب مجلس، طي يادداشتي درباره سيل در برخي نقاط كشورمان نوشته است: اگر امريكا عهدشكني نكرده و از برجام خارج نشده بود قطعا تاكنون ناوگان هوايي و زميني كشور نوسازي شده بود، يگان‎هاي مختلف امدادي تجهيز شده بودند و امكانات مالي دولت براي رسيدگي همه‎جانبه به سيل‎زدگان مظلوم فراهم بود. در بخشي ديگر از اين يادداشت نيز آمده است: اگر اختلافات سياسي نبود و برخي خيال موج‎سواري در سر نمي‎پروراندند و مديريت متمركز دولت اعمال مي‎شد امكان امداد و خدمت‎رساني بيش‎تر فراهم مي‎شد.

اين يادداشت بدون اشاره به نقش دولت در جلوگيري از خسارات سيل و برخي نارضايتي‎هاي مردمي از كم كاري دولت، درباره نقش آمريكا در سيل اخير نيز نوشته است: هر شهروند ايراني كه در اثر تحريم‎هاي امريكا در اين حادثه و هر حادثه ديگري دچار خسارت جاني و مالي شود و امكان لازم براي مساعدت را نيابد دولت امريكا و شخص رئيس جمهور اين كشور مسؤوليت حقوقي و كيفري خواهند داشت و روزي بايد دادگاه‎شان برگزار شود و ايشان به‎عنوان متهم درجه يك بخشي از مصائب ملت ايران پاسخگوي اعمال نفرت‎انگيز خود باشند.

حسام الدين آشنا، مشاور رئيس جمهور هم طي يادداشتي در روزنامه دولت درباره علت سيل آمدن نوشته است: مردم مصرف‎كننده منفعل رسانه‎ها نيستند، مردم چند رسانه‎اي و چند منبعي هستند، مردم از دريچه و عينكي كه دانش و تجربه به دستشان داده به پديده سيل مي‎نگرند.آن‎ها مي‎دانند كه اين سيل امروز نيامد، آن روز آمد كه به قول معصومه ابتكار سازمان جنگل‎ها از زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست خارج شد ومثل زمان شاه به وزارت كشاورزي بازگشت: «وضع مديريت جنگل از زمان رياست مرحوم پدر در سازمان حفاظت محيط زيست، سال ۵۸ در ذهنم نقش بست. آن سال به‎دليل گزارش‎هاي تخريب و بهره‎برداري از زمان شاه مخلوع، براي حفاظت و‎كاهش بهره‎برداري از جنگل‎هاي هيركاني كه قدمت ميليون ساله دارند، با تصميم شوراي انقلاب، سازمان جنگل‎ها رفت زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست. اين تصميم با مخالفت شديد بهره‎برداران و جنگلبانان مواجه شد و در نهايت پس از ۶ ماه شورا مصوبه را لغو و سازمان جنگل‎ها به وزارت كشاورزي بازگشت.» آن روز آمد كه فناوري بر علم شهرسازي غلبه كرد: «فناوري‎ها به كمك شهرداري‎ها آمدند تا كف مسيل‎هاي رودخانه‎هاي شهرها را هم آسفالت كنند، مسيل كنار دروازه قرآن را هم بپوشانند و در حريم و بستر رودخانه‎هاي شهرها، ساخت‎وساز كنند؛ اما علم شهرسازي لاي گزارش‎هاي مشاوران و مقامات شهرسازان، خفقان گرفته بود. حكمراني اين گونه بود.» ما ناروايي‎هايي نسبت به جامعه و ناروايي‎هايي هم نسبت به طبيعت انجام داده‎ايم.

روزنامه اصلاح‎طلب شرق درباره علت اصلي سيل گلستان به نقل از يك منبع آگاه نوشته است: همه مسؤولان شهر پاي كار بودند. اين بي‎انصافي است اگر بگوييم مسؤولان نبودند. به‎جز يكي از مسؤولان گلستان كه البته بركنار هم شد، همه مسؤولان بودند. بخش مهم مساله اين بود كه كسي باور نكرده بود چنين بارشي در گلستان خواهد آمد و نتوانسته بودند آمادگي لازم را داشته باشند.

از سوي ديگر روزنامه اصلاح‎طلب آرمان و نزديك به خانواده هاشمي رفسنجاني نيز نوشته است: در روز‎هاي نخست سرازير شدن سيل در كشور چنين القا كردند كه رئيس جمهور در قشم به تفريح مشغول و بي‎خيال وضعيت مردم سيل زده است كه ادعايي كذب بود! اين روزنامه مي‎نويسد: وزرا، معاونان و استانداران و... تعطيلات نوروزي را فراموش كرده و در سفر به استان‎هاي زلزله زده و اتخاذ تصميمات براي بازسازي بودند. جالب آن‎كه اين روزنامه اصلاح‎طلب در ادامه گزارش خود، با انتخاب تيتري با عنوان " دست ياري جهان به سوي ايران" بدون توجه به تحريم‎هاي آمريكا عليه سيل زدگان ايران، نوشته است: كشور‎هاي مختلف هم با سيل‎زدگان ايران ابزار همدردي و براي كمك به آن‎ها اعلام آمادگي كردند وزارت امور خارجه آمريكا با انتشار پيامي در صفحه توئيتر فارسي خود درباره حادثه سيل اخير ايران نوشت: از طرف مردم آمريكا به خانواده‎هاي قربانيان سيل‎هاي اخير ايران تسليت مي‎گوييم. همچنين براي مجروحين و سيل‎زدگان آرزوي بهبودي سريع داريم. ما مانند هميشه آماده كمك هستيم، همان طور كه در ساير نقاط جهان در اين‎گونه شرايط پيشتاز هستيم!

نگاهي كوتاه به بلايي كه دولت به سر اقتصاد كشور آورد
مديريت فشل غرب گرايان فاجعه بارتر است يا خسارت سيل؟

طي چند روز گذشته بر اثر بارندگي‎هاي شديد، برخي مناطق با سيل و آب گرفتگي مواجه شدند كه در استان‎هاي لرستان، گلستان، مازندران، خوزستان و شيراز، كهكيلويه و بويراحمد و... تلفات و خسارات مالي بالايي به جاي گذاشت. خسارتي كه سيل در استان‎هاي كشور به بار آورده است، به همان مقداري است كه فقط يكي از تصميمات غلط دولتي‎ها به اقتصاد كشور ضربه زده است.

به گزارش رجانيوز، طبق برآوردهاي صورت گرفته ميزان خسارتي كه سيل‎هاي روز‎هاي اخير به بار آورده، چيزي حدود 12 هزار ميليارد تومان بوده است. حال آن‎كه در وانفساي گراني مايحتاج زندگي مردم، از جمله گوشت قرمز، پولي كه دولت به واردات گوشت اختصاص داد و توانست تنها نيم درصد از قيمت گوشت را كاهش دهد نيز 12 هزار ميليارد تومان بوده است! اگر بخواهيم هزينه‎هاي فراوان دولت ليبرال و غرب گرا بر كشور را محاسبه كنيم بايد از طرح‎هاي شكست خورده دولت همچون برجام و طرح تحول سلامت شروع كرد و با نگاهي به ركود بوجود آمده توسط وزارت مسكن دوره آخوندي خود را به سرعت به مساله 4برابر شدن نقدينگي كشور از سال 92 تاكنون و بي‎توجهي به امر توليد و اشتغال برسانيم و در نهايت وضعيت لجام گسيخته كنوني را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم. اما در اين گزارش از همه اين‎ها مي‎گذريم و با بررسي اجمالي و مقايسه‎اي ميزان خسارت‎هاي سيل و بي‎تدبيري اقتصادي در حوزه ارز جهانگيري كه براي واردات كالا و اقلام مورد نياز مردم اختصاص داده شد به اين مساله مي‎پردازيم كه نشان مي‎دهدخسارت حاكميت اصلاح‎طلبان خسارت بارتر بوده است يا سيل‎هاي وحشتناك كنوني!

خسارت سيل 12هزار ميليارد؛ خسارت ارز 4200توماني براي واردات گوشت هم 12هزار ميليارد

قيمت هر كيلوگرم گوشت قرمز در بهمن‎ماه سال 97، با افزايش 200درصدي، حدود سه برابر قيمت مشابه سال 96 در بازار عرضه شد. اين در حالي است كه قيمت گوشت گرم در كشور‎هاي همسايه حدود 4 دلار است كه در صورت واردات با نرخ ارز آزاد و همچنين احتساب هزينه‎هاي واردات و سود بازرگاني انتظار مي‎رود قيمت اين كالاي اساسي حدود 60 تا 70 هزار تومان در بازار آزاد عرضه شود. علي‎رغم اين در ماه‎هاي اخير قيمت گوشت از 100 هزار تومان به ازاي هر كيلوگرم عبور كرد. عامل اصلي اين موضوع را مي‎توان تخصيص ارز جهانگيري و ورود سرمايه‎هاي سرگردان به بازار گوشت به منظور استحصال رانت‎هاي موجود در واردات گوشت دانست. به عبارتي ديگر، بودجه‎اي كه دولت براي كاهش قيمت گوشت در اختيار وارد كنندگان قرار داد و تقريباً هيچ دستاوردي نداشت، برابري مي‎كند با خسارتي كه سيل به چندين استان كشور زده وهزاران نفر را بي‎خانمان كرده و انتظار مي‎رود تا سال‎ها جبران عوارض آن به طول بينجامد. اين فقط يكي از تصميم‎هاي اشتباه و زيان‎بار دولت است. براي فهم عمق خسارت بي‎تدبيري‎ها بر پيكره اقتصاد مردم بايد نگاهي نيز به سرنوشت ارز جهانگيري بيندازيم تا مشخص شود كه حضور جهانگيري و هم‎قطارانش براي كشور خطرناك‎تر است يا وقوع سيل كه به خانه‎هاي مردم آسيب مي‎رساند.

ارز جهانگيري 15هزار برابر ويران‎گرتر از سيل

همان طور كه ذكر شد، خسارتي كه سيل در هفت استان كشور به بار آورد، 12 هزار ميليارد تومان بوده است. حال جالب است بدانيد كه جهانگيري با عرضه دلار 4200 توماني و رانت‎دهي به واردات‎چي‎ها و سودجويان رقمي حدود 18 ميليارد دلار به كشور خسارت زده است! يعني ضرري كه جهانگيري با دلار خود به اقتصاد كشور زد، پانزده هزار برابر خسارتي است كه سيل در استان‎ها به بار آورده است. ارز دولتي درحالي با قيمت ثابت 4200توماني به نام ارز جهانگيري معروف شد كه در صرافي‎ها هر روز روند صعودي به خود گرفته بود. حيف و ميل پول بيت‎المال اما نتوانست به نفع مردم تمام شود. دلار دولتي حتي به مسافران داده مي‎شد و افراد سودجو توانستند از اين فرصت استفاده كنند و با گرفتن اين ارز نه تنها سفرهاي تايلند و تركيه واروپا به اوج رسيد كه دست مافيا در گرفتن اين ارز را باز گذاشت. افراد و شركت‎هاي مختلف دست به واردات فراوان با دلار دولتي زدند و كالاهاي وارداتي خود را با قيمت دلار آزاد به بازار روانه كردند. نه تنها مردم هيچ نشانه‎اي از وعده‎هاي داده شده ناشي از ارز دولتي نديدند كه هر روز داستان احتكارهاي بيش‎تر به گوش مي‎رسيد. درواقع پس از اين‎كه در فروردين‎ماه دولت در تصميمي شبانه، نرخ دلار را ۴۲۰۰ تومان اعلام كرد و جهانگيري مكررا وعده داد كه براي تمامي تقاضاهاي ارزي كشور دلار ۴۲۰۰ توماني اختصاص خواهد داد، فساد ارزي شروع شد. از همان زمان موج ثبت سفارش براي واردات كالا شروع شد و برخي سودجويان، كالاها را با ارز ۴۲۰۰ توماني وارد كردند اما با محاسبه ارز آزاد فروختند و از اين راه سود زيادي به جيب زدند. پس از مشخص شدن اين بي‎تدبيري روزنامه آرمان كه از حاميان وضع موجود و دولت به حساب مي‎رود در مصاحبه با يك وزير سابق اصلاح‎طلب اين گونه به رانت خواري‎هاي گسترده ناشي از دلارجهانگيري اعتراف كند: « اين كار باعث شد براي مثال شخص يا شركتي ۱۰ ميليون دلار ارز ۴۲۰۰ توماني بگيرد و يك شبه از مابه‎التفاوت نرخ ارز دولتي و آزاد ده‎ها ميليارد سود نصيبش شود؛ حالا چه به صورت نقدي يا كالا. اين سود كلان كه يك نوع رانت بوده ظرف چند روز به جيب افرادي خاص سرازير شد، بعد هم دولت به اين افراد مي‎گويد هر كالايي را كه وارد كرده‎ايد بايد با نرخ ۴۲۰۰ تومان بفروشيد! اين امر محقق نمي‎شود چون آن افراد از همين روزنه تفاوت چندهزار توماني نرخ ارز دولتي و آزاد، ده‎ها و بلكه صدها ميليارد تومان ظرف مدت كوتاهي سود كرده‎اند و به‎طور قطع زير بار فرمايشات بعدي دولت نخواهند رفت! اين اتفاق در حالي روي داده است كه متخلفان يكي دو نفر نيستند و طبيعي است كه كار از دست دولت خارج شده و بازار به هرج و مرج كشيده شود.»

مصيبت بي‎تدبيري ليبرال‎ها در تاراج منابع طلاي كشور

6بهمن ماه سال 96 پيش فروش سكه توسط بانك مركزي اعلام شد. مسعود رحيمي، مديركل ريالي و نشر بانك مركزي از تاثير پيش فروش بر تعادل بازار سخن گفته بود. طبق گفته وي، بانك مركزي با هدف تعادل بخشي به بازار، گسترش عرضه و سهولت دسترسي عموم مردم، اقدام به پيش فروش سكه مي‎كند. در واقع اين اقدام با اين هدف انجام شد كه افزايش عرضه بتواند جلوي افزايش قيمت را بگيرد. اما اين سياست هم مانند ارز دولتي به سرعت شكست خود را نشان داد. قيمت هر قطعه سكه كه در بهمن‎ماه سال ۹۶ يك ميليون و پانصد هزار تومان بود رشد ۳۰۰ درصدي را تجربه كرد و امروز در مرز 5ميليون تومان ايستاده است.

60تن از ذخاير طلاي كشور كاهش يافت!

پيش فروش سكه كه قرار بود اثر تعديلي در بازار بگذارد آينده اين بازار را براي مردم و سودجويان درخشان‎تر نشان داد و حجم وسيع نقدينگي كه در 4سال ابتدايي دولت روحاني به صورت افسارگسيخته افزايش پيدا كرده بود به اين سمت سرازير شد. طبق برخي اخبار بيش از ۳۸۰ هزار قطعه سكه پيش فروش شده در اختيار ۵۰ نفر قرار دارد كه به اين معني است اين افراد در اين مدت حداقل ۴۰۰ ميليارد تومان سود كسب كردند. البته ناگفته نماند در طرح پيش فروش سكه نيز كه قريب به ۶۲ تن از ذخاير طلاي كشور در اختيار ۱۱۴ هزارنفر كه سكه پيش خريد كرده بودند قرار گرفت، رقمي نزديك به 32 هزار ميليارد تومان از ذخاير ارزي كشور كم شده و تنها در اختيار 114 هزار نفر قرار گرفت. يعني دو برابر خسارتي كه سيل به اقتصاد كشور زده است، پيش از اين بر اثر سياست گذاري اشتباه دولت، به جيب سودجويان بازار سكه سرازير شد. گرچه سيل اين روز‎ها خسارات مالي و جاني زيادي به بار آورده است. اما اين خسارت‎ها دامن گير برخي از هم‎وطنان است. درحالي كه خسارت دلار جهانگيري، سكه‎هاي پيش فروش و بودجه اختصاص يافته براي واردات گوشت يخ‎زده، چندين برابر خسارت اين سيل‎ها را به ملت و كشور زده است.

طبق اعلام مسؤولان، در طرح پيش فروش سكه ۷ ميليون و ۶۵۰ هزار قطعه سكه پيش فروش شده است و با توجه به اين‎كه هر قطعه اندكي بيش از ۸.۱ گرم طلا وزن دارد، بنابراين مي‎توان گفت طي اين طرح قريب به ۶۲ تن از ذخاير طلاي كشور در اختيار ۱۱۴ هزارنفر كه سكه پيش خريد كرده بودند قرار گرفت. بزرگي اين رقم زماني مشخص مي‎شود كه بدانيم كل موجودي طلاي كشور در سال 94 حداكثر صد تن طلا بوده است! با وجود نابساماني در بازار سكه اما بانك مركزي حاضر نشد تا به جاي طلا به متقاضيان معادل نقدي آن را پرداخت كند. همين امر باعث شده تا حجم زيادي از طلا در دست مردم و سودجويان به اميد افزايش بيش‎تر قيمت‎ها احتكار شود و خواب دولت در خصوص كاهش قيمت‎ها با روانه شدن آن‎ها در بازار تعبير نگردد. اين آشفتگي در بازار منجر به اين شد تا برخي سرمايه داران و سوداگران به باز سكه هجوم ببرند. پرونده افرادي چون سلطان سكه نيز در اين بين قابل توجه است. وحيد مظلومين و محمد اسماعيل قاسمي از جمله سودجوياني هستند كه به اتهام افساد في‎الارض از طريق تشكيل شبكه فساد اخلال در نظام اقتصادي و ارزي و پولي كشور با انجام معاملات غيرقانوني و غيرمجاز و قاچاق عمده و كلان ارز و سكه به اعدام محكوم شده بودند.

در همين خصوص رئيس اتحاديه توليدكنندگان و صادركنندگان طلا و جواهر گفت: «متاسفانه سياست بانك مركزي اشتباه و غيركارشناسانه است، علي الخصوص در بحث سكه، كه براي صنعت طلا و جواهر مشكلاتي ايجاد كرده است... بانك مركزي صنعت هفت هزار ساله طلا و جواهر را به نابودي كشانده و نيازي به تحريم نداريم چرا كه سياست نادرست بانك مركزي و عدم فعاليت بخش خصوصي بيش‎تر از تحريم‎هاي موجود به ما لطمه مي‎زند» در خصوص اين بي‎تدبيري، رهبرانقلاب موضعي شفاف و صريح گرفتند.رهبرانقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم به تاريخ 22/5/97 به مساله نحوه توزيع سكه اشاره كردند و «مقصر عمده» را دولتمردان معرفي كرده و فرمودند: «ارز را يا سكّه را وقتي كه به‎صورت غلط تقسيم مي‎كنند، اين دو طرف دارد: يكي آن‎كه مي‎آيد اين را مي‎گيرد و مثلاً فرض كنيد قاچاقچي است يا به قاچاقچي مي‎فروشد؛ يكي آن‎كه اين را مي‎دهد. ما همه‎اش داريم دنبال آن كسي كه «مي گيرد» مي‎گرديم - مفسد اقتصادي، قاچاقچي - درحالي‎كه تقصير عمده متوجّه آن كسي است كه «داد»؛ او را بايد دنبال كرد... بالاخره يك تخلّفي انجام گرفته، يك خطاي بزرگ انجام گرفته. نمي‎گوييم هم «خيانت»؛ زبان بنده اين‎جور نمي‎گردد كه راحت بگوييم فلاني يا فلان‎كَس‎ها خيانت مي‎كنند؛ نه، امّا بالاخره خطا كردند و خطاي مهمّي كردند كه ضررش به مردم برگشت.

با بررسي اجمالي اين سياهه به راحتي مي‎توان فهميد كه آن چه امروز كشور را درگير مشكلات اقتصادي كرده نه صرفا تحريم و فشارهاي خارجي و نه مشكلات طبيعي چون سيل و زلزله بلكه ناشي از بي‎تدبيري‎هاي اقتصادي و مديريت رانت ساز و خلاف علم و عقلانيت اصلاح‎طلبان است.

قابل توجه مقامات امنيتي كشور!
حجاريان روي خط بي سيم اغتشاش!

«سعيد حجاريان»، فعال اصلاح‎طلب و از تئوريسين‎هاي جريان سياسي خاص در بخشي از يك مصاحبه با شماره ۱۸ دوره جديد نشريه صدا پيرامون شرايط سال ۹۸ اظهار كرده است: «وضعيت بي ثبات نمي تواند ادامه داشته باشد و حاكميت لاجرم بايد به يك سوي بغلتد. كسري بودجه و ديگر نشانه‎هاي اقتصادي دورنماي روشني پيش روي ما نمي گذارند. سال آينده، سال تورم است و مي‎دانيم كوپن حلال مساله نيست! از اين جهت گمان دارم، اعتراض‎ها شديدتر خواهند شد. دولت مي‎تواند تا مدتي با ابزارهايي نظير چاپ پول و يارانه، فضا را كنترل كند اما اين وضعيت موقت است؛ زيرا ظرفيت صندوق ذخيره و ديگر منابع محدود است. اما با اين وجود هنوز مي‎توان به تصويب لوايح مورد بحث در مجمع تشخيص و آثار آن اميد داشت.»

به گزارش مشرق، وي پيش از اين نيز طي اظهاراتي در اشاره به فتنه آينده كه به زعم ما، خود و دوستانش بانيان آن هستند، گفته بود: مشكل مشروع و نامشروع بودن انتخابات نيست. من گمان دارم، سال آينده همين روزها، فشارهاي اقتصادي و معيشتي بر مردم زياد مي‎شود و آن‎ها فارغ از بحث سياسي نه‎تنها به صندوق راي بلكه از تمام سيستم اداره كشور قطع اميد مي‎كنند. يعني، نه اصول‎گرا و اصلاح‎طلب مي‎شناسند و نه به مجلس و دولت اهميت مي‎دهند. از اين جهت انتخابات از معنا تهي مي‎شود.»

او همچنين در يادداشتي در يك سايت اصلاح‎طلب با اين هماني بين سيلاب در خيابان‎ها و حضور مردم در خيابان‎ها مي‎گويد: «جامعه مدني و احزاب را مي‎توان به جنگل و مرتع و جوي و جدول تشبيه كرد. كاركرد جامعه مدني و احزاب را مي‎توان همچون بالشتك ضربه‎گير دانست. اين نهادها ذيل پروژه‎هاي انقلابي و كوتاه‎مدت، بنا به منافع متفاوت، در معرض دست‎اندازي و حذف و هدم قرار گرفته‎اند؛ نبود چنين فاكتورهايي، بي‎پشتوانه شدن حكومت‎ها را به‎دنبال دارد؛ زيرا جنبش‎ها از كنترل و مديريت يا به‎تعبيري از جوي و جدول خارج مي‎شوند وهمچون سيل، بدون چارچوب به خيابان مي‎آيند.»(۲) در كنار او، علي ربيعي، ديگر تئوريسين امنيتي اصلاح‎طلبان نيز در يادداشتي در سالنامه نوروزي ايران نوشته است: «فكر مي‎كنم اگر بر همين سياق سال ۹۸ را ادامه دهيم چشم انداز روشني در پيش نخواهيم داشت و براي جامعه امكان بروز تحركات اجتماعي و انتقال ناآرامي‎هاي ذهني به ناآرامي‎هاي فيزيكي را كاملاً متصورم.»

وضعيت موجود محصول عملكرد «دولت مدعي تدبير واميد» و مورد حمايت اصلاح‎طلبان است. وضعيتي كه به‎دليل اعتماد مفرط به امريكا و غرب براي كشور بحران آفريد و مردم را به اين روز انداخت! اكنون همان بحران آفرينان در صدد گرفت ماهي خود از اين بحران خود ساخته‎اند. آن‎ها مي‎خواهند از طريق اين بحران مصنوعي، به براندازي برسند چيزي كه همين جماعت در فتنه 88 به دنبال آن بودند و با تدبير امام خامنه اي و مقاومت و بصيرت ملت ناكام ماندند. اكنون تئوريسين اصلاحات باالقاي نا اميدي و سياه نمايي در كشور، در حال صدور فرمان بر روي بيسيم اغتشاش است تا هر چه بيش‎تر بر آتش سياست خياباني دميده باشد. برخي محافل تحليلي از مدت‎ها قبل هشدار بروز «فتنه اقتصادي» با عملگري ستاد جريان سياسي خاص را مطرح كرده‎اند. براستي آيا نهادهاي امنيتي كشور از اين كدهايي كه ارائه شده بيدار نخواهندشد؟! و آيا بايد منتظر بود تا فتنه‌اي ديگر صورتگيرد و بعد با هزينه‎هاي بيش‎تري در صدد رفع آن برآمد؟!

حضرت آيت‎الله صافي گلپايگاني:
اگر مي توانستم خودم دركمك رساني به سيل زدگان حاضر مي شدم

حضرت آيت‎الله صافي گلپايگاني در ديدار اعضاي ستاد مردمي كمك‎رساني به سيل‎زدگان اظهار داشت: اگر مي‎توانستم خودم در صحنه براي كمك‎رساني به سيل‎زدگان حاضر مي‎شدم، وضعيت خيلي سخت است، هرچه كوتاهي شود براي ما ننگ و عيب است.

اين مرجع تقليد تأكيد كرد: همه بايد عرض وجود كنند و زن و مرد ندارد. دنيا بايد اين گره‎گشايي و نوع‎دوستي مسلمانان و شيعيان را ببيند.

ايشان افزود: كار شما بسيار مهم و يك امتحان بزرگ است. هويت ديني، اسلامي و انساني خود را نشان دهيد و نخستين كسي كه از اين خدمات و زحمات شما خوشحال مي‎شود حضرت ولي‎عصر(عج) است.

به گزارش تسنيم، حضرت آيت‎الله صافي گلپايگاني تصريح كرد: كمك‎هاي شما بايد مناسب و در شأن نام قم باشد، بعدها در تاريخ خواهند نوشت مردم قم براي كمك به سيل‎زدگان چه كردند.

ديپلمات كهنه كار آمريكايي:
جليلي در سنگرهاي جنگ عراق آموخته بود كه ايران نبايد به هيچ كس اعتماد كند

«ويليام برنز» ديپلمات كهنه‎كار و عضو ارشد تيم مذاكره‎كننده دولت سابق آمريكا با ايران، اخيرا با انتشار كتابي به شرح تجربيات ديپلماتيك خود، از جمله سير مذاكرات هسته‎اي با ايران پرداخته است.

او در اين كتاب كه ماه گذشته تحت عنوان «كانال پشت پرده؛ تاريخچه ديپلماسي آمريكا و استدلالي براي احياي آن» منتشر شد، يك فصل را به گفت‎وگوهايي كه دولت «باراك اوباما» رئيس جمهور سابق آمريكا با ايران داشت اختصاص داده و جزئياتي كم‎تر شنيده‎شده از روند شكل‎گيري گفت‎وگوها در عمان و پس از آن توافق موقت هسته‎اي را عنوان كرده است.

در بخشي از فصل مرتبط با ايران، برنز اولين جلسه گفت‎وگوي دو جانبه‎اش با «سعيد جليلي» دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي در سال ۲۰۰۹ ميلادي را توصيف كرده است. او هرچند مانند ديگر مذاكره‎كنندگان آمريكايي به گلايه از شيوه مذاكراتي ايران در مذاكرات جليلي پرداخته اما در عين حال، وي را «يك باورمند واقعي به انقلاب اسلامي» توصيف كرده است.

اين ديپلمات كهنه‎كار آمريكايي با بيان اين‎كه جليلي «عميقا به اين تعامل ظنين بود»، نوشته است: «او يك باورمند واقعي به انقلاب اسلامي بود و به واسطه تجاربي تلخ به اين باور رسيده بود. او كه در دهه ۱۹۸۰ در نبرد با عراقي‎ها زخمي شده بود، بخشي از پاي راستش را از دست داده بود و در راه رفتن با مشكلاتي مشهود مواجه بود. مانند بسياري از هم‎نسلانش، او در سنگرها اين راه دشوار را آموخته بود كه ايران نبايد به هيچ‎كس اعتماد كند و تنها مي‎تواند بر خودش متكي باشد.»

برنز همچنين در خصوص برجام گفته كه برجام، توافقي در راستاي منافع ايالات متحده است. وي نوشته است كه خروج آمريكا از توافق هسته‎اي اقدامي اشتباه بود. او در عين حال نوشته شايد اگر دوباره فرصت مذاكره داشت، براي گرفتن امتيازات بيش‎تر از جمله طولاني‎تر كردن محدوديت‎هاي هسته‎اي، بيش‎تر تلاش مي‎كرد.

دولت سر مجلس و سيل زدگان كلاه گذاشت!

به گزارش جهان نيوز به نقل از نماينده، حسينعلي حاجي‎دليگاني نماينده مردم شاهين‎شهر، ميمه و برخار در مجلس شوراي اسلامي، گفت: ديروز شان مجلس زير سؤال رفت و دولت كلاه بزرگي را بر سر مجلس گذاشت كه البته نه بر سر مجلس بلكه اين كلاه بزرگ را بر سر ملت ايران و بر سر تمام آسيب‎ديدگان از سيل اخير در كشور گذاشت.

وي افزود: موضوع از اين قرار است كه ديروز بنا بود وزراي كشور، نيرو و شهرسازي در مجلس حضور پيدا كنند و با حضور اين وزرا مساله سيل اخير و آسيب‎هاي آن و نقاط ضعف و قوت در خدمت‎رساني و جبران خسارت‎ها مورد بحث و بررسي قرار گيرد اما حسينعلي اميري معاون پارلماني رئيس جمهور رسما نامه نوشت اين وزرا در تهران نيستند و در مناطق سيل‎زده حضور دارند اما طبق بررسي‎هايي كه ما انجام داده‎ايم هر سه وزير روز گذشته در زماني كه جلسه مجلس داير بوده در تهران به سر مي‎بردند و رسما آن‎ها دروغ گفتند.

نماينده مردم شاهين‎شهر در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: به اعتقاد ما در اين باره جايگاه مجلس زير سؤال رفته و اشكال اصلي هم به هيأت رئيسه مجلس بازمي‎گردد، مسؤوليت براي حفظ شان مجلس را دارد اما متاسفانه از عهده اين مسؤوليت برنمي‎آيد.

حاجي‎دليگاني در پايان خاطرنشان كرد: به فرض اگر وزرا هم نبودند آقاي رئيس جمهور و معاون اول كه در تهران به سر مي‎بردند آيا حضور در قشم و خوشگذراني واجب‎تر است يا حضور سه ساعته در مجلس؟ چطور آقاي رئيس جمهور حاضرند چند روز در قشم بمانند اما نمي‎توانستند سه ساعت در مجلس بيايند و نظرات نمايندگان را در خصوص مسائل سيل بشنوند؟ اين واقعا وهن مجلس است و ما خواهان تجديد نظر در نوع اداره مجلس توسط هيأت رئيسه هستيم و خواستار جبران توهيني هستيم كه در اين خصوص به مجلس شده است.

 يادداشت هفته

«معامله قرن»؛ كلاه گشادي ديگر بر سر اعراب مرتجع!

 علي اكبر عالميان

آيا «معامله قرن» در حال شكل گيري است؟ اين پرسشي است كه اين روزها بيش از هر زمان ديگري مطرح مي‎شود و احتمالا علت پررنگ شدن اين پرسش، تلاش‎هاي پشت پرده فراوان رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا در روند عملياتي شدن آن مي‎باشد. اما بايد ديد كه اين طرح چيست و چه ابعادي را پي مي‎گيرد؟
معامله قرن كه به معامله بزرگ قرن نيز مشهور است اصطلاحي سياسي است كه از سوي ايالات متحده آمريكا در راستاي روند به اصطلاح صلح بين فلسطين و اسرائيل و پايان دادن به بيش از 70 سال منازعه فلسطين - اسرائيل اجرا خواهد شد. اين طرح در مقابل واگذاري امتيازاتي به اسرائيل، با تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني شامل نيمي از كرانه باختري، تمام نوار غزه و چند محله ازبيت‎المقدس شرقي موافقت مي‎كند. بر اساس اين طرح شهر ابو ديس نيز به‎عنوان پايتخت فلسطين در نظر گرفته خواهد شد. همچنين گفته مي‎شود كه مالكيت محله‎ها و نواحي نزديك به قدس مانند بيت حنينا، شعفاط، كفر عقب و راس خميس به تشكيلات خودگردان فلسطين واگذار خواهدشد. اظهارات چند روز قبل بنيامين نتانياهو، نخست‎وزير رژيم صهيونيستي در گفت وگو با روزنامه معاريو نيز اصول كلي طرح به اصطلاح صلح آمريكا ميان فلسطين و اسرائيل موسوم به معامله قرن را فاش كرد. او گفته است كه در اين طرح هيچ شهرك نشين يا هيچ شهركي حذف نخواهد شد و كنترل تمامي نواحي منطقه غرب اردن در دست اسرائيل باقي خواهد ماند. نتانياهو همچنين درباره اصول معامله قرن گفته است: ما قدس را تقسيم نمي‎كنيم. از سويي ديگر، يك ماه قبل جيسون گرينبلات، نماينده آمريكا در روند به اصطلاح صلح خاورميانه در نشست شوراي امنيت پشت درهاي بسته اعلام كرد كه طرح «معامله قرن» در دو بعد سياسي و اقتصادي ارائه خواهد شد و طرحي مفصل خواهد بود.
اين قرائن نشان مي‎دهد كه بايد شاهد گذاشته شدن كلاه گشاد ديگري توسط رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا بر سر اعراب مرتجع باشيم. گرچه آمريكا و اسرائيل نقش اصلي را در اين كلاه برداري قرن دارند اما نبايد از نقش فراوان برخي از دولت‎هاي عربي در تسهيل روند اين باج خواهي آشكار به راحتي گذشت. بر اساس افشاگري جديد روزنامه لبناني الاخبار، بخش‎هايي از اردن به اسرائيل داده شود؛ در مقابل، عربستان نيز به همين مقدار اراضي خود را به اردن مي‎دهد. همچنين دولت آمريكا از اردن خواسته نيم ميليون آواره فلسطيني را در مقابل سرمايه‎گذاري ۴۵ ميليارد دلاري در اين كشور اسكان دهد.ظاهرا مصر و اردن موافقت اوليه خود را با بند‎هاي معامله قرن اعلام كرده‎اند، اما ملك عبدالله دوم پادشاه اردن گفته كه اين معامله خطرناك و اجراي آن بسيار دشوار است.نقش مصر نيز در اين بين، تسهيل تردد فلسطينيان به مصر و بالعكس سپس اسكان آن‎ها در اين كشور و احداث مناطق بزرگ صنعتي براي آنان در خاك مصر خواهد بود و در مقابل، ۶۵ ميليارد دلار به اين كشور پرداخت شده و شبه جزيره سينا نيز بازسازي خواهد شد. تامين منابع مالي اجراي بند‎هاي معامله قرن به عهده برخي كشور‎هاي عرب حوزه خليج فارس خواهد بود.
آن چه مي‎توان به‎عنوان اصول ثابت در معامله قرن بيان كرد، طبق آن چه نتانياهو عنوان كرده است سه مساله ثابت است كه عبارتند از: عدم تخليه حتي يك شهرك صهيونيست‎نشين در اراضي اشغالي فلسطين، سيطره دائمي رژيم صهيونيستي بر كل منطقه غرب اردن و عدم تقسيم قدس ميان فلسطينيان و اسرائيلي‎ها. در قبال اين كلاه گشاد، اعراب به چند مشت دلار خوش كرده‎اند و اين يعني فروش زمين در قبال دلار!
از سويي ديگر اما ترامپ اهداف مرموزانه‎اي را در اين معامله در سر مي‎پروراند. او ابتدا در اقدامي تنش زا، سفارت آمريكا را به بيت المقدس منتقل كرد تا به اين ترتيب قدس را پايتخت رسمي اسرائيل اعلام كند و يهودي سازي نهايي قدس و جايگزيني يهودي‎ها به جاي اعراب را رسميت ببخشد.پس از آن نيز با اعلام غير قانوني لزوم الحاق جولان اشغالي به خاك اسرائيل، گامي ديگر را براي گسترش جغرافيايي رژيم صهيونيستي برداشت. اين روزها هم كلاه گشادي به نام «معامله قرن» را بر سر اعراب گذاشته است تا پروژه توسعه سرزميني اسرائيل را عملي‎تر كند. در اين ميان او، جارد كوشنر، داماد و مشاور ارشد خود را كه به پدرخوانده «معامله قرن» شهرت يافته است، مامور اين طرح قرار داده است تا بيش از پيش نقش او در اين كلاه برداري قرن مشخص شود. كوشنر چندي قبل به پنج كشور عرب در حوزه خليج فارس يعني: امارات، عمان، بحرين، قطر و عربستان سعودي كرد و آنان را در جريان اين طرح قرار داد. كوشنر گرچه معامله قرن را داراي چهار اصل و بند اساسي شامل: آزادي، عزت و كرامت، امنيت و شكوفايي اقتصادي ذكر كرده است، اما پرواضح است كه اين ادعاهاي او بلوفي بيش نيست و آن چه از اين معامله بر مي‎آيد، چيزي نيست جز كلاهي بزرگ و گشاد بر سر اعراب يعني: فروش زمين در قبال يك مشت ناقابل دلار!