صفحه سياسي

سيد ابراهيم رئيسي؛ امين امام و رهبري

ماجراي سه حكم مهم قضايي كه امام خميني در كم‎تر از يك ماه براي آيت‎الله رئيسي صادر كردند

آيت‎الله رئيسي در حالي توسط رهبرانقلاب به سمت قاضي القضاتي رسيده كه پيش‎تر هم در اقدامي قابل توجه توسط امام راحل سه ماموريت مهم قضايي كسب كرده است.

اتفاقا اين احكام براي سيدابراهيم رئيسي در زماني كه كارهاي مردم گره خورده، پرونده‎هاي راكد سير صعودي يافته، انتظار مردم براي برخورد قاطع افزايش يافته و نااميدي از بسياري از مقامات عاليرتبه كشور توسط امام امت وجود داشته ديده مي‎شود.

رئيسي اين سه حكم مستقيم از امام راحل را در بازه زماني يكماهه دريافت كرده كه خود نشان از اعتماد وافر امام خميني(ره) به ايشان بوده است.

امام خميني با شكل گيري مشكلاتي در برخي شهرهاي كشور در نامه‎اي تند از بي‎توجهي مقامات عاليرتبه قضايي گلايه مي‎كنند و براي عبور از اين بحران سيدابراهيم رئيسي را در تاريخ ۲۳ ديماه ۶۷ مسؤول رسيدگي به بحران مي‎كنند:

"از آن‎جا كه مقامات بالاي قضايي كشور هيچ گونه حساسيتي در مورد مسائل تكان‎دهنده فوق ندارند به حجج اسلام آقايان نيري و رئيسي، مأموريت داده مي‎شود كه طبق آن چه تشخيص مي‎دهند، در چهارچوب اسلام عزيز، در موارد مذكور اقدام نمايند. باعث تعجب است كه در نظام اسلامي چنين حوادثي اتفاق مي‎افتد؛ ولي با كمال خونسردي اجراي احكام خدا تعطيل، و كارهاي ديگر بر كار قضايي رجحان پيدا مي‎كند"

در تاريخ يك بهمن ۶۷ يعني يك هفته بعد از اولين ماموريت داده شده به سيدابراهيم رئيسي توسط امام خميني، ايشان با نگراني فراوان در خصوص حجم انبوه پرونده‎هاي راكد در حكمي مجدد رئيسي را مسؤول رسيدگي سريع به پرونده‎هاي خاك خورده مي‎فرمايند:

"كليۀ پرونده‎هايي كه تاكنون در آن شورا با كمال تعجب راكد مانده است، و اجراي حكم خدا تأخير افتاده است در اختيار حجج اسلام آقايان: نيري و رئيسي قرار دهيد، تا هرچه زودتر حكم خدا را اجرا نمايند، كه درنگ جايز نيست. به آقايان نيري و رئيسي هم سفارش اكيد مي‎نمايم كه جهات شرعيه را كاملاً رعايت نمايند. والسلام"

ايشان ده روز پس از اين مسؤوليت هم، در حكمي مجدد مسؤوليت‎هاي بيش‎تري برعهده آيت‎الله رئيسي مي‎گذارند. امام خميني در اين حكم با اشاره به "ضعف‎هاي دستگاه قضايي" و "انتظار مردم در برخورد جدي با مسائل" به ايشان مسؤوليتي جديد مي‎دهند:

از آن‎جا كه گزارشات متعددي در مورد ضعف دستگاه قضايي به اين جانب رسيده است، و مردم شريف و متعهد ايران انتظار برخورد جدي‎تري با مسائل مختلف را دارند، به حجت‎الاسلام آقاي رئيسي مأموريت قضايي داده مي‎شود فارغ از پيچ و خم‎هاي اداري با دقت و سرعت آن چه حكم خداست در موارد مذكور اجرا نماييد. بايد سعي كنيد خداي ناكرده حقي از كسي ضايع نگردد. والسلام.

رهبرانقلاب نيز در حكم خود "دستگاه عدالت را نيازمند نَفَسي تازه" مي‎دانند و خطاب به آيت‎الله رئيسي مي‎فرمايند: "اين جانب براي تحقق اين مقصود حياتي، جنابعالي را برگزيده‎ام"

ايشان در حكم خود به سوابق آقاي رئيسي هم اين گونه اشاره كردند «[شما]داراي سوابق طولاني در سطوح مختلف قوه‎ي قضائيه و آشنا با همه زواياي آن مي‎باشيد و از طرفي در كنار فقاهت از تحصيلات حقوقي و دانش و تجربه در اين عرصه مهم برخورداريد، و سلامت و امانت و كارآمدي خود را در مقاطع گوناگون خدمت نشان داده‎ايد.»

اميد مي‎رود رئيس جديد دستگاه قضا كه همواره با سابقه انقلابي و مردمي خود مورد توجه امام خميني و رهبرانقلاب بوده بار ديگر بتواند از اين مسؤوليت سنگين سربلند بيرون بيايد.

آيت‎الله ميرباقري در تحليل بيانيه «گام دوم»:
«گام دوم» در بين اسناد راهبردي روحانيتِ شيعه جزء انگشت شمارها است

آيت‎الله سيد محمّدمهدي ميرباقري، عضو مجلس خبرگان رهبري و رئيس فرهنگستان علوم اسلامي قم طي سخناني در مؤسسه «آفاق حكمت» به تحليل بيانيه «گام دوم» پرداخت.

*جايگاه بيانيه گام دوم در بين اسناد راهبردي شيعه

وي با طرح اين نكته كه تحليل بيانيه گام دوم نياز به كار جدّي و تأملات جدّي‎تري دارد، قبل از ورود به متن، چند مقدمه را مورد بحث قرار داد و در تعريف جايگاه بيانيه گفت: در بين اسناد راهبردي كه روحانيت شيعه براي راهبَري حوادث اجتماعي فراهم آورده، «گام دوم» بي‎ترديد جزء انگشت‎شمارها است.

به گزارش رجانيوز، ميرباقري ادامه داد: بيانيه گام دوم به يك معنا حتي قابل مقايسه با «تَنْبيهُ‎الْاُمَّه» مرحوم نائيني و رساله «حرمت مشروطه» شيخ فضل‎ا... نيست؛ چرا كه آن‎ها در مقياس راهبَري حوادث ملّي هستند؛ امّا «گام دوم» در مقياس راهبَري انقلاب اسلامي به‎عنوان يك حقيقت تأثيرگذار بر جامعه جهاني است.

*بسياري از بحران‎ها ناشي از «فقدان استراتژي» يا «انتخاب ضعيف» است

رئيس فرهنگستان علوم اسلامي، «گام دوم» را بيانيه‎اي فوق‎العاده دقيق و اثرگذار توصيف كرد و افزود: بسياري از بحران‎هايي كه در جامعه وجود دارد ناشي از «فقدان استراتژي» يا «انتخاب ضعيف» است. استراتژي‎ها در «شكاف تمدّني» بين اسلام و غرب است كه اميدواريم بيانيه گام دوم، بتواند اين خلأ را پر كند و جلوي رفتار «زيگزاگي» دولت‎ها را بگيرد.

ميرباقري با بيان اين‎كه بيانيه گام دوم دچار خطاي محاسباتي نيست و در برخورد با جنگ رواني دشمن دچار انفعال نيست، تصريح كرد: ما وقتي مي‎خواهيم انقلاب را تحليل كنيم با جنگ رواني شديدي مواجه هستيم؛ به‎نحوي كه تمام دستاوردهاي انقلاب را ناچيز مي‎گيرد يا انكار مي‎كند؛ يا به‎عكس بحران‎ها و آسيب‎ها را بزرگنمايي مي‎كند؛ رقيب را بزرگ جلوه مي‎دهد و انقلاب را كوچك مي‎كند. بسياري از تحليل‎ها گرفتار اين جنگ رواني دشمن هستند.

وي ادامه داد: ما اگر مي‎خواهيم انقلاب را تحليل كنيم بايد تحت تأثير اين جنگ رواني قرار نگيريم و مستقل از آن عمل كنيم و در مقابل آن فعّال باشيم.

*بيانيه گام دوم با جنگ رواني دشمن برخورد فعّالانه دارد

عضو مجلس خبرگان، برخورد بيانيه گام دوم با جنگ رواني دشمن را برخوردي فعّالانه دانست و افزود: اين بيانيه، هم با جنگ رواني دشمن مقابله مي‎كند و هم راه مقابله با آن را مي‎آموزد؛ به‎همين دليل اميدآفريني مي‎كند.

ميرباقري افزود: افتخار به گذشته و اميد به آينده در اين بيانيه موج مي‎زند و اين ناشي از همين برخورد فعّال با جنگ رواني دشمن است. همه ما بايد اين طور برخوردي با جنگ رواني دشمن داشته باشيم؛ بخصوص كه جنگ رواني گسترده‎اي كه با امپراتوري رسانه‎اي خودشان ساماندهي مي‎كنند خيلي‎ها را منفعل كرده است.

وي، اين قسمت از بيانيه كه «اين كه كسي گمان كند كه مشكلات اقتصادي صرفاً ناشي از تحريم است و علّت تحريم هم مقاومت ضدّ استكباري و تسليم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‎حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه‎زدن بر پنجه گرگ است خطايي نابخشودني است» را مورد اشاره قرار داد و گفت: يكي از مسائل جدّي ما اين است كه خطاي در فهم و تصميم‎گيري داريم.

ميرباقري تأكيد كرد: خطاي تحليل در بيانيه «گام دوم» به‎هيچ وجه وجود ندارد؛ بلكه با منشأ اين خطا برخورد فعّال شده است.

*«گام دوم» در برابر جنگ رواني دشمن منفعل نيست

استاد درس خارج فقه حوزه، ادامه داد: نكته ديگر اين است كه اين بيانيه به يك معنا، ساختارشكنانه و اعلام جهاد رهبري به جوانان براي تمدّن‎سازي است؛ يعني ساختارهاي سنتي در اين مسير كارآمدي جدّي ندارند؛ چه ساختارهاي اجرايي چه ديگر ساختارها. لذا در اين بيانيه مخاطب هم جوانان هستند و خواسته شده براي به‎نتيجه رسيدن اين راه، تلاش جدّي بكنند.

ميرباقري با بيان اين‎كه پيش از اين، رهبر انقلاب بيش‎تر مسؤولان را مورد خطاب قرار مي‎دادند، تصريح كرد: در اين بيانيه بيش‎تر جوانان مخاطب هستند و اميد مي‎رود اين راه با ظرفيت جوانان فاخر انقلابي به نتيجه برسد.

*توليد شاخص‎هاي جديد در بيانيه

«توليد شاخص‎هاي جديد براي ارزيابي دستاوردهاي انقلاب، آسيب‎ها، تبيين اهداف انقلاب و وضعيت موجود» ديگر ويژگي بيانيه گام دوم از ديد آيت‎الله ميرياقري است.

وي توضيح داد: ما اگر بخواهيم ارزيابي انقلاب را با شاخص‎هاي مدرن انجام دهيم، قطعاً دچار اشتباه مي‎شويم و نمي‎توانيم پيشرفت‎هاي انقلاب را توضيح بدهيم. بنابراين از نكات مهم بيانيه، توليد شاخص‎هاي جديد براي ارزيابي انقلاب اسلامي و همچنين آسيب‎شناسي و پيشنهاد راه‎حل است.

*۴ گام مورد نياز نسبت به «گام دوم»

عضو مجلس خبرگان با بيان اين‎كه نبايد صرفاً به تجليل از بيانيه گام دوم اكتفا كرد، تأكيد كرد: اين بيانيه اولاً بايد فهم صحيح و تحليل بشود و ثانياً بر مبناي آن، «گفتمان‎سازي اجتماعي» و «نظريه‎پردازي اجتماعي» صورت پذيرد.

ميرباقري، يكي از نظريه‎پردازي‎هاي مورد نياز را نظريه‎پردازي اجتماعي دانست و افزود: متن بيانيه واجد يك نظريه اجتماعي دقيق است.

وي ادامه داد: بعد از نظريه پردازي، بايد بر مبناي بيانيه، «راهبُردنگاري» در عرصه‎هاي مختلف صورت گيرد و اسناد راهبردي از قبيل الگوي پيشرفت با آن هماهنگ شود. بنابراين ما بايد در ارتباط با بيانيه گام دوم، چند اقدام انجام دهيم؛ فهم صحيح، گفتمان‎سازي، نظريه‎پردازي، راهبردنگاري و هماهنگ‎سازي اسناد راهبردي با اين سند. هركدام از اين اقدامات نيز نياز به توضيح دارد.

نقدي بر سخنان رئيس جمهور در گيلان
آقاي روحاني! اين اظهارات افتخار ندارد

حميد رسايي در يادداشتي نوشت: حتما ضرب المثل فارسي «آمدند ابرو درست كنند، زدند چشم را كور كردند» را شنيده‎ايد. اين ضرب المثل در مورد كسي به كار مي‎رود كه مي‎خواهد افتضاحي را درست كند اما آن را خراب‎تر مي‎كند.

حالا مصداق اين حكايت، جملات رئيس جمهور در گيلان است. او كه مي‎خواست ابروي ننگنامه برجام را درست كند، ناخواسته اعترافي كرده است كه از صد ننگ، بدتر است.

روحاني در جلسه اداري استان گيلان با آب و تاب و افتخار مي‎گويد: «علاوه بر اين‎كه يكي از مقامات(اروپايي) ديگر در جلسه خصوصي به من گفت، رئيس جمهور فرانسه هم خصوصي و هم در مصاحبه مطبوعاتي علني در حضور من گفت كه در سال ۹۱ ما پنج كشور به اتفاق هم تصميم به حمله و جنگ با ايران گرفته بوديم فقط درباره زمانش بحث مي‎كرديم اما وقتي شما رئيس جمهور شديد، ديديم شرايط عوض شده ما هم دست نگه داشتيم تا ببينيم شرايط جديد چه مي‎شود.»(۹۷/۱۲/۱۵)

پيش از اين مجيد انصاري هم اين روايت ننگ آور را به نقل از روحاني به‎عنوان محسنات توافق برجام با افتخار اين چنين نقل كرده بود: «رئيس جمهور فرانسه رسما به آقاي روحاني گفت كه ما قصد حمله به ايران داشتيم و تنها در زمان آن اختلاف داشتيم كه انتخابات سال ۹۲ و رئيس جمهور شدن شما و مذاكرات هسته‎اي پس از آن، سايه جنگ را از سر ايران برداشت.»(۹۵/۹/۲۹)

ظاهراً حالا كه حناي آقاي رئيس جمهور در برداشتن تحريم‎ها به واسطه برجام بي‎رنگ شده، تيم عمليات رواني دولت به سمت دستاورد تراشي براي برجام رفته آن هم با ادعاي تكراري و توخالي «برجام سايه جنگ را از سر ملت برداشت» و «اگر برجام نبود، حتما به ايران حمله نظامي مي‎شد!»

اي كاش آقاي حسن روحاني اين سخنان ذلت بار را در مهد عزت ايران كه در سينه خود شهداي غيور و بزرگاني همچون ميرزا كوچك جنگلي را به يادگار دارد، به زبان جاري نمي‎كرد. سوگمندانه بايد بگويم كه هر چند رئيس جمهور كشورم به اين «ذلت» افتخار مي‎كند، اما من با شنيدن اين سخنان از خجالت آب شدم. به چند دليل:

اولا: ظاهرا آقاي روحاني در برابر اين سخنان توهين آميز رئيس جمهور فرانسه هيچ نگفته اند! قاعدتا اگر آقاي روحاني در برابر اين سخنان توهين آميز رئيس جمهور فرانسه براشفته بود و پاسخ دندان شكني به وي داده بود، مي‎بايست به پاسخ خودش نيز اشاره مي‎كرد.

اما همان طور كه شنيديد، روحاني در گيلان و قبل از او مجيد انصاري، معاون پارلماني وي، سخنان توهين آميز رئيس جمهور فرانسه را با آب و تاب نقل مي‎كنند و هيچ اشاره‎اي هم به پاسخ نمي‎كنند. ظاهرا بر حسب قاعده حاكم بر اين دولت، آقاي روحاني از آن‎ها تشكر هم كرده كه منت گذاشته‎اند و به ما حمله نكرده‎اند!

ثانياً: ادعاي رئيس جمهور فرانسه اگر ادعاي درستي باشد كه آن‎ها قصد حمله به ايران را داشته‎اند و منصرف شده‎اند(قطعا به دلايلي كه ذكر مي‎شود ادعاي درستي نيست) جا داشت رئيس جمهور اين ملت افتخار آفرين و عزيز، همچون رهبر معظم انقلاب پاسخ دندان شكني به او بدهد. امام خامنه‎اي در نماز عيد فطر سال ۹۴ در واكنش به تهديدات نظامي طرف آمريكايي، فرمودند:

«اين آقا(رئيس جمهور آمريكا) گفته است مي‎تواند ارتش ايران را نابود كند. قديمي‎هاي ما اين جور حرف‎ها را لاف در غريبي مي‎گفتند. اگر مي‎خواهند درست بفهمند اگر مي‎خواهند از تجربه‎هاي خود درست استفاده كنند، بدانند اگر جنگي اين‎جا اتفاق بيفتد، آن كسي كه سرشكسته از جنگ خارج خواهد شد، آمريكاي متجاوز و جنايتكار است.»

ثالثاً: اين سخنان رئيس جمهور بي‎نزاكت فرانسه توهين به حسن روحاني بوده است. معناي اين ادعاي دروغ اين است: دشمني كه قصد داشته با صرف هزينه‎هاي گزاف نظامي، انساني، سياسي، اقتصادي و بين‎المللي براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي اقدام كند(و همچنان هم بر اين اعتقاد است و از اظهار علني آن هم ابايي ندارد) وقتي آقاي روحاني به‎عنوان رئيس جمهور انتخاب شده، هدف را در دسترس ديده و از پرداخت چنين هزينه‎هاي گزافي منصرف شده.

در حقيقت آن‎ها با توجه به اصراري كه نسبت به سرنگوني نظام جمهوري اسلامي دارند، آن نتيجه را با انتخاب حسن روحاني نزديك‎تر ديده‎اند! آقاي روحاني آيا توهيني بي‎شرمانه‎تر از اين نسبت به يك رئيس جمهور ممكن بود، چطور متوجه نشده‎ايد كه شما را به سخره گرفته‎اند؟ چطور به اين ادبيات توهين آميز رئيس دولت فرانسه افتخار مي‎كنيد؟!

رابعاً: ادعاي حمله نظامي لاف در غريبي است، چون بر اساس اسناد مختلف، موضوع استمرار تحريم‎ها و حمله نظامي از برنامه عملياتي يانكي‎ها و دوستانش، خارج شده بود همان طور كه در ارديبهشت سال ۹۳، سناتور دموكرات «جف مركلي» در مخالفت با طرح نمايندگان ديگر كه معتقد بودند نبايد به همين ميزان اندك هم در مذاكرات هسته‎اي به ايران امتياز داد، مي‎گويد: «سه راهكار اصلي پيش روي آمريكا براي تقابل با ايران هسته‎اي قرار دارد: حمله نظامي، تشديد تحريم‎ها، مذاكره و توافق ديپلماتيك.»

وي سپس با استناد به گزارش «منابع امنيتي آمريكا» از غيرقابل كنترل بودن واكنش به حمله نظامي سخن گفته و آن را غير ممكن اعلام مي‎كند و به صراحت مي‎گويد: «بنابراين اجازه دهيد از گزينه استفاده از زور كنار برويم.»

مركلي همچنين گزينه تشديد تحريم‎ها را ناممكن اعلام كرده و به پيام اروپايي‎ها درباره تشديد تحريم‎ها اشاره كرده و صراحتا اعلام مي‎كند كه «تحريم‎هاي آمريكا در شديدترين حالت ممكن قرار دارد و اگر تحريم‎ها از شرايط فعلي افزايش يابد، شركاي اروپايي و ديگر كشورها قادر به همراهي نيستند و عملا نظام تحريم‎هاي بين‎المللي عليه ايران فرو خواهد پاشيد. اما با پذيرش توافق از سوي ايران، مي‎توانيم به مطالبه تحريم‎هاي بيش‎تر براي نتيجه گيري نهايي اميدوار باشيم.»

شبيه به همين استدلال از زبان جان كري و مركل نيز پس از توافق ژنو بيان شده است. آيا معناي اين سخنان جز اين است كه برجام به تنهايي با كمك آقاي روحاني، معادل حمله نظامي و تحريم‎ها براي دشمنان ملت ايران، آورده و نتيجه داشته است.

خامساً: رهبر معظم انقلاب درباره اين بخش از سخنان آقاي حسن روحاني و دست اورد سازي براي برجام، هوشمندانه فرموده اند: «آن مسؤول اروپايي به مسؤولين ما مي‎گويد اگر برجام نبود جنگ در ايران حتمي بود؛ دروغ محض! چرا مي‎گويند جنگ؟ چون ذهن برود به سمت جنگ نظامي... جنگ واقعي جنگ اقتصادي و تحريم و گرفتن عرصه كار و فعاليت و فناوري در كشور است. ما را به جنگ نظامي متوجه مي‎كنند تا از اين غفلت كنيم. جنگ واقعي جنگ فرهنگي است.»(۹۵/۱۱/۲۷)

سادساً: وقتي مي‎بينم آقاي حسن روحاني اين طور به اين ننگ افتخار مي‎كند، تازه مي‎فهمم كه مخاطب سيدعلي از سخناني كه در جمع معلمان بيان شد، كيست. تازه مي‎فهمم شاگرد روح ا... به چه كساني درس ديپلماسي و عزت مي‎دهد و مي‎فرمايد:

«وقتي مقابل دشمن از نشان دادن قدرت بترسيم، دشمن پررو مي‎شود، مي‎گويند ايران در خليج فارس رزمايش نداشته باشد؛ چه غلط‎ها. از آن طرف دنيا مي‎آيد رزمايش برگزار مي‎كند، خب برويد همان خليج خوك‎ها اين‎جا چه مي‎كنيد؟ خليج فارس خانه ماست، جاي حضور ملت ايران است. اين‎طور بايد با قدرت‎هاي زياده‎خواه مواجه شد.»(۹۵/۲/۱۳)

قمپز در كردن هاي دولت در جنگ اقتصادي

امير حمزه نژاد: در سلسله جنگ‎هايي ايران و عثماني طرف مقابل از توپي استفاده مي‎كرد كه اثر تخريبي نداشت اما صداي مهيبي داشت كه لرزه به تن هر كسي كه آنرا مي‎شنويد، مي‎انداخت. بعدها كه دست عثماني‎ها در زمينه اين تاكتيك عمليات رواني رو شد، ديگر فاقد اثر اوليه بود و هر گاه صداي دلخراش اين توپ شنيده مي‎شد، سپاهيان مي‎گفتند: «نترسيد قمپوز دركردند.»

حالا اين تاكتيك عمليات رواني روزگاري نيست كه در فضاي سياسي كشورمان مورد استفاده قرار نگيرد. امروز كه وضعيت اقتصادي كشور در شرايطي است كه دولتمردان آن را «شرايط جنگي» عنوان مي‎كنند، اين شيوه انحراف افكارعمومي بيش‎تر مورد استفاده قرار مي‎گيرد. حالا در اين شرايط «محمود واعظي» رئيس دفتر رئيس جمهور در گفت وگو با روزنامه دولتي ايران مي‎گويد: «دكتر روحاني در يك سال گذشته بيش‎تر با مردم صحبت كرده است، هرچند برخي از حرف‎ها را نگفته است. ايشان تقريباً هر هفته در برنامه‎هاي مختلف با مردم صحبت مي‎كنند. اتفاقاً برخي هم انتقاد مي‎كنند كه چرا ايشان اين قدر صحبت مي‎كنند…اين كه چرا آقاي روحاني فشارهايي كه روي او يا دولت وجود دارد را مطرح نمي‎كند يا اين‎كه نمي‎گويد چه كساني اجازه نمي‎دهند امور پيش برود، اين انتقاد، درست است.»

بر همين اساس عده‎اي از طرفداران دولت مطرح مي‎كنند كه «جعبه سياهي» در دولت وجود دارد كه اگر مكشوف و اطلاعات آن توسط رئيس جمهور افشا شود، ديگر آبرويي براي برخي در كشور نمي‎ماند. معلوم نيست اين اطلاعات چيست و اين برخي كدام هستند هر چند كه دولتمردان اين طور وانمود مي‎كنند كه جناح سياسي منتقد دولت در اين جرگه قرار دارند. اما اين موضوع همواره تنها در حد تهديد و ارعاب باقي مي‎ماند و تاكنون هيچ موضوع ناگفته و سر به مهري نبوده است كه توسط رئيس جمهور مطرح شود.

جالب اين جاست كه در اين شرايط همواره رئيس جمهور منتقدان را با القاب ناپسند كه عدد آن بيش از 50 رسيده است، مورد خطاب قرار داده است و اين موضوع براي يك برهه زماني خاصي هم نيست و تقريبا طي 5 سال گذشته تكرار شده است.

اين گونه تهديدهاي قمپزگونه كساني كه در اين چند سال فضاي سياسي كشور را دنبال مي‎كنند به ياد تاكتيك «بگم بگم‎هاي» رئيس جمهور پيشين مي‎اندازد؛ زماني كه برخي از طرفداران رئيس دهم وي را «دزدگير» خواندند اما حالا برخي از اطرافيان رئيس دولت دهم كه بر حسب اتفاق خط قرمز وي هم بودند، مجرم شناخته و روانه زندان شده‎اند.

اما اين بمبي كه قرار است با تهديد طرفداران دولت و نزديكان رئيس جمهور بتركد را كنار بگذاريم شاهد آن هستيم كه فضاي سياسي و اقتصادي كشور بسيار شفاف است. در عصري كه هر يك از كاربران اينترنت و افكارعمومي خود يك رسانه هستند و مي‎توانند با افشاگري و فشار بر روي موضوعي خاص آن را به سرانجام مطلوب جامعه برسانند، اين بگم بگم‎ها نه تنها خريداري ندارد بلكه بي‎اثر و بي‎نتيجه بودن آن براي مردم هم سال‎هاست كه عيان شده است.

به نظر مي‎رسد كه در اين فضاي اقتصادي كه مشكلات در حال تلنبار شدن هستند و به قول دولتمردان درجنگ اقتصادي مردم در حال صدمه ديدن هستند به جاي بگم بگم‎ها دولتمردان به سراغ واژه «كار و كار» بروند.

درواقع همانند قمپز تجربه ثابت كرده است كه در پس اين بگم بگم‎ها هيچ خبري نيست. مردم هم با توجه به تجربه‎اي كه به واسطه اين قمپز دركردن‎ها به دست آورده‎اند، براي آن تره هم خرد نمي‎كنند. از سوي ديگر دولت اگر اهل بگم بگم است بايد هر چه زودتر سخنگو خود را انتخاب كند. درست است كه وزرا هم بايد در جايگاه و حوزه كاري خود به مردم گزارش دهند اما به طور رسمي نيز بايد نظر خود را درباره امور مختلف ابراز كند تا هيچ شك و شبهه‎اي درباره كار و تفكر دولت به ميان نباشد.

از سوي ديگر اين بگم بگم‎ها بيش‎تر از اين‎كه در جهت شفاف‎سازي فضاي سياسي باشد، ابهامات را بيش‎تر مي‎كند. فضاي سياسي و بخصوص اقتصادي كشور بيش از هر چيز نيازمند شفاف‎سازي است. دولت نيز اگر حرف و گفت وگويي با مردم دارد هم رسانه‎ها و هم افكارعمومي در اين شرايط بد اقتصادي از آن استقبال مي‎كنند. هرچند كه در اين شرايط زماني آن چيزي كه دولتمردان بايد به مردم بگوييد گزارش كارهايي است كه براي بهبود وضعيت معيشت و رفاه آنان انجام داده‎اند./ رجانيوز

جنگ آمريكا با ايران؛ از واقعيت تا خيال

 علي اكبر عالميان

احتمال جنگ ايران وآمريكا در عرصه نظامي تهران و تهديدهاي هر از چند گاهي پنتاگون مبني بر حمله قريب الوقوع به ايران، حدود چهل سال است تكرار مي‎شود بدون اين‎كه به مرحله عمل حتي نزديك شود. اخيرا روزنامه آمريكايي وال‎ستريت ژورنال براي نخستين بار از درخواست چند ماه پيش شوراي ملي آمريكا از پنتاگون براي تهيه گزينه‎هايي جهت حمله نظامي به ايران خبر داد. نشنال اينترست نيز مي‎نويسد كه سناتورهايي كه در واشنگتن پست قلم مي‎زنند، تاكيد دارند: دولت ترامپ به دنبال ارتباط دادن القاعده با ايران بر مبناي مداركي مبهم است. همفكران بولتن كه در رسانه‎ها مي‎نويسند معتقدند با ادعاي ارتباط ميان القاعده و ايران مي‎توانند حمله نظامي به ايران را تحت قانون تجويز استفاده از نيروي نظامي مصوب ۲۰۰۱ موجه جلوه دهند. اين تمايلات براي بسياري از واقع‎گرايان گوياي اين حقيقت است كه اصلاح فوري اين قانون الزامي است. ريچارد هاس، رئيس انديشكده آمريكايي شوراي روابط خارجي، هم مدعي شده است كه در سال ۲۰۱۹ ايران محتمل‎ترين صحنه براي يك جنگ خارجي است. در اين مورد اين سوال پيش مي‎آيد كه آيا واقعا ايالات متحده به دنبال ايجاد جنگي نظامي بر ضد ايران است؟ اين گونه كه از قرائن مقاليه به ذهن مي‎رسد مي‎توان گفت كه دولت ترامپ و جمهوري خواهان جنگ طلب پيرامون او به دنبال جنگ نظامي با ايران هستند. در اوايل سال ۲۰۱۷، مك مستر مشاور امنيت ملي ترامپ به پنتاگون دستور داده بود كه يك طرح كلي براي جنگ با ايران تهيه كند. وجود نيروهاي جنگ طلبي مانند جان بولتون و مايك پمپئو نيز نشان مي‎دهد كه احتمالا آمريكايي‎ها نيات شومي در مورد ايران در سر مي‎پرورانند، اما اين همه واقعيت نيست و آمريكايي‎ها توان درگير شدن با ايران را در عرصه نظامي نخواهند داشت. در واقع مي‎توان گفت نه جنگي رخ خواهد داد و نه اين‎كه آمريكايي‎ها توان پرداخت تاوان جنگ را خواهند داشت. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي: «جنگي رخ نخواهد داد؛ چرا كه ما مثل گذشته هيچ‎وقت شروع‎كننده جنگ نخواهيم بود و آمريكايي‎ها هم حمله را آغاز نمي‎كنند؛ چون مي‎دانند كه صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد؛ زيرا جمهوري اسلامي و ملت ايران ثابت كرده‎اند به هر متعرّضي، ضربه بزرگ‎تري وارد خواهند كرد.»

آمريكا به چند دليل توان جنگ با ايران را ندارد. دليل اول اين‎كه مي‎داند در ازاي هر ضربه‎اي كه به ايران بزند، به همان تعداد و بلكه حتي بيش‎تر از آن ضربه خواهد خورد. سران كاخ سفيد هنوز اين هشدار رهبر انقلاب به آنان مبني بر اين كه: «اگر يكي بزنيد ۱۰ تا مي‎خوريد» و «دوران بزن و دررو گذشته؛ بزنيد،مي‎خوريد»، را به خاطر دارند و از قدرت دفاعي و انتقامي جمهوري اسلامي به خوبي مطلع هستند. دليل دوم هم اين‎كه آمريكايي‎ها به خوبي مي‎دانند كه ايران قابل مقايسه با عراق و افغانستان نيست. در جنگ با اين دو كشور، ارتش آمريكا با دو حكومت تنها و منزوي و از حيث نظامي هم ضعيف جنگيد و به ظاهر پيروز شد. اما ايران مانند اين دو كشور نيست؛ چرا كه هم تجهيزات مدرن و مجهز دارد و هم نيروي انساني كاربلد و مستحكم. غير از اين جمهوري اسلامي ايران متحداني در منطقه دارد كه امان آمريكايي‎ها را خواهند بريد. كافي است تا غلطي از سوي ايالات متحده سربزند، آن وقت است كه طوفاني از موشك‎هاي نقطه زن، از سوي جريان مقاومت، كودك نامشروع و نازپرورده او يعني رژيم صهيونيستي را از پاي در خواهد آورد. از اين گذشته توان پاسخگويي ايران به تجاوز احتمالي آمريكا به اندازه‎اي است كه افراد عاقل‎تر هيئت حاكمه ايالات متحده را به تكاپو انداخته و عواقب اين خطاي استراتژيكي ترامپ و اقمارش را به آنان گوشزد مي‎كنند. آمريكايي‎ها حتما از ميزان قدرت بالاي ايران در جنگ‎هاي سايبري آگاهي دارند و مي‎دانند كه ايران قدرت برخورد سايبري در برابر دشمنان خود را نيز دارا است.

نكته سوم هم اين‎كه ترامپ شخصي نيست كه بتواند به اين اقدام دست بزند؛ چرا كه او خود را در چندين جبهه درگير كرده و همگان را بر ضد خود بسيج كرده است. او رئيس جمهوري تندخو، پريشان حال و بي‎نزاكت است كه با زبان خود همه را مي‎آزارد. مثلا همين چند روز قبل، بايدن را «آدم مصنوعي» و سندرز را «پروفسور بي‎عقل» ناميد! او با همسايگان خود سر دعوا دارد و با دو قدرت بزرگ جهان يعني چين و روسيه نيز مدام سرشاخ مي‎شود. او حتي با نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي آمريكا اختلاف شديد دارد و نزديك‎ترين اشخاص به خود را بر ضد خويش مي‎بيند. نمونه بارز آن بايد به «مايكل كوهن» وكيل شخصي رئيس جمهوري آمريكا اشاره كرد كه اذعان كرده است در سال 2016 در يك تراكنش مالي شخصي، از منابع مالي خود براي تسهيل پرداخت 130 هزار دلار به خانم «استفاني كليفورد» استفاده كرده است. كوهن پس از افشاي پرداخت حق‎السكوت از سوي ترامپ به يك بازيگر فيلم‎هاي مستهجن براي عدم افشاي رابطه جنسي‎اش، اعلام كردكه 130 هزار دلار را ازجيب خود پرداخت كرده است. ترامپ، لاف جنگ مي‎زند اما در باطن با هر گونه جنگي ديگر مخالف است. مگر غير از اين است كه او بر لزوم پايان دادن به «جنگ‎هاي بي‎پايان» و بازگرداندن سربازان آمريكايي به كشورش تاكيد كرده بود؟ پس چگونه است كه براي ايران خط و نشان مي‎كشد؛ آن هم ايراني كه پاسخ ويرانگري به متجاوزان به امنيت و منافع ملي خود مي‎دهد. با اين دلايل موجود اين پرسش مطرح است كه چرا آمريكايي‎ها همچنان بر طبل جنگ مي‎كوبند در حالي كه جرات اقدام نظامي را ندارند؟! در پاسخ به اين پرسش بايد به دو نكته اشاره كرد. اول اين‎كه اين اقدام آنان بيش از هرچيزي يك جنگ رواني براي ترساندن ايران است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، آمريكايي‎ها «درصددند با اشاره و كنايه، «شبح جنگ» را ايجاد و بزرگ كنند تا ملت ايران و يا ترسوها را بترسانند.» آمريكايي‎ها با اين حربه مي‎خواهند ايران را بترسانند تا از ادامه نفوذ كشورمان در منطقه جلوگيري كنند. مگر غير از اين است كه همين چند وقت قبل، پمپئو، وزير خارجه آمريكا ادعا كرده بود كه ايران به دنبال سيطره بر پايتخت‎هاي كشورهاي منطقه يعني بغداد، بيروت، دمشق وصنعا است؟ نكته دوم هم اين‎كه آنان قصد دارند تا با استفاده از عنصر «تهديدنظامي» فشار را بر ايران افزايش دهند. در واقع هدف اصلي آنان فشار حداكثري اقتصادي عليه ايران يا به تعبير رهبر انقلاب «جنگ اقتصادي» است و تهديد نظامي تنها به مثابه اهرمي براي رسيدن به همان جنگ اقتصادي است كه به شدت آن را پيگيري مي‎كنند. جمهوري اسلامي ايران از جنگ نظامي هراسي ندارد اما جنگ اصلي دشمنان، جنگ اقتصادي است. در اين عرصه نيز مي‎طلبد كه به مانند جنگ نظامي مجهز باشيم.

وقاحت هايي كه تمامي ندارد!

«تفكرات جمهوري اسلامي نسبت به زنان تفكرات داعشي است» اين تيتر يك رسانه غربي از اظهارات وقيحانه جديد فائزه هاشمي است. فائزه هاشمي، نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي ايران و مدير مسؤول روزنامه توقيف شده زن در مصاحبه با يورونيوز مي‎گويد كه جمهوري اسلامي با سياسي كردن مسائل مربوط به زنان و گره زدن آن با مسائل ديني، مانع از رفع تبعيض عليه زنان مي‎شود.

يورونيوز طي گزارشي نوشته است: خانم هاشمي مي‎گويد كه حكومت جمهوري اسلامي در مسائل مربوط به زنان، تنه به داعش مي‎زند اما جامعه ايران و فضاي بين‎المللي «اجازه نمي‎دهند علنا مثل داعش رفتار كند.»

فائزه هاشمي معتقد است كه در خصوص حضور عمومي زنان در عرصه‎هاي مختلف جامعه، جمهوري اسلامي موفق عمل كرده اما پسرفت‎هاي بسياري در خصوص حقوق زنان، نسبت به حكومت سابق ايران بوده؛ پسرفت‎هايي كه منجر به حذف زنان از مديريت كلان كشور و مراكز تصميم گيري شده است.

به گزارش جهان نيوز، اظهارات دختر مرحوم هاشمي رفسنجاني را در ادامه مي‎خوانيد:

** يك گزارشي خواندم از خانم ابتكار كه ۴۰ شاخص را از پيشرفت زنان بعد از انقلاب بيان كرده بود مثلا در آموزش و بهداشت. معتقد نيستم كه اگر حكومت پهلوي بود اين اتفاق‎ها نمي‎افتاد و مطمئنا اگر حكومت پهلوي هم بود اين پيشرفت‎ها اتفاق مي‎افتاد و نمي‎توان به‎عنوان يك شاخص موفقيت در جمهوري اسلامي در نظر گرفت

**زمان شاه در عرصه سياسي ما وزير زن داشتيم، سناتور زن و نمايندگان مجلس زن داشتيم كه تعدادشان از الان بيش‎تر بود. البته الان سنا نداريم اما در شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري هيچ زني حضور ندارد. هرچند كه اين‎ها با سنا قابل مقايسه نيستند اما به هرحال يك نوعي مجلس هستند. در جمهوري اسلامي فقط يك وزير زن در دوره محمود احمدي نژاد داشتيم و ديگر نداريم. يعني از حضور زنان در مراكز تصميم گيري، تصميم سازي و مديريت‎هاي كلان و حتي مديريت مياني جلوگيري شده. در مديريت‎هاي مياني البته يك مقدار در دولت روحاني تغيير ايجاد شده آن هم با تلاش خود زنان بوده كه منجر به بخشنامه‎اي از سوي آقاي روحاني شد؛ اما من فكر مي‎كنم اگر زمان شاه ادامه پيدا مي‎كرد تعداد زنان در مراكز تصميم گيري بيش‎تر و قوي‎تر هم مي‎شد. تعداد وزراي زن هم بيش‎تر مي‎شد.

**شما نگاه كنيد در سطح رؤساي دانشگاه‎ها و همچنين هيات مديره‎هاي سازمان‎ها ما هيچ زني نداريم. اخيرا سه زن به‎عنوان سفير انتخاب شده‎اند اما زنان در خيلي عرصه‎ها حذف شده‎اند و پسرفت شديد داشته ايم، يا قاضي زن كه در زمان شاه داشتيم و مطمئنا اگر ادامه پيدا مي‎كرد بيش‎تر هم مي‎شد اما بعد از انقلاب، قاضي زن نداريم. بنابراين نه تنها پيشرفتي حاصل نشده كه اوضاع خيلي خراب‎تر شده. چيزي هم اگر تغيير مي‎كند خيلي سخت و سال‎هاي سال طول مي‎كشد مثل بحث ديه. يكي از دلايلي كه روزنامه زن را بستند انتشار كاريكاتور درباره نابرابري ديه بود حالا بعد از اين همه سال، بيمه، ديه تصادفات را برابر پرداخت مي‎كند.

**زمان شاه، قانون حمايت از خانواده به وجود آمد كه برابري ايجاد شد. اما يكي ديگر از معضلات مهم ما زنان -بعد از انقلاب- قوانين تبعيض آميز است و عرف‎ها و رويه‎هاي ضد زن كه با عنوان دين و مسائل فرهنگي و اجتماعي ايجاد كرده‎اند مثل مساله ممنوعيت ورود دختران به ورزشگاه كه نه قانوني مبني بر اين ممنوعيت وجود دارد، نه خلاف عرف است، نه خلاف شرع است اما ممنوع است

** متاسفانه مسائل زنان، پايگاه فقهي و سياسي پيدا كرده؛ نگاه حاكميتي كه بر دين ما و بر مسائل زنان ما حاكم شده اسلام خيلي افراطي و تند را نمايندگي مي‎كند. ما داريم علمايي مثل آيت‎الله صانعي، آيت‎الله بيات زنجاني، آيت‎الله شبيري زنجاني و آقاي محقق داماد و خيلي‎هاي ديگر كه نگاه روشني به مسائل زنان دارند و فتواهاي شان با فتواهاي حكومتي متفاوت است. اما حكومت مسائل زنان را به شدت سياسي مي‎كند و اين خيلي آسيب مي‎زند. اين‎كه مي‎گويند مرغ يك پا دارد و حاضر نيستند هيچ چيزي را تغيير بدهند و عليرغم همه تلاش‎ها و هزينه‎هاي زنان، تغيير به كندي صورت مي‎گيرد به دليل سياسي ديدن مسائل زنان و گره زدن آن به دين آن هم از نوع راديكال و تند است. يك جور به نظر من به داعش تنه مي‎زند و تفكرات داعشي است. كمي ملايم‎تر از داعش كه اگر رويشان مي‎شد مثل داعش عمل مي‎كردند اما جامعه ايران و نگاه‎هاي بين‎المللي چنين اجازه‎اي نمي‎دهند

** از سوي ديگر ما يك جامعه سنتي و مذهبي داريم. هرچند جامعه خيلي تغيير كرده اما نگاه سنتي وجود دارد و حكومت مدام افكار عمومي را تحريك مي‎كند. البته افكار عمومي هم به اين‎ها جواب نمي‎دهند ولي به هرحال اين‎ها را مدام مطرح مي‎كنند. الان اما احساس مي‎كنم با وجود فضاي مجازي، مطالبات زنان خوب منعكس مي‎شود. قبلا رسانه‎ها به اين دليل كه مردانه بودند عمدتا مسائل زنان را منعكس نمي‎كردند. من روزنامه زن را براي همين راه اندازي كردم چون مسائل زنان و مشكلات آن‎ها و موفقيت‎هاي شان در رسانه‎هاي عمومي اطلاع رساني نمي‎شد و ما نياز داشتيم به يك رسانه روزانه كه مرتب مسائل زنان را مطرح كند. حركت‎هاي امروز اما به خاطر فضاي مجازي بيشتر امكان انعكاس و موفقيت پيدا كرده. مثلا ورزش زنان در دوره‎هايي خيلي رشد كرد كه راحت هم نبود اما فضاي مجازي نبود و چنان انعكاس پيدا نمي‎كرد.

**فضاي قبل از انقلاب، فضايي نبود كه خانواده‎ها اعتماد كنند و زن‎ها بتوانند در سطح گسترده، فراگير و عمومي در امورات اجتماعي و مسائل سياسي، علمي و آموزشي و فرهنگي مشاركت داشته باشند. آن زمان البته حكومت نمي‎گفت كه با دين مشكل داريم ولي روندش بخصوص در موضوعات زنان تقويت بي‎ديني بود. همين سبب شده بود كه زنان ما مشاركت عمومي و گسترده در مسائل اجتماعي نداشتند. خيلي از خانواده‎ها دختران شان را به دبيرستان نمي‎فرستادند، ورزش نمي‎گذاشتند و اجازه نمي‎دادند كه جايي مشغول به كار شوند و خيلي چيزهاي ديگر. ولي بعد از انقلاب اين قضيه برعكس شد. حكومت كه شد جمهوري اسلامي و حاكمان ديني و روحانيان حاكم شدند اعتماد عمومي ايجاد شد و حضور زنان در جامعه به يك حضور فراگير و عمومي در همه عرصه‎ها تبديل شد. من معتقد هستم كه اين حضور عمومي قبل از انقلاب نبود و بعد از انقلاب اتفاق افتاد كه نكته مثبتي است.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام:
غذاي سگ و گربه با ارز دولتي وارد كرده اند

حجت الاسلام و المسلمين غلامرضا مصباحي مقدم، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، در سخنان پيش از خطبه‎هاي نماز جمعه تهران در مورد تحقق شعار سال رهبري مبني بر حمايت و خريد از كالاي ايراني، گفت: رهبر معظم انقلاب در شعار سال فرمودند ملت و دولت از كالاي ايراني حمايت كنند. دولت در ابتداي سال ليست ۳۵۰۰ قلم كالايي كه در داخل با كيفيت مطلوب توليد مي‎شد تهيه و به گمرك داد و به فعالان واردكنندگان و صادركنندگان بيان داشت كه اين ۳۵۰۰ كالا را وارد نكنند.

وي ادامه داد: بعد از گذشت يك سال در آمار واردات كالاها شاهد واردات غذاي سگ و گربه و گل زير پاي سگ با ارز دولتي بوديم. غذاي حيوانات را در داخل نيز مي‎توانيم توليد كنيم.

به گزارش مشرق، اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد: گمرك عذر خودش را اين گونه مطرح كرده كه اين كالاها در مقابل صادرات وارد شده؛ يعني اين‎ها را ارز تخصيص نداده‎ايم. به نظرم اين اصلاً قابل قبول نيست ولو اين‎كه ارز از ناحيه بانك مركزي و وزارت صمت تخصيص داده نشده باشد. آن صادر كننده‎اي كه كالا را صادر مي‎كند انصاف نسبت به واردات كالاها و رعايت الگوي مصرف را داشته باشد. توجيه گمرك صحيح نيست.

مصباحي مقدم با تاكيد بر اين‎كه روي هم رفته تراز تجاري ايران خوشبختانه مقداري مثبت بوده است بيان داشت: بايد صادرات تشويق شود. قيمت ارزهاي خارجي حدود سه برابر افزايش داشته است اما در اين بين تقريباً صادرات انواع كالاها براي همسايگانمان باصرفه شده است كه متأسفانه كالاهاي يارانه‎اي هم به كشورهاي ديگر مي‎برند. گاو و گوسفند زنده نيز صادر شده كه موجب افزايش دوبرابري قيمت گوش شده كه موجبات مشكلات براي مردم است. همين افزايش ارز باعث شده ۳۸ درصد واردات لباس كاهش يافته و صادرات كيف و كفش ۱۸ درصد افزايش پيدا كرده است.

وي اضافه كرد: از اين طريق كسب و كار در زمينه پوشاك و محصولات داخلي بهبود پيدا كرده همچنان‎كه يخچال فريزر ماشين لباسشويي در داخل توليد اش اوج گرفته و مصرف كالاي ايران نيز افزايش يافته است گرچه قيمت‎ها دو تا سه برابر بالا رفته است. خواسته يا ناخواسته حمايت از كالاي ايراني در عمل اتفاق افتاده است و معنايش اين بوده كه اگر اراده پشت اين مساله بود نتيجه اش بهتر بود.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: صادرات فولاد به خارج افزايش پيدا كرده و از ارزآوري بالايي برخوردار بوده است صادرات كالاهاي غيرنفتي آمارش از آغاز سال ۴۰ ميليارد دلار بوده است البته اشكالاتي كه به سياست اجرايي وارد است. پيمان سپاري ارزي به صورت ناقص اجرا شده است و مي‎بايست ۱۰۰درصد اجرا شود.

وي بيان داشت: در اجراي اين پيمان خود بانك مركزي استثنائاتي زد كه كار را خراب كرده. استثنا اين است كه كساني كه تا يك ميليون دلار صادر مي‎كنند نياز نيست ارز آن را به سامانه نيمايي واريز كنند. همين مساله موجب شده كسي كه ۱۰ تا ۲۰ ميليون دلار صادر مي‎كنند به نام ۱۰ تا ۲۰ نفر ثبت مي‎كنند و راه گريز درست شده است. يا كساني كه تا ۳ ميليون دلار صادرات دارند گفته شده تا ۳۰ درصد ارز را به سامانه نيما مي‎دهند.

مصباحي مقدم اضافه كرد: كساني كه صادرات عمده مي‎كنند افراد پوششي درست مي‎كنند؛ آن‎هايي هم كه صددرصد بايد ارز را به سامانه نيمايي بدهند پتروشيمي‎ها و فولادي‎ها هستند كه بيش‎ترين صادركنندگان هستند.

اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد: اطلاعات را بروز داريم كه شش و نيم ميليارد دلار به سامانه نيمايي داده‎اند و حال آن‎كه اين‎ها نزديك ۳۰ ميليارد دلار صادرات داشتند و از ساير كالاها يك و نيم ميليارد دلار به سامانه داده شده و از ۴۰ ميليارد دلار ۸ ميليارد به سامانه نيما داده شده و بقيه وارد صحنه نشده است.

وي گفت: اين سامانه نيمايي تحت نظارت دولت است اما خارج از آن تحت نظارت نيست و قيمت آزاد ارز است، صادر كنندگان ارز صادراتي خود را يا در بازار به قيمت آزاد مي‎فروشند يا به واردات اختصاص مي‎دهند كه بدون ثبت سفارش است كه همين غذاي سگ و گربه و سنگ پا نيز از اين مساله درست مي‎شود.

مصباحي مقدم همچنين در مورد الحاق به كنوانسيون‎هاي پالرمو و سي اف تي گفت: عده‎اي مثل دولت اصرار دارد كه ايران به اين كنوانسيون‎ها بپيوندد آن هم در شرايط تحريم! دليلش هم اين است كه شفافيت در داد و ستدها ايجاد و اعتماد بانك‎هاي خارجي به معاملات بيش‎تر مي‎شود و معاملات بين بانك‎هاي داخلي و خارجي افزايش مي‎يابد؛ اين در شرايط غير تحريمي سخن نادرستي نيست اما در شرايط تحريمي اين گونه نيست.

وي گفت: ما دو قانون داخلي شفافيت داد و ستد مالي را در مجلس به تصويب رسانديم كه شفافيت مالي در مبادلات را براي ما تأمين مي‎كند و اين اثر را دارد تا اين شفافيت مالي براي FATF نيز اطمينان آور شود. البته FATF درباره همان قانون داخلي شفافيت كه از سوي مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد نيز قصد دخالت داشت و اذعان مي‎كرد كه بايد برخي بندهايي كه موجب اطمينان خاطر آن‎ها مي‎شود به قانون تصويبي مجلس اضافه شود.

مصباحي مقدم ادامه داد: دو كنوانسيون پالرمو و CFT دقيقاً همان دو قانون است كه در مجلس به تصويب رسيد با اين تفاوت كه بايد تأمين خواسته‎هاي طرف‎هاي خارجي نيز باشد. ما از رئيس جمهور و وزير خارجه بارها پرسيده‎ايم كه آيا با الحاق به اين دو كنواسيون گشايشي در روابط مالي‎مان ايجاد مي‎شود كه آن‎ها در پاسخ گفته‎اند هيچ تضميني نيست كه بهبودي حاصل شود.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد: بنده در پاسخ به اين سوال كه وضعيت كشور با تصويب اين دو كنوانسيون چگونه مي‎شود تاكيد مي‎كنم كه شرايط اقتصادي كشور بدتر مي‎شود. زيرا در شرايط تحريمي به هيچ عنوان صلاح نيست اطلاعات اقتصادي كشور را در اختيار آمريكا، اسرائيل و عربستان كه ناظران FATF هستند قرار دهيم. امروز همان كسي كه مسؤول ميز تحريم‎هاي ايران در آمريكا بوده رئيس FATF است.

وي افزود: وزير نفت گفته است كه ما نفتمان را از راه دور زدن تحريم‎ها مي‎فروشيم، اگر دولت به حرف آقاي زنگنه اعتماد دارد بايد در نظر خود مبني بر تصويب پالرمو و CFT تجديد نظر كند؛ چراكه ما براي دور زدن تحريم‎ها ناچاريم تا شركت‎هاي پوششي در ايران و خارج از كشور ايجاد كنيم. معناي پيوستن به اين دو كنوانسيون اين است كه بايد دست از اين‎گونه داد و ستدها بر داريم. اگر نمي‎توانيم اين كار را انجام دهيم، اين چه اصراري است كه از سوي رئيس جمهور و مطبوعات جريان خاص بر مجمع تشخيص مي‎شود و چه دليلي دارد كه مدام اعضاي مجمع را تحت فشار مي‎گذارند تا به تصويب اين كنوانسيون‎ها رأي دهند. ما مصلحت نظام را درنظر مي‎گيريم نه هواها و هوس‎ها را.

مصباحي مقدم درباره خلف وعده اروپايي‎ها در برجام گفت: ضمناً اروپايي‎ها پس از خروج آمريكا از برجام نسبت به برجام دوباره متعهد شدند تا ۱۲ راهكار براي منتفع شدن ايران از برجام درنظر بگيرند ولي حتي يكي از اين راهكارها را انجام نداده و پس از نه ماه تنها يك كانال خريد(صندوق مالي) و نه يك كانال مالي ايجاد كرده تا نفتي كه ما به كشورهاي چين و هند و كره مي‎فروشيم به اين صندوق بريزيم تا سه كشوري كه در اين صندوق سرمايه‎گذاري كردند به ما مواد غذايي، دارو و وسايل پزشكي بدهند.

وي افزود: آيا اين آن كانال مالي است كه اروپا به ما تعهد داده بود؟ خير. آن‎ها بايد ۱۲ راهكار پيش روي ما مي‎گذاشتند كه يكي از راهكارها اين بود كه در كشورهاي اروپايي شعب ارزي براي ايران ايجاد كنند تا ما ديگر مشكلي براي برخورد با تحريم‎هاي آمريكا نداشته باشيم. اروپايي‎ها بدانند ما بچه نيستيم. اگر فكر مي‎كنيد كه ما بچه هستيم بايد بدانيد كه ما عاقل مردتر از شما هستيم.

اگر با FATF همكاري كرديد بايد بگوييد تحريم ها را چگونه دور مي زنيد

بيژن زنگنه وزير نفت در مراسم آغاز عمليات اجرايي پتروشيمي انديمشك گفت: ما در حال حاضر با يك جنگ تمام عيار درگير هستيم كه تفاوت آن با ساير جنگ‎ها اين است كه كشته و زخمي ندارد. من همه بمباران‎ها را تجربه كرده‎ام، اما فشاري كه الان وجود دارد شديدتر است تا ما را خفه كند، اما نتوانستند و با حضور رهبري و مقاومت ملت و دولت نخواهند توانست.

زنگنه در ادامه با اشاره به انتقاداتي مبني بر اين‎كه اطلاعاتي از سوي وزارت نفت منتشر نمي‎شود، اظهار كرد: من نمي‎توانم بگويم چطور تحريم‎ها را دور مي‎زنيم، زيرا به ضرر ملت است. يكسري مي‎گويند شما كار نمي‎كنيد، اما ما نقشه‎ها را افشا نمي‎كنيم. امروز من آسيب مي‎بينم اما ملت سرفراز مي‎مانند.

اظهارات آقاي زنگنه حاوي دو وجه درست و نادرست است. يك وجه ماجرا، مربوط به نامحرم دانستن مجلس و مراجع نظارتي ذي‎ربط است كه موجب كلاهبرداري شركت‎هايي مانند توتال در چند مرحله طي دو دهه گذشته شد.

اما وجه دوم كه به موضوع تحريم‎ها برمي‎گردد، كاملا درست است. به عبارت ديگر نبايد مكانيسم‎ها و دور زدن تحريم‎ها دست دشمن بيفتد تا بتواند آن مجاري را دور بزند. اما در اين‎جا يك سوال مهم پيش مي‎آيد و آن اين‎كه اگر قرار بر همكاري با FATF و ارائه اطلاعات مطالبه شده از سوي آن‎ها باشد، در آن صورت حتما اطلاعات به شدت سري به دست دشمن خواهد افتاد؛ مگر اين‎كه آقاي زنگنه و دوستان ايشان در دولت بگويند؛ همكاري ما با FATF لفظي است و نمي‎خواهيم عملا با FATF همكاري كنيم.

به هر ترتيب اظهارات آقاي زنگنه، سندي مهم و معتبر درباره ضرورت رد هرگونه همكاري اطلاعاتي با FATF مي‎باشد.

 يادداشت هفته

دفاع ابدي از نظريه نظام انقلابي در «گام دوم انقلاب»

 دكتر محمد ملك زاده

«انقلاب اسلامي همچون پديده‎اي زنده و با اراده، همواره داراي انعطاف و آماده‎ي تصحيح خطاهاي خويش است، امّا تجديدنظر پذير و اهل انفعال نيست. به نقدها حسّاسيت مثبت نشان مي‎دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرف‎هاي بي‎عمل مي‎شمارد، امّا به هيچ بهانه‎اي از ارزش‎هايش كه بحمدا... با ايمان ديني مردم آميخته است، فاصله نمي‎گيرد. انقلاب اسلامي پس از نظام سازي، به ركود و خموشي دچار نشده و نمي‎شود و ميان جوشش انقلابي و نظم سياسي و اجتماعي تضاد و ناسازگاري نمي‎بيند، بلكه از نظريه نظام انقلابي تا ابد دفاع مي‎كند.»(1)
انقلاب پرشكوه ملت ايران در حالي چهلمين سال پيروزي خود را با افتخار و سربلندي جشن گرفت كه از يكسو دشمنانش از همان هفته‎ها و ماه‎هاي اول پيروزي تا آستانه چهلمين سالگي انقلاب، همواره وعده نابودي قريب الوقوع آن را سر مي‎دادند و از سوي ديگر دوستداران انقلاب در سراسر جهان چشم اميد به تنها انقلاب آزاديبخش قرن دوخته بودند كه آرمان‎ها و ارزش‎هاي انساني و معنوي را در جامعه جهاني گرفتار در حلقه فساد و جهالت احيا نموده بود. ايشان، عبور پيروزمندان انقلاب از چالش‎ها و كسب افتخارات و پيشرفت‎هاي خيره كننده نظام جمهوري اسلامي را عليرغم تمام دشمني‎ها و محدوديت‎ها، حجت روشني بر حقانيت و صلابت انقلاب مي‎ديدند. در حالي كه كانون‎هاي اصلي دشمني با انقلاب در طول اين مدت يا از بين رفته‎اند و يا گرفتار احتضار و اضمحلال گشته و با مشكلات متعدد خويش دست و پنجه نرم مي‎كنند، همگان ديدند كه انقلاب اسلامي با حفظ و پاي‎بندي به شعارهاي انقلابي همچنان پيروزمندانه و با كسب افتخارات و دستاوردهاي فراوان به پيش مي‎رود:
محصول تلاش چهل ساله، اكنون برابر چشم ما است: كشور و ملّتي مستقل، آزاد، مقتدر، باعزّت، متدين، پيشرفته در علم، انباشته از تجربه‎هايي گران بها، مطمئن و اميدوار، داراي تأثير اساسي در منطقه و داراي منطق قوي در مسائل جهاني، ركورددار در شتاب پيشرفت‎هاي علمي، ركورددار در رسيدن به رتبه‎هاي بالا در دانش‎ها و فنّاوري‎هاي مهم از قبيل هسته‎اي و سلّول‎هاي بنيادي و نانو و هوافضا و امثال آن، سرآمد در گسترش خدمات اجتماعي، سرآمد در انگيزه‎هاي جهادي ميان جوانان، سرآمد در جمعيت جوان كارآمد، و بسي ويژگي‎هاي افتخارآميز ديگر كه همگي محصول انقلاب و نتيجه جهت گيري‎هاي انقلابي و جهادي است.(2)
تاكيد حضرت آيت‎الله خامنه‎اي بر مساله حفظ هويت انقلاب از طريق انقلابي بودن و انقلابي ماندن را بايد يكي از دغدغه‎هاي اساسي رهبري به ويژه پس از زعامت ايشان به مسؤوليت خطير رهبري جمهوري اسلامي ايران دانست؛ اين موضوع همواره يكي از موضوعات ثابت مطالبات آيت‎الله خامنه‎اي در دوره رهبري بوده است و در مقاطع مختلف همواره تاكيد ويژه‎اي بر لزوم صيانت از شور انقلابي، حفظ روحيه انقلابي، انقلابي عمل كردن و انقلابي‎گري داشته‎اند. همين ديدگاه به‎عنوان يك اصل خدشه ناپذير در بيانيه گام دوم انقلاب نيز مورد تاكيد و سفارش رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. اين همه تاكيد براي مقابله با ديدگاه مخالفي است كه تلاش مي‎كند نسبت نادرستي بين عقلانيت سياسي و انقلاب برقرار سازد و نشان دهد كه عقلانيت سياسي با مقوله انقلاب و عمل انقلابي قابل جمع نيست! بر اساس اين ديدگاه در حالي كه عمل سياسي مبتني بر عقلانيت به‎عنوان يكي از مقومات جامعه مورد تاكيد واقع شده است، تفكر انقلابي و انقلابي گري مساوي با نوعي تندروي و راديكاليسم و مغاير با عقلانيت، تلقي مي‎گردد! از اين رو رهبر معظم انقلاب همچون بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، برخلاف ديدگاهي كه انقلابي بودن را محدود به دوره پيروزي انقلاب مي‎داند، انقلابي گري را جز خصيصه ذاتي و هميشگي انقلاب دانسته و تاكيد مي‎كند بقاي نظام جمهوري اسلامي كه محصول انقلاب اسلامي است، بدون حفظ روحيه انقلابي و عمل به ارزش‎هاي انقلاب اسلامي ميسر نيست. آيه الله خامنه‎اي بارها و از جمله در بيانيه مهم گام دوم انقلاب تاكيد نموده‎اند غفلت از شعارهاي اصيل انقلاب براي ما زيانبار و موجب عقب‎ماندگي است و هرگاه ما نسبت به اين مهم بي‎توجهي داشتيم سرعت پيشرفت خود را كند نموده‎ايم:
بدانيد كه اگر بي‎توجهي به شعارهاي انقلاب و غفلت از جريان انقلابي در برهه‎هايي از تاريخ چهل ساله نمي‎بود -كه متأسّفانه بود و خسارت بار هم بود- بي‎شك دستاوردهاي انقلاب از اين بسي بيش‎تر و كشور در مسير رسيدن به آرمان‎هاي بزرگ بسي جلوتر بود و بسياري از مشكلات كنوني وجود نمي‎داشت.(3)
البته ايشان دستاوردهاي عظيمي براي يك دوره چهل ساله انقلاب بر مي‎شمرد اما تاكيد ايشان كه در سراسر اين بيانيه به چشم مي‎خورد و به ويژه جوانان را مخاطب خود قرار مي‎دهد تاكيد بر نظريه «نظام انقلابي» و دفاع ابدي از اين نظريه است تا آينده سازان انقلاب اسلامي با نگاه و روحيه انقلابي افق روشني پيش روي نظام جمهوري اسلامي ترسيم نمايند. اميد رهبر معظم انقلاب به جوانان انقلابي است كه با عملكرد انقلابي خويش ايران عزيز را الگوي كامل يك نظام پيشرفته اسلامي بسازند و انقلاب را هر چه بيش‎تر به آرمانش كه ايجاد تمدن نوين اسلامي و طلوع خورشيد ولايت عظمي است نزديك نمايند.
پي نوشت ها
1.حضرت آيت‎الله خامنه‎اي، بيانيه گام دوم انقلاب، 22 بهمن 1397.
2. همان
3. همان