صفحه ادب و هنر

اهداي ۵ سيمرغ سينمايي به موزه حرم امام رضا(ع)

به گزارش آستان نيوز، سيد محمود رضوي تهيه كننده سينما پنج سيمرغ بلورين خود را كه در طول سال‎هاي ۱۳۸۷، ۱۳۹۱ و ۱۳۹۵ از جشنواره بين‎المللي فيلم فجر دريافت كرده بود، در آيين پاياني جشنواره فيلم مستند «بهشت» در پرديس سينمايي هويزه مشهد، به آستان قدس رضوي تقديم كرد.

حجت‎الاسلام حجت گنابادي‎نژاد رئيس سازمان فرهنگي آستان قدس رضوي در اين مراسم گفت: نخستين جشنواره فيلم مستند بهشت مجالي شد تا همه هنرمندان پرچم رضايي خود را از سراسر كشور براي روايتگري و تصويرگري دل‎هاي عاشقي كه در جاي جاي ايران اسلامي دل در گروي حضرت رضا(ع) دارند، به كار بندند.

وي ادامه داد: آثار ارزشي سيد محمود رضوي كه ارزش‎هاي انقلاب اسلامي را به تصوير كشيده، علاوه بر اين‎كه آثار هنري فاخري بوده، يك روايت‎گري و حقيقت‎گري بود كه از حقايق تاريخ انقلاب اسلامي پرده‎برداري كرد و توانست نسل جوان را با بسياري از واقعيت‎هاي تاريخ انقلاب آشنا كند.

در حاشيه مراسم، تهيه‎كننده فيلم «ماجراي نيم‎روز» اهداي اين جوايز را به موزه حرم مطهر رضوي مايه افتخار خود دانست و گفت: اين درخواست را دو سال پيش مطرح كردم و امشب شرايط آن فراهم شد تا اين سيمرغ‎هاي بلورين در آيين پاياني جشنواره فيلم مستند بهشت اهدا شود.

سيد محمود رضوي با بيان اين‎كه عِرق زادگاهش را دارد، افزود: اهالي سينما در موزه آستان قدس رضوي اثري ندارند، بنابراين علاقه بسياري داشتم كه شروع‎كننده اين مسير باشم، البته نگهداري جوايزي متعلق به سينماي كشور در گوشه‎اي از حرم مطهر امام هشتم(ع) مايه افتخار است.

نقد شفاهي فيلم‎هاي تخته گاز و قانون مورفي؛
فيلمك هاي كمدي آشفته بلاي جان سينماي ايران

سوءاستفاده از نياز و علاقه مخاطب به آثار سينمايي مفرح و شادي بخش و اميد آفرين، توسط گروهي از سينماگران سوداگر و سودجو و اشغال پرده اكران نابسامان سينما با فيلمك‎هاي بي‎مسماي نازل و بازاري شبه كمدي، محصول سينماي بيمار و مافيا زده كشور و نالايقي و ناكارآمدي نامديران سينماي ايران است.

اگر برخي از همين فيلمك‎هاي آشفته، سازندگانشان را در گيشه ميلياردر مي‎كنند به‎دليل خوب و استاندارد و با محتوا بودن آن‎ها نيست، علت اين اتفاق، نياز مردم به شادي و نشاط وسرگرمي سالم است و چون فيلم مناسب، حرفه‎اي و با محتواي كمدي در ايران توليد نمي‎شود، آن‎ها به ناچار به تماشاي فيلمك‎هاي سطحي كه نشاني از فيلم و سينماي طنز و كمدي ندارند و سازندگانشان، مشتي ادا و اطوار و لودگي و مسخرگي را در كالاهاي خود، كنار هم رديف كرده‎اند، مي‎روند!

به‎طور حتم اگر روزگاري، هنرمندان كاربلد و متعهد سينما به راستي فيلم‎هاي كمدي خوب بسازند، همگان خواهند ديد كه اين به اصطلاح كمدي‎هاي روي پرده‎ها، مشتري نخواهند داشت. فيلمك آشفته و بازاري «تخته گاز» كه با عناصر منحط سينماي فيلمفارسي سر هم و راهي اكران شده، ازجمله فيلمك‎هاي بدون در و پيكري است كه با دم دست‎ترين مصالح فيلمفارسي‎هاي ديروز و امروز جمع شده است.

محمد آهنگراني فيلمسازي را از طريق همكاري با سازندگان فيلم‎هاي تجارتي و بازاري و فيلمفارسي سازان ياد گرفته است، دومين فيلم خود را با همان آموخته‎هايش از فيلمك‎ها و فيلمفارسي ساخته و روي پرده آورده است و فيلمكي كه از منظر مضمون، داستان، فيلمنامه، بازي و كارگرداني، هيچ حرفي براي گفتن ندارد. «تخته گاز» در سينماي بيمار كشور مانند مشابه‎هاي خود، تخت گاز، سينما وسليقه مخاطب را به سوي دره ابتذال و فسادِ مافيا ساخته در سينما مي‎برد. حيف از بازيگراني مانند كامبيز ديرباز، الهام حميدي و به‎ويژه داريوش فرهنگ كه هنر بازيگري خود در اين قبيل فيلمك‎هاي نازل به حراج گذاشته‎اند!

«قانون مورفي» ساخته جديد رامبدجوان، بازيگر و كارگردان آثار متوسط سينمايي و تلويزيوني و مجري برنامه «خندوانه»، يك شبه كمدي سطحي از نوع خندوانه‎اي در قالب يك فيلمك سينمايي به اصطلاح كمدي است. «قانون مورفي» فيلمي نازل با مضمون و موضوعي پيش پاافتاده، فيلمنامه‎اي ضعيف، بازي‎هاي متوسط، كارگرداني دم دستي و بدون لحاظ مولفه‎ها و ويژگي‎هاي گونه سينما و آثار كمدي است.

اين فيلم براي سرگرم سازي تماشاگر و فروش در گيشه، با چينش مقداري شوخي، موقعيت سازي تكراري خنده ساز، ديالوگ‎ها و روابط لوس و خنك، جمع وجور و روانه اكران شده است. «قانون مورفي» چيز بيش‎تري از انواع شبه كمدي‎هاي بي‎مسماي رايج و بازاري روي پرده سينماها ندارد. جوان در كارگرداني اين فيلم از تجربه‎هاي بازي خود در فيلم‎ها و سريال‎ها يا آن‎هايي كه كارگرداني كرده است، نتوانسته استفاده كند و دست كم يك كمدي آبرومند بسازد. تاثيرات ادا و اطوارهاي بي‎مسماي خندوانه‎اي كارخود را كرده و از «قانون مورفي» يك فيلم بدون قانون و قاعده كمدي‎نما ساخته كه داستان و پرداخت و ساختار و محتواي قابلي براي بحث و نقد ندارد.

«قانون مورفي» نه تنهاشباهتي به كمدي‎هاي سفيد و سياه آمريكايي كه رامبد شيفته آن‎ها و مقلد آن‎ها است، ندارد كه با سينماي هدفمند، سرگرم كننده وكمدي‎هاي شادي آفرين معمولي هم نسبتي ندارد. «قانون مورفي» فيلمكي براي فراموش كردن است، حتي اگر شكلك بازي هاو لودگي‎هايش براي آن، عده‎اي مشتري جمع كند. جوان به‎جاي كمدي بزن وبكوب، يك فيلمك شبه كمدي بزن در رويي ساخته است.

جبار آذين در گفتگو با سينماپرس

چاپخانه ها در آستانه خاموشي

شايد سال 96 را بتوان بدترين سال براي صنعت چاپ و نشر دانست؛ سالي كه از بهار آن مشكلات با بحران قيمت‎ها در بازار كاغذ و مواد اوليه چاپ خودنمايي كرد و تا روزهاي پاياني نيز همچنان ادامه دارد.

اين روزها ناشران و چاپخانه‎ها در آستانه برپايي نمايشگاه كتاب تهران با مشكل بزرگي مواجه شده‎اند و آن چاپ كتاب‎هايشان است، از يكسو كاغذ در بازار آزاد به بندي 400 هزار تومان رسيده و از سوي ديگر كمبود مواد اوليه چاپ كه مهم‎ترين آن زينك است، موجب شده نتوانند حتي يك نسخه از كتاب‎هايشان را منتشر كنند.

زينك يكي از كالاهاي اساسي در صنعت چاپ است كه با كوشش جمعي از فعالان اين عرصه به فهرست كالاهاي اساسي مشمول دلار 4200 توماني وارد شد. قيمت هر ورق زينك در بازار طي 9 ماه گذشته از هفت هزار تومان به 15، 20 و اين اواخر 42 هزار تومان رسيده است، اما امروز اين قيمت بالاي زينك نيست كه داد ناشران را درآورده است، بلكه اساساً زينكي در بازار براي فروش وجود ندارد تا چاپخانه‎ها بتوانند كتاب‎هاي ناشران را منتشر كنند.

شركت تعاوني سازندگان كليشه و ليتوگراف ايران از تابستان سال جاري براي رفع بحران قيمت‎ها براي واردات اقدام كرد. غلامرضا شجاع مدير اين شركت تعاوني مرداد ماه از كمبود زينك در كشور خبر داد و گفته بود كه اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند، موتور چاپخانه‎ها در پايان سال خاموش خواهد ماند. پس از آن بود كه شركت تعاوني ليتوگرافان خود اقدام به فراهم كردن مقدمات لازم براي واردات زينك كرد.

بانك مركزي درنهايت دي ماه سال جاري با درخواست واردات 300 هزار متر مربع زينك به كشور به ارز يك ميليون يورو موافقت كرد، اما تاكنون خبري از زينك نيست و ناشران و چاپخانه‎داران بسياري در روزهاي پاياني سال از انتشار و چاپ كتاب‎هاي خود بازمانده‎اند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پويا، غلامرضا شجاع، مديرعامل تعاوني ليتوگرافان ايران مي‎گويد: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نامه‎اي در تاريخ 14 مرداده ماه به وزير صنعت معدن و تجارت نوشت و ما را براي واردات زينك معرفي كرد، اما در كمال تعجب در همان روزها زينك را از فهرست كالاهاي اساسي خارج كردند، پس از آن با تلاش وزير ارشاد دوباره زينك به فهرست كالاهاي اساسي بازگشت، اما باز هم خبري از موافقت بانك مركزي نبود. تا اين‎كه بانك مركزي با اختصاص ارز در دي ماه موافقت كرد.

وي ادامه داد: از آبان ماه ما در حساب تعاوني حدود شش ميليارد تومان پول اندوخته كرده بوديم، در مرحله نخست نيمي از اين مبلغ و در مرحله بعد تمامي اين مبلغ مسدود شد تا بانك مركزي ارز را به حساب فروشنده زينك در كشور چين واريز كند. اما تا اين لحظه هيچ حواله‎اي صادر نشده و بانك مركزي هم پاسخگو نيست.

شجاع با بيان اين مطلب كه به زودي زينك‎هاي خريداري شده شركت تعاوني در حدود 300 هزار متر مربع وارد گمرك بندرعباس مي‎شود، گفت: اگر نتوانيم حواله آن را صادر كنيم، مشخص نيست ديگر بتوانيم زينك خريداري كنيم، زيرا پيش از اين نيز بار ما در آذر ماه به گمرك رسيد، اما چون نتوانستيم پول حواله كنيم، زينك‎ها را به امارات فروختند.

 ادب و هنر

چند دقيقه با كتاب «خط مقدم»؛
مخالفت «امام» با زدن كاخ صدام

«... صداي تلفن صحبتشان را قطع كرد. حسن آقا خودش گوشي را برداشت. حسيني تاش بود. بعد از سلام و پرسيدن ميزان آمادگي گروه و خوش و بش‎هاي اوليه گفت: «امام اجازه زدن بغداد رو ندادن. پيشنهاد فرماندهان موصله.» هدفي كه ديروز توي جلسه انتخاب كرده بودند، محدوده كاخ رياست جمهوري صدام در بغداد بود. ولي همان موقع هم احتمال دادند كه شايد اين هدف مورد تأييد قرار نگيرد. حسن آقا بعد از خداحافظي گوشي را گذاشت. سريع رفت سراغ نقشه عراقي كه با چند پونز طلايي به ديوار وصل شده بود. حدسش درست بود، برد موشك از كرمانشاه به موصل نمي‎رسيد. با حاجي زاده مشغول بررسي شدند و عاقبت كركوك و العماره را به‎عنوان هدف‎هاي قابل دسترس به حسيني تاش پيشنهاد كردند.
دستور پرتاب اولين موشك جمهوري اسلامي، عصر روز يكشنبه ۱۹ اسفند به حسن آقا ابلاغ شد. حس عجيبي بود. همه چيز امتحان نشده و بكر بود. همه كساني كه به نوعي مسؤول بودند، توي ذهنشان درگير سؤالات لاينحلي بودند كه جوابش را فقط آينده تعيين مي‎كرد. آيا بعد از اين همه تلاش و دوندگي، واقعاً ايران مي‎توانست موشك هوا كند؟ نكند بر اثر فرسودگي موشك‎هاي قذافي يا نقل و انتقال‎هاي زياد، موشك روي زمين منفجر مي‎شد و يا اصلاً پرتاب نمي‎شد؟ نكند ليبيايي‎ها شيطنت مي‎كردند و جاي ديگري را هدف مي‎گرفتند؟ حتي اگر در اين طرف همه چيز درست پيش مي‎رفت، باز هم خيال كسي آسوده نمي‎شد.
... هدف جديد، پالايشگاه كركوك بود. شهر كركوك با اين‎كه دويست و پنجاه كيلومتر از بغداد فاصله داشت، اما هم راستاي آن بود و مي‎توانست در محدوده برد سيصدكيلومتري اسكاد قرار بگيرد. از آن‎جا كه چهل درصد از صادرات نفت عراق از ذخاير نفتي اين شهر صورت مي‎گرفت، كركوك يكي از شهرهاي مهم عراق به شمار مي‎رفت. در واقع اصابت موشك به پالايشگاه اين شهر نفتي مي‎توانست شوك بزرگي به آن‎ها كه هرگز انتظار چنين چيزي را نداشتند، وارد كند.
حسن آقا به محض دريافت دستور، پروژه عمليات را كليد زد. »
زندگي شهيد حاج حسن طهراني مقدم و پيچيدگي‎هاي او در امر خطير اولين يگان موشكي ايران، به اضافه قلم روان و خواناي نويسنده؛ كتاب «خط مقدم» را به پيشنهاد خوبي براي هديه دادن در ايام عيد نوروز و مطالعه در تعطيلات اين عيد تبديل كرده است.