صفحه در مكتب عرشيان

به مناسبت 20 اسفند سالگرد عمليات بدر
بدر؛ گامي براي تكميل خيبر

دقيقا يك‎سال پس از عمليات پر حرف و حديث خيبر كه در جريان مراحل شناسايي آن، يكي از خبره‎ترين طراحان جنگي ايران، يعني حسن باقري به شهادت رسيده بود، در همان منطقه عمليات بدر به اجرا گذاشته شد تا اهداف ناتمام مانده عمليات خيبر را به سرانجام برساند.

عمليات بدر بيستم اسفند 63 آغاز شد و در بيست و ششم اسفند 63 به پايان رسيد. منطقه عملياتي، غرب هورالهويزه بود كه از شمال به ترابه و از جنوب به كانال سوئيب و القرنه در خاك عراق محدود مي‎شد.

بعد از عمليات «خيبر»، دشمن علاوه بر سازماندهي سپاه‎هاي اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشكيل فرماندهي شرق دجله و رده‎هاي مواضع پدافندي در سراسر منطقه جنوب كرد و در مسير آبراه‎ها و در داخل نيزارها كمين‎هايي قرار داد تا در صورت هجوم نيروهاي ايراني، نقش هشداردهنده و تاخيري داشته باشند و از نزديكي نيروهاي شناسايي به خط دشمن نيز ممانعت به عمل آورد و به منظور زير نظر داشتن هرگونه تحرك و داشتن ديد كلي بر «هور» و اطراف آن دكل‎هاي متعددي را نصب كرد.

گذشته از كمين و نصب دكل‎ها، در آب‎راه‎ها موانع قابل ملاحظه‎اي ايجاد كرد كه گذشتن از آن‎ها بسيار سخت و بلكه غيرممكن مي‎كرد. بعد از اين موانع، سيل‎بندي هم مشرف بر آب به عرض ۱۲ متر و ارتفاع دو متر احداث كرده و بر روي آن سنگرهاي متعددي تعبيه كرد كه از سه جهت، داراي ديد كافي بر روي آب بود.

در حالي كه دستيابي به يك جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره العماره، كه مي‎توانست منطقه مانور مناسبي را براي عمليات‎هاي آينده به سمت بصره و يا العماره باز كرده و دروازه جديدي را براي ورود به مناطق خشكي جديد بگشايد، همچنان به‎عنوان يك هدف مهم تلقي مي‎شد؛ عواملي همچون تجربيات به دست آمده از عمليات خيبر در خصوص الزامات پشتيباني و تاكتيكي و عمليات آبي و خاكي، جبران بسياري از نواقص و كمبودهاي مهندسي موجود در عمليات مذكور، در اختيار داشتن جزاير مجنون به‎عنوان مناطق واسط و سرپل كه امكان تمركز نيروها و انتقال تجهيزات به جلو را تسهيل مي‎كرد، موجب شدند منطقه غرب هورالهويزه مجدداً براي انجام عمليات بزرگ بعدي انتخاب شود.

هدف اصلي عمليات بدر، تصرف جاده العماره - بصره، راهيابي به مركز اصلي هورهاي غرب دجله و تسلط بر شرق دجله‎بود. حاصل اين عمليات تصرف بيش از 500 كيلومتر مربع از منطقه هور شامل روستاهاي ترابه، لحوك، نهروان، فجره و نيز جاده خندق در نزديكي جاده بصره - العماره به طول 13 كيلومتر بود.

اهداف عمليات نيز گرچه به تصرف درآمدند، اما به‎دليل استفاده گسترده عراق از سلاح شيميايي، نيروهاي ايراني نتوانستند اين اهداف را تثبيت كنند. فرماندهان طرحي براي ادامه عمليات ريخته بودند كه متوجه شدند تعداد بسياري از رزمنده‎ها در حال عقب‎نشيني‎اند. از قرارگاه هم دستور عقب‎نشيني رسيد. چاره‎اي نبود و رزمندگان تا جزاير مجنون عقب‎نشيني كردند اما عراق آن‎ها را با بمب‎هاي شيميايي بدرقه كرد و بسياري در حال عقب‎نشيني، شهيد شدند.

حالت جنون و ناراحتي عجيبي، فرماندهان را فراگرفته بود. تنها چيزي كه مي‎توانست ايراني‎ها را از اين حالت خارج كند، پيام امام بود. حضرت امام در پيامي‎فرمود: «چون گزارش دادند بعضي‎ها ناراحت هستند، مي‎خواستم بگويم هيچ جاي نگراني نيست. البته من براي شهدا و شما دعا مي‎كنم ولي بايد همه ما بدانيم كه ما تابع اراده خداوند هستيم. ما از ائمه كه بالاتر نيستيم. آن‎ها هم در ظاهر، بعضي وقت‎ها موفق نبودند. هم پيغمبر(ص) هم اميرالمؤمنين(ع) هم امام حسن(ع) و امام حسين(ع). ما كه نسبت به مقام اين‎ها چيزي نيستيم. عمده، مشيت خداوند است كه هر چه او بخواهد، همان خوب است و چون عسل شيرين. و بايد با آغوش باز پذيراي آن‎چه او مي‎خواهد باشيم و از هيچ چيز نگران نباشيد. محكم باشيد و از هم اكنون در فكر عمليات بعد و مطمئن باشيد كه پيروزيد. امروز هم پيروزيد. اگر كار براي خدا باشد كه شكست ندارد.»

با خواندن هر جمله از پيام، قدري از نگراني‎ها كاسته مي‎شد. پيام كه به انتها رسيد، نااميدي‎ها و افسردگي‎ها همه از بين رفته بود. چهره‎ها باز شده و صحبت‎ها بين فرماندهان براي ادامه كار، آغاز شد.

بر اساس گزارش‎هاي منابع داخلي 250 تانك و نفربر، 40 قبضه انواع توپ، 200 خودرو، 60 قبضه انواع خمپاره‎انداز، 4فروند هواپيمايPC – V، 2 فروند هواپيماي ميگ و سوخو و 4 هلي‎كوپتر عراقي منهدم شده و 50 قبضه انواع خمپاره‎انداز و دو دستگاه رادار زميني رازيت به غنيمت گرفته شد. در جريان اين عمليات، عراق حدود ده هزار نفر كشته و زخمي و 3200 نفر اسير داد.

مهدويت؛ نخ تسبيح مبارزه و جهاد در دفاع مقدس و راهيان نور

 محمد صدارت

فصل راهيان نور آغاز شده است و افراد بسياري كه در كاروان‎هاي بازديد از مناطق عملياتي دفاع مقدس ثبت نام كرده‎اند، يا در راه خوزستان و يا منتظر رسيدن موعد حركت هستند.

شجاعت، رشادت، ايثار، ولايت‎پذيري، توكل و توسل و... ويژگي‎هايي هستند كه زائران درباره دلاورمردان هشت سال دفاع مقدس خواهند شنيد كه بايد تلاش شود در راستاي الگو پذيري از شهدا به سوي عملي شدن اين كليدواژه‎ها بروند.

در اين ميان، شاه كليد اين سبك زندگي و رفتار رزمندگان دفاع مقدس و بخصوص شهدا كه بايد زائرين بر روي آن تمركز كنند فرهنگ مهدويت و كليد واژه انتظار است.

مهدويت، نخ تسبيحي بود كه حلقه ياران و دلدادگان و عاشقان خميني كبير را تشكيل داد؛ هم در دوران مبارزات عليه طاغوت و هم در دوران دفاع مقدس، و علائم اثرگذاري اين موضوع را در وصيتنامه شهدا و در سخنان فرماندهان و حتي پيام‎هاي امام راحل مي‎توان يافت.

بي شك اين اعتقاد به عملي بودن انتظار بود كه جوانان را بدون آن‎كه ولي فقيه خود را از نزديك ديده باشند، عاشق و دلداده ايشان مي‎كرده است، تا جايي كه با شنيدن يك سخن ولي سر از پا نمي‎شناخته و خود را آماده جانفشاني مي‎كردند، اگر بنا بود شيعيان دوره انقلاب اسلامي مانند برخي مذاهب يا حتي برخي از شيعيان دوره‎هاي گذشته انتظار را در يك جا نشستن ببينند قطعا نه طاغوت داخلي سرنگون شده بود و نه طاغوت خارجي عقب رانده مي‎شد.

همچنين فرهنگ ولايت‎پذيري و اطاعت از ولي و سلسله مراتب وابسته به ولي كه جوانان عادي را بدون عضويت در يگان نظامي به جبهه مي‎كشاند نيز برگرفته از پذيرش ولايت حضرت صاحب‎الامر(عج) و نيابت ولي فقيه در دوران غيبت آن حضرت است.

حال بايد در دوراني كه جوانان نسل سوم و چهارم به بعد انقلاب اسلامي پا در سرزمين نور مي‎گذارند اين توجه را داشت كه در جنگ اقتصادي و جنگ فرهنگي و عمليات‎هاي رسانه‎اي معاندان و منافقان عليه نظام اسلامي نيز همان نخ تسبيح مي‎تواند اين جوانان را در تشكيل حلقه مبارزه و جهاد منسجم و متحد كند.

بر اين اساس نه تنها مسؤولين كاروان‎ها و خادمين يادمان‎ها و راويان دفاع مقدس بايد در فعاليت‎هاي خود فرهنگ مهدويت را محور قرار دهند بلكه زائرين نيز بايد خود را آماده دريافت پيام معنوي و ريشه‎اي دفاع مقدس در سرزمين‎هاي نور كنند تا همان‎گونه كه توسل رزمندگان بر امام و كرامات امام بر رزمندگان در سنگرهاي نوراني اين مناطق، هشت سال خودنمايي كرد اكنون در عرصه‎هاي مختلف مبارزه با استكبار، بين جوانان انقلابي و امامشان جلوه‎گري كند.

زائر نه تنها در سفر كوتاه معنوي اردوي راهيان نور بلكه قبل و بعد از آن نيز بايد براي تقويت ارتباطات خود با امام عصر(عج) برنامه‎ريزي كند و از بركات معنوي اين سفر جهت تجديد انرژي و نور بهره‎برداري داشته باشد.

 در مكتب عرشيان

لبخند جبهه
كي با من كار داشت؟

يك قناسه چي ايراني كه به زبان عربي مسلط بود اشك عراقي‎ها رو درآورده بود. با سلاح دوربين‎دار مخصوصش چند ده متري خط عراقي‎ها كمين كرده و شده بود عذاب عراقي‎ها... چه مي‎كرد.
بار اول بلند شد و فرياد زد: «ماجد كيه؟» يكي از عراقي‎ها كه اسمش ماجد بود سرش را از خاكريز آورد بالا و گفت: «منم!»
ماجد كله پا شد و قل خورد آمد پاي خاكريز و قبض جناب عزراييل را امضاء كرد! دفعه بعد قناسه‎چي فرياد زد: «ياسر كجايي؟» و ياسر هم به دست بوسي مالك دوزخ شتافت!
چند بار اين كار را كرد تا اين‎كه به رگ غيرت يكي از عراقي‎ها به نام جاسم برخورد. فكري كرد و بعد با خوشحالي بشكن زد و سلاح دوربين‎داري پيدا كرد و پريد رو خاكريز و فرياد زد: «حسين اسم كيه؟» و نشانه رفت؛ اما چند لحظه‎اي صبر كرد و خبري نشد. با دلخوري از خاكريز سر خورد پايين. يكهو يك صدايي از قناسه‎چي ايراني بلند شد: «كي با حسين كار داشت؟» جاسم با خوشحالي، هول و ولاكنان رفت بالاي خاكريز و گفت: «من!»
ترق!
جاسم با يك خال هندي بين دو ابرو خودش را در آن دنيا ديد!
منبع: كتاب رفاقت به سبك تانك