صفحه فرهنگي-اجتماعي

جدي ترين مشكل نظام سلامت، «بحران بي اعتمادي» است

در نظام سلامت با بحران مهمي مواجه هستيم كه از بحران مالي، ساختاري و ساير مشكلاتي كه با آن درگير بوده مهم‎تر است و آن بحران بي‎اعتمادي است، به اين معنا كه ما با بي‎اعتمادي جدي در بدنه وزارت بهداشت و ارائه دهندگان خدمات سلامت مواجه هستيم، بي‎اعتمادي كه به‎دليل مسائل غيرقابل پيش‎بيني كه طي سال‎هاي اخير پيش آمده هرروز به آن دامن زده شده است و اين موضوع باعث شده هر نوع تصميم مديريتي و مداخله حاكميت با نوعي مقاومت يا حداقل بي‎اعتنايي روبه رو شود.

تعدد تصميمات و تصميم‎هايي كه با هدف خير و با نتايج غيرمطلوب انجام شد باعث شده اين بي‎اعتمادي روز به روز بيش‎تر شود و هركسي كه بخواهد سكان اين وزارتخانه را به دست بگيرد بايد در ابتدا اعتمادسازي ايجاد كند، مردم هنوز به نظام سلامت اعتماد دارند و اين موضوع سرمايه بزرگي براي اين حوزه است هرچند به اعتماد مردم نيز لطمه وارد شده است، وقتي مسؤولان دولتي اعلام مي‎كنند كه همه مردم كشور بيمه شده‎اند و فردي با دفترچه بيمه سلامت ايرانيان به داروخانه و بيمارستان مراجعه مي‎كند و به او اعلام مي‎شود كه ظرفيت پذيرش بيمه به پايان رسيده و دفترچه اعتباري ندارد بي‎اعتمادي ايجاد مي‎شود.

با وجود اين‎كه در اين حوزه نيز شاهد فعاليت برخي پزشكان ثروت‎طلب هستيم اما مردم به پزشكان اعتماد دارند و جنبه‎هاي انساني عملكرد پزشكان غالب است، حتي پزشكاني كه خارج از ضوابط مبالغي را دريافت مي‎كنند به دنبال بهبود يافتن بيمار هستند و بيمار به آن فرد نيز اعتماد دارد. سرمايه فعلي نظام سلامت اعتماد مردم به ارايه كنندگان خدمات سلامت‎محور است و ما بايد تلاش كنيم با حفظ اين موضوع بي‎اعتمادي كاركنان و مردم را به نظام سلامت از بين ببريم و اين موضوع بايد يكي از مهم‎ترين اقدامات وزير باشد.

طرح تحول سلامت از نقاطي بود كه بودجه جهش پيدا كرد، البته سال‎هايي داشتيم كه سهم بودجه سلامت از سرانه كشور 3.5 درصد بوده كه به مرور افزايش پيدا كرده و در مقاطعي به ۵ و ۷ درصد رسيد. اين افزايش تقريبا قابل پيش‎بيني بود اما نكته اصلي نحوه هزينه‎كرد آن بود. سلامت مي‎تواند چاه ويل باشد يا ارتقا دهنده كيفيت زندگي، اگر هزينه‎ها به درستي صرف شوند مي‎توانيم جان انسان‎ها را نجات دهيم، پيشگيري از بروز بيماري و افزايش كيفيت زندگي را داشته باشيم. اما اگر صرف هزينه بدون برنامه صورت گيرد نتيجه آن ايجاد نياز القايي است و بيماري كه مي‎تواند با روش تشخيصي ارزان درمان شود از روش‎هاي گران قيمت استفاده مي‎كند. وقتي بودجه بخش سلامت كم باشد به دنبال درمان مرحله‎اي خواهيم بود اما وقتي احساس ثروتمندي داشته باشيم بلافاصله آخرين مرحله درمان را انتخاب مي‎كنيم. ثروتمندي به اين معنا نيست كه عده‎اي براي پول خدمات پيچيده را ترويج داده‎اند بلكه دليل آن ورود خدمات بدون توجه به نظام سطح‎بندي بوده است.

وقتي خدمتي ارايه مي‎شود بايد به راهنماي استفاده و سطح‎بندي توجه كنيم. طرح تحول سلامت از اين جهت كه به موضوع سلامت توجه ويژه داشت و با هدف خير كاهش پرداخت از جيب از مردم انجام شد طرح ارزشمندي بود اما به‎دليل توجه نكردن به اين نكات پس از گذشت مدت زمان كوتاهي به ضد خودش تبديل شد.

شهريور ماه سال ۹۳ حدود ۴ ماه از اجراي آن گذشته بود، رهبر معظم انقلاب طي سخناني فرمودند طرح خوبي شروع شده است اما من نگرانم كه اين طرح به ضد خودش تبديل شود، اين موضوع يكي از عبارات حكيمانه رهبري بود كه اين هشدار را دادند، اگر به اين هشدار به‎هنگام توجه مي‎شد شيريني آن به كام مردم مي‎نشست.

در طرح تحول سلامت با وضعيتي مواجه شديم كه هزينه صرف شد اما رضايت‎مندي به وجود نيامد، درحالي كه هزينه‎هاي بخش سلامت از چيزي حدود ۴۲هزار ميليارد تومان به حدود ۱۷۰ هزار ميليارد تومان افزايش يافت و حدود ۹۰ هزار ميليارد آن از بودجه‎هاي عمومي دولت بود رضايت مردم را به دست نياورد.

واقعيت اين است كه هركاري كه بايد انجام دهيم نبايد تقليدي باشد، بخش خصوصي سال هاست متولي آموزش پزشكي است و دانشكده‎هاي پزشكي و داروسازي در اين زمينه فعال هستند. اگر به اين اتفاق بي‎توجه باشيم و صرفا به‎دليل اين‎كه برخي از كشورها از اين موضوع استفاده كرده‎اند بخواهيم اين كار را انجام دهيم نتيجه آن مشخص نيست. سياليت اجتماعي يكي از افتخارات كشور است به‎طوري كه اگر به پزشكان نگاه كنيم بخش مهمي از آن‎ها شغل پدري‎شان پزشكي نبوده است كه اين موضوع باعث از بين رفتن سياليت اجتماعي خواهد شد. اين امر شيوع پيدا خواهد كرد كه افراد ثروتمند به دنبال تحصيل در رشته‎هاي پزشكي بروند.

بايد شرايط بومي خودمان را ببينيم و تصميم‎گيري كنيم، معتقدم اين موضوع باعث انحصار در طبابت خواهد شد و باعث مي‎شود طبيان نسل آينده فرزاندان افراد ثروتمند باشند، يكي از نكات مثبت جامعه پزشكي اين است كه بسياري از پزشكان درد قشر ضعيف را درك كرده‎اند يا اين‎كه خودشان از طبقه متوسط بوده‎اند.

با اين صحبت كه برخي اعلام مي‎كنند بايد تعداد تخت‎هاي بيمارستاني ۳ برابر افزايش پيدا كند ۱۰۰درصد مخالفم، به‎دليل اين‎كه با توجه به وضعيت اقتصادي انجام اين كار منطقي نيست، اضافه كردن يك تخت بيمارستاني حداقل يك ميليارد و دويست ميليون تومان هزينه دارد. بايد به فكر انجام مراقبت در منزل، واكينگ كلينيك و راه‎اندازي كلينيك روزانه باشيم تا ميزان بستري كاهش پيدا كند، با افزايش تخت بيمارستاني يا ساخت بيمارستان جديد دوباره با كمبود نيروي انساني مواجه خواهيم شد، بر طبق اعلام رسمي اكنون حدود ۲۰هزار پرستار كم داريم، اين موضوع به‎دليل افزايش تخت‎هاي بيمارستاني است و اين اتفاق باعث ايجاد فرسودگي شغلي، استرس و خستگي شديد در پرسنل فعال خواهد شد و كار پيچيده‎تر مي‎شود.

درحال حاضر هزينه ارزي دارو براي كشور حدود ۲ ميليارد يورو در سال است، كشورهاي حاشيه جنوب خليج فارس كه در مجموع جمعيت آن‎ها نصف ايران است ۱۵ ميليارد يورو واردات دارو دارد، كشور تركيه حدود ۶ ميليارد يورو در سال واردات دارد و بيش از سه برابر ما دارو وارد مي‎كند، از اين ۲ ميليارد، ۸۰۰ ميليون يورو مواد اوليه است، حدود ۸۰۰ ميليون يوروي ديگر داروهايي است كه در كشور وجود ندارد. مانند داروهاي شيمي درماني، حدود ۴۰۰ ميليون يورو نيز صرف واردات داروهاي مشابه توليد داخل مي‎شود. مبلغ ۴۰۰ ميليون يورو به اين دليل بود كه ظرفيت توليد اين داروها در كشور پاسخگوي نياز نبود و براي كنترل بازار اقدام به واردات آن كرديم.

اين بخش از نقاط قابل مديريت است و مي‎توان با كنترل واردات اين داروها بخشي از اين مبلغ را در حوزه توليد داروهاي وارداتي هزينه كنيم، هرچند اين اتفاق رخ داده و در زمينه داروهاي بايولوژيك توانسته‎ايم ۲۱ قلم دارو را در داخل كشور توليد كنيم، در حالي كه كشور چين ۱۰ قلم و ژاپن ۳۰ قلم را توليد مي‎كند. كيفيت اين داروها نيز مناسب است.

انحصار خوب نيست، زماني تحقيقي را با اساتيد آينده‎پژوه دانشگاه امير كبير انجام داديم و سوال ما اين بود كه چه چيزي دسترسي دارو را براي همه مردم تضمين مي‎كند؟ پيش فرض ما پايين بودن قيمت داروها بود، اما نتايج تحقيق به ما نشان داد كه رفع انحصار در واردات، توليد و توزيع مي‎تواند دسترسي مردم به دارو را آسان كند، به همين دليل در نيمه دوم مسؤوليتم اين كار را پيگيري كردم هرچند عده‎اي به انتقاد از ما پرداختند، زماني كه وارد كننده‎ها ۱۰ الي ۱۲ شركت بودند آسيب‎پذيري ما در برابر تحريم زياد بود اما وقتي اين آمار به ۶۰ شركت رسيد مشكلات دارويي با وجود تحريم‎ها كاهش يافت. در موج اول تحريم كمبود داروها به ۱۰۰ قلم رسيد اما با از بين بردن انحصار در بخش‎هايي اين مشكلات رفع شد.

هرچه بتوانيم در واردات انحصاري عمل نكنيم و واردات را به‎جاي داروهاي برند به داروهاي ژنريك اختصاص دهيم كمك بيش‎تري به ما خواهد شد.

گفت‎وگو گفتگوي باقري لنكراني با خبرگزاري فارس

ناهنجاري اجتماعي و رفتار سياسي يك فوتباليست

 محسن مهديان

دو نكته:

يكم: اشتباه فوتباليست مشهور چيست؟ رفتار خلاف قانون؟ ازين هم فراتر. قانون‎شكني و توهين به مجري قانون؟ ازين هم افزون‎تر. زشتي رفتار اين فوتباليست، به رخ كشيدن قانون شكني است. يعني هم قانون‎شكني و هم توهين به مجري قانون و بدتر از همه، اشاعه آن.

خب اين جسارت از كجا آمده است؟ چه شد كه يك نفر تصور كرد مي‎تواند متهورانه به قانون تعدي كند و از حرمت‎شكني‎اش فيلم بگيرد و پخش كند؟

حرمت قانون كه يك‎شبه با رفتار يك فوتباليست يا حتي با برخورد فيزيكي راننده لندكروز با مامور راهور شكسته نمي‎شود؛ پس ماجرا از چه قرار است؟

بي‎قيمت شدن سكه قانون‎شكني را در ماجراي فحاشي نماينده سراوان يا كتك زدن مامور قانون توسط نماينده بيجار ببينيد. اين ليست را شما تكميل كنيد.

تاريخ فراموش نمي‎كند كه اول مجري قانون در كشور، چشم در چشم قانون مي‎گفت به خط قرمز من نزديك نشويد كه حيثيت براي عدليه نخواهم گذاشت كه نگذاشت.

اين داستان دنباله‎دار متوقف به اين فوتباليست نيست. «گردنكشي اشرافيت سياسي» مقابل قانون است كه موجب تمرد و «سركشي اشرافيت اقتصادي» مي‎شود.

دوم. اين فوتباليست ماجراي قانون‎شكني‎اش را استقلال-پرسپوليسي مي‎كند. يعني از دوقطبي ورزشي مي‎خواهد براي رفتار خلاف قانونش اعتبار بگيرد. اين رفتار نيز وام‎گرفته از رفتار سياسي حاكمان است. اين‎كه در دوقطبي استقلال-پرسپوليس رفتار غيرقانوني‎ات را كتمان مي‎كني برآمده از رفتار اهل سياستي است كه در دوقطبي‎هاي غيرواقعي، بي‎تدبيري‎ها و كم‎كاري‎ها را توجيه مي‎كنند.

وي خوب فهميده است كه كاركرد دوقطبي‎ها در ماله‎كشي قانون‎شكني‎ها و بي‎تدبيري‎ها و حتي خيانت‎ها چيست. دوقطبي هيجاني استقلال-پرسپوليس همان مي‎كند كه دوقطبي‎هاي توهمي در سياست.

اين افراد بي‎نسبت با رفتار سياسي حاكمان نيستند؛ «فخر فروشي» با «قانون شكني» ادامه دارد. چاره كنيم.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

چگونه به خداوند كافر مى‎شويد، درحالى كه شما(اجسام بى‎روح و) مردگانى بوديد كه او شما را زنده كرد، سپس شما را مى‎ميراند و بار ديگر شما را زنده مى‎كند، سپس به سوى او باز گردانده مى‎شويد.
(بقره/28)
پيام‎ها
1- سؤال از عقل وفطرت، يكى از شيوه‎هاى تبليغ وارشاد است.
2- تفكّر در تحولات مرگ و حيات، بهترين دليل بر اثبات وجود خداوند است. خودشناسى مقدّمه خداشناسى است.
3- در بينش الهى، هدف از حيات ومرگ، تكامل وبازگشت به منبع كمال است.

 پرتوي از حكمت

وصيت آيت الله حسنعلي اصفهاني (نخودكي) به فرزندش

«ولقد وصينا الذين اوتوا الكتاب من قبلكم و اياكم ان اتقوا الله....
نيست جز تقوي در اين ره توشه اي
نان و حلوا را بنه در گوشه اي
بالتقوي بلغنا ما بلغنا، اگر در اين راه، تقوي نباشد، رياضات و مجاهدات را هرگز اثري نيست و جز از خسران، ثمري ندارد و نتيجه‎اي جز دوري از درگاه حق تعالي نخواهد داشت. حضرت علي بن الحسين عليهما السلام فرمايند:
«انّ العلم اذا لم يعمل به لم يزدد صاحبه الا كفرا و لم يزدد من ا... الاّ بعدا »
بدان كه در تمام عمر خود، تنها يك روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه‎اي داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند كه اين رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده اي. اينك اگر شبي، تهجدم ترك گردد، صبح آن شب، انتظار بلايي مي‎كشم.

 بوستان حكايت

مردي كه مردگان را مي ديد

مرحوم آيت‎الله العظمي سيد جمال الدين گلپايگاني نقل مي‎كند يك روز هوا گرم بود، رفتم به وادي السلام نجف اشرف براي فاتحه اهل قبور و ارواح مومنين. ديدم جماعتي از مردگان با لباس‎هاي پاره و مندرس و وضعي بسيار كثيف به سوي من آمدند و از من طلب شفاعت مي‎كردند، كه وضع ما بد است، تو از خدا بخواه ما را عفو كند.من به ايشان پرخاش كردم و گفتم: هر چه در دنيا به شما گفتند، گوش نكرديد و حالا كه كار از كار گذشته طلب عفو مي‎كنيد برويد‎اي مستكبران!ايشان مي‎فرمودند: اين مردگان شيوخي بودند از عرب كه در دنيا مستكبرانه زندگي مي‎نمودند و قبورشان در اطراف همان قبري بود كه من بر آن نشسته بودم.
به نقل از مرحوم علامه طهراني