صفحه سياسي

پاسخ حقوقي به رئيس جمهور حقوقدان
طبق قانون بايد از اين 20 نفر اطاعت كرد

 دكتر قاسم روان‌بخش

هنوز جمله كليشه‎اي معروف آقاي روحاني از ذهن‎ها نرفته است كه در نطق‎ها و مناظرات انتخاباتي‎اش بارها بر قانون گرايي تاكيد مي‎كرد و با طعنه به ديگران مي‎گفت «من سرهنگ نيستم، يك حقوق دان هستم». البته در آن شرايط مردم خوشحال بودند كه رئيس جمهور منتخبشان يك حقوقدان است و مي‎تواند قانون را بشناسد و قرار است قانون گرا باشد. ولي متاسفانه گذر زمان قريب به 6سال رياست ايشان بر قوه مجريه نشان داد كه چندان به قانون پايبندي ندارد. يك روز مصوبه مجلس درباره حمايت از آمران معروف را زير پا مي‎گذارد و يك روز مهندسي فرهنگي را از اجرا خارج مي‎كند و يك روز ديگر مصوبه مجلس و شوراي عالي امنيت و مصوبه مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت خروج از برجام در فرض نقض عهد از سوي هر يك از طرف‎هاي معاهده برجام، يك روز ديگر امضاي fatf بدون اجازه مجلس شوراي اسلامي و شوراي عالي امنيت ملي و رهبري نظام، و يك روز ديگر درس ايستادن در برابر قانون به وزير جوان و دادن كاپ شجاعت به وي و توصيه به ساير وزرا براي پيمودن راه وزير شجاع! و امروز نيز حمله به مجمع تشخيص به‎دليل پافشاري بر مواضع قانوني!

آقاي رئيس جمهور با حمله به مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره ضرورت تصويب پالرمو اظهار داشته است «بايد ذره‎اي هم براي دنيا عقل و تدبير رابپذيريم، همه كشورهاي دنيا در يك نهاد و گروهي شركت دارند يعني اگر همه كشورهاي دنيا در گروه و نهادي شركت دارند هيچ كدام عقل و تدبيري ندارند؟ و اگر چنان‎چه دولت در اين زمينه لايحه داده و مجلس آن را تصويب كرده و شوراي نگهبان آن را امضاء كرده است هيچ كدام تدبير نداشته اند؟ نمي‎شود كشور را به 10، 20 نفر داده بگوييم كه هر تصميمي آن‎ها بگيرند ما نيز تابع هستيم چنين نيست صاحب اين كشور ملت بزرگ ايران هستند و حتما مردم و بانك مركزي و بانك‎ها نيز در اين زمينه حرف خواهند زد.»

درباره اظهارات فوق چند نكته‎اي يادآور مي‎شويم، هر چند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پاسخ شايسته‎اي به وي داد.

1. دوران سلطنت و ديكتاتوري به سر آمده و به لطف مبارزات ملت بزرگ ايران و خون‎هاي پاك شهداي اين ملت، امروز جمهوري اسلامي در اين كشور حاكم است و بر اساس قانون اساسي كشور، همه بايد بر اساس قانون عمل كنند حتي عالي‎ترين مقام كشور يعني ولي فقيه عادل و جانشين امام زمان(عج) نيز اگر ولايت مطلقه دارند در قانون اساسي در اصل 57 متجلي شده است. ولي در كجاي قانون اساسي آمده است كه رئيس جمهور يا وزيري از وزرا حق دارد بدون سير قانوني معاهده بين‎المللي را امضا كند و بعد با فشار و تهديد و توهين بخواهد بقيه را نيز تسليم راي خودگرداند؟!

2. در همه كشورهايي كه آقاي روحاني برايشان عقل قايل است اولا: بر اساس يك فرآيند قانوني كشورشان عضو يك نهاد بين‎المللي شده يا مي‎شوند. اين طور نيست كه رئيس جمهور كشورشان خارج از چارچوب قانوني كشورشان عمل كرده باشد. ثانيا: در شرايط عادي عضو شده‎اند، نه در يك شرايط غير عادي و با فشار از سوي دشمن، آيا كشورهايي كه ايشان معتقدند ذره‎اي عقل دارند، با فشار و تهديد بيروني و با دستور عناصر خارجي چنين الزاماتي را مي‎پذيرند؟ همه كشورهاي صاحب خرد و عقل در برابر دخالت بيگانگان نسبت به كشورشان حساس هستند.

3. درباه لوايح fatf بايد گفت كه اولا: هيچ گونه موافقتي از سوي رهبري صورت نگرفته است بلكه معظم له خواهان برررسي و امعان نظر در اين باره هستند. بي‎ترديد كسي كه اندكي سواد حقوقي داشته باشد ميان موافقت با لايحه و موافقت با بررسي و امعان نظر درباره آن فرق روشني قائل است. ثانيا: اگر كسي كم‎تر اطلاع قانوني و حقوقي داشته باشد مي‎داند تا لايحه‎اي از سوي شوراي محترم نگهبان رد نشود و مجلس بر نظر خود مجددا اصرار نورزد به مجمع تشخيص مصلحت فرستاده نمي‎شود؛ جاي بسي شگفتي است كه آقاي رئيس جمهور شوراي نگهبان را موافق پالرمو تلقي مي‎كند! ثالثا: تحقير آميز سخن گفتن با مجمع تشخيص و دفاع كردن از جايگاه ملت بزرگ ايران به گونه‎اي است كه گويا ايشان تنها نماينده ملت است! مگر چنين نيست كه ملت بزرگ ايران بر اساس راي به قانون اساسي، جايگاه قانوني هر كسي را مشخص كرده است؟ همين قانون مي‎گويد دولت لايحه مي‎دهد مجلس مي‎تواند تصويب كند و مي‎تواند رد كند. پس از تصويب، شوراي نگهبان مي‎تواند امضاء كند و مي‎تواند رد كند. پس از رد از سوي شوراي نگهبان و پافشاري مجدد در مجلس، مجمع حق دارد تصويب يا رد كند. اگر قرار بود مجلس و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص همه بايد نظر رئيس جمهور را تاييد كنند پس براي چه اصلا چنين نهادهايي در قانون اساسي پيش بيني شده‎اند؟! بنابراين گذشته از اينكه تعداد اعضاي مجمع قريب به 51 نفر هستند، قانون مي‎گويد بايد از اين‎ها اطاعت كنيد.

بي‎ترديد اگر مجمع تشخيص، لوايح مذكور را تاييد مي‎كرد حتما مورد پسند آقاي رئيس جمهور بود! رابعا: مگر اعضاي هيات دولت تعدادشان بيش‎تر از مجمع تشخيص است و مگر وزرا و هيات دولت از مردم راي مستقيم مي‎گيرند؟ كه اين‎گونه بانهاد قانوني سخن گفته مي‎شود؟و امروز نيز انتظار دارد هر آن چه مد نظر مباركشان بود همه دست به سينه در برابرشان تعظيم كنند و دربست بدون چون و چرا بپذيرند!

علاقه مندان به ديدن خواب برجام و مذاكره موشكي بخوانند
از آمريكا تا اوكراين؛ سعودي ها به دنبال بمب اتم و موشك بالستيك

حكومت سعودي در سال‎هاي اخير بلند پروازي‎هاي منطقه‎اي و حتي جهاني در سر داشت كه از سوريه و يمن تا قلب آمريكا را در بر مي‎گرفت اما عمده اين برنامه‎ريزي‎ها به دلايل مختلف شكست خورده‎اند و اكنون اين رژيم در بسياري بخش‎ها و حوزه‎هايي كه قبلاً مي‎توانست تاثيري هرچند كم داشته باشد، خلع سلاح شده كه آخرين آن افتضاح ناشي از اره كردن جمال قاشقجي بود. اما به نظر مي‎رسد به گزارش مشرق، مسؤولان خام و كم تجربه اين كشور براي رسيدن به آرزوهاي خود، اين‎بار به سراغ دستيابي به سلاح اتمي رفته‎اند و اين حربه آخرين پرده از نمايش سعودي‎ها در سال‎هاي آينده باشد؛ برنامه‎اي كه با شوك بزرگ به بخشي از هيات حاكمه آمريكا نيز همراه شده است.

هميشه پاي داماد عزيز در ميان است

يكي از شخصيت‎هاي مهم در حلقه نزديك به دونالد ترامپ، رئيس جمهور فعلي آمريكا، جرالد كوشنر، داماد وي و شوهر ايوانكا ترامپ است. از لابي براي فروش سامانه تاد به عربستان سعودي تا تلاش در بحث انتقال سفارت آمريكا از تل آويو به قدس هميشه نامي از اين جوان ۳۸ ساله در ميان است. نفوذ وي به گونه‎اي است كه در جريان فروش موشك‎هاي تاد به عربستان سعودي و در جلسه‎اي كه كوشنر شخصاً با مقامات تيم سعودي داشته، مساله قيمت بالاي سامانه دفاع ضد موشك تاد مطرح مي‎شود و كوشنر براي پيش بردن قرارداد در همان جلسه و در مقابل هيئت سعودي، با مدير شركت لاكهيد مارتين كه سازنده اين سامانه است تماس گرفته و براي عربستان تخفيف مي‎گيرد.

اما حالا در جديدترين ماجرا، دوباره اسم آقاي داماد در مساله فروش فناوري‎هاي هسته‎اي به سعودي‎ها به ميان آمده تا نشان دهد اين تاجر امريكايي، به خوبي متوجه شده از كدام مجموعه و بانك، مي‎توان خوب دوشيد.

ماجرا از اين قرار است كه اخيراً برخي افراد مطلع كه به نظر مي‎رسد وابسته به دولت اما از مخالفان ترامپ يا كوشنر هستند، به تعدادي از نمايندگان كنگره اين كشور اطلاعاتي را رساندند كه بر اساس آن دولت ترامپ قصد دارد فناوري‎هاي اتمي را در اختيار سعودي‎ها قرار دهد. البته داستان تلاش براي فروش اين فناوري‎ها به سعودي‎ها به نوعي به قبل از ورود ترامپ به كاخ سفيد و از سال ۲۰۱۶ آغاز مي‎شود چراكه شركتي به اسم IP3 در آمريكا، طرحي را براي توسعه انرژي اتمي و نيروگاه‎هاي هسته‎اي در منطقه خاورميانه براي مقاصد صلح‎آميز ارائه كرده بود.

يكي از مشاورين اين شركت ژنرال مايكل فلين بود. وي در سال ۲۰۱۶ ميلادي مشاور امنيتي ترامپ در جريان مبارزات انتخاباتي او بود و سپس به كاخ سفيد راه پيدا كرده و به مدت ۲۴ روز از ۲۰ ژانويه يا ۱۳ فوريه ۲۰۱۷ به‎عنوان مشاور امنيت ملي رئيس جمهور دونالد ترامپ فعاليت كرد. مايكل فلين در فوريه ۲۰۱۷ به‎دليل اتهامات مطرح شده در خصوص حواشي تحريم‎هاي آمريكا عليه روسيه و ارتباطات وي با سفير روسيه، از سمت خود استعفا كرد. دوره تصدي او كوتاه‎ترين دوره در بين مشاورين امنيت ملي آمريكا است.

در هفته اخير دموكرات‎هاي مجلس نمايندگان آمريكا بر اساس صحبت‎هاي افشاگران كه عمدتاً از درون دولت ترامپ هستند گزارشي را تهيه كرده‎اند. بر اساس اين گزارش، مقامات مخالف اين امر از جمله وكلاي كاخ سفيد و نيز ژنرال اچ. آر مك مستر، مشاور وقت امنيت ملي آمريكا، هستند كه سال ۲۰۱۷ خواستار توقف مذاكرات واشينگتن و رياض در اين‎باره شده بودند. اين مقامات تاكيد داشته‎اند كه فروش اين تجهيزات و فناوري به عربستان سعودي مي‎تواند در تضاد با منافع ملي آمريكا قرار بگيرد و هم با برخي مخاطرات امنيتي و مشكلات قانوني همراه باشد.

اما با اين حال چنان‎كه دموكرات‎هاي كنگره آمريكا گفته‎اند، هفته گذشته در كاخ سفيد گفت‎وگوهايي بر سر فروش احتمالي فناوري هسته‎ي به عربستان انجام گرفته است.

ترامپ هم وارد ماجرا مي‎شود

جزئيات اين گفت‎وگوها در گزارش ۲۴ صفحه‎اي اليجا كامينزگر، رئيس دموكرات كميته نظارت و اصلاح مجلس نمايندگان آمريكا، بازتاب يافته است كه بر اساس مدارك ارائه شده به كميته و نيز اظهارات برخي مقاماتي كه نگران ادامه اين گفت‎وگوها هستند، تهيه شده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، ترامپ ۷ روز بعد از قسم خوردن به‎عنوان رئيس جمهوري آمريكا با گروهي از ژنرال‎هاي بازنشسته آمريكايي ملاقات مي‎كند كه از طرف شركت IP3 به كاخ سفيد آمده بودند. ترامپ بعد از اين ملاقات از شوراي امنيت ملي آمريكا مي‎خواهد تا جزئياتي از طرح اين شركت براي توسعه و ساخت ۴۰ نيروگاه اتمي كه براي منطقه خاورميانه در نظر گرفته شده را در برنامه مكالمه تلفني خود با شاه سليمان عربستان سعودي نيز قرار دهند.

اين گزارش مي‎گويد كه چندين نفر از حلقه اطرافيان دونالد ترامپ در مذاكرات نقش دارند و اضافه مي‎كند، يكي از شركت‎هاي مالك تأسيسات انرژي كه مي‎تواند از اين معامله احتمالي سود ببرد، شركت «واشينگتن‎هاوس الكتريك» است كه زير مجموعه شركت سرمايه‎گذاري بروكفيلد محسوب مي‎شود، شركتي كه به خانواده جارالد كوشنر، داماد دونالد ترامپ، كمك‎هاي اقتصادي كرده است.

در اين گزارش اشاره دقيقي به ماهيت فناوري مورد نظر براي انتقال به عربستان سعودي نشده اما افشاگراني كه اين موضوع را براي كميسيون نظارت فاش كرده‎اند نگراني عميق خود را از اين‎كه انتقال فناوري هسته‎اي به عربستان ناقض قوانين باشد ابراز كرده‎اند. آن‎ها همچنين به تضاد منافع مشاوران عالي‎رتبه كاخ سفيد اشاره كرده و گفته‎اند اين تضاد منافع حتي ممكن است جرم فدرال باشد. آن‎ها همچنين گفته‎اند فضاي كاخ سفيد و آشفتگي، ناكارامدي و غيبت حاكم بر آن اين نگراني را بيش‎تر مي‎كند.

همچنين بنا بر گزارش مذكور، ابراز نگراني شده كه اين فناوري آن قدر پيشرفته است كه امكان ساخت سلاح هسته‎اي را نيز مهيا مي‎كند. از محتواي آن مي‎توان اين‎گونه نتيجه گرفت آن چه كه قرار است به عربستان سعودي منتقل شود مربوط به توليد سوخت هسته‎اي و در نهايت توليد پولوتونيوم باشد كه ماده اصلي براي ساخت سلاح هسته‎اي به حساب مي‎آيد.

همچنين در اين گزارش اين‎گونه آمده كه در ۱۲ فوريه سال جاري ميلادي ترامپ با برخي از صاحبان شركت‎هاي حوزه انرژي ديدار داشته و درباره امكان انتقال فناوري هسته‎اي به كشورهاي خاورميانه از جمله عربستان سعودي صحبت كرده است. پس از اين ديدار قرار شده كه «جرالد كوشنر»، داماد ترامپ و مشاور ارشد او به پايتخت چند كشور عربي از جمله عربستان سعودي سفر كنند تا امكان تأمين هزينه مالي انتقال و راه‎اندازي اين فناوري را بررسي كند.

نكته جالب ديگر اين‎جاست كه ترامپ پس از اين اتفاق به دنبال دادن دسترسي فوق سري به داماد خود بوده است. افشاي اين خبر باعث واكنش سخت از طرف دموكرات‎هاي كنگره شده است و حتي كار به توييتر كشانده است و هشتگ #FireKushner به معني كوشنر را اخراج كنيد نيز فراگير شده است. مشخصاً شخصي كه ابايي از مسلح كردن سعودي‎ها به بمب اتمي ندارد، منعي از در اختيار گذاشتن اسناد فوق سري آمريكا در قبال اندكي سود بيش‎تر به سعودي‎ها نيز ندارد و دستيابي كوشنر به اين اسناد راه را براي افزايش همكاري‎هاي خاص با عربستاني‎ها هموار مي‎كند.

نمايندگان كنگره آمريكا به دنبال فشار به كاخ سفيد هستند تا بر اساس بند ۱۲۳ قانون انرژي اتمي آمريكا، هر گونه توافق كه موجب اشاعه فناوري‎هاي هسته‎اي مرتبط با تسليحات اتمي از جمله غني سازي اورانيوم يا توليد پولوتونيوم باشد را مسدود كنند. البته بر اساس اخبار موجود سعودي‎ها تنها به دنبال فناوري آمريكايي نبوده و گزينه‎هاي ديگري مثل چين، روسيه، فرانسه و حتي پاكستان را نيز براي رسيدن به تكنولوژي هسته‎اي در نظر دارند.

آرزوي‎هاي موشكي براي سعودي‎ها از اوكراين تا چين

اما غني سازي اورانيوم و رؤياي سلاح هسته‎اي تنها برنامه بلند پروازانه سعودي‎ها نيست. از چندين سال قبل اخباري مبني بر توسعه يك موشك بالستيك كوتاه برد، چيزي شبيه به موشك اسكندر روسيه، توسط اوكراين در فضاي مجازي منتشر شده بود. با توجه به اوضاع نا مساعد مالي اين كشور از همان زمان حرف‎هايي درباره يك اسپانسر خارجي در اين طرح مطرح شده و بعد از مدتي عربستان سعودي به‎عنوان حامي مالي اين طرح شناخته شد. اين موشك تك مرحله‎اي سوخت جامد، مي‎تواند تا برد نهايي ۵۰۰ كيلومتر نيز پرواز كند و هدف خود را با سرعت بالا مورد اصابت قرار دهد.

نكته مهم در اين خصوص آن است كه بالاخره و پس از مدت‎ها انتظار، هفته گذشته از پرتابگر اين موشك رونمايي شد و به نظر مي‎رسد براي توليد انبوه در سال جاري ميلادي آماده شده است اما اين‎كه عربستان چه تعدادي از اين موشك‎ها را در اختيار خواهد گرفت مشخص نيست. اين موشك كه صاعقه ۲ نام دارد احتمالاً در نيمه دوم سال ۲۰۱۹ ميلادي اولين شليك آزمايشي خود را انجام داده و تحويل آن به سعودي‎ها از سال ۲۰۲۲ ميلادي آغاز مي‎شود.

اما اين همه برنامه موشكي سعودي‎ها نيست. حدود يك ماه قبل تصاوير ماهواره‎اي منتشر شده از عربستان سعودي نشان از ساخت يك كارخانه توليد موشك و سايت آزمايش سوخت جامد در اين كشور داد. بنا بر اطلاعات به دست آمده بر اساس تصاوير ماهواره‎اي، اين كارخانه كه در صورت عملياتي شدن توان توليد موشك‎هاي بالستيك را به سعودي‎ها مي‎دهد، در يك پايگاه موشكي در منطقه الوطح واقع در جنوب غربي رياض واقع شده است. واشنگتن‎پست مدعي شده كه راه‎اندازي اين كارخانه مي‎تواند نشان دهنده ميل سعودي‎ها به دستيابي به تسليحات اتمي باشد.

جفري لوئيس كارشناس تسليحات اتمي مؤسسه مطالعات بين‎الملل ميلدبري كه همراه همكارانش هنگام بررسي تصاوير ماهواره‎اي به وجود اين كارخانه پي برده، مي‎گويد: اين احتمال وجود دارد كه عربستان سعودي در حال ساخت موشك‎هاي بالستيك دوربردتر و به دنبال تسليحات اتمي است. ما تصور مي‎كنيم كه نمي‎توانند چنين كاري كنند. با اين حال، ممكن است كه اين نشانگر ميل و توانمندي آن‎ها باشد.

واشنگتن‎پست به نقل از دو كارشناس موشكي ديگر هم تأييد كرده كه تصاوير ماهواره‎اي گرفته‎شده از اين منطقه، وجود يك كارخانه ساخت موتور موشك و تست‎هاي موشكي را تأييد مي‎كند. با اين وجود، اين تصاوير مشخص نمي‎كند كه آيا اين كارخانه كه احتمالاً در سال ۲۰۱۳ پايه‎گذاري شده، اكنون تكميل و عملياتي شده است يا نه. رسانه‎هاي غربي، عمدتاً كارشناسان چين را مسؤول انتقال فناوري و ساخت اين كارخانه مي‎دادند ولي قطعاً نمي‎توان امكان نقش اوكراين را نيز در اين زمينه ناديده گرفت.

علاقمندان به برجام موشكي چه اخباري را دنبال مي‎كنند؟

هيات حاكمه فعلي عربستان سعودي در فاز جديد بلند پروازي‎هاي خود به دنبال به دست آوردن فناوري‎هاي دفاعي و هسته‎اي، آن هم با امكان توليد بومي هستند و سرمايه گذاري بسيار سنگيني را در اين بخش انجام داده‎اند. طرف اصلي عربستان سعودي در اين مساله آمريكاي تحت رياست ترامپ است كه در آن تقريباً با پرداخت پول مي‎توان به هر چيزي رسيد و البته از سوي ديگر فروشندگاني مثل اوكراين و پاكستان قرار دارند كه شايد همان فناوري‎ها را بهاي كم‎تر نيز در اختيار سعودي‎ها قرار بدهند.

طبيعتاً در مقابل يك ارتش سعودي مجهز به موشك‎هاي بالستيك دوربرد و ساير سلاح‎هاي تهديد كننده و لفاظي‎هاي خطرناك، نمي‎توان سخن از گفت وگو و تمايل به مذاكره گفت و در مقابل تلاش غربي‎ها براي رسيدن به برجام‎هاي بعدي كه هدف آن تضعيف قدرت منطقه‎اي ايران و ابزارهاي مهمي چون موشك‎هاي بالستيك است، ساكت بود. علاوه بر آن، در چنين شرايطي يكي از حداقل اقداماتي كه مي‎توان از مسؤولين قواي مقننه و مجريه انتظار داشت بحث افزايش بودجه‎هاي دفاعي است كه اخيراً با بي‎مهري‎هاي مختلفي رو به رو شده است.

هرچه هست، اگرچه قواي نظامي و امكانات انساني ارتش عربستان نشان دادند حتي در صورت اقدام با تمام قوا در مقابل نيروهايي كم امكانات اما با روحيه و غيور همچون يمن، شكست مي‎خورند اما طبيعتاً منطق نظامي حكم مي‎كند ضمن رصد دقيق تحولات و اقدامات آن‎ها، توانايي مورد نياز براي مقابله با هر تهديد هوايي و دريايي و گوشمالي آمران و عاملان هرگونه تهديد مرزها و منافع كشورمان، در بهترين حالت فراهم باشد.

سيد محمود نبويان:
شركت هاي اروپايي به خاطر تحريم هاي ثانويه از ايران رفتند نه FATF

حجّت‎الاسلام سيد محمود نبويان، نماينده سابق تهران در گفت‎وگو با فارس، تمديد ۴ ماهه مهلت FATF به ايران را بسيار معنادار دانست و در مقدمه گفت‎وگو گفت: آمريكا، اسرائيل و سايريني كه دشمن مستقيم ايران هستند، عضو FATF هستند و همواره به‎دنبال اين هستند كه بهانه دست‎شان بيايد و ما را تحريم كنند.

تمديد ۴ ماهه مهلت ايران براي پيوستن به FATF معنادار است

وي ادامه داد: نكته بعد اين است كه مهلتي كه قبلاً به ما داده بودند تا لوايح مرتبط با FATF را تصويب كنيم، چند روز قبل به پايان رسيد. من از دوستاني كه مي‎گويند اگر به FATF نپيونديم، منجر به تحريم‎هاي جديد مي‎شود، اين سوال را مي‎پرسم كه حال كه مهلت ما تمام شد، چرا دشمنان ايران از اين بهانه استفاده نكردند و ايران را تحريم نكردند؟

نبويان با بيان اين‎كه از خرداد ۹۵ كه دولت روحاني پيوستن به FATF را امضاء كرده، مدام به ايران مهلت مي‎دهند و چندماه چندماه فرصت ايران را تمديد مي‎كنند، تصريح كرد: سوال اين است كه مگر آن‎ها به دنبال تحريم ما نيستند؟! پس چرا براي هفتمين يا هشتمين بار، مجدداً مهلت پيوستن ايران را تمديد كردند و چرا بهانه نگرفتند تا ايران را تحريم كنند؟

با FATF نه تحريمي مي‎آيد و نه تحريمي مي‎رود

نماينده سابق مجلس در پاسخ گفت: جواب اين است كه اصلاً با FATF نه تحريمي مي‎آيد و نه تحريمي مي‎رود. ملّت ايران توجه كنند؛ طبق خود بيانيه FATF، اگر ايران به تمام تعهداتش عمل كند، مطلقا تحريمي برداشته نمي‎شود.

نبويان با بيان اين‎كه در برجام، حداقل روي كاغذ نوشته بودند كه تحريم‎ها برداشته مي‎شود، اما عمل نكردند، تصريح كرد: در FATF حتي روي كاغذ هم بحث تحريم مطرح نيست؛ متن بيانيه است كه؛ اگر ايران تمام تعهداتش را انجام دهد، FATF گام‎هاي بعدي را در نظر خواهد گرفت. هيچ‎جا نيامده كه تحريم را برمي‎داريم.

وي در همين زمينه يادآور شد: از آقاي ظريف پرسيدند كه آيا با پيوستن به FATF تحريم‎ها برداشته مي‎شود؟ گفت معلوم نيست؛ تضمين نمي‎دهيم.

شركت‎هاي اروپايي به‎خاطر تحريم‎هاي ثانويه از ايران رفتند نه FATF

نبويان تصريح كرد: يك بانك مهم اروپايي كه با ما رابطه ندارند را بياوريد كه بهانه‎اش اين باشد كه چون ايران، همه خواسته‎هاي FATF را برآورده نكرده، ما با آن همكاري نمي‎كنيم. شركت‎هاي اروپايي مثل «شل» و «پژو» از ايران رفته‎اند؛ اما هيچ‎كدام اين استدلال را نياورده‎اند كه چون ايران CFT را قبول نكرده، ما رفته‎ايم.

نماينده سابق مجلس با بيان اين‎كه علت عدم همكاري بانك‎ها و شركت‎هاي بزرگ با ايران، تحريم‎هاي ثانويه آمريكاست، افزود: اين بانك‎ها از تحريم‎هاي آمريكا مي‎ترسند و هيچ ربطي به FATF ندارد.

نبويان با طرح اين سوال كه آمريكا و اروپايي‎ها از بهانه FATF به دنبال چه چيزي هستند، گفت: اقتدار ملت ايران سه چيز بود؛ نخست بحث هسته‎اي كه با برجام خدشه‎دار شد، سپس قدرت منطقه‎اي ايران و بعد امنيت ايران كه قرار است با FATF از بين بروند.

FATF امنيت ايران را نشانه رفته است؛ در بيانيه FATF اسم حاج قاسم به‎عنوان تروريست آمده

وي خاطرنشان كرد: زمستان ۹۴ قانون مبارزه با تروريسم را در مجلس مصوب كرديم و در تبصره ۲ ماده ۱ آورديم كه مردمي كه دارند براي استقلال خودشان و ضد اشغالگري مي‎جنگند، تروريست نيستند؛ از جمله مردم فلسطين، مردم لبنان، مردم سوريه، عراق و يمن.

نبويان ادامه داد: غربي‎ها به صراحت گفتند آن‎چه تصويب كرده‎ايد به درد ما نمي‎خورد و برويد تعريف‎تان را از تروريست عوض كنيد. اتفاقاً اين سري هم كه تمديد كردند، باز همين را خواستند. خب ما اگر تعريف‎مان را عوض كنيم، چه كسي تروريست مي‎شود؟ حماس و فلسطين و جهاد و ساير ملت‎هاي مقاوم منطقه. بعد چه كسي مدافع تروريست است؟ ملت ايران و حاج قاسم سليماني.

وي با بيان اين‎كه اسم حاج قاسم سليماني در قطع‎نامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت سازمان ملل آمده است، گفت: همچنين ده‎ها بار اسم وي در ليست SDN آمريكا آمده و گفته شده كه اين فرد تحت تحريم ما است؛ چون مدافع تروريست‎ها است!

نماينده سابق مجلس ادامه داد: دولت ما براي تامين نظر غربي‎ها لايحه‎اي به مجلس داد و مجلس هم متأسفانه تصويب كرد. حالا «مجمع» بايد حواسش جمع باشد. در بيانيه عمومي FATF آمده كه ايران حامي تروريست است و اسم حاج قاسم را هم آورده است. بعد آقايان رفتند تعهد داده‎اند كه اموال اين‎ها مصادره شود و قانوناً مصوب شود كه اين‎ها مجرم هستند.

برجام اقتصاد را نابود كرد؛ FATF امنيت را نابود مي‎كند

نبويان گفت: بر اساس FATF اگر دادگاهي در آمريكا، آلمان، انگليس يا هر كشوري ديگر، حاج قاسم را محكوم نكرد، به نفع ما تمام مي‎شود؛ امّا اگر محكوم كرد، ايران بايد نهايت همكاري قضايي را با دادگا‎هاي آن‎ها داشته باشد. آن‎ها گفته‎اند كه اگر دادگاهي حاج قاسم را مجرم اعلام كرد، بايد او را تحويل دهيد؛ آقايان هم تعهد داده‎اند و پذيرفته‎اند.

وي با بيان اين‎كه غربي‎ها از FATF اصلاً به دنبال تحريم نيستند، تصريح كرد: آن‎ها به دنبال زدنِ منطقه و امنيت ما هستند. ممكن است كساني بگويند كه ما حاج قاسم را تحويل نمي‎دهيم؛ اما او و مدافعان حرم را به خاك خودمان برمي‎گردانيم و در همين‎جا از آن‎ها محافظت مي‎كنيم.

نبويان ادامه داد: اگر حاج‎قاسم و مدافعان امنيت را به خاك خودمان برگردانيم، معنايش اين است كه به‎جاي اين‎كه با تروريست‎ها در عراق و سوريه مبارزه كنيم، بايد در اهواز و تهران و در مجلس و سيستان و بلوچستان و در چابهار با آن‎ها بجنگيم؛ يعني ناامن كردن كل كشور.

كارشناس مسائل سياسي با بيان اين‎كه برجام نابودكننده اقتصاد شده، تصريح كرد: FATF هم قرار است به نابودي امنيت بينجامد. بنابراين فلسفه تمديد مهلت ايران روشن شد؛ بدين نحو كه اصلاً بحث تحريم مطرح نيست و امنيت ما را نشانه رفته است.

حاميان FATF تبعات امنيتي آن را نيز بپذيرند

نبويان تصريح كرد: دولتي‎ها، مجلسي‎ها و ساير آقاياني كه موافق تصويب لوايح مرتبط با FATF هستند بايد هزينه امنيتي كه بعداً خواهيم پرداخت را به‎عهده بگيرند. مردم بدانند كه پيوستن ما به FATF تحريمي را برنخواهد داشت و مملكت را به‎سمت ناامني پيش خواهند برد. افرادي كه دفاع مي‎كنند بايد پاسخگوي اين موضوع در افكار عمومي هم باشند.

نماينده سابق مجلس در پاسخ به اين ادعا كه چين و روسيه هم همكاري با ايران را منوط به پيوستن به FATF دانسته‎اند، گفت: اولاً معلوم نيست كه افرادي كه اين ادعا را مطرح مي‎كنند راست بگويند. ثانياً عين همين توجيهات را در مجلس نسبت به برجام مطرح مي‎كردند؛ اين‎كه اگر برجام تصويب نشود وضع ما بدتر مي‎شود، نمي‎توان نفت را فروخت و...

نبويان ادامه داد: نكته بعد اين‎كه چين و روسيه براي ما تعيين تكليف نمي‎كنند. موقعيت ما با چين و روسيه فرق مي‎كند. ما تبديل به گروه ويژه شده‎ايم و گزارشگر حقوق بشر براي ما مي‎آيد؛ ما تحت تحريم‎ها هستيم.

مگر چين و روسيه در سال‎هاي اخير با ما مشكلي داشته‎اند؟!

وي با بيان اين‎كه حتي اگر چين و روسيه هم چنين چيزي گفته باشند، راه‎حل خودش را دارد، گفت: راه‎حل اين است كه قانون داخلي‎اش را تصويب كنيم. مقام معظّم رهبري هم همين را گفتند و درست هم همين است. ضمن اين‎كه ما در ارتباط با پولشويي و مبارزه با تروريسم قانون داخلي تصويب كرده‎ايم.

نبويان با تأكيد بر اهميت استقلال كشور گفت: سازمان منافقين كه ۱۷ هزار مردم ما را به شهادت رساندند، مي‎شوند ضد تروريست نام مي‎گيرند و ديپلمات‎هاي ما به‎خاطر اين‎كه به اين‎ها چپ نگاه كرده‎اند احضار مي‎شوند و دستگير مي‎شوند.

وي ادامه داد: آيا پنج ماه يا يكسال و يا پنج سال پيش، چين و روسيه با ما مشكلي داشتند؟ يكسال پيش كه رئيس جمهور چين به كشور ما آمد، چرا قراردادهاي زيادي را با او امضا نكرديم؟ روس‎ها چند بار گفته‎اند ما اقلام كشاورزي را نياز داريم؛چون اروپا ما را تحريم كرده است؟

راه حل اقتصاد خروج دلار از گردونه است نه پيوستن به FATF

نماينده سابق مجلس با بيان اين‎كه راه حل مشكلات كشور، برجام و پيوستن به FATF نيست، تصريح كرد: راه حل اين است كه وقتي مشكل ما دلار است، چرا روحاني و ظريف، كشور را از گردونه دلار خارج نمي‎كنند؟ چين اعلام كرده كه حاضر هستم رابطه دوجانبه پولي داشته باشيم. آقايان بگويند چرا با چين رابطه نداريم؟ اصلاً ما دلار را براي چه مي‎خواهيم؟ مشكل ما در تحريم اين است كه متكي به دلار هستيم.

نبويان خاطرنشان كرد: كشور چين با ۳۰ كشور رابطه دو‎جانبه پولي دارد.

كم‎ياب شدن «پوشك» و «گوشت» چه ربطي به FATF دارد؟!

وي، جلوگيري از واردات بي‎رويه را يك راه‎حل ديگر در ارتباط با مشكلات دانست و گفت: وقتي مديريت درستي نداريد و يك زمان پوشك كم‎ياب مي‎شود و يك وقت ديگر گوشت، چرا مشكلات را به موضوعاتي چون FATF مرتبط مي‎كنيد؟

نماينده سابق مجلس، خروج گوسفندهاي ماده از كشور را مايه تاسف دانست و گفت: با اين وضع، يكي دو سال ديگر ملّت ايران تمام گوشت مورد نياز خود را بايد وارد كند.

نبويان با اشاره به ناكارآمدي‎هاي دولت گفت: اين دولت يا نمي‎خواهد و يا نمي‎تواند؛ درواقع دولت، اصلاً اين كاره نيست و متأسفانه آقاي روحاني و وزرا نمي‎توانند كشور را اداره كنند. بايد به آن‎ها گفت كه اگر شما خراب نكنيد و دست سوءاستفاده كنندگان را كوتاه كنيد، اين مشكلات پيش نمي‎آيد.

وي ادامه داد: آيا اين وضع گراني و صف گوشت، در شأن ملّت ايران است؟ شما مي‎گوييد چند برابر گوشت وارد كرده‎ايم، گوشت‎ها كجاست؟ دولت اين وسط چه‎كاره است؟ شما دلارها را گرفته‎ايد تقسيم كرده‎ايد؛ ۱۸ ميليارد دلار را ظرف يكماه بانك مركزي هدر داد. محاكمه آقاي عراقچي چه شد؟اين‎ها چه ربطي به تحريم دارد؟ سكه‎ها را به كساني داده‎ايد؟ آقاي روحاني اين‎ها را حل كند و كارخانه‎هاي تعطيل‎شده را راه بيندازد؛ بنابراين مشكل در درون كشور است.

رئيس جمهور در حمله به مجمع تشخيص از چه مغالطه اي استفاده كرد؟

 محمد كاظم انبارلويي

رئيس جمهور در جمع مديران بانكي كشور در تخطئه تصميم‎گيري و تصميم‎سازي در فرآيند قانونگذاري كشور، بررسي پالرمو و CFT در مجمع را زير سوال برد و گفت: «نمي‎شود كشور را به 10 الي 20 نفر داد و بگوييم تابع تصميمات شما هستيم.» مجمع تشخيص مصلحت بر اساس منطق حقوقي قانون اساسي آخرين ايستگاه تصميم‎گيري و تصميم‎سازي در امور مهم كشور است. مدتي است رئيس جمهور كه عضو حقوقي مجمع است در جلسات مجمع شركت نمي‎كند. اين مدت شامل زماني هم مي‎شود كه آقايان هاشمي رفسنجاني و هاشمي شاهرودي رياست مجمع را به‎عهده داشتند. براي همين است كه نمي‎داند اعضاي مجمع تشخيص مصلحت 20- 10 نفر نيست، مجمع تشخيص مصلحت برحسب آخرين حكم مقام معظم رهبري 38 عضو حقيقي دارد. رؤساي قوا، فقهاي شوراي نگهبان، رئيس ستاد كشور، نيروهاي مسلح، دبير شوراي عالي امنيت ملي، وزير يا رئيس دستگاهي كه موضوع مورد بحث به آن دستگاه مربوط است، رئيس كميسيون متناسب با موضوع بحث از مجلس شوراي اسلامي، اعضاي حقوقي مجمع هستند كه اگر به آن 38 نفر اضافه شوند، مي‎شوند 51 نفر با 20- 10 نفري كه رئيس جمهور حدس مي‎زند عضو مجمع باشند، خيلي فاصله دارد. مجمع تشخيص مصلحت نظام بر اساس معماري و تدبير رهبر كبير انقلاب اسلامي در بازنگري قانون اساسي براي خروج از انسداد در قانونگذاري گنجانده شده و در اصل 112 قانون اساسي جايگاه ويژه‎اي دارد. معلوم نيست رئيس جمهور كه سوگند خورده پاسدار قانون اساسي كشور باشد چه‎طور جايگاه تصميم‎سازي و تصميم‎گيري در چنين نهادي را تخطئه مي‎كند. مساله لوايح مربوط به FATF به‎ويژه لايحه معروف به «پالرمو» و CFT مهم است. سخن از تصويب برجام 2 با خسارت‎هاي مضاعف است، چه‎طور مي‎شود با ساده انگاري و ساده لوحي، كشور را در چاه ويلي از تعهدات بين‎المللي انداخت كه خسارت آن بيش‎تر و عميق‎تر از برجام است؟ رئيس دولت و وزارت خارجه بارها گفته‎اند با پذيرش اين لوايح هيچ گرهي از مشكلات اقتصادي كشور باز نمي‎شود، پس چه‎طور اين‎همه ولع براي پيوستن به آن نشان مي‎دهند؟ در برجام حداقل وعده‎هايي داده مي‎شد، اكنون آن وعده‎ها را هم نمي‎دهند و توقع دارند كشور را چشم بسته وارد فضايي كنند كه جز خودتحريمي هيچ محصولي ندارد. مردم امروز فهميده‎اند برجام يعني توقف و تعطيل پيشرفت‎هاي فناوري هسته‎اي و تحريم از بيرون. توطئه ورود به كنوانسيون‎هاي مشكوك مانند پالرمو و CFT يعني تحريم از درون، بخوانيد تسليم كشور به اجنبي! چرا رئيس جمهوري كه مدعي عقلانيت و تدبير است برخلاف تصميم مجمعي كه جامع عقلاي كشور است و خود او يكي از آن‎هاست مي‎خواهد عمل كند؟

البته اين حرف رئيس جمهور كه مي‎گويد؛ «نمي‎شود كشور را به 20 - 10 نفر داد و بگوييم تابع تصميمات شما هستيم»، قدري درست است و بايد واكاوي شود. دولت در مساله برجام علي‎رغم توصيه‎هاي رهبري و شروط مجلس و شروط شوراي امنيت ملي توافقي را پذيرفت كه جز خسارت محض حاصلي نداشت. نه 20 – 10 نفر بلكه كم‎تر از انگشتان يك دست رفتند قراردادي را امضاء كردند كه از چند و چون پيچيدگي‎ها و ظرافت‎هاي آن بي‎خبر بودند و كشور را تا 20 سال متعهد يك قرارداد يك‎سويه كردند، جرأت هم نمي‎كنند بگويند اشتباه كرديم و كلاه سرمان گذاشتند. اكنون هزينه‎هاي اين قرارداد را مردم با دلار 15 هزار توماني و گوشت 120 هزار توماني مي‎پردازند بدون اين‎كه تحريمي برداشته يا تهديدي از سوي دشمن كاسته شود. اين نوع تصميم‎گيري و تصميم‎سازي در حوزه سياست خارجي به گونه‎اي است كه وقتي قرار است بزرگ‎ترين دستاورد و پيروزي منطقه‎اي با ورود بشار اسد به رخ دشمن نظام كشيده شود، يكباره وزير خارجه استعفاء مي‎دهد و از اختلاف خود با رئيس جمهور رونمايي مي‎كند. اين نوع تصميم‎گيري نه محصول 20- 10 نفر بلكه محصول يكي دو نفر است كه واقعا جز تاسف حرفي ديگر درباره آن نمي‎توان زد.

يك رقم از تصميم‎سازي‎ها و تصميم‎گيري‎هاي دولت، همين تصميم ارز 4200 توماني است كه تعادل بودجه در سال 97 و نيز تعادل قيمت‎ها در بازار را به هم زد و برخلاف قانون تصميمي گرفته شد كه موجب اغتشاش در قيمت‎ها و توليد رانت‎هاي هزار ميلياردي براي زالو صفتان بازار و دولت شد. از هركه سوال مي‎شود كه اين تصميم را چه كسي گرفت؟ مي‎گويد من نبودم، بانك مركزي مي‎گويد مخالف بودم، رئيس جمهور مي‎گويد من هم مخالف بودم، معاون اول مي‎گويد من فقط اين تصميم را اعلام كردم، شوراي پول و اعتبار و شوراي اقتصاد نيز از آن بي‎خبر است. يك نفر حاضر نيست مسؤوليت قبح اين تصميم‎گيري را كه برخلاف قانون بوده، بپذيرد. تصميمي كه در حوزه اختيارات دولت و شخص رئيس جمهور به‎عنوان مسؤول و مدير اصلي اقتصاد كشور است و احدي در كشور مزاحم اين تصميم‎سازي و تصميم‎گيري آن‎ها نبوده است. رئيس جمهور نمي‎تواند بگويد من قانون را قبول ندارم. نهادهاي قانوني را قبول ندارم، فرآيند تصميم‎سازي و قانوني را قبول ندارم. او نمي‎تواند بگويد شروط نهادهاي قانوني كشور را قبول ندارد و برود و يك تصميم بزرگ در حوزه اقتصاد، سياست خارجي و كنوانسيون‎هاي بين‎المللي بگيرد و هزينه آن را بر سفره و سبد كالاي مردم بار كند. در منطق حداقل از 10 نوع مغالطه نامبرده شده است. متاسفانه رئيس جمهور براي كتمان ناكارآمدي دولت و عدم توفيق در پاسخ به مطالبات مردم و فقر پاسخگويي، در گويش سياسي خود به انواع مغالطه روي مي‎آورد تا حرف نادرستي را به كرسي بنشاند و حرف درستي را از ميدان به در ببرد، حتي با هزينه ناسزا به رقيب. اين شيوه دولت‎داري و حكومت‎داري شايسته دولتي نيست كه ادعاي عقلانيت و تدبير دارد.

آيت‎الله آملي لاريجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت در پاسخ به بي‎مهري رئيس جمهور به مجمع تشخيص مصلحت، اظهارات وي را مغالطه‎آميز خواند. اما نگفت جنس مغالطه وي چه بوده است. رئيس جمهور در اين گويش از مغالطه نقل، عدم دقت و مغالطه ادعاي بدون استدلال، مغالطه مقام نقد و مقام دفاع، توأمان استفاده كرده است. كيفيت چند و چون آن را به اهل منطق واگذار مي‎كنيم.

هم فضاي مجازي و هم غذاي مجازي!

گروه سياسي جهان نيوز: معصومه ابتكار، معاون امور زنان رئيس جمهور با روزنامه اعتماد درباره ديپلماسي و مناسبات سياسي ايران گفتگو كرده است و همانند ساير همكاران دولتي‎اش صرفا پذيرش همه آنچه غرب مي‎خواهد را تجويز كرده است. به نظر ابتكار هم بهترين فرد براي فعاليت‎هاي ديپلماتيك، دكتر ظريف است چون هم خوب شطرنج بازي مي‎كند و هم قدرت انتقال پيام مطابق با انقلاب و مواضع جمهوري اسلامي ايران را دارد! البته ابتكار اگر اندكي زاويه نگاه قداست گونه‎اش را به سند پر نقص برجام تغيير دهد هم قواعد اصلي دنيا را بهتر متوجه مي‎شود و هم با سطح پايين آقاي وزير خارجه در شطرنج عرصه بين‎الملل آشنا مي‎شود. نكته جالب‎تر اين گفتگو پيرامون مسائل داخلي هم جايي است كه ابتكار مي‎گويد: «دليلي براي نااميدي مردم وجود ندارد» و امروز وضع كنسرت‎ها و تئاتر در بهترين دوران قرار دارد و حتي دولت جلوي فشارها براي فيلترينگ تلگرام مقاومت كرد!

بخشي از مصاحبه وي با روزنامه اعتماد از اين قرار است: «دليلي براي ناميدي مردم وجود ندارد و با همه مشكلات پيش آمده، روند اميدبخشي دارد طي مي‎شود و اقدامات دولت بسيار موثر بوده است. مثلا ما امسال مراسم با شكوهي در 16 آذر نسبت به سال‎هاي گذشته داشتيم و امروز فضاي دانشگاه‎ها براي فعاليت‎هاي سياسي و دانشجويي مناسب است. تئاتر پيكري نيمه جان داشت ولي الان بهترين دوره خود را مي‎گذراند. كنسرت‎ها هم قرار بود كلا زير خاك دفن شوند ولي الان با رونق زيادي برگزار مي‎شوند. اين بدان معني نيست كه مشكل و تنش در كشور وجود ندارد، چرا هست ولي در مجموع با توجه به مشكلاتي كه كشور دارد، فضاي كشور امنيتي نشده است. يعني دولت اجازه نداده فضاي كشور امنيتي و به‎اصطلاح بسته‎تر شود يا اينكه برخوردي با روزنامه‎ها و سايت‎ها صورت بگيرد. حتي با وجود فشارهايي مثل فشار بر آقاي جهرمي براي فيلترينگ تلگرام و يا فشار بر آقاي رحماني فضلي، دولت توانسته وضعيت را حفظ كند.» جالب است كه براي اين‎گونه افراد اصلا مشكلات اقتصادي مردم مهم نيست از نظر اين جماعت، مردم بايد براي سير كردن شكمشان به‎جاي گوشت و حبوبات و شكر و.. از كنسرت و تلگرام و واتساپ استفاده كنند. به عبارت ديگر هم فضاي مجازي و هم غذاي مجازي!!

بازگشت به 30 سال پيش با شعار «به عقب بر نمي گرديم»!

يكي از محوري‎ترين شعارهاي انتخاباتي آقاي روحاني در سال 96 كه توانست راي قابل توجهي را جذب كند اين بود«به عقب بر نمي‎گرديم» ولي متاسفانه نه تنها به عقب بازگشت كه به عقب تر‎ها نيز برگشت.

1. قرار بود كه كارت سوخت را براي هميشه كنار بگذارند ولي دوباره احيا شد و قرار است ظاهرا بنزين را نيز سهميه بندي كنند.

2. قرار بود كه قطعنامه‎هاي سازمان ملل و شوراي امنيت كاغذ پاره نباشند ولي ارزش آن از كاغذ پاره نيز پايين‎تر آمد آقاي ظريف گفت ارزش جوهر يك امضاي خودكار را ندارد.

3. قرار بود بازار ثبات داشته باشد و كالاها روزانه گران نشود ولي به عقب برگشتيم و كار به جايي رسيد كه نرخ‎ها لحظه‎اي شده است.

4. قرار بود قيمت دلار حفظ شود ولي به 4 الي 5 برابر صعود كرد.

5. قرار بود از اقدامات پوپوليستي پرهيز شود ولي متاسفانه بسيار شديدتر از گذشته حركت‎هاي عوام گرايانه انجام مي‎شود.

6. قرار بود ديگر كار غير قانوني از سوي دولت و رييس جمهور صورت نگيرد ولي متاسفانه در اين امر مهم دست همه دولت‎هاي پيشين را از پشت بسته است.در اين دولت به نهاد‎هاي قانوني كشور بدترين حملات صورت مي‎گيرد.

7. قرار بود اعتبار پاسپورت ايراني افزايش يابد ولي امروز جيبوتي نيز براي دولت ما شاخ و شانه مي‎كشد!

8. بالاخره قرار بود كه به اقتصاد آزاد برسيم و از اقتصاد دولتي به شدت پرهيز كنيم ولي متاسفانه به روزهاي اول جنگ برگشتيم؛ يعني بيش از 30 سال پيش اقتصاد كوپني!!

نتايج جالب پخش مستند «ايستگاه پاياني دروغ»!

پخش مستند ايستگاه پاياني دروغ، از شبكه‎هاي مختلف سيماي جمهوري اسلامي، اردوگاه اپوزوسيون و ضد انقلاب خارجي و داخلي را به شدت به هم ريخته است. اين مستند توانست در حد خود به اهداف ذيل دست يابد

1. اثبات اشراف اطلاعاتي ايران بر ضد انقلاب و شبكه‎هاي اطلاعاتي دشمن.

2. ايجاد بي‎اعتمادي ميان اعضاي شبكه ضد انقلاب خارج نشين و داخلي

3. بي اعتبار شدن نيما زم و شبكه آمد نيوز در ميان مخاطبان و همفكرانش در شبكه ضدانقلاب.

4. رسوايي پدر زم، كه امروز مسوليت مناطق آزاد را به عهده دارد، تمجيد از پسرش در حالي كه قبلا از او تبري جسته بود.

5. رسوا كردن شبكه ضد انقلاب خارج نشين.

6. امكان قطع شدن پشتوانه مالي اين شبكه از سوي دولت‎ها غربي و عربي؛ زيرا با پخش اين مستند همه فهميدند كه اين‎گونه افراد هيچ عرضه‎اي ندارند.

7. عناصر داخلي و خارجي ضد انقلاب فهميدند كه تلگرام و واتساپ و... جاي امني براي رد وبدل كردن اطلاعات نيست از اين رو براي مراودات خود دچار مشكل مي‎شوند. گذشته از اين‎كه همه اين عناصر از لو رفتن اطلاعاتشان به شدت ناراحت و نگران هستند.

8. برخي عناصر دوزيست و دو تابعيتي نيز كه از طريق اين شبكه‎هاي امن اطلاعات رد وبدل كرده‎اند ممكن است اين روزها فراري شوند بايد مراقب فرار آن‎ها بود.

9. مهم‎ترين بستر شكل گيري فتنه احتمالي 98، همين رسانه‎اي بيروني و شبكه‎هاي مجازي بود كه با پخش اين مستند و افشا شدن نقشه‎هاي آن‎ها، فتنه‎هاي احتمالي براي مدت‎ها خنثي شدند.

10. پخش اين مستند پاسخ مناسبي به نشست ورشو و نشست اعراب در اردن و شرم الشيخ بود؛ به آن‎ها فهماند كه اقليت ضدانقلاب براي سرمايه‎گذاري آن‎ها مناسب نيست. بايد به فكر نگه داشتن كلاه خودشان باشند كه باد نبرد.

علت پخش كليپ نماز موسوي چه بود؟

شنبه شب گذشته و ساعاتي پس از پخش مستند «ايستگاه پاياني دروغ» از تلويزيون كه به افشاگري درباره پشت پرده كانال تلگرامي آمدنيوز و اخبار جعلي آن مي‎پرداخت؛ اتفاق عجيبي افتاد! برخي از كانال‎ها و صفحات اجتماعي وابسته به اصلاح‎طلبان بلافاصله يك تصوير و يك فيلم از فتنه‎گر محصور «ميرحسين موسوي»را منتشر كردند؛ تصويري كه او و همسرش(خانم زهرا رهنورد) را در كنار يكديگر نشان مي‎داد. و فيلمي كه موسوي در آن در حال اقامه نماز در يك جمع خانوادگي است و چند نفر هم به او اقتدا كرده‎اند. فعالان و رسانه‎هاي اصلاح‎طلب در ادامه انتشار اين عكس و اين فيلم، موجي از دلسوزي براي ميرحسين موسوي به راه انداخته و تأكيداتي را مبني بر ضرورت فكّ حصر بيان كرده‎اند. در حالي كه طبق فيلم منتشر شده، ميرحسين موسوي به ديدار بستگان نزديكش رفته و در جمع خانوادگي حضور دارد.

علماي شيعه نظري فقهي دارند مبني بر اين‎كه اثر حرام با گذشت زمان پاك نمي‎شود. اين اصل ساده به وضوح نشان مي‎دهد كه ادامه حصر يا مثلاً پير شدن طبيعي آقاي موسوي رافع هيچ چيز نيست و جرمي كه ايشان و دوستان ايشان در سال ۸۸ عليه نظام اسلامي و عليه رأي مردم مرتكب شدند همچنان و تا هميشه پابرجاست. دلسوزان و خواص كشور نيز بارها تأكيد كرده‎اند كه راه حل رفع حصر، عذرخواهي رسمي ميرحسين موسوي از بابت جرائم رخ داده در سال ۸۸ است اما گويا آقاي موسوي دچار يك لجبازي جوانانه است و قصد دارد با چيزهايي مثل موي سپيد، پيري و مقولاتي از اين دست همچنان بر مسير تعيين شده از سوي خود در سال ۸۸ گام بردارد و وانمود كند كه هرگز عذرخواهي نخواهد كرد.

برخي محافل تحليلي معتقدند عكس موسوي و فيلم نماز او براي تحت‎الشعاع قرار دادن مستند «ايستگاه پاياني دروغ» منتشر شده است.

اما نكته خنده آوري كه به طنز رسانه‎ها تبديل شده ناآشنايي ميرحسين و خانواده وي نسبت به مسائل پيش پا افتاده احكام نماز است. مير حسين نماز نشسته مي‎خواند و مامومين به او اقتدا كرده‎اند كه شرعا نمازشان باطل است. يكي از مامومين هم نماز خود را به يك سجده تمام مي‎كند. اين نماز يادآور نماز فتنه گران در نماز جمعه هاشمي است كه باكفش نماز مي‎خواندند! البته اينگونه حركات نمايشي مانند گريه محمود صادقي و گريه مهدي هاشمي بر سر جنازه پدر و... هميشه در تاريخ بوده است. ولي آن چه بيش‎تر نگران كننده است تلاش عناصري است كه كارهاي بزرگ نظام را به حاشيه مي‎برند؛ يك روز با استعفاي ظريف سفر بشار را به ايران به حاشيه مي‎برند و امروز با توزيع اين عكس و فيلم، اقدام مهم اطلاعاتي كشور در خنثي سازي فتنه آينده دشمن را.

 يادداشت هفته

اعتراف به شكست در قالب خصلت «خودشيفتگي»

 علي اكبر عالميان

اعتراف اخير رئيس جمهور آمريكا مبني بر بي‎فايده بودن هزينه‎هاي كلان ايالات متحده در غرب آسيا نشان مي‎دهد كه اقدامات سلطه جويانه و توسعه طلبانه كاخ سفيد در منطقه بر خلاف ادعاهايي كه در اين مورد داشته، با شكست مواجه شده است. ترامپ چند روز قبل اعتراف كرده بودكه: «ما 7 تريليون دلار در خاورميانه هزينه كرديم ولي نمي‎توانيم با هواپيماي چراغ روشن(در آن جا) فرود آييم.» اشاره ترامپ به سفر مخفيانه‎اش به عراق بود كه مجبور شد به‎صورت غيرمنتظره و از پيش اعلام نشده به اين كشور سفر كند و هواپيماي وي به‎صورت چراغ خاموش در پايگاه نظاميان آمريكايي در استان «الانبار» فرود آمد. او بهمن سال گذشته نيز در توئيتر خود نوشته بود كه: «بعد از اين همه حماقت براي هزينه كردن 7 تريليون دلار در خاورميانه، حالا وقت اين است كه در كشور خودمان سرمايه‎گذاري كنيم.» اين اعتراف ترامپ نشان مي‎دهد كه آمريكايي‎ها عليرغم هزينه هنگفت و بي‎حساب و كتاب در منطقه غرب آسيا، نه تنها به تعبير رئيس جمهورشان، مرتكب يك اقدام احمقانه شده‎اند، بلكه حتي جرات ندارند به‎صورت آشكارا قدم به همان كشورهايي بگذارند كه ارتش آمريكا آن‎جا را تصرف كرده بود. آيا اين به منزله شكست سياست‎هاي منطقه‎اي آمريكا نيست؟
اين تنها يك سوي ماجراست، سوي ديگر اين جنگ افروزي، تلفات فراواني است كه روي دست آمريكايي‎ها باقي مانده است. اخيرا پايگاه اينترنتي اسپوتنيك با استناد به نتايج تحقيقات مؤسسه امور عمومي و بين‎المللي واتسون در دانشگاه براون درباره هزينه‎هاي جنگ آمريكا نوشته بود كه واشنگتن در جنگ‎هاي خارجي پس از حملات يازده سپتامبر بيش از پانصد هزار نفر را كشته است. خود آمريكايي‎ها نيز كشته‎هاي فراواني داده‎اند. فقط در جنگ دوم خليج فارس۴۵۰۰ نفر از نيروهاي نظامي و تخصصي آمريكا در اين جنگ كشته و ۳۲ هزار نفر ديگر مجروح شدند. همچنين، وزارت دفاع آمريكا آخرين آمار كشته شدگان اين كشور در جنگ افغانستان را ۲۲۴۷ نفر تا پايان سال ۲۰۱۶ اعلام كرده بود. به نظر مي‎رسد افزون بر اين تلفات جاني گسترده و همين طور بي‎اعتباري اين كشور در همان كشورهايي كه زماني به اشغال آنان پرداخته بود، هدف ترامپ از اين به اصطلاح افشاگري چيزي فراتر از مساله انساني و يا اقتصادي مي‎باشد. او هدفي سياسي دارد و در ترسيم اين هدف نيز زيركانه عمل مي‎كند. او مدام به دنبال كوبيدن دموكرات‎ها و به‎ويژه پيشينيان خويش است تا از اين طريق خود را بر روي قله توجه آمريكايي‎ها بنشاند و به‎عنوان يك منجي بزرگ براي حفظ منافع ايالات متحده معرفي كند. او در اين راه از عباراتي نيز وام مي‎گيرد كه به روشني بر اين مدعا دلالت دارد. به‎عنوان نمونه در يكي از سخنراني‎هاي خود، با بيان اين‎كه سال‎ها توسط طبقه‎اي كه به بهاي تضعيف آمريكا كشورهاي خارجي را ثروتمند كردند، معتقد به وجود «خيانت‎هاي جدي» به آمريكا در آن دوران شده است. او با متهم كردن گذشتگان خود به‎ويژه دولت دموكرات اوباما، به دنبال مطرح كردن خود براي انتخابات رياست جمهوري سال 2020 مي‎باشد.
ترامپ به طرح «معامله جديد سبز» حزب دموكرات براي حفاظت از محيط‎زيست نيز رحم نكرده و اين برنامه را عامل ويراني اقتصاد امريكا و «احمقانه‎ترين طرح ممكن» توصيف مي‎كند. وي همچنين با انتقاد شديد از «طرح بيمه بهداشت عمومي» كه از سوي نامزدهاي دموكرات مطرح شده، آن را عاملي براي افزايش شديد ماليات‎ها ذكر مي‎كند. در واقع مي‎توان گفت كه طرح ديدگاه ناسيوناليستي از سوي ترامپ كه بر دفاع از منافع ملي كشورش و تلاش فراوان‎تر براي استيلاي جهاني استوار است، تلاشي سياسي كارانه براي تخريب همه رقبا و به دست گرفتن يكه تازانه قدرت در آمريكا به شمار مي‎آيد. او حتي در سخنراني خود در هفتاد و سومين مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 26 سپتامبر 2018 در نيويورك بر مساله ناسيوناليسم و حس ميهن پرستي تاكيد كرده بود. او در آن سخنراني به‎جاي سخن گفتن از مسائل مهم جهاني به بيان آماري از اقداماتش در دوران رياست جمهوري خود پرداخت و دوره خودش را بي‎نظير دانست. اين سخنان او به حدي تعجب برانگيز بود كه حتي نتوانست جلوي خنده و تمسخر حاضران در آن جلسه را بگيرد. وي سعي دارد تا سياست‎هاي خود را در قالب دكترين ميهن پرستي ارائه كند و در اين راه برايش فرقي نمي‎كند كه تمام اقدامات دولت‎هاي قبل از خود به‎ويژه دموكرات‎ها را سياه نشان دهد. او را مي‎توان يك «خود شيفته» تمام عيار ناميد. «خود شيفته» ترجمه لغت(NARCISSISM) است كه از يك افسانه يوناني گرفته شده است. در اين افسانه مرد جواني به نام «نارسيوس» عاشق عكس خود كه در آب افتاده بود شد. و وقتي به آب پريد تا آن را كه فكر مي‎كرد حوري دريايي است بگيرد، غرق شد. بعدها با استعمال عمومي، اين اصطلاح در روانشناسي براي توصيف طبقه‎اي از اختلالات شخصيت مورد استفاده قرار گرفت. بيماران خود شيفته با احساس عميق«اهميت خود، خود بزرگ بيني و نوعي بي‎نظير بودن» مشخص مي‎شوند. اين افراد خود را آدم‎هاي خاصي پنداشته وخود را قوي، مشهور، داناترين و... قلمداد مي‎كند. ترامپ نيز همين گونه است و لو اين‎كه در اين راه به افشاي واقعيت‎هايي از چهره كريه سياست‎هاي جهاني آمريكا بپردازد و ميراث گذشتگان خود را نابود كند.