صفحه اول

پيش بيني اقتصاددانان غربي از آينده سلطه دلار
رژيم پولي مبتني بر دلار به موزه تاريخ خواهد پيوست

 دكتر محمد ملك زاده

انزو كالاندرا از متخصصان دانشگاه كاليفرنياي آمريكا در تازه‎ترين يادداشت خود با ارائه تحليلي مبتني بر شواهد و مدارك متعدد پيش بيني نموده است كه در وضعيت كنوني اقتصاد حاكم بر جهان تمايل به دلارزدايي به‎دليل تناقضات داخلي اقتصاد سياسي نئوليبرال امري اجتناب ناپذير است و هم اكنون كشورهاي جهان سوم و مخالفان سلطه اقتصادي غرب به سمت بنا نهادن شالوده‎هاي يك رژيم پولي چند قطبي هستند تا سرانجام از سلطه استعماري غرب كه ناشي از سلطه دلار بوده است، رها شوند. گرچه به‎دليل فشارهاي ناشي از اين نماد سلطه استعماري كشورهاي مختلف جهان از سال‎ها پيش به فكر رهايي از سلطه دلار افتاده بودند اما با شدت گرفتن تناقضات فراوان اقتصاد سياسي نئوليبراليستي به‎ويژه پس از قدرت گرفتن تيم اقتصادي دولت جديد در كاخ سفيد و دخالت يافتن بيش از پيش سياست در اقتصاد، اين روند سرعت بيش‎تري به خود گرفته است. در گذشته، تاريخ اقتصاد سياسي بين‎المللي شاهد رژيم‎هاي پولي متعدد بود كه هر كدام سهمي از قدرت اقتصادي جهان را در اختيار داشتند اما با توسعه نظام سرمايه داري، اقتصاد جهاني به سمت رژيم پولي واحد حركت كرد. در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم(1870-1914) دولت استعماري بريتانيا با گلد استاندارد رژيم پولي خود را كه بانك مركزي اين كشور آن را در كنترل خود داشت بر جهان تحميل كرد. در اين دوره بريتانيا به‎عنوان كشوري امپرياليستي و قدرت بلامنازع جهاني، پيشتاز تحميل رژيم اقتصادي مطلوب خود برجهان بود و سعي مي‎كرد كه استرلينگ را به‎عنوان سيستم پولي بين‎المللي تثبيت كند. اين روند تا جنگ جهاني اول ادامه يافت اما با شروع جنگ و كاهش قدرت بريتانيا كم كم زمينه اين سلطه استعماري و حاكميت رژيم پولي تك قطبي بر جهان متزلزل گرديد.

پس از جنگ جهاني دوم، موقعيت آمريكا به‎عنوان قدرت مسلط جهاني تثبيت شد. در اين دوره ايالات متحده تنها كشور غربي بود كه در طول جنگ جهاني دوم در خاك خود با كشوري نجنگيد و در حالي كه كشورهاي قدرتمند جهاني خسارات فراواني از جنگ جهاني متحمل شده بودند، آمريكا كم‎ترين خسارات را متحمل گرديد. در نتيجه اين كشور موقعيت منحصر به فردي براي كمك به تمام كشورهاي ديگر در اروپا به دست آورد و از اين رو يكي از مؤسسان كليدي صندوق بين‎المللي پول و بانك جهاني نيز گرديد. اين چنين شد كه ايالات متحده با قدرتي برتر از بريتانياي قرن نوزدهم توانست واحد پولي خود –دلار- را به‎عنوان ارز حاكم در جهان تثبيت نمايد. در اين زمان برخي مخالفت‎ها و رقابت‎هاي نه چندان قوي در مقابل دلار به راه افتاد اما به‎دليل ضعف اقتصاد جهاني هرگز نتوانست مانع تثبيت سلطه دلار گردد؛ چنان كه در خلال كنفرانس برتون وودز، جان مينارد كينز تلاش كرد از ايجاد يك بانك بين‎المللي دفاع كند كه پول خاص خود را به نام «بانكور» داشته باشد اما هري دكستر وايت رئيس هيئت نمايندگي آمريكا در برتون وودز با پيشنهاد كينز به شدت مخالفت كرد. در نهايت با تلاش آمريكا ارزش دلار به ازاي 35 دلار در هر اونس طلا تثبيت شد و در كنار طلا كاركرد ارز ذخيره جهاني را پيدا كرد.

مخالفت‎ها با سلطه دلار از سال 1971 به راه افتاد؛ زماني كه آمريكا به پشتوانه اين ابزار سلطه استعماري به نابودي بي‎رحمانه ويتنام روي آورد. فشار اقتصادي اين جنگ كه 141 ميليارد دلار هزينه در بر داشت دامن اقتصاد جهاني را گرفت؛ در ادامه مجموع هزينه‎هاي نظامي آمريكا كم كم از ذخاير طلايي كه بانك مركزي آمريكا دراختيار داشت فراتر رفت و از همين زمان بود كه به‎ويژه كشورهاي اروپايي از وجود «يك سيستم پولي كه ماجراجويي‎هاي آمريكا در خارج از كشور بخصوص در ويتنام را تسهيل كرده بود» دلخوري پيدا كردند. از آن زمان به بعد آمريكا به اين امتياز بسيار بزرگ دست يافت كه بتواند دلارهايي را بدون آن‎كه پشتوانه طلا داشته باشند چاپ كند و هزينه‎هاي تورمي آن را بر دوش اقتصاد جهاني بيندازد. به مرور اين روند موجب يك بحران اعتماد به دلار گرديد. در ادامه به منظور احياي توان استفاده از دلار آمريكا، در توافقي محرمانه با عربستان سعودي ارزش دلار در برابري با بشكه‎هاي نفتي تثبيت شد كه عربستان توليد مي‎كرد و از اين طريق آمريكا بازار جهاني نفت را نيز كنترل مي‎كرد. اين توافق با سعودي‎ها كه نفت خود را انحصارا با دلار آمريكا بايد قيمت گذاري كنند، به خلق دلارهاي نفتي انجاميد. بنابراين با پيوند زدن دلار آمريكا با نفت خاورميانه، آمريكا به شكل موثرتري تقاضاي بالا براي دلار را تضمين نمود.

اكنون جهانيان به اين واقعيت دست يافته‎اند كه سلطه بي‎رحمانه رژيم پولي دلار آمريكا بر جهان، جان ميليون‎ها نفر را به نفع حفظ اين سلطه گرفته است. تلاش‎هايي كه امروزه براي دلارزدايي از سوي كشورهاي مختلف انجام مي‎شود و روز به روز بر تعداد اين كشورها نيز افزوده مي‎شود، نشان از متزلزل شدن پايه‎هاي اين الگوي تاريخي سركوبگرانه دارد كه سياستگذاري پولي جهان را به‎عنوان ابزاري براي تداوم سلطه استعمار قرار مي‎دهد. روند ناگزير كنوني نويدبخش حركت به سمت ايجاد يك رژيم پولي عادلانه‎تر و برابرتر در جهان است كه به تعبير اقتصاددانان جهان، سيستم‎هاي سركوبگرانه مبتني بر دلار را روانه زباله دان تاريخ خواهد كرد.

آيت‎الله سيد احمد خاتمي در اجتماع لبيك به بيانيه گام دوم انقلاب:
دشمن آرزوي انزواي حوزه را به گور خواهد برد

آيت‎الله سيد احمد خاتمي عضو هيأت رييسه مجلس خبرگان رهبري در تجمع بزرگ و باشكوه علما، اساتيد و طلاب حوزه علميه قم با عنوان «جهاد بزرگ براي ساختن ايران اسلامي بزرگ» كه در مدرسه فيضيه برگزار شد، با بيان اين كه تجمع امروز نشان مي‎دهد كه حوزه انقلابي بوده، هست و خواهد ماند، گفت: مراجع تقليد و علماي بزرگ در زمينه تأييد بيانيه گام دوم پيام داده‎اند و اين بدان معناست كه دشمنان آرزوي انزواي حوزه را به گور خواهند برد.

وي ادامه داد: بيانيه گام دوم به منزله نقشه راه چله دوم انقلاب اسلامي است و بايد اجرايي شود؛ اگر اين بيانيه به نشست‎ها و تجمع‎ها محدود شود به آن جفا شده است، بنابراين بايد آن را اجرايي كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، آيت‎الله خاتمي از تشكيل كميته اجرايي سازي بيانيه گام دوم انقلاب از سوي جامعه مدرسين به رياست آيت‎الله حسيني بوشهري خبر داد و گفت: طلاب بايد طرح‎هاي خود را در اين زمينه به ما ارائه كنند تا وظايف حوزه در اجراي اين بيانيه مشخص شود.

وي با بيان اين كه رهبر معظم انقلاب وقت بسياري براي نگارش بيانيه گام دوم انقلاب گذاشته‎اند، افزود: امروز بايد دانست كه ٥٧ سال در ايران دين ستيزي، انسانيت ستيزي، مردم ستيزي و آزادي ستيزي حاكم بود، بنابراين بايد از نعمت انقلاب و امنيت و آزادي قدرداني كرد؛ دشمنان در همين فيضيه طلاب و فضلاي بسياري را به قتل رساندند، اما امروز به بركت انقلاب امنيت داريم.

نماينده خبرگان با اشاره به اين كه ايران اسلامي در حلقه آتش جهان همانند يك گلستان است، گفت: مردم امروز آزادانه نمايندگان خود را در مجلس، خبرگان و رياست جمهوري انتخاب مي‎كنند؛ امروز كفه عدالت در كشور سنگين است و نبايد عده‎اي دستاوردهاي انقلاب در زمينه عدالت را ناديده بگيرند.

وي با بيان اين كه امروز تير دشمن در عرصه تهاجم فرهنگي به سنگ خورده است، افزود: آمريكا مي‎خواست به قطب قدرت در جهان تبديل شود، اما ملت ايران آن را به زير كشانده است.

آيت‎الله خاتمي با اشاره به اين كه رهبري، آينده انقلاب را به عناصري همچون علم و پژوهش، معنويت، اقتصاد قوي، عدالت، عزت ملي در روابط خارجي، مرزبندي با دشمن، استقلال و آزادي و سبك زندگي ديني گره زده‎اند، عنوان كرد: اگر به اين عناصر توجه كنيم آينده درخشاني خواهيم داشت؛ امروز تقويت ايمان به خدا و وعده‎هاي خداي متعال بسيار مهم است، زيرا دشمن مي‎خواهد اعتقادات مردم را نابود كند و بايد در برابر شل حجابي‎ها و بدحجابي‎ها احساس نگراني كرد، دشمن با همين حربه در اندلس و اسپانيا دين زدايي كرد.

وي پايبندي به ولايت فقيه را يكي ديگر از عناصر شكوفايي ايران اسلامي در گام دوم انقلاب دانست و ابراز كرد: امروز بايد دانست ولي فقيه نائب امام زمان(عج) است و بحمدالله مردم در اين زمينه همواره حماسه آفريده‎اند.

آيت‎الله خاتمي درباره فعاليت‎هاي شوراي عالي حوزه‎هاي علميه بيان كرد: همه دغدغه داريم منويات رهبر معظم انقلاب را در حوزه به اجرا در آوريم؛ دغدغه معيشتي مردم به‎ويژه طلاب دغدغه نخست ما است و از كمبودهاي معيشتي شما در رنج هستيم و تلاش مي‎كنيم تا به اين وضع سروسامان بخشيم؛ همچنين معنويت و ارتقاي سطح طلاب نيز دغدغه ما است و طلاب بايد مراقب باشند عده‎اي نتوانند ميان طلاب و شوراي عالي شقاق ايجاد كنند.

وي با اشاره به اين كه انقلاب اسلامي به بركت حضور مردم ماندني است، تأكيد كرد: اگر مردم حضور نداشته باشند، اگر رهبر علي بن ابي طالب(ع) هم باشد، آن حكومت سرنگون خواهد شد.

آيت‎الله خاتمي با بيان اين كه امروز برخي جريان‎ها در جامعه ناراضي پروري مي‎كنند، تصريح كرد: امروز ناراضي سازي مردم بدترين منكر است؛ ترامپ مي‎گويد با تحميل فشار بر مردم ايران آن‎ها را شكست مي‎دهيم، ما هم مي‎گوييم تا دشمنان بدانند ملت ايران به اندازه‎اي مقاومت خواهند كرد كه آمريكا و ترامپ را به خاك خفت و ذلت بنشانند.

وي صبر را يكي ديگر از عناصر شكوفايي ايران اسلامي در گام دوم انقلاب دانست و اضافه كرد: دشمن مي‎خواهد مردم ايران را خسته جلوه دهد، اما تاريخ نشان داده است كه ملت ايران خسته نمي‎شود، بلكه دشمن را خسته خواهد كرد.

آيت‎الله خاتمي با تأكيد بر اين كه عزت يكي ديگر از عناصر شكوفايي ايران اسلامي در گام دوم انقلاب است، تصريح كرد: دشمن در تلاش است دزداني كه ملت ايران آن‎ها را از در كشور بيرون انداخته‎اند، از پنجره لوايح استكباري دوباره به ايران بازگرداند، اما بايد بداند ملت ايران هيچ‎گاه تسليم اين لوايح استكباري نخواهد شد، زيرا اين مملكت، مملكت «هيهات من الذله» است.

 سرمقاله

رهبري بي نظير از دوران هخامنشيان تا به امروز

  دبير سياسي

عبدالكريم سروش، تئوريسين و مغز متفكر دولت اصلاحات و ضد انقلاب فراري، به تازگي در سخنراني خود در كاليفرنيا(كه محل آن مشخص نيست) به توصف امام خميني(ره)، پرداخته، ايشان را رهبري بي‎نظير از دوران هخامنشيان تا به امروز خوانده است. وي گفته است: «اگر امروز شما را بين شاه و آقاي خميني مخير كنند، كدامشان را مي‎پذيريد، اگر فرض كنيم كه هيچ اختياري نداشته باشيم جز اين‎كه يا شاه و آقاي خميني يكي را انتخاب كنيم بنده صد در صد آقاي خميني را انتخاب مي‎كنم. براي اين‎كه آقاي خميني، مردمي‎ترين رهبري بود كه در تاريخ اين كشور ظهور كرد. شما فقط كافيست كه استقبال از او و بدرقه از او را وقتي كه مُرد ببينيد. ما در تاريخ ايران هيچ رهبري را نداريم كه اين طور در دل مردم جا داشته باشد. شاه كه هيچ، پدرجد شاه هم خواب اين جور پشتيباني مردمي را نمي‎ديدند. مردم به هرحال يك چيزي ديده بودند، نشان يك عشقي بود، نشان يك عاطفه‎اي بود كه معطوف به يك رهبري مي‎شد كه دوستش داشتند؛ در او چيزي ديده بودند. خميني باسوادترين رهبر اين كشور بوده تا كنون؛ از ايام اوليه حكومت هخامنشيان تا روزگار حاضر هيچ كس به لحاظ علمي به پاي او نمي‎رسيد. چرا؟ براي اين‎كه اولاً فقيه درجه اولي بود، عرفان هم خوانده بود، فلسفه هم خوانده بود. شاه قبل از آقاي خميني كه بود؟ يك جوان ۲۰ ساله كه از سوئيس بلند شد آمد ايران پادشاه شد. بعد از پادشاهي‎اش كه درس و مكتب و مدرسه‎اي نبود؛ قبلش هم حداكثر يك ديپلم، اگر آن ديپلم را هم داشت، من خبر ندارم. سوادي نداشت. پادشاهان قبل از او چي؟ اين رو تواريخ براي ما نوشتند، اين‎ها خواندن و نوشتن بلد نبودند. آن قدر فاصله زياد است كه لازم نيست ما بخواهيم شواهد تاريخي بياوريم. نه فقط در ايران، شما سراغ پادشاهان انگلستان و فرانسه برويد، اين‎ها آدم‎هاي بافكري، با علمي و با سوادي نبودند. در تاريخ ما آقاي خميني واقعاً يك نمونه‎ي بي‎نظير بود در مقام حكومتداري. خميني سابقه خوبي داشت. در گذشته او هيچ چيز ناپاكي وجود نداشت. نه مال مردمي را خورده بود. نه آدمي را كشته بود. نه تجاوزي به حق كسي كرده بود. هيچ كدام اين‎ها نبود. مرد شجاعي بود. ما آدم شجاع در تاريخ خودمان كم داشتيم. آدم قلدر داشتيم، ولي شجاعت يك فضيلت اخلاقي است. اين غير از اين است كه شما زورتان زياد باشد. نادرشاه هم آدم قلدري بود. ولي شجاعت اصلاً حرف ديگري است. اختناق و خفقاني كه در زمان شاه بود كه كسي جرأت سخن گفتن نداشت، يك كسي از قم [اشاره به امام خميني] برمي خاست و فرياد مي‎كشيد و مقابل حكومت شاه مي‎ايستاد و مي‎گفت من سينه‎ام را براي سرنيزه‎هاي شاه آماده كرده‎ام، اين چه ميزاني از شجاعت لازم دارد؟!»
درباره اعترافات فوق بيان نكاتي چند لازم است:
1. نكات فوق كاملا درست است و هيچ خدشه‎اي در آن نيست ولي آن چه مسلم است اين سخنان، حسن فاعلي ندارد؛ زيرا وي سال هاست كه در اردوگاه غربي‎ها و دشمنان اسلام به سر مي‎برد و دشمني‎اش نسبت به اسلام، دين، خدا، پيامبر، اهل بيت، حضرت امام و اصل انقلاب اسلامي بر كسي پوشيده نيست.همين اخيرا در فيلم بهتان ساخته بي‎بي سي، چندين نسبت دروغ به امام بزرگوار داد و آن نسبت دروغ را مبناي ساختن يك فيلم كرد تا امام و انقلاب را از چشم مردم بيندازد! چگونه چنين آدمي امروز مي‎تواند ستايشگر امام(ره) باشد؟
2. شايد يكي از دلايل اين همه تعريف از امام(ره) اين باشد كه با آغاز چله دوم انقلاب اسلامي و بيانيه امام خامنه‎اي براي گام دوم انقلاب اسلامي، و نشست‎هاي لهستان و اعراب در اردن و شرم الشيخ و همايش پر هزينه منافقين در خارج از كشور و بي‎خاصيت بودن همه آن‎ها، اپوزيسيون خارج نشين همگي دچار يك نوع ياس و نوميدي كامل شده‎اند و ديگر حتي يك كورسوي اميد نيز برايشان باقي نمانده است. اين حقيقت در اظهارات اخير روح الله زم صاحب شبكه آمد نيوز نيز كاملا مشهود بود. از اين رو، هر يك سعي مي‎كنند به نحوي خود را به امام و انقلاب اسلامي منسوب كنند. كار به جايي رسيده است كه اردشير زاهدي آخرين سفير شاه در امريكا و داماد شاه خائن هم در سن 90 سالگي به تمجيد از انقلاب اسلامي و تحقير شاه و ضد انقلاب از جمله رضا پهلوي پرداخته بود. اظهارات اخير سروش هم در اين چارچوب توجيه مي‎شود.
3. يكي ديگر از دلائل تجليل از حضرت امام(ره) ممكن است اين باشد، كه مي‎خواهند با برجسته كردن كمالات حضرت امام(ره) به رهبري جامع امام گونه امام خامنه‎اي آسيب بزنند؛ به همين دليل هيچ گاه حاضر نيستند كلامي در توصيف رهبري حكيمانه وامام گونه آيت‎الله خامنه‎اي بگويند. مانند ناكثين و مارقين و قاسطين صدراسلام كه همه از پيامبر(ص) تجليل مي‎كردند و در همان زمان نسبت به امير المومنين(ع) نهايت دشمني را اعمال مي‎كردند! اين درحالي است كه پيروان واقعي پيامبر اكرم(ص) مانند سلمان، اباذر، مقداد و عمار از رهروان واقعي اميرالمومنين(ع) بودند. امروز نيز وقتي به سخنان پيروان واقعي امام(ره) مي‎نگريد همين حقيقت را به خوبي ملاحظه مي‎كنيد. مرحوم آيت‎الله مومن مي‎فرمود مرجعيت حضرت آقا به اندازه 20 مرجع تقليد است.و علامه مصباح مي‎فرمايند در طول دوران غيبت كبري، مرجعي به جامعيت آيت‎الله خامنه‎اي سراغ ندارم.