صفحه فرهنگي-اجتماعي

نگاهي به مسيرهاي روشن تداوم انقلاب اسلامي و بصيرت نسل چهارمي‎ها
عرصه غبارآلود فتنه ها و هوشمندي جوانان انقلابي - بخش نخست

 هديه آقاپور

معجزه انقلاب اين است. بعد از چهل سال شما مي‎بينيد جوان مؤمن مسلمان كه نه امام را ديده است، نه انقلاب را ديده است، نه دوران دفاع مقدس را ديده است، نه آن حماسه‎ها را از نزديك ديده، اما امروز با روحيه انقلابي، مثل همان جوانِ اولِ انقلاب - مثل همت و خرازي و بزرگاني از اين قبيل - مي‎رود وسط ميدان و با علاقه، با احساس مسؤوليت، با شجاعت تمام در مقابل دشمن مي‎ايستد.(مقام معظم رهبري1397/09/21)

مبارزه با كفر و طاغوت و يا ايجاد هر حركت انقلابي و جهادي نيروي محرك جوان در زير سايه تجربه پيشكسوتان و ريش سفيدان را مي‎طلبد كه انقلاب اسلامي ايران از اين قاعده مستثني نبود.

از ياران در گهواره تا حججي‎ها

آن‎چه كه امروز براي دشمنان اين انقلاب اهميت دارد و در صدد هستند تا آن را از مسير منحرف كنند، ثمره اين انقلاب يا همان جواناني كه نه امام(ره) ديده‎اند و نه در جنگ دفاع مقدس حضور داشتند، اما همچنان به آرمان‎ها پايبند بوده و عاشقانه در مسير قدم بر مي‎دارند.

ياران در گهواره‎اي كه امام خميني(ره) در كمال بهت و حيرت دشمن به آن‎ها تكيه كرد در اصل همان ادامه دهندگان راه انقلاب بودند كه امروز جلوه سخن امام(ره) را در حججي‎ها، شهداي هسته‎اي، دانشمندان و... مي‎بينيم.

لاله افتخاري نماينده مردم تهران در دوره‎هاي هفتم، هشتم و نهم مجلس شوراي اسلامي مي‎گويد: «هنگامي كه به روند پيروزي انقلاب و فرمايش حضرت امام كه فرمودند؛ ياران من در گهواره هستند نگاه مي‎كنيم، مي‎بينيم كه در حقيقت جوانان و نوجوانان بودند كه كمك كردند تا اين انقلاب شكل بگيرد.»

وي ادامه مي‎دهد: «البته حضور جوانان در عرصه‎هاي مختلف به معناي ناديده گرفتن پيشكسوتان نيست؛ پيشكسوتاني كه امروز پيران اين انقلاب هستند و بستر تربيت اين جوانان را فراهم كردند.»

افتخاري با اشاره به نقش پررنگ جوانان در 8 سال دفاع مقدس مي‎افزايد: «فرماندهي جنگ ما را اغلب جوانان به عهده داشتند و در بين سربازان نيز نوجوانان ديده مي‎شدند؛ به‎عنوان مثال در عمليات كربلاي 4 كه غواصان جوان ما شهيد شدند، اين جوانان سني نداشتند اما كارهاي بزرگ و تاريخ‎ساز كردند.»

نماينده مردم تهران در دوره‎هاي هفتم، هشتم و نهم مجلس تاكيد مي‎كند: «شهداي هسته‎اي و مدافع حرم ما همگي از جوانان بودند كه اين نهضت را ادامه داده و مي‎دهند، اختراعاتي كه امروز به ثبت مي‎رسد و پژوهش‎هاي علمي كشورمان همگي به دست جوانان اداره مي‎شود.»

وي اضافه مي‎كند: «از صدر اسلام اين شيوه جوانگرايي وجود داشته است. به‎طور مثال پيامبر اكرم(ص) در 40 سالگي مبعوث مي‎شوند و اميرالمومنين علي(ع) در جواني به امامت مي‎رسند و در ياران امام حسين(ع) هم حبيب بن مظاهر را مي‎بينيم و هم جوانان و نوجوانان كه اين به اين معني است كه بايد پير و جوان را در كنار هم ببينيم و اين‎گونه نباشد كه تمام مسؤوليت‎ها و موفقيت‎ها براي بزرگ‎تر‎ها و يا فقط براي جوانان باشد.»

افتخاري تصريح مي‎كند: «امروز نسل سوم و چهارم انقلاب كم‎تر از نسل اول نيستند و حتي در برخي موارد پختگي بيش‎تري هم دارند بنابراين تداوم انقلاب اسلامي در گرو استفاده از اين جوانان و تجربه پيشكسوتان در كنار هم هست تا به نتيجه مطلوب برسيم.»

عرصه غبارآلود فتنه‎ها و هوشمندي جوانان

جوانان در رژيم گذشته مورد بي‎مهري قرار گرفته و توانمندي‎ها و توانايي‎هاي آنان ناديده گرفته مي‎شد. خلاقيت، نوآوري و... جايي در رژيم گذشته نداشت، دغدغه اصلي آن رژيم، حاكم ساختن فرهنگ غربي در كشور و گرايش به غرب تحت لواي رسيدن به تمدن و پيشرفت بود. با چنين تفكري فرهنگ ديني و ملي مورد بي‎توجهي قرار گرفته و با ارزش‎ها و باورهاي ديني مقابله مي‎شد و تلاش نمودند جوانان را با تشويق به فساد و مراكز فحشا و دامن زدن به آن، نسبت به فرهنگ و سرنوشت كشور بي‎تفاوت نموده و فكر و خلاقيت را از جوانان گرفته و اين عناصر سازنده كشور را به عناصري بي‎تأثير و بي‎مصرف تبديل سازند. مرحوم امام(ره) در اين باره فرمودند: «اصل برنامه اين بوده است كه جوان‎هاي ما را به فساد بكشند براي اينكه مبادا يك قدرتي در مقابلشان قيام كند... اين‎ها مي‎خواستند هر فكري را كه احتمال بدهند كه اين فكر در مقابل آن‎هاست از بين ببرند... مراكز فسادي كه سرتاسر مملكت بود جوان‎ها را مشغول مي‎كرد به امور شهواني كه به كلي افكار را از دستشان مي‎گرفت.»

دكتر امين اسدي، دبيركل جبهه جوانان انقلابي، مي‎گويد: «قشر جوان در هر جامعه‎اي به لحاظ برخورداري از توان، انرژي و استعدادهاي فراوان قادر است، نقش تعيين‎كننده‎اي در آينده آن جامعه داشته باشد و جوانان در هر جامعه‎اي سرمايه اصلي آن جامعه محسوب مي‎گردند كه مي‎توانند زمينه‎هاي رشد و پيشرفت آن جامعه را در عرصه‎هاي مختلف فراهم كنند.»

وي ادامه مي‎دهد: «در كشور ما نيز نسل جوان، سهم بزرگي از تحولات و پيشرفت‎هاي كشور را بر عهده داشته و شاهد حضور جوانان در عرصه‎هاي مختلف از شكل‎گيري انقلاب گرفته تا پيروزي آن و پس از پيروزي انقلاب اسلامي بوده و هستيم.»

دكتر اسدي تاكيد مي‎كند: «نقش جوانان در انقلاب اسلامي را به سه دوره مهم مي‎توان بخش‎بندي كرد. اولين بخش مربوط به حضور پررنگ جوانان براي ايجاد انقلاب و پيروزي گفتمان اسلامي در ايران بود و در دهه ۶۰ جوانان به گونه‎اي ديگر عمل كردند. پس از اين‎كه رژيم بعثي به ايران حمله كرد اين جوانان بودند مديريت جنگ را به عهده گرفتند و حماسه‎هاي مثال‎زدني مثل آزادسازي خرمشهر را رقم زدند و از طرفي با جريان نفاق و شخص بني صدر مقابله جدي را داشتند.»

دبيركل جبهه جوانان انقلابي تصريح مي‎كند: «دومين بخش به دوران بعد از جنگ بود. زماني كه جنگ پايان يافت جوانان در عرصه‎هاي مختلف دست به سازندگي زدند و در اردوهاي جهادي به كمك مردم جنگ‎زده رفتند و روستاها و شهرها را بازسازي كردند.»

وي مي‎افزايد: «سومين بخش مربوط به تعالي و حفظ انقلاب اسلامي است. جوانان در عرصه‎هاي غبارآلود فتنه‎هاي ۷۸ و ۸۸ نقش اثرگذاري را داشتند و از انقلاب اسلامي دفاع كردند و با اين فتنه مقابله جدي داشتند. علاوه‎بر مقابله با فتنه نقش بسزايي در پيشرفت‎هاي علمي و دفاعي داشتند از جمله هسته‎اي و موشكي. و اين جوانان بودند كه با تحريم‎هاي گسترده در اين زمينه‎ها افتخارآفريني كردند و پاي اين انقلاب ايستادند.»

دكتر اسدي يادآور مي‎شود: «جوانان ايراني با خودباوري و اعتماد به نفس و با رهبري امام خميني انقلاب را به وجود آورده و تداوم بخشيدند. امروزه شاهد هستيم به بركت انقلاب اسلامي اعتماد به نفس و روحيه خودباوري در بين جوانان كشورهاي اسلامي، به‎ويژه كشورهاي منطقه تقويت شده است و آن‎ها با الگو گرفتن از ايران، در مقابل ظلم و استكبار از خود مقاومت نشان داده‎اند.»

ادامه دارد

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
وكسانى را كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام داده‎اند، مژده بده كه برايشان باغ هايى است كه نهرها از پاى(درختان) آن جارى است، هرگاه ميوه‎اى از آن(باغ ها) به آنان روزى شود، گويند: اين همان است كه قبلاً نيز روزى ما بوده، در حالى كه همانند آن نعمت‎ها به ايشان داده شده است(نه خود آن ها) و براى آنان در بهشت همسرانى پاك و پاكيزه است و در آن‎جا جاودانه‎اند.
(بقره،25)
پيام‎ها
1. مژده و بشارت همراه با هشدار و اخطار(در آيه قبل) يكى از اصول تربيت است.
2. ايمان قلبى بايد توأم با اعمال صالح باشد.
3. انجام همه كارهاى صالح و شايسته، كارساز است، نه بعضى از آن‎ها.
4. كارهاى شايسته و صالح، در صورتى ارزش دارد كه برخاسته از ايمان باشد، نه تمايلات شخصى و جاذبه‎هاى اجتماعى.
5. محروميت‎هايى كه مؤمن به جهت رعايت حرام و حلال در اين دنيا مى‎بيند، در آخرت جبران مى‎شود.
6. ما در دنيا نگرانِ از دست دادن نعمت‎ها هستيم، امّا در آخرت اين نگرانى نيست.
7. آشنايى با سابقه نعمت‎ها، بر لذّت كاميابى مى‎افزايد.
8. همسران بهشتى نيز پاكيزه‎اند.

 پرتوي از حكمت

براهين عقليه تا به قلب و ايمان نرسد، همراه با عمل نخواهد بود

فيلسوفان با براهين عقليه ثابت مي‎كنند حضور حق تعالي را در هر جا، لكن تا آن چه را عقل با برهان ثابت نموده، به دل نرسد و قلب به آن ايمان نياورد، ادب حضور به جا نياورند، و آنان كه حضور حق تعالي را به دل رساندند و ايمان به آن آورده‎اند، گرچه با برهان سر و كار نداشته باشند، ادب حضور به جا آورند، و از آن چه با حضور مولانا منافات دارد اجتناب كنند. پس علوم رسمي هر چند فلسفه و علم توحيد، خود حجابند و هر چه بيش‎تر شوند حجاب غليظ‎تر و افزون‎تر گردد.
وعده ديدار، نامه‎هاي عرفاني امام خميني(ره) به فرزندش سيد احمد، ص 112

 بوستان حكايت

هر وقت شاه، گبر شد!

در زمان رضاخان، زماني قصد كردند نماز جماعت مساجد را تعطيل كنند. در مسجد جامع كه ائمه جماعت متعددي داشت، هر يك از آن‎ها به‎دليلي نيامدند. يكي به مسافرت رفت، ديگري به اصطلاح مريض شد! اما آيت‎الله شاه آبادي براي نماز عازم مسجد شدند، آن روز، عوض مردم نمازگزار، عده‎اي قزاق در مسجد مستقر شده بودند. در راه مسجد، يكي از مريدهاي آقا به ايشان مي‎گويد: در مسجد قزاق‎ها ريخته‎اند. آقا مي‎فرمايند: خوب، قزاق ريخته باشد! و وارد مسجد مي‎شوند. يكي از افراد دولت با لباس شخصي جلو مي‎آيد و به آقا مي‎گويد: آقا مگر نمي‎دانيد نماز تعطيل است؟ آقا در حالي كه حتي سرشان را بلند نكرده بودند كه او را نگاه كنند، به او فرمودند: «‎برو بگو گنده‎تر از تو بياد!» گفت: من بزرگ‎تر هستم. آقا فرمودند: «‎اگر با تو حرف بزنم، بعداً كس ديگري نيست كه اعتراض كند؟» گفت: خير. فرمودند: «اين‎جا كجاست؟» گفت: تهران. فرمودند: «‎نه اين‎جا كه ايستاده‎اي و با تو صحبت مي‎كنم كجاست؟» گفت: مسجد. فرمودند: «من كي هستم؟» گفت: پيشنماز. فرمودند: «مملكت، چه مملكتي است؟» گفت: ايران. فرمودند: «ايران، دينش چيست؟» گفت: اسلام. فرمودند: «شاه چه ديني دارد؟» چون نمي‎توانست بگويد مخالف قرآن و نماز و اسلام است، گفت: شاه مسلمان است. ايشان فرمودند: «هر وقت شاه گبر شد و اعلام كرد كه من كافرم، و يا يهودي و نصراني هستم و بالاي سر اين مسجد ناقوس زدند، من كه پيشنماز مسلمانان هستم، مي‎روم و در مسجد مسلمانان نماز مي‎خوانم. ولي مادامي كه اين‎جا ناقوس نزدند و شاه هم اعلام گبريت و كفر نكرده، من پيشنماز مسلمانان بايد اين‎جا نماز بخوانم.» پس از اين گفت و‎گو، وارد شبستان شدند و با اين‎كه كسي براي نماز در مسجد نبود، داخل محراب به نماز ايستادند. يكي از نمازگزاران كه ايشان را ديده بود در مسجد، فرياد «الصلواة» را بلند كرد. مردم هم كه نمازگزار بودند با منع وجود آمده، مشتاق‎تر شده بودند و به مسجد هجوم آوردند و بساط شاه و قزاق‎ها به هم خورد.
منبع: كتاب عارف كامل