صفحه آخر

حضرت آيت‎الله مصباح يزدي:
وقتي كاري با اخلاص شروع شود، خدا هم كمك مي كند و به ثمر مي رساند

اشاره: آن‎چه در ادامه ملاحظه مي‎كنيد، گزيده‎اي از سخنان علامه مصباح يزدي در ديدار آيت‎الله ناصري امام جمعه يزد است كه در تاريخ 97.10.29 بيان شده است.

خدا را شكر مي‎كنم كه حيات و توفيقي عنايت فرمود كه امروز بتوانم در جمع نوراني شما عزيزان، دلسوزان، دردمندان و با اخلاصان براي اسلام و نظام حضور پيدا كنم و از فرمايشات و راهنمايي شما استفاده كنم. آن‎چه بنده از مجموع فرمايشات عزيزان استفاده كردم به نظرم نتيجه تجربه‎هايي عيني است كه شما در محيط خودتان داشته‎ايد و آثار و نتايج مطلوب خدمات فرهنگي را در زمينه تعليم و تربيت نوجوان‎ها تجربه كرده‎ايد كه هيچ كدام از اين‎ها قابل انكار نيست.

يك وقت ما به‎عنوان متصديان امور فرهنگي و ديني كشور مي‎خواهيم طرح جامعي براي كل كشور طراحي كنيم، يعني برنامه‎اي كوتاه مدت، ميان مدت، يا دراز مدت طراحي شود براي اين‎كه كل مشكلات فرهنگي و تربيتي جوان‎ها براي آينده حل شود. البته وقتي مي‎گوييم كل مشكلات، به‎طور نسبي منظور است. يك وقت فقط منظور اين است كه هركسي در هرجايي نفوذي دارد و قدرتي دارد و مردم حرف او را مي‎شنوند، در همان محيط كار خودش سعي كند از اين فرصت استفاده كند و جوابي براي سوالي كه بعد از اين عالم از او خواهد شد تهيه كند. حالا هركس هر اندازه در هرجهت مي‎تواند. آن فكر كلي خيلي كار پيچيده‎اي است و كمابيش از اول انقلاب هم وجود داشته، اما از بس عوامل مثبت آن كم و موانع منفي زياد بوده چندان نتيجه‎اي نداده است. شايد مهم‎ترين مشكل آن هم مساله ارتباط فعاليت‎هاي فرهنگي با امور سياسي است. ممكن است طرحي براي كار فرهنگي و مقدمات آن داده شود، اما وقتي دولت عوض مي‎شود، كمي از آن باقي بماند. بستگي دارد به نظر رئيس دولت و گردانندگان آن دولت؛ هرجايي موافق خودشان باشد و بتوانند از آن استفاده كنند تبليغ مي‎كنند، اما هرجايي موي دماغ آن‎ها باشد، نه. اين مثل آفتاب روشن است، چيزي نيست كه ما به شخص خاصي نظر داشته باشيم يا مربوط به يك جناح خاصي باشد. طبيعي است. دنيا همين است. بنابراين اگر برنامه كلي باشد بايد در عالي‎تري سطح باشد، مثلاً دستور از مقام معظم رهبري باشد، يا اگر اقدامات ملي و مردمي هم انجام بگيرد خيلي حساب شده طرحي تهيه شود. اما كارهاي فردي و جمع‎هاي كوچكي كه در يك شهر يا استاني اقدام مي‎كنند بعدها ممكن است ديگران هم اقتباس كنند. اما اين‎كه انسان طرح را مقيد كند به اين‎كه گسترش پيدا كند و در همه كشور در يك سطح وسيع اجرا شود، به آساني ميسر نيست. منتهي چون فرض اين است كه اين‎ها كارهاي محدودي است، هركسي در محيط خودش بايد اين امكانات را بررسي كند تا بهترين استفاده را از آن امكانات در همان محيط خودش ببرد و نمي‎توان آن را مشروط به جاهاي ديگر و برنامه‎هاي وسيع و همگاني كرد. حالا مفروض ما اين است كه مي‎خواهيم ببينيم از امكاناتي كه در دارالعباده يزد براي اين هدف وجود دارد چگونه مي‎توان بهتر استفاده كرد تا اين كار مثبت خداپسند و مردم پسندي كه هيچ مخالفي براي اصل آن وجود ندارد، از اين بهتر پيش برود، يعني هم صحيح‎تر و هم وسيع‎تر و هم عميق‎تر. براي مثال، فرض كنيد اگر يك واحدي از جامع تعليمات اسلامي يا مدرسه علوي بخواهد از اول براي بچه‎هاي ابتدايي تشكيل شود، چه چيزهايي لازم است؟ آن‎چه به عقل من مي‎رسد سه نوع كار يا سه نوع عامل بايد وجود داشته باشد تا اين كار به ثمر برسد. اول يك بودجه ضروري مي‎خواهد، مثلا يك خانه لازم است، و حق‎الزحمه‎اي براي استاد و كارمند آن؛ براي اين كار، بايد يك حداقلي را در نظر گرفت. نبايد از اين غفلت كرد و بگوييم چون كار خدايي هست پس بودجه نمي‎خواهيم! آدميزاد احتياج دارد، و بايد زندگي او تأمين شود؛ نمي‎شود اين بعد او را نديده گرفت. يك بررسي واقع بينانه بايد كرد كه در شهر دارالعباده يزد با اين تجربه‎هايي كه هست چه مقدار مي‎توان براي اين كار از همين كمك‎هاي مردمي بودجه به دست آورد. اما اين يك جزء كوچكي از كار است.

مهم‎تر از اين، نيروي انساني است، يعني نيرويي كه مي‎خواهد اين‎جا كار بكند. مثلاً اگر بگوييد بچه‎هاي مدارس سوالاتي دارند كه نياز به جواب دارد، و بايد روحاني برود به آن‎ها جواب بدهد. اگر بگوييم در هر مدرسه‎اي يك روحاني برود، حالا واقعاً هر روحاني‎اي در هر مدرسه‎اي برود مفيد است؟ در خود حوزه روحانياني داريم كه همه سوالات روزمره مردم درباره نظام و اسلام را نمي‎توانند جواب بدهند. مثل اين‎كه اصلاً دين براي چيست و چه لزومي دارد؟ امروز اين سوال جدي است. بعضي بچه‎ها در خانواده‎هاي متدين مي‎گويند ما كار خوب مي‎كنيم، درس مي‎خوانيم، راست مي‎گوييم، به مردم كمك مي‎كنيم، اما نماز براي چيست؟! براي چه بايد به خدا اعتقاد داشته باشيم؟! من كاري با خدا ندارم! درس خودم را مي‎خوانم، براي پيشرفت كشور، به مردم هم خدمت مي‎كنم. اين يكي از سوالات جدي است، نامه‎هايي براي ما مي‎نويسند كه ما اگر نخواهيم به بهشت برويم چه كسي را بايد ببينيم؟!

امروز بچه‎ها مثل بچه‎هاي قديم نيستند، وقتي يك چيزي به ذهنشان مي‎آيد تا كنجكاوي نكنند و جواب حسابي قانع كننده‎اي نشنوند، آرام نمي‎شوند. ما براي اين‎ها چقدر جواب داريم؟ به هرحال عامل دوم، داشتن نيروي انساني كارآمد است كه به قدر كافي نداريم. شما مي‎فرماييد در تهران مثلاً 3000 مدرسه يا بيش‎تر هست. اگر بخواهند براي هر مدرسه يك روحاني بگذارند 3000 روحاني كارآمد كه اين مسائل را بتوانند جواب دهند از كجا بياورند؟! ما بايد ببينيم در شهر خودمان چند نيروي بالفعل يا بالقوه‎اي كه بشود با يك برنامه تكميلي در ظرف چند ماه به يك حدي رساند كه بتوانند اين سوالات را پاسخ دهند، داريم. اين كار شدني است. شايد بالفعل خيلي كم داشته باشيم، اما كساني هستند كه آمادگي دارند برنامه‎اي براي آن‎ها گذاشته شود، مثلاً شش ماه دوره‎اي را ببينند تا براي آن حد كارايي پيدا كنند. به هرحال، عنصر دوم نيروي انساني است.

حالا اگر فرد متديني كه پاسخگوي به سوالات باشد داشته باشيم، بايد برنامه‎اي براي تعليم و تربيت هم داشته باشد. طرح و برنامه و محتواي برنامه‎اي كه مي‎خواهد اجرا كند چيست؟ مي‎فرماييد مثلاً عده‎اي به فكر افتادند كه يك دوره‎اي براي دانشگاه فرهنگيان بگذارند و از كتاب‎هاي مرحوم مطهري كه خدا درجات ايشان را عالي كند استفاده كنند. ولي آيا كتاب‎هايي كه پنجاه سال پيش ايشان نوشته‎اند كاملاً به درد رفع نياز امروز مي‎خورد؟ بعضي از اين آثار سخنراني ايشان بوده براي اقشار مختلف، مثل پزشكان و برخي هم منبرهاي عمومي بوده. اين‎ها طرح درسي ندارد كه از كجا شروع شود و به كجا منتهي شود. پس سومين عنصر، محتواي اين كار است، براساس يك برنامه آموزشي صرف، كه چنين چيزي هم وجود ندارد.

بنابراين براي اين‎كه يك كار اساسي در اين زمينه انجام بگيرد به سه چيز احتياج داريم: اول بودجه، دوم ساختن نيروي كارآمد، سوم داشتن برنامه آموزشي. اگر منتظر باشيم تا اين‎ها درست شود و آن وقت كار را شروع كنيم، معلوم نيست هيچ وقت شروع شود! بهترين راه عملي آن اين است كه افراد نسبتاً مناسبي را در شهر خودمان و در آن محيطي كه هستيم شناسايي كنيم و يك برنامه تكميلي برايشان بگذاريم، و فعلاً از اين افراد استفاده كنيم و از اين تجربه براي دوره تكميلي و دوره‎هاي بعد استفاده كنيم. كمابيش اين‎ها در جاهايي مثل قم و تهران عملي شده است. اين‎گونه نيست كه در قدم اول باشيم؛ بلكه از تجربه‎ها مي‎شود استفاده كرد.

در زمان شاه، علما و وعاظ و دلسوزان جامعه اين برنامه‎ها را داشتند و نتيجه گرفتند؛ حالا نمي‎شود؟! يك مشكلي كه پيش آمده اين است كه بعد از انقلاب گفتند همه اين كارها را بايد دولت اسلامي انجام دهد. گفتند دولت اسلامي است، آن‎وقت دولت ستم‎شاهي بود، ما برنامه درست مي‎كرديم، حالا خود دولت اسلامي انجام مي‎دهد! اين بود كه مردم ديگر سست شدند، احساس مسؤوليت نكردند، كارهاي مردمي كم شد، و نتيجه‎ها كم شد. حالا بايد دوباره آن تنور را گرم كرد، بايد مردم را تشويق كرد كه بياييد مشاركت كنيد. فقط به بودجه اكتفا نكنيم، آن دوتا را هم بايد در كنارش كار كرد. نمي‎گوييم يك دفعه هم انجام شود؛ نه، كار تدريجي است. ولي بايد خودمان بنا داشته باشيم كه اين كار را ادامه بدهيم تا به نتيجه برسد. إن‎شاءالله به بركت حسن نيت حضرتعالي و همكاران شما و به بركت عنايات آقا امام زمان عجل‎الله تعالي فرجه الشريف و به بركت خون‎هاي شهدا اين كارها را خدا خودش كمك مي‎كند و رشد مي‎دهد. قدم اولش مهم است كه انسان شروع كند و خدا نشان داده كه كار وقتي با اخلاص شروع شود خودش كمك مي‎كند و به ثمر مي‎رساند؛ خدا خيلي بيش از آن چه انسان از اول انتظار آن را دارد كمك مي‎كند. اگر از دست ما هم كاري بربيايد إن شاءالله نه تنها منتي نداريم، بلكه افتخار هم مي‎كنيم كه مشاركتي داشته باشيم.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام باقر عليه السلام:
مهدى(عجل الله تعالى فرجه الشريف) اموال را ميان مردم چنان به تساوى قسمت مى كند كه ديگر نيازمندى يافت نمى شود تا به او زكات دهد.
بحارالانوار، ج 52، ص 390

 راه امام

لزوم مقابله با سلطه طلبي آمريكاي جنايتكار

مهم‎ترين و درد آورترين مسأله‎اي كه ملت‎هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست. دولت آمريكا به‎عنوان قدرتمند‎ترين كشورهاي جهان براي بيش‎تر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه از هيچ كوششي فروگذار نمي‎كند. آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است. آمريكا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه، از هيچ جنايتي خودداري نمي‎نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش كه به وسيله صهيونيسم بين‎الملل سازماندهي مي‎گردد، استثمار مي‎نمايد. او با ايادي مرموز و خيانتكارش، چنان خون مردم بي‎پناه را مي‎مكد كه گويي در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران كه خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه كند. امروز گرفتار اين جنگ‎هاي تحميلي است.
صحيفه نور، ج 13، ص 84

 در پرتو خورشيد

خاطره اي جالب از عمل جراحي رهبر انقلاب

عليرضا مرندي، رئيس فرهنگستان علوم پزشكي گفت:
من بيش از ۲۰ سال است كه مسؤوليت مراقبت پزشكي از رهبر معظم انقلاب را برعهده دارم. اين مساله البته علني نبود و خود ايشان كه براي عمل پروستات در بيمارستان بستري شدند آن را علني كردند. عمل جراحي ايشان در شرايطي مساعد و كم‎تر از نيم ساعت انجام شد. دغدغه ايشان اين بود كه حتما جراحي در بيمارستان دولتي انجام شود و همچنين اصرار داشتند مزاحمتي براي عمل‎هايي كه ديگران قرار است انجام دهند، پيش نيايد.
قرار عمل ساعت ۷ صبح بود و ايشان ساعت ۵ صبح به بيمارستان آمدند و نمازشان را آن‎جا خواندند و ما هم به ايشان اقتدا كرديم. چهره‎ها براي عيادت ايشان مي‎آمدند و يكي از نكات جالب اين بود كه برخي اصرار داشتند دست آقا را ببوسند و البته آقا مقاومت مي‎كردند و دست خود را عقب مي‎بردند.