صفحه سياسي

تأملي بر فضاسازي‎ها پيرامون سخنان اخير حضرت آيت‎الله مصباح يزدي؛
عدالت اجتماعي «مقدمه» رسيدن به اهداف انقلاب است نه «غايت»

«برخي هدف انقلاب را رفع فقر و محروميت وانمود مي‎كنند؛ اگر اين‎گونه باشد، انقلاب اسلامي چه تفاوتي با انقلاب‎هاي ماركسيستي و ليبراليستي دارد؟ / مردم براي اسلام قيام كردند؛ اگر امروز نسبت به نعمت‎هاي الهي كفر بورزيم، عذاب الهي شديد خواهد بود»

اين جملات تيتر يك سايت خبري اصلاح‎طلب از سخنراني مفصل آيت‎الله مصباح يزدي است.

سال هاست كه آيت‎الله مصباح يزدي توسط دشمنان خارجي و همفكران داخلي آن‎ها درون ليست افرادي قرار گرفته است كه بايد از تخريب و تهاجم در امان نباشد؛ گرچه اوج اين بي‎اخلاقي‎ها و حملات در دوران اصلاحات انجام مي‎گرفت اما هنوز هم موج تخريب‎ها و دروغ‎ها عليه اين شخصيت بزرگ معاصر كه از سوي رهبر انقلاب لقب مطهري زمان گرفته است ادامه دارد. در همين راستا رهبر معظم انقلاب با تاييد اين مساله فرمودند: «اين هجوم‎هاي تبليغاتي را كه به شخصيت‎هاي برجسته، به انسان‎هاي والا و با اخلاق برجسته مي‎كنند، اين‎ها همه‎اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتاً اين شخصيت عزيز، جزو شخصيت‎هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي‎گيرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن‎جا را دشمن زود تشخيص مي‎دهد، چون حسابگر است دشمن آن‎جا را خوب مي‎شناسد و به مقابله‎اش مي‎آيد با مرحوم شهيد مطهري هم همين جوري برخورد كردند امروز شهيد مطهري در دنيا نيست البته امروز هم بعضي‎ها هم شهيد مطهري را رها نمي‎كنند حتي امروز هم به او تهاجم مي‎كنند لكن آن روزي كه زنده بود، آن كساني كه بودند و ديده‎اند، مي‎دانند كه با آن شهيد عزيز چه كردند؛ چه اهانت‎ها، چه ناشايست‎ها و ناسزاها كه به آن چهره مطهر و منور زده شد...»(مجله اشراق انديشه، ش اول، هفته نامه پرتو سخن، 2 آذر 79)

جديدترين دروغ و تخريبي كه نسبت به ايشان منتشر شده است حاصل تقطيع سخنراني ايشان در ديدار سردار نقدي معاون فرهنگي اجتماعي سپاه پاسداران و اعضاي جنبش مردمي پاسداشت چهل سالگي انقلاب اسلامي است. برخي سايت‎هاي اصلاح‎طلب تلاش كرده‎اند با تيتر تقطيع شده طوري وانمود كنند كه گويي از ديدگاه ايشان هدف انقلاب اسلامي رسيدگي به وضع معشيت مردم نبوده است!

اين درحالي است كه چنين اظهاراتي كذب محض است و آيت‎الله مصباح يزدي چنين ديدگاهي ندارند. مسلم است كه هدف اول و اصلي انقلاب اسلامي اقامه دين در جامعه بوده است و اتفاقا وجه تمايز انقلاب اسلامي با تمامي انقلاب‎هاي ديگر دنيا در همين است اما تاكيد بر اين مساله دليل نمي‎شود تا عده‎اي به دروغ نتيجه بگيرند كه تاكيد بر چنين ديدگاهي به معناي نفي توجه به وضعيت معيشت جامعه است.

تاكيد بر اقامه دين به‎عنوان هدف اصلي انقلاب اسلامي در پاسخ به كساني است كه ناكامي‎ها و مشكلات اقتصادي را تعميم داده و از آن ناكارآمدي انقلاب اسلامي را نتيجه مي‎گيرند اما ابدا اين مطلب دليلي بر نفي اهميت وضعيت معيشت نيست.

درست است كه هدف اصلي و وجه تمايز انقلاب اسلامي اقامه دين در جامعه است اما رسيدگي به وضعيت معيشت مردم و رسيدن به اوضاع اقتصادي مطلوب هم جزو اهداف بسيار مهم انقلاب اسلامي بوده است كه از ابتداي انقلاب همواره بدان توجه شده است و همين مطلب در محكمات بيانات امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب وجود دارد.

رهبر انقلاب اسلامي در ديدار با زائران و مجاوران حرم رضوي در سال 70 فرمودند: جمهوري اسلامي، پرچم قرآن و اسلام را بلند كرد. انقلاب و امام و ملت ما از اول اعلام كردند و گفتند كه ما آن مردمي نيستيم كه دنيا و آخرت را از هم جدا كنيم؛ آن‎چناني كه دشمنان دين هميشه گفته‎اند و ترويج كرده‎اند كه دنيا و آخرت از هم جداست. خير، دنيا با آخرت يكي است و از آن غيرقابل تفكيك است. چنين دنيايي، وظيفه‎ي ديني است. اين را از اول، اسلام و انقلاب و امام و ملت گفتند.

دين اسلام دين جامعي است و هرگز دنيا و آخرت را از هم جدا نكرده و هيچ كدام را نفي نمي‎كند بلكه براي سعادت و رسيدن به نقطه مطلوب چه در دنيا و چه در آخرت برنامه دارد. انقلاب اسلامي هم كه برآمده از همين مكتب است مدعايي جز اين نداشته است.

عليرغم همه تلاش‎ها و تخريب‎هاي دشمنان خارجي و همفكران داخلي آن‎ها، آيت‎الله مصباح يزدي هم همواره بر اهميت رسيدگي به وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم به‎عنوان وظيفه حكومت اسلامي تاكيد داشته‎اند.

آيت‎الله مصباح يزدي در ديدار با جمعي از دانش‎آموختگان دوره «طرح ولايت» در مرداد ماه سال 97 بر همين مساله تاكيد كرده و فرمودند: تأمين نيازهاي مادي افراد جامعه مقدمه‎اي براي فراهم شدن زمينه شناخت و انجام وظيفه است. تا زماني كه نيازهاي اوليه بشر تأمين نشود، انگيزه براي شناخت وظيفه و عمل بر اساس آن زياد نيست و نمي‎توان توقع داشت همه مردم با شكم گرسنه در پي تكامل معنوي و انجام وظيفه باشند.

علاوه بر آن آيت‎الله مصباح يزدي در يكي از جلسات درس اخلاق خود در سال 72 به مساله رابطه دين و دنيا به‎طور مفصل‎تر پرداخته است:

عدالت اجتماعي مقدمۀ هدفِ غايي دين

انسان فطرتا خداشناس و خداخواه است، امّا در آغاز به اين خواست خود آگاهي كامل ندارد. گاه اين خواسته خود را نشان مي‎دهد امّا پس از اندكي حجاب و پرده‎اي بر رخساره زيباي آن مي‎افتد و انسان دوباره از آن غافل مي‎شود. گاهي رايحه و نسيم لطيفي را احساس مي‎كنيم كه از اعماق وجودِ ما وزيدن مي‎گيرد ولي آلودگي‎هاي دنيا اين نسيم را مكدّر مي‎كند.

مسأله «اخلاق» به معناي عام، عرفان به معناي اصطلاحي، سير و سلوك به معنايي كه علماي تربيت اخلاق مطرح مي‎كنند درباره چنين مقوله‎اي است. اساس اين مطالب بر اين است كه روح انسان استعداد كمالي دارد كه اولا درك نياز به آن كمال احتياج به فعاليت خود انسان دارد. در قدم اول انسان بايد تلاش كند تا بفهمد اصلاً چه مي‎خواهد و سپس بايد راهي را در جهت ارضا و رشد اين خواست بپيمايد تا سرانجام به مقصدي برسد كه آن خواست كاملا ارضا شود و ناكامي وجود نداشته باشد. اساساً نهضت انبياء و بعثت پيامبران الهي و رجال وحي و ائمه معصومين: براي همين هدف است و بقيه مسائل همه مقدمه همين هدفند.

درست است كه انبياء براي اقامه قسط و عدل در جامعه قيام كرده‎اند، درست است كه قيام كرده‎اند براي اين‎كه دست ظالمان و ستمگران را از سر مظلومان و مستضعفان كوتاه كنند، درست است كه انبياء براي آموزش و پرورش انسان‎ها مبعوث شده‎اند، معلّمان و مربّيان حقيقي انسان‎ها بوده‎اند.

درست است كه انبياء از طرف خداوند دستوراتي براي بهبود زندگي دنيايي انسان‎ها و حتي مربوط به اندام‎هاي بدنشان و بهداشت آن‎ها آورده‎اند، درست است كه اديان الهي احكام اقتصادي، سياسي، نظامي و قوانين حقوقي و جزايي داشته‎اند،

ولي نبايد تصور كنيم كه: هدف انبيا همين بوده است و نبايد گمان شود كه تنها اين مسائل در مكتب انبيا اصالت داشته است، اين فكر بدون ترديد غلط است، همه اين‎ها مقدمه چيز ديگري است، هدف چيز ديگري است.

بايد بشر سالم وجود داشته باشد، تا بين مردم روابط انساني و درست برقرار باشد، بايد جامعه‎اي مبتني بر عدل و قسط به وجود آيد، جلوي ظلم و ستم گرفته شود، بايد هر كسي به حقّ خودش برسد ولي چرا همه اين‎ها بايد محقق شود؟

جواب اين است: اين‎ها محقق شود تا زمينه‎اي براي رشد هرچه بيش‎تر و هر چه بهتر انسان‎ها فراهم شود، هدف همين است، لذا در كلمات امام بزرگوار؛ مكرّر اين مطلب مورد تأكيد واقع شد كه حتّي حكومت اسلامي هدف نهايي انبيا نيست. برقراري عدل و داد هدف نهايي نيست، اين‎ها همه مقدمه است براي اين‎كه انسان‎ها هر چه بيش‎تر با خدا آشنا شوند، او را بشناسند و به سوي او حركت كنند و به او نزديك شوند.

معناي اخلاق و سير و سلوك و عرفان صحيح نيز اين است كه انسان استعداد دارد براي به آگاهي رساندن و رشد دادن نيرويي مرموز و ناشناخته كه در درون او وجود دارد؛ نيرويي كه او را به سوي خدا سوق مي‎دهد.

همان طور كه اشاره شد، اسلام دين جامعي است و مكتبي كه برگرفته از آن باشد هيچ كدام از ابعاد دنيا و آخرت را نفي نكرده و بلكه براي هر كدام برنامه دارد اما نكته قابل توجه اين است كه هدف غايي و اصلي انقلاب اسلامي اقامه دين خداست البته كه البته اقتصاد، معيشت و رفاه عمومي مردم به‎عنوان مقدمه و لازمه نيل به آن هدف محسوب شده و كاملا ضروري و مهم است.

در همين راستا بنيان گذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) مي‎فرمايند: «اسلام مثل حكومت‎هاي ديگر نيست. اينطور نيست كه اسلام فرقش با حكومت‎هاي ديگر اين است كه اين عادل است و آن‎ها غير عادل...يكي‎اش همين است...[لكن اين] فرق نازلي است و بالاتر از اين، چيزهايي است كه انسان را رو به معنويات مي‎برد. اسلام آمده است كه اين طبيعيات را بكشد طرف روحانيت، مهار كند طبيعت را به همان معنايي كه همه مي‎گويند.»

رهبر معظم انقلاب با تاكيد بر هدف غايي انقلاب اسلامي مي‎فرمايند: دين حدّاقلّي و اكتفاي به حدّاقل‎ها، از نظر اسلام قابل قبول نيست؛ ما در معارف خودمان چيزي به‎عنوان دين حدّاقلّي نداريم...حتّي برخي از بخش‎هاي دين كه خيلي برجسته است - مثل اقامه قسط - هم كافي نيست كه انسان دل خود را خوش كند كه ما حالا دنبال اقامه قسطيم و اقامه قسط خواهيم كرد، پس اسلام تحقّق پيدا كرد؛ نه، اين نيست. بله مسلّماً اقامه قسط در جامعه، يك قلم مهم است... لكن اين بدين معنا نيست كه شارع مقدّس از ما قبول مي‎كند كه ما مثلاً اكتفا كنيم به اقامه قسط و همه همّت خودمان را بگذاريم براي اين‎كه اقامه قسط بشود، ولو برخي از احكام ديگر اسلام - مثلاً - مورد بي‎توجّهي قرار بگيرد؛ نه.(۱۳۹۳/۱۲/۲۱)

در نتيجه در مكتب اسلام و به تبع آن انقلاب اسلامي هدف اصلي، اقامه دين در جامعه است اما هرگز مقدمات آن اعم از اقتصاد، معيشت و رفاه عمومي مردم ناديده گرفته نمي‎شود و يكي از وظايف اصلي حكومت اسلامي تلقي مي‎گردد و چه بسا به لحاظ ترتيب و زمان داراي اولويت بيش‎تري باشد اما آن چه مسلم است اين است كه هدف اصلي حكومت اسلامي اقامه دين بوده و باقي مسائل در عين اهميت به‎عنوان مقدمات آن و بلكه دقيقا جزئي از همان دين محسوب و پيگيري مي‎شوند چرا كه اسلام و مكتب برگرفته از آن برنامه‎اي جامع براي سعادت دنيا و آخرتِ مردم جامعه توامان باهم است و آيت‎الله مصباح يزدي هم چيزي جز همين مطلب مسلم، نگفته‎اند.

ضرورت تشكيل قرارگاه براي مقابله با دشمن در فضاي مجازي

 دكتر قاسم روان‌بخش

يكي از فعاليت‎هاي دشمن بر ضد انقلاب اسلامي استفاده از فضاي مجازي به‎صورت گسترده است؛ فضايي كه هيچ كنترل و مميزي در آن وجود ندارد هر كس و هر جريان فكري از ملحدين و بهاييان و منافقين خارج نشين و داخل نشين با هر توان و با هر كم و كيفي مي‎توانند در اين فضا بر روي افكار عمومي مردم تاثير گذار باشند. «رچارد نفيو» معمار تحريم‎هاي ظالمانه و نويسنده كتاب«هنر تحريم» در كتابش مي‎نويسد: دقيقا ما مي‎دانيم چه چيزي را تحريم كنيم؛ برخي چيزها هستند كه تحريم شدنشان موجب فشار برجمهوري اسلامي مي‎شود و برخي چيزها نيز بايد هرگونه محدوديتي كه دارند از سر راه برداشته شود و حتي توسعه بدهيم. وي اينترنت و فضاي مجازي را از جمله مواردي مي‎داند كه به هيچ وجه نبايد تحريم يا محدود شوند بلكه بايد تقويت و توسعه يابند؛ زيرا معتقد است كه اينترنت ابزار كار امريكايي‎ها براي فشار بر افكار عمومي و بر مسؤولان جمهوري اسلامي است.

متاسفانه معلوم نيست دولت آقاي روحاني بر چه اساسي در اين زمينه اين چنين گشاده دستي مي‎كند و فضاي مجازي كشور را اين‎گونه در اختيار دشمن قرار داده است! يكي از اقداماتي كه دشمن در فضاي مجازي مي‎كند تخريب باورهاي مردم به‎ويژه نسل جوان نسبت به اصل اسلام و ارزش‎هاي والاي آن و بي‎اعتمادي به نظام و مسؤولان به‎ويژه رهبري الهي آن است. به راستي كدام كشوري را در جهان سراغ داريد كه اين‎گونه فضاي كشورش را آزادانه به روي دشمنانش باز نگه دارد و هيچ سنگر مقاومتي در برابر دشمن ايجاد نكند؟! در سال گذشته يعني از دي ماه 96 كه برخي شورش‎هاي خياباني صورت گرفت دولت اقدام به فيلتر تلگرام كرد ولي پس از فروكش شورش‎ها، خود دولت با دور زدن فيلتر، اقدام به راه اندازي هاتگرام و تلگرام طلايي كرد و اينك ديگران را متهم به فيلترينگ مي‎كند! معناي اين اقدام اين است كه فيلترينگ هميشه بد نيست؛ بلكه اگر موجوديت دولت روحاني به خطر بيفتد بسيار ضروري است و هنگام رفع خطر كاري بد و بيهوده است.

تصميم‎هاي اين دولت نشان مي‎دهد كه بنا ندارد كنترل يا محدوديتي در اينترنت ايجاد كند. در اين شرايط چه بايد كرد؟ آيا بايد نشست و شاهد قلع و قمع شدن باورها واخلاقيات جامعه و نسل جوان بود؟ يا در اين جنگ رسانه‎اي نابرابر وظيفه‎اي وجود دارد؟ به نظر مي‎رسد بي‎تفاوتي در برابر اين وضعيت مسموم، آينده كشور را به سوي خطر جدي پيش مي‎برد. شايد به همين دليل بود كه مقام معظم رهبري در 19 دي امسال از فرزندان انقلابي خودشان خواستند وارد فضاي مجازي شوند و دهان دشمن را خرد كنند.

نكته مهم‎تر اين‎كه ورود به فضاي مجازي مرد خودش را مي‎طلبد؛ هر كس نمي‎تواند وارد اين عرصه خطرناك شود؛ چون ممكن است ماجراي آن غلامي تكرار شود كه رفت آب بياورد ولي آب او را برد. بنابر اين بايد كساني كه براي مقابله بادشمن به اين عرصه حساس وارد مي‎شوند اولا خودساخته باشند و ثانيا باورهاي ديني آن‎ها محكم باشد و توان پاسخگويي به شبهات را داشته باشند، و گرنه ممكن است سيل شبهات اين كاربران مخلص را نيز با خودش ببرد.

به نظر مي‎رسد براي مقابله با اين تهاجم سنگين و همه جانبه تشكيل يك قرارگاه لازم است؛ عده‎اي بايد شبهات را جمع آوري كنند و عده ديگري بينديشند و توليد محتوا كنند و گروه سوم بايد با ريختن اين مطالب در بسته‎هاي قشنگ و جالب به دست مردم برسانند.

چند روز پيش كه براي مشورت به محضر علامه مصباح يزدي رسيده بودم ايشان حضور در فضاي مجازي وتوليد فكر و محتوا و مقابله با نقشه‎هاي دشمن راواجب عيني دانست و فرمود چنين كاري از نماز واجب‎تر است. چنان‎چه وظيفه خودتان را در اين بخش انجام ندهيد فرداي قيامت بايد پاسخگو باشيد.

آقاي ظريف! چه كسي خنجر زد؟!

محمدجواد ظريف وزير امور خارجه اين روزها به شدت متناقض حرف مي‎زند. او از يك طرف گفت توافق با آمريكا به اندازه جوهر روي كاغذ هم ارزش ندارد و از طرف ديگر منتقدان دلسوز را متهم كرد كه در بحبوحه مذاكرات، از پشت خنجر زدند!

ظريف در واكنش به تصميم آمريكا براي خروج از پيمان منع موشك‎هاي ميان‎برد(INF)، گفت خروج آمريكا از توافقنامه‎ها و پيمان‎هاي متعدد نشان مي‎دهد كه امضاي توافق با آمريكا كاري بيهوده است.

ظريف افزود: «پيام اين كار هر توافقي با دولت ايالات متحده، حتي به اندازه جوهر [مورد استفاده براي نوشتن آن توافق] هم ارزش ندارد. حتي پيمان‎هايي كه به تصويب كنگره رسيده‎اند.»

ظريف همچنين در گفت‎وگو با روزنامه اطلاعات اذعان كرد: آمريكا و غرب در اجراي تعهدات اقتصادي خود كاملا نشان دادند طرف‎هاي مناسبي براي تعامل نيستند. آمريكا نشان داد بدعهد است و اروپايي‎ها هم نشان دادند واقعا در برابر آمريكا اين جرات را ندارند كه درست بايستند. وي افزود: آن‎كه باخت استراتژيك داشته اروپاست، چون نتوانست نشان دهد در نظام بين‎الملل موقعيتي دارد و اين موضوع بسيار حياتي است.

وي در عين حال ضمن اتهام‎پراكني چندباره عليه منتقدان در عين حال تصريح مي‎كند: در دوران مذاكره نگراني ما بيش‎تر از بابت خنجرهايي بود كه از پشت مي‎خورديم تا خود مذاكره. هيچ‎وقت از دست طرف مقابل به ستوه نيامديم. اما در طول مذاكره و بعد از آن در برابر فشارهاي داخل واقعا به ستوه آمديم. معتقديم اگر اين‎ها نبود، برجام مي‎توانست در همان دو سال اول اجرا، علي‎رغم همه بدعهدي‎هاي آمريكا و همه كاستي‎ها و ضعف اروپا و ديگر كشورها، شرايطي را ايجاد كند كه خروج از برجام براي آقاي ترامپ بسيار بسيار پرهزينه‎تر باشد. مي‎توانستيم در دو سال بعد از برجام، كشور را بسيار غيرقابل تحريم‎تر از شرايطي كنيم كه اكنون هستيم. راه داشت. البته راهش نگاه به غرب نبود، راه آن يك نگاه جامع به دنيا بود و نياز اوليه‎اش اين بود كه اعلام نكنيم كدام آدم عاقلي مي‎آيد در اين سرزمين سرمايه‎گذاري كند؟

وي مي‎گويد: اعتقاد دارم روزنامه بايد واقعيات را بگويد و نگاه ملي داشته باشد. تيتر روزنامه‎ها را نگاه كنيد: «پرواز هواپيماهاي كاغذي بر فراز آسمان انتخابات» يعني خواست‎هاي ملي ما را در حد يك دعواي انتخاباتي به حضيض كشاندند. ببينيد در اين مدت چقدر هيئت به ايران آمد. برخي مي‎گويند همه اين‎ها نمايش است. بله، ممكن است كار دولتي‎ها نمايش باشد، ولي بازرگان و تاجر هيچ زماني براي نمايش وارد كشوري نمي‎شوند. كدام تاجري را ديديد بدون اين‎كه اميدي به تجارت داشته باشد فقط براي نمايش تجاري به كشوري قدم بگذارد؟ ما را در برابر خارجي‎ها طوري معرفي كردند كه انگار براي اهداف كوتاه انتخاباتي وارد اين مذاكره مي‎شويم. به‎جاي آن‎كه ما را در سطح بالا در مقابل طرف خارجي قرار دهند كه از موضع ملي اين كار را انجام مي‎دهيم، ما را فرو كاستند به كسي كه نيازمند است براي دعواي انتخاباتي، من وزير خارجه از چه زماني سياسي و جناحي بودم كه اكنون بخواهم باشم؟

درباره اين اظهارات متناقض شايان ذكر است: اگر آقاي ظريف امروز به اين واقعيت رسيده كه توافق - با آمريكا به اندازه جوهر روي كاغذ ارزش ندارد، منتقدان همان پنج سال پيش هشدارهاي روشن دادند اما متهم شدند كه مزدور و بي‎سواد و بي‎شناسنامه و كاسب تحريم و بزدل و جيب‎بر و عصر حجري و افراطي و فاسد و عقب مانده و... هستند. با اين وجود، مديران ارشد وزارت خارجه رسما مدعي بودند كه امضاي وزيرخارجه آمريكا تضمين است و نمي‎خواستند ببينند دولت اوباما با امضا و اجراي قانون محدوديت ويزايي، رسما برجام را زيرپا مي‎گذارد و شركت‎هاي خارجي را برخلاف نص برجام، از تجارت با ايران مي‎ترساند...

به راستي مذاكرات و هشدارهاي منتقدان، حمايت مشفقانه بود يا خنجر از پشت؟ خنجر از پشت، اظهاراتي از اين قبيل بود كه آمريكا مي‎تواند ظرف پنج دقيقه تمام توان نظامي ايران را نابود كند! كساني يك بحث مهم ملي را تبديل به ابزار انتخابات كردند كه به شوراي روابط خارجي آمريكا رفتند، در كنار هاله اسفندياري از متهمان براندازي نشستند و به آمريكايي‎ها گفتند دو انتخابات مهم در پيش است، اگر براي توافق همراهي نكنيد، مردم مجددا طور ديگري انتخاب مي‎كنند، مانند سال 2005 كه مرا هم بازنشسته كرد(!)

منتقدان مي‎گفتند چون آمريكا سابقه خباثت و بدعهدي دارد، به توافق ناهمزمان(نقد - نسيه) و نامتوازن و برگشت‎ناپذير و فاقد ضمانت اجرايي و فاقد مكانيسم شكايت تن ندهيد و مرحله به مرحله، تعليق هسته‎اي را به انجام برسانيد. مي‎گفتند هيجان‎زده و دستپاچه نباشيد و مرتكب حسن‎ظن به شيطان بزرگ نشويد. مي‎گفتند به وعده جبران امثال جان كري اعتماد نكنيد. آيا اين هشدارها و نصايح دلسوزانه، تشكر داشتند يا هجو و هتاكي و ترور شخصيت؟! مي‎گفتند وعده‎هاي خلاف واقع درباره برجام ندهيد كه زير بار آن بمانيد و مجبور باشيد از موضع پايين و بدهكار، با گرگ‎هاي آمريكايي و اروپايي مذاكره كنيد. مي‎گفتند قيافه فروشنده بدهكار و تشنه معامله به هر قيمت به خودتان بگيريد.

آقاي ظريف در حالي كه برجام را تمام و كمال و بدون نقد كردن وعده‎هاي غرب به اجرا گذاشته‎اند، منتقدان را عامل خروج كم‎هزينه ترامپ از برجام مي‎داند و حال آن كه، خود وي و آقاي روحاني با گفتن اين‎كه حتي با خروج آمريكا در برجام مي‎مانيم، ترامپ را به خروج بي‎هزينه مطمئن و دلگرم كرد.

و بالاخره اين‎كه وزارت خارجه ما با كوتاهي و سهل‎انديشي، سازوكار آمريكا درباره تاييد هر 3 ماه يكبار پايبندي ايران به توافق و تمديد هرچند ماه يكبار تعليق تحريم‎ها(موسوم به قانون اين را) را پذيرفت؛ مكانيسمي كه عملا نمي‎گذاشت سرمايه‎گذار خارجي، سرمايه‎گذاري جدي در ايران انجام دهد اما اكنون با بي‎شرمي، منتقدان را عامل فرار سرمايه‎گذاران مي‎خواند!

دكتر رجبي دواني:
مشكل امروز ما كساني هستند كه به انقلاب ايمان ندارند و چشمشان به غرب است

دكتر محمد حسين رجبي دواني، در بخشي از سخنراني خود در مسجد امام حسن مجتبي(ع) واقع در منطقه مشيريه تهران در واكنش به خوانندگي يك خانم در افتتاحيه جشنواره فيلم فجر گفت: «به‎عنوان جشنوارۀ فيلم فجر انقلاب اسلامي، يك خوانندۀ زني آمده است جلوي وزير ارشاد ... آواز مي‎خواند و از يك بازيگر زن ضدانقلاب كه مرتب گوشه و كنايه به نظام و انقلاب مي‎زند، تجليل مي‎كنند. يعني در فجر انقلاب از يك ضدانقلاب تجليل به عمل مي‎آورند.»

به گزارش رجانيوز، رجبي دواني افزود: «اين خانم چندي پيش در يك فيلم به صراحت كشف حجاب كرد. عكس‎هاي خودش را بي‎حجاب در فضاي مجازي گذاشته بود. اعتراض مي‎كند كه چرا زن‎ها در فيلم‎ها حجاب داشته‎باشند. بعد از اين زن تجليل مي‎كنند و همان جا اين زن مي‎گويد چهل سال - منظور چهل سال انقلاب است - مي‎خواستند جلوي من را بگيرند، نتوانستند.»

وي افزود: «خاك بر سر آن مسؤولاني كه يك چنين فضايي درست كرده‎اند كه بيايند به انقلاب و خون پاك شهدا توهين بكنند و آن وزير هم عكس‎العملي نشان ندهد.»

رجبي دواني به جريان‎هاي غربگرا نيز اشاره كرده و گفت: «ما مشكلمان امروزه كساني هستند كه به انقلاب ايمان ندارند، چشمشان به غرب است و با فريب‎كاري رأي مردم را گرفتند.»

دكتر رجبي ادامه داد: «يك زماني دشمنان داخلي ما گروه جنايت‎كار منافقين، تجزيه‎طلبان كردستان و بلوچستان و گروه‎هاي سياسي مانند نهضت آزادي بودند. الآن دشمني داخلي با نظام ما در قالب برخي سياسيوني است كه در مسند قدرت هستند و اين‎ها منافقيني هستند كه دارند به نظام ما لطمه مي‎زنند.»

رجبي دواني اشاره‎اي نيز به وعده‎هاي محقق نشده دولت روحاني كرد و گفت: «بالا رفتن ناگهاني طلا و ارز قطعا خيانت است و براي ضربه زدن به اعتماد مردم به اين نظام مقدس مظلوم. حل مشكلات اقتصادي ممكن بود. شعار رئيس جمهور را فراموش نكرده‎ايم كه براي اين‎كه رأي بياورد مي‎گفت مي‎خوابيديم نمي‎دانستيم قيمت‎ها و ارز چقدر بالا رفته؛ خب خودتان چه كار كرديد؟»

وي در ادامه افزود: «خيانت تا آن‎جا كه عده‎اي ميلياردها وام بدهند كه 30 هزار سكه با قيمت پايين بخرند و بعد قيمت سكه بالا برود. اين‎ها همه خيانت‎هايي است كه فشار روي مردم شريف انقلاب‎كرده‎اي كه دولت و مسؤولان بايد نوكر آن‎ها باشند، را زياد مي‎كند.»

رجبي دواني با اشاره به جمله‎اي از حسن رحيم پور ازغدي گفت: «آقاي رحيم‎پور چند سال پيش گفت سي‎وچند سال است مديران مي‎خواهند اين انقلاب را از بين ببرند، مردم اجازه نمي‎دهند.»

وي در ادامه خاطرنشان كرد: «در چند روز بعد 22 بهمن است و در عين اين‎كه با تمام وجود براي اصل نظام به ميدان مي‎آييم، فرياد مي‎آوريم عليه كساني كه دارند خيانت عليه نظام و انقلاب مي‎كنند و ضربه مي‎زنند. به‎خاطر رفع تحريم‎ها تمام اين ارزش‎هاي مادي و معنوي خودمان را خراب كرديم. الآن كم آوردند مي‎گويند براي رفع تحريم‎ها نبود. اگر براي اين نبود پس براي چه بود؟ تحريم‎ها بمانند و اين دارايي عظيم ما از بين برود كه چه حاصل بشود؟ كدام عاقلي يك همچو كاري مي‎كند. اگر نگوييم خيانت است، بلاهت و حماقت محض است.»

رجبي دواني در پايان با اشاره به شكست محض برجام افزود: «حالا هم به مسائل دفاعي ما گير داده‎اند. همان‎هايي كه آن افتضاح را به بار آورده‎اند، دنبال اين هستند كه به سپاه ما فشار وارد شود كه مثلا غربي‎ها مشكلات ما را رفع كنند. اين‎ها را بايد فرياد بزنيم و خواهان اين بشويم كه اين‎ها بايد محاكمه بشوند به‎عنوان كساني كه دارند انقلاب را به بيراهه مي‎كشانند.»

اختلاس هاي بزرگ جهان بر پايه آمار

اين روزها با سر زبان افتادن ماجراي اختلاس سه هزار ميليارد توماني(البته رقم درست آن 1800 ميليارد تومان است!)، اين پرسش در ذهن مردم شكل گرفته كه آيا اين اختلاس در نوع خود، مي‎تواند يكي از بزرگ‎ترين اختلاس‎هاي مالي در دنيا باشد يا خير؟!

پايگاه اطلاع‎رساني تازه، در گزارش زير كوشيده است كه به اين پرسش بر پايه آمارهاي مؤسسات معتبر بين‎المللي مالي(صندوق بين‎المللي پول و بانك جهاني) پاسخ دهد.

پيش از آن، خوب است نظري به بزرگ‎ترين پرونده‎هاي اختلاس و سوءاستفاده‎هاي مالي در برخي از كشورهاي دنيا و نسبت آن‎ها به توليد ناخالص داخلي(GDP) آن كشورها بيندازيم.

1- كلاهبرداري ۶۵ ميليارد دلاري «برنارد مدوف»، از بزرگ‎ترين اختلاس‎هاي تاريخ بود؛ مدوف متهم به بزرگ‎ترين كلاهبرداري در وال استريت دو سال پيش به حداكثر مجازات، يعني ۱۵۰ سال حبس محكوم شد. وي كه پيش‎تر رئيس غير اجرايي بورس نزدك بود، پس از اعلام دخالت در يازده فقره اتهام از جمله كلاهبرداري در بازار سرمايه، پولشويي و ارايه مدارك نادرست، بازداشت شد.

نامبرده متهم به اختلاس و كلاهبرداري ۶۵ ميليارد دلاري از سرمايه‎گذاران در نقاط گوناگون جهان است؛ اين پرونده انتقادهاي بي‎شماري را متوجه كميسيون بورس و اوراق بهادار آمريكا نيز كرده است.

2- مديرعامل سابق شركت نفتي روسي، «ميخائيل خودوروفسكي» به همراه شريكش «لبدف»، به اتهام سرقت و فروش ۲۱۸ ميليون تن نفت از سوي دادگاه مسكو سال پيش محكوم شدند. پرونده لبدف، رييس بانك مناتپ مسكو و خودوروفسكي از سال ۲۰۰۹ در جريان است.

3- «دومينيك دوويلپن»،نخست‎وزير سابق فرانسه كه با شكايت ساركوزي به دادگاه معرفي شد، متهم به دريافت كميسيون در پرونده فروش اسلحه به كشورهاي آفريقايي است.

او به تازگي تبرئه شده است. دو سال پيش، ساركوزي به‎دليل اظهارات دوويلپن كه گفته بود رييس جمهور فرانسه، چند سال پيش در پرونده فروش اسلحه به كشورهاي آفريقايي كميسيون دريافت كرده بود، با شكايت ساركوزي در پرونده كليراستريم تحت پيگرد قضايي قرار مي‎گيرد. سرانجام هفته پيش، دوويلپن از اتهام دريافت كميسيون بيست ميليون دلاري از رؤساي جمهوري كشورهاي آفريقايي طي سال‎هاي ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ تبرئه شد.

4- رئيس‎جمهوري سابق فرانسه(ژاك شيراك) متهم به ايجاد ۲۵ شغل سوري در زمان صدارتش به‎عنوان شهردار بوده است. درآمدها و مزاياي ناشي از اين شغل به حساب حزب متبوع شيراك و هزينه‎هاي انتخاباتي او مي‎رفت. او متهم به سوءاستفاده از درآمدهاي دولتي است كه هنوز پرونده وي در محاكم پاريس در جريان است.

5- «بانك گلدمن ساش» نيز سال گذشته از سوي دادگاه انگلستان به پرداخت بيست ميليون لير استرلينگ(بيست ميليون يورو) متهم شد. اين بانك به‎دليل تقلب و ورود به توليد و تجارت يك محصول در آمريكا و پنهان كردن اين مسأله از مقامات انگلستان به پرداخت اين جريمه محكوم شد.

6- «سوهارتو»، ديكتاتور اندونزي در سه دهه حكومت خود در اندونزي مبلغ ۳۵ ميليارد دلار اختلاس كرد كه پانصد ميليون دلار آن پولهايي بود براي كمك به قشر ضعيف اندونزي در نظر گرفته شده بود.

7- «فرديناند ماركوس»، رييس جمهور فيليپين(۱۹۷۲-۸۶) كه گفته مي‎شود، همسرش سه هزار جفت كفش در كلكسيون خانگي خود نگهداري مي‎كرد، در طول حكومتش دهد ميليارد دلار پول از كشورش خارج و در بانك‎هاي سوييس نگهداري مي‎كرد. چهار سال پس از مرگش، بانك‎هاي سوئيس مبلغ ۶۵۷ ميليون دلار از دارايي‎هاي او را به مقامات فيليپيني بازگرداندند.

8- «موبوتو سس سكو»، رييس‎جمهور جمهوري دمكراتيك كنگو(۱۹۶۵- ۱۹۹۷) در زمان ۳۲ سال حكومتش دوازده ميليارد دلار از كمك‎هاي صندوق بين‎المللي پول را براي منافع شخصي خود هزينه كرد.

9- در سال ۲۰۰۳ در فرانسه، نزديك ۳۷ نفر به اتهام دريافت رشوه‎اي به مبلغ چهارصد ميليون دلار از سوي گروه نفتي «الف آكيتن» محكوم شدند. به گفته رييس اين شركت، اين پول براي هزينه‎هاي انتخابات رياست جمهوري صرف شده است. در سال ۲۰۰۳، رونالد دوماس، وزير خارجه فرانسوآ ميتران، كه يكي از متهمين اصلي اين پرونده ضمن اعلام بي‎گناهي از اين اتهام گفت كه هيچ پولي از سوي اين شركت نفتي دريافت نكرده است.

10- در فوريه ۲۰۰۵ دادگاه تل آويو «امري شارون»، پسر آريل شارون را به اتهام سوءاستفاده از منابع مالي حزب(به مبلغ ۱.۳ ميليون دلار) براي هزينه‎هاي انتخاباتي محكوم كرد.

11- در ماه اخير به نقل از نيويورك تايمز، دو نفر در آمريكا به اتهام سوء استفاده 5/2 ميليون دلاري از يك پيش دبستاني بازداشت شدند. بنا به گزارش‎ها، اين زن و شوهر با نام تهيه تغذيه براي مراكز پيش دبستاني در چند منطقه همچون منهتن، بروكلين و كوئينز، 5/2 ميليون دلار اختلاس كرده‎اند. اين پرونده بزرگ‎ترين پرونده فساد مالي در مراكز آموزشي آمريكا به شمار مي‎رود كه به دنبال شكايات شماري از مديران مراكز پيش دبستاني مبني بر عدم دريافت تغذيه كافي و مورد قرار داد، به جريان افتاده است.

12- يكي از داغ‎ترين و بزرگ‎ترين پرونده‎هاي فساد مالي كه اين روزها به سوژه خبري رسانه داخلي و برخي از رسانه‎هاي خارجي تبديل شده است، موضوع اختلاس 1800ميليارد توماني مربوط به «شركت توسعه سرمايه گذاري امير منصور آريا»ست كه در رسانه‎ها به اختلاس سه هزار ميليارد توماني مشهور شده است.

فشارهاي جديد براي تحميل ذلتي ديگر

پروژه‎اي ديگر براي تحميل خواسته‎هاي غرب به مردم و نظام اسلامي شروع شده است. بزدلان سياسي كه ديروز مي‎گفتند: «مذاكره‎اي كه بعد هر مذاكره تحريم‎هاي بيش‎تري را بوجود آورد نياز به شجاعت ندارد» حالا كه بازهم از توافق با غربي‎ها فقط تحريم و تحقير عايدشان شده، براي تحميل خسارت‎هاي محضي ديگر دست به كار شده‎اند تا شايد اين بار غرب به آن‎ها لبخند بزند.

محمد شريعتمداري وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي تاييد كرده كه تعدادي از وزرا در نامه‎اي به رهبرانقلاب خواستار تسريع در تصويب FATF شدند! شريعتمداري خود به سرعت از زير بار مسؤوليت اين نامه شانه خالي مي‎كند و مي‎گويد من جزو آن‎ها نبودم! اما كدام وزراي غرب گرا بار ديگر دست روي دست گذاشته و به‎جاي رتق و فتق امور چشم به اميد دشمن به اين نامه نويسي پرداخته اند؟

به گزارش رجانيوز، در اتاق عمليات جنگ اقتصادي دشمنان ايران سخت مشغول كار هستند تا عرصه را براي مردم كشورمان سخت كرده و دولت ايران را مجبور به عبور از منافع ملي و مولفه‎هاي قدرت ساز خود كند. در مقابل نيز گويا وزراي ناكارآمد دولت روحاني راهي جز تسليم شدن و اعتماد به فريب‎ها و دغل گويي‎هاي دشمن بلد نيستند.

شنيده‎ها حاكي است 8تن از وزراي روحاني كه سردسته آن‎ها را با جرات مي‎توان محمدجواد ظريف دانست پاي اين نامه را امضا كرده‎اند. اين رخداد درحالي است كه ظريف قبلا در مجلس اعتراف كرده بود كه پذيرش تعهدات داده شده در لوايح چهارگانه هيچ تضميني براي رفع مسكلات مالي و بانكي ناشي از تحريم‎ها ندارد.

ديروز كه امضاي كري تضمين بود نتيجه‎اي جز رسوايي و بدعهدي دشمن را در پي نداشت، از پيش پيداست كه پذيرش لوايح استعماري دشمن كه غرب گرايان به صراحت آن را بدون ضمانت مي‎دانند قرار نيست دردي از درد مردم كم كند. اما با اين وجود آن‎ها حاضر نيستند از هيچ كاري در تحميل خواسته‎هاي قدرت‎هاي زورگو مضايقه كنند.

«پانا» خبرگزاري وابسته به دولت از قول يك منبع موثق در وزارت امور خارجه امضاي محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه، را تأييد كرد. پانا نوشته: «همچنين برخي منابع دولتي نيز امضاي فرهاد دژپسند، وزير اقتصاد، را تاييد كردند». گفته شده اين نامه سه ماه قبل نوشته شده است.

اين رسانه به نقل از يك عضو هيات رئيسه مجلس مي‎گويد: «علاوه بر اين دو وزير، بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت، رضا رحماني، وزير صنعت، معدن و تجارت، رضا اردكانيان، وزير نيرو، محمود حجتي، وزير جهاد كشاورزي، محمد شريعتمداري، وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي و محمد اسلامي، وزير راه و شهرسازي نيز اين نامه را امضا كرده‎اند.»

محمدايماني عضوشوراي سردبيري كيهان در مطلبي با عنوان «يك نامه؛ يك خط پاسخ و سكوت عميق امضا كنندگان» خبر از پاسخ يك خطي رهبرانقلاب داده است: «چه تضميني هست كه تحريم‎ها را بردارند و دوباره عهدشكني نكنند؟!» اما در قبال اين سوال مهم جوابي جز سكوت ديده نشده است.

ايماني در يادداشت خود نوشته است: «نامه‎اي را كه جلوشان گذاشته شده، امضا مي‎كنند؛ با اين مضمون: با ملاحظه «مصلحت»، به «مجمع» بفرماييد در بررسي و تصويب دو خواست باقي مانده FATF(الحاق به كنوانسيون پالرمو و CFT) تسريع شود. پاسخ، يك خط سوال ساده است: چه تضميني هست كه تحريم‎ها را بردارند و دوباره عهدشكني نكنند؟!اين سوال حكيمانه و مصلحت سنجانه، هيچ پاسخي ندارد؛ هيچ پاسخي!... امضا كنندگانِ نامه پخت و پز شده در جايي ديگر، به سكوتي عميق فرو مي‎روند. حرف حساب، جواب ندارد.

اگر از سفارش دهنده اصلي نامه نمي‎ترسيدند، حتما مي‎گفتند كه ما هم، با ترديد به وعده دشمنان سابقه دار در خدعه و عهد شكني مي‎نگريم؛ بلكه مطمئنيم اين بار نيز فقط قصد خدعه دارند. اما آن‎ها فقط وظيفه داشته‎اند پاي نامه مهندسي شده در جاي ديگر را امضا كنند و نه بيش تر.مگر وقتي فلان مقام بانكي و اتمي گفتند طرف مقابل دبه مي‎كند و عايدي ما از توافق تقريبا هيچ بوده، توسط همان پخت و پز كننده نامه اخير مواخذه و توبيخ نشدند؟! آن‎ها بايد ماشين امضا باشند و نه بيش تر!كار چاق كن‎هاي اصلي پس از همه وعده‎هاي فريبنده، اكنون مجبورند بگويند«تضمين نمي‎دهيم مشكلات اقتصادي حل شود»!اين تحير ناشي از اعتماد به دشمن، تداعي حسن ظن آدم ابو البشر به شيطان است و اين بيان حكيمانه امير مومنان عليه السلام در خطبه اول نهج البلاغه كه: «فباع اليقين بشكه. يقين و اطمينان را فروخت و ترديد و شك را خريد».»

به خط كردن وزراي اقتصادي دولت براي بحراني نشان دادن وضعيت و ادعاي نداشتن راهي جز پذيرش تعهدات خواسته شده توسط گروه اقدام مالي درحالي است كه تجربه برجام هنوز پيش روي دولتمردان است.

اين نامه كه يادآور نامه غرب زده‎هاي مجلس ششم در فشار به رهبرانقلاب براي پذيرش جام زهر است درحالي نوشته شده كه اقدام جدي از جانب دولتي‎ها براي رسيدگي به معيشت مردم در جنگ اقتصادي ديده نمي‎شود. مشخص نيست آيا در اين نامه صرفا تقاضا براي ورود رهبرانقلاب جهت تصويب لوايح مورد نظر FATF آمده و يا تقاضاهاي ديگري نيز در آن ذكر شده است. گفتني است برخي تحليل گران اصلاح‎طلب موضوع مذاكره مجدد با آمريكايي كه برجام را هم زير پا گذاشته‎اند در رسانه‎هاي خود پيگيري مي‎كنند.

صحبت‎هاي پژمان‎فر، نماينده مردم مشهد و كلات در مجلس شوراي اسلامي و عضو كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي درباره جزئيات اظهارات بيژن زنگنه وزير نفت در جلسه كميسيون تلفيق مجلس نيز گمانه زني‎ها در خصوص پروژه غرب گرايان را تقويت كرده است. اين نماينده مجلس خبرداد: «وزير نفت در اين جلسه عنوان كرد كه «در عرضه‎هاي قبلي نفت در بورس انرژي، خودمان به خريداران اعلام كرديم كه از بورس انرژي نفت خام را خريداري كنند، اما از اين به بعد مي‎گوييم از اين بازار خريداري نكنند» تا مشخص شود بورس تا چه حد

توانايي جذب مشتري براي محموله‎هاي نفت را دارد.»

زنگنه درحالي مي‎گويد كه خودش چراغ سبز نخريدن نفت توسط مشتريان بورس را داده است كه در آبان ماه سال 97، 1ميليون بشكه نفت كشور در بورس انرژي ايران عرضه شد و توسط بخش خصوصي خريداري شد. اين اتفاق نشان داد علي‎رغم بي‎انگيزگي مديريت امور بين‎الملل شركت ملي نفت ايران به فروش نفت در بورس، اگر عرضه نفت در بورس به شكلي صحيح صورت پذيرد بخش خصوصي از آن استقبال خواهدكرد.

اما عليرغم موفقيت اين راهكار ضدتحريمي در گام نخست و الزام مجدد شوراي عالي هماهنگي اقتصادي به عرضه نفت در بورس، به دلايلي نامعلوم اجراي اين راهكار از سوي وزارت نفت با تعللي دو ماهه روبه رو شد و پس از دو ماه سومين عرضه نفت در بورس اتفاق خواهد افتاد.

 يادداشت هفته

نكاتي درباره 40 سالگي انقلاب اسلامي
منازعه غرب با انقلاب اسلامي يك منازعه تمدني است

  دبير سياسي

1. اولين حكومت اسلامي پس از صلح امام حسن(ع)؛ در طول اين دوران طولاني همواره اولياي خدا و مردم متدين در دعاي افتتاح از خدا خواسته‎اند «اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله»؛ اين دعا در 22 بهمن 1357 به بار نشست و مستجاب شد.
2. معناي تشكيل حكومت اسلامي اين نيست كه هيچ نقص و عيبي وجود نخواهد داشت؛ مگر در حكومت امام معصوم(ع) يعني حكومت اميرالمومنين(ع) مشكلات نبود؟ در 4سال و 9 ماه حكومت حضرت امير(ع)، چند جنگ مهم از جمله جمل، صفين و خوارج شكل گرفت و چه هزينه‎هاي سنگيني بر مردم و دولت اسلامي تحميل كرد! يكي از عمده‎ترين عوامل شعله ور شدن آتش جنگ‎ها، قدرت طلبي برخي اصحاب و خواص و دنيا طلبي آن‎ها بود. البته حضرت با آن‎ها مبارزه كردند ولي در نهايت موفق به اجراشدن همه شعارهايشان نشدند. بنابر اين اگر كسي انتظار داشته باشد كه حكومت اسلامي در دوران غيبت تشكيل شود و هيچ گونه نقص و فسادي در آن نباشد، امري شدني نيست. داشتن حكومتي مطابق حكومت امير المومنين(ع) نيز در عصر غيبت ممكن نيست. آن چه محقق مي‎شود حكومتي شبيه آن البته در درجاتي پايين‎تر است.
3. يكي از حكمت‎هاي اتخاذ اين‎گونه مواضع و عدم موفقيت‎ها، مختار بودن انسان است. بايد بدانيم كه انسان‎ها در هر عصري مختار هستند و داشتن اراده و اختيار به هويت انسان بر مي‎گردد. انسان‎ها حتي در زمان ظهور حضرت حجت(عج) نيز مسلوب الاختيار نمي‎شوند. آن چه بايد انجام شود تقويت ايمان مردم و قدرت تحليل آن‎ها و اعمال نظارت بيش‎تر از سوي حكومت است.
4. يكي از مهم‎ترين جلوه‎هاي انقلاب اسلامي، ديني بودن آن و احياي فكر ديني است. رابرت كالستون، دانشمند كانادايي، در كمال ناباوري مي‎گويد: «اين معجزه است كه يك انقلاب مكتبي و الهي بتواند در جهان امروز اين طور تحقق پيداكرده و در جهت استقرار عدالت به پيش برود، اين انقلاب بدون شك از جانب خداوند حمايت مي‎شود.» پاپ ژان پل دوم در ديدار با علامه مصباح يزدي گفته بود: امام خميني(ره) نه تنها اسلام بلكه دين را زنده كرد؛ ما نيز به بركت انقلاب اسلامي زنده شديم. امروز كم‎تر كسي است كه از بيداري اسلامي و ديني در منطقه و جهان بي‎اطلاع باشد. موج اسلام خواهي و تشيع گروي در آفريقا غوغايي به راه انداخته است؛ به‎طوري كه تنها در نيجريه بيش از 16 ميليون نفر به مذهب حقه شيعه مشرف شده‎اند. در لبنان، سوريه، عراق، يمن و ساير كشورهاي منطقه، بيداري اسلامي و قدرت نمايي اسلام به خوبي مشخص است.
5. برخي شبهه مي‎كنند كه درست است انقلاب اسلامي يك انقلاب ديني و احياگر اسلام و ارزش‎هاي ديني بوده است، ولي با مرور زمان از اين آرمان فاصله گرفته‎ايم و امروز دين در كشور بيش‎تر ضعيف شده است. آن‎ها چنين القا مي‎كنند كه اگر انقلاب نشده بود امروز مردم متدين‎تر بودند! در پاسخ به اين شبهه اندكي انصاف و تامل لازم است: به راستي اگر 40 سال بر همان فرآيند عصر طاغوت گذشته بود امروز نامي از اسلام باقي بود؟! در عصر پهلوي نماز خواندن براي يك سرباز يايك دانشجو در پادگان و دانشگاه ننگ بود و مي‎بايست خود را از چشم ديگران مخفي كند، اما امروزه مساجد دانشگاه‎ها و پادگان‎هاي ما مملو از جواناني است كه به جماعت مي‎ايستند. اعتكاف‎ها و مراسم دعاي عرفه و حضور در راهپيمايي اربعين نشان از تاثير ژرف انقلاب اسلامي دارد. آري! اگر اين سال‎ها بي‎رغبتي برخي جوانان را به ارزش‎هاي ديني مشاهده مي‎كنيم اولا به معناي غلبه آنان نيست و ثانيا در يك جنگ رسانه‎اي سنگين قرار داريم؛ از فضاي ماهواره‎ها گرفته تا فضاي مجازي رها همه و همه دين و اخلاق نسل جوان را نشانه گرفته‎اند. اگر فاصله‎اي از ارزش‎ها صورت گرفته معلول انقلاب اسلامي نيست بلكه معلول بي‎توجهي مسؤولان به خطري است كه از اين ناحيه جامعه را تهديد مي‎كند.
6. با گذشت 40 سال از انقلاب اسلامي، پيشرفت‎هاي محيرالعقولي در عرصه علم و فناوري صورت گرفته به‎طوري كه به رغم تحريم‎هاي ظالمانه دشمن از بدو انقلاب اسلامي تا كنون، توانسته‎ايم در بسياري از علوم و فناوري‎هاي مهم به مقام 10 كشور اول جهان دست يابيم. دعواي اصلي غرب به‎ويژه امريكا با جمهوري اسلامي ايران در موضوع هسته اي، بمب هسته‎اي نيست بلكه اعتراض به دستيابي بومي به اين دانش است! امروز در نانو تكنولوژي، سلول‎هاي بنيادين، هوا فضا و ساخت ماهواره، صنعت موشك نقطه زن و... جزو برترين‎هاي جهان هستيم. بي‎ترديد براي پيشرفت كشور و تقويت بنيه اقتصادي، راهي جز پيشرفت علم و دانش نداريم؛ همه كشورهاي پيشرفته دنيا مانند امريكا، ژاپن، آلمان، انگليس، روسيه، چين و...با رشد علمي به چنين اقتصادي دست يافته‎اند. ما نيز اگر بخواهيم از اقتصاد نفتي خارج شويم، تنها راه، رشد و پيشرفت علمي و كسب فناوري‎هاي نوين است. خام فروشي و خام خوري بدترين نوع اداره كشور است. بايد با برنامه‎ريزي‎هاي كلان و ميدان دادن به جوانان نخبه، به گونه‎اي عمل كنيم كه خام فروشي به حداقل برسد و ارزش افزوده مواد اوليه براي كشور خودمان حاصل شود.
7. منازعه امريكا با انقلاب اسلامي از سنخ منازعه با چين و روسيه و ديگر كشورها نيست؛ منازعه امريكا با چين و روسيه يا سياسي است يا اقتصادي، ولي منازعه امريكايي‎ها و به تبع آن، غربي‎ها يك منازعه تمدني است. آن‎ها به خوبي مي‎دانند كه ماركسيسم و كمونيسم به پايان خط خود رسيده است؛ ماركسيم قدرت صف آرايي فكري در برابر غرب را ندارد ولي اسلام به‎ويژه اسلام شيعي از چنان ظرفيتي برخوردار است كه مي‎تواند ليبراليزم را به سان ماركسيسم به موزه تاريخ بفرستد؛ از اين رو غرب با تمام قوا و قدرتش به ميدان جمهوري اسلامي آمده است.
8. بي ترديد ضعف‎ها و نواقصي وجود دارد؛ ولي مشكلات فرهنگي و اقتصادي كه امروز دامن ملت ما را گرفته است معلول انقلاب اسلامي نيست بلكه معلول انتخاب غلطي است كه صورت گرفته است. نابساماني‎هاي اقتصادي در كشور و به هم ريختگي فرهنگي نتيجه سياست‎هاي تيم غربگرايي است كه همه تخم مرغ‎هايش رادر سبد اعتماد به امريكا و اروپا گذاشته و زندگي مردم را زير و رو كرده است.
9. اكنون كه سياست‎هاي غرب گرايان به شكست انجاميده، زمان آن رسيده است كه مردم در انتخابات مجلس آينده با انتخاب افراد انقلابي و در انتخابات آينده رياست جمهوري با راي به يك نامزد انقلابي، راهي تازه به روي كشور بگشايند؛ راهي كه به يك معنا هر چند تازه است ولي به معناي ديگر، همان راهي است كه از گذشته دور عقل و شرع بر آن تاكيد ورزيده‎اند؛ يعني مقاومت و پايداري در برابر دشمن.