صفحه اول

آغاز دهه پنجم انقلاب و روياهاي بربادرفته دشمنان

 علي اكبر عالميان

اين روزها كه انقلاب اسلامي ايران چهل سالگي خود را پشت سر گذاشته و وارد دهه پنجم عمر خويش شده است، بيش از هرچيزي پيش بيني‎هاي غلط و روياهاي بربادرفته پيشگوياني رخ مي‎نمايدكه نه انقلاب اسلامي ملت ايران را به خوبي شناخته‎اند و نه حقد و كينه و عناد مي‎گذارد تا درباره اين انقلاب و نظام به سمت و سوي تحليل و داوري منصفانه و دقيق گام بردارند. وعده‎هاي بر باد رفته‎اي كه بيش از هرچيز معلول تحليل غلط آنان است، حول يك محور مي‎چرخد و آن هم اين‎كه به زودي اين انقلاب و نظام سقوط خواهد كرد. هنوز از ياد نبرده‎ايم زماني را كه دشمنان ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نهايت زمان باقي ماندن آن را 6 ماه مي‎دانستند و باز هم هنوز از ياد نبرده‎ايم كه صدام حسين وعده فتح چند روزه تهران را داده بود و عمله بدنام او يعني سازمان منافقين نيز در سال 67 از ورود قريب الوقوع خود به تهران خبر داده و اعلام رياست جمهوري مسعود رجوي را به دوستان خويش نويد مي‎داد!

زماني مايكل لدين، سياستمدار و روزنامه‎نگار برجسته، در لوس آنجلس در جمع حدود ششصد تن از فعالان سياسي ايراني و گروه‎هاي مختلف مخالفان نظام اسلامي وعده داده بود كه: «هيچ كس در واشنگتن و امريكا بر اين اعتقاد نيست كه به ايران حمله نظامي كنيم و بر سر ايران بمب بيندازيم. ما معتقديم كه نارضايتي‎ها در ايران چنان گسترده و شديد است كه خود مردم اين كار را خواهند كرد و جمهوري اسلامي را سرنگون مي‎كنند. من به شما مي‎گويم كه زمان سرنگوني اين رژيم تروريستي فرا رسيده است.» او خطاب به ايرانيان حاضر در سالن گفت: «آن روز دير نيست كه شما در ايران باشيد.»

وي در بخش ديگري از سخنان خود خطاب به ايرانيان مخالف رژيم گفت: چندي پيش احمد چلبي به من تلفن كرد و گفت براي صرف شام نزد او به بغداد بروم. من به او گفتم به زودي مي‎آيم. اما نه براي يك شام، من به بغداد خواهم آمد براي يك هفته و هفته بعد را در تهران خواهم بود!» البته آقاي لدين به گزافه گويي و پخش اخبار دروغ شهرت دارد كما اين‎كه در مهر ماه 1388 در خبري مضحك ادعا كرده بود كه بر اساس اخباري كه از منابع! خود از ايران به دست آورده است، رهبر جمهوري اسلامي ايران به كما رفته و بر اثر همان كما به زودي از دنيا خواهد رفت!

در اين ده سال اخير نيز از اين وعده‎ها به كرات داده شده است. معروف‎ترين اين وعده‎ها و پيشگويي‎ها، جمله تاريخي و البته غلط جورج سوروس، تحليل‎گر برجسته و تئوريسين نامدار انقلاب‎هاي مخملين، بود كه در اسفند سال 1388 با صراحت تمام اعلام كرده بود كه من شرط مي‎بندم تا يكسال ديگر نظام جمهوري اسلامي نابود شده و ديگر نامي از اين نظام و حكومت در دنيا وجود نخواهد داشت. از وعده يكساله وي اكنون نزديك به 9 سال مي‎گذرد و او بعد از باختن شرط خود، هيچ گاه نتوانست پيشگويي غلطش را توجيه كرده و علل ناكامي خود در ارائه اين تحليل مضحك را بيان كند.

در ده سال گذشته به اين سو و به‎ويژه هرچه به آغاز دهه پنجم انقلاب و پايان چهل سالگي آن نزديك‎تر مي‎شديم، پروپاگانداي شديد دشمنان بر روي عدد «40» شكل پذيرفت تا يك جنگ رواني ديگر را بر ضد ملت ايران تحميل كنند. در اين پروپاگانداي شديد، اين‎گونه القا شده بود كه انقلاب اسلامي 40 سالگي خود را نخواهد ديد و بهمن 1397 به جشن سقوط انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل خواهد شد. اين خط تبليغاتي تقريبا از دو سال قبل شروع شد و در يكسال گذشته به نقطه اوج بي‎سابقه‎اي رسيد. در تيرماه سال 96 «جان بولتون» سياستمدار تندروي آمريكايي در نشست گروهك منافقين در پاريس گفته بود كه: «نتيجه بازنگري دولت ترامپ در سياست آمريكا در قبال ايران بايد اين باشد كه انقلاب اسلامي آيت‎الله خميني تا دو سال آينده دوام نياورده و جشن چهلمين سالگردش را نبيند.» او درادامه عنوان كرده بود: «سياست قطعي و اعلامي ايالات متحده آمريكا پس از اين بايد سرنگوني حكومت ايران و تغيير رژيم در اين كشور باشد.» وي تأكيد كرده بود كه رفتار و اهداف حكومت ايران به هيچ وجه تغيير نخواهد كرد و به همين دليل، تنها راهكار موجود، تغيير خود رژيم است... اميدواريم در سال 2019 چنين اتفاقي را در تهران جشن بگيريم!» القاي سقوط نظام جمهوري اسلامي در بهمن سال 1397 بيش از هر زماني از دي ماه سال گذشته اوج گرفت. شايد بي‎جهت نباشد كه بگوييم حمله تبليغاتي دشمنان بر ضد انقلاب، در طول يك سال گذشته از شدت بيش‎تري نسبت به سال‎هاي گذشته برخوردار بوده است. اين مساله به‎ويژه در تابستان سال گذشته و بعد از بي‎تدبيري‎هاي صورت گرفته كه تنگناهاي اقتصادي فراواني را متوجه قشر ضعيف جامعه كرده بود، در نگاه معيوب دشمنان، قوت بيش‎تري يافت. برخي از اعتراض‎هاي معيشتي كه در پاره‎اي از مواقع با شعارهايي هنجارشكنانه همراه مي‎شد، دشمنان را به اين باور رساند كه تا بهمن سال 97، كار نظام اسلامي يكسره خواهد شد. دقيقا بر همين اساس بود كه رئيس جمهور آمريكا چند ماه قبل خطاب به برخي سران كشورهاي اروپايي مدعي شده بودكه: «صبر كنيد! تا دو سه ماه آينده جمهوري اسلامي به پايان كار خود خواهد رسيد.»

از رئيس جمهور خيال باف آمريكا جاهل‎تر هم منافقين هستند كه حدود سه ماه قبل پيام آماده باشي را از سوي مسعود رجوي پخش كردند كه از بحران بهمن خبر مي‎داد! رجوي كه اكنون نزديك به ده سال است مجهول المكان بوده و براساس شواهد و قرائن موجود به احتمال قوي به هلاكت رسيده است، در اين پيام جعلي خطاب به ارتش آزادي بخش ملي كه معلوم نيست بعد از متلاشي شدن اين فرقه، آيا اصلا وجود خارجي دارد يا ندارد، وعده سرنگوني جمهوري اسلامي در 22 بهمن امسال را داده است.

اين روزها جشن‎هاي پيروزي انقلاب آغاز شده و انقلاب و نظام وارد دهه پنجم عمر خود شده است بدون اين‎كه پيشگويي‎ها و وعده‎هاي دشمنان خيالبافمان تحقق يافته باشد. جالب است كه تا همين چند ماه قبل رئيس جمهور آمريكا و اذناب او از سقوط نظام اسلامي در بهمن 97 خبر مي‎دادند اما وقتي اين وعده شان دروغ از آب در آمد، براي توجيه اين همه تبليغات فراوان خود به تبليغات ديگري دست مي‎زنند و آن هم اين‎كه اگر چه نظام اسلامي سقوط نكرده است اما در واقع يك نظام شكست خورده است. به‎عنوان مثال بايد به اظهارات مايك پمپئو، وزير خارجه ايالات متحده آمريكا اشاره كرد كه عصر پنج‎شنبه 31 ژانويه(11 بهمن) در آستانۀ آغاز جشن‎هاي چهلمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در پيامي توييتري كه به زبان فارسي منتشر شد، اعلام كرد كه چهل سال پس از انقلاب آن چه نصيب ايران شده، تنها شكست بوده است! البته او هيچ گاه توضيح نداد كه اين اگر اين نظام شكست خورده است، چرا به دنبال ساقط كردن و مقابله با آن هستيد و ديگر اين‎كه چرا از وعده سقوط اين نظام عقب نشيني كرده و به ادعاي شكست آن رسيده ايد؟!

دشمنان انقلاب همواره بي‎صبرانه منتظر غروب خورشيد انقلاب هستند تا به زعم خود جشن! سقوط جمهوري اسلامي را برگزار كنند. مشكل اصلي آنان چيز ديگري است. عجز از شناخت همه جانبه و عميق انقلاب ايران موجب شده است تا تحليل‎هاي آنان، همواره غلط از آب درآمده و با بن بست مواجه شود. وعده‎هاي آنان ناشي از عدم درك صحيح از استحكام جمهوري اسلامي و ابعاد معرفتي و فكري انقلاب اسلامي ايران است. متأسفانه علي‎رغم تكرار اين‎گونه ادعاهاي واهي، هنوز هم عده‎اي پيدا مي‎شوند كه اين‎گونه، از نابودي جمهوري اسلامي سخن بگويند.اگر نگوييم كه اين‎گونه افراد جاهل‎اند، در خوشبينانه‎ترين فرض، بايد آنان را افرادي ناميد كه از درك درست ابعاد انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن عاجزند.

حكيمانه‎ترين پاسخ را رهبر بزرگوارمان به اين دشمنان داده‎اند. دوازدهم مهر ماه امسال حضرت آيت‎الله خامنه‎اي در پاسخ به اين پيش بيني‎هاي متوهمانه،گفته بودند: «شنيدم رئيس جمهور آمريكا به برخي گفته صبر كنيد، در دو سه ماه آينده جمهوري اسلامي كلكش كنده خواهد شد... اين حرف‎ها مرا ياد شعر عاميانه مي‎اندازد كه شتر در خواب بيند پنبه دانه، گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه.»

مروري بر ديدگاه‎هاي انقلابي حضرت آيت‎الله خامنه‎اي
عوامل پايداري و بقاي انقلاب اسلامي - بخش دوم

 دكتر محمد ملك زاده

اصول انقلابي بودن

بر اساس ديدگاه آيت‎الله خامنه‎اي، انقلاب اسلامي بر مبناي سه ركن «مذهب»؛ «رهبري» و «مردم» شكل گرفته است. دليل اصلي پيروزي انقلاب اسلامي را بايد در ويژگي انقلابي بودن هر سه ركن مذكور جست وجو كرد. از نظر ايشان، انقلابي بودن مخصوص دوران مبارزه نيست بلكه ويژگي مثبتي است كه بايد در تمام دوران حيات بشري جريان داشته باشد. ايشان امام خميني(ره) را مصداق كامل يك رهبر انقلابي مي‎داند كه در الگوي يك «مؤمنِ متعبدِ انقلابي»، با ويژگي‎هاي «ايمان به خدا»، «ايمان به مردم»، «ايمان به هدف» و «ايمان به مسير مبارزه» تجلي يافت.(14/3/1395) مردم نيز با پايبندي به مكتب امام و شناخت درست اصول و شاخص‎هاي مكتب ايشان، ولايتمداري و تبعيت خردمندانه از ولي فقيه، ويژگي انقلابي بودن خود را به اثبات رساندند.(14/3/1395) مهم‎ترين اصولي كه از ديدگاه رهبر انقلاب به‎عنوان اصول انقلابي بودن مي‎باشند عمدتا ذيل اصول زير قرار مي‎گيرند:

1. پايبندي به اصول مبنايي انقلاب اسلامي

از مهم‎ترين اصول مبنايي انقلاب اسلامي از ديدگاه آيت‎الله خامنه‎اي، «اعتقاد به اسلام ناب در مقابل اسلام امريكايي» است.(14/3/1395) بر اساس تقسيم‎بندي ايشان، اسلام امريكايي دو شاخه «اسلام متحجر» و «اسلام سكولار» دارد كه هر دو مورد تاييد استكبار مي‎باشد. ايشان پس از اصل اسلامي بودن، «اعتقاد عميق به محور بودن مردم» را دوم اصل مبنايي انقلاب اسلامي مي‎دانند: «در نظام اسلامي، «رأي و خواست و اهداف و منافع مردم» اصل است و اعتقاد واقعي به اين حقايق، از ضروريات انقلابي گري است».(14/3/1395) رهبر انقلاب، استقامت در مسير مبارزه و پيگيري ارزش‎ها و آرمان‎هاي مهم انقلاب همچون «پيشرفت، تحول و تكامل جامعه اسلامي»، «حمايت از محرومان و مستضعفان» و «دفاع از مظلومان جهان» را از ديگر اصول و ارزش‎هاي اساسي انقلاب مي‎دانند و تاكيد مي‎كنند فرد انقلابي كسي است كه با پرهيز از «تنبلي، محافظه‎كاري و نااميدي»، «همت بلند براي پيشرفت و رسيدن به آرمان ها» و «با اعتقاد به اين ارزش هر روز در پي تحول و بهتر شدن اوضاع است».(همان)

2. حفظ استقلال همه‎جانبه كشور

استقلال از مهم‎ترين اصول انقلاب و نظام اسلامي ايران از ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي بوده است. رهبر انقلاب اسلامي نيز پايبندي به اين اصل انقلابي را در سه بعد سياسي، فرهنگي و اقتصادي مورد تاكيد قرار مي‎دهند.

استقلال سياسي از ديدگاه ايشان به معناي هوشياري كامل در برابر دشمن و حفظ استقلال داخلي، منطقه‎اي و جهاني در برابر سياست‎هاي مداخله‎جويانه دشمنان و بازي نكردن در زمين آنان است.(14/3/1395) استقلال فرهنگي مورد نظر رهبر انقلاب نيز كه بارها بر آن تاكيد نموده‎اند، به اختصار در اصل «انتخاب سبك زندگي ايراني اسلامي» و «پرهيز جدي از تقليد از غرب و بيگانگان» قابل ترسيم مي‎باشد.(همان) و در نهايت ايشان استقلال اقتصادي را به معناي «هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جامعه جهاني» از طريق كاربست الگوي «اقتصاد مقاومتي» به‎عنوان تنها راه تحقق استقلال اقتصادي مي‎دانند(همان)

3. دشمن‎شناسي و هوشياري

از مهم‎ترين اصول انقلابي‎گري از ديدگاه رهبر انقلاب، شناخت دقيق دشمن و حساسيت در مقابل تحركات دشمنان است(14/3/1395) ايشان با رد ديدگاه «توهم توطئه» تاكيد مي‎كنند حساسيت در مقابل دشمن اختصاص به زمان جنگ ندارد بلكه هميشه «همچون جبهه جنگ بايد هر حركت دشمن را رصد و تحليل كرد، اهداف او را شناخت و با حساسيت لازم در مقابل زهر احتمالي فعاليت‎هاي دشمن، پادزهر آماده كرد.(همان) از نظر ايشان اصل دشمن‎شناسي و تبعيت نكردن از او مصداق «جهاد كبير» است: «بايد در مقابل دشمنان حساس بود و در مقابل هر پيشنهاد آنها، از جمله نسخه‎هاي سياسي و اقتصادي احتياط كرد كه اگر اين حساسيت باشد، «عدم تبعيت» نيز به دنبال خواهد آمد كه اين همان «جهاد كبير» است.»(14/3/1395)

4. تقواي ديني و سياسي

حفظ و تقويت تقواي ديني و سياسي از مهم‎ترين اصول انقلابي‎گري در انديشه سياسي آيت‎الله خامنه‎اي است؛ ايشان ضمن ايجاد ارتباط ميان تقواي ديني و سياسي، آن‎ها را در طول يكديگر قرار مي‎دهند:

تقواي ديني يعني تلاش و مراقبت براي تحقق همه اهدافي كه اسلام براي جامعه تعيين و مطالبه كرده است... در اين زمينه نبايد به محاسبه صرفاً عقلاني تكيه كرد؛ زيرا پيگيري اين اهداف، تكليف ديني است و هركس اسلام را از حوزه‎هاي اجتماعي و سياسي جدا كند، دين مبين خدا را نشناخته است...اگر تقواي ديني حاصل شد، تقواي سياسي نيز حاصل خواهد بود و انسان را در «لغزشگاه‎هاي سياسي و مسؤوليتي» حفظ خواهد كرد.(14/3/1395)

عوامل بقاي انقلاب اسلامي

در بررسي ديدگاه‎هاي آيت‎الله خامنه‎اي در مورد عوامل بقا و استمرار انقلاب اسلامي مشخص مي‎گردد كه ايشان همچون امام خميني(ره)، اين عوامل را همان علل و عوامل شكل‎گيري و پيروزي انقلاب اسلامي مي‎دانند كه در ابتدا اشاره قرار گرفت. ايشان خود در تاييد اين ادعا مي‎فرمايند: «معروف است كه بقاى هر چيز، با همان عواملى تأمين مى‎شود كه حدوث آن شى‎ء با آن عوامل تأمين شده است. فى‎الجمله اين حرف، حرف درستى است؛ يعنى اگر مثلاً براى تداوم و بقاى انقلاب اسلامى ايران، دنبال عاملى مى‎گرديم، بايد نگاه كنيم و ببينيم شروع و حدوث اين انقلاب، با چه عواملى شد. اگر آن عوامل را در جامعه تأمين كنيم، انقلاب تداوم پيدا مى‎كند. يك حركت كه با عامل خاصى و با يك قدرت آغاز شده است، ادامه آن حركت هم با همان عامل خاص است.»(19/10/1375) با اين وجود با بررسي مجموعه ديدگاه‎هاي ايشان مي‎توان ادعا نمود كه ايشان بر عنصر مذهبي بودن و توجه به خدا داشتن، بيش از عناصر ديگر در بقا و استمرار انقلاب اسلامي تاكيد دارند:

اگر روح دينى باشد، اين عوامل به‎صورت فراگير در ميان همه اقشار مردم، آن هم به‎صورت عميق، به وجود مى‎آيد. لذا اين انقلاب تمام‎شدنى نبود و نيست. اگر عامل دينى نباشد، چند صباحى حركتى مى‎شود، عده‎اى معين و قشر مشخصى، كارى مى‎كنند، بعد هم خسته مى‎شوند. عده‎اى به دنياى خود مى‎رسند، عده‎اى هم به حكومت و مقام مى‎رسند، عده‎اى با قدرتمندان سازش مى‎كنند، عده‎اى مى‎ترسند، عده‎اى به زندگى راحت خو مى‎گيرند و عده‎اى مأيوس مى‎شوند و قضيه تمام مى‎شود و از بين مى‎رود! كمااين كه در بسيارى از نهضت‎هاى دنيا، چون اسم خدا، ياد خدا و روح تعبد و اخلاص نبود، چون يك رهبر الهى و معنوى مثل آن بزرگوار، آن انسان بزرگ، امام راحل عظيم‎الشأن، در ميان آن‎ها نبود، حتى استعدادهاى معمولى هم براى حركت در مبارزه با فساد و استبداد و بدبختي‎هاى ديگر يك ملت، شكوفا نشد.(19/10/1375)

تاثير گفتمان انقلاب اسلامي در افزايش گرايش‎هاي انقلابي‎گري و بيداري اسلامي در جهان

يكي از شاخصه‎هاي سنجش ميزان بقا و تداوم يك انقلاب، بررسي تاثيرات آن در سطوح منطقه‎اي و جهاني است. مطالعه و بررسي بازتاب انقلاب اسلامي ايران در جهان، شواهد فراواني از تاثيرات گفتمان انقلاب اسلامي در گرايش‎هاي انقلابي‎گري در مناطق مختلف جهان نشان مي‎دهد. در اين بخش با استناد به رواج يافتن برخي آرمان‎ها و اصول گفتمان انقلاب اسلامي در گستره جهاني، برخي از اين شواهد را مورد بررسي قرار مي‎دهيم:

1.گسترش روحيه دين‎گرايي در جهان

تحت تاثير انقلاب اسلامي، جامعه ايران شاهد حركتي الهي و خداجويانه بود كه رهبر فقيد انقلاب اسلامي آن را، يك معجزه الهي واضح خواند.(امام خميني، 1378، ج6، ص229) تا پيش از انقلاب اسلامي جهان به سمت سكولار شدن در حال گسترش بود.(وايت، ليتل و اسميت، 1381، ص6) اما انقلاب اسلامي با آوردن دين به متن جامعه و عرصه روابط بين‎الملل، الگوي توسعه غربي مبتني بر دنياگرايي افراطي را زير سوال برد؛ از نگاه ميشل فوكو اين اتفاق در حالي روي داد كه در طول قرن‎ها عنصر معنويت و دين در غرب به فراموشي سپرده شده بود.(رفيع‎پور، 1376، ص12) نقش انقلاب اسلامي در حضور موثر دين در عرصه سياسي و اجتماعي جهان، نظريه‎هاي ماركسيستي را نيز دچار تزلزل ساخت؛ زيرا بنيان نظريه‎هاي ماركسيستي بر ضديت با دين بنا شده است و از اين نظر مي‎توان نقش انقلاب اسلامي در فروپاشي بلوك شرق كمونيست را نيز مورد تاكيد قرار داد.(ملكوتيان، 1389، ص41-69) به اين ترتيب مي‎توان مهم‎ترين وجه تمايز انقلاب اسلامي ايران با انقلاب‎هاي دوران معاصر را غلبه يافتن بُعد ديني - فرهنگي بر ابعاد ديگر آن دانست كه با احياي هويت ديني و گرايش فزاينده به معنويت اصيل در جهان و اعطاي خودباوري به ملت‎ها در راستاي استقلال فكري و فرهنگي، پرچم يك انقلاب ديني - فرهنگي را در جهان برافراشت. رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‎الله خامنه‎اي همين ويژگي را باعث جذابيت و الگو شدن انقلاب اسلامي در جهان برخلاف خواسته قدرتمندان عالم به‎ويژه آمريكا دانسته‎اند.(24/12/1384)

2.رواج نمادهاي انقلابي و ديني مكتب تشيع

يكي از نشانه‎هاي تاثيرگذاري گفتمان انقلاب اسلامي در خارج كشور را مي‎توان مقبوليت شعارها و آرمان‎هاي ديني و انقلابي اين گفتمان دانست كه رهبر انقلاب و ساير انديشمندان اسلامي بارها بر ان تاكيد كرده‎اند. تاكيد بر استقلال و آزادي، عدالت‎خواهي، ظلم‎ستيزي و مبارزه با تبعيض، از شعارهاي بزرگ انقلاب اسلامي ايران است كه نزد آزادي‎خواهان و عدالت‎طلبان جهان مقبوليت فراواني يافته است. پس از انقلاب اسلامي استفاده از آموزه‎ها و نمادهاي سمبليك مذهب تشيع از سوي بسياري از جريان‎هاي مبارز اسلامي گسترش يافت كه نشان از همسويي و الهام‎پذيري آنان از نهضت انقلاب اسلامي ايران دارد.

ادامه دارد

 سرمقاله

به مناسبت تقارن ايام بزرگداشت حضرت فاطمه زهرا(س) و چهلمين سال پيروزي انقلاب مطرح مي‎شود
تسليم نشدن در برابر ظلم؛ درس بزرگ انقلاب اسلامي از فاطمه زهرا(س)

 دكتر محمد ملك زاده

ترديدي نيست كه انقلاب اسلامي ايران از ابتداي نهضت تا زمان پيروزي با تأسي از اهل بيت عصمت و طهارت الگوي مبارزاتي خويش را انتخاب نمود و قهرا تداوم اين نهضت نيز منوط به پاسداري از اين الگو در تمام دوران مبارزه خواهد بود. در ايام شهادت سيدة نساء العالمين حضرت فاطمه زهرا(س) و تقارن ايام بزرگداشت اين بانوي دو عالم با چهلمين سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران چنان‎چه بخواهيم الگويي كاربردي از اين بزرگ اسوه خاندان اهل بيت(ع) براي مردم انقلابي خويش ارائه دهيم، آن را مي‎توان در يك جمله كليدي خلاصه كرد: «تسليم نشدن در برابر ظلم در كنار ولايتمداري و حمايت قاطعانه از ولي زمان»
در اين ايام دشمنان سرسخت انقلاب اسلامي و مخالفان استقلال و عزت ملت ايران به خيال باطل خويش براي به تسليم كشاندن اين ملت بزرگ بر فشارها و تحريم‎هاي ظالمانه خود افزوده‎اند چنان كه در صدر اسلام نيز دشمنان از همين حربه استفاده كردند تا به زعم خويش نور اسلام را در سرزمين وحي خاموش كنند. به گواه منابع معتبر اسلامي، بيش‎ترين فشارها و تهديدها و تحريم‎ها عليه اسلام و معدود مسلمان همراه خاندان اهل بيت(ع) از نخستين سال‎هاي شروع رسالت پيامبر خدا به راه افتاد؛ حضرت زهرا(س) سخت‎ترين تحريم‎ها را در خردسالي تحمل كرد؛ هنوز دو سه سال از عمر شريف حضرت زهرا(س) نگذشته بود كه در سال هفتم بعثت، در شعب ابي‎طالب تحت شديدترين فشارهاي مشركان مكه قرار گرفت؛ در حالي كه ساكنان شعب از هرگونه كالاي اساسي و غذا تحريم و در مضيقه بودند. زندگي ۱۸ ساله حضرت فاطمه زهرا(س) سراسر با غربت و تنهايي همراه بود اما عليرغم اين ايشان هيچ گاه در برابر ظالمان زمان خويش احساس ضعف و ناتواني نكرد.
آن حضرت در حالي كه در خردسالي مادر خويش حضرت خديجه كبري را از دست داد در كنار پدر سختي‎هاي زيادي را تحمل كرد. پس از رحلت رسول خدا(ص) در دوره كوتاه عمر باقيمانده حضرت زهرا(س) اين سختي‎ها افزايش يافت اما دختر رسول خدا(ص) هيچ گاه دست از مقاومت در برابر ظلم و حمايت از همسر مظلوم و ولي زمان خويش برنداشت. در تمام اين ايام و در اوج سختي‎ها كه در اثر برخورد با جباران و مشركان پديد آمد، عبادت اين بانوي بزرگ در كنار توجه به همسر و فرزندان، ارتباط با همسايگان، مسلمانان و پاسخگويي به نيازهاي جامعه همواره در اوج باقي ماند. زيرا آن حضرت به اين وعده الهي كاملا اعتقاد داشت كه دنيا محل گذر است و در پس هر سختي، آساني وجود دارد. از اين رو حضرت صديقه طاهره(س) با وجود اين شرايط سخت، همواره حمد و ثنا را بابت نعمات الهي انجام مي‎داد و به‎خاطر مجموع اين عملكردهاست كه زهراي مرضيه به‎عنوان اسوه‎اي حسنه براي جامعه اسلامي قرار داده شده است.
آري! به راستي مهم‎ترين درسي كه حضرت فاطمه زهرا(س) به انقلاب ما داده‎اند، موضوع سكوت نكردن در برابر ظلم و حمايت از ولي امر در همه حال است، حضرت زهرا(س) در راه ولايت در برابر ظلم ايستاد و در اين راه به شهادت رسيد؛ پيام ايشان به همه مسلمانان به‎ويژه شيعيان و محبان اهل بيت(ع) اين است كه تسليم شدن و سكوت در برابر ظلم ممنوع است. ظلم روزگار ما به اشكال مختلف نمايان است؛ گاهي با تحريف تاريخ و قرآن و سرپوشي حقايق جلوه مي‎نمايد و گاهي ممكن است سكوت در برابر مسائل خلافي باشد كه در جامعه اسلامي اتفاق مي‎افتد.