صفحه اول

مروري بر ديدگاه‎هاي انقلابي حضرت آيت‎الله خامنه‎اي
عوامل پايداري و بقاي انقلاب اسلامي / بخش نخست

 دكتر محمد ملك زاده

ماهيت انقلاب به دليل برخورداري از يك تحول دروني در ادبيات اسلامي مورد توجه ويژه مي‎باشد به‎طوري كه مضمون بسياري از آيات الهي انقلاب را به‎عنوان يكي از اهداف مهم انبيا برشمرده است. دليل اين امر را بايد در رويكرد اسلام به مساله انقلاب و تحول دروني انسان‎ها در مسير خير و صلاح واقعي آنان جست وجو كرد كه به نيازهاي واقعي وي بشر اعم از نيازهاي مادي و معنوي، توجه دارد و هدايت بشر در اين مسير را برعهده انبياي الهي واگذارده است. از اين رو مي‎توان ادعا نمود انقلابي كه در چارچوب ديدگاه‎هاي محدود مادي‎گرايانه تعريف مي‎شود هرگز مورد تاييد اسلام نيست؛ آموزه‎هاي اسلامي عالي‎ترين كمال انسان و هدف انبيا را رسيدن به قرب الهي و سعادت اخروي بشر دانسته‎اند. انبيا و اولياي الهي براي تحقق اين هدف با موانع فراواني همچون حاكمان طاغوت، خرافات بشري و گرايش‎هاي منفعت‎طلبانه و سودجويانه مادي‎گرايان در ستيز بوده‎اند؛ نتيجه تقابل با اين موانع بزرگ و برچيده شدن بساط دنياپرستان، ايجاد تغييرات بنيادين در جوامع بشري بوده است كه آن را مي‎توان به يك انقلاب مقدس مورد تاييد اسلام توصيف نمود. ماهيت اين انقلاب چيست و داراي چه ويژگي‎ها و خصوصياتي است؟ انقلاب اسلامي ايران در عصر حاضر در چه جايگاهي قرار دارد؟ عناصر مهم تشكيل دهنده انقلاب اسلامي چيست و شاخصه‎هاي انقلابي بودن، عوامل بقاي انقلاب اسلامي و... كدام است؟ در مجموع پرداختن به موضوع انقلاب و پاسخ به پرسش‎هاي يادشده در دوره كنوني كه از آن به درستي مي‎توان با عنوان «عصر انقلاب اسلامي» ياد كرد از اهميت فراواني برخوردار مي‎باشد. نوشتار حاضر درصدد پاسخ به اين پرسش‎ها برآمده است.

مفهوم انقلاب

واژه انقلاب بيش‎تر در كاربرد سياسي و به معناي تغيير حكومت و ايجاد تغييرات اساسي و بنيادين در تمام نهادهاي يك نظام سياسي، مناسبات ساختار سياسي - اجتماعي و جايگزيني سازمان نوين و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان‎هاي خاص به كار مي‎رود. شهيد مطهري چنين مفهومي را در فرهنگ ديني مترادف واژه «اصلاح» دانسته است(1) چنان كه همين معنا در سيره اهل بيت(ع) مورد تاكيد قرار گرفته است و حضرت علي(ع) هدف نظام سياسي خويش را اصلاح امت رسول خدا عنوان نمود(2)و امام حسين(ع) نيز در قيام كربلا همين معنا را به كار برد.(3) حضرت آيت‎الله خامنه‎اي در تعريف واژه انقلاب، آن را شامل يك اصلاح و تحول اساسي و همه‎جانبه دانسته‎اند:

انقلاب يك تفسير اسلامى و الهى است ما انقلاب را يك تحول اخلاقى فرهنگى و اعتقادى مى‎دانيم كه به دنبال آن‎ها تحول اجتماعى و اقتصادى و سياسى و آن گاه رشد همه جانبه ابعاد انسان‎ها مى‎آيد همان طور كه در آيه قرآن است» ان ا... لا يغير ما به قوم حتى يغير و اما به انفسهم «هر وقت انسان‎ها خصلت هاى بد، ضعف‎ها نقص ها، بى‎ايماني‎ها را در خودشان تغيير دادند اوضاع و احوال اجتماعى آن‎ها تحول پيدا خواهد كرد هيچ چيز هم جلوگير آن نخواهد بود براى شروع اين حركت و تحول همگانى انسان‎ها بايد احساس تكليف كنند.(12/11/1362)

مباني و عناصر شكل‎دهنده انقلاب اسلامي

آيت‎الله خامنه‎اي، انقلاب اسلامي را به‎عنوان يك الگوي مناسب از انقلاب‎هاي الهي در عصر حاضر، داراي عناصر سازنده‎اي مي‎شناسد كه در نوع خود بي‎نظير است:

1- مذهبي بودن

از ديدگاه رهبر انقلاب، نخستين عنصر سازنده و ويژگي اساسي انقلاب اسلامي ايران، عنصر مذهبي بودن آن مي‎باشد؛ مهم‎ترين دلايل ايشان در اثبات اين ادعا عبارتند از: ...

1-1.پيشگامي علما و روحانيت در انقلاب

از ديدگاه رهبر انقلاب اسلامي، حضور، پيشگامى و هوشيارى روحانيت تشيع در جريان انقلاب اسلامي ايران را بايد يكى از مهم‎ترين علل و عوامل تعيين‎كننده در پيروزى انقلاب دانست: «اگر روحانيون كشور ما در ميدان نبودند و پرچم انقلاب به دوش آن‎ها نبود، اين پيروزى به‎دست نمى‎آمد.»(2/12/1368) ايشان در تبيين نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب و تاسيس نظام جمهوري اسلامي، آن را استمرار نقش تاريخي اين جريان در طول قرن‎هاي متمادي در برابر تهاجم‎هاي دشمنان اسلام ارزيابي مي‎كنند: «روحانيت، عنصر اصلى در مبارزات پانزده‎ساله منتهى به پيروزى انقلاب و سپس در تشكيل نظام مقدس اسلامى و برافراشتن پرچم اسلام در جهان و در مقاومت پرشور ملت ايران در برابر تهاجم‎هاى گوناگون دشمنان و پيش از اين‎ها و در طول قرن‎هاى متمادى، عامل اصلى حفظ معارف اسلامى و ايمان عميق و صادقانه ملت ايران به مكتب حيات‎بخش اسلام و رشد تفكرات دينى در همه‎جا بوده است.»(10/3/1369)

2-1.حفظ پايگاه مساجد

رهبر انقلاب، اقبال مردم به مساجد را يكي از علل و عوامل پيروزي انقلاب اسلامي مي‎دانند: «يكى از علل پيروزى اين انقلاب مبارك در ايران اسلامى(و يا لااقل سهولت اين پيروزى)، اين بود كه مردم به مساجد اقبال پيدا كردند. جوانان مساجد را پر كردند و علماى اعلام مساجد را به‎عنوان مركزى براى تعليم، تربيت، روشنگرى افكار و اذهان، مورد استفاده قرار دادند و مسجد، مركزى براى حركت، آگاهى، نهضت و افشاى اسرار زمامداران فاسد و خودفروخته رژيم طاغوت شد.»(19/10/1375)

3-1.حفظ ارتباط با خدا

يكي ديگر از مهم‎ترين علل پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه آيت‎الله خامنه‎اي، تجلي ايمان(19/10/1375) و حفظ و تقويت ارتباط با خدا از سوي رهبري نهضت و مردم مسلمان ايران بوده است. از نظر ايشان اين عامل به ويژه در بعد رهبري نهضت بيش‎تر مشهود است: «اگر امام(ره) آن عوامل اصلى معنويت، ارتباط با خدا، كار براى رضاى او، تقوا و انجام تكليف را نمى‎داشت، نه انقلاب به پيروزى مى‎رسيد، نه شما مردم اين‎گونه عاشقش مى‎شديد، نه مى‎توانست اين طوفان را در دنيا به وجود آورد و نه قادر بود در مقابل تهديد و ارعاب دشمن، مثل كوه بايستد.»(18/3/1368) ايشان همچنين با اشاره به وصيت‎نامه امام راحل تقويت ارتباط با خدا و توكل بر او را رمز پيروزي و تداوم انقلاب مي‎دانند.(21/4/1368)

4-1.اخلاص؛ ايثار و از خودگذشتگي

يكي ديگر از عوامل پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه آيت‎الله خامنه‎اي، تقويت آموزه‎هاي ديني ايثار و ازخودگذشتگي از سوي رهبري نهضت و مردم مسلمان ايران بوده است. رهبر انقلاب حفظ و تقويت اين آموزه‎هاي ديني و دوري جستن از خواسته‎هاي دنياطلبانه و هواي نفس در ميان مردم مؤمن و انقلابي و به‎طور خاص در رهبري انقلاب را سبب جلب نصرت و رحمت الهي و پيروزي انقلاب اسلامي مي‎داند: «اگر خود او [امام] اين نيت خالص را نمى‎داشت، انقلاب به اين‎جا نمى‎رسيد و اگر اين امت مسلمان و مؤمن و خداجوى و امام‎دوست و مريد آن رهبر عظيم‎الشأن و عالى‎مقام و شايسته، در كارهايشان قصد خدا نمى‎داشتند و نيت‎هاى دنياطلبانه و هواهاى نفسانى و اغراض فردى و گروهى و غيره بر اعمال و رفتارشان حاكم مى‎بود، اين انقلاب به اين‎جا نمى‎رسيد.»(2/8/1369) ايشان در توضيح اين عامل پيروزي تاكيد مي‎كنند: «اگر شما مردم، اخلاص و ايثار نداشتيد و فداكارى نشان نداده بوديد، خدا اين‎گونه از شما حمايت نمى‎كرد... وقتى ملتى خودش را در خدمت خدا و اهداف الهى مى‎گذارد، خدا هم تمام نيروهاى عالم طبيعت را در خدمت آن ملت قرار مى‎دهد و لطف خودش را شامل حال آن‎ها مى‎كند.»(19/4/1368)

5-1.تاسي به قيام عاشورا

آيت‎الله خامنه‎اي الگو گرفتن از قيام عاشورا و حماسه حسيني در برابر ظلم و طاغوت و آموزه‎ها و درس‎هاي الهام‎بخش اين قيام الهي و انسان‎ساز و استفاده هوشمندانه و خردمندانه امام راحل از روضه و عزاداري اباعبدالله(ع) در ماه‎هاي محرم و صفر را نشانه ديگري بر مذهبي بودن نهضت مردم مسلمان ايران و پيروزي آن دانسته‎اند: «ما امروز، به بركت آن نهضت و حفظ فرهنگ و روحيه آن نهضت، در جامعه خودمان اين نظام را به‎وجود آورده‎ايم. اگر در جامعه ما، عشق به امام حسين(ع) و ياد او و ذكر مصايب و حوادث عاشورا معمول و رايج نبود، معلوم نبود كه نهضت با اين فاصله زمانى و با اين كيفيتى كه پيروز شد، به پيروزى مى‎رسيد.»(11/5/1368)

2.مردمي بودن

از ديدگاه رهبر معظم انقلاب، دومين عنصر سازنده و ويژگي اساسي انقلاب اسلامي ايران، عنصر مردمي بودن آن است؛ ايشان همچون بنيانگذار جمهوري اسلامي براي مردم در نهضت و نظام جمهوري اسلامي ايران جايگاه منحصر به فردي قائلند و حضور و مشاركت همگاني مردم در انقلاب و حركت زير چتر امام و پيروي از تعاليم ايشان را علت اصلي موفقيت انقلاب اسلامي مي‎دانند كه از ايمان، عواطف و عقايد ديني و اسلامي مردم نشات گرفته است.(19/10/1375) آيت‎الله خامنه‎اي مردم را در كنار مكتب و رهبري، به‎عنوان ضلع سوم از هرم نظام سياسي توصيف مي‎كنند و اين ركن مهم نظام را داراي كرامت و ارزش و نيز قدرتمند و كارساز مي‎شناسند به گونه‎اي كه مقبوليت نظام اسلامي را وابسته به پذيرش نظام از طرف مردم مي‎دانند.(29/11/1393)

3.حفظ وحدت

آيت‎الله خامنه‎اي همچون بنيانگذار جمهوري اسلامي «وحدت» را از عناصر كليدي در شكل‎گيري انقلاب اسلامي مي‎دانند: «جمله‎اى در وصيت‎نامه‎ي امام عزيزمان هست كه هرگز نبايد آن را فراموش كنيم. ايشان فرمودند: آن عاملى كه انقلاب را به پيروزى رساند، همان عامل، انقلاب را تداوم خواهد داد... وحدت كلمه، رمز پيروزى و تداوم انقلاب است.»(21/4/1368)

4. استقامت و پايداري

از جمله عوامل مهم پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه آيت‎الله خامنه‎اي، مجاهدت و تلاش خستگي‎ناپذير در پيگيري اهداف انقلاب اسلامي و پيشرفت و تكامل بوده است: «براى پيروزى و موفقيت، مؤمن بودن و نماز و روزه به‎جا آوردن كافى نيست، مجاهدت لازم است. در سايه مجاهدت است كه يك ملت مى‎تواند خودش را، هويتش را، ناموسش را، افتخاراتش را، تاريخش را، فرهنگش را و استقلال و آزادى‎اش را حفظ كند.»(12/2/1384) ايشان در جايي ديگر، پيروزي‎هاي ملت ايران در انقلاب را پاداش الهى به مجاهدت‎هاى آن‎ها معرفي مي‎كنند كه در چارچوب قاعده الهي «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و انّ ا... لمع‎المحسنين»(عنكبوت، 69) محقق شده است(5/4/1368) و هيچ آرزوى بزرگى را جز در سايه صبر و استقامت قابل دسترس نمي‎دانند(19/11/1378) و تاكيد مي‎كنند اين همان راه انبيا و به تاسي از ايشان امام راحل بوده است: «يقيناً امام با همان روحيه و روشى حركت مى‎كرد كه پيامبران الهى حركت مى‎كردند. راه و هدف او هم براساس راه و هدف پيامبران بود. آن‎ها در پيمودن راه دشوار خود، عواملى را ملاحظه مى‎كردند. قال موسى لقومه استعينوا با... واصبروا انّ الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبه للمتّقين.(اعراف، 128) اول، صبر و استقامت و دوم، استعانت به خدا و تكيه به او. اين دو عامل حتماً لازم است و اگر نباشد، راه طى نخواهد شد.»(31/3/1368)

ادامه دارد

 سرمقاله

دلايل بايكوت مستند«هاشمي زنده است»

 دكتر قاسم روان‌بخش

«هاشمي زنده است» مستندي است كه بچه‎هاي انقلابي در راستاي نهضت مستند سازي توليد كرده‎اند. متاسفانه جريان حامي هاشمي كه دوست ندارند زندگي پر فراز و نشيب هاشمي و تاثيراتي كه بر فرهنگ و اقتصاد كشور داشته براي مردم به ويژه نسل جوان روشن شود، از همان آغاز اكران اين مستند با ايجاد جوّي مسموم، كوشيدند از اكران آن در دانشگاه‎ها و مراكز عمومي جلوگيري كنند ولي تلاش اين جماعت مدعي آزادي بيان، نتوانست جلوي پخش اين مستند را بگيرد؛ مردم در سراسر كشور به‎صورت خودجوش به اكران آن در مراكز عمومي پرداختند و در فضاي مجازي به‎صورت گسترده دراختيار علاقمندان قرار گرفت. نويسسنده اين سطور كه چندين بار موفق به ديدن اين فيلم 99 دقيقه‎اي شده است بر آن شدم كه در اين مقاله به تحليل و بررسي اين فيلم مستند بپردازم.
1. روشن است كه 82 سال زندگي پر فراز و نشيب شخصيتي مانند هاشمي رفسنجاني در قالب يك فيلم مستند 99 دقيقه‎اي نمي‎گنجد و بسياري از فراز‎هاي زندگي سياسي او را نتوانند به تصوير بكشند. ولي جا داشت با حذف بخش‎هاي غير ضروري فيلم، مقداري نيز روي مباني و افكار وي كار مي‎شد و روشن مي‎شد كه او تا چه اندازه روي مباني و اصول انقلاب ايستاده است.
2. يكي از دلايل جلوگيري از اكران اين مستند شبيه سازي دوران گذشته دهه 70 با دوران حاكميت دولت تدبير و اميد است. مردم اگر ابن فيلم را ببينند به خوبي مي‎فهمند كساني كه اقتصاد كشور را به اين روز سياه نشانده‎اند همان عناصري هستند كه تورم 49 درصدي را در دولت هاشمي براي مردم به ارمغان آوردند؛ با اين تفاوت كه امروز در سنين بازنشستگي و پيري بر اريكه قدرت تكيه زده‎اند. اين مستند نشان مي‎دهد كه ريل گذاري هاشمي براي اقتصاد كشور به گونه‎اي است كه همه دولت‎ها بخواهند يا نخواهند مجبور به پيمودن آن مي‎شوند! مباني اقتصادي هاشمي همان مباني ليبراليستي است و تنها راه اين است كه رئيس جمهوري بيايد كه ريل راعوض كند؛ و گرنه اين ريل، اقتصاد را به نابودي مي‎كشاند.
3. يكي ديگر از علل جلوگيري از اكران مستند اين است كه دولت آقاي روحاني را با داشتن تجربه‎هاي مذاكره در دولت هاشمي به محاكمه مي‎كشاند؛ آقاي هاشمي وقتي به رياست جمهوري مي‎رسد از مذاكرات برد- برد با عنوان «تساوي» نام مي‎برد و مذاكره‎اي در باب آزادي گروگان‎هاي امريكايي در لبنان در برابر آزادي اموال بلوكه شده ايران در آمريكا انجام مي‎دهد. هاشمي در سه مرحله تلاش مي‎كند همه گروگان‎هاي امريكايي را آزاد كند و حتي سرباز مرده امريكايي‎ها را تحويلشان مي‎دهد ولي نماينده سازمان ملل به ايران مي‎آيد و مي‎گويد معلوم است كه ايران با گروگان گيران رابطه حسنه داشته بنابر اين شريك جرم است و ما نمي‎توانيم به وعده هايمان عمل كنيم! اگر مردم اين مستند را ببينند خواهند پرسيد چرا با داشتن چنين تجربه‎اي، به‎صورت يك طرفه چوب حراج به صنعت هسته‎اي كشور زديد و همه چيز را در برابر هيچ باختيد؟!
4. يكي ديگر از عوامل فشار براي بايكوت مستند مذكور اين است كه نشان مي‎دهد چگونه آقاي هاشمي در طول دوران عمرش به هر مناسبت رنگ عوض مي‎كرده و براي رسيدن به قدرت و حفظ آن حاضر بوده است حتي بر افتخارات گذشته اش قمار كند. به‎عنوان نمونه ديدگاه هايش در ابتداي انقلاب اسلامي درباره حجاب با آن چه در سال 84 در فيلم انتخاباتي اش به‎عنوان هاشمي 2005 نشان مي‎دهد، متفاوت است در سال 84 وي هر نوع رنگ و هر نوع پوششي حتي لباس توري را حجاب مي‎داند! در سال 60 بعد از عزل بني صدر از مردم مي‎خواهد شعارهاي خود را از مرگ بر بني صدر به مرگ بر آمريكا متوجه كنند ولي بعد از برجام خواهان حذف شعار مرگ بر آمريكا مي‎شود و با نقل خاطره‎اي از امام(ره) ضرورت حذف اين شعار را به امام(ره) نيز نسبت مي‎دهد!
يا در نمونه ديگر، عامل اصلي شكست‎ها و عدم موفقيت در جنگ را نداشتن سلاح پيشرفته ذكر مي‎كند و با جمع آوري امضا و تهيه نامه از فرمانده وقت سپاه و رئيس دولت وقت اين گونه وانمود مي‎كند كه توان ادامه نبرد فراهم نيست ولي در بعد از برجام خواهان خلع سلاح موشكي شده مدل ژاپن را مدل بسيار موفقي مي‎شمرد و از نظام اسلامي مي‎خواهد كه همين مدل را اجرا كند.
5. يكي ديگر از دلايل تحريم اين مستند مي‎تواند جلوگيري از روشنگري درباره جريان غرب‎گرايي و ليبراليسم اقتصادي باشد. مردم پس از مشاهده اين فيلم مستند مي‎فهمند اين تنها هاشمي نيست كه در سياست‎هاي فرهنگي و اقتصادي اش شكست خورده است، بلكه سياست‎هاي ليبراليستي جريان غرب‎گرا در كشور شكست خورده و باطل است و جواب نمي‎دهد.
6. برخي عبارت‎ها در اين فيلم به مذاق روشنفكران حامي هاشمي خوش نمي‎آيد. به‎عنوان نمونه هاشمي مي‎گويد من در خودم نمونه‎اي از حكومت اميرالمومنين عليه السلام مي‎بينم. يا در بخش ديگري از سخنراني اش كه هنگام تحويل گرفتن رياست جمهوري ادا شده است مي‎گويد ذره‎اي هواي نفس در من وجود ندارد! مردم وقتي اين جملات را مي‎شنوند و آن را با علمكرد 40 ساله رياست وي بر پست‎هاي حساس كشور مقايسه مي‎كنند نوعي تناقض در آن مشاهده مي‎كنند. به‎عنوان نمونه هر گاه آقاي هاشمي در انتخابات با راي بالايي انتخاب شده است از ديدگاه او هم دستگاه اجرايي و هم دستگاه نظارتي بسيار خوب عمل كرده‎اند ولي هر گاه خودش يا نامزد مورد قبولش در انتخابات برنده نشده‎اند انتخابات را مخدوش دانسته شكايتش را به زمين و زمان مي‎برد و ابايي از نوشتن نامه سرگشاده و آشوب در كشور ندارد. و اين مشي همان جريان ليبرال در كشور است كه بايد براي مردم روشن شود.
7. يكي ديگر از پيام‎هاي مستند هاشمي، ايجاد فاصله عميق بين فقر و غنا و بالا رفتن ضريب جيني است. در دولت آقاي هاشمي با سياست تعديل اقتصادي فاصله طبقاتي بسيار افزايش يافت؛ عده‎اي بسيار سرمايه دار شدند و عده‎اي از فقر مي‎ناليدند و اين است تكرار قصه پر غصه در دولت حسن روحاني.
8. اعتراض‎هاي خياباني مردم اسلام شهر و كوي طلاب مشهد و برخي شهرهاي ديگر نسبت به سياست‎هاي تعديل هاشمي، و اتخاذ سياست چماق و باتوم در برابر خواست مردم، يكي ديگر از دلايل بايكوت اين مستند است.
9. در اين مستند مردم مي‎بينند كه وزراي دولت روحاني همان وزراي دولت هاشمي هستند كه از آن زمان تا كنون همچنان در پست‎هاي مديريتي كشور تكيه زده‎اند و گويا تا عزراييل نيايد همچنان بر آن مسند نشسته‎اند.
10. به نظر مي‎رسد خانواده هاشمي و جريان غربگرا منتظر بوده‎اند كه مستندي پر از مدح و ثنا براي هاشمي ساخته شود و او رايك اميركبير معرفي كنند. گويا اين مستند مي‎بايست كاملا خالي از نقد باشد و همه ساست‎هاي هاشمي را بايد ستود!