صفحه ادب و هنر

كارگردان فيلم «قلاده‎هاي طلا»:
دستمزد ميلياردي براي دو سه ماه كار چه معنايي دارد؟!

ابوالقاسم طالبي، كارگردان «قلاده‎هاي طلا»، با حضور در برنامه «فرمول يك» از حواشي «قلاده‎هاي طلا» سخن گفت. به گزارش خبرگزاري مهر، طالبي در ابتدا در پاسخ به اين‎كه قبول دارد كه به‎عنوان كارگردان «قلاده‎هاي طلا» شناخته مي‎شود يا خير؟ اظهار كرد: خوب است كه آدم به اثرش شناخته بشود، واي به حال آن‎هايي كه با آثارشان شناخته نمي‎شوند. آن فيلم در فضاي انتخاباتي ساخته شد كه ميليون‎ها نفر مناظره‎هاي بين نامزدها را ديدند و هزاران نفر به خيابان‎ها رفتند كه در روزهاي عادي شايد حوصله‎اش را نداشته باشند و اين فضا به بيش‎تر ديده شدن فيلم كمك كرد وگرنه سريال «به كجا چنين شتابان» و فيلم «دست‎هاي خالي» هم ديده شدند.

تصويري از اعتراضات ۸۸ كه فقط در «قلاده‎هاي طلا» پخش شد

وي اضافه كرد: اين كار تجاري نبود اما فروخت و خيلي‎ها گفتند قسمت ۲ آن را بسازم و مي‎فروشد. من اما نمي‎خواستم قسمت دوم را بسازم چون ديگر تجاري مي‎شد و من فقط مي‎خواستم روشنگري كنم. در سال ۸۸ جمعيتي به‎عنوان معترض انتخابات تظاهرات كردند كه فيلم تظاهرات آن‎ها غير از «قلاده‎هاي طلا» در جايي نمايش داده نشد. من از نيروي انتظامي فيلم را گرفتم و نمايش دادم؛ چون ابايي نداشتم كه بگويم اين همه آدم آمده‎اند و فكر مي‎كردند مشكلي براي راي شان پيش آمده و در سكوت اعتراض كردند. آن روز ۱۵ پايگاه بسيج هم آمده بودند اما يك نفر هم به بسيجي‎ها سنگ نزد حتي شعار هم ننوشتند اما آخر راهپيمايي چند نفر مي‎روند و به بسيج حمله مي‎كنند.

وي ادامه داد: من اين را نشان دادم و در ديالوگ هايم هم گفتم كه اين‎ها ربطي به مردم نداشتند. اگر جمعيت آن روز ۷۰۰ يا ۸۰۰ هزار نفر بودند به مرور ۲۰۰ هزار نفر بيرون آمدند و مردم قانع شدند تخلفي در انتخابات صورت نگرفته و به تدريج در هر ميدان ۴ الي ۵ هزار نفر حضور داشتند كه مي‎خواستند اوضاع را به هم بريزند، تا اين‎كه سرانجام در ۹ دي مردم به خيابان آمدند و به ماجرا فيصله دادند.

طالبي در اين باره كه آيا بازيگري بوده كه با شما كار نكرده باشد، بيان كرد: پيش آمده اما نه به‎خاطر اين‎كه من «قلاده‎هاي طلا» را ساختم. ما شايد زياد پول نمي‎دهيم و دستمان با پولشويان در يك كاسه نيست. من نمي‎فهمم يك ميليارد دادن به يك بازيگر براي دو سه ماه كار چه معني دارد. اين پول‎ها برنمي گردد و پول‎هايي است كه دوست دارند، بدهند.

تهيه كننده مي‎شوند تا اگر دستگير شدند صداي همه دربيايد

وي با اشاره به پول‎هاي كثيف توضيح داد: ممكن است كسي ميلياردها تومان اختلاس كرده باشد و بخواهد پولشويي كند يا رزومه فرهنگي براي خودش جور كند. در شبكه نمايش خانگي هم چنين چيزي وجود دارد؛ يعني طرف تهيه كننده مي‎شود تا اگر او را دستگير كردند خطر برخورد با او بالا برود. همان طور كه مفسدان اقتصادي در سراسر دنيا براي خودشان شبكه‎هايي درست مي‎كنند كه هزينه برخورد با آن‎ها بالا برود مثل خيريه، تيم فوتبال و جاهاي مردمي را راه اندازي مي‎كنند تا وقتي با آن‎ها برخورد مي‎شود صداي همه دربيايد.

كارگردان «عروس افغان» در پاسخ به اين‎كه اصولگراست يا اصلاح‎طلب، ادامه داد: اصولگرا و اصلاح‎طلب اصالت ندارد. براي من مردم و ايران و ميهن و انقلاب اسلامي كه مردم برايش خون دادند اصالت دارد. ما شاه ادكلن زده سوييس درس خوانده را بيرون كرديم نه اين‎كه كسي بيايد كه بچه‎هايش را بفرستد سوييس و از پول بيت‎المال درس بخواند و شاهانه زندگي كند.

نه طاغوت اصولگرا را مي‎خواهيم نه طاغوت اصلاح‎طلب

وي در پاسخ به اين سوال كه يعني با خارج درس خواندن افراد مشكل داريد، تصريح كرد: ملت ايران وقتي شاه را بيرون كردند مشكلشان با درس خواندن او در سوييس نبود. اگر ما دنبال حضرت امام راه افتاديم و برايش خون داديم، كسي كه حضرت امام را نديده بود به جبهه مي‎رفت و مثل شير به قلب دشمن مي‎زد اصلا هم آدم نظامي نبود ولي جانش را كه كسي عزيزتر از آن ندارد فدا مي‎كرد چون اين راه را قبول داشت و مي‎خواست اين فضاي طاغوتي از بين برود. ما اين طاغوت را بيرون كرديم اما حالا طاغوت ممكن است بگويد من اصلاح‎طلبم يا اصولگرا هستم. مي‎گوييم بيخود كرده اي. طاغوت، طاغوت است. ما طاغوت را نمي‎خواهيم. در اين باره نبايد جناحي نگاه كنيم.

طالبي درباره ماجراي توييتش در زمينه خانه سازي در بيابان و خانه‎هاي مسكن مهر گفت: بد است كه براي مردم خانه بسازند و آن‎ها به‎جاي كارتن در خانه بنشينند؟ هركسي كه مي‎خواهد باشد ما اين كارش را دوست داريم و از او تشكر مي‎كنيم. نبايد مردمي را كه اين خانه‎ها را مي‎خرند تحقير كنيم و بگوييم شما در قوطي كبريت زندگي مي‎كنيد. شما در جاي خوب خانه بسازيد. من توئيتي را براي آقايي نوشتم كه مي‎گفت مسكن مهر مزخرف است.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا با پولدارها مشكل داريد، گفت: من گفتم كسي مي‎گويد من خيلي مردمي ام و خود را به‎عنوان يك طلبه معرفي كند، طلبه مگر چقدر درآمد دارد؟ مسؤول حكومتي مگر چقدر درآمد دارد كه خانه ميلياردي داشته باشد. من با پولدار مشكل ندارم. مگر كمونيستم؟ پول رانت حرام است. فرض كنيد اگر من وزير مسكن هستم و در كار ساخت و ساز باشم درآمدم حرام است. امام تا زماني كه رهبر بود نگذاشت پسرش وارد كار شود. رهبر هم همين‎طور است من خبر دارم كه دامادشان دكتراي بازرگاني بين‎الملل دارد اما شرط ضمن عقد كرده‎اند كه تا من هستم حق كار بازرگاني نداري، اين يعني سيره انقلاب و راه امام. اين مخالفت با بازرگاني نيست.

وزير يك درآمد مشخص دارد پس چرا مثل ميلياردرها زندگي مي‎كند؟

وي تاكيد كرد: وقتي پول را به خودتان مي‎دهند، مي‎گوييد بخش خصوصي داده اما وقتي به جناح مخالفت بدهند، مي‎گوييد خصولتي بوده است. در صورتي كه هر دو خصولتي بوده است! وزير يك درآمد مشخص دارد اما وقتي مثل ميلياردرها زندگي مي‎كند و ساعت ميليوني مي‎بندد و ماشين ميلياردي سوار مي‎شود با او مخالفيم. نوش جان مردم كه بهترين ماشين‎ها را سوار شوند، بهترين زندگي‎ها را داشته باشند و بچه هايشان بهترين جاي دنيا درس بخوانند اما وقتي مي‎گوييد من طلبه ام، من مي‎خواهم برايتان كار كنم و بعد كه به جايي مي‎رسيد اوضاع عوض شود من با اين مشكل دارم. من نويسنده و كارگردان و تهيه كننده ام و براي هر كدام از اين‎ها پولي مي‎گيرم اما وقتي بيش از حد دستمزد بگيرم شما مي‎فهميد من فيلم نمي‎سازم بلكه دارم خودم را مي‎سازم.

«يتيم خانه ايران» در ۲ دانشگاه انگليس اكران شد

كارگردان «يتيم خانه ايران» درباره تاثيرات بين‎المللي اين اثر و پخش مستندي درباره آن در بي‎بي سي و همچنين سخنان علي سرتيپي درباره اكران بين‎المللي اين كار اظهار كرد: اين فيلم در ۲ دانشگاه انگليس اكران شده است. آقاي سرتيپي حرف مي‎زند اما عملش با حرفش متفاوت است. فيلم ما فيلمي نبود كه دولت انگليس از اكران آن خوشش بيايد اما بازيگرانش انگليسي بودند. از انگليس آمدند و در اين فيلم بازي كردند، سناريو را هم قبلش خوانده بودند. كسي به من گفت اگر آن‎ها بدانند مي‎خواهي در قصه چه بگويي يكي يكي مي‎روند اما وقتي آمدند ديدم خودشان ماجرا را مي‎دانند. آن‎ها نقش بدترين آدم‎ها را بازي كردند، بعد هم به كشورشان برگشتند. در انگليس هم اكران و از آن استقبال شد اما نتوانستند اكران را ادامه بدهند. از آرژانتين هم از من دعوت كردند يك هفته به آن‎جا بروم و حتي پيشنهاد دادند ۲ هفته هزينه‎هاي سفر را تقبل كنند اما به‎خاطر سلامتي نمي‎توانستم ۱۸ ساعت پرواز را تحمل كنم. در لبنان هم فيلم اكران شد با اين حال هم آقاي سرتيپي سرش خيلي شلوغ است و هم فيلم ما يتيم است.

واكنش بي‎بي سي بعد از ديدن «يتيم خانه ايران»

وي درباره ماجراي مستند بي‎بي سي توضيح داد: بي‎بي سي وقتي فيلم ما را ديد، گفت اين چه باگي در تاريخ بوده كه ما نمي‎دانستيم و حداكثر ۱۲ و حداقل ۳ ميليون ايراني در يك قحطي ايجاد شده، مردند. گفتند اين آنفولانزا اسپانيايي بوده است و به اين ترتيب بي‎بي سي سعي كرد روي جنايتي كه انجام داده بود ماله بكشد.

برآورد ۲۸ ميلياردي براي «يتيم خانه ايران»

طالبي در اين باره كه آيا ۸ ميليارد براي اين فيلم هزينه شده است، گفت: ۲۸ ميليارد در يك دفتر براي اين فيلم برآورد شده بود كه ما از آن دفتر بيرون آمديم و با ۸ ميليارد فيلم را در روايت فتح ساختيم. من در جايي كه فرماندهان سپاه بودند اين را مطرح كردم در حالي كه هيچ كس رقم دقيق ساخت فيلمش را نمي‎گويد.

 ادب و هنر

نگاهي به سريال «مينو» كه اين روزها از شبكه اول سيما روي آنتن رفته است

 مصطفي بيات

سريال «مينو» اولين تجربه سريال‎سازي اميرمهدي پوروزيري، داستاني عاشقانه دارد كه بعد از انقلاب و همزمان با آغاز جنگ روايت مي‎شود. قصه سريال درباره رابطه عاشقانه جاسوسي عراقي و يك پرستار است و داستان از پيش از شروع جنگ تا آزادي خرمشهر ادامه دارد. پوروزيري در اولين تجربه سريال‎سازي خود سراغ سوژه‎اي سخت رفته است كه حتي كارگردانان باسابقه هم با ترديد سمت چنين موضوعاتي مي‎روند؛ چرا كه ساخت سريالي كه داستان آن درحال و هواي دهه 60 مي‎گذرد بسيار سخت است، چه رسد به آن‎كه قصه مضموني جنگي هم داشته باشد. مخاطبان بسياري آن دوران را به ياد دارند و ساير مخاطبان جوان‎تر نيز به سهولت به عكس‎ها و فيلم‎هاي آن دوران دسترسي داشته و كوچك‎ترين خطايي در روايت قصه يا فضاسازي‎ها و طراحي صحنه و لباس را متوجه مي‎شوند و اين خطاها كه شايد در نگاه اول ساده به نظر برسند، در نهايت به عدم باورپذير بودن قصه و كاراكترها منجر خواهند شد. بنابراين ريسك و دشواري‎هاي ساخت سريالي كه قصه آن در دهه 60 مي‎گذرد علاوه بر سختي‎هاي معمول سريال‎سازي در دوراني كه رقابت بين شبكه‎هاي سيما براي جذب مخاطب بالا رفته است، دشواري‎ها و چالش‎هاي خاص خود را هم دارد.
با توجه به اين‎كه پخش سريال «مينو» به نيمه رسيده، مي‎توان گفت پوروزيري از پس اين كار برآمده و سريال هم فضا و هم كاراكترهايي باورپذير دارد. داستان «مينو» در لوكيشن‎هاي مختلفي از جمله بيمارستان، گمرك، رستوران و قهوه‎خانه و كوچه و محلات خرمشهر در سال‎هاي آغازين پس از انقلاب مي‎گذرد و گروه طراح صحنه و لباس با عملكرد خوب‎شان موفق شده‎اند در طراحي صحنه، دكور‎سازي و طراحي لباس ياد آن دوران را در ذهن مخاطب تداعي كنند. علاوه بر باورپذير بودن فضا و كاراكترها كه نقشي مهم در موفقيت سريال داشته است، قصه پرفراز و نشيب «مينو» هم در جذب مخاطب موثر بوده است. داستان سريال فضايي عاشقانه و ريتمي تند دارد و مخاطب در هر قسمت با كلي از اتفاق‎هاي جديد روبه‎رو مي‎شود و پايان هر قسمت نيز به نحوي است كه تماشاگران را براي ديدن قسمت بعدي كنجكاو و مشتاق نگه مي‎دارد. احتمالا با وارد شدن داستان به فاز دوم يعني بخش جنگ، ريتم سريال از اين هم تندتر خواهد شد. «مينو» سريالي پر‎بازيگر است و يكي از محاسن آن نقش‎آفريني بازيگران تازه‎كار و جوان در كنار پيشكسوت‎هاست. بازيگران مثلث عاشقانه سريال و دوستان و همكاران‎شان در قصه جواناني هستند كه اغلب تجربه‎هاي اول‎شان را در بازيگري تجربه مي‎كنند و در كنار آن‎ها بازيگراني مانند محمود پاك‎نيت، پروانه معصومي و سياوش تهمورث نقش‎آفريني كرده‎اند كه مانند هميشه درخشانند. اين‎كه در يك فيلم يا سريال به جوانان فرصت داده شود تا در نقش‎هاي اصلي توانايي‎هاي خود را اثبات كنند اتفاقي است كه كم‎تر رخ مي‎دهد؛ چراكه اغلب كارگردانان و تهيه‎كنندگان تمايل بيش‎تري به جذب چهره‎ها با هدف پرمخاطب شدن كارشان دارند. در سريال «مينو» اما 2 نقش اصلي سريال به مهديه نساج در نقش مينو و سلمان فرخنده در نقش عزيز سپرده شده است كه هر دو از پس نقش‎هاي دشوارشان به خوبي برآمده‎اند. ديگر نكته قابل توجه سريال «مينو» پررنگ بودن كاراكترهاي زن در داستاني جنگي است. در فيلم‎ها و سريال‎هايي با مضمون دفاع‎مقدس، زنان اغلب در نقش‎هاي حاشيه‎اي ديده مي‎شوند؛ نقش‎هايي كه بيش‎ترشان پرداخت مناسبي ندارند و به سرعت از ذهن مخاطب پاك مي‎شوند اما شخصيت‎محوري مجموعه تلويزيوني«مينو» همان‎طور كه از نامش پيداست يك زن است؛ زني كه يك‎تنه بار مشكلات زندگي را بر دوش مي‎كشد و در غياب پدر فرزندش كه آن‎ها را رها كرده و به خارج از كشور رفته، وظيفه سنگين مادري‎اش دو برابر شده است. مينو در مواجهه با مشكلات و مصايب صبور است و همواره تصميم‎هاي عاقلانه و هوشمندانه مي‎گيرد و به احساسات مادرانه و زنانه‎اش اجازه نمي‎دهد در مواقع بحران بر منطقش غلبه كنند. مينو حتي پس از آتش‎سوزي گمرك و سوختگي و نابينا شدن پسرش، در رسيدگي به ساير بيماران بيمارستان كوتاهي نمي‎كند و در موقعيت‎هاي دشوار محكم ايستادگي مي‎كند. ديگر شخصيت‎هاي زن كه در قصه نقشي پررنگ دارند خواهر و مادر رضا هستند. تماشاي سريال «مينو» در كنار تمام جذابيت‎هاي داستاني‎اش يادآور خاطرات روزهاي ابتدايي جنگ و زماني است كه مردم شهرهاي مرزي همچون خرمشهر و آبادان با دست خالي و كم‎ترين امكانات از شهر و ديار خود دفاع كردند. درباره جنگ، فيلم‎ها و سريال‎هاي بسياري ساخته شده است اما همچنان حق مطلب درباره آن‎هايي كه در روزهاي ابتدايي جنگ بعضا حتي بدون در دست داشتن اسلحه و مهمات با گوشت و خون خود از شهرشان دفاع كردند و وقتي شهر به دست عراقي‎ها افتاد نيز از هدف‎شان عقب‎نشيني نكرده و تنها پس از 6 ماه شهر خود را اگر چه ويران اما از دشمن باز پس گرفتند هنوز ادا نشده است. اميد است با پخش سريال‎هايي مانند «مينو» مسؤولان بار ديگر به ياد رشادت‎ها و ازخودگذشتگي‎هاي مردم اين شهر افتاده و به ياد داشته باشند كه خرمشهر آزاد شد اما آباد نشد.