صفحه جوان

با حس نااميدي چه بايد كرد؟

زماني كه احساسات منفي و نااميدي در زندگي ما ايجاد مي‎شوند مي‎توانيم با آن‎ها مبارزه كنيم تا در زندگي ما را با مشكلات بعدي روبه‎رو نسازند.

نكته مهم

به ياد داشته باشيد كه هرگز ناكامي‎هاي خود را در قالب ناتواني يا خشم به نزديكانتان نشان ندهيد.

اخبار نا‎اميدكننده و اتفاق‎هاي بدي كه مي‎افتد تمام ذهن شما را درگير مي‎كند و اين جاست كه اين اتفاق‎هاي بد از شما مطالبه مي‎كند و شما بايد مقرري‎اش را بپردازيد.

بنابراين، زمان‎هايي وجود دارد كه به واسطه خبرهاي بدي كه ناگهان به شما مي‎رسد احساس نااميدي مي‎كنيد و تا حدودي اين خبرها به شما القاء شده است كه باعث شده به اين نااميدي برسيد؛ احساسي كه منجر به نااميدي در كار و ازدواج مي‎شود.

اما واقعيت اين است كه ذهن انسان‎ها كاملاً به اين مسائل واكنش نشان مي‎دهد؛ بنابراين شرايط دشوار و سختي كه يك فرد در آن قرار مي‎گيرد تاحدودي مي‎تواند مسير غلبه بر آن را پيدا كند و بدرخشد.

درحقيقت با شيوه‎اي كه مغز ما طراحي شده است امكان ندارد كه اين غم و اندوه طولاني مدت ادامه يابد

بعضي زمان‎ها ما نياز به تلنگر داريم؛ يك يادآوري ملايم كه به ما كمك مي‎كند با نااميدي خودمان كنار بياييم.

مقابله با نااميدي

مقابله با هر نااميدي كه ممكن است در محيط كار، روابط اجتماعي با دوستان باشد تا حدودي از يك روش خاصي تبعيت مي‎كند البته گام‎هايي كه براي مقابله برداشته مي‎شود بر اساس شرايطي كه فرد در آن قرار گرفته است نااميدي را تغيير خواهد داد اما اين موضوع به شدت شرايط بستگي دارد؛ و گرنه نحوه برخورد يكي است.

مراحلي كه در زير مي‎آيد نحوه غلبه بر نااميدي را نشان مي‎دهد.

‎لطفا گريه كنيد!

گريه كردن به اشتباه علامت ضعف گفته شده است به‎ويژه جايي كه مردان بيش‎تر نگران اين مساله هستند.

گريه كردن مكانيزمي است كه همه هيجان‎هاي دروني را تخليه مي‎كند، همچنين تمام استرس‎ها و تنش‎ها را از شما دور مي‎كند و احساس راحتي و سبكي مي‎كنيد.

بنابراين اگر اشكتان مي‎خواهد سرازير شود جلويش را نگيريد و بگذاريد سرازير شود. تنها زماني كه شما به ذهنتان اجازه خلاصي از سموم را مي‎دهيد قادر خواهيد بود كه گام‎هاي مورد نياز براي خوب شدن و التيام را برداريد.

رخدادها را بپذيريد

هر چيزي كه برايتان اتفاق مي‎افتد را بپذيريد، بسياري از افراد مي‎خواهند از زير بار احساسات غم‎انگيز شانه خالي كنند چرا كه براي آن‎ها دردناك است؛ اما تنها پذيرفتن واقعيت است كه آن‎ها را آرام خواهد كرد. اتفاق نااميدكننده‎اي كه در زندگي‎تان روي مي‎دهد را بپذيريد.

اما چرا پذيرفتن اتفاق‎هاي زندگي براي مقابله با احساسات ناخوشايند ضروري است؟ زيرا در اين صورت افكارتان آرام نخواهد شد و شما با افكارتان كنار نخواهيد آمد. افكار منفي و نااميد كننده در آينده با كم‎ترين تحريكي اوج گرفته و حتي بيش از آن چه شرايط ايجاب مي‎كند، منجر به آزار فرد مي‎شود.

خودتان را متحول كنيد

برخي افراد به شدت به عمق فاجعه مي‎روند و آن‎قدر در غم خود فرو مي‎روند كه حاضر نيستند از آن شرايط بيرون بيايند.

انسان‎ها در دلسوزي به خويشتن و فاز «واي بر من» مستعد هستند. اما اگر اين فاز نگذرد و اجازه داده شود كه احساسات بد در زندگي روزمره شما مداخله كند، بر بهره‎وري و آرامش ذهن شما تاثير خود را مي‎گذارد. اين لحظه زماني است كه بايد با خودتان بگوييد «ديگر بس است» و بايد سعي كنيد خودتان را تغيير دهيد و به زندگي ادامه دهيد.

خانه را به محل شادي تبديل كنيد

احساس نااميدي از شكست‎هاي مكرر و شادي‎هاي اندكي كه مردم به دنبالشان هستند به وجود مي‎آيند.

در چنين زمان‎هايي چه كار بايد كرد؟

فيلم‎هاي خنده دار تماشا كنيد كه خنده شما را تضمين كند. اوقات خودتان را با فردي كه به او علاقه داريد بگذرانيد. زمانتان را با افرادي كه شما را خوشحال مي‎كنند، بگذرانيد.

به دنبال ورزش‎هاي ماجراجويانه برويد. چاي بنوشيد. با افرادي كه به طبيعت علاقه‎مندند روابط داشته باشيد. كتاب بخوانيد. كشف كنيد كه چه چيزي در زندگي شما را به پيش مي‎برد.

اگر هيچ كدام از اين‎ها به شما كمك نكرد، خودتان را مجبور كنيد كه بخنديد و اين خنده اجباري علائمي را به مغزتان مي‎فرستد و شما را خوشحال مي‎كند و احساس شما به آهستگي بهتر مي‎شود.

با احساسات منفي مقابله كنيد

در مورد رويداد غم‎انگيزي كه رخ داده است بينديشيد و آن را با آن چه اتفاق افتاده است، در چشم‎انداز زندگي خود قرار دهيد. آيا اين مساله‎اي كه به وجود آمده اثر ماندگار و طولاني مدتي در زندگي شما خواهد داشت؟ آن چه اكنون اتفاق افتاده آيا در سال‎هاي آينده براي شما مهم خواهد بود؟

اگر پاسخ‎ها به يك «نه» برمي‎گردد پس شما مي‎دانيد كه همه اين چيزها به شكل جزر و مدي است كه مي‎گذرد.

در اين‎گونه مواقع احساسات منفي موجب مي‎شود كه به درستي فكر نكنيد؛ بنابراين، افكار خودتان را به فهم اين‎كه احساسات منفي و اثرات آن‎ها ماندگار نيستند باز كنيد و از اكنون اجازه دهيد كه با آن‎ها مقابله كنيد.

برنامه‎ريزي كنيد

برنامه‎ريزي كمك مي‎كند تا از نااميدي كه شما را در درجات مختلف تحت تاثير قرار مي‎دهد دور باشيد.

ليستي از همه چيزهايي كه از رويدادها ياد گرفته‎ايد بنويسيد؛ درس‎هايي كه يادگرفته و مواردي كه تجربه كرده‎ايد و چيزهايي كه به شما كمك كرد تا بيابيد كه كجا هستيد و چرا اين چيزها ضروري است؛ چرا كه كمك مي‎كند تا چيزهاي بيش‎تري درباره مردم و خودتان بدانيد و اين‎كه اگر اتفاق‎هاي مشابهي درآينده افتاد چگونه واكنش نشان دهيد.

بعد از اين شما يك طرح و نقشه داريد و تشخيص مي‎دهيد كه با انجام آن احساس راحتي مي‎كنيد و آن كمك مي‎كند كه شما آن را به راحتي يك مكالمه ساده با دوستان انجام دهيد.

بعد از آن احساس راحتي بيش‎تري مي‎كنيد و اين نااميدي‎هايي كه همواره شما را تهديد مي‎كرد و احساس كاستي مي‎كرديد برطرف مي‎شود و با اين طرحي كه شما براي مقابله با نااميدي انتخاب كرديد اكنون ايده‎اي داريد كه نشان مي‎دهد چه چيزي نياز است انجام شود و چه دوره‎اي را بايد پي‎گيري كنيد.

بنابراين بعداً شما درباره بسياري از چيزها كوتاه مي‎آييد.

اما بدانيد همواره چيزهايي وجود دارند كه باعث نااميدي مي‎شوند اما آن چه ما درباره آن بايد بدانيم اين است كه چه چيزي مهم است.

 جوان

حديث جوان
امام باقر عليه السلام:

با هواي نفساني خود مبارزه كن همان گونه كه با دشمنت مبارزه مي‎كني.
من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 410

ولايت و جوانان
جوان ايراني؛ سرشار، مستغني، سربلند، بااحساس شادي عميق در قلب خود

شما مي‎دانيد كه جوانان در دنيا چگونه‎اند؛ گروه‎هاي «رپ» و فلان و هزار نوع بليه اخلاقي و فكري. جوانان دنيا واقعاً به هزار نوع ابتلائات مبتلا هستند. گروه‎هاي «رپ» و اين چيزهايي كه حالا هست، زمان ما هم البته بود. زمان ما «بيتل»هاي معروف بودند كه حالا شنيده‎ام پيرمرد شده‎اند. چند وقت پيش ديدم كه در يك مجلّه خارجي شرح حالشان را نوشته‎اند كه هر كدام كجا هستند و چه كار مي‎كنند. آن گرفتاري‎هاي روحي، آن عقده‎هاي رواني، آن‎ها را به اين وادي‎ها مي‎كشاند. حالا كساني كه در كشورهاي عقب‎افتاده و دوردست از آن‎ها تقليد مي‎كنند، نمي‎فهمند كه آن بيچاره‎ها دچار چه بيماري‎هايي هستند! خيال مي‎كنند پيشرفتي است؛ در حالي كه اين يك انحطاط و سقوط است. در حالي كه دنيا گرفتار چنين وضعي بود، جوانان ما آن‎طور وضعي داشتند. در ايران، جوان، سرشار، مستغني، سربلند، بااحساس شادي عميق در قلب خود، احساس انجام وظيفه، احساس روشن‎بودن هدف - كه چه كار مي‎كند و براي كه كار مي‎كند - و بحمدالله فائز و برخوردار به اعتلاي حقيقي و معنوي بود كه خداي متعال به او داده بود.

حكايت
خواجه بخشنده و غلام وفادار

درويشي كه بسيار فقير بودو در زمستان لباس و غذا نداشت، هرروز در شهر هرات غلامان حاكم شهر را مي‎ديد كه جامه‎هاي زيبا و گرانقيمت بر تن دارند و كمربندهاي ابريشمين بر كمر مي‎بندند. روزي با جسارت رو به آسمان كرد و گفت خدايا! بنده نوازي را از رئيس بخشنده شهر ما ياد بگير. ما هم بنده تو هستيم.
زمان گذشت و روزي شاه، خواجه را دستگير كرد و دست و پايش را بست. مي‎خواست بيند طلاها را چه كرده است. هرچه از غلامان مي‎پرسيد آن‎ها چيزي نمي‎گفتند. يك ماه غلامان را شكنجه كرد و مي‎گفت بگوييد خزانه طلا و پول حاكم كجاست؟ اگر نگوييد گلويتان را مي‎برم و زبانتان را از گلويتان بيرون مي‎كشم. اما غلامان شب و روز شكنجه را تحمل مي‎كردند و هيچ نمي‎گفتند. شاه آن‎ها را پاره پاره كرد ولي هيچ يك لب به سخن باز نكردند و راز خواجه را فاش نكردند. شبي درويش در خواب صدايي شنيد كه مي‎گفت: اي مرد! بندگي و اطاعت را از اين غلامان ياد بگير.

پند و اندرز
نبايد تصور كنيم به صرف عقيده به تشيع، حتما بهشتي مي شويم

معمولاً يك غرور كاذب در بين گروهي از شيعيان هست كه بر اساس آن تصوّر مي‎كنند به صرف عقيده به تشيع و با محبّت و اظهار ارادتي كه به اهل‎بيت«سلام‎الله‎عليهم» دارند، حتماً بهشتي مي‎شوند و خود را از عمل صالح بي‎نياز مي‎پندارند. اين غرور، از سخنان نسنجيده بعضي از روحانيون، اهل منبر يا مداح‎ها نشأت گرفته است؛ كساني كه به مستمعين خود اميد واهي مي‎دهند و مي‎گويند: صرف محبّت اهل‎بيت«سلام‎الله‎عليهم» و عزاداري براي ايشان، انسان بهشتي مي‎شود، هرچند عمل ديگري در كارنامه اعمال خويش نداشته باشد. نتيجه اين سخن، آن است كه برخي افراد غافل، از يك سو مي‎گويند: همه غرق گناهيم و يك حسين داريم، و از سوي ديگر، نماز نمي‎خوانند يا حقّ مردم را به‎خوبي ادا نمي‎كنند.
بايد توجه شود كه ما به شفاعت و دستگيري امام حسين«سلام‎الله‎عليه» اميد فراوان داريم، امّا اميد به رستگاري، بدون عمل به دستورات ديني و بدون توبه و بازگشت به سوي خدا، اميد احمقانه است. نظير كشاورزي كه بذر نكارد و اميد به برداشت محصولات عالي داشته باشد.
چه خوش گفت دهقان به فرزند خويش
كه‎اي نور ديده، به جز از كشته، ندروي
برخي بر اين تصوّرند كه مي‎توانند هر گناهي مرتكب شوند، ولي با عزيمت به زيارت قبور ائمّه‎هدي«سلام‎الله عليهم» مستحقّ بهشت شوند. نماز كه نمي‎خواند يا كاهل نماز است، هيچ، چه ظلم‎ها، جنايت‎ها و بدي‎هايي به مردم مي‎كند، اهل فساد و فحشا و بي‎عفتي هم هست، بعد هم مي‎رود مشهد و بر مي‎گردد و مي‎گويد: امام رضا«سلام‎الله‎عليه» گفته‎اند: من در قيامت در چند موضع، به فرياد زائرم خواهم رسيد و او را به بهشت مي‎برم. بله، امام رضا«سلام‎الله‎عليه» چنين حديثي دارند و فرموده‎اند در چند موقف، از جمله: هنگام تحويل نامه اعمال، در صراط و در ميزان، به فرياد زائران خويش مي‎رسندو ما نيز عقيده و اميد به اين لطف حضرت رضا«سلام‎الله عليه» داريم؛ امّا كسي كه در به‎جا آوردن واجبات به‎خصوص نماز كوتاهي كرده، كسي كه به مردم مديون است و حقّ ديگران را ضايع كرده يا كسي كه در زندگي اهل بي‎حجابي، بدحجابي، يا فساد و فحشاء بوده است، نمي‎تواند از لطف و مرحمت امام رضا«سلام‎الله‎عليه» استفاده كند.
بعضي از افراد تصوّر مي‎كنند عزاداري رافع واجبات است. عزاداري اهل‎بيت«سلام‎الله‎عليهم» افضل قربات و علّت مبقيه براي تشيع است، امّا جاي نماز يا جاي حق‎النّاس را نمي‎گيرد. يكي از عزاداران گفته بود: من براي برپايي مراسم روضه، سه روز است كفش از پا در نياورده‎ام. گفته بودند: پس وضو چگونه گرفتي؟ كي نماز خواندي؟ با عصبانيت گفته بود: من آن ابوالفضلي كه نتواند جواب نماز را بدهد، قبولش ندارم. معلوم است كه حضرت اباالفضل«سلام‎الله‎عليه» نيز او را قبول ندارد، چون كافر عملي است.
آيت‎الله مظاهري