صفحه ادب و هنر

نگاهي به كتاب «ماه به روايت آه» اثر مرحوم ابوالفضل زرويي نصرآباد

 حسام آبنوس

ابوالفضل زرويي‎نصرآباد؛ نامي كه حالا بايد يك پيشوند «مرحوم» هم به ابتداي آن اضافه كنيم و اين طور بخوانيمش: «مرحوم ابوالفضل زرويي‎نصرآباد». اما همين كه نام اين مرحوم به زبان مي‎آيد هر شنونده‎اي(البته هر شنونده‎اي هم كه نه، چون مگر اهالي فرهنگ و هنر بخصوص ادبيات در ميان مردم چقدر شناخته‎شده هستند) ياد وجه طنز شخصيت ادبي او مي‎افتد؛ شخصيتي كه با اشعار طنزش سال‎ها خاطرات خنده‎دار و البته تلنگرآميزي براي‎مان ساخت. او طنز را نه ابزاري براي تسويه‎حساب سياسي، بلكه به روشي براي بيدار شدن جامعه در برابر رخدادهاي دور و برشان تبديل كرد. با اين حال اگر گاهي گزنده سرود(كه ويژگي طنز همين گزندگي و غيرخنثي بودن است، البته با رعايت ادب و احترام) اما همان هم خنده به لب‎ها آورد ولي با خداحافظي تلخي كه داشت همه را حسابي گرياند. اما بهانه اين يادداشت نوشتن از زرويي و وجوه طنزآميز ادبيات او نيست، بلكه او آثاري هم دارد كه كاملا مخاطب ناآشنا با خود را غافلگير مي‎كند. اگر به كسي بگوييم او نثري جدي با درونمايه مذهبي دارد شايد آن‎هايي كه مرحوم زرويي‎نصرآباد را نمي‎شناسند، باور نكنند كه از آن طبع شوخ و طناز، چنين نثر لطيف و رواني جوشيده باشد. بايد از نخستين مواجهه خودم با كتاب «ماه به روايت آه» حرف بزنم. مگر مي‎شود با متني مواجه نشد و از آن حرف زد. البته كه شدني است ولي در هر صورت كار ساده‎اي نيست. من هم ابتدا يكي از آن‎هايي بودم كه وقتي شنيدم مرحوم زرويي‎نصرآباد نثر مذهبي دارد باورم نشد، چون تصوير من از زرويي‎نصرآباد(اصلا در زبان نمي‎چرخد بگوييم «مرحوم» زرويي‎نصرآباد) به كتاب «اصل مطلب» بازمي‎گردد كه اشعار طنز او در روزنامه همشهري را شامل مي‎شد؛ اشعاري كه بارها و بارها خواندم و برخي را با صداي بلند براي نزديكان قرائت كردم. براي همين بود وقتي با كتاب «ماه به روايت آه» روبه‎رو شدم چشمانم را ماليدم كه اگر خواب مي‎بينم بيدار شوم اما وقتي ديدم بيدارم و خبري از رويا نيست، باور كردم كه قرار است با نثري از «ملانصرالدين» روزگارمان روبه‎رو باشم كه مي‎خواهد از حضرت عباس بن علي(ع) حرف بزند. عادت كرده‎ام حين خواندن قضاوتي نكنم و چند مرتبه‎اي كه حين خواندن، متني را قضاوت كردم بعدا پشيمان شدم. دو زانو در برابر نثر صيقل خورده زرويي‎نصرآباد نشستم. هم نثر خاصيتي داشت كه خواننده را به ادب وا مي‎داشت و هم شخصيتي كه نثر براي توصيف او به خدمت گرفته شده بود، مظهر ادب بود و بي‎ادبي در برابرش كمال دنائت و پستي. زرويي كه ديگر چند روزي است در ميان ما نيست، در اين كتاب حق مطلب را ادا كرده بود، اداي ديني به صاحب نام خويش كه در وصف نگنجد يا قلم چون من، ياراي توصيف نثر و شخصيتي مانند زرويي‎نصرآباد را ندارد. روايتي ملموس از ماه بني‎هاشم با ظرفيت‎هاي نثر فارسي، اتفاقي است كه در «ماه به روايت آه» خواننده با آن روبه‎رو شده است؛ موضوعي كه در ميان نويسندگان يا به آن توجه نشده يا اگر بخواهيم مثال بزنيم جز معدود آثاري كه برخي قوام و قدرت لازم را براي بيان جايگاه رفيع خاندان وحي ندارند، اثر ديگري در ميان نيست. شايد پيش از زرويي‎نصرآباد تنها سيدمهدي شجاعي باشد كه از ظرفيت‎هاي نثر فارسي و ظرافت‎هاي آن براي توصيف خاندان رسالت‎مآب سود برده است.

ابوالفضل زرويي‎نصرآباد به مخاطب خود نشان داده كه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. او كه به طنازي شهره است در برابر برادر باوفاي سيدالشهدا(ع) ادب پيشه كرده و با نثري فاخر و سالم به روايت ماه دست زده است. او در كتابش پا را از حدود و خطوط قرمز فراتر نگذاشته و همواره مسير ادب پيموده تا اثري به قدر بضاعتش در توصيف مقام رفيع سقاي دشت كربلا خلق كند. خلق اثر ديني همواره يكي از موضوعات پرمناقشه در ميان اهل ادب بوده و ميان طيف‎ها و جريان‎هاي مختلف ادبي موضوعي بوده كه بارها بر سر آن به مجادله برخاسته‎اند. زرويي‎نصرآباد در «ماه به روايت آه» تلاش كرده نه به ورطه غلو افتاده و نه درصدد تخفيف جايگاه اولياي دين باشد. اين نويسنده كوشش كرده روايتي از حضرت عباس(ع) را با به خدمت گرفتن نثري پخته به خواننده ارائه كند تا پس از پايان كتاب علاوه بر اين‎كه لذت رويارو شدن با نثر فارسي برايش فراهم شده، تصويري ارادتمندانه توام با عقلانيت از شخصيت كتاب در ذهن خواننده نقش ببندد. يكي از نكاتي كه در روايت‎هاي ديني ديده مي‎شود اين است كه ما كم‎تر راوي دشمن داريم. احتمالا در مرور تاريخ با روايت‎هايي كه دشمنان اهل بيت(ع) راوي آن‎ها هستند روبه‎رو شويم كه به‎جايگاه، مقام و منزلت اين خاندان اشاره مي‎كنند اما اين روايت در ميان عامه رواج ندارند اما زرويي در اين كتاب تلاش كرده تصويري از قمربني هاشم(ع) از زبان دشمن را نيز به نمايش دربياورد كه نشان از توانايي او در خلق چنين روايتي دارد؛ روايتي كه در آن خواننده از زاويه دشمن شاهد تصوير مروي است و اين ابتكاري خلاقانه و البته هنرمندانه است كه در نثر زرويي‎نصرآباد مي‎توان آن را به تماشا نشست. پايبند بودن به منابع و استنادات تاريخ يكي ديگر از وجوه اين كتاب است. زرويي‎نصرآباد در توصيف شخصيت علمدار كربلا نه‎تنها عاطفه و خلاقيت را به كار بسته تا اثري متفاوت عرضه كند، بلكه تلاش خود را صرف كرده تا از چارچوب مستندات تاريخي نيز پا را فراتر نگذارد تا خدشه‎اي به شخصيت اصيل كتابش وارد نشود؛ 12 روايتي كه خواننده را با خود به روزگار پيش از كربلا مي‎برد و تلاش مي‎كند او را در رويارو شدن با شخصيت درخشان حضرت عباس(ع) عمق ببخشد. زرويي‎نصرآباد در «ماه به روايت آه» همت خود را صرف اين كرده كه بدون اغراق و زياده‎گويي تصويري از قمر بني هاشم(ع) را به خواننده نشان دهد. نكته‎اي كه همين جا بايد به آن اشاره شود اين است كه با وجود ارادت وصف‎نشدني ايرانيان به مقام عباس بن علي(ع) اما غير از اين كتاب و يكي دو مورد ديگر، اثري درخور اين جايگاه، در سابقه ذهني خوانندگان نثر فارسي ديده نمي‎شود و خب زرويي‎نصرآباد با «ماه به روايت آه» توانسته اين افتخار را نصيب خود كند كه يكي از انگشت‎شمار راويان تمثال حضرت ابوالفضل العباس(ع) در نثر فارسي باشد، آن هم روايتي قابل استناد كه از ظرفيت‎هاي نثر فارسي بهره برده و خواننده را در يك تجربه فوق‎العاده از خوانش نثر متقن فارسي شريك مي‎كند. با مرور كارنامه مرحوم ابوالفضل زرويي‎نصرآباد علاوه بر اين‎كه قالب‎هاي نثر و نظم به چشم مي‎آيد كه اين موضوع، خواننده هوشمند را ياد سعدي شيرازي مي‎اندازد، تنوع مضمون نيز چشمگير است كه اين رنگين‎كمان مضامين نشان‎دهنده افق‎هاي گسترده در ذهن و زبان اين اديب است، كه 2 ساحت طنز و غيرطنز را در كارنامه خود جاي داده و در هر دو نيز در بالاترين سطح قرار دارد. اين توانايي در ميان اهالي ادبيات اگر هم موجود باشد كم‎تر خودنمايي مي‎كند كه هم در نثر و هم در نظم دست به طبع‎آزمايي بزنند و در واقع يكي را كه در آن چيره‎دست‎تر هستند علني مي‎كنند و ديگري را با خود به خلوت مي‎برند، ولي ابوالفضل زرويي‎نصرآباد هر دو را به جلوت آورده و در معرض قضاوت و داوري مخاطب قرار داده است. به اذعان داوران منصف و البته صاحب صلاحيت داوري، او در هر دو زمينه نه‎تنها موفق است، بلكه معيارهاي يك اثر برجسته و البته برگزيده را دارد. «ماه به روايت آه» اثر متفاوت ابوالفضل زرويي‎نصرآباد را كه در ۱۹۶ صفحه نگارش يافته، نشر كتاب نيستان منتشر كرده است. شايد بايد اين متن و متن‎هاي مشابه آن در روزگاري كه مرحوم زرويي‎نصرآباد در قيد حيات بود نوشته مي‎شد تا هم بداند آثارش چه تاثيري بر ذهن و زبان مخاطبان گذاشته و هم اين‎كه انگيزه توليد نمونه‎هاي موفق ديگري پيدا كند. هرچند هيچ‎كسي گمان نمي‎كرد كه زرويي‎نصرآباد در جرگه كساني باشد كه زير پنجاه سال دنيا را براي اهل دنيا مي‎گذارد و به ديار باقي مي‎شتابد.

 ادب و هنر

پول هاي نامعلوم، مافياي اكران و سينماي مبتذل!

صحبت‎هاي مسعود فراستي درباره ايجاد يك گرايش در سينماي ايران تحت عنوان «سينماي مبتذل» يك دغدغه مهم است؛ جايي كه براي خنداندن هركاري توسط هنرمندان و فيلمسازان انجام مي‎شود حتي سخيف، مبتذل و بدون محتوا! آثار نمايشي ساخته مي‎شوند تا پيام داشته باشند. اما در سينما به سراغ هر نوع پرداختي رفتيم و در تلويزيون هم با سلبريتي‎ها همراه شديم. اما واقعاً چرا چنين اتفاقي افتاده و محتواي آموزشي و كاربردي سينما و آثار نمايشي براي مخاطب ندارند؟ اصغر سمسارزاده بازيگر و گوينده راديو درباره اين اتفاق يك نكته جالب مطرح مي‎كند؛ او به خبرنگار خبرگزاري تسنيم مي‎گويد: «مشكل به ابتذال رفتن سينما و عدم تأثيرگذاري آثار نمايشي ما به پول‎هايي برمي‎گردد كه معلوم نيست از كجا مي‎آيند و صاحبان سرمايه آن چه هدفي دارند. نام آن را رانت مي‎گذارند و اصلاً آن‎ها مي‎گويند كه چه كسي بازي كند، كارگرداني كند يا راهبري! خيلي اهل كارشناسي و كار تخصصي نيستند بيش‎تر به دنبال گيشه و زرق و برقند. در اين راستا براي مخاطب هيچ جايگاهي ديده نمي‎شود. چه بخواهيم و چه نخواهيم اين پول‎هاي كثيف به سينماي ايران آمده‎اند. اين‎ها را ما نمي‎شناسيم ولي هركه هستند سينماگر نيستند. هرچه زودتر بايد جلوي اين پول‎ها گرفته شود مگرنه بايد شاهد اضمحلال اين سينما باشيم».
به گزارش خبرنگار فرهنگي باشگاه خبرنگاران، پويا منوچهر اكبرلو منتقد سينما و تلويزيون در پاسخ به اين سوال چرا سينماي ايران مسير ابتذال و سخيف‎ساختن را در دستور كار خود قرار داده است، تصريح كرد: سينماي ايران مسير ابتذال را در پيش گرفته، چون شكل ناسالمي در روند توليداتش دارد. به همين‎خاطر ماحصل آن يكسري فيلم‎هاي بدون محتوا و دور از اخلاق است كه روي پرده مي‎روند. حتي اگر از منظر سرگرم‎كننده بودن به آن نگاه كنيم كه دليل اصلي حضور تماشاگر در سينماست هم حرفي براي گفتن ندارند؛ زيرا بسياري از خانواده‎ها خجالت مي‎كشند يك دورهمي در سينما داشته باشند. پيش از اين يكي از تفريحات مناسب خانواده‎هاي ايراني رفتن به سينما بود و حالا پدرها و مادرها ترجيح مي‎دهند يا تنها به تماشاي فيلمي بنشينند يا به سينما نروند.
وي با اشاره به اين‎كه استفاده از پول‎هاي دولتي همواره اين آفت را دارد كه رانت ايجاد شود، گفت: يكي از اتفاقاتي كه باعث شد تا سينماي ما رو به ابتذال حركت كند ساز و كار ناسالم و غيرطبيعي سرمايه‎گذاري براي ساخت يك فيلم سينمايي است. يعني حضور مستقيم يا پنهان پول‎هاي دولتي است كه يا به شكل عيان و با اعلام در تيتراژ يا اين پول‎ها به‎صورت پنهان به برخي از فيلم‎ها تزريق مي‎شوند. استفاده از پول‎هاي دولتي همواره اين آفت را دارد كه رانت ايجاد شود؛ چرا كه فيلم رانتي كم‎تر نياز و توجهي به سلايق يا نياز مخاطب دارد. به همين خاطر است كه انبوهي از فيلم‎هاي مشابه با سوژه‎ها، بازيگران و خط داستاني تكرار شونده، به سرعت و شتاب زده توليد مي‎شوند.
اكبرلو با بيان اين‎كه در بخش خصوصي نبايد توقع سرمايه‎گذاري در زيرساخت‎ها را داشته باشيم، تأكيد كرد: بخش ديگري از ناسالم بودن روند توليد به ورود پول‎هايي برمي‎گردد كه منشأ آن مشخص نيست. اين‎كه سرمايه‎هاي بخش خصوصي وارد سينما شود ايده‎آل صنعت سينماست. يعني بودجه‎هاي دولتي بايد صرف آموزش، پژوهش و گسترش زيرساخت‎ها شود و نه سپردن به برخي از تهيه‎كنندگان و كارگردانان! اما در بخش خصوصي نبايد توقع توجه به زيرساخت‎ها يا مثلاً توجه به جوان‎ترها و زمينه‎سازي براي تجربه‎اندوزي آن‎ها را داشته باشيم؛ زيرا بخش خصوصي توقع دارد كه اين سرمايه‎گذاري همراه با بازگشت سرمايه به اضافه سود معقول باشد.
وي با اشاره به اين‎كه سوژه‎هاي ثابت يا شوخي‎هاي تكرار شونده مردم را از سينما ناراحت كرده است در ادامه اضافه كرد: در حال حاضر بدون نگاه كارشناسي متوجه مي‎شويم تكرار بسيار زياد چند سوژه ثابت يا شوخي‎هاي تكرار شونده نه تنها جذابيت لازم را ندارد بلكه جز موارد استثنايي، تماشاگر رغبتي به هزينه كردن و تماشاي اين فيلم‎ها را ندارد. اما اين آثار به تعداد زياد توليد و تكثير مي‎شوند و ما را با اين سوال روبه‎رو مي‎كند كه چرا سرمايه گذاران حاضر هستند كه اين عرصه پر ضرر را ادامه دهند؟
منتقد سينما و تلويزيون با تأكيد بر اين موضوع كه بسياري از فيلم‎هايي كه در جشنواره هستند رنگ پرده را نمي‎بينند و فيلم‎هايي كه تمايلي به جشنواره ندارند پروانه نمايش مي‎گيرند، افزود: اين پول‎ها قرار است در سينما هزينه شوند براي اين‎كه رد آن‎ها گم شود يا به‎صورت پنهاني در حال مصرف بودجه‎هاي عمومي هستند، مساله ديگري را نمي‎توان تصور كرد. چرا كه هر سرمايه‎گذار، زماني كه كالايش مورد استقبال واقع نشد سعي مي‎كند مسير خود را تغيير دهد. اين روند ناسالم توليد فيلم، خروجي‎اش وضعيت كنوني اكران سينماهاست. جالب اين است كه بسياري از فيلم‎هايي كه در جشنواره‎ها مطرح مي‎شوند كم‎تر رنگ پرده را به خود مي‎بينند و برعكس فيلم‎هاي در حال اكران بسياري از آن‎ها هيچ تمايلي به حضور در جشنواره ندارند.
وي در پايان خاطرنشان كرد: اين فيلم‎هايي كه كم‎تر به جشنواره‎ها راه پيدا مي‎كنند يا تمايلي ندارند، شتاب زده ساخته مي‎شوند و به راحتي نيز فرصت اكران پيدا مي‎كنند. اين همان چيزي است كه از آن به‎عنوان مافياي توليد يا مافياي اكران ناميده مي‎شود. تا زماني كه اين روند ناسالم و حضور پول‎هاي نامعلوم بيت‎المال يا بخش خصوصي بدون هيچ كنترلي در صنعت سينما حضور دارد فضاي عمومي اكران در اختيار اين فيلم‎هاي سخيف و مبتذل خواهد بود.