صفحه بين الملل

بررسي تحولات جمعيت مسلمانان و يهوديان در فلسطين / بخش نخست

 صالح قاسمي

فهم مفاهيمي مثل غصب، رژيم اشغالگر، دولت صهيونيستي، ملت جعلي و... به درستي و به‎طور كامل ميسر نخواهد بود، مگر اين‎كه پيشينه تحولات جمعيتي در فلسطين اشغالي و سير تاريخي شكل‎گيري هويت جعلي ملت، دولت و كشوري به نام اسرائيل را مرور كنيم. اگرچه در جمعيت پژوهي اصل بر اين است كه تغييرات جمعيتي خطي نيست و متغيرهاي تأثيرگذار بر تحولات جمعيت پيوسته در حال تغيير هستند و اين موضوع هرگونه آينده نگاري تحولات جمعيتي را به امري دشوار و نسبي مبدل مي‎سازد، در عين حال اشراف علمي و البته نسبي بر نحوه تحولات جمعيت نيز مي‎تواند منشأ اتخاذ بسياري از سياست‎ها و راهبردهاي كلان و تعيين‎كننده هر جامعه‎اي باشد.

سرزميني كه امروزه صهيونيست‎ها آن را اسرائيل ناميده‎اند، سرزمين فلسطين است. فلسطين كشوري است كه به‎صورت تاريخي و از دوران روم باستان(1) به ناحيه‎اي كه بين درياي مديترانه و كرانه‎هاي رود اردن واقع شده است، گفته مي‎شد. فلسطين قلب كشورهاي عربي، گهواره اديان توحيدي بزرگ تاريخ و مُلتَقاي تمدن‎ها است؛ سرزميني پربركت و زيبا كه از لحاظ راهبردي و ايدئولوژيك يكي از مهم‎ترين نقاط كره زمين است.فلسطين سابقه تاريخي ده هزار ساله دارد، تا جايي كه قدمت شهر اريحا(2) در فلسطين به 7 هزار سال مي‎رسد.

حدود 3500 سال قبل از ميلاد حضرت مسيح، اقوام سامي(3) از قلب جزيرة‎العرب به سوي سواحل جنوبي درياي مديترانه، مصر، عراق، سوريه، لبنان و فلسطين كوچ نمودند. ده سال پس از بعثت رسول اكرم(ص) پروردگار يكتا در شب معراج، پيامبر خود را شبانه به مسجدالاقصي در فلسطين سير داده و از آن‎جا به آسمان عروج داد. در سيزده سال اول بعثت كه پيامبر در مكه زندگي مي‎كردند، مسجدالاقصي در بيت‎المقدس قبله اول مسلمين بود و پس از مهاجرت پيامبر به مدينه و در سال دوم هجرت به فرمان خداوند، قبله مسلمين تغيير يافت. از آن پس مسجدالحرام در مكه به‎عنوان قبله و حرم اول و مسجدالاقصي در بيت‎المقدس در فلسطين به حرم دوم موحدان و مسلمانان عالم تبديل گرديد.

در سال 638 ميلادي برابر با 17 ه.ق. در زمان خليفة دوم سپاهيان اسلام وارد بيت‎المقدس شدند. مسلمانان با مردم فلسطين پيمان صلح امضا كردند و آنان را در پذيرش دين آزاد گذاشتند. اكثريت ساكنان فلسطين وقتي حقانيت دين اسلام را مشاهده كردند، مسلمان شدند.(4) بنابراين از قرن هفتم ميلادي به بعد فلسطيني‎ها پيروان سه دين بزرگ الهي را تشكيل مي‎دادند. اولين و بزرگ‎ترين جمعيت مذهبي فلسطين را مسلمانان تشكيل مي‎دادند كه حائز اكثريت مطلق جمعيت بودند، دومين گروه جمعيتي از آن مسيحيان بود و سومين جمعيت مذهبي را يهوديان در اختيار داشتند. بدين ترتيب از اواسط قرن هفتم ميلادي اعراب مسلمان بر فلسطين استيلاء داشتند.(5) ضمن اين‎كه آمارنگاري عربي و اسلامي بيت‎المقدس نشان مي‎دهد اكثريت قريب به اتفاق ساكنين فلسطين و بيت‎المقدس در طول تاريخ، عرب و مسلمان بوده و زبان و فرهنگ مشتركي داشته‎اند.(6)

شمار يهوديان ساكن در فلسطين در حوالي سال ۱۷۰۰ ميلادي حدود 6000 نفر بود. در سال 1876 سازمان صهيونيسم جهاني ادعاي مالكيت سرزمين فلسطين را طرح كرد و خواهان تشكيل دولت يهود در فلسطين شد.در همين دوره تاريخي يهوديان مهاجر كم‎كم زمين‎هاي فئودال‎ها و زمين داران بزرگ را خريداري و اشغال كرده و كشاورزان فلسطيني را از اين زمين‎ها اخراج مي‎كردند. در سال 1880 از كل جمعيت 500.000 نفري ملت فلسطين تنها 24.000 تن يعني كم‎تر از 5 درصد يهودي بودند. در اين سال شهر بيت‎المقدس 35.000 نفر، يافا 10.000 نفر و حيفا 5.000 نفر جمعيت داشتند.(7)

در سال ۱۸۸۲ شمار چشمگيري از يهوديان جهان شروع به مهاجرت هدفمند به سرزمين فلسطين كردند.

يهوديان مهاجر مزارع جمعي كوچكي را از ساكنان فلسطين خريداري نموده و با غصب مناطق بيش‎تر، مزارع جديدي را به‎وجود آوردند كه بعدها اين مناطق زمينه‎ساز تشكيل يك شهر به نام تل آويو شد. جمعيت يهوديان فلسطين با اين مهاجرت‎ها تا سال ۱۹۰ 3 به 57.000 نفر رسيد و اين در حالي بود كه جمعيت كل ساكنان بومي فلسطين در اين سال بيش از 640.000 نفر بود.به عبارت ديگر در اين سال تعداد يهوديان بومي و مهاجر در فلسطين معادل 8 درصد در مقابل 92 درصد جمعيت فلسطينيان بوده و ميزان اراضي يهوديان هم به حدود 2 درصد از كل اراضي فلسطين مي‎رسيد.

در طول جنگ جهاني اول، همزمان با ضعف و فروپاشي امپراتوري عثماني، بريتانيا عثماني را از بيش‎تر مناطق غرب آسيا و فلسطين عقب راند و با سقوط امپراتوري عثماني و تشديد جريان مهاجرت، شمار يهوديان در فلسطين به‎طور محسوسي افزايش يافت.

در حالي كه جمعيت يهوديان كه در سرشماري 1880 كمتر از 5 درصد كل جمعيت فلسطين بودند، با اين نقشه گسترده مهاجرت در سال 1914 به حدود 11 درصد افزايش پيدا كرد، به اين معنا كه از جمعيت 750.000 نفري فلسطين در سال 1914 ميلادي، 82.500 تن يهودي بودند.(8)

همچنين در سال 1917 ميزان مالكيت عربي و اسلامي در شهر قدس شريف بيش از 90 درصد از مساحت قدس بوده و مالكيت يهود بيش از 4 درصد را تشكيل نمي‎داده است. نيز از ساكنان قدس شريف كه در آن سال حدود 40.000 نفر را شامل مي‎شد، حداكثر 25 درصد، يعني حدود 10.000 نفر يهودي بودند.

رژيم صهيونيستي از ابتداي اشغال قدس شريف اقدام‎هايي در جهت تغيير بافت جمعيتي اين شهر مقدس آغاز كرده است، كه كماكان ادامه دارد. كليه اين تلاش‎ها در راستاي طرح تخليه بيت‎المقدس از ساكنان اصلي آن است.

در سرشماري سال 1938 از جمعيت 1.500.000 نفري فلسطين 450.000 نفر يهودي بودند. به عبارت ديگر با اعمال سياست گسترده مهاجرت، جمعيت 5 درصدي يهود به حدود 30 درصد افزايش يافت.(9) در سال 1947 به واسطه اين مهاجرت‎ها جمعيت فلسطين به 1.867.000 نفر رسيد كه از اين تعداد 616.000 يهودي(33 درصد) و 1.214.000 نفر مسلمان(65 درصد) و حدود 37.000 نفر مسيحي و دروزي(2 درصد) بودند.

در آوريل 1948 صهيونيست‎ها جنايت‎هاي هولناكي مانند كشتار مردم روستاي ديرياسين و كفرقاسم به راه انداختند. اين كشتارهاي وحشيانه موجب وحشت و فرار بخشي از فلسطيني‎ها از خانه و كاشانه‎شان شد. طي اين سال حدود 900.000 فلسطيني آواره شدند. سازمان ملل متحد تعداد آوارگان فلسطيني در سال 1950 را 957.000 نفر اعلام كرد. در اين سال به واسطه كوچ دادن مسلمانان فلسطيني و جذب مهاجران صهيونيست، سكنه يهودي فلسطين اشغالي به حدود 67 درصد از كل جمعيت رسيد.

تلاش براي جذب مهاجران يهودي از كشورهاي مختلف جهان شتاب بيش‎تري به خود گرفت. وقوع جنگ‎هاي چهارگانه صهيونيست‎ها، باعث شد تا رژيم صهيونيستي ضرورت حضور بيش‎تر يهوديان در فلسطين را احساس كند.

در اين مقطع كنست(پارلمان اسرائيل) دو قانون مهم يعني قانون بازگشت(10) ١٩٥٠ و قانون تابعيت(11) ١٩٥٢ را به منظور فراهم نمودن زمينه مهاجرت بيش‎تر يهوديان تصويب كرد. در اين ميان آژانس جهاني يهود با صرف هزينه‎هاي هنگفت و توسل به انواع روش‎ها، صدها هزار يهودي را از سراسر جهان گردهم آورد.

رژيم صهيونيستي همواره با بهره برداري از حوادث و بحران‎هاي بين‎المللي يهوديان جهان را به مهاجرت و زندگي در فلسطين دعوت مي‎كند. صهيونيست‎ها با استفاده از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در اوايل دهه نود، يهوديان روسيه را به مهاجرت به فلسطين دعوت كردند. همچنين از وضعيت اقتصادي و فقر در اتيوپي و ديگر كشورهاي آفريقايي به سود خود بهره‎برداري كرده و يهوديان آفريقايي را نيز به مهاجرت و زندگي در فلسطين اشغالي ترغيب مي‎كردند.

آن‎چنان كه تا اين‎جا در بررسي پيشينه تاريخي تحولات جمعيت در فلسطين گذشت، در طول تاريخ، اكثريت مطلق جمعيت ساكنان سرزمين تاريخي فلسطين را مسلمانان تشكيل مي‎دادند. اين روند تحولات جمعيتي ادامه داشت تا زماني كه سازمان جهاني صهيونيسم، فلسطين را براي تأسيس يك رژيم مجعول يهودي برگزيد و پس از آن بود كه سياست مهاجرت يهوديان جهان به سرزمين مقدس در كنار سياست كشتار، ارعاب و كوچ اجباري ساكنان اصلي و مسلمان فلسطين در دستور كار قرار گرفت. در اين مقطع با كشتار گسترده و اخراج اجباري فلسطيني‎ها، جمعيت آن‎ها روبه كاهش گذاشت و در مقابل با اعمال سياست كوچ يهوديان جهان به سوي سرزمين‎هاي اشغالي، موازنه تاريخي جمعيت در فلسطين به نفع يهوديان صهيونيست جابه‎جا گشت.

رژيم صهيونيستي در تمام ساليان اشغال كوشيده است تا با تداوم سياست جذب يهوديان جهان به اراضي اشغالي و اعطاي مشوق‎هاي فرزندآوري به يهوديان صهيونيست، برتري جمعيتي خود را حفظ كند و البته تا سال 2017 جمعيت كل يهوديان ساكن در اراضي اشغالي بيش‎تر از جمعيت كل مسلمانان فلسطيني ساكن در فلسطين بود. اما به واسطه برتري الگوي نرخ باروري و نرخ رشد جمعيت مسلمانان، در سال 2017 در سير تحولات جمعيتي فلسطين واقعه بسيار مهم و تعيين كننده‎اي به وقوع پيوست و آن عبارت است از برابري جمعيت كل مسلمانان و يهوديان ساكن در گستره فلسطين و سپس برتري جمعيت مسلمانان از جمعيت يهوديان. از اين رو مي‎توان سال 2017 را از منظر جمعيت پژوهي، پيچ تاريخي جمعيت در فلسطين ناميد.

تحولات جمعيت مسلمانان و يهوديان در فلسطين از 2010 تا 2020

قابل توجه اين‎كه برتري آماري نرخ باروري و نرخ رشد جمعيت مسلمانان فلسطيني نسبت به يهوديان صهيونيست، همچنان به‎طور چشمگيري باقي است. لذا با در نظر گرفتن اين برتري قاطع الگوي فرزندآوري مسلمانان و همچنين جنبش بازگشت فلسطينيان آواره به كشورشان، در كنار آمارهاي مهاجرت معكوس يهوديان از اسرائيل، مي‎توان پيش‎بيني كرد كه روند برتري جمعيتي و افزايش اختلاف جمعيت مسلمانان فلسطيني از يهوديان صهيونيست همچنان تداوم خواهد داشت.

همان طور كه ديديم، سال 2017 در تحولات جمعي تشناسي كشور فلسطين نقطه عطف بسيار مهم و تعيين كننده‎اي است، چراكه قدرمطلق جمعيت مسلمانان و يهوديان ساكن در كشور فلسطين بعد از حدود 70 سال برابر گشته و بلكه جمعيت مسلمانان فزوني يافت. به اين ترتيب به نظر مي‎رسد موازنه داده‎هاي جمعيتي در سال‎هاي آتي با شيب قابل توجهي به سمت برتري بيش‎تر جمعيت مسلمانان تغيير خواهد نمود. مطابق با آن‎چه از داده‎هاي آماري موجود كشف مي‎گردد و با توجه به روند روزافزون مهاجرت معكوس يهوديان صهيونيست از اسرائيل و سير فروپاشي ساختارهاي اجتماعي، بديهي است اين رژيم نامشروع با سرعت و شيب زيادي به سوي نابودي پيش مي‎رود و اين پديده مبارك در كم‎تر از دو دهه آينده محقق خواهد گشت.

پي‎نوشت‎ها

1. روم باستان از قرن هشتم قبل از مياد در شبه جزيره ايتاليا شكل گرفت و در كنار درياي مديترانه و به مركزيت شهر رم چنان گسترش پيدا كرد كه در قرن اول و دوم ميادي به يكي از بزرگ‎ترين امپراتوري‎هاي باستان با حدود ۲۰ درصد از جمعيت آن زمان جهان تبديل گشت و حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت.

2. شهري عربي در 37 كيلومتري شمال شرقي شهر بيت‎المقدس است. پس از سال 1948 اريحا مركز استاني با همين نام در كرانه باختري گرديد و در سال 1967 مورد تعرض و اشغال اسرائيل قرار گرفت.

3. سامي مشتق از لفظ سام است كه بنابر اساطير، پسر نوح پيامبر و جد همه اقوام سامي بوده است.

4. گوستاولبون، تاريخ تمدن اسلام و عرب، ص 155.

5. گيتاشناسي كشورها، محمود محجوب، ص 223

6. سرزمين اسلام؛ شناخت كشورهاي اسلامي و نواحي مسلمان نشين جهان، غلامرضا گلي زواره، ص 116

7. https: //marxistarkiv.se/skribenter/s - beckman/s_beckman - palestina_och_israel.pdf

8. https: //marxistarkiv.se/skribenter/s - beckman/s_beckman - palestina_och_israel.pdf

9. https: //marxistarkiv.se/skribenter/s - beckman/s_beckman - palestina_och_israel.pdf

10. قانون بازگشت، يك قانون صهيونيستي است كه در سال ۱۹۵۰ تصويب شده و به يهوديان جهان اجازه مهاجرت به اسرائيل را مي‎دهد. در سال ۱۹۷۰ اين قانون به افراد داراي نژاد يهودي و همسران آنان تعميم پيدا كرد.

11. كنيسه در 1952 طرح قانون تابعيت را تصويب كرد و لازم الاجرا شد. قانون تابعيت اسرائيل تأكيد مجددي بر يهودي بودن عامل جمعيت آن رژيم است و در نتيجه نگهدارنده ويژگي دولت به‎عنوان يك دولت يهودي است. اين قانون دو ويژگي اصلي دارد. نخست دوگانگي تابعيت و سپس نژادگرايي.

× دبير مركز مطالعات راهبردي جمعيت(cfssp) - پژوهشگر و نويسنده مجموعه «جنگ جهاني جمعيت»