صفحه ادب و هنر

ناصر فيض:
برخي كارهاي «ابوالفضل زرويي» دومي نداشت

ناصر فيض، مدير دفتر طنز حوزه هنري درباره مرحوم ابوالفضل زرويي نصرآباد اظهار داشت: آقاي زرويي كسي نبود كه نياز به معرفي داشته باشد. هركسي با ادبيات خصوصا طنز سروكار داشت، نامش را شنيده و آثارش را مي‎شناخت. چون در بعضي از حركت‎هايي كه در حوزه كار خودش انجام داد منحصر به فرد بود و كارهايش نفر دومي نداشت.

وي به فعاليت زرويي در مجله «گل آقا» با امضاي ملانصرالدين اشاره كرد و گفت: آن شيوه نوشتن در قالب تذكره به شدت مورد اقبال قرار گرفت و نشان از تسلط عالي زرويي بر متون كهن از جمله تذكرةالاوليا داشت.او اين قالب را اتفاقي انتخاب نكرد؛ بلكه به سوي اين قالب رفته، شوخ طبعي را دخالت داده و با كمك طنز با همان استحكام كارهايي را منتشر كرد، اما كسي جر زرويي نتوانست پس از او اين كار را انجام دهد.

مدير دفتر طنز حوزه هنري خاطرنشان كرد: نوع طنز زرويي به نحوي بود كه واقعا لبخند، بخشي از ماجرا براي بهتر ارائه شدن بود. طنز و شوخي پايه اصلي ماجرا نبود، بلكه از آن براي رساندن جدي‎ترين حرف‎ها به مخاطب استفاده مي‎كرد. دخالت شوخ طبعي حد دارد. حد آن اين است كه اصل مطلب زير سوال نرود؛ او تعريف درست از طنز را مي‎دانست از اين رو بهترين طنزها را ثبت كرده است.

به گفته وي، بزرگترين ويژگي آثار زنده‎ياد زرويي، زبان سليس و همه فهم است، اما براي اين ارائه ساده هرگز به دامن ابتذال نيفتاد. شاعراني كه در آثارشان زبان سهل و ممتنع داشتند در گذشته سعدي و نمونه امروزينش زرويي است.

فيض با اشاره به اين‎كه هر فردي با اطلاعات متعارف از شعر، ادبيات و زبان فارسي با آثار او ارتباط برقرار مي‎كند، گفت: از سوي ديگر يك فرد فرهيخته هم در آثار او جايي با خدشه به زبان فارسي مواجه نمي‎شود. دقيقا رواني و ساده گويي اقتضاي سخني است كه زرويي از آن استفاده مي‎كرد. مخاطبان گسترده او از اين رو هستند كه هر كسي با هر رويكردي با آثارش ارتباط برقرار مي‎كرد. اين يك ويژگي برجسته است كه هم عامه مردم و هم قشر فرهيخته با آثار او ارتباط برقرار كرده و مجذوب مي‎شوند.

مدير دفتر طنز حوزه هنري تصريح كرد: زرويي اما هرگز در دامن ابتذال نيفتاد. گاهي براي همه فهم كردن يك كار، اصل كار لطمه خورده و يا اثر سطحي مي‎شود، اما زرويي با هنرمندي عجيبي اين كار را مي‎كرد و هرگز آثار سطحي توليد نكرد.

اين شاعر در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اين‎كه خيلي از ما تك‎بعدي هستيم، اما زرويي از نمايشنامه نوشتن، داستان كوتاه نوشتن، نقيضه نوشتن و شعر گفتن استفاده مي‎كرد، ابراز داشت: هر شيوه‎اي كه مطلوب بود زرويي از آن استفاده مي‎كرد. گاهي حتي فيلمنامه و نمايشنامه مي‎نوشت و فرد جامع‎الاطرافي بود، نظر شيوا داشت كه نشان مي‎داد ادبيات گذشته را مرور كرده و اشراف و تسلط كامل دارد.

اين شاعر طنزپرداز همچنين با تاكيد بر اين مهم كه زرويي معلم واقعي و دلسوز ادبيات بود، عنوان كرد: او كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي بود، اما در حد دانشگاه نماند. زرويي از جمله افرادي بود كه پي تحصيلات تكميلي رفت، اما خارج از آن جايگاه متفاوتي داشت كه قابل قياس با اين مدرك نبود.

به گفته وي، بسياري از آثار ابوالفضل زرويي در حال حاضر قابليت تدريس در دانشگاه‎ها را دارد؛ طنزي كه متناسب با فرهنگ و شايسته براي زبان فارسي است و نشان دهنده ظرافت‎هاي زبان فارسي است؛ او گذشته را خوب مرور كرده و شرايط روزگار خود را خوب درك كرده بود. او هيچگاه نق نمي‎زد. نق زدن كار آدم ناتوان است. فرد معترض بايد با شعر والا اعتراض كند. اعتراض در كنار فرهيختگي يعني فهم و دريافت و زرويي تمام اين ابزار را آموخته بود. او واقعا ادب داشت، از اين حيث هم بين خاص و عام زبانزد بود. تا امروز نشنيدم كسي از زرويي دلگير باشد.

وي در پايان خاطره‎اي از مرحوم زرويي تعريف كرد و گفت به‎خاطر دارد گاهي آثاري برايش مي‎خواندند كه اشكال داشت، اما ابوالفضل به شدت مراعات مي‎كرد و آن قدر در اين اثر جستجو مي‎كرد تا يك رگه برجسته پيدا كند و سپس شاعر را تشويق كند. او نياز به تعريف نداشت چون آثارش نشان خواهد داد و داده كه چقدر اين فرد در كار خود خاص بود؛ يك طنزپرداز منحصر به فرد و ويژه در دوران خودش.

يادآور مي‎شود، ابوالفضل زرويي نصرآباد، شامگاه شنبه دهم آذرماه در تنهايي جان به جان آفرين تسليم كرد.

منبع: فارس

فرزند سام درخشاني چه امكاناتي را براي كشورش فراهم مي كند؟

سام درخشاني كه به تازگي مهمان برنامه «من و شما»ي تلويزيون بود، در پاسخ به اين سوال كه «چرا بچه ات را در كانادا به دنيا آوردي؟» گفت: «من اقامت كانادا دارم و به‎عنوان يك هديه ارزشمند، اين امكان(زندگي يا تحصيل در كانادا) را در روز تولد بچه ام به او كادو دادم». به گزارش روزنامه خراسان، چند نكته مهم درباره اين طرز تفكر وجود دارد كه به آن اشاره مي‎شود.

هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد

در شرايط اقتصادي امروز كه حتي دانش آموزان به اندازه پولي كه مي‎پردازند، خدمات دريافت مي‎كنند و «عدالت آموزشي» كمرنگ شده است، سام درخشاني از هديه اقامت در كانادا براي فرزندش رونمايي مي‎كند. بديهي است كه مردم در وضعيت فعلي از جملات درخشاني، عصباني شوند. گرچه همين بازيگرها كه حريم شخصي شان را به نمايش مي‎گذارند، بعداً هم شاكي مي‎شوند كه چرا مردم به حريم شخصي ما احترام نمي‎گذارند و نظر مي‎دهند؟ كاش سلبريتي‎ها بدانند هر سخن، جايي و هر نكته مكاني دارد. سام درخشاني بايد بپذيرد او فقط تعدادي جمله ساده را به زبان نياورده است. حرف‎هاي او، در جامعه پيامدهايي دارد. كاش هنرمندان، كنار مردم باشند و با جملات نسنجيده، بذر نااميدي را در خانه جوان‎ها نريزند.

عيب هديه سام درخشاني

هديه سام درخشاني به خودي خود ايرادي ندارد اما گفتن هم ندارد! حالا اگر مردم ببينند بين خودشان و هنرمندان هم فاصله زيادي وجود دارد، با اين حساب بايد انتظار داشته باشيم شادي در چشمان شان برق بزند؟

قديم‎ها چطور بود؟

زماني كه مدرسه مي‎رفتيم، پدر و مادرمان مدام مي‎گفتند حواست باشد با خودت موز نبري چون گران است و شايد بچه‎اي دلش بخواهد اما نتواند بخرد! اگر هم خواستي بخوري، حتماً به دوستانت تعارف كن. قديم‎ها رسم بود كه حال همشاگردي‎هاي مان را در نظر بگيريم و امكانات مان را به رخ نكشيم اما آيا بعضي سلبريتي‎هاي متمول هم امروز حواس شان به اين نكته‎هاي كوچك و مهم زندگي هست؟

كاش «درخشاني» اين جملات را مي‎گفت

مدتي است كه بعضي از ايراني‎ها، رفتن را به ماندن ترجيح مي‎دهند. اين حال و هوا، فضاي مجازي را هم تحت تأثير قرار داده و هشتگ #در_ايران_مي مانيم رواج پيدا كرد. حالا وقت خوبي است از خودمان بپرسيم كه منتظريم وقتي كشورمان را «ديگران» آباد كردند، با افتخار بگوييم ايران، سرزمين مادري من است يا نه، مي‎ايستيم و مي‎سازيم خانه مان را؟ كاش سام درخشاني به مردم مي‎گفت اين روزها بيش‎تر تلاش مي‎كنم تا به كودكم ياد بدهم كنار بچه‎هاي نيازمند باشد و دست آن‎ها را بگيرد، با زبان ساده و كودكانه به دخترم مي‎گويم هر وقت ديدي چيزي مطابق ميلت پيش نرفت، نرو، بمان و درستش كن.

باليدن به امكانات به‎جاي افتخار به تلاش

شوربختانه ما ايراني‎ها داريم كم كم عادت مي‎كنيم كه به هوش ذاتي، بيش‎تر اهميت بدهيم تا به تلاش اما نتيجه اين طرز فكر چيست؟ درماندگي و تمام. يعني زماني كه با خودمان مي‎گوييم ما كه از پدران مان، امكانات خاصي به دستمان نرسيده، ژنمان هم كه خوب نيست، پس چرا تلاش كنيم و بدويم وقتي قرار است نرسيم؟ همين فكر و هيجان‎هاي ناخوشايند، ما را پله پله به افسردگي نزديك مي‎كند.

سوالي كه بي‎جواب ماند

وقتي يك خطر خانه‎اي را تهديد مي‎كند يا شرايط زندگي كمي دشوار مي‎شود، «رفتن» اولين و ساده‎ترين راهي است كه به ذهن همه ما مي‎رسد. شايد بارها گفته باشيم ايران به ما مردم چه چيزي هديه داد؟ بياييد اين سوال را هم گوشه ذهن مان نگه داريم كه ما به ايران چه چيزي هديه داديم؟ سام درخشاني درباره امكان اقامت در كانادا براي فرزندش گفت. يك سوال بي‎جواب هم اين است كه نمي‎دانيم كودك سام درخشاني در آينده قرار است چه امكاني را براي كشورش فراهم كند تا ايران، سرزمين بهتري براي زندگي كردن باشد؟

 ادب و هنر

كارگردان فيلم سينمايي «كُنجان‎چَم»:
داستان فيلم الهام گرفته از زندگي خودم است

«كُنجان‎چَم» اولين فيلم سينمايي بلند «ياسمن نصرتي» است كه در مقام كارگردان آن را توليد كرده است و داستانش به سالهاي دفاع مقدس برمي‎گردد. در مطلب پيشِرو پروسه توليد اثرش و شيوه شناخت او از جنگ را مي‎خوانيد.
«كنجان‎چَم» فيلمي است كه در بستر سالهاي دفاع مقدس روايت مي‎شود، موقعيت آن يكي از روستاهاي استان ايلام است كه مورد محاصره نيروهاي بعثي قرار مي‎گيرد در حالي كه علاوه بر رزمندگان، تعداد زيادي خانم و فرزند خردسال هم بين‎شان است. قصه، قصه مقاومت اين مهمانان قلعه است و اتفاقاتي كه برخي از اطرافيانشان رقم مي‎زنند.
ياسمن نصرتي كارگردان اين فيلم «كنجان‎چَم» كه در جشنواره بين‎المللي فيلم مقاومت به‎نمايش درآمد، در اين‎باره كه «چگونه به ايده فيلم‎تان رسيديد؟» به خبرنگار تسنيم گفت: من خودم اهل كرمانشاه هستم، زمان كودكي‎ام برابر بود با روزهاي جنگ؛ در همان دوران يك شب ما مجبور شديم به قلعه‎اي پناه ببريم كه بعدش آن قلعه مورد محاصره قرار گرفت. داستان فيلم را از همان واقعه الهام گرفتم و تقريباً با يكديگر شباهت دارند.
وي در خصوص پروسه ساخت فيلم هم عنوان كرد: من چندين فيلم كوتاه و ويدئويي قبلاً ساخته بودم، اما وقتي مي‎خواستم اين فيلم را بسازم به من اجازه توليد نمي‎دادند و حمايت نمي‎كردند. 4 سال ساخت «كنجان‎چم» زمان برد و عمر مرا گرفت. در اين 4 سال طرح و فيلمنامه دستم بود و سراغ هر تهيه‎كننده و سرمايه‎گذاري رفتم قبول نمي‎كرد همكاري كند. نمي‎دانم چرا؟ شايد به‎خاطر آن‎كه فيلم اولم بود يا چيز ديگر، نمي‎دانم، تا آن‎كه بالاخره بنياد سينمايي فارابي پس از يك مدت نسبتاً طولاني پذيرفت كه حمايت كند و فيلم را بسازيم.
نصرتي همچنين افزود: بهانه‎هاي مختلفي مي‎آوردند، عده‎اي مي‎گفتند فيلم پرفروشي نخواهد شد. عده ديگري هم مي‎گفتند «تعصبي و «كورديسم» داري به قضيه نگاه مي‎كني، مخاطب پس مي‎زند»؛ هرچيزي كه باعث مي‎شد شائبه كورديسم‎نگري را ايجاد كند كنار گذاشتم، ولي باز هم پاي كار نيامدند.
با توجه به اين‎كه بخش زيادي از فيلم‎هاي امروز كشور كه به موضوع جنگ مي‎پردازند، اما حتي در نشان دادن چهره درست و واقعي جنگ ناتوانند و مخاطب نمي‎تواند حداقل باور كند مثلاً فلان شب‎هاي عمليات 8 سال دفاع مقدس خودمان است.
كارگردان «كنجان‎چَم» در اين خصوص گفت: من سعي كردم هر آنچه از جنگ ديدم، شنيدم و خواندم براي باورپذيري فيلم، جلوي دوربينم ببرم. قطعاً تجربيات و مشاهدات خودم از سال‎هاي دفاع مقدس كمك مؤثري به اين قضيه كرده است. اما كنار آن سعي كردم هم فيلم‎هاي خوب جنگ را ببينم، هم كتاب‎هاي مرتبط با آن را تا حد توانم بخوانم و هم اين‎كه از كساني كه در جنگ حضور داشتند مشاوره و راهنمايي بگيرم. به‎هرحال من تمام تلاشم را كردم تا بتوانم حداقل صحنه‎هاي باورپذيري از جنگ به‎تصوير بكشم، كه اميدوارم موفق شده باشم.
وي همچنين در خصوص اكران عمومي فيلم گفت: هنوز با پخش‎كننده‎اي در خصوص نمايش عمومي فيلم صحبت نكرده‎ايم، ولي با توجه به آن‎كه فيلم اولم است و همچنين بازيگر چهره و مشهور در فيلمم نيست، باز هم فكر مي‎كنم متأسفانه براي بحث پخشِ فيلم با مشكلات و موانعي مواجه شويم.