صفحه جوان

رازهاي شادي و آرامش!

در اين مقاله چند نكته كاربردي از برخي از تكنيك‎هاي روانشناختي را گردآوري كرده‎ايم تا شما با خواندن آن شادي و آرامش را در زندگيتان به وجود بياوريد.

راز اول: با خدا ارتباط برقرار كنيد

حداقل نياز انسان به روح خدايي، مانند احتياج نوزاد است به مادر. به همان ميزان كه جسم براي ادامه حيات به هوا و غذا نيازمند است، روح و باطن نيز به هدايت الهي و روح رباني محتاج است. آرامش جان، زميني حاصل خيز است كه دانه‎هاي «خواست و نياز» در آن به خوبي مي‎رويد، نيازهاي بحق خود را در ياد خداوند كه آرامش جان و قلب است، بكاريد تا به خوبي تحقق يابند. خداوند همراه كسي است كه او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام‎هاي او، همراهي و پشتيباني خدا را به سوي خود جلب كنيد. انسان همان است كه به آن توجه مي‎كند، پس به خداوند توجه كنيد تا الهي شويد! به خدا توكل كنيد. هرچه ارتباط شما با خدا، «آن نيروي عظيم و خرد لايتناهي» بيش‎تر و بيش‎تر شود، آرامش و نشاط بيش‎تري را در خود تجربه مي‎كنيد و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بيش‎تري بر شما چيره مي‎شود. خداوند فرموده است: «اگر مرا ياري كنيد، شما را ياري مي‎كنم و قدم هايتان را استوار مي‎گردانم.» يار خدا بودن يعني بر اساس قوانين الهي رفتار كردن، گناه نكردن، كمك به ديگران، نرنجاندن ديگران، احترام به والدين و غيره. «يار خدا بودن» در واقع همان «ياري كردن به خود» است.

راز دوم: مثبت فكر كنيد

هر فكر، صورتي از انرژي است كه در جهت نيكي يا بدي خود توليد مي‎كنيم. با انديشيدن به افكار بهشتي با نيروي بهشتي مرتبط مي‎شويم، شادي را احساس مي‎كنيم و آفتاب سرور را هر جا كه رويم، مي‎تابانيم. ياد بگيريد كه احساس هايتان را از طريق افكار مثبت مهار كنيد. به دقت افكارتان را زير نظر بگيريد و هنگامي كه يك فكر منفي هجوم مي‎آورد، خودتان را وارسي و به‎جاي آن يك فكر مثبت جايگزين كنيد. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب مي‎كند. به‎خاطر داشته باشيد كه عالم، به نيات ما پاسخ مي‎دهد. افكار و عقايد ما به‎صورت انرژي از وجودمان ساطع مي‎شود و به جهان بيرون راه مي‎يابد و محيط سعي مي‎كند آن چه را كه مي‎خواهيم، به ما هديه كند. راز توفيق آن است كه ميزان انرژي خود را در جهت مثبت و صعودي افزايش دهيم و براي خود و ديگران هميشه بهترين‎ها را بخواهيم؛ چرا كه حتي اگر در مورد ديگران نيت بد و منفي داشته باشيم، آثار مخرب آن گريبانگير خودمان مي‎شود. چه زيباست كه بهترين نيات و آرزوها و افكار را براي خود و ديگران داشته باشيم تا به اوج آرامش و شادي برسيم.

راز سوم: قضاوت خود را به تأخير بيندازيد

در اين جهان، هيچ حادثه‎اي برحسب تصادف نداريم و در همه وقايعي كه روي مي‎دهند، لطف و رحمت الهي نهفته است. تمام حوادث براي ما پيام‎هايي دارند كه سبب تكامل روحمان مي‎شوند. مثلاً شما مي‎توانيد پيام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زماني بفهميد و يا حتي ممكن است تا زماني كه زنده هستيد متوجه نشويد؛ زيرا بسياري از اين وقايع فراسوي ادراك ما و جزء اسرار الهي هستند و تلاش براي فهم حكمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقيانوس با پيمانه است. همچنين در ذهن الهي از دست دادني‎اي وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چيزي را از دست مي‎دهيد، معادل آن شيء و يا حتي بالاتر از آن را به دست خواهيد آورد و تمام اين اشياء به‎عنوان وسيله‎اي براي تكامل و زيبايي روح شما هستند. بياييد كاملاً بپذيريم كه در هر موقعيت نامطلوب، نيكي پنهاني براي همه وجود دارد. «ساقي هر چه ريزد از لطف اوست.»

راز چهارم: بر آرامش دروني تمركز كنيد

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نيست كه در هر زماني از روز چه اتفاق بيفتد. هرچه مسائل به نظر مشكل و پردردسر بيايند و هرچه قدر هم كه بخواهيم كارهاي زيادي را در آن واحد انجام دهيم، بايد فقط به خلوتگاه درون خويشتن برگرديم و آرامش دروني پيدا كنيم. براي دسترسي به خلوتگاه دروني، چشم هايتان را ببنديد و روشنايي آرام و ملايمي را درون خود تصور كنيد. اين فضا جايي است كه ضربان قلب شما به فرمان شما آرام مي‎تپد - به آن‎جا برويد. از دور دست، استاد معنوي تان از راه مي‎رسد؛ در گوشتان زمزمه مي‎كند: «هرجا مي‎توانيد خوبي كنيد، در هرچه مي‎توانيد، به هرشكل كه مي‎توانيد، هر وقت كه مي‎توانيد، به همه اشخاصي كه مي‎توانيد و تا زماني كه مي‎توانيد.» نور سفيدي فضاي دلتان را آرام مي‎كند، سپس بر اين آرامش حاصل شده تمركز كنيد.

راز پنجم: از آن چه هستيد راضي باشيد

بدن وسيله زندگي است نه جوهر آن. آن قدر كه ما انسان‎ها با ظاهر جسمي خود مشخص مي‎شويم، يك درخت با تنه‎اش مشخص نمي‎شود. تجربيات ما بايد مثل شاخه‎هاي درخت به ما شكل بدهد، ولي اين كار را نمي‎كند. فقط جوهره وجودمان است كه با شرايطي محيطي از بين نمي‎رود، شكسته نمي‎شود و يا در معرض ديد و بررسي ديگران قرار نمي‎گيرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اين‎جا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم كه زندگي ام را مي‎سازم و... هر كدام از ما انسان‎ها در اين دنيا مأموريت خاصي داريم. با كمك كردن به ديگران و مهرورزي به آنان، باعث تكامل روحمان مي‎شويم. رسالت اصلي ما در اين دنيا بيدار شدن و بيدار كردن است و زندگي ما به منزله يك سفر است و هدف نيست. منظور از بيداري، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زواياي زندگي است. مانند: بيداري روحي، بيداري جسمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و... بيداري به زمان، مكان و خلاصه در يك كلام «بيداري الهي»!

راز ششم: به دستورات اخلاقي احترام بگزاريد

از كنجكاوي كردن در زندگي ديگران دوري كنيد. از خواندن نامه‎هاي شخصي و دفتر خاطرات محرمانه ديگران و گوش دادن به مكالمات خصوصي آن‎ها اجتناب كنيد. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مكاني نشويد. سعي در اثبات درستي نظرات و عقايد خود به ديگران نداشته باشيد. تلاش نكنيد كه به زور، افكار و عقايد ديگران را تغيير دهيد؛ زيرا در صورت رعايت نكردن اين دستورات، آرامش خود را بر هم مي‎زنيد. به پدر و مادر نيكي كنيد. با آنان با صداي بلند صحبت نكنيد. چه زيباست به والدين خود از صميم قلب احترام بگزاريد و نيازهاي آنان را تأمين كنيد؛ زيرا مهر و نيكي به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما مي‎شود.

 جوان

حديث جوان
پيامبر اكرم صل الله عليه و آله:

دلى كه در آن حكمتى نيست، مانند خانه ويران است، پس بياموزيد و آموزش دهيد، بفهميد و نادان نميريد. به راستى كه خداوند، بهانه‎اى را براى نادانى نمى‎پذيرد.
نهج الفصاحه، ص 600

ولايت و جوانان
من قهرمان ها را دوست مي دارم

من قهرمان‎ها را دوست مي‎دارم. علاوه بر اين‎كه همه ورزشكارها را در همه رشته‎هاي ورزشي دوست مي‎دارم، قهرمان‎ها مورد علاقه ويژه در قلب من هستند. البته يك علّت و انگيزه محبّت و پيوند قلبي من با اين جوانان اين است كه اين‎ها روي سكّو مي‎ايستند، افتخار مي‎آفرينند و مي‎درخشند. ليكن علاوه بر اين، من به آن چيزهايي فكر مي‎كنم كه اين قهرمان را روي سكّو مي‎فرستد يا مدال را نصيب او مي‎كند و افتخار را به او مي‎بخشد. آن چيزي كه جوانِ ما را در ميدان‎هاي ورزشي به كسب موفقيت مي‎رساند، فقط توانايي جسمي نيست - توانايي جسمي فقط يك عنصر است - چيزهاي ديگري هم در كنار آن وجود دارد كه از لحاظ ارزشگذاري انساني خيلي مهمّند: يكي قدرت اراده است. خيلي‎ها به‎طور طبيعي زور هم دارند، اما حتي اراده اين را ندارند كه وقت معيني در روز بايستند، ورزش كنند و خودشان را سالم نگه دارند. ورزش اراده مي‎خواهد. ورزش، كار آساني نيست. البته براي جوان - كه داراي نيروي طبيعي است - شوق‎انگيز است وليكن همان جوان هم اگر اهل اراده نباشد و ترجيح بدهد در گوشه‎اي بنشيند يا استراحت كند يا بخورد يا تلويزيون تماشا كند يا بخوابد، اصلاً ورزشكار نخواهد شد. خودِ ورزش به اراده احتياج دارد. پيشرفت در ورزش به اراده بيش‎تر احتياج دارد. برجسته شدن، قهرمان شدن و سرآمد شدن در ورزش به رجحان اراده اين انسان بر اراده‎هاي ديگر احتياج دارد. آن كسي كه رقيب اين قهرمان ماست، او هم ورزشكار و داراي اراده است؛ اما اراده اين قهرمان بر اراده او رجحان پيدا مي‎كند و اين يعني برجستگي و امتياز كامل در قدرت اراده.
بيانات در ديدار ورزشكاران، ۱۳۸۱/۱۰/۳۰

حكايت
پدر من به بهشت رسيده است!

ثروتمند زاده‎اى در كنار قبر پدرش نشسته بود و در كنار او فقيرزاده‎اى كه او هم در كنار قبر پدرش بود. ثروتمندزاده با فقيرزاده مناظره مى كرد و مى‎گفت: صندوق گور پدرم سنگى است و نوشته روى سنگ رنگين است. آرامگاهش از سنگ مرمر فرش شده ودر ميان قبر، خشت فيروزه به كار رفته است، ولى قبر پدر تو از مقدارى خشت خام و مشتى خاك، درست شده، اين كجا و آن كجا؟ فقيرزاده در پاسخ گفت: تا پدرت از زير آن سنگ‎هاى سنگين بجنبد، پدر من به بهشت رسيده است.

پند و اندرز
آثار فراوان توبه

اگر انسان توبه كند آثار توبه او چيست و چه نتيجه‎اي مي‎بخشد؟ البته اثر گناه فقط در خود انسان ظاهر نمي‎شود، گناه انساني در محيطش هم اثر دارد، گناه انسان در فرزندانش اثر دارد، گناه انساني در روح او اثر مي‎گذارد، گناه انساني در فرشته‎ها اثر دارد، گناه انساني در زراعت اثر دارد، گناه انساني در جوّ جهاني اثر دارد. انسان گناه مي‎كند و خيال مي‎كند در جاي خلوتي گناه كرد و تمام شد و رفت! گناه شما در همه چيز اثر مي‎گذارد، در نسلتان اثر مي‎گذارد، در محيطتان اثر مي‎گذارد آيه شريفه مي‎گويد:فساد گناهان مردم در صحرا‎ها و درياها ظهور پيدا مي‎كند.
اگر كسي يك گناهي بكند فوري يك نقطه سياهي در قلب او پيدا مي‎شود، يك تيرگي و ظلمتي در آيينه روح او مي‎نشيند، غباري در آيينه قلب او مي‎نشيند و قلب او كدر مي‎شود و از آن طرف فرشته‎ها گناهان او را مي‎نويسند و به ملالي مي‎برند، شايد فرشته‎هاي ديگر هم مطلع شوند و از طرف ديگر اين گناه در نسل او اثر سوء مي‎گذارد، در روح او اثر مي‎گذارد.
به واسطه ژن‎هاي او، كروموزم‎هاي نطفه او، در فرزندانش اثر مي‎گذارد و به وسيله همين گناه گاهي خدا به باران دستور مي‎دهد نبارد، گاهي به زمين دستور مي‎دهد نروياند، گاهي به نسيم دستور مي‎دهد نوزد، گاهي به ميكروب‎هاي مضر دستور داده مي‎شود كه به اين جامعه حمله كنند و مسائل وبا و طاعون ايجاد بشود، گناه چنين اثراتي دارد اما انسان خيال مي‎كند يك گناهي كرد و تمام شد، گناه اثرهاي خاص دارد توبه همه اين آثار را پاك مي‎كند.
وقتي انسان نسبت به عملي كه انجام داده پشيمان شد، و از فكر انحرافي خودش برگشت، يا از آن عمل زشت يا روش زشت خودش برگشت، خداوند به فرشته دستور مي‎دهد به آن نوشته قلم بكشد. اگر قرار بود اين آدم 100 تا، يا 1000 تا، يا بيش‎تر يا كم‎تر شلاق بخورد، محكوم به حبس ابد در جهنم بشود، محكوم به حبس موقّت بشود، فشار قبر بر او باشد، آثار ديگر آخرتي بر او باشد، وقتي كه توبه كرد تمام آثار آخرتي قلم كشيده مي‎شود، خدا از آثار آخرتي مي‎گذرد، و بعد همين توبه سبب مي‎شود در دنيا هم آثار برگردد.
مرحوم آيت‎الله مشكيني