صفحه سياسي

نگاهي به‎خاطرات جديد وندي شرمن:
چه كسي براي ايجاد كانال ارتباطي محرمانه با امريكا تلاش مي كرد؟!

ما امتيازات ناچيزي را به‎عنوان ذخيره نگه داشتيم تا در پايان مذاكرات، چنين به نظر آيد كه امتيازات نهايي را داده‎ايم!

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

هنوز خاطره تحقير ظريف توسط وندي شرمن از يادها نرفته است؛ آن هم به‎خاطر عدم تسلط بر زبان انگليسي در طول مذاكرات هسته اي. كسي كه سال‎ها در امريكا زندگي كرده بود و حاميانش مدعي بودند انگليسي را با لهجه صحبت مي‎كند؛ اما به گفته شرمن، عدم اشراف تيم هسته‎اي دولت بر ادبيات انگليسي، يكي از عوامل ناكامي ايران در توافق ياد شد بود. به گزارش رجانيوز حالا با انتشار كتاب خاطرات شرمن، گوشه‎هاي جديدي از مذاكرات برجام آشكار شده است.

وِندي شرمن، يكي از مذاكره كنندگان هسته‎اي سابق آمريكا كه در مذاكرات برجام ميان قدرت‎هاي جهاني و تيم مذاكره كننده ايراني شركت داشت، در كتاب «نه براي ترسوها، درس‎هايي در مورد شجاعت، قدرت و پشتكار»(Not for the Faint of Heart - lessons in Courage, Power & Persistence)، خاطرات خود در باره مذاكرات هسته‎اي با ايران را بازگو كرده است؛ خاطراتي كه جلوه‎هاي جديدي از آن چه در فرايند مذاكرات روي داده است را نمايان مي‎سازد.

*پشتِ سرِ تيم ما نيروي عظيمي بود كه تا اعماق دولت آمريكا امتداد داشت

او در ابتداي فصل 5 اين كتاب با عنوان «تشكيل تيم خودتان» به برخي از 15 عضو تيم مذاكره كننده هسته‎اي آمريكا كه تحت رياست وي كار مي‎كردند، اشاره مي‎كند و مي‎نويسد: اين گروه، مشتمل بر كارشناسان هسته اي، وكلا و ديپلمات‎هاي حرفه اين بودند. ما جلسات زيادي با هم داشتيم تا مسائل را پيش از مطرح كردن در جلسات عمومي گروه 5+1 يا جلسات مجزاي رو در رو با هر يك از هيأت‎هاي ساير كشورهاي عضو پنج به علاوه يك، با دقت ارزيابي و بررسي كنيم. ما خود را گروهي مي‎ديديم كه از آن بيش از حد كار كشيده مي‎شود و دولتِ(آمريكا) ما را براي انجام مأموريتي غيرممكن اعزام كرده است. البته ما صرفاً در خط مقدمِ اين تلاش‎ها قرار داشتيم، ولي پشتِ سرِ ما نيروي عظيمي بود كه تا اعماق دولت آمريكا امتداد داشت. صدها كارمند دولتي در آمريكا - به دستور وزارتخانه‎هاي متبوع خود - در خدمت اين تلاشِ فوق‎العاده(براي دستيابي به توافق هسته اي) قرار گرفته بودند. تحليلگران سازمان سيا، آژانس امنيت ملي آمريكا(اِن اِس اِي)، دفتر نمايندگي آمريكا در سازمان ملل و پنتاگون(وزارت دفاع آمريكا) نيز به ما در تلاش هايمان كمك مي‎كردند. مسؤولان آزمايشگاه‎هاي هسته‎اي آمريكا در ايالت‎هاي نيومكزيكو، ايلينوي و تنسي، متبحرترين گروه‎هاي كارشناسي خود را در 24 ساعتِ شبانه روز و هفت روز هفته، در اختيار ما گذاشته بودند كه به هر سؤال فني ما پاسخ دهند. ما هر زمان كه نياز داشتيم، مي‎توانستيم با آنان تماس بگريم و پاسخ سؤال‎هاي فني خود را در خصوص مسائل هسته‎اي دريافت كنيم. من مطمئنم ساير كشورهاي عضو گروه 5+1 هم مانند آمريكا، گروه‎هاي متعددي را به اين تلاش‎ها اختصاص داده بودند تا شايد بتوانند با كمك يكديگر، مذاكرات هسته‎اي را با ايران به نتيجه مطلوب برسانند.

*ما نمي‎خواستيم با تحريم صادرات نفت ايران، به اقتصاد جهاني ضربه بزنيم

شرمن افزود: براي من دامنهِ مذاكرات، به مراتب گسترده‎تر از مذاكرهِ صِرف با اعضاي گروه پنج به‎علاوه يك و ايران بود. من در درون دولت آمريكا با مقامات مختلف دولتي مذاكره مي‎كردم و همچنين با اعضاي هر دو حزب اصلي آمريكا در كنگره همواره مشغول گفت‎وگو(در خصوص برجام) بودم. من نه تنها با اعضاي گروه 5+1، بلكه با تك تك كشورهاي عضو اتحاديه اروپا، با اسرائيل، كشورهاي(حاشيه) خليج(فارس)، كره جنوبي، ژاپن، هند، ايتاليا، استراليا و ساير متحدان و شركاي آمريكا مذاكره مي‎كردم. من از انديشكده‎ها، اتاق‎هاي فكر، سازمان‎هاي غيردولتي و گروه‎هاي فعالي كه در زمينه جمعيت شناسي و سياستگذاري‎هاي مربوط به منطقه خاورميانه(غرب آسيا) تحقيق مي‎كردند، نيز مشورت مي‎گرفتم. من آن‎قدر با كشورها، منابع، گروه‎ها و انديشكده‎هاي مختلف مشورت و مذاكره مي‎كردم كه شايد برخي از همقطارانم فراموش كرده بودند كه هدف اصلي از اين مذاكرات، در واقع مذاكره با ايران(براي دستيابي به توافق هسته اي) است. ما همچنين جلساتي بسيار مهم با حضور معاونان وزارتخانه‎هاي مختلف آمريكا كه با مذاكرات هسته‎اي مرتبط بودند، در كاخ سفيد برگزار مي‎كرديم كه براي هماهنگ ساختن فعاليت‎هاي وزارتخانه‎ها و نهادهاي مختلف آمريكا در راستاي به ثمر رساندن مذاكرات هسته‎اي با گروه پنج به‎علاوه يك و ايران، بسيار مفيد بود. تصميماتي كه در آن جلسات گرفته مي‎شد، از طريق معاونانِ ياد شده به اطلاع وزارتخانه‎هايي مي‎رسيد كه تلاش‎هاي گسترده و هماهنگ شده‎اي را در خصوص مذاكرات ايران مديريت مي‎كردند. اين تصميمات بر نحوه عملكرد ما در خصوص مذاكرات هسته اي، از كاخ سفيد گرفته تا كنگره، وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت خزانه داري و ساير تلاش‎هاي ما در سراسر جهان تأثيرگذار بود. به‎عنوان مثال، ما آرايش نظامي ارتش(نيروي دريايي) آمريكا را در خليج فارس تغيير داديم و همچنين بمبي بسيار قوي توليد و آماده بهره برداري كرديم كه قادر بود به تأسيسات زيرزميني غني سازي اورانيوم در فوردو نفوذ كند. اين باعث شده بود كه ما بتوانيم با استفاده از تهديدِ معتبر و باورپذيرِ نيروي نظامي(آمريكا)، از ديپلماسي خودمان پشتيباني كنيم. ما تحريم‎هاي ايران را افزايش داديم و متعاقباً وزارت‎هاي خزانه داري و امور خارجه آمريكا تيم‎هايي را به كشورهاي مختلف جهان فرستادند تا مطمئن شوند آن تحريم‎ها به اجرا در مي‎آيند. از آن‎جايي كه در پي آن تحريم‎ها، بسياري از واردكنندگان نفت ايران مي‎بايست از واردات خود از ايران مي‎كاستند، وزارت خانه‎هاي انرژي و امور خارجه آمريكا، تيم‎هايي را به‎صورت هماهنگ شده به كشورهاي صادركننده نفت مي‎فرستادند تا آنان را متقاعد سازند كه توليد و صادرات نفت خام خود را افزايش دهند؛ زيرا ما نمي‎خواستيم با تحريم صادرات نفت ايران، به اقتصاد جهاني ضربه بزنيم.

*بايد پاسخي مناسب به اضافه شدن صالحي به تيم مذاكراتي ايران مي‎داديم

وندي شرمن در بخش ديگري از فصل 5 نوشت: يك روز صبح در فوريه 2014، در حالي كه من عازم كاخ سفيد بودم تا در جلسه‎اي براي رسيدگي به وضعيت مذاكرات هسته‎اي شركت كنم، ايميلي(رايانامه اي) از عباس عراقچي، مذاكره كننده ارشد هسته‎اي ايران، در گوشي تلفن همراهم دريافت كردم مبني بر اين‎كه دكتر علي اكبر صالحي در مذاكرات هسته‎اي بعدي در لوزان شركت خواهد كرد. شرمن افزود: اين خبر براي ما كمي غافلگير كننده بود. صالحي شخصيتي مهم بود. من بلافاصله به اين مساله فكر كردم كه چرا ايرانيان وي را به تيم مذاكره كننده هسته‎اي خود اضافه كرده اند؟ صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي ايران و معاون رئيس جمهور اين كشور بود. من متوجه شدم كه ما نيز بايد پاسخي مناسب به اين حركتِ ايران بدهيم و شخصيتي را در سطح وزيران آمريكا كه كارشناس هسته‎اي هم باشد، به تيم خود اضافه كنيم تا وي بتواند شانه به شانه صالحي در مذاكرات هسته‎اي وارد عمل شود. وقتي به اتاق جلسه در كاخ سفيد رسيدم و اين مساله را با سايرين مطرح كردم، تقريباً همه يكصدا گفتند: «اِرني(مخفف ارنست) مونيز» كه وزير انرژي وقت آمريكا بود و مي‎شد او را همتاي صالحي در دولت خودمان(دولت آمريكا) تلقي كنيم. ما نه تنها از مونيز در مذاكرات هسته‎اي بهره برديم، بلكه بعدها در روند متقاعد ساختن كنگره به حمايت از توافق هسته‎اي(برجام) نيز از او كمك گرفتيم.

*بعد از موضع آيت‎الله خامنه اي، مواضع مذاكره كنندگان ايراني، از جمله شخص جواد ظريف سخت‎تر شد

وندي شرمن در فصل 6 اين كتاب با عنوان «پشتكار» نوشت: در اواخر مارس 2015، ما در حالي براي ادامه مذاكرات هسته‎اي وارد لوزان در كشور سوئيس شديم، كه چهار ماه از آخرين ضرب الاجلي كه خودمان براي دستيابي به توافق هسته‎اي تعيين كرده بوديم، گذشته بود. ما در خلال مذاكرات هسته اي - به‎ويژه هرچه به پايان مذاكرات نزديك‎تر مي‎شديم - سررسيدهايي را براي ختم مذاكرات و رسيدن به توافق، براي خودمان تعيين مي‎كرديم كه البته در اكثر موارد، از آن ضرب الاجل‎ها بدون دستيابي به نتيجه مطلوب، عبور مي‎كرديم. ما شب‎ها بسيار كم مي‎خوابيديم و مذاكرات روز بعد نيز نه تنها از صبحِ زود آغاز مي‎شد، بلكه تا پاسي از شب ادامه پيدا مي‎كرد. وقتي سرانجام در لوزان به چارچوب توافق هسته‎اي دست يافتيم، تمام نمايندگان كشورهاي شركت كننده در مذاكرات 5+1 به انضمام ايران، بسيار خوشحال شدند، اما يك هفته بعد از موفقيت ما در لوزان، گويي چرخ‎هاي خودروِ ما بار ديگر از جا كنده شد؛ زيرا(آيت‎الله) علي خامنه اي، رهبر معظم ايران، سخنراني در تهران كرد كه حاكي از آن بود كه گويي وي هيچ‎يك از مؤلفه‎هايي را كه ما در لوزان بر سر آن به توافق رسيده بوديم، قبول نداشت. آيت‎الله (خامنه اي) تأكيد كرد كه بلافاصله پس از امضاي توافق(هسته اي)، تحريم‎ها بايد به يكباره برداشته شوند. چنين به نظر مي‎رسيد كه وي در سخنراني‎اش مي‎گفت كه بازرسان آژانس بين‎المللي انرژي اتمي حق ندارند به سايت‎هاي(پايگاه هاي) نظامي ايران نزديك شوند. پس از آن سخنراني، گويي(آيت‎الله ) خامنه‎اي مي‎خواست بر زخم‎هاي ما نمك بپاشد و از اين رو در توئيتي نوشت: آمريكايي‎ها «فريبكارند و همواره توافقات(خود) را نقض مي‎كنند.» شرمن افزود: درپي اين حركت رهبر معظم ايران، مواضع مذاكره كنندگان ايراني، از جمله شخص جواد ظريف سخت‎تر شد و چند بار نزديك بود كلِ مذاكرات از هم فروبپاشد.

*ديپلماسي براي كساني نيست كه قلب ضعيفي دارند و ترسو هستند

شرمن تأكيد كرد: از اين رو مي‎بينيم كه ديپلماسي براي كساني نيست كه قلب ضعيفي دارند(ترسو هستند). استفاده از روش ديپلماسي كه به «قدرت نرم» معروف است، اصلاً كار ساده‎اي نيست، بلكه كاري بسيار «سخت» و دشوار است كه هر كسي از پسِ آن بر نمي‎آيد. البته واژگان پشتكار و پافشاري، لزوماً مترادفِ واژه صبوري نيست. قطعاً يك مذاكره كننده بايد صبور باشد و آرام بنشيند و به سخنان طرفِ مقابل خود گوش دهد، ولي براي دستيابي به هدفي كه مأمور به رسيدن به آن شده است، بايد پافشاري كند و پشتكار داشته باشد، تا به تدريج به هدفِ خود نزديك شود.

*نماينده دائمي ايران در سازمان ملل تلاش كرد كانال ارتباطي مخفيانه‎اي با دولت آمريكا برقرار كند، ولي دولت بوش دستِ رد به تلاش‎هاي وي زد؛ آن مرد، كسي نبود جز(محمد) جواد ظريف

شرمن افزود: اولين بذرهاي نحيف و لطيفِ توافق هسته‎اي ايران در سال 2002 پس از سخنراني جرج دبليو بوش، رئيس جمهور وقت آمريكا، در برابر كنگره كاشته شد. بوش در آن سخنراني، ايران را در كنار عراق و كره شمالي، «محور شرارت» خوانده بود. پس از آن سخنراني بوش، نماينده دائمي ايران در سازمان ملل تلاش كرد كانال ارتباطي مخفيانه‎اي با دولت آمريكا برقرار كند، ولي دولت بوش دستِ رد به تلاش‎هاي وي زد، اما جان كري، كه در آن زمان رئيس كميته روابط خارجي سناي آمريكا بود، متوجه تلاش‎هاي نماينده دائمي ايران در سازمان ملل شد و او را شخصيتي آينده نگر در ميان نخبگان(سياسي) ايراني يافت كه وي(جان كري) مي‎تواند با او وارد معامله شود. البته آن مرد، كسي نبود جز(محمد) جواد ظريف.

*تيم ايراني امتياز ناچيزي مي‎خواستند كه بگويند براي كسب هر امتياز در اين مذاكرات به سختي جنگيده اند

وندي شرمن در فصل 7 اين كتاب با عنوان «موفقيت» نوشت: وقتي ما در نهايت به پايان مذاكرات رسيديم، چنان بود كه گويي هرگز از خط شروع نيز عبور نكرده بوديم. ما در اتاق كوچكي در هتل كوبورگ، منتظر پايان مذاكرات بين جان كري و جواد ظريف بوديم، ولي وزير امور خارجه ايران قانع نمي‎شد و هنوز هم منتظر يك سازش ديگر و(اخذ) يك امتياز ديگر از ما بود. البته آن امتيازي ناچيز بود كه صرفاً مي‎توانست به آنان(مذاكره كنندگان ايراني) اجازه دهد كه بگويند براي كسب هر امتيازي در اين مذاكرات به سختي جنگيده‎اند. در 13 ژوئيه، ما بيست و ششمين روزِ خود را در هتل كوبورگ مي‎گذرانديم. از آن جايي كه جان كري پاي خود را هنگام دوچرخه سواري شكسته بود و با عصا راه مي‎رفت، تمام وزراي خارجه كشورهاي پنج به علاوه يك براي گفت‎وگو، به اتاق جان كري مي‎رفتند. وقتي در نهايت ظريف و كري در آن اتاق با يكديگر شروع به مذاكره رو در رو كردند، من آن‎جا نبودم، اما دستياران جان كري، از جمله كريس باكمير، كارشناس تحريم‎ها در وزارت امور خارجه آمريكا، آن‎جا حضور داشت. ظريف باز هم به دنبال نوعي سازش يا امتياز بود تا بتواند پس از كسب آن، موافقت خود را با توافق هسته‎اي(برجام) اعلام كند. در هر صورت، ما(آمريكا) خودمان را از قبل براي چنين لحظه‎اي آماده كرده بوديم. كريس(باكمير) فهرستي كوتاه از افراد و نهادهاي ايراني كه تحت تحريم آمريكا بودند و ما هنوز آن‎ها را از فهرست تحريم‎ها خارج نكرده بوديم، در دست داشت تا ما در صورت لزوم بتوانيم آن‎ها را نيز به فهرست افراد و نهادهايي كه به دنبال توافق برسر برجام، از تحريم‎هاي آمريكا خارج مي‎شوند، اضافه كنيم.

* در هر مذاكره اي، امتيازات كوچك و ناچيزي را به‎عنوان ذخيره، نزدِ خود نگه داريد تا در پايان مذاكرات، چنين به نظر‎ايد كه شما امتيازاتي نهايي به طرفِ مقابل(براي قانع كردن او) داده ايد، اما بدون اين‎كه اين امتياز دادن‎ها(ي صوري) هيچ هزينهِ واقعي براي شما داشته باشد.

شرمن افزود: در هر مذاكره اي، اين عاقلانه است كه امتيازات كوچك و ناچيزي را به‎عنوان ذخيره، نزدِ خود نگه داريد تا در پايان مذاكرات، چنين به نظر‎ايد كه شما امتيازاتي نهايي به طرفِ مقابل(براي قانع كردن او) داده ايد، اما بدون اين‎كه اين امتياز دادن‎ها(ي صوري) هيچ هزينهِ واقعي براي شما داشته باشد. كريس(باكمير) تكه كاغذي(شامل آن فهرستِ كوتاه) را به جان كري داد و دقايقي بعد، جان كري در چارچوب درِ اتاق خود نمايان شد و گفت: كارِ ما تمام(توافق حاصل) شده است. هرچند اين موفقيتي بزرگ بود، ما بلافاصله آن را احساس نكرديم، چراكه بايد به فكر نحوه اجراي برجام و آغاز بازرسي‎هاي سختگيرانه و دقيق آژانس بين‎المللي انرژي اتمي از تأسيسات هسته‎اي ايران مي‎بوديم، زيرا فقط پس از تأييد پيروي ايران از مفاد برجام بود كه هر يك از تحريم‎ها ممكن بود برداشته شود. ما همچنين مي‎بايست براي آزادي آمريكايي‎هايي كه هنوز در ايران مفقود بودند يا در زندان به سر مي‎بردند، تلاش مي‎كرديم. در ضمن، ما بايد شكافي را كه ميان آمريكا از يك سو و اسرائيل و عربستان سعودي از سوي ديگر، بر سر برجام ايجاد شده بود، ترميم و اختلافاتِ في مابين را مديريت مي‎كرديم. به علاوه، ما بايد به كشورمان باز مي‎گشتيم و اعضاي كنگره آمريكا را متقاعد مي‎ساختيم كه از برجام حمايت كنند. من يك كارِ شخصي ديگري نيز داشتم، زيرا من در حال ترك وزارت امور خارجه آمريكا بودم و مي‎بايست شخص جايگزين خود را آموزش مي‎دادم تا در زمانِ باقي مانده از دوران رياست جمهوري باراك اوباما و حتي شايد پس از آن(اگر رئيس جمهور بعدي آمريكا وي را در اين سمت ابقا مي‎كرد) در روند اِعمال و اجراي برجام، به دولت آمريكا كمك كند. با وجودي كه اين توافق به اتمام رسيده بود، ما(تيم مذاكره كننده هسته‎اي آمريكا) مي‎بايست تمام اين سند 110 صفحه‎اي را مي‎خوانديم تا مطمئن شويم تمام مطالبي را كه ما با طرف‎هاي مقابل بر سر آن به توافق رسيده بوديم، در اين سند گنجانده شده است. البته مسؤول اصلي متن نهايي برجام، اتحاديه اروپا بود. از اين رو، تيم آنان(اتحاديه اروپا) در يك اتاق كنفرانس(بزرگ) در هتل كوبورگ مشغول خواندن خط به خط متن برجام شد و اعضاي ساير تيم‎ها نيز گهگاه به آنان مي‎پيوستند. اين كار تا صبحِ روز بعد به‎صورت بي‎وقفه ادامه پيدا كرد تا در نهايت، در 14 ژوئيه(متن) برنامه جامع اقدام مشترك نهايي شد و توافق بر سر آن، به اطلاع خبرنگاران رسيد. جواد ظريف و فدريكا موگريني، مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا، در حالي كه در كنار يكديگر در مقر سازمان ملل در ژنو نشسته بودند و ساير نمايندگان كشورهاي عضو گروه پنج به‎علاوه يك نيز پشت همان ميز بزرگ، در اطراف آنان نشسته بودند، توافق بر سر برجام را اعلام كردند. يك نسخه كاغذي از سند برجام به هر يك از كشورهاي عضو گروه پنج به‎علاوه يك داده شد. گروه مذاكره كننده چيني، اين ابتكارِ عمل را به خرج دادند كه روي نسخه كاغذي خود(به‎عنوان يادگاري) امضاي تمامي وزراي(خارجه) كشورهاي عضو 5+1 را جمع كردند. ناگهان نمايندگان ساير كشورها نيز به همين فكر افتادند و نسخه‎هاي كاغذي خود را دست به دست، چرخاندند تا همه وزيران آن نسخه‎ها را امضا كنند. از آن جايي كه هيچ مراسم رسمي براي امضاي برجام وجود نداشت، اين بهترين سوغاتي براي ما بود كه ثابت كنيم ما در آن موفقيت(بزرگ) سهيم بوديم. شرمن تأكيد كرد: شايان ذكر است كه فقط معاهدات بايد امضا شوند، اما توافقاتِ سياسي امضا نمي‎شوند.

بالاخره پس از آن‎كه جمع بسيار كثيري از خبرنگاران آمدند، عكس و ويديو گرفتند و رفتند، فدريكا موگريني از وزراي خارجه(5+1) خواست يك به يك اظهارات كوتاهي در مورد توافقي كه حاصل شده بود(برجام) مطرح كنند. جان كري، آخرين سخنران بود كه اظهار نظرهايي احساساتي كرد و گفت من از زماني كه از جنگ ويتنام بازگشتم، تمام تلاش خود را در زندگي بر اين هدف متمركز كردم كه ديگر جنگي مانند آن رخ ندهد. كري افزود: اين توافق(برجام) نيز در همان راستا است كه ديگر نبايد جنگي رخ دهد. شرمن افزود: اتاق، در سكوت كامل فرو رفته بود و اشك در چشمان بسياري از ما(كه به سخنان جان كري گوش مي‎داديم) حلقه زده بود. پس از پايان اظهارات جان كري، همه ما - حتي ايرانيانِ حاضر در آن جلسه - شروع كرديم به كف زدن و تشويق جان كري. وقتي از آن جلسهِ احساساتي خارج شديم، ديديم خبرنگاران منتظر ما هستند كه در كنفرانس خبري، به سؤال‎هاي آنان پاسخ دهيم. ما مطلع شديم، باراك اوباما - با وجودي كه ساعت 7 صبح به وقت محلي واشنگتن بود - خود را آماده مي‎كند كه براي مردم آمريكا(در خصوص دستيابي به توافق هسته اي) سخنراني كند. جان كري با توجه به ملاحظه‎اي كه براي حرمت رئيس جمهور(آمريكا) داشت، كنفرانس خبري خود را تا جايي به تعويق انداخت كه سخنراني باراك اوباما در واشنگتن به پايان رسد. ما سخنراني اوباما را روي يك رايانهِ «تبلت» به‎طور زنده تماشا كرديم. جان كري در كنار من ايستاده بود و يادداشت‎هاي خود را - پيش از رفتن پشت تريبونِ كنفرانس خبري - مرور مي‎كرد. ظريف آمد و با جان كري دست داد. البته وقتي دو سال پيش، ظريف براي نخستين بار در مقر سازمان ملل در نيويورك، در حاشيه نشست مجمع عمومي، با جان كري دست داد، آن‎جا غوغايي به پا شد، ولي اكنون اين مساله(دست دادن ظريف با جان كري) ديگر براي ما به امر عادي تبديل شده بود كه كسي به آن توجه خاصي نمي‎كرد.

*در تلويزيون ديديم كه ايرانيان با خودروهاي خود به خيابان‎هاي تهران آمده و با بوق زدن، اين موفقيت را جشن گرفته اند

شرمن افزود: وقتي ما با هواپيما به آمريكا باز مي‎گشتيم، من از فرط خستگي در هواپيما خوابم برد، به‎طوري كه در تمام طول عمرم خوابي چنين عميق نكرده بودم. پس از آن‎كه هواپيماي ما در آمريكا فرود آمد، ما(در تلويزيون) ديديم كه ايرانيان با خودروهاي خود به خيابان‎هاي تهران آمده و با بوق زدن، اين موفقيت را جشن گرفته‎اند. مردم سر‎هاي خود را از پنجره خودروهاي شان بيرون آورده بودند و از خوشحالي فرياد مي‎كشيدند. در فرودگاه(تهران) نيز يك جمعيتِ خوشحال، منتظر ورود هواپيماي حامل ظريف بودند.

*يك ماه پيش از اعلام تصميم خروج از برجام توسط ترامپ، من درخواست گفت‎وگويي خصوصي با ظريف كردم كه مورد قبول واقع شد

در بخش پاياني اين كتاب، موسوم به «پسگفتار» شرمن بيش‎تر به مساله خروج دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا، از برجام و تبعات آن پرداخته است. شرمن در آغاز اين بخش نوشته است: يك ماه پيش از آن‎كه دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا، تصميم خطرناك خود را براي خارج كردن آمريكا از توافق هسته‎اي ايران(برجام) بگيرد، من در نيويورك گفت‎وگويي با(محمد) جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران، داشتم. ظريف به آمريكا آمده بود تا مواضع ايران در خصوص آن توافق(برجام) را براي صاحبنظران، رسانه‎ها و مطبوعات(آمريكايي) تشريح كند. من درخواست گفت‎وگويي خصوصي با ظريف كردم(كه مورد قبول واقع شد). ما در محل سكونت(رِزيدانسِ) نمايندهِ دائمي ايران در سازمان ملل(در نيويورك) يكديگر را ملاقات كرديم. هرچند ظريف ظاهري كاملاً آرام و متمركز(بر موضوعاتي كه ما درباره آن صحبت مي‎كرديم) داشت، من شرايط احساسي او را به اندازه كافي درك مي‎كردم كه بدانم وي در پسِ اين ظاهر آرام و سخنان نرمي كه مي‎گويد، سخت مشغول تفكر درباره گزينه‎هاي پيش روي ايران در صورت خروج ترامپ از برجام است. هرچند آمريكا فقط يكي از شش كشورِ شريك در اين توافق(برجام) بود، ولي قدرت اقتصادي آمريكا ادامه مشاركت ما را در اين توافق، حياتي مي‎ساخت. اگر آمريكا بار ديگر تحريم‎هاي خود را بر ايران تحميل كند، به‎ويژه تحريم‎هاي ثانويه كه هر شركتي را كه با بانك مركزي ايران معامله كند از دسترسي به بانك‎هاي آمريكايي محروم سازد، اين توافق(برجام) را به قراردادي توخالي و پوچ تبديل خواهد كرد.

ظريف از من خواست ارزيابي خود را از اين‎كه ممكن است چه اتفاقي بيفتد، ارائه كنم.(آيا آمريكا از برجام خارج خواهد شد؟) اين سؤالي بود كه من خودم ماه‎ها بر روي يافتن جواب آن كار مي‎كردم، زيرا از زماني كه قدرت در كاخ سفيد دست به دست شد(ترامپ روي كار آمد)، دولت جديد آمريكا مدام در صدد تضعيف برجام بود و حتي از صدور مجوز براي آن دسته از شركت‎هاي(خاص) آمريكايي كه بر اساس برجام، مجاز به سرمايه گذاري محدود در ايران بودند، امتناع مي‎ورزيد. ترامپ در توئيت‎هاي خود به ناسزا گويي درباره برجام ادامه مي‎داد و وعده انتخاباتي خود را مبني بر پاره كردن «بدترين توافق تاريخ» همواره تكرار مي‎كرد. من بايد به ظريف اين را مي‎گفتم(و گفتم كه): مهم‎ترين امر(براي ايران) اين است كه به پيروي از مفاد برجام ادامه دهد. مثلاً ايران نبايد اورانيوم را فراتر از محدوده‎هاي تعيين شده در برجام غني سازي كند. ايران بايد كماكان درها را بر روي بازرسان بين‎المللي باز نگه دارد و به ساير مفاد برجام نيز عمل كند. من سپس تلاش كردم اين مساله را براي ظريف تشريح كنم و فكر او را در اين خصوص تحت تأثير قرار دهم كه نارضايتي(آمريكا) از اين توافق به فعاليت‎هاي بدخواهانه ايران در سوريه، لبنان، عراق و يمن بازمي گردد. اين حركات ايران، فعاليت‎هايي است كه دموكرات‎ها و جمهوري خواهان به يك اندازه، آن‎ها را فعاليت‎هايي بي‎ثبات كننده و خطرناك تلقي مي‎كنند. البته من(در گفت‎وگوي خصوصي با ظريف) اذعان كردم كه توافق هسته‎اي(برجام) شامل طرز رفتار ايران در خارج از مرزهاي خود نبوده است، ولي دولت كنوني آمريكا(دولت ترامپ) تلاش‎هاي ايران را براي اخلال در خاورميانه(غرب آسيا) و سعي ايران در به دست گرفتن كنترل اين منطقه را به يكي از قيودِ شبح(در سايه) در توافق هسته‎اي تبديل كرده بود(كه به نظر ترامپ مي‎بايست دست كم در روحِ برجام گنجانده مي‎شد). در نهايت، من و ظريف گفت‎وگويي بسيار مستقيم در اين خصوص داشتيم كه نياز مبرم احساس مي‎شود كه آمريكايي‎هاي مفقود يا زنداني در ايران به خانه بازگردند. ظريف كه كنترل تصميم گيري در اين خصوص را در دست نداشت، به اين نكته اشاره كرد كه در حالي كه سرنوشت توافق هسته‎اي(برجام) در هواست(مشخص نيست) وي اين اختيار را ندارد كه درباره بازگشت آمريكايي‎ها به خانه مذاكره كند. اين گفت‎وگويي غم انگيز براي هر دوِ ما بود، زيرا ما نه تنها براي دستيابي به اين توافق(برجام) با يكديگر جنگيده بوديم، بلكه با بخش‎هاي رقيب در دولت‎هاي خودمان نيز براي دستيابي به اين توافق، مبارزه كرده بوديم. ما بر اين باور بوديم كه اين توافق، گامي بزرگ در راستاي رسيدن به صلح است. اكنون چنين به نظر مي‎رسيد كه اوضاع(با خروج قريب الوقوع آمريكا از برجام) بار ديگر به سمت خشونت ميل پيدا خواهد كرد. پس از پايان اين مذاكره خصوصي، من و ظريف با خم شدنِ معمول در برابر يكديگر(به‎جاي دست دادن) از هم جدا شديم، اما اين حقيقت تلخ را درك مي‎كرديم كه احتمالاً چه اتفاقات سختي پيشِ رو خواهد بود.

شرمن افزود: وقتي رسماً اعلام شد كه ترامپ از برجام خارج خواهد شد، من اين خبر را در شبكه تلويزيوني «اِم اِس اِن بي‎سي» تماشا كردم و(به خودم گفتم) رئيس جمهور آمريكا تمام رشته‎هاي ما را پنبه كرده و ايران را نيز بار ديگر در مسير دستيابي به سلاح هسته‎اي قرار داده است. بلافاصله، تلفن من شروع به زنگ خوردن كرد و من پيام‎هاي بي‎شماري را از سراسر جهان دريافت كردم كه حاوي تسليت به من و ابراز دلسردي و نوميدي آنان در خصوص خروج آمريكا از برجام بود. البته خبرنگاران نيز مدام خواستار اظهار نظر من درباره اين موضوع(خروج ترامپ از برجام) بودند.

با وجودي كه مي‎دانستم قرار است دولت آمريكا رسماً اعلام كند كه از برجام خارج مي‎شود، هنگام شنيدن اين خبر، تحمل آن براي من به هيچ وجه آسان‎تر نشد. من قبلاً نيز در مسيري مشابه حركت كرده بودم، زيرا مشاهده كرده بودم كه گامي ارزشمند كه ما در راستاي خلع سلاح يك دولت لجام گسيخته و ديكتاتور برداشته بوديم، چگونه تباه شد. بيست سال پيش تر، ما تقريباً به يك توافق كاملِ موشكي با كره شمالي دست يافته بوديم كه من در مذاكرات آن، در آخرين روزهاي دولت(بيل) كلينتون(رئيس جمهور دموكرات اسبق آمريكا)، شركت داشتم و به پيشبرد روند آن مذاكرات كمك كرده بودم، ولي كاخ سفيدِ بوش(دولت جرج دبليو بوش) آن توافق را به هم زد. امروز، ما در حال پي بردن به اين مطلب هستيم كه اگر اجازه دهيم توافقات قبلي مان از بين برود، چه قدر دشوار خواهد بود كه بتوانيم يك دولت داراي بلندپروازي‎هاي هسته‎اي(مانند كره شمالي) را بار ديگر به عقب برانيم.

جان كري نيز همان شب(كه آمريكا از برجام خارج شده بود) با من تماس تلفني گرفت. ما خشم خود را(از تصميم ترامپ) اظهار داشتيم و به يكديگر گفتيم كه چه قدر نگران(آيندهِ) كشورمان هستيم. ما در پايان آن مكالمهِ تلفني، يكديگر را تشويق كرديم كه به مبارزهِ خود ادامه دهيم. شرمن نوشت: من هنوز هم به مبارزه خود براي پابرجا نگه داشتن اين توافق(برجام) ادامه مي‎دهم، زيرا هنوز هم باور دارم كه اين توافقي «خوب» است. هيچ يك از ما كه در مذاكرات برجام دخيل بوديم، انتظار نداشتيم كه ايران خود را «يك شبه» دگرگون كند. همواره قصد ما از اين توافق اين بود كه به‎عنوان گامِ نخست(براي تعامل با ايران) تلقي شود. به نظر مي‎رسيد كه ايرانيان نيز چنين برداشتي درباره آن(برجام) داشتند. آنان آن توافق را دليلي براي اميدوار بودن مي‎دانستند. وقتي رژيم(دولت ايران) نتوانست از فرصت برداشته شدن تحريم‎ها براي بهبود اوضاع معيشتي ايرانيانِ معمولي بهره برداري كند، مردم به خيابان‎ها آمدند و تظاهرات كردند. حدود 5000 تن از مردمي كه براي نشان دادن نوميدي و دلسردي خود، به اعتراضات خياباني(اغتشاشات) رو آورده بودند، دستگير شدند.

شرمن در خاتمه افزود: وقتي من سخت مشغول مذاكرات بر سر برجام بودم، تصور مي‎كردم بزرگ‎ترين چالش براي موفقيت اين توافق، تخطي احتمالي ايران از مفاد برجام خواهد بود، ولي اصلاً انتظارِ آن را نداشتم كه اين چالش، برخاسته از دسيسه‎هاي رئيس جمهور آمريكا باشد.

نقدي بر اظهارات عضو ديپلمات مجمع تشخيص مصلحت
تنها فايده اجراي دستورات FATF، موثر و دقيق تر شدن تحريم هاي آمريكاست!

طي يك ماه اخير، آقاي سيد محمد صدر، يكي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، اظهار نظرهاي متعددي پيرامون لوايح مربوط به FATF داشته است. به گزارش كيهان، اظهارات وي نشان مي‎دهد كه متاسفانه وي بينش صحيحي در رابطه با لوايح مربوط به FATF ندارد.

1. آقاي صدر در تاريخ 14 مهرماه در مصاحبه‎اي بيان كرده بود: «اميدوارم فقدان علم كافي نسبت به لوايح مرتبط با FATF علت برخي مخالفت‎ها باشد، مصلحت در اين است كه اين لوايح تصويب شود. اگر لوايح مرتبط به FATF تصويب نشود تحريم مجددا بر ايران تحميل مي‎شود. آمريكا و ترامپ به دنبال اين هستند كه تحريم‎هاي جديدي را عليه ايران شروع كنند - چنانچه كه شروع هم كرده‎اند - و اگر ما اين لوايح را تصويب نكنيم، تمام روابط بانكي و تجاري با ديگر كشورها دچار مشكل مي‎شود».

اظهار نظر آقاي صدر نشان مي‎دهد كه وي از فضاي حاكم بر روابط بانكي بين‎المللي، اطلاع چنداني ندارد. توضيح بيش‎تر اينكه براي بانك‎هاي جهان، مسئله تحريم‎ها و رعايت مقررات تحريمي، خصوصا عليه ايران، اهميت بيشتري دارد تا اينكه مقررات FATF، رعايت شود و با كشورهاي داخل ليست سياه اين نهاد ارتباط گرفته نشود. در اين باره، جريمه‎هايي كه آمريكا به‎دليل عدم رعايت قوانين تحريمي، عليه بانك‎هاي دنيا وضع نموده است، به قدري زياد است كه قابل قياس با جريمه‎هايي كه بانك‎ها به‎دليل عدم رعايت خواسته‎هاي FATF،(الزامات مبارزه با پولشوئي و تامين مالي تروريسم) شده‎اند، نيست.

به عبارت ديگر، اكنون كه تحريم‎ها بازگشته است، تصويب لوايح مرتبط با FATF و كسب رضايت اين نهاد، ديگر موضوعيتي نخواهد داشت و حتي اگر ايران اين لويح را تصويب كند، به‎دليل تحريم‎هاي آمريكا، روابط بانكي همچنان با مشكل مواجه خواهد بود.

2. وي در تاريخ 13 آبان همزمان با روز بازگشت تحريم‎ها عليه ايران، اظهار داشته بود: «بهترين راه براي مقابله با تحريم‎هاي آمريكا، تصويب لوايح FATF است. اگر اين كار انجام نشود؛ كمك بزرگي به ترامپ براي گسترش تحريم‎ها عليه كشور است. اگر اين اقدام انجام نشود حتي كشورهاي نزديك به ما نظير چين و روسيه نيز نمي‎توانند با ما مبادلات تجاري و بازرگاني داشته باشند. بنابراين بهترين راه براي مقابله با تحريم‎هاي آمريكا، تصويب آن لوايح است. طبيعي است كه بايد يكسري اقدامات داخلي نيز در اين راستا انجام شود». اين‎گونه اظهار نظرها نيز نشان مي‎دهد كه اساسا درك و بينش درستي نسبت به كاركرد و شاكله ماموريتي FATF وجود ندارد و اشخاصي كه اين صحبت‎ها را مدام تكرار مي‎كنند، نيازمند افزايش دانش در اين زمينه هستند. در اين باره نكاتي وجود دارد:

الف - كاركرد عمده FATF، ايجاد شفافيت براي طرف‎هاي خارجي ايران است. اين امر هم در توصيه‎ها و هم در برنامه اقدامي كه اين نهاد براي ايران درنظر گرفته است، وجود دارد. در برنامه اقدام، مسائلي از قبيل شناخت مشتري و ذينفع واقعي در معاملات مطرح شده و سپس مقوله به‎اشتراك گذاري اين اطلاعات توسط ايران به طرفهاي خارجي مورد توجه واقع شده است. در نتيجه با توجه به اينكه تحريمهاي آمريكا بازگشته است، با اجراي برنامه اقدام FATF، اتفاقا بخش تحريمي از غيرتحريمي شناخته شده و بخش غيرتحريمي براي اينكه دچار تحريم نشود، بخش تحريمي، را تحريم مي‎كند و تحريم‎هاي آمريكا به دست خودمان در داخل كشور، اجرا مي‎شود. بنابراين، آمريكا دقيقا به دنبال اجراي برنامه اقدام FATF و تصويب لوايح مدنظر است تا تحريم‎هاي خود را به طرز موثري اعمال نمايد. در نتيجه تصويب لوايح مرتبط با FATF، هديه به آقاي ترامپ است.

ب– درباره اينكه ايشان گفته اگر لوايح مرتبط با FATF تصويب نشود، حتي دو كشور چين و روسيه با ما كار نخواهند كرد، بايد توجه داشت ايران از سال 1388 تا 1395 در ليست سياه FATF بوده است و از سال 1395 از اين ليست تعليق شده است. سؤال مهمي كه آقاي صدر بايد به آن پاسخ دهند اين است كه در اين 7 سالي كه ايران در ليست سياه FATF قرار داشت، همكاري‎هاي مالي ايران با كشورهاي ديگر كاملا قطع بود؟ تبادلات وسيع مالي ايران با كشورهاي مختلف از جمله روسيه و چين در اين دوران، نشان مي‎دهد كه وجود ايران در ليست سياه FATF، منجر به قطع همكاري‎هاي مالي و بانكي با كشورهاي ديگر نشده است.

3. آقاي صدر در تاريخ 21 آبان در مصاحبه‎اي اشاره داشته بود: «اگر ما به اين كنوانسيون ملحق نشويم در واقع هديه بزرگي به ترامپ داده‎ايم زيرا ترامپ به‎طور جدي به دنبال تحريم ايران و البته گسترش دامنه تحريم‎ها است. در اين شرايط اگر CFT (كنوانسيون مقابله با تامين مالي تروريسم) را نپذيريم در واقع خودمان تحريم‎هاي يك جانبه ترامپ را به تحريم بين‎المللي تبديل و همه دنيا را در تحريم‎ها عليه ايران شريك كرده‎ايم به‎طوريكه نخواهيم توانست با هيچ كشوري مراودات مالي و بانكي داشته باشيم كه قطعا به ضرر مردم و جمهوري اسلامي خواهد بود. بر اين اساس اگر CFT را نپذيريم موضع ترامپ در تحريم ايران را تقويت كرده‎ايم. مخالفان اين نكته را درك نمي‎كنند كه تصويب نشدن CFT خداي نكرده ممكن است مقدمات سقوط جمهوري اسلامي را فراهم كند زيرا فشار اقتصادي وحشتناكي به مردم وارد مي‎شود كه به هيچ عنوان قابل مقايسه با دوران جنگ نيست».

در مصاحبه‎اي ديگر وي گفته بود: «من معتقدم كه لوايح چهارگانه مرتبط با گروه ويژه اقدام مالي يا همان FATF به‎ويژه لايحه الحاق به كنوانسيون بين‎المللي CFT بايد در كشور تصويب شود چراكه با تصويب اين لوايح زمينه اجراي SPV (كانال ويژه مالي مستقل اتحاديه اروپا) در كشور فراهم مي‎شود».

اين حد اغراق نسبت به فوايد فرضي لايحه الحاق به كنوانسيون مقابله با تامين مالي تروريسم كه تقريبا در چند ماه اخير، بي‎سابقه بوده است، داراي اشكالات اساسي زير است:

الف- نخست اين‎كه نبايد وضعيت اقتصادي را به مسائل خارجي گره زد. كاري كه البته، مقامات دولتي در دوران تصويب توافق برجام انجام دادند و بعدها با انتقاد رهبري مواجه شد.

رهبري در ديدار با كارگزاران نظام در خردادماه امسال بيان كردند: «تجربه مهمّ ديگر در اين قضاياي برجام، اين است كه گره‎زدن حلّ مسائل كشور به برجام و امثال برجام يا به مسائل خارجي، يك خطاي بزرگي است. ما نبايستي مسائل كشور را، مسائل اقتصادي كشور و مسائل گوناگون كشور را گره بزنيم به امري كه از اختيار ما خارج است، در بيرون كشور تدبير مي‎شود و تصميم‎گيري مي‎شود. وقتي ما مسئله اقتصاد كشور را، كسب و كار كشور را به مسئله برجام گره مي‎زنيم، نتيجه اين مي‎شود كه صاحبان كار و سرمايه چند ماه بايد منتظر بمانند تا ببينند خارجي‎ها در مورد برجام چه تصميمي مي‎گيرند؛ چند ماه تأمّل كنند، صبر كنند، منتظر بمانند تا ببينند كه آيا در توافق مي‎مانند يا از توافق خارج مي‎شوند؛ امضا مي‎كنند يا امضا نمي‎كنند؛ بعد از آنكه امضا كردند، پابند امضا مي‎مانند يا نمي‎مانند! مرتّب بايستي دستگاه فعّالِ اقتصادي مردمي كشور در انتظار رفتار خارجي‎ها باشد. نمي‎توانيم ظرفيت كشور را معطّل توافق برجام بگذاريم؛ مدّتي معطّل اجراي برجام، مدّتي معطّل خروج و عدم

خروج از برجام؛»

ب- اينكه تصويب لوايح مرتبط با FATF، پيش شرط اجراي سازوكار مالي ويژه اتحاديه اروپا است، از مبنا اشتباه است چرا كه ساز وكار SPV به‎دليل ويژه بودن و درگير نبودن موسسات و بانك‎هاي اروپايي و همچنين مشخص بودن منشا پول و سپس مصرف آن، نيازي به اجراي برنامه اقدام FATF و ارتقاي استانداردهاي كشور در حوزه مبارزه با پولشوئي و تامين مالي تروريسم ندارد.

SPV قرار بوده طوري طراحي شود كه ديگر بانك‎ها و موسسات مالي اروپايي را درگير مراوده با ايران نكند و فقط نقش يك اتاق پاياپاي براي تسويه مبادلات تجاري ايران را فراهم كند. طبيعي است در اين ساز و كار بحث پولشوئي معنا ندارد چرا كه اين ساز و كار، اساسا به‎دليل ويژه بودن و نظام‎هاي كنترلي در نظر گرفته شده در آن(خريد و فروش اقلام خاص به افراد خاص و براي مصارف خاص)، خود ايزوله از تهديدات مرتبط با پولشويي است.

ج- ايشان تلاش مي‎كند نشان بدهد كه آمريكا از عدم تصويب كنوانسيون‎هاي مربوط به FATF ناراحت است، اما خوب است مطلع باشند كه خانم سيگال مندلكر (معاون وزارت خزانه‎داري كه توسط رهبري تحت عنوان اتاق جنگ اقتصادي ياد مي‎شود)، از نسبت به تاخير در تصويب اين لوايح گلايه كرده است و نسبت FATF با آمريكا، كاملا روشن است.

بنابر مطالبي كه ذكر شد، جا دارد تا آقاي صدر، با درايت و دقت نظر بيشتري پيرامون موضوعاتي كه از قضا قرار است در مجمع تشخيص مورد بررسي قرار گيرد، اظهار نظر كند و در شرايط بازگشت تحريم‎ها كه كشور نيازمند اقدامات خردمندانه است، تصميمات منطقي اتخاذ كند. در صورت تصويب و اجراي كنوانسيون‎هاي CFT و پالرمو، مسؤوليت خسارات ناشي از آن (اعم از خسارات امنيتي و اقتصادي) متوجه افرادي مانند آقاي صدر خواهد بود و تاريخ درباره كساني كه اراده آمريكا را در كشور اجرا مي‎كنند قضاوت خوبي نخواهد داشت.

باز هم به گردن دانشگاهيان افتاد!

 محمد حسين ميبدي

آقاي رييس جمهور در جديدترين اظهارات خود درباره بلبشوي اقتصادي كه در جامعه ايجاد شده و زندگي مردم را نابود كرده است، تقصير را به گردن دولت قبل نمي‎گذارد؛ زيرا ديگر جامعه اين‎گونه فرافكني‎ها را نمي‎پذيرد؛ از اين رو در راهبرد جديدش گاه به گردن اقتصاددانان بيچاره انداخته مي‎گويد آن‎ها بودند كه پيشنهاد افزايش دلار را دادند و در نتيجه زمام دلار از دست رفت. وي اخيرا در اظهار نظر ديگري اظهار داشت معلوم نيست نظرات دانشگاهيان چندان اعتباري داشته باشد زيرا در ماجراي كاهش دلار آن‎ها گفتند اگر طلا را آزاد كنيد دلار افزايش مي‎يابد ولي ما طلا را آزاد كرديم و قيمت دلار كاهش يافت.

در پاسخ به اين اظهارات گفتني است؛ اولا نمي‎گوييم كه اقتصاددانان و دانشگاهيان اشتباه نمي‎كنند ولي مردم به كسي راي داده‎اند كه شعار تدبير و اميد داده است. كسي كه داراي عقل و تدبير است با آزمون و خطا كشور را اداره نمي‎كند بلكه ابتدا متخصصان و كارشناسان اقتصادي را دعوت مي‎كند و پس از نظرخواهي از آنان با تدبير و تعقل حمع بندي مي‎كند و در نهايت اين رييس جمهور است كه در ميان ظرات مختلف بايد نظر نهايي را كه بهترين نظريه تشخيص مي‎دهد به اجرا بگذارد نه اين‎كه با شنيدن چند اقتصاددان اطراف خودش زندگي مردم را زير و رو كند و بعد با شنيدن حرف چند اقتصاددان ديگر تصميم ديگري بگيرد يك روز دلار را بالا ببرد و دوباره پس از چند ماه دلار را پايين بياورد ولي آثار تورمي‎اش همچنان بر زندگي مردم بيجاره باقي بماند!

نقدي بر اظهارات اخير حجت الاسلام و المسلمين محمد جواد فاضل
اشكالاتي به مقوله نفي فقه نظامات

حجت الاسلام امين رضا عابدي نژادداوراني، از نويسندگان و محققان حوزوي، پيرامون مباحثي كه در نفي فقه نظامات از سوي رئيس مركز فقهي ائمه اطهار(ع) مطرح شده بود مطلبي نوشته‎است كه در ذيل مي‎خوانيد:

بسمه تعالي

محضر استاد مكرم حضرت حجه الاسلام و المسلمين محمد جواد فاضل لنكراني با اهداي سلام و تحيت

اخيرا سخناني منسوب به حضرت عالي در برخي از رسانه‎ها منتشر شده كه در آن اشكالاتي را پيرامون مقوله فقه نظام ايراد فرموده‎ايد. نسبت به طرح اين سخنان ملاحظاتي وجود دارد كه اميدوارم توجه به آن‎ها سودمند افتد.

1. قبل از آن‎كه به اثبات يا نفي وجود نظام در فقه اهل بيت بپردازيم ابتدا لازم است تصوير دقيقي از مفهوم فقه نظام ارائه دهيم. مقصود از فقه نظام آن است كه احكام شرعي در حيثيت مجموعي خود يك كل اعتباري را شكل مي‎دهند به‎طوري كه احكام شرعي در تلايم و سازگاري با يكديگر اهداف و مصالح خاصي را تعقيب مي‎كنند. در واقع معناي اين سخن آن است كه احكام شرعي اموري از هم گسيخته و پراكنده از يكديگر نيستند. اين معنا از نظام در كلمات بزرگان ما از جمله شهيد صدر علامه طباطبايي و شهيد مطهري و بسياري ديگر بزرگان از متاخرين و متقدمين وجود دارد.

2. نكته تعجب برانگيزي كه در بيانات منسوب به حضرت عالي وجود دارد آن است كه حضرت عالي فرموده‎ايد كه در اسلام احكام و قواعد وجود دارد اما چيزي به نام نظام وجود ندارد. اين در حالي است كه قول به وجود قواعد كلي حاكم بر احكام فرعيه تفصيلي از مقومات انديشه فقه نظام است. در واقع اين قواعد نخ تسبيح انسجام و سازگاري و علت داخلي نظام فقهي بشمار مي‎روند.

3. حضرت عالي انتقاداتي را متوجه روش نظام سازي شهيد صدر كرده‎ايد و اختلاف ميان فتاوي را مانعي براي شكل گيري نظام معرفي كرده‎ايد. در پاسخ به اين اشكال بايد گفت كه اولا بر فرض كه اشكال حضرت عالي به روش شهيد صدر وارد باشد از ابطال استدلال و روش شهيد صدر قول به اعدام نظام در فقه نتيجه نمي‎شود ثانيا شهيد صدر خود به اين اشكال توجه داشته و آن را مانعي براي استنباط نظام فقهي نمي‎ديده و از جمله براي حل اين اشكال مجال اختيار ذاتي را به‎عنوان يك راه حل ارائه كرده ثالثا فقه نظام مستظهر به ادله و شواهدي است كه اين جانب در كتاب فلسفه فقه نظام اجتماعي پيشرفت گرا مسمي به فقه پيشرفت به تفصيل پيرامون آن سخن گفته و اشكالات احتمالي را دفع كرده‎ام.

4. در بيانات خود فرموده ايدكه در امور روبنا يعني فتاواي مربوط به فقه نظام اجتماعي و از جمله اقتصاد، اختلاف نظر شديدي است و به همين جهت نمي‎توان به دست يابي به يك نظام فقهي اميدوار بود؛ اين در حالي است كه به اين نكته عنايت نفرموديد كه عملا بخش عمده‎اي از اين اختلافات و تضادها ناشي از بي‎توجهي به الزامات فقه نظام مي‎باشد. فقهي كه به مقاصد و اهداف فقه نظام اجتماعي و روش‎هاي معتبر براي كشف اين اهداف بي‎اعتنا است و قواعد حاكم بر نظام اقتصادي و مانند آن را استنباط نكرده و نمي‎شناسد لاجرم در دام تعارض آرا و اختلاف فتاوي گرفتار مي‎شود. در واقع دعوت به فقه نظام دعوت به كاستن روشمند اختلاف فتاوي و آراء فقهي است.

5. اما اين‎كه فرموده‎ايد كه هر نظامي بايد در ذيل نظام ديگري قرار بگيرد. نسبت به نظامات اجتماعي بايد گفت كه مجموعه نظام‎هاي فقهي در ذيل فقه نظام اجتماعي قرار مي‎گيرند و فقه نظام اجتماعي به نوبه خود جزئي از منظومه معرفت ديني است و بر اين فرض محذوري مترتب نمي‎شود

6. اما اين‎كه فرموديد اگر ما وراي اين فقه فردي يك فقهي به نام فقه نظامات داشتيم، آن كسي كه بايد به آن مي‎رسيد در درجه اول امام راحل است، امام با همين فقه فرمود كه ما حكومت را اداره مي‎كنيم. نيز از چند جهت مخدوش است اولا امام صريحا مي‎فرمود اجتهاد مصطلح كافي نيست و همچنين مي‎فرمود كه فقه تئوري اداره فرد و اجتماع از گهواره تا گور است و روشن است كه فقهي كه احكام آن ناظر به مصالح و اهداف عيني اجتماع نباشد و از مجموعه‎اي از احكام از هم گسيخته و نامتجانس شكل يافته باشد توانايي اداره جامعه را ندارد. ثانيا اصولا موضوع اداره نظام است و اداره اجتماع چيزي جز تنظيم شؤون حيات اجتماعي نيست. ثالثا بر فرض كه حضرت امام نظري به فقه نظام نداشتند اين فرمايش حضرت عالي كه اگر ما وراي اين فقه فردي يك فقهي به نام فقه نظامات داشتيم، آن كسي كه بايد به آن مي‎رسيد در درجه اول امام راحل است منطقي نيست زيرا ميان مقدم و تالي استلزامي وجود ندارد.

والسلام عليكم و رحمة ا... و بركاته

ظريف در نامه به دادستان كل:
سندي ندارم كه بفرستم!

20 آبان ماه بود كه محمدجواد ظريف در گفت‎وگويي تصويري با يك سايت حامي دولت به‎جاي ارائه استدلال درباره چرايي پافشاري دولت براي تصويب لوايح FATF و پاسخ به نقدهاي صورت گرفته در اين زمينه، به مثابه برجام سياست اتهام‎زني به منتقدان را در پيش گرفت و آن‎ها را به پولشويي متهم كرد. وي در اين گفت‎و‎گو با بيان اين‎كه اعتقاد دارم خيلي از اين نگراني‎ها درباره FATF صادقانه است مدعي شد: فكر مي‎كنم پشت برخي از اين نگراني‎ها منافع اقتصادي است.

اظهارات عجيب ظريف و اتهام‎زني وي به منتقدان و مخالفان لوايح FATF با استقبال گسترده رسانه‎هاي معاند و ضدانقلاب خارج‎نشين مواجه شد، و واكنش‎هاي زيادي از جمله انتقادات نمايندگان شاخص مجلس شوراي اسلامي و كارشناسان سياسي را برانگيخت و آن‎ها خواستار ارائه مستندات او شدند. در اين راستا ظريف براي توضيح ادعاي خود در جلسه كميسيون امنيت ملي مجلس حاضر شد اما به‎جاي ارائه مستندات پولشويي گسترده در كشور، ادعاي خويش را انكار كرد. سيد حسن نقوي حسيني نماينده ورامين در مجلس در اين باره گفت كه آقاي ظريف در جلسه كميسيون حاضر شد و در لابه‎لاي اظهارات خود به موضوع پولشويي و اظهارنظرش در اين زمينه اشاره كرد و گفت كه «در اين زمينه اين جوري كه گفتند من نگفتم. برويد كليپ را ببينيد». عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اضافه كرد: آقاي ظريف درخصوص پولشويي به همين سه جمله كوتاه بسنده كرد و توضيح ديگري نداد.

ابعاد و تبعات اظهارات عجيب و نسنجيده ظريف مبني بر وجود پولشويي گسترده در كشور، وسيع‎تر از آن بود كه با توجيه سه جمله‎اي يا انكار آن بشود به سادگي از كنار آن گذشت و غلامحسين محسني اژه‎اي، سخنگو و معاون اول قوه قضائيه، با ارسال نامه‎اي براي محمدجواد ظريف، از او خواست اسناد سخنان خود درباره پولشويي در ايران را ارائه كند. وي همچنين در ديدار با نمايندگان فراكسيون ولايي مجلس دهم گفت كه سخنان اخير ظريف از نظر شخص بنده غلط بوده، و از‎آن‎جايي كه از طرف يك مقام رسمي بيان شده، او بايد توضيح دهد و اسناد خود را ارائه كند. حسينعلي حاجي دليگاني، نماينده شاهين‎شهر در مجلس شوراي اسلامي نيز از تدوين طرح استيضاح محمدجواد ظريف خبر داد.

در حالي كه اظهارات و موضع‎گيري‎ها در دفاع و رد ادعاي آقاي ظريف ادامه داشت، انتظار منطقي و بجا آن بود كه مرجع رسمي مبارزه با پولشويي در كشور به موضوع ورود كرده و با ارائه گزارشي مستند و روشنگر، ابهامات و سؤالات را برطرف كرده و به اين قضيه پايان دهد اما متاسفانه علي‎رغم گذشت يكي دو هفته از ماجرا و كشيده شدن آن حتي به مجلس و قوه قضائيه، همه در اين باره سخن گفتند جز آن‎كه بايد سخن مي‎گفت؛ يعني «واحد اطلاعات مالي». نكته عجيب و قابل تامل آن‎جا بود كه در چنين شرايطي محمد دهقان نماينده مجلس شوراي اسلامي در صحن علني به نكته خاصي اشاره كرد و گفت: «در اين چند سال كه مذاكرات مربوط به FATF داغ بوده است كدام‎يك از مقامات ارشد همزمان مسؤوليت مبارزه با پولشويي و هم مسؤوليت مذاكرات FATF را بر عهده داشته‎اند؟ متأسفانه براساس اسناد به دست آمده برخي از اين مقامات بيش از اين‎كه به فكر منافع كشور و ملت در مذاكره با FATF و مبارزه با پولشويي باشند به فكر اخذ ويزاي اقامت در كانادا، آمريكا و استخدام در سازمان ملل بودند. اين آقايان با سربرگ مركز پولشويي به دنبال سفر‎هاي خانوادگي در تور‎هاي تفريحي بودند. شما مسؤوليت مبارزه با پولشويي را به كسي سپرده‎ايد كه تعلق كم‎تري به كشور خود نشان داده است و به دنبال اقامت در خارج بوده است.»

سرانجام پس از چند روز فضاسازي روزنامه‎هاي زنجيره‎اي در حمايت از ادعاي ظريف مبني بر وجود پولشويي گسترده در كشور و توهين و اتهام‎زني به منتقدان، در حالي كه وزارت امور خارجه اعلام كرده بود مستندات ادعاي پولشويي گسترده در كشور را در قالب نامه‎اي به دادستاني ارسال كرده است، دادستان كل كشور گفت كه ظريف يك نامه ۱۲ صفحه‎اي را چند روز قبل فرستاده كه يكسري بيانات خودش را در آن‎جا بازتوضيح داده است، همچنين حاوي مسايل ديگري بود كه خيلي مرتبط با آن چه ما خواستيم نبود و در آخر هم اشاره كردند كه دليل و مستندي ندارند كه بخواهند بفرستند.

 يادداشت هفته

توصيه به كنار گذاشتن احكام اسلام، نوعي اعلان جنگ با خداست

 دكتر محمد ملك زاده

در آيات قرآن كريم و احكام اسلامي تأكيدات صريحي وجود دارد كه مصرف مسكرات را حرام اعلام كرده و براي مرتكبين به آن مجازات سختي برشمرده است. به رغم اين، با گذشت چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي متاسفانه گاهي شاهد عملكردها و گفتارهايي هستيم كه در تضاد با احكام صريح اسلام و آيات قرآن كريم است. در حال حاضر كه برنامه‎هاي ماهواره‎اي و شبكه‎هاي اجتماعي به‎صورت حساب شده از سوي دشمنان در حال قبح زدايي از مصرف نوشيدني‎هاي الكلي بوده و آن را به تدريج براي سبك زندگي ايراني مباح مي‎كنند؛ و يا متاسفانه در مهماني‎هاي شبانه برخي سفارتخانه‎ها در تهران، براي مهمانان ايراني مشروب سرو مي‎شود، برخي به دفاع از اين اقدامات اباحي‎گرانه پرداخته و توصيه به تدوين قانون آزادي مسكرات در جامعه اسلامي هم دارند! بهانه اين افراد هر چه باشد ولو رسيدگي به معضل گسترش مسكرات تقلبي در جامعه و مسموميت جمع زيادي از مصرف كنندگان اين مشروبات تقلبي، مطمئنا چنين توصيه و استدلالي هرگز قابل دفاع نيست. در بررسي اين توصيه انحرافي چند نكته قابل تامل است:
1. طرح اين ادعا كه مصرف مشروبات الكلي در جمهوري اسلامي و عوارض ناشي از آن - با وجود آن‎كه در قانون اين كشور، مسكرات حرام و ممنوع اعلام گرديده - بيش‎تر از ساير كشورهايي است كه چنين ممنوعيت قانوني وجود ندارد، ادعايي گزاف و مخالف آمارهاي رسمي جهاني است. تحقيقات نشان مي‎دهد كه حدود ۲۳۷ ميليون مرد و ۴۶ ميليون زن در جهان، در معرض عوارض سوء مصرف الكل هستند؛ اتحاديه اروپا در اين رده‎بندي مقام اول و قاره آمريكا مقام دوم را در مصرف مشروبات الكلي و عوارض ناشي از آن دارد. به گفته سوزانا جاكاپ مدير بخش اروپا در سازمان جهاني بهداشت، ميزان مصرف الكل در اروپا هم اينك 2 برابر متوسط مصرف جهاني است. به گفته محققان، عوارضي همچون احساس سرخوشي كاذب، پيدايش حالت تهاجمي، آسيب عضله قلبي، ازدياد فشار خون، ايجاد كبد چرب، سرطان‎هاي گوارشي، و سرانجام مرگ از عوارض ناشي از مصرف مشروبات الكلي هستند كه در آمريكا و اروپا بيش از ساير كشورها به آن مبتلا هستند.
2. توصيه به رفع ممنوعيت قانوني مشروبات الكلي در ايران براي كاهش عوارض ناشي از آن در حالي مطرح مي‎شود كه آزادي قانوني مصرف مسكرات در غرب و اروپا و ساير مناطق جهان به افزايش پيامدهاي ناگوار جسمي و روحي منجر گرديده و بستر بسياري از معضلات فرهنگي و اجتماعي، اقتصادي و... در اين مناطق را هموار نموده است. عوارض ناشي از اين آزادي در جوامع غربي و اروپايي به حدي است كه گسترش اعتراض محققان و مردم را در پي داشته است به حدي كه اين اعتراضات هم اينك در برخي مناطق به يك حركت مردمي تبديل شده است. چندي پيش سازمان بهداشت جهاني در گزارش خود اعتياد به مصرف الكل در عرصه جهاني را يكي از پرتلفات‎ترين عوامل مرگ و مير در جهان دانست و اعلام نمود هم اكنون مصرف الكل عامل يك مرگ از هر 20 مرگ در دنياست كه رقم بسيار زيادي به شمار مي‎رود. تنها در سال ۲۰۱۶ ميلادي، بيش از ۳ ميليون نفر در جهان به‎دليل عوارض ناشي از مصرف مشروبات الكلي، جان سپردند كه اين عدد، يك بيستم از كل فوتي‎هاي اين سال را شامل مي‎شود. بر اساس آمار، بيش‎ترين نرخ مرگ و مير به‎خاطر صدمات ناشي از جراحات بوده كه اين عامل، ۲۸ درصد از فوتي‎هاي سال ۲۰۱۶ را شامل مي‎شده است. ۲۱ درصد از مرگ و ميرها هم به‎دليل اختلالات دستگاه گوارش و ۲۱ درصد به‎دليل بيماري‎هاي قلبي - عروقي بوده است. با اين حال متاسفانه فقط به‎دليل سود بالاي ناشي از فروش اين بلاي اجتماعي كه طبق آمار، گردش مالي توليد و فروش صنعتي مشروبات در كشورها به رقم بالاي 1500 ميليارد دلار رسيده است، قوانين منع استفاده از آن به تصويب نمي‎رسد! از اين رو دكتر «ولاديمير پوزنياك» از مديران سازمان جهاني بهداشت با اشاره به ميزان بسيار زياد مصرف الكل در جهان، هشدار داد همه كشورها بايد تلاش بيش‎تري در مسير كاهش اين مصرف و هزينه‎هاي ناشي از مصرف الكل براي سلامتي و اجتماعات بشري داشته باشند.
3.ترويج اين ادعا كه «چون ايجاد ممنوعيت قانوني باعث كاهش اعمال مجرمانه نمي‎شود پس ممنوعيت قانوني را برداريم» صرف نظر از ميزان صحت و سقم اصل چنين ادعايي، نتيجه‎اي جز رواج اباحي‎گري و خطرات ناشي از آن در جامعه نخواهد داشت. لابد از اين پس بايد به‎دليل بالا بودن منكرات در جامعه، هيچ ممنوعيت و مجازاتي براي هر گونه اعمال منكر و مجرمانه در نظر نگيريم! آيا هيچ انسان عاقلي به چنين توصيه‎اي مي‎تواند عمل كند؟! به فرض كه بپذيريم ممنوعيت قانوني توليد مسكرات در ايران باعث افزايش توليد مشروبات الكلي غير بهداشتي و تقلبي هم شده باشد اما بر اساس كدام منطق عقلايي و شرعي مي‎توان مجوز رفع اصل ممنوعيت قانوني توليد مسكرات را صادر كرد؟! بر اساس يك قاعده عقلي، منطقي و شرعي هر كس به‎دليل ارتكاب به يك عمل مجرمانه دچار مشكلاتي گردد، مقصر اصلي كسي جز خود او نيست كه با علم و اختيار در چنين مسير خطايي گام نهاده است. عقلاي عالم در اين‎گونه موارد به‎جاي دلسوزي براي چنين مجرماني، بر اِعمال قوانين ممنوعيت آن جرم تاكيد بيش‎تر مي‎كنند نه در حمايت از مجرم اصل قوانين را زير سوال برند!
4.در خاتمه به نظر مي‎رسد دليل اصلي رواج ارتكاب به اعمال مجرمانه‎اي همچون مصرف مسكرات و يا ساير محرمات در جامعه اسلامي، درست اجرا نشدن قوانين و حدود الهي است كه متخلفين را جري‎تر ساخته و جامعه را نسبت به ارتكاب جرم بي‎تفاوت‎تر نموده است. ممنوعيت شرب خمر از احكام قطعي الهي و غير قابل تغيير است. سخن گفتن از رفع اين ممنوعيت، نوعي اعلام جنگ با خداست!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

يمن سرنوشت منطقه رابه نفع فلسطين تغييرخواهد داد ان شاءلله.
يك شهروند‎

نابخشوده‎ترين‎خطاي‎احمدي‎نژاد (و البته مثل رحيم مشائي و بقائي) زمينه‎سازي براي علم‎شدن امثال مطهري و لاريجاني است‎.
8895...0919

كشته شدن حدود 55 غيرنظامي در هلمند افغانستان و ديرالزور سوريه در اثرتجاوز هوايي امريكا به خوبي نشان مي‎دهد تجاوزگري، خوناشامي و سفاكي امريكا حد يقفي ندارد. خطاب به سازمان ملل ومجامع و دادگاه‎هاي بين‎المللي: ايا اين تجاوزها وجنايات امريكا نقض حقوق بشروجنايت جنگي نيست؟ اگرهست - كه هست - چرا نسبت به حفظ امنيت جهاني امريكا را محاكمه نمي‎كنيد؟
7211...0990

افزايش چندباره قيمت محصولات لبني، گوشت، مواد بهداشتي و... همگي از بي‎تدبيري دولت تدبير واميد! حكايت دارد. كارآقاي روحاني هم در هيأت دولت شده بيانيه‎خواني و كلي‎گويي(انگار نه انگار كه كارخانه‎اي ورشكسته شده يا قشر مستضعف كه كمرش شكسته يا كارگراني كه شرمنده خانواده‎شان شده اند) جناب روحاني! با به كارگيري يك تيم قوي كار بلد دانشگاهي زبده و با تقوي در جهت كاستن از درد ملت قدم برداريد نه اين‎كه با شاهنامه خواني‎تان فقط نمك بر زخم مردم بپاشيد و ديگرهيچ.
يك شهروند‎