صفحه اول

نكاتي درباره ادعاي پولشويي در ايران
اتهام پولشويي بهانه اي براي تشديد فشارهاي غرب

 دكتر قاسم روان‌بخش

در فضاي مجازي بدون كنترل، مدت هاست چنين القا مي‎شود كه فساد سيستماتيك به‎صورت فراگير كشور را در بر گرفته است و در نقطه مقابل، اين‎گونه وانمود مي‎شود كه ديگر كشورها به‎ويژه جهان غرب از هر گونه فساد اقتصادي پاك و مبرا هستند. متاسفانه اين سياه نمايي مفرط، اغلب از سوي كساني انجام مي‎شود كه خود داراي مسووليت‎هاي مهم در كشور هستند و از آن‎ها انتظار مي‎رود كه خودشان پرچم دار مبارزه با فساد باشند و در عين حال از سياه نمايي بپرهيزند. يكي از اين نمونه‎ها اظهارات اخير دكتر ظريف مبني بر وجود پولشويي در ايران بود؛ اظهاراتي كه مورد اعتراض بسياري از نخبگان علمي و سياسي كشور قرار گرفت؛ زيرا چنين ادعايي، علاوه بر مستندنبودن، در زماني انجام شد كه شوراي نگهبان لايحه cft را به‎دليل مخالفت با شرع و قانون اساسي رد كرده بود. از اين رو درباره اظهارات آقاي ظريف مبني بر وجود پولشويي در كشور نكاتي چند را متذكر مي‎شويم:

1. ترديدي نيست كه پولشويي در كشور وجود دارد؛ پول‎هاي كثيفي كه منشأ و فرايند به‎دست آوردن آن‎ها مشخص نيست؛ پول‎هايي كه در انتخابات نيز منشأ اثر مي‎شوند و مي‎توانند زمينه نفوذ را در مجلس و دولت فراهم كنند و از اين طريق به آلاف والوف برسند. نمونه‎هايي از اين پولشويي را مي‎توان در قاچاق‎هاي سازمان يافته مشاهده كرد كه بارها رهبر معظم انقلاب اسلامي نسبت به آن هشدار داده و خواهان شفافيت و جلوگيري از آن شده‎اند. پورسانت‎هاي كلان براي واردات كالاهايي كه در داخل هم توليد مي‎شوند. واردات بنزين به رغم توليد در داخل و قاچاق مجدد آن به كشورهاي همجوار و واريزكردن سودهاي كلان به جيب برخي وابسته‎هاي آنان به دور از چشم سازمان‎هاي نظارتي.

2. البته براي مبارزه با پولشويي در كشور، قانون مصوب مجلس وجود دارد كه در مجلس قبلي به تصويب رسيده و توسط رئيس جمهور به دولت ابلاغ شده است. آقاي جهانگيري معاون اول رئيس جمهور به‎عنوان رئيس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي و وزارتخانه‎هاي اقتصاد و اطلاعات و... بايد پاسخ دهند كه چرا در اين مدت 5 سال عمر دولت باصطلاح تدبير و اميد، با وجود قانون پولشويي، با اين پديده مبارزه نكرده اند؟ آيا در اين ماجرا كساني ذي نفع بوده‎اند كه اجراي اين قانون با مشكل مواجه شده است؟ چرا رئيس مجلس شوراي اسلامي نسبت به اجرانشدن اين قانون در كشور عكس العملي از خود نشان نداده است؟

3. پديده پولشويي در اكثر كشورها به‎ويژه كشورهاي مدعي مبارزه با پولشويي چنان رواج دارد كه با جمهوري اسلامي قابل مقايسه نيست ولي كم‎تر از سوي مسوولان آن كشور در معرض ديد مردم خود و جهانيان قرار داده مي‎شود بلكه به عكس، چنين ادعا مي‎كنند كه كشورشان اتاق شيشه‎اي است و هيچ گونه پولشويي و فساد و اختلاسي در آن‎ها صورت نمي‎پذيرد. براي نمونه به چند مورد از پولشويي در غرب مي‎پردازيم كه توسط برخي اقتصاددانان آن‎ها در نشريات غربي انعكاس يافته است. جيمز هنري اقتصادداني داراي اعتبار علمي بسيار بالا و كارشناس ارشد سابق شركت مشهور مك كينزي و كمپاني، اعلام كرد كه 32 تريليون دلار آمريكا در بهشت مالياتي ناپديد شده است. دارايي‎هاي غير نقدي مانند املاك، فلزات قيمتي،‎جواهرات، قايق‎هاي تفريحي،‎اسب‎هاي مسابقه اي،‎ماشين‎هاي لوكس و امثال اين‎ها در اين تحقيق در نظر گرفته نشده است. جالب اين‎كه از 32 تريليون دلار پولشويي فوق 23 تريليون آن مربوط به ابرثروتمندان شمال امريكا و اروپاست. همچنين كميته ويژه سازمان ملل در مورد پولشويي گزارش كرده است كه بانك‎هاي امريكا و اروپا بيش از 300 ميليارد دلار پولشويي كرده‎اند كه 30 ميليارد آن فقط از كارتل‎هاي مواد مخدر مكزيك بود. از گزارش‎هاي مربوط به كلاهبرداري‎هاي تامين مالي چندين ميليارد دلاري بانك‎هاي امريكا و اروپا كه هر هفته منتشر مي‎شود، معلوم شده است كه بانك‎هاي پيشرو انگليس مثل باركليز و بسياري ديگر سال‎هاي زيادي نرخ سود بين بانكي را طوري تنظيم كرده‎اند كه سود بيش‎تر كسب كنند. شركت‎هاي چند مليتي، معافيت‎هاي مالياتي و يارانه‎هاي دولت را دريافت مي‎كنند و بعد بر خلاف توافق نامه‎هاي علني با حكومت، كارخانه‎ها و كارها را در آسيا و مكزيك جابه جا مي‎كنند.(سياحت غرب، ش116، فروردين 92 ص50 -51)

مدير عامل ام. اف. گلوبال ادعا كرد كه 6/1 ميليارد دلار از سرمايه‎هاي ناپديد شده مشتري‎هاي سرمايه گذار در انحلال ام. اف. گلوبال در سال 2011 را نمي‎تواند توجيه كند.(همان، ص 52) با وجود رشد عظيم سازمان دولت پليسي، گسترش آژانس‎هاي اطلاعاتي، جلسات رسيدگي كنگره و استخدام بيش از چهارصد هزار كارمند در بخش امنيت كشور، حتي يك نفر بانكدار مجرم زنداني نشده است. در جالب‎ترين مورد بانكي، باركليز براي زمينه‎سازي فرار از ماليات و اتهام به كلاهبرداري، جريمه ناچيزي مي‎پردازد. در همان زمان،‎عامل اصلي رفتار خلاف قانون در تعيين نرخ سود بين بانكي لندن، مدير عامل بانك باركليز،‎13 ميليون دلار حق انفصال از خدمت مي‎گيرد. (همان) اسناد بسيار زيادي اين نكته را تاييد مي‎كند كه كلاه‎برداران مالي و پولشوهاي چندين ميلياردي تقريبا هيچ‎گاه به زندان فرستاده نمي‎شوند. در حالي كه برخي از آن‎ها ممكن است جريمه‎اي پرداخت كنند درآمد‎هاي كثيف هيچ كدام ضبط نمي‎شود،‎هرچند بسياري از آن‎ها جرايم را تكرار مي‎كنند. جريمه‎هاي بسيار سبك، سودهاي بسيار بالا و رسيدگي‎هاي گاه سطحي و از هم گسيخته موجب افزايش پولشويي شده‎اند به‎طوري كه اداره جرم و مواد مخدر سازمان ملل گزارش داد1/6 تريليون دلار در سال 2009 به‎طور عمده در بانك‎هاي غربي پولشويي شده كه يك پنجم آن به‎طور مستقيم از تجارت مواد مخدر به دست آمده است. درآمد عمده‎اي از تجارت كوكائين در آمريكاي شمالي توليد شده(35ميليارددلار) كه دوسوم آن در بانك‎هاي امريكاي شمالي پولشويي شد.(همان، ص 53) اين حجم پولشويي در غرب كه عمدتا در بانك‎هاي آن‎ها صورت گرفته است، هيچ‎گاه در رسانه‎هاي داخلي ايران انعكاسي نداشته و نخواهد داشت؛ زيرا رسانه‎هاي وابسته به جريان غربگرا عمدتا در پي تقديس غرب و تنقيص جامعه اسلامي ايران هستند. يك محاسبه ساده مي‎تواند نشان دهد كه 32 تريليون دلار چند ميليارد تومان مي‎شود! به راستي با وجود سازمان‎هاي پر ادعا و عريض و طويلي مانند fatf چرا سالانه اين حجم از پولشويي در امريكا و اروپا صورت مي‎گيرد؟! پرسش مهمي كه در برابر حاميان و كاسبان fatf قرار دارد اين است كه آيا آن‎ها كه در مقابله با پولشويي كشورهاي خودشان ناتوان هستند، مي‎توانند با پولشويي در كشور ديگري مانند ايران مبارزه كنند؟! ضرب المثل حكيمانه قديمي مي‎گويد«كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي»

4. با وجود شكست برجام و بدعهدي‎هاي امريكا واروپا و به تاراج رفتن سرمايه‎هاي هسته‎اي و اقتصادي كشور در 5 سال گذشته كه به اعتراف خود مذاكره كنندگان هيچ دستاوردي نداشته‎اند، معلوم نيست چرا دولت محترم و رياست مجلس به رغم رد اين لايحه از سوي شوراي نگهبان باز هم بر طرح مجدد آن در مجلس و تصويب آن اصرار مي‎ورزند؟ به راستي با اين‎كه ظريف گفته است نمي‎تواند تضمين دهد كه اين لايحه مشكل اقتصادي را حل كند دليل اين همه اصرار چيست؟ آيا منافع شخصي و گروهي عده‎اي در تصويب اين لايحه مساله دار است؟!

5. آقاي ظريف زماني اتهام بدون سند پولشويي به نظام اسلامي مي‎زند كه اين لايحه توسط شوراي نگهبان رد شده است و سپس در اظهاراتي مخالفان آن لايحه را به داشتن منافع در عدم تصويب آن مطرح مي‎كند!! اين‎گونه اظهارات كه مورد توجه خاص رسانه‎هاي دشمن قرار گرفته، مي‎تواند دستاويز فشارهاي بيش‎تر غربي‎ها بر ضد ايران گردد؛ زيرا آن‎ها اين‎گونه تحليل مي‎كنند كه اين پولشويي ادعايي ظريف در حمايت از مجموعه‎ها يا كساني صورت گرفته كه غربي‎ها، آن‎ها را تروريست مي‎دانند!

6. متاسفانه عده‎اي حق قانوني نمايندگان مجلس در استيضاح وزير خارجه و توضيح خواستن از ايشان درباره ادعاي بي‎سند و فراهم كردن بهانه براي فشار بيش‎تر از سوي دشمن، را نوعي توطئه عليه ظريف و دولت معرفي كرده و به گونه‎اي مي‎نويسند و مي‎گويند كه نمايندگان مجلس در اين ماجرا به‎خاطر اعمال حق قانوني خود مجرمند و بايد در دادگاه محاكمه شوند! بگذاريد فضا باز باشد و از وزير خارجه يك قديس نسازيد كه هيچ كس جرات نقد و سوال از وي نداشته باشد. به راستي وقتي خود وزير در ماجراي مذاكره هسته‎اي و برجام از اين‎كه به امريكايي‎ها اعتماد كرده به اشتباهش اعتراف مي‎كند و هزينه سنگين اين اشتباه را به عهده مي‎گيرد جاي اين احتمال وجود ندارد كه در اين مساله هم اشتباه كرده باشد و با اين استيضاح در مجلس رسما به اشتباه خودش اعتراف و عذرخواهي كند؟!

 سرمقاله

در حاشيه ادعاي اخير وزير خارجه آمريكا در مورد موشك‎هاي ايران
ترس، تناقض و دروغ!

 علي اكبر عالميان

ادعاي اخير «مايك پمپئو» وزير امور خارجه آمريكا در مورد آزمايش موشك‎هاي ايران را بايد در سه گانه ترس، تناقض و دروغ در سنجه تحليل قرار داد. به ادعاي وي «حكومت ايران به تازگي موشك بالستيك ميان‎بردي را كه توانايي حمل چند كلاهك هسته‎اي را دارد، آزمايش كرده است. اين موشك‎ها توانايي هدف قرار دادن بخشي از اروپا و همه مناطق خاورميانه را دارد. با اين كار، ايراني‎ها قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت را نقض كردند.»
اول؛ ترس و وحشت: پر واضح است كه افزايش قدرت نظامي ايران به‎ويژه قدرت موشكي، خواب خوش را از چشمان دشمنان ملت ايران ربوده است. جمهوري اسلامي ايران به‎عنوان قدرتمندترين كشور موشكي در منطقه، با تلاش و كوشش فراوان نيروهاي بومي و متخصص خود توانسته است به پيشرفته‎ترين سامانه‎هاي موشكي روز دنيا دست يابد و اين مساله غير از اين‎كه ناكارآمدي تحريم‎هاي نظامي دشمنان را به اثبات رسانيده، مهر تاييدي بر افزايش توانايي‎هاي نظامي ايران است كه بي‎توجه به هياهوهاي و گردنكشي‎هاي دشمنان خود توانسته است به يكي از قدرت‎هاي موشكي جهان تبديل شود. در حال حاضر جمهوري اسلامي انبوهي از موشك‎هاي بالستيك كوتاه بُرد، ميان بُرد و دوربُرد را در اختيار دارد كه مجموع آن‎ها كلكسيوني از موشك‎هاي متعدد با ماموريت‎هاي ويژه را تشكيل مي‎دهند. عصبانيت پمپئو از يك سو به‎خاطر تفوق ايران بر تحريم‎هاي وضع شده نظامي است. به‎عنوان نمونه، در قطعنامه 1929 در مورد فعاليت‎هاي موشكي آمده بود كه شوراي امنيت «تصميم مي‎گيرد كه ايران نبايست هيچ‎گونه فعاليت مرتبط با توانمندي‎هاي موشك‎هاي بالستيك قادر به حمل جنگ‎افزار هسته‎اي، از جمله انجام شليك با استفاده از فناوري موشك‎هاي بالستيك انجام نداده و ضمنا كشورها بايد تمام اقدامات لازم براي جلوگيري از انتقال فناوري يا همكاري‎هاي فني به ايران در ارتباط با چنين فعاليت‎هايي را، انجام دهند.»
از سوي ديگر او و دستگاه هيات حاكمه ايالات متحده از توان نظامي ايران در هراس مي‎باشند؛ چرا كه به زعم آنان ايران قادر خواهد بود با اين توان بالاي موشكي، اهداف و منافع آمريكا در منطقه و جهان را هدف قرار دهد. آمريكايي‎ها همچنين نگران متحدان خود در منطقه نيز مي‎باشند. در اين ميان به‎ويژه رژيم سعودي و رژيم صهيونيستي كه قدرت موشكي ايران خواب خوش را از چشمانشان گرفته است، هر از چندگاهي با بهانه جويي‎هاي كودكانه از افزايش روزبه روز قدرت نظامي جمهوري اسلامي زبان به شكايت مي‎گشايند. ملك سلمان بن عبدالعزيز، پادشاه عربستان، در همين چند هفته پيش و درمراسم افتتاحيه دور جديد مجلس شوراي عربستان مدعي شد كه ايران به دنبال ايجاد هرج و مرج و تخريب در كشورهاي منطقه است. وي همچنين گفت: از جامعه بين‎المللي مي‎خواهيم كه فعاليت‎هاي هسته‎اي و موشكي ايران را محدود كند. «استيو بنن» استراتژيست سابق كاخ سفيد در خصوص خاورميانه، در بخشي از كتاب خود با نام «آتش و خشم» به ترس اعراب به‎ويژه عربستان سعودي از ايران اشاره كرده و مدعي مي‎شود كه سعودي‎ها تا سرحد مرگ از ايران مي‎ترسند.
يوزي رابين كارشناس برجسته اسرائيلي‎ها كه در سال‎هاي 1991 تا 1999 ميلادي مديريت برنامه دفاع موشكي اسراييل را بر عهده داشت، در سال 2015 اعتراف كرد كه تحولات زيادي بدون آن‎كه توجه خاصي به آن بشود در برنامه موشكي ايران رخ داده و اين كشور با سرعت در حال پيش بردن برنامه خود است. او همچنين تاكيد كرد كه ناوگان پنجم و تمام پايگاه‎هاي آمريكا در تيررس ايران است و اين موشك‎ها در لبنان و سوريه نيز حضور داشته و مي‎تواند عليه ما(اسراييل) به كار رود. وي با تاكيد بر اين نكته كه «به نظرم ايران در بخش موشكي در سطح قدرت‎هاي جهاني عمل مي‎كند»، مي‎افزايد: «ايران توانايي فلج كردن اسرائيل را دارد.» او عليرغم هراس فراوان از رشد روزافزون قدرت و دقت موشك ايراني، نتوانست از تحسين اين هنر ايرانيان غفلت كند. بر همين اساس مي‎گويد: «من از لحاظ تكنيكي به احترام افرادي كه اين كار را انجام دادند كلاه از سر برمي دارم و به آن‎ها احترام مي‎گزارم.»
رهبر معظم انقلاب در سخنراني دو ماه قبل خود در جمع بسيجيان در ورزشگاه آزادي، با تاكيد بر توان مهندسان و متخصصان داخلي، به يك افسر صهيونيستي اشاره كردند كه از توانمندي مهندسان صنعت موشكي كشور متحير شده و ابراز شگفتي مي‎كرد. اشاره ايشان در واقع همين آقاي يوزي رابين بوده است.
دوم؛ تناقض: ادعاي اخير وزير امور خارجه آمريكا مانند هميشه داراي تناقض‎هاي آشكاري است. به ادعاي مايك پمپئو ايران قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت را نقض كرده است. بايد از او پرسيد كه اگر نقض قطعنامه شوراي امنيت، جرم است، چرا دولت متبوعش بر خلاف همه موازين حقوقي و بين‎المللي از تعهدنامه‎اي كه خود بر زير آن امضاء زده بود شانه خالي كرده و از برجام خارج شد؟ او ادعا مي‎كند كه ايران قطعنامه فوق را نقض كرده است در حالي كه نتوانسته است اين نقض عهد را اثبات كند و اين در حالي است كه بدعهدي و نقض آمريكايي‎ها در برجام، نه يك ادعا بلكه عمل آشكار مي‎باشد. وانگهي بايد پرسيد كه چرا وزير امور خارجه آمريكا از نقض عهد متحدان ديرينه خودش شكايت نمي‎كند؟ آيا داشتن ده‎ها كلاهك هسته‎اي خلاف قوانين بين‎المللي نيست كه صهيونيست‎ها از ابراز آن واهمه‎اي نداشته و به اين عمل خلاف قانون افتخار مي‎كنند؟! تهاجم عربستان به يك كشور بي‎دفاع ديگر، آن‎هم با استفاده از سلاح‎هاي نامتعارف و ممنوعه، بر اساس كدام قانون و مجوز بين‎المللي صورت پذيرفته است؟ چرا او از اين اقدام خلاف قانون آشكار شكايت نمي‎كند؟ وزير امور خارجه آمريكا اين همه تناقض را چگونه مي‎تواند پاسخ گفته و حل نمايد؟!
سوم؛ دروغ: آمريكايي‎ها مانند هميشه به حربه نخ نماي قديمي خود يعني دروغ و افتراء متوسل شده و براي جلوگيري از قدرت نظامي ايران، به اين بازي قديمي و ناكارآمد دست زده‎اند. پمپئو از حمل كلاهك هسته‎اي آن هم توسط موشك‎هاي نقطه زن سخن مي‎گويد و اين در حالي است كه اصولا استفاده از بمب هسته‎اي نيازي به موشك نقطه زن ندارد!
ترس و تناقض و دروغ، حربه آمريكايي‎ها براي جلوگيري از گسترش قدرت نظامي و دفاعي ايران به شمار مي‎روند اما فرزندان برومند اين سرزمين بدون توجه به اين شانتاژها، بر دامنه قدرت دفاعي خود مي‎افزايند و در اين راه از هيچ قدرت دنيايي نمي‎هراسند تا بلكه به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، هيچ جاهل قداره بندي جرات تجاوز به ايران را نداشته باشد.