صفحه بانوي مسلمان

راه يافتگان - بانوي تازه‎مسلمان آمريكايي:
مطالعه سيره اهل البيت(ع) را دوست دارم

به نوشته پايگاه جامع فرق، اديان و مذاهب_ بانوي تازه مسلمان آمريكايي در شبكه اهل البيت از نحوه آشنايي خود با اسلام مي‎گويد. «كلي كلاسون»(Kelly Klasson) اهل ميشيگان آمريكاست.

او در يك خانواده مسيحي كاتوليك به دنيا آمد. از همان آغاز كودكي برخي آموزه‎هاي مسيحي را قبول نداشت؛ مثلاً آموزه «گناه نخستين» براي او آزاردهنده بود. طبق اين آموزه خطاي آدم و حوا به نسل آن‎ها منتقل‎شده است و همه انسان‎ها گناه‎آلود به دنيا مي‎آيند و تنها كساني كه به حضرت عيسي(عليه‎السلام) به‎عنوان پسر خدا ايمان بياورند، ذات آن‎ها پاك مي‎شود.

خانم كلاسون در كودكي زياد به كليسا مي‎رفت تا اين‎كه كشيش كليسا به جرم آزار جنسي كودكان به زندان انداخته شد. او كه كشيش را سخنگوي خداوند مي‎دانست، در اثر اين حادثه ساليان زيادي خدا را گم مي‎كند.

او به دنبال گمشده خود، خداوند، به مطالعه برخي اديان و مكاتب عرفاني مي‎پردازد ولي خدا را به‎طور شايسته در آن‎ها نمي‎يابد؛ تا اين‎كه به يك سخنراني اسلامي گوش مي‎دهد و خداوند را در الهيات اسلامي منطقي مي‎يابد. در آموزه‎هاي اسلامي حرفي از ذات گناه‎آلود، پسر خدا و تثليث نيست. او گمشده خود را در اسلام مي‎يابد. به مطالعه كتب اسلامي مي‎پردازد و هرچه جلوتر مي‎رود، اسلام براي او معناي بيش‎تري پيدا مي‎كند و سرانجام مسلمان مي‎شود.

اين بانوي تازه‎مسلمان، ارتباط با خداوند را بعد از سال‎ها قطع ارتباط، بسيار زيبا و شگفت‎آور توصيف مي‎كند. مطالعه قرآن كريم افق‎هاي تازه‎اي از معرفت و تهذيب نفس را به روي وي مي‎گشايد.

خانم كلاسون بعد از پذيرفتن اسلام به مطالعه مذاهب اسلامي مي‎پردازد و سيره اهل‎البيت او را جذب مذهب شيعه مي‎كند. وي شركت در جماعات مسلمين را دوست دارد و نماز را آرام‎بخش خود در مشكلات زندگي بيان مي‎كند.

چند ويژگي بانوي مسلمان

بانوي مسلمان داراي چند ويژگي است:

۱- با وقار است

دختران، «شش سال» زودتر از پسرهاي هم‎سنشان به عقلانيت، خودكاري، خودباوري، خود انضباطي، خود مديري و بلوغ مي‎رسند. دختري كه به اين مراحل از رشد رسيده است، خود را گنج بي‎پاياني از مهر و محبت و «صفات» زيبا مي‎بيند و نيازي به «خودنمايي»، «بدن نمايي»، «رياكاري» و «رفتارهاي مصنوعي» ندارد. بنابراين گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شايسته و شخصيت او و با وقار و زيبا و در يك كلام «تماشايي» است. او قدر و قيمت خود را مي‎داند و مانند آن زناني نيست كه به فرموده رسول خدا(ص) در عين پوشيدگى برهنه‎اند(لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوس باز و دل فريب مى باشند، موهاى خود را طورى آرايش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند، اينان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با اين‎كه بوى بهشت از راه بسيار دور شنيده مى شود.

۲- توجه قلبي‎اش به «خدا» است

زن مسلمان، پشتوانه و معمار شخصيت مرد است و مرد، معمار تاريخ يك هنرپيشه كه شايد اعتقادي به حجاب هم نداشته باشد، وقتي در نقش مادران، همسران و دختران پيامبران و اولياي الهي(مثلا در نقش حضرت مريم) بازي مي‎كند، با پوشش كامل و ساده و رفتار متين و موقرانه ظاهر مي‎شود. در اين حالت هر بيننده‎اي او را بسيار زيباتر و جالب‎تر مي‎بيند؛ چرا كه چهره‎اي روحاني و معصومانه دارد. اين است كه همه ختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زيباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حيايي كه در سيماي يك دختر ظاهر مي‎شود، با هم ربط دارند.

۳- عامل «رشد اجتماعي» است

دختري كه عاقلانه به زندگي نگاه مي‎كند و به «هنر زن بودن» رسيده است، متوجه است كه كار اصلي او اين نيست كه به كاري در اجتماع روي آورد و «نان‎آور» خانواده گردد؛ زيرا او به فرموده امام على عليه السلام چون گُلى است(ظريف و آسيب پذير) نه قهرمان و كار فرما. بلكه هنر اصلي‎اش اين است كه با «هدايت نامحسوس» و «روحيه شاد و سازنده» خود مردي را كه همسر اوست، به سوي كار سوق دهد. او توانايي پرورش فرزنداني را دارد كه از «خودخواهي»، «خودسري»، «خجالتي بودن»، «بي مسؤوليتي» و «هرزگي» دورند و آنان را به «رشد اجتماعي» و «قدرت تعامل با مردم» مي‎رساند و به‎طور نامحسوس به «احساس مسؤوليت و انجام وظيفه» هدايت شان مي‎كند.

۴- عامل «تشويق» و «آرامش» است

دختري كه رشد و رفتار طبيعي دارد، به‎جاي «احساس نياز كاذب به پشتوانه» مي‎تواند با شيرين زباني، آراستگي و متانت رفتاري خود پشتيبان ديگران باشد و به آن‎ها «اميد» بدهد و براي «درس و كار و عبادت و زندگي» انگيزه بخش باشد و در عين حال «آرامش» ببخشد.

۵- توانايي دارد از شوهرش يك «مرد» بسازد

مانند مهندسي كه از يك «ويرانه»، قصري زيبا و رفيع مي‎سازد، هر دختري با هر رنگ و قد و اندامي اگر خودش را به درستي بشناسد و بخواهد، مي‎تواند مظهر «صفات» جمال الهي باشد و هنرمندانه و با تكيه بر نكات مثبت، از شوهرش كه ممكن است فراموشكار، هوس باز، رفيق باز، متغير، خشن، افسرده، خسيس و يا ولخرج باشد، مردي عاقل، بالغ، ذاكر، وظيفه شناس، مؤمن، اميدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در يك كلام يك «مرد» بسازد. بي‎جهت نيست كه رسول خدا(ص) فرمودند: زن شايسته يكى از دو عامل پيشرفت خانواده است.

۶- به «زن بودن» خود افتخار مي‎كند

زن، موجودي فوق بهشتي و خورشيدي جذاب، گرم و نوراني است كه ماموريت آسماني كردن انسان به او سپرده شده است. دختري كه اين كرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهي خود را مي‎فهمد، هرگز از زن بودن بيزار نيست و از اسباب عياشي شدن براي نامحرمان و نيز گفتار و رفتار مردانه پرهيز مي‎كند. او استعدادهاي زيبا، صدا و صورت زيبا و جذابش را بيهوده هدر نمي‎دهد و اين همه توانايي را به هرز(در راه هرزگي) تلف نمي‎كند. او خود را «زنده به گور» نمي‎كند.

دختر زنده به گور كسي است از خود بيگانه كه احساس حقارت مي‎كند و پسر بودن را بهتر و قرين موفقيت مي‎پندارد.

۷- «حضور» در جامعه را به «ظهور» در جامعه ترجيح مي‎دهد

در هر فيلمي، مهم‎ترين نقش را كارگردان دارد و در هر تصويري حضور موثر او را مي‎توان ديد، اما در هر فيلمي اين هنرپيشگان هستند كه «ظهور» دارند و انديشه و نظر كارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار مي‎كنند.

در مديريت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادي، اعتقادي، اجتماعي و سياسي نيز دو نقش اصلي وجود دارد: حضور و ظهور. يك گروه حضوري مؤثر دارند و يك گروه هم ظهوري واسطه اي.خداوند حكيم به زن؛ موقعيت، صفات و استعدادهايي داده كه مي‎تواند در بيش‎ترين ابعاد زندگي خانواده و جامعه و جهان، نقش كارگردان، يعني حضوري موثر اما نامحسوس را داشته باشد.اگر دختر از كرامت و قداست خود به‎عنوان يك زن غافل بماند، گرفتار «بحران هويت» مي‎شود. در اين صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در كوچه و خيابان براي او «ارزش» مي‎شود، مسحور زبان بازي جوانان هرزه مي‎گردد، اسير بي‎بند و بارترين افراد خواهد شد و برده جنايتكارترين صاحبان ثروت و قدرت و تزوير مي‎شود. چنين دختري نارضايتي، ابتذال و متلاشي شدن از درون خود را با تداوم خودنمايي و هرزگي پنهان مي‎كند.

وبلاگ بوستان حجاب

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
حضرت فاطمه(س)؛ الگويي جاودانه براي زنان عالم

حضرت فاطمه زهرا(س) بزرگ بانويي است كه اقدامات وي در دوران كوتاه زندگي، از او الگويي فرهيخته و جاودانه براي زنان عالم ساخت. آفرينش و زندگي فاطمه(س) اين نكته را به اثبات رساند كه مي‎توان احساسات و انعطاف زنانه را با شعور و درايت حماسي پيوند زد؛ مي‎توان از محيط خانه منشأ تحولات اجتماعي و تاريخي شد؛ مي‎توان در محراب عبادت با ملك همنوا گرديد و از آن جا، پاي به مسجد گذاشت و بلاغت را در ادبيات سياسي و فرهنگي به اوج رساند؛ مي‎توان اوج اقتدار زنانه را در خضوع به همسر، پرورش فرزند، خانه‎داري هدفمند، توجه به علم و معرفت و حضور مؤثر در مهم‎ترين عرصه‎هاي حيات سياسي و اجتماعي، تعريف كرد و عمر كوتاه زندگي مادي را تا هميشه تاريخ جاودانه ساخت.
شخصيت زهراي اطهر(س)، در ابعاد سياسي و اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته‎اي است؛ به‎طوري‎كه همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته و سياسي عالم مي‎توانند از زندگي كوتاه و پرمغز او درس بگيرند. زني كه در بيت انقلاب متولد شد و تمام دوران كودكي را در آغوش پدري گذراند كه مشغول يك مبارزه عظيم جهاني و فراموش نشدني بود. وي در دوران كودكي، سختي‎هاي مبارزه دوران مكه را چشيد، به شعب ابي‎طالب برده شد، گرسنگي و سختي و رعب و انواع شدت‎هاي دوران مبارزه مكه را لمس و بعد كه به مدينه هجرت كرد، همسر مردي شد كه تمام زندگي‎اش جهاد في‎سبيل‎الله بود و در تمام قريب به يازده سال زندگي مشترك فاطمه زهرا(س) و اميرالمؤمنين(ع)، هيچ سالي، بلكه هيچ نيم سالي نگذشت كه اين شوهر، كمر به جهاد في‎سبيل‎الله نبسته و به ميدان جنگ نرفته باشد و اين زن بزرگ و فداكار، همسري شايسته يك مرد مجاهد و يك سرباز و سردار دائمي ميدان جنگ را نكرده باشد.
زندگي فاطمه زهرا(س‎)، اگر چه كوتاه بود و حدود بيست سال بيش‎تر طول نكشيد، اما اين زندگي، از جهت جهاد، مبارزه، تلاش، كار انقلابي، صبر انقلابي، درس، فراگيري و آموزش، سخنراني و دفاع از نبوت و امامت و نظام اسلامي، درياي پهناوري از تلاش و مبارزه و كار و در نهايت هم شهادت است‎.
مقام معنوي اين بزرگوار، نسبت به مقام جهادي، انقلابي و اجتماعي او به مراتب بالاتر است‎. فاطمه هرا(س‎) به ظاهر، يك بشر و يك زن، آن هم زني جوان است؛ اما در معنا، يك حقيقت عظيم و يك نور درخشان الهي و يك بنده صالح و يك انسان ممتاز و برگزيده است‎.

فلسفه حجاب
زنان، سنگربان ارزش هاي اسلامي

به فرموده امام خميني(ره) واجب است تمام بدن زن به جز قرص صورت و دست‎ها تا مچ از نامحرم پوشيده شود و لباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند، مانع ندارد؛ ولي پوشيدن چادر بهتر است، و از لباس‎هايي كه توجه نامحرم را جلب مي‎كند، بايد اجتناب شود. در اين مسأله كه پوشانيدن غير وجه و كفين بر زن واجب است، از نظر فقه اسلام هيچ گونه ترديدي وجود ندارد.
اين قسمت جزء ضروريات و مسلمات است. از نظر قرآن و حديث و فتواي مجتهدان در اين باره اختلاف و تشكيكي وجود ندارد.
بايد مسأله وجوب پوشش را كه وظيفه زن است، از مسأله حرمت نظر بر زن كه مربوط به مرد است، تفكيك كرد. ممكن است كسي به عدم وجوب پوشيدن وجه و كفين بر زن قايل شود؛ و در عين حال به حرمت نظر از جانب مرد نظر بدهد.
نبايد تصور كرد كه بين اين دو مسأله ملازمه است. هم‎چنان كه از لحاظ فقهي مسلم است كه بر مرد واجب نيست سر خود را بپوشاند؛ ولي دليل نمي‎شود كه نگاه كردن به سر و بدن مرد هم به وسيله زن جايز باشد.
مسأله پوشش از مسلمات فقه اسلامي است و عرصه‎هاي متنوع و گسترده‎اي دارد. پوشش، حجاب، ستر، عفاف، حريم روابط زن و مرد و... كلماتي هستند كه در اين زمينه كاربرد دارند. ممكن است مراد از اين واژه‎ها پرده‎نشيني و محبوس كردن زن در خانه، يا رعايت پاره‎اي ضوابط در معاشرت‎هاي اجتماعي باشد، در صورتي كه قصد تبيين و تشريح اين سؤال است كه: آيا زن و مرد در عرصه اجتماع بايد به فعاليت بپردازند؟
مقام معظم رهبري مي‎فرمايد:... امروز شما زنان، سنگربان ارزش‎هاي اسلامي در مقابل وضع جاهلي دنياي غرب هستيد. شما هستيد كه از اين حصار مستحكم فرهنگ اسلامي محافظت مي‎كنيد... در مكتب اسلام، حفاظ و حجابي بين زن و مرد وجود دارد. اين به معناي‎آن نيست كه زنان، عالم جداگانه‎اي غير از عالم مردان دارند؛ نه، زنان و مردان در جامعه و محيط كار، با هم زندگي مي‎كنند؛ همه جا با هم سر و كار دارند؛ مشكلات اجتماعي را با هم حل مي‎كنند؛...؛ خانواده را با هم اداره مي‎كنند و فرزندان را پرورش مي‎دهند؛ اما آن حفاظ و حجاب در بيرون از محيط خانه و خانواده حتماً حفظ مي‎شود. اين، آن نكته اصلي در الگوسازي اسلامي است.
اگر اين نكته رعايت نشود، همان ابتذالي كه امروزه غرب دچار آن است، پيش مي‎آيد؛... زن از پيشتازي در حركت به سمت ارزش‎ها كه در ايران اسلامي ديده شد- باز خواهد ماند. غربي‎ها مايل‎اند با تمام توان، آن نكته را در جايي به نحوي نسبت به هر كسي رسوخ دهند.