صفحه سياسي

فريدون عباسي، دانشمند هسته اي:
قبلاً امريكايي ها در حسرت عكس يادگاري با ما بودند، امروز بعضي مسؤولان به استقبال هواپيماي نو مي روند تا به آن دست بكشند!

اشاره: رئيس سابق سازمان انرژي اتمي با تأكيد بر اين‎كه احمدي نژاد، روحاني را سر كار آورد، گفت: اين‎هايي كه به‎عنوان رجل سياسي تأييد مي‎شوند ويژگي خاصي نسبت به بقيه ندارند. آن‎چه در ذيل مي‎خوانيد گزيده‎اي از سخنان مهم فريدون عباسي رئيس سابق سازمان انرژي اتمي است كه اخيرا با حضور در برنامه گفت‎وگويي رودررو بيان شده است.

آقاي دكتر! اگر سال 92 آقاي روحاني به شما مي‎گفت بياين رئيس انرژي اتمي بشين قبول مي‎كردين يا نه؟ چرا؟ مگه اصل بر اين نيست كه كمك كنيد و جمهوري اسلامي...

عباسي: نه، ببينين، يه چيزي اين آقاي جليلي گفته، دنبال اون حرف نريم. يعني گفته هركي به دولت كمك نكنه، اگه بتونه و كمك نكنه، خبيثه و خباثت داره و اينا. فقط اون جمله رو نگيريم. من آقاي روحاني رو سال 82 تست كردم. ايشون اصلاً اعتقادي به اقتدار نداره، شماها الان ممكنه گول 2 تا شعار ايشون رو بخوريد، ما تو سال 82 ديديم كه ايشون هرچي دستاورد نظام بود رفت تعطيل كرد و تعليق كرد و كلمه داوطلبانه گذاشت و هي رفت با اينا عقب نشيني كرد، حاصلش چي شد؟ حاصلش اين شد كه پرونده ايران از شوراي حكام آژانس بره به شوراي امنيت. اين شاهكار آقاي روحاني و افراد دور و بر ايشونه. آژانس ميگه من قبل از 2003 با ايران مساله داشتم، كي آژانس گفته من زمان احمدي نژاد مساله داشتم؟ بابا، آقاي احمدي نژاد اومده از دولت خاتمي و دولت هاشمي و قبلش هم اگه ميرحسين كاري كرده زمان جنگ، حالا اون موقع خيلي مساله نبوده. آژانس روي سال‎هاي 68 به بعد، يعني از زماني كه آقاي هاشمي بوده تا 82 كه آقاي خاتمي بوده، ميگه بر طبق شكايت يه سري State party‎ها، يعني كشور‎هاي مختلف عضو آژانس، اين اتهامات به ايران وارده. آقاي احمدي نژاد وايساده پاكار، آقاي جليلي هم سفت وايساده ميگن دولت‎هاي قبلي ايران، هيچ تخلفي از NPT نداشتن. اين همه دفاع شده در دولت نهم، دهم از دولت هاشمي و خاتمي و ما در آستانه غلبه بر غربي‎ها بوديم، وقتي به غني سازي 20 درصد رسيديم و توسعه‎اش داديم تو فوردو اينا، انگار كه مالك اشتر داشت خيمه معاويه رو بر ميچيد، ولي رفتند تيغ گذاشتند زير گردن ولايت اون موقع. الان هم همين مشابه كه رهبري بلند شه تو فروردين 92، قبل از انتخابات بياد بگه من مخالف مذاكره نيستم، خوش بين نيستم، چرا؟ چون تحت فشار ميذارن بريم با غربي‎ها مذاكره كنيم فلان و بهمان. همين‎ها بودن، همين پشت پرده...

مذاكرات عمان رو ميگين شما ديگه

عباسي: بله، بعد هم پرچم بردارن كه مثلا ما رفتيم عمان مذاكره كرديم و همين افرادن ديگه، نشستن تو مركز مطالعات استراتژيك، تو مجمع تشخيص مصلحت، جاهاي ديگه، ميان...

اينو كه آقاي صالحي به‎عنوان سند افتخار خودش ميگه

عباسي: كدوم افتخار؟

ميگه بالاخره مذاكرات عمان جزو تدابيري بود ما رفتيم مثلا رهبري رو به زور راضي كرديم و...

عباسي: نه، ببينيد اين كدوم افتخاره؟

نه، اينو خود ايشون بايد بياد بگه

عباسي: مگر به ما پيشنهاد نشده، ببينم مثلا غربي‎ها يه جوري براي جليلي پيشنهاد نكردن؟ با تيم مذاكره كننده تخصصي ما آمريكايي‎ها يه عكس مي‎خواستن بندازن اين ور اون ور چاپ كنن، ما عكس باهاشون نمي‎انداختيم. التماس مي‎كردن براي يه عكس انداختن. كه با افراد تيم مذاكره كننده ما تكي عكس بندازن. ما همچين زبوني و ذلتي رو نمي‎پذيرفتيم. خب يكي ميره زبوني و ذلت رو مي‎پذيره، اين افتخاره؟ ما بگيم اين افتخاره كه رفته با آمريكايي‎ها مذاكره كرده؟ خب حاصل اون مذاكره‎اش چي شده؟ برا مردم چه ارمغاني آوردن؟ مثلا اين قدر آدم خفيف باشه كه مثلا در حد معاون رئيس جمهور بره دست به هواپيما بكشه؟ هواپيماي نو مثلا برن استقبال هواپيماي بوئينگ يا ايرباس؟ اين چه خفت و خاري ايه كه مسؤولين جمهوري اسلامي بعد از انقلاب بايد بپذيرن؟ در عوض اين‎كه وقت بذارن هواپيما توليد كنن. ميان هواپيماي ملي رو تعطيل مي‎كنن ميرن دست به ايرباس مي‎كشن! چرا؟ چون اينا تفكراً وابسته به تفكر ليبراليسم و غرب هستن، با تفكر انقلابي فاصله دارن. حالا شما فكر مي‎كني مثلا اون‎ها ميومدن مثلا ما‎ها رو انتخاب مي‎كردن؟ شما مي‎پرسي روحاني، من مي‎گم ما روحاني رو تجربه كرديم سال 82 تا 84، ما خون دل خورديم كه افراد كشور رو نگه داريم سال 84.

عباسي: آقاي احمدي نژاد، روحاني رو آورد سر كار. ببينيد، آقاي احمدي نژاد دولت مستقر بود، دولت مستقر خيلي كارها مي‎تونه بكنه، ولي آقاي احمدي نژاد از دوره‎اي كه اومد سركار، اجازه نداد كسي از درون دولتش، مطرح بشه براي بعد از خودش و برنامه‎اش روي مشايي بود، آقاي مشايي رو. يعني پاشو كرده بود تو يه كفش كه آقاي مشايي بايد بياد. اجازه نداد تفكر گفتمان انقلاب بياد وسط، چون خودش هم تغييراتي كرده بود. ببينيد، حالا خدماتي كرده بود، خدماتي به جامعه كرده بود، به مردم رسيدگي كرده بود، ولي ديدگاه هاش هم تغيير كرده بود. حالا اگه بعضي ميگن از اول تغيير داشت، من نمي‎دونم.

...آقاي احمدي نژاد، مردم كه راي دادن بعد از آقاي خاتمي، دنبال اين بودن كه اين فاصله حاكميت رو حذف كنن. يعني مردم، حاكميت همه بشن يك دست و در دولت نهم اين اميد پيش اومده بود كه همه برن شروع كنن سازندگي و اون حالت‎هايي كه پيش اومده بود توسعه سياسي و يه مشت آدم بخوان تو تهران زندگي كنن و خوش بگذرونن بخوان توسعه سياسي رو خوش گذروني تعريف كنن وگرنه توسعه سياسي تعريف‎هاي ديگه‎اي هم داره.

* عده‎اي هر طور كه توانستند احمدي‎نژاد را اذيت كردند

با اين وضعيت شما مي‎بيني مردم مي‎خواستن اين فاصله رو در حاكميت حذف كنن. موفق شده بودن ولي يه عده‎اي نذاشتن آقاي احمدي نژاد درست كار كنه، عصبيش كردن، ناراحت كردن، از هر طريقي بگي اذيت كردن ايشون رو. پس ببينين، جناح‎هاي سياسي جامعه، چپ و راستش فرقي نمي‎كنه. همه نذاشتن اون دولتي كه مردم مي‎خواستن درست تشكيل بشه. حالا آقاي احمدي نژاد هم رفت در دولت دهم اصلا عوض كرد، رفت همه تخم مرغ هاش رو گذاشت تو سبد يه تعداد خاص، پاش رو كرد تو كفش مشايي و لاغير. اجازه نداد حتي افراد كابينه‎اش برن اسم بنويسن.

... . از آقاي جليلي يكي از اشكالاتي كه من مي‎گيرم اينه كه نمياد حرف بزنه. اگه همون موقع هم اومده بود كار ما خيلي راحت‎تر بود. ميومد به مردم مي‎گفت در مذاكرات چي مي‎گذره، اين قدر كه آدم بسته نبايد نگاه كنه به موضوعات، هي ببنديم بگيم حالا بريم ما صحبت بكنيم. همينه كه يكي مياد، يكي از بزرگان نظام، مورد تاييد رهبري، مي‎گه كه ايشون بيانيه مي‎خونده!! بيانيه مي‎خونده واقعاً؟!! ولي وقتي اون مياد مي‎گه بيانيه مي‎خونده در مقياس 30، 40 ميليوني در جامعه پخش مي‎شه، خب چه جوري مي‎خواي بري اين رو از ذهن مردم در بياري؟ ولي خب آقاي جليلي اگه قبلش ميومد توضيح مي‎داد ما رفتيم، چي شده چي گفتيم، چون به مردم گفتن، غربي‎ها كه ميدونن ايشون چي گفته ديگه، چه اشكالي داشت به مردم بگيم، جامعه، اون جا چه خبره! همش كه گردن ما نبايد باشه، ما بريم كاربرد پرتو‎ها رو توضيح بديم. حالا هي ما بيايم تلويزيون، چون به ما مي‎گفتن آقا شما برو كاربرد‎هاي ديگه هسته‎اي رو بگو. خيلي جالبه، تا قبل از اين‎كه من بشم رئيس انرژي اتمي، انگار اصلا كاربرد پرتو‎ها وجود نداشته. چون من اومدم يك معاونت راه انداختم بعد هم آقاي احمدي نژاد اومد گفت اينا چيه تو ميگي، بعد من براش توضيح دادم. وقتي من توضيح دادم گرفت مطلب رو. به من مي‎گفت عباسي هرچي اين كاربرد داره برو به مردم بگو. رو اينا بيا افتتاحيه و اينا بذاريم.

.. وقتي شدم رئيس انرژي اتمي، بالاخره بيست و چند روز طول كشيد تا تصميم بگيرن بنده بشم و خيلي‎ها رفتن كه نذارن، درست، ولي آقاي احمدي نژاد ديگه تصميمش رو گرفت، حالا با رهبري هماهنگ كرد و ايشون نظر داد و اينا، بالاخره ما تشكر مي‎كنيم كه اين فرصت خدمت به جامعه رو به ما دادن، هم از رهبري معظم، هم از آقاي احمدي نژاد. از اين جنبه خوب بود، يه فرصتي شد 25 سال كاري كه ما كرده بوديم، بياييم به اجرا بذاريم. 100 از 100 هم نيستيم، ولي همكارهاي ما تو انرژي اتمي خيلي كمك كردن. من ميخوام تو جامعه، اينم بگم بهتون، كافيه مدير درست عمل كنه، مردم همراهن، همين آدم‎ها، مگه ما تو انرژِي اتمي كسي آورديم، جايي دست زديم، عوض كرديم، كاراي اصلي، ببينين، بوشهر، غني سازي، سوخت، اراك، آژانس، همه اينا دست همون آدمايي بود كه قبلا بودن، من عوض نكرده بودم كسي رو. جا به‎جايي‎ها، اين بره اون ور در حد عادي بود، ولي همه اينا آدم‎هاي... ولي چي شد، چي عوض شده بود؟ فقط مديريت. ديدگاه مديريت عوض شده بود، مديريت مساله‎اش انرژي اتمي بود، بود كه بنده قرار گرفته بودم، من مساله ام انرژي اتمي بود و مي‎گفتم آقاي جليلي در مذاكره نياز به پشتيباني بخش فني داره، يعني ما اين رو بايد قائل بشيم، شايد هماهنگ‎ترين دوره‎اي كه بخش سياسي و بخش فني با همديگه هماهنگ شده بودن. ما با آقاي جليلي هيچ مشكلي نداشتيم، چون صداقت داشتيم. مي‎رفتيم حرف مي‎زديم و اگر چيزي هم مي‎خواستيم افتت اح كنيم، واقعي بود، شعار نمي‎داديم، اگر يه ذره دستگاه كار نمي‎كرد، تو افتتاحيه نمي‎ذاشتيم. آقاي جليلي اينا رو ديده بود، آقاي احمدي نژاد هم همين جور. بعضيا رفته بودن ذهن آقاي احمدي نژاد رو خراب كنن، داريم از اين آدماي خاص كه ميرن خبر ميدن و خالي بنديه و مي‎خوان خراب كنن فرد رو، ولي آقاي احمدي نژاد هم بهش ثابت شد كه ما بهش دروغ نمي‎گيم.

... اوني كه گفت جليلي بيانيه مي‎خونده، بايد حتما بره استغفار كه هيچ، بايد بياد جلوي تلويزيون به مردم بگه من اشتباه كردم، چون در حق آقاي جليلي جفا كردن...

آقاي دكتر! اين دعواي شما با آقاي صالحي از كجا شروع شده؟

عباسي: دعوا نداريم اصلا، دعوا نداشتيم، الان هم نداريم. ما ديدگاه هامون شايد متفاوته.... من پاسدار بودم، ببينيد، آدم پاسدار، تو چنگ خيلي‎ها نميره شكل بگيره، اين اختلاف از اين‎جا ناشي ميشه كه بنده مديريت ناپذير بودم توسط يه عده اي، كسي اون جا نمي‎تونست من رو مديريت كنه.

بعضي‎ها مي‎خواستن انرژي اتمي رو خودشون اداره كنن، من اجازه نمي‎دادم. مثلا اگه من رفتم يكي رو بيارم بذارم تو انرژي اتمي، مسؤوليت يه آدم قوي بيارم بذارم كه سال‎ها مي‎شناختيم و كار كرده تو زمينه‎هاي اين رشته و اينا، اينا فوري مي‎رفتن مي‎گفتن آقا از نيروي قدس، خيلي جالبه! از نيروي قدس اومده، بابا مگه نيروي قدس چيز بديه؟ خب نيروي قدس باعث افتخار و اقتدار كشوره، خب اگه ما بالفرض يه نفر از نيروي قدس رو برديم نميرن بگن كه اين از وزارت ارتباطات اومده‎ها، 6 سال وزارت ارتباط بوده، 4 سال وزارت علوم بوده، مثلا در دانشگاه امام حسين سمت داشته، مشاور مثلا دانشگاه شهيد بهشتي بوده، اين همه كار داشته، درست شد، تو مملكت، فقط ميرن شاخص مي‎كنن نيرو قدس، بله با نيرو قدس هم همكاري كرده، جزو افتخاراتشه

... مسائل رو شخصي نكنيم، اگر ما هم حرفي مي‎زنيم، اين دوستاني بدونن، مثلا من خودم ناراحت شدم با آقاي صالحي توي روز قدس يه عده‎اي پرخاش كردن، ولي توجه ايشون رو جلب مي‎كنم به اين‎كه شده وقت بذاره، يه هفته حرف‎هاي خودش رو گوش كنه، در جا انداختن اين مجازاتي كه براي جمهوري اسلامي نوشته بودن، يعني برجام. در جا انداختن اين تو جامعه، ايشون چقدر از وجاهت خودشون استفاده كرد؟ يعني از اين آبرويي كه از تربيت خانواده‎اش به دست آورده بود، از اين تجاربي كه نظام، اطمينان‎هايي كه نظام كرده بود به ايشون، اين وجاهتي كه به دست آورده بود، پدرش، خب مادر، خانواده، خواهران، برادران، همه سهيم بودن در اين وجاهت، جامعه اين همه به ايشون لطف كرده، حيف بود اين رو خرج كنه در دفاع از برجام، يعني اگه ميبينه يه عده‎اي تو روز قدس به ايشون پرخاش مي‎كنن، اينا «مردك» نيستن، اينا افراد صادق جامعه اند، اين‎ها انتظاري غير از اين از ايشون داشتن، جامعه علمي هم از ايشون انتظار ديگه داشت، يعني اون عالم بودن رو از ايشون انتظار داشت، خب ايشون بايد اون رو حفظ مي‎كرد، نمي‎رفت بگه رآكتور اراك چرنوبيل مي‎شد، ببينيد، اينا يه چيزايي ايشون يه بار صحبت‎هاي خودش رو گوش كنه و تفكر كنه در اين‎ها، ببينه ايشون لازم بود اينقدر خودش رو خرج برجام بكنه؟

تعهد ۵۳ ميليارد دلاري ايران به معاهده پاريس بدون يك دلار پول!

در‎حالي‎كه پيوستن ايران به معاهده آب و هوايي پاريس تبديل به يك چالش بزرگ شده، بررسي‎هاي تعهدات ايران براي عضويت در اين معاهده از يك خطر بزرگ حكايت مي‎كند.

موافقتنامه تغيير اقليم پاريس كه در سال ۲۰۱۵ و در جريان جلسات سالانه كنوانسيون تغيير اقليم سازمان ملل متحد به تصويب رسيد، بعد از پيمان نه‎چندان موفق كيوتو تهيه شد و به دنبال كاهش انتشار دي‎اكسيد‎كربن در اتمسفر كره زمين است. بر اساس اين سند، دي‎اكسيد‎كربن به‎عنوان مهم‎ترين گاز گلخانه‎اي انسان‎ساخت و عامل گرمايش زمين و به دنبال آن تغيير اقليم كره زمين معرفي شده است. جمهوري اسلامي ايران هم با تأييد تعهدات خود براي پيوستن به اين معاهده در دولت، در‎صدد است تا اين معاهده را به تأييد ساير دستگاه‎هاي ذيربط برساند. اين در شرايطي است كه دولت به نقد‎هاي اساسي وارد شده به اين معاهده پاسخ روشني نمي‎دهد. بر اساس گزارش‎هاي منتشر شده، قبل از تصويب موافقتنامه پاريس، كشور‎هاي عضو كنوانسيون تغيير اقليم سازمان ملل متحد، برنامه‎هاي ملي مشاركت مد‎نظر(INDC) خود را براي كاهش انتشار دي اكسيد‎كربن انسان‎ساخت ارائه كردند. هدف از اين كار بررسي امكان تحقق عدم افزايش بيش از دو درجه‎اي دماي كره زمين نسبت به پيش از دوره صنعتي شدن بود. كشور‎هاي مختلف با ارائه برنامه‎هاي دلخواه، ميزان تمايل خود براي كاهش انتشار دي‎اكسيد‎كربن را ارائه كردند. جمهوري اسلامي ايران نيز با ارائه سند مشاركت ملي مدنظر، به دبيرخانه كنوانسيون در اين امر مشاركت كرد.

تعهد ايران چيست؟

بر پايه گزارش جوان، ايران پذيرفته است براي اجراي تعهدات ۵ /۵۲ ميليارد دلار(معادل حدوداً ۵۰۰ هزار ميليارد تومان) هزينه كند كه بر‎اساس گزارش سازمان محيط‎زيست معادل كاهش ۲/ ۷ درصدي از حجم اقتصاد كشور است. در سند INDC، منابع مالي تأمين اين هزينه نيز ذكر شده كه بررسي آن‎ها نشان مي‎دهد به هيچ وجه شرايط تأمين اين هزينه هنگفت را ندارند. اين منابع شامل صندوق ملي محيط‎زيست، يارانه‎هاي انرژي، كمك‎هاي بين‎المللي و مشاركت بخش خصوصي است. بررسي‎هاي صورت گرفته نشان مي‎دهد صندوق ملي محيط‎زيست موجودي كافي براي اين امر را ندارد؛ قطع يارانه‎هاي انرژي نيز در شرايط فعلي به معني فشار بيش‎تر بر مردم خواهد بود. در مورد كمك‎هاي بين‎المللي هم علاوه بر مانع تحريم‎هاي بانكي تجربه شكست خورده‎اي در پيمان كيوتو(CDM) وجود دارد كه نشان از ناكارآمدي در دريافت اين منابع است و نتيجتاً بخش‎هاي مورد‎نظر در زمينه كاهش انتشار، جذابيت كافي براي جذب منابع بخش خصوصي را دارا نيستند.

در مورد تحريم‎ها هم همين مشكل وجود دارد و شايد پيچيده‎تر هم باشد؛ چراكه تحريم‎هاي ايران چند لايه و به بهانه‎هاي مختلف تصويب شده است. حال اين‎كه انتظار رفع آن‎ها آن هم در قالب موافقتنامه پاريس دور از ذهن است. به نظر مي‎رسد ارائه تعهدات مشروط بايد به‎صورت قابل ارزيابي صورت گيرد. به‎عنوان مثال درخواست مبلغ مشخصي از منابع مالي ۱۰۰ ميليارد دلاري ذكر شده در مورد كمك‎هاي كشور‎هاي توسعه يافته به كشور‎هاي در حال توسعه مي‎توانست داراي شفافيت بيش‎تري باشد و در صورت عدم حصول اين منابع، جمهوري اسلامي ايران، منطق محكم‎تري براي عدم دستيابي به تعهدات خود دارد.

روس‎ها و امريكايي‎ها چه كردند؟

از همان ابتدا به‎دليل مشخص نبودن بسياري از رويه‎هاي داخل متن موافقتنامه، كارشناسان نسبت به اجراي آن خوش‎بين نبودند؛ چراكه مفاد آن برخلاف منافع بسياري از كشور‎هاي دارنده منابع نفت و گاز بود و اين كشور‎ها براي اجراي آن بايد از خير مزيت اقتصادي خود يعني نفت و گاز مي‎گذشتند. در اين شرايط كاهش توليد دي‎اكسيد‎كربن به معني كاهش بهره‎مندي از منابع فسيلي خدادادي مانند نفت، گاز و زغال‎سنگ به‎عنوان مهم‎ترين پيشران‎هاي صنعت و اقتصاد است، لذا طبيعي است كشور‎هاي دارنده اين منابع و كشور‎هايي كه فاقد اين منابع هستند در دو سوي اين رقابت براي پذيرش يا رد اين پيمان قرار گيرند و دو قطبي، بر اساس منافع و مزيت‎هاي ملي خود تشكيل دهند. اتحاديه اروپا كه كم‎ترين ميزان منابع فسيلي را در اختيار دارد به شدت به دنبال همگرايي جهاني براي كاهش استفاده از نفت و گاز در جهان است.

در طرف ديگر كشور‎هاي دارنده اين منابع كه عموماً به دنبال رشد اقتصادي با استفاده از اين منابع در صنايع خود هستند، اين پيمان را مانع توسعه اقتصادي خود مي‎دانند. از اين ميان دونالد ترامپ در نطق اعلام خروج امريكا از موافقتنامه پاريس گفت: پيوستن به اين معاهده بين‎المللي موجب از دست رفتن صد‎ها هزار فرصت شغلي در صنايع اتومبيل‎سازي، معدن، كشاورزي و... خواهد شد. به عبارت ديگر مي‎توان گفت: ترامپ منافع ملي امريكا كه از منابع سرشار زغال‎سنگ و صنايع وابسته به آن و نفت سرشار اين كشور تأمين مي‎شود را نسبت به نظريات تأييد نشده در اولويت قرار داده است.

به گزارش اداره اطلاعات انرژي امريكا، كشور روسيه بزرگ‎ترين توليدكننده نفت‎خام جهان است(با احتساب ميعانات گازي). همچنين روسيه دومين كشور جهان در توليد گاز طبيعي است و ذخاير بسيار قابل توجهي از زغال‎سنگ در اين كشور وجود دارد. اقتصاد روسيه به شدت وابسته به هيدروكربن‎هاست و درآمد‎هاي نفت و گاز بيش از يك سوم درآمد‎هاي بودجه فدرال را شامل مي‎شود. در اين شرايط بايد گفت، روسيه در بين كشور‎هاي دارنده منابع فسيلي دسته‎بندي مي‎شود و بررسي واكنش‎هاي اين كشور نسبت به موافقتنامه پاريس مي‎تواند نكات قابل توجهي داشته باشد.

روسيه جزو كشور‎هاي امضاكننده موافقتنامه پاريس در مجمع سازمان ملل متحد بود و با اين كار موافقت ابتدايي خود را اعلام كرده، اما تاكنون به‎طور رسمي به موافقتنامه پاريس ملحق نشده است؛ چراكه اين معاهده تاكنون به‎طور رسمي در دوماي روسيه تصويب نشده و بر‎اساس خبر‎هاي منتشر شده قرار است تا سال ۲۰۱۹ بررسي‎هاي كارشناسي مورد نياز روي ابعاد آن صورت پذيرد.

پوتين: استدلال‎ها قوي نيست

همچنين ولاديمير پوتين، رئيس‎جمهور روسيه در مصاحبه با شبكه CNBC امريكا مدعي شد پايه‎هاي علمي گرمايش زمين كه به دي‎اكسيد‎كربن نسبت داده مي‎شود، به اندازه كافي محكم نيست و اين موضوع نيازمند بررسي‎هاي بيش‎تري است. از طرفي وي معتقد بود كه موافقتنامه پاريس در بلند‎مدت براي اقتصاد روسيه كه بر اساس نفت و گاز و زغال‎سنگ شكل گرفته خطرناك خواهد بود.

اين تعلل روسيه را مي‎توان هوشمندي اين كشور در مواجهه با موافقتنامه پاريس دانست؛ چراكه با اين كار منتظر عكس‎العمل ديگر كشورهاست تا هزينه‎هاي احتمالي برهم زدن موافقتنامه پاريس بر دوش آن‎ها باشد. از طرفي به‎دليل منابع عظيم فسيلي روسيه ازجمله نفت و گاز و زغال‎سنگ، نياز به بررسي‎هاي كارشناسي براي پيوستن هوشمندانه به موافقتنامه پاريس نمي‎تواند با انتقاد‎هاي بين‎المللي روبه‎رو شود. چون تمامي كشور‎هاي جهان به وابستگي اقتصاد روسيه به درآمد‎هاي حاصل از منابع فسيلي اشراف دارند.

در اين شرايط و در حالي كه جمهوري اسلامي ايران در مجموع ذخاير نفت و گاز رتبه نخست دنيا را در اختيار دارد، عجله مسؤولان دولتي در تصويب و الحاق جمهوري اسلامي به موافقتنامه پاريس عجيب به نظر مي‎رسد، چون بر اساس متن موافقتنامه هيچ محدوديت زماني براي پيوستن به اين موافقتنامه وجود ندارد. اين در حالي است كه سند مشاركت ملي(NDC) جمهوري اسلامي در موافقتنامه پاريس كه حاوي تعهدات ايران در اين معاهده است كه براي بررسي كارشناسي در اختيار مجلس شوراي اسلامي قرار نگرفته است. همچنين بر اساس مصاحبه‎هاي صورت گرفته توسط مسؤولان سازمان محيط‎زيست، قرار است محتواي سند NDC همان سند ارائه شده به كنوانسيون تغيير اقليم سازمان ملل(INDC) پيش از موافقتنامه پاريس باشد. اين در حالي است كه مفاد سند INDC داراي اشكالات عمده‎اي است و اجراي آن مشكلات فراواني براي توسعه اقتصادي كشور در دهه‎هاي آينده به وجود خواهد آورد.

 يادداشت هفته

رژيم صهيونيستي در سراشيبي «افول» و «سقوط»

 علي اكبر عالميان

«افول» و «سقوط»! اين دو عنوان را بايد خصيصه و شاخصه اين روزهاي رژيم صهيونيستي دانست. اين نه يك ادعا بلكه واقعيتي است كه با توجه به قرائن موجود مي‎توان آن را به اثبات رسانيد. رهبر معظم انقلاب در سخنراني اخيرشان به نكته جالبي اشاره كردند. ايشان در تبيين وضعيت رژيم صهيونيستي تاكيد مي‎كنند: «به وضوح رژيمِ صهيونيستي خبيث، امروز ضعيف‎تر از گذشته است. چند سال قبل از اين، رژيم صهيونيستي در مقابل حزب‎الله لبنان شكست خورد؛ ۳۳ روز توانست مقاومت بكند و بعد شكست خورد؛ دو سال بعد از آن در مقابل فلسطيني‎ها ۲۲ روز توانست مقاومت كند و شكست خورد؛ چند سال بعد در مقابل مردم مظلوم غزّه ۸ روز توانست مقاومت بكند و شكست خورد؛ در همين هفته‎ي اخير ۲ روز توانست مقاومت بكند و شكست خورد؛ اين ضعف رژيم صهيونيستي است، ضعفِ روز‎افزون رژيم صهيونيستي است.» اين‎ها نشان دهنده افول روز به روز رژيمي است كه هر روزه به ورطه سقوط نزديك‎تر مي‎شود.
با نگاهي به اين جنگ‎ها مي‎توان روند رو به سقوط اين رژيم را مورد ارزيابي قرار داد. در12 ژوييه 2006م جنگ 33 روزه كليد خورد. ارتش اسرائيل از هوا و زمين به لبنان و مقاومت حزب‎الله حمله كرد. حماقت صهيونيست‎ها اين بود كه در باد غرور خوابيده بودند. آن‎ها مي‎پنداشتند كه مي‎توانند مانند گذشته بدون اين‎كه مانع يا مزاحمي در راه خود بيابند، باز هم اسب چموش خود را زين كرده و بر سرزمين لبنان بتازند. اما اين بار حزب‎الله لبنان مانند گذشته نبود. در آن سال اين جنبش اسلامي، دوران آغازين اقتدار خود را مي‎گذراند. گرچه در شروع جنگ، پيروزي با صهيونيست‎ها بود اما در ادامه، جوانان رشيد مقاومت آن‎چنان ضرب شستي به صهيونيست‎ها نشان دادند كه هنوز هم مي‎توان آثار وحشت را در چهره آنان مشاهده كرد. پيروزي رعدآساي حزب‎الله چنان حيرت اسرائيلي‎ها را در پي داشت كه آن‎ها بارها به پيشرفت باورنكردني حزب‎الله مابين 2000 تا 2006 اقرار كردند. اين شكست سنگين موجب شد تا غرور صهيونيست‎ها بشكند و آنان را به سمت و سوي جنگي ديگر براي بازيابي غرور از دست رفته بكشاند. بر همين اساس در اواخر سال 2008 جنگي تمام عيار را براي نابودي جنبش حماس آغاز كردند كه به مدت 22 روز به طول انجاميد. اين جنگ 27 دسامبر سال 2008 آغاز شد و تا 17 ژانويه سال 2009 ادامه داشت. آن‎ها اين بار ديگر به سمت حزب‎الله نرفتند؛ چرا كه با خفتي كه درجنگ 33 متحمل شده بودند، جرأت عرض اندام در برابر مقاومت لبنان را نداشتند. آنان اين بار براي نشان دادن قدرت پوشالي خود، مردم مظلوم و بي‎دفاع فلسطين را هدف قرار دادند.اين جنگ در اسرائيل با نام عمليات سرب گداخته و در ميان اعراب با نام كشتار غزه يا جنگ 22 روزه و نبرد فرقان ياد مي‎شود. در اين جنگ نابرابر، بيش از 7 هزار فلسطيني، شهيد وزخمي شدند. با اين‎كه صهيونيست‎ها ضربات فراوان جاني و مالي به فلسطيني‎ها زدند، اما مقاومت جانانه مردم فلسطين و به‎ويژه حماس موجب شد تا آنان اين بار تنها22 روز دوام آورند و بدون اين‎كه به اهداف خود برسند، با شرمساري صحنه جنگ را ترك گويند.
جنگ 8 روزه رژيم صهيونيستي در سال2012 اما روند رو به افول قدرت پوشالي اين رژيم غاصب را بيش از پيش هويدا ساخت. پس از ترور الجعبري معاون فرمانده گردان‎هاي عزالدين قسام ـ شاخه نظامي حماس ـ، رژيم صهيونيستي كه اين عمليات را دستاورد بزرگي براي خود مي‎دانست، حملات گسترده هوايي عليه نوار غزه را آغاز كرد و طي 8 روز حملات 175 فلسطيني را شهيد و 1399 فلسطيني را زخمي كرد. در مقابل، اين رژيم توقع پاسخ‎هاي كوبنده گروه‎هاي مقاومت فلسطين را نداشت. فلسطيني هاپاسخ دندان‎شكن و كوبنده‎اي به صهيونيست‎ها دادند و بر خلاف جنگ‎هاي قبلي، خسارت‎هاي قابل توجهي به دشمن وارد كردند. در همين جنگ بود كه براي نخستين بار گروه‎هاي مقاومت شهرهاي تل‎آويو و قدس اشغالي را هدف شليك موشك‎هاي فجر 5 قرار دادند وبيش از 1500 موشك و خمپاره به سمت شهرها و شهرك‎هاي صهيونيستي شليك كردند و رعب و وحشت فراواني را در سرزمين‎هاي اشغالي به وجود آوردند. سرانجام پس از هشت روز تهاجم، رژيم صهيونيستي به شروط مقاومت تن داد و آتش‎بس بين حماس و رژيم صهيونيستي وارد مرحله اجرايي شد.
اين روزها نيز جنگ اسرائيل و مقاومت فلسطين به دو روز كاهش يافته است و آنان ديگر توان جنگ طولاني مدت با جبهه مقاومت را ندارند. دير زماني نبود كه رژيم صهيونيستي با وجود بهره مندي از قواي نظامي و سرويس‎هاي امنيتي اطلاعاتي خود هرچه را اراده مي‎كرد، تحقق يافته مي‎ديد. اما اكنون قدرت اين رژيم آن‎چنان فرو پاشيده است كه سال به سال در برابر گروه‎هاي مقاومت كم مي‎آورد. يك سال 33 روز، سال ديگر 22 روز، سال ديگر 8 روز وامسال هم دو روز! آنان ديگر در هراسند كه اگر جنگ ديگري رخ دهد، يك روز هم نتوانند دوام آورند. آيا با اين حساب نبايد وضعيت شكننده اين رژيم را وضعيت رو به افول و در معرض سقوط دانست؟
رهبر معظم انقلاب چند سال قبل وعده داده بودند كه اسرائيل تا 25 سال آينده را نخواهد ديد. با فرمايشات چند روز قبل ايشان مي‎توان نتيجه گرفت كه كه با اين روند رو به افول چه بسا آنان تا 5 سال بعد خود را هم نخواهند ديد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

برخورد قاطع و بدون اغماض قوه‎قضاييه با اخلال‎گران اقتصادي كه با ذكر اسامي و ميزان مجازات توأم بود، را به فال نيك مي‎گيريم چرا كه خط مقدم جنگ اقتصادي، مبارزه با فساد اقتصادي است. حقيقتاً قوه قضاييه به طلسم فشل‎زدگي در برخورد با جنگ اقتصادي پايان داد و نشان داد اگر بخواهيم مي‎توانيم.دولت و مجلس هم لازم است از اين حركت در تبعيت از اقتصاد مقاومتي براي حوزه اجرايي و قانون‎گذاري پيروي و شعار «همت مضاعف كارمضاعف» را سرلوحه خود قرار دهند.
5411...0918

در پاسخ به شرارت‎آفريني‎هاي سفاكان مفلوك غاصبين صهيونيزمي: نه شهيدكردن مبارزان فلسطيني حامي تظاهرات بازگشت و نه حركت ننگين و نامشروع رژيم‎هاي مرتجع بي‎هويت در برقراري رابطه با غاصبين اسرائيلي و نه شهرك‎سازي‎هاي غاصبانه و اشغال‎گرايانه سفاكان غاصب اسرائيلي نمي‎توانند مسير مجاهدت‎گونه و موج‎آفرين ملت فلسطين را در رسيدن به هدف عاليه(آزادسازي قدس شريف و كندن ريشه شجره خبيث و زقوم صهيونيزم غاصب) كند يا متوقف كند.
7211...0990

تيم دانش‎آموزي ايران در المپياد نجوم جهان قهرمان شد. اين ثمره عمل به شعار ما مي‎توانيم و همت مضاعف كارمضاعف است.
يك شهروند

فقط خواستم با اين پيام وظيفه خود را به‎عنوان يك ايراني در تقدير و تشكر از شوراي محترم نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام براي توجه علمي، عالمانه و موشكافانه به اف.‎اي.‎تي.‎اف و ايرادات وارده به آن و در نهايت رد آن انجام داده باشم.
2950...0915

وقتي صداي آقاي نوبخت در شب يكشنبه درخصوص افزايش حقوق كارمندان شنيدم خيلي ناراحت شدم. مي‎خواهم بگويم آقاي محترم! اگر صد درصد هم افزايش بدهيد باز از تورم نتوان گذشت.
7232...0911

در واقع موفق نشدن دولت دوازدهم در كشور، با آن همه پشتوانه‎هاي فكري، ترفندهاي جنگ رواني و تدبير ژنرال‎هاي كاركشته، نويد شكست تفكر ليبرال دموكراسي در ايران را سر مي‎دهد، همان‎طوري كه در گذشته تفكر كمونيستي در برابر انديشه انقلاب اسلامي شكست خورد.
3114...0912

مرحبا بر حماسه‎آفرينان مقاومت فلسطيني كه با شليك 160موشك به سوي سرزمين‎هاي اشغالي ضمن گرفتن انتقام از ارتش فاسد و از هم پوسيده صهيونيستي با به درك فرستادن يك افسر ارشد غاصب صهيونيستي(در پاسخ جنايات اسرائيل غاصب عليه ملت فلسطين) و خنثي‎سازي توطئه شوم اسرائيلي، بار ديگر پوشالي و فشل بودن سياست گنبد آهنين(بخوانيد چوبين) و دست برتر نظامي داشتن مقاومت فلسطيني را به رخ شهرك‎نشين‎هاي غاصب و حاميان غربي امريكايي اسرائيل غاصب كشاند و به غاصبين شهرك‎نشين فهماند فلسطين متعلق به ملت فلسطين است و براي غاصبين نا امن وكشنده است و مبارزه تا آزادي كامل فلسطين و نابودي كامل غده چركين جعلي صهيو نيستي ادامه دارد...
يك شهروند