صفحه ادب و هنر

چگونه مجموعه‎هاي ضعيف شبكه نمايش خانگي با ايجاد حاشيه و خبرسازي سعي در ديده شدن دارند؟
بدنامي بهتر از شكست!

 محسن شهميرزادي

مدت‎هاست شبكه نمايش خانگي در رقابت با تلويزيون وارد بازار محصولات فرهنگي شده است. با وجود اين، بسياري از اين مجموعه‎ها به دليل ضعف ساختاري و محتوايي خود مورد اقبال مخاطبان قرار نمي‎گيرند و خسارت وارده به تهيه‎كنندگان آن در بسياري موارد قابل جبران نيست. در اين ميان ترفندهاي فراواني وجود دارد تا اين مجموعه‎ها از شكست رهايي يابند و نخستين نياز آن‎ها جلب توجه مخاطبان است. نيازي كه با حربه‎هاي گوناگون به دست مي‎آيد و وجه مشترك آن‎ها حاشيه‎سازي و ايجاد حساسيت نسبت به اين آثار است.

13 شمالي كه پيش از اين كم‎تر نامي از آن به چشم مي‎خورد، ناگهان با خبر «توقيف» به تيتر برخي رسانه‎هاي فرهنگي تبديل شد؛ خبري كه توسط روابط عمومي اين مجموعه نمايش براي رسانه‎ها ارسال و البته خيلي زود هم تكذيب شد.

از رالي ايراني تا 13 شمالي

سابقه توليد مستند مسابقه‎هايي با محوريت حضور سلبريتي‎ها خيلي دور از امروز ما نيست. «رالي ايراني» نخستين اثر در اين ژانر بود كه به تهيه‎كنندگي و كارگرداني سعيد ابوطالب با اقبال مخاطبان مواجه شد اما در حالي كه از مخاطبان خود براي شركت‎كننده‎هاي سلبريتي قسمت بعد خود نظرسنجي مي‎كرد، هيچ‎گاه به فصل دوم نرسيد. 13شمالي نيز با پيروي از همين الگو، مسابقه بين 2 گروه از بازيگران مرد و زن چهره را تشكيل داد. در گروه آقايان كامبيز ديرباز، محمدرضا هدايتي، اميرحسين آرمان، هادي كاظمي و در گروه خانم‎ها سحر قريشي، ليلا اوتادي، سمانه پاكدل و بهاره افشاري به داوري حميد گودرزي در جنگل‎هاي بهشهر و نوشهر با همديگر به رقابت مي‎پرداختند. اين دو تيم طي 10 روز با يكديگر رقابت داشتند و در هر روز يك دور از مسابقات برگزار مي‎شد. تيم بازنده بايد براي دور بعد، يك نفر را از بين خودشان حذف مي‎كرد تا به همين شكل تيم‎ها به مرحله نهايي برسند.

توقيف يا توقف؟!

13 شمالي اما در رقابت با سريال‎هاي پرمخاطب اين روزهاي شبكه نمايش خانگي مانند «ساخت ايران 2»، توفيقي پيدا نكرد و در ميان مخاطبان اين شبكه جايگاه چنداني نيافت. ازدواج هادي كاظمي و سمانه پاكدل كه هر دو در اين مجموعه حضور داشتند، بهانه تبليغاتي بود تا تهيه‎كنندگان اين مجموعه را از شكست اقتصادي رها كند اما تبليغات مجازي با محوريت اين 2 سلبريتي نيز عايدي چنداني براي 13 شمالي نداشت و همچنان در رديف مجموعه‎هاي ضعيف و كم‎مخاطب باقي ماند. اين مجموعه پس از پخش قسمت پنجم دچار وقفه در انتشار شد كه بسياري شكست اين پروژه را علت آن مي‎دانستند. روز جمعه يعني يك روز قبل از پخش قسمت ششم اين مجموعه، ناگهان خبر «توقيف 13 شمالي» در روز بي‎خبري رسانه‎هاي فرهنگي به مطلب برجسته خبرگزاري‎ها و كانال‎ها تبديل شد. در خبر كوتاه توقيف اين مستند مسابقه هيچ دليلي براي ممانعت از نمايش آن ذكر نشده بود و تهيه‎كننده اين مجموعه «ابهامات وزارت ارشاد» را دليل توقيف آن عنوان كرد. وي در اين باره در خبري كه به‎صورت مشترك براي تمام خبرگزاري‎ها ارسال شده بود، گفت: «مجموعه مسابقه 13 شمالي كه هر شنبه در شبكه نمايش خانگي توزيع مي‎شد، تا رفع ابهامات وزارت ارشاد متوقف شده است. اين مجموعه توقيف شده و بايد به ابهامات وزارت ارشاد پاسخگو باشيم و پس از رفع ابهامات به‎وجود آمده، سريال مجدد پخش خواهد شد».

بدنامي بهتر از گمنامي!

تنها يك روز پس از انتشار اين خبر، سايت نمايش خانگي با اشاره به اين‎كه برخي دست‎اندركاران توليد مستندمسابقه «13 شمالي» مدعي شده‎اند كه اين مجموعه توقيف شده است، با استناد به گفت‎وگوي يكي از اعضاي اداره نظارت ارشاد اين ادعا را كذب دانست. سايت نمايش خانگي در گزارش خود به نقل از منبع آگاه آورده است: «مجموعه 13 شمالي توقيف نشده است و اداره كل نمايش خانگي ارشاد در انتظار عرضه قسمت‎هاي تازه است تا بعد از بررسي مجوز آن را صادر كند». اين منبع همچنين بيان داشت: «مشكل پيش آمده بر سر اين مجموعه مربوط به قسمت ششم بوده است؛ سازندگان قسمت ششم را در ۱۰۰ دقيقه با بخش‎هاي سانسورشده ارائه دادند درحالي كه مجوز صادره براي آن‎ها مجوزي براي ۵۰ دقيقه بوده است. اين‎كه 2 قسمت سريال بدون مجوز در قالب يك قسمت به بازار عرضه شده با تذكر مديران نظارتي مواجه شده و آن‎ها خواستار توضيح توليدكنندگان شده‎اند». اين نيروي حاضر در ارشاد اظهار داشت: «از نظر اداره نظارت كم‎ترين مشكلي بر سر ادامه عرضه اين سريال وجود ندارد و سازندگان مي‎توانند با ارائه توضيحات لازم مبني بر چرايي عرضه ۵۰ دقيقه بدون مجوز سريال و همچنين ارائه تقاضا براي دريافت مجوز قسمت‎هاي بعدي، مجوز لازم براي عرضه را دريافت كنند. مشكلي بر سر عرضه قسمت‎هاي بعدي سريال وجود ندارد، مگر آن‎كه بازخوردهاي مخاطبان آن‎ها را به جايي رسانده باشد كه كلا قيد ادامه كار را زده باشند...».

اين گزاره‎هاي سايت نمايش خانگي و روندي كه مجموعه 13 شمالي تاكنون طي كرده است، مي‎تواند اين فرضيه را قطعي كند كه شايعه توقيف اين مجموعه مستندمسابقه صرفا ترفندي رسانه‎اي براي حاشيه‎سازي و جلب توجه مخاطبان بوده است؛ چنان كه اين ترفند قديمي اما كهنه نشده سال‎هاست در سينماي ايران مورد استفاده قرار مي‎گيرد و عوامل برخي فيلم‎هاي متوسط كه بيم فروش پايين و ضرر اقتصادي دارند، با حاشيه‎سازي و جنجال‎هاي صوري به دنبال جلب توجه مخاطبان خود بوده‎اند. برخي مجموعه‎ها حتي اين ترفند را حين توليد سريال و در بخشي از سناريوهاي فيلمنامه خود تدارك مي‎بينند؛ كاري كه سريال رقيب 13 شمالي يعني «ممنوعه» در شبكه نمايش خانگي رقم زد. گنجاندن يك سكانس جنجالي در قسمت اول اين سريال كه بازتاب بسياري هم در رسانه‎ها و شبكه‎هاي اجتماعي پيدا كرد، اتفاقي بود كه بسياري آن را ترفند عوامل براي بيش‎تر ديده شدن اين سريال مي‎دانند. همين اتفاق نيز رخ داد. سكانس جنجالي بارها در فضاي مجازي بازنشر مي‎شود و حساسيت‎هاي گروه‎هاي مختلف فرهنگي و هنري را برمي‎انگيزد. به تبع آن وزارت ارشاد به‎صورت موقت جلوي انتشار اين سريال را گرفت و در نتيجه ترفند «بدنامي بهتر از گمنامي» نتيجه داده و بعد از ادامه انتشار، مخاطبان اين مجموعه چندبرابر شدند.

جاي خالي نظارت، تراكم سوءاستفاده‎ها!

سال‎هاست فيلم‎هاي ضعيف براي ديده شدن، بدنامي را به گمنامي ترجيح داده‎اند و از هرگونه اتفاق و جو رسانه‎اي عليه خود استقبال مي‎كنند؛ چرا كه شايعه توقيف، پايين كشيده شدن از پرده سينما، سانسور و... توجه مردم را بيش از پيش به خود جلب كرده و تهيه‎كننده به سود خود و كارگردان به توجه مورد نياز دست پيدا مي‎كنند. اين در حالي است كه بسياري از فيلم‎هاي شريف و دغدغه‎مند خود را از اين ترفندهاي ناپسند دور مي‎بينند و تلاش دارند با توليد اثري آبرومند مخاطبان را به سمت خود جلب كنند. اما به هرحال به قاعده «الانسان حريص علي ما منع» اين ترفند پس از اين نيز كارگر خواهد بود و راه جلوگيري آن به دست مديران سياست‎گذار است. در شرايطي كه مجموعه‎هاي شبكه نمايش خانگي پيش از عرضه، ملزم به اخذ مجوز از وزارت ارشاد هستند، چه اتفاقي در اين ميان رخ مي‎دهد كه مسؤولان و تصميم‎گيرندگان اين حوزه، پس از پخش سريال تازه متوجه ايرادات فراوان در آن مجموعه مي‎شوند؟! چگونه است كه پس از پخش مستندمسابقه 13 شمالي متوجه نداشتن مجوز 50 دقيقه مميزي شده و اضافي اين مجموعه مي‎شوند كه بدون هماهنگي منتشر شده است؟! شايد بديهي‎ترين راهكار نظارت پيش از توليد و قبل از انتشار باشد كه به نظر مي‎رسد اين اتفاق در شبكه نمايش خانگي چندان داراي اهميت نبوده و همين چالش موجب مي‎شود تا اين قبيل مجموعه‎ها به راحتي از رفتار خلاف قانون خود تدبيري براي برجسته شدن بينديشند.

 ادب و هنر

علي عليزاده:
سلبريتي ها سوخت ماشين جنگي «من وتو» و «بي بي سي» هستند

در حاشيه اعتراض‎هاي علي عليزاده به حميد فرخ‎نژاد كه اخيرا منتشر شد و واكنش اين بازيگر سينما را در برداشت و در پيامي حتي او را متهم به اطلاعاتي بودن كرد، علي عليزاده با انتشار ويدئويي به حميد فرخ‎نژاد پاسخ داد كه با هم متن آن را مي‎خوانيم.
آقاي حميد فرخ‎نژاد! ديروز من چند سوال خيلي ساده پرسيدم و شما به جاي جواب دادن فرافكني كرديد، فرار رو به جلو كرديد و حتي به من تهمت اطلاعاتي بودن زديد، تا به زعم خودتان پرسشگري مرا خفه كنيد. اما من تنها نيستم. در سال‎هاي گذشته شما و امثال شما قدرت، ثروت و شهرت زيادي انباشتيد و به انحصار خودتان درآورديد و اين سوال ميليون‎ها ايراني است. شما نمي‎توانيد همه مارا خفه كنيد. شما رفيق گرمابه و گلستان فردي به نام محمد امامي بوديد. محمد امامي در پرونده يكي از بزرگ‎ترين دزدي‎هاي تاريخ معاصر دست داشته است. محمد امامي چند هزار ميليارد تومان از جيب صد هزار معلم و دبير ايراني دزديده است. معلم و دبير يعني طبقات متوسط پايين و طبقات كارگر.
چرا محمد امامي يكي از بزرگ‎ترين سرمايه‎گذاران در صنعت سيما و شبكه نمايش خانگي ايران است و وارد عرصه فرهنگ شد؟ جوابش خيلي ساده است: براي شستن پول‎هاي كثيفش؛ و شما آقاي فرخ‎نژاد و سلبريتي‎هاي ديگر كه در فيلم‎هاي امامي بازي كرديد همدست و همكار او در شستن پول‎هاي كثيف او هستيد.
اين سوال را از شما و بقيه سلبريتي‎هايي مي‎پرسم كه در زندگي عمومي و نمايشي‎تان ژست با مردم بودن مي‎گيريد ولي در زندگي شخصي‎تان همدست مفسدين اقتصادي هستيد. آيا مي‎دانيد تلويزيون بي‎بي‎سي فارسي، ايران اينترنشنال و من و تو، مطالب شما را شب به شب سوخت ماشين جنگ و تحريم خودش مي‎كند؟ براي اين‎كه اين تلويزيون‎ها مي‎دانند كه شما فقط ژست با مردم بودن مي‎گيريد و در عمل همدست فساد هستيد و گرنه نمي‎گذاشتيد يك مطلبتان وسيله عادي سازي تحريم در تلويزيون‎هاي سعودي و اسرائيل باشد.
سرمايه داري مالي و اليگارشي در سي سال گذشته در همه جاي جهان اين تكنيك را به كار برده، چه در آمريكا و چه در اروپاي غربي و شرقي، از بازيگران و هنرپيشه‎هاي سينما و تلويزيون و فوتباليست‎ها و ورزشكاران و سلبريتي‎هاي استفاده كرده تا براي خودش وجه اجتماعي بخرد و چهره خودش تطهير و تميز كند و به يك شكلي پولشويي اجتماعي و فرهنگي انجام بدهند. اما در وضعيت امروز ايران كه مورد حمله تروريسم اقتصادي امپرياليسم آمريكا قرار گرفته ما بايد تعارف را كنار بگذاريم، هم با مفسدين اقتصادي و اليگارشي ايراني و هم با سلبريتي‎هايي كه بدون هر گونه تعارفي نظافتچي آن سرمايه‎داران مالي هستند.
آقا و خانم سلبريتي! شما منجي و نجات دهنده مردم ايران نيستيد؛ شما همدستان وضعيت امروز هستيد. شما قاضي امروز نيستيد، شما متهم هستيد و شما از وضعيت طلبكار نمي‎توانيد باشيد شما به مردم ايران بدهكار هستيد. در حالي كه همين امروز طبقات محروم ايران بچه‎هاي خودشان را براي دفاع از امنيت اين مردم به سوريه مي‎فرستند، شما شب به شب امنيت رواني ذهني و امنيت اقتصادي و سياسي اين كشور را به خطر مي‎اندازيد. در وضعيت خاصي كه مردم ايران مجبورند جلوي زورگويي آمريكا مقاومت كنند، ما مجبوريم كه صورتك‎هاي دروغين با مردم بودن شما را كنار بگذاريم و در زير آن مشخص شود كه شما مقابل مردم ايران هستيد. اما قبل از آن من شما را دعوت مي‎كنم كه به صف مردم ايران بپيونديد.