صفحه سياسي

به خاطر وعده سر خرمن اروپا!

 مهدي محمدي

آزاردهنده‎ترين نكته درباره تصويب كنوانسيون مقابله با تامين مالي تروريسم در مجلس و توجيهات دولت در اين باره اين است كه با هدف اجراي قولي كه به يك طرف خارجي داده شده، عمدا حرف‎هاي عجيب و غريب به مردم تحويل داده مي‎شود.

اين اكنون مساله‎اي پنهان نيست و محمدجواد ظريف هم آن را تاييد كرد كه راز اصلي اصرار دولت بر كامل شدن برنامه اقدام FATF، فشار اروپاست مبني بر اين كه اگر اجراي استانداردهاي FATF در ايران كامل نشود، توافق نصفه و نيمه فعلي با اروپا درباره ايجاد يك مكانيسم تعامل اقتصادي با ايران اجرا نخواهد شد.

در واقع دولت چشم بر همه ريسك‎هاي امنيتي و اقتصادي FATF بسته و فقط براي از دست ندادن توافقي كه با اروپا كرده- و هيچ كس لااقل در داخل نمي‎داند چيست و بناست چه معجزه‎اي كند- شتابان به دنبال تكميل برنامه اقدام در ايران است.

طبيعتا ساده‎ترين سوالي كه دولت بايد در اين جا به آن پاسخ دهد اين است: آيا چيزي كه به دست مي‎آورد، ارزش هزينه‎اي كه مي‎پردازد را دارد يا نه.

در اين‎كه اجراي كامل برنامه اقدام FATF در ايران ريسك‎هاي امنيت ملي بسيار هنگفتي دارد، حتي مدافعان آن چندان تشكيك نكرده‎اند.

فهرست ساده اين تهديدها چنين است:

۱- تحريم داخلي نهادهاي انقلابي و منع شدن بانك‎ها و نهادهاي مالي در داخل از خدمات‎دهي به آن ها

۲- ملزم شدن ايران به افشاي مورد به مورد اطلاعات بانكي كه مصرف‎كننده آن بدون ترديد سرويس‎هاي اطلاعاتي دشمن هستند.

۳- ايجاد يك كانال جديد فشار بر ايران

۴- هوشمندتر و موثرتر شدن تحريم‎هاي آمريكا از طريق افشاي نقشه كامل تراكنش‎هاي مالي ايران براي دشمن

۵- محدود شدن مبارزه با پولشويي به استانداردها و درخواست‎هاي مورد توجه FATF و جلوگيري از مبارزه موثر با پولشويي و اصلاح نظام بانكي در ايران.

براي اين كه ببينيم چيزي كه دولت ادعا مي‎كند به دست آورده ارزش اين هزينه‎ها را دارد يا نه، زحمت چنداني لازم نيست. حتي لازم نيست بدانيم توافق انجام شده با اروپا چيست و توان حفاظت از روابط اقتصادي ايران با اروپا در مقابل تحريم‎هاي ثانويه آمريكا را دارد يا نه. پاسخ را آقاي ظريف خود ساده و سرراست به ما داده و همين يكشنبه به صراحت در مجلس اعلام كرد حتي اگر CFT تصويب و اجراي برنامه اقدام FATF در ايران كامل شود باز هم هيچ تضميني نيست كه مشكلات بانكي ايران حل يا حتي سبك شود. آقاي ظريف تنها قول داد با اين كار از ايجاد مشكلات جديد براي ايران جلوگيري خواهد شد. پس آقاي ظريف از همين حالا سعي كرده اشتباه برجام را تكرار نكند و آب پاكي را روي دست كشور ريخته و مي‎گويد امتياز نقد خواهيم داد اما اين كه حتي به‎طور نسيه چيزي به دست بياوريم روشن نيست.

سوال‎هاي مهم اين هاست:

اولا- كدام عقلانيت اقتضا مي‎كند امتيازي چنين بزرگ در ازاي وعده‎اي مبهم به طرفي غير قابل اعتماد مانند اروپا داده شود؟ آيا بهتر نبود آقايان كه مذاكره‎كنندگاني چيره‎دست هستند برگ FATF را در دست نگه مي‎داشتند تا حداقل پس از مطمئن شدن از كارآمدي مكانيسم پيشنهادي اروپا، به آن ملحق شوند؟

ثانيا- در حالي كه تحريم‎هاي ثانويه بانكي آمريكا به تمامي تا يك ماه ديگر بازخواهد گشت، اساسا FATF چگونه مي‎تواند به تسهيل روابط بانكي ايران كمك كند؟ آيا در شرايط برقراري تحريم‎هاي ثانويه كاركرد FATF معكوس نبوده و منجر به پر كردن خلأهاي اطلاعاتي آمريكا از نظام بانكي ايران به منظور هوشمندتر كردن تحريم‎ها نخواهد شد؟

ثالثا- مي‎دانيم كه بانك مركزي از ماه‎ها قبل به‎طور زيرپوستي و باز هم تحت فشار برنامه اقدام FATF ترغيب شبكه بانكي به تحريم داخلي نهادهاي مورد تحريم آمريكا را آغاز كرده است. دولت تا امروز هيچ گامي براي جلوگيري از وارد شدن نهادهاي مالي داخلي به تحريم ريالي نهادهاي انقلابي برنداشته است.

آيا اين معنايي جز اين دارد كه بخش‎هايي از دولت اساسا بدشان نمي‎آيد بخش دفاع و امنيت تحت فشار قرار گيرد؟

و رابعا- ايران اكنون بيرون بيانيه عمومي يا به تعبير عاميانه ليست سياه FATF نيست اما اقدامات محدودكننده ضد آن تعليق شده است. تا جايي كه به FATF مربوط است، سفيدترين حالتي كه ايران اساسا مي‎تواند در آن قرار داشته باشد همين است. بدترين حالت اين است كه ايران مجددا به بيانيه عمومي بازگردد. براي اين كار همه ۳۵ عضو شوراي عمومي FATF بايد اجماعا به بازگشت ايران به ليست سياه راي بدهند و تنها اگر يك عضو با اين كار مخالفت كند، ايران اين ريسك را پشت سر خواهد گذاشت. اين كار ساده‎اي است كه وزارت امور خارجه بايد مي‎كرد ولي راه سخت تصويب CFT را برگزيد.

و در نهايت اين كه همه اين‎ها به ما نشان مي‎دهد دولت اصرار دارد چيزي از تجربه سال‎هاي گذشته نياموزد، برجام را نگاهي به شدت ايدئولوژيك و توأم با شيفتگي تحليل كند، امتيازهاي بزرگ بدهد و در انتظار وعده‎هاي نسيه بماند و آرزوهاي توهم‎آلودي نظير ايجاد شكاف عليه اروپا و آمريكا چنان عميق شود كه ايران بتواند از دل آن مشكلات خود را حل كند. اين ذهنيت‎ها خطراتي عميق‎تر و بزرگ‎تر از FATF يا چيزهايي شبيه آن است.

رئيس مجلس با نامه رهبر انقلاب چه كرد؟!
پوسته را گرفتند و مغز را رها كردند!

به نوشته جهان نيوز، در جلسه يكشنبه مجلس، نقوي حسيني نماينده ورامين در اخطار اصل ۱۱۰ قانون اساسي به استناد ديدار آخر رهبر انقلاب با نمايندگان گفت كه رهبري امسال صريحاً مطالبه‎اي داشتند كه كنوانسيون‎هايي كه توسط دشمنان پخت و پز مي‎شوند، نبايد تصويب شود. مجلس بايد به‎صورت مستقل در اين خصوص قانونگذاري كند و همه ما حدس مي‎زديم منظور ايشان همين كنوانسيون‎ها است. انتظار داشتيم هيئت رئيسه در اين زمينه سازوكاري را تهيه كند. چون لايحه CFT مهم بود بايد جلسه مي‎گذاشتيم و بررسي مي‎شد كه امكان ارائه لايحه مستقل در اين خصوص وجود دارد يا خير.

بخشي از مشروح بيانات رهبر انقلاب در ديدار ۳۰ خرداد ۹۷ كه به‎طور كامل منتشر شده است: «بنده هم در مورد همين چيزهايي كه اخيراً در مجلس مطرح شد در اين چند ماه اخير، گفتم مجلس مستقلّاً خودش قانون بگذراند... هيچ لزومي ندارد كه ما برويم چيزهايي را كه نمي‎دانيم تَه آن چيست يا حتّي مي‎دانيم كه مشكلاتي هم دارد، به‎خاطر آن جهاتِ مثبت و جنبه‎هاي مثبت، قبول بكنيم.» نشان مي‎دهد تذكر آقاي نقوي حسيني كاملا درست بوده است. اما رئيس جلسه همانند جلسه تصويب برجام چه كرد؟

توضيح علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اخطار نقوي حسيني جالب است: «خوب نيست كه اين بحث طوري در جامعه مطرح شود كه مقام معظم رهبري نظري داشتند و مجلس اين نظر را قبول نكرد. همگي شما مي‎دانيد وقتي نظري از رهبري به ما برسد، همه مطيع هستيم. موارد متعددي ايشان نظري داشتند و به نظر ايشان عمل كرديم. بعد از اين‎كه رهبر انقلاب نكاتي را فرمودند، تلقي اين بود كه ايشان مخالف اين لايحه هستند. به همين دليل بررسي اين لايحه ۲ ماه مسكوت ماند. لازم بود اين لايحه تعيين تكليف مي‎شد؛ زيرا دستگاه‎هاي مختلف به بنده و دفتر رهبري نامه‎نگاري كردند كه بايد اين لايحه تعيين تكليف شود. من سوال كردم كه اگر نظر شما مخالف است، اين لايحه كنار گذاشته شود و ايشان هم نظر خود را اعلام كردند.»

رئيس مجلس در ادامه پاسخ مقام معظم رهبري به استفساريه خود در اين باره را به نقل از دفتر ايشان قرائت كرد: «آن چه كه من در ديدار با نمايندگان راجع به لوايح چهارگانه و كنوانسيون‎ها گفتم مربوط به اصل كنوانسيون‎ها بود نه كنوانسيون خاص. لذا با بررسي اين لوايح در مجلس مخالفتي ندارم تا مسير قانوني خود را طي كند.» لاريجاني پس از قرائت نامه مذكور گفت: «بنابراين، ما مسير حق را دنبال كرديم. اگر نظر رهبري را مي‎خواهيد، اين است كه مجلس اين لايحه را بررسي عالمانه كند.»

جمله كليدي لاريجاني اين بود: «تلقي اين بود كه ايشان مخالف اين لايحه هستند.» و با بيان اين عبارت، زيركانه مخالفين پذيرش كوركورانه CFT را متهم كرد كه از رهبري براي مخالفت با متن لايحه هزينه مي‎كنند. درحالي كه حرف مخالفين مصوبه امروز آن بود كه چرا هيات رئيسه مجلس در لبيك به توصيه‎هاي رهبرانقلاب، در اين مدت دو سه ماه فرصتي كه داشت، برنامه ريزي نكرده است كه طرحي مستقل را جايگزين آن معاهده استعماري نمايد؟

در واقع مجموعه مشي و مرام رهبرانقلاب اين بوده است كه مخالفتي با بررسي لوايح در مجلس ندارند و در عين حال انتظار دارند كه مجلس خود وارد عمل شود و قانون مستقل از خواست قدرت‎هاي استعماري تصويب كند. آقاي لاريجاني با استناد به خواست هميشگي رهبرانقلاب - كه امور از مجاري رسمي اش دنبال شود - فقط پوسته ماجرا را مطرح و البته بخش دوم و مغز نظر ايشان در اين مورد خاص را رها نمود. بايد به آقاي لاريجاني پاسخ داد كه «اگر نظر رهبري را مي‎خواستيد، اين بود كه مجلس اين لايحه را بررسي عالمانه كند و به جاي دنباله روي نظر استكبار، قانون مستقل حاوي منافع كشور را تصويب كند.» ولي متاسفانه امروز بار ديگر با توصيه‎هاي راهبردي رهبرانقلاب نگاه شخصي و شايد كاملا سياسي شد و «آنچه نبايد» زيركانه در مجلس تصويب شد.

*بيان رهبري با نامه قرائت شده توسط لاريجاني تناقض داشت؟

حسين خان بابازاده نيز طي يادداشتي نوشته است: با كمي دقت به خوبي متوجه خواهيد شد كه في ما بين بيانات صريح رهبر انقلاب كه سي ام خرداد سال جاري در ديدار با نمايندگان مجلس ايراد فرمودند با نامه‎اي كه در صحن علني و در جريان بررسي CFT در صحن علني قرائت شد، هيچ گونه تناقضي وجود ندارد.

مشي هميشگي رهبرانقلاب بر اين بوده است تا اسير صحنه گرداني چند ابرقدرت پوشالي و نوچه‎هاي سياسي آن‎ها نبايد شد و نبايد از غضب آن‎ها ترسيد. علاوه بر اين تاكيد بر استفاده از توان داخلي امري است كه رهبر انقلاب بر آن تاكيد دارند، حال اين تسليم نشدن و نگاه به داخل مباحث نظامي باشد يا اقتصادي و... . .

به خوبي قابل فهم است كه رهبر انقلاب در ديدار با نمايندگان همين موضوع را مجدد مطرح كرده‎اند و از نمايندگان خواسته‎اند تا اسير فشارها نشوند. براي مثال مقطع زماني سه ماه گذشته كه بحث لوايح 4 گانه اصطلاحا داغ بود، رهبري انقلاب با مثالي در جمع نمايندگان اين موضوع را مطرح كردند كه با استفاده از توان كارشناسي داخلي پاكي جمهوري اسلامي را در مقابل تروريسيم و پولشويي نشان دهيم و نه آن‎كه اسير پيمان‎هاي خودساخته عاملان تروريسم و پولشويي شويم.

نكته مهم‎تر آن‎كه رهبري كه خود هميشه مدافع جدي فرآيند قانوني بوده‎اند، هيچ وقت بناي ممانعت از فعاليت قانوني مجلس را نداشته‎اند. طبق قانون اساسي معاهدات بين‎المللي بايد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد.

اما آن سوءبرداشتي كه در طي درگيري لفظي نقوي حسيني، نماينده مخالف تصويب CFT با لاريجاني مطرح شد آن بود كه گويي رهبر انقلاب فرموده‎اند اين طرح بررسي نشود و مجلس در حال بررسي و تصويب آن است كه با توضيح فوق اين فرضيه باطل است و رهبر انقلاب نظر كلي خودشان را در مورد اين جنس كنوانسيون‎ها مطرح كرده‎اند و مجلس هم بايد وظيفه خودش يعني بررسي را انجام دهد.

اما صحيح آن بود كه مجلس نشينان كه به‎عنوان وكلاي ملت بر صندلي‎هاي سبز تكيه داده‎اند، به آن توصيه خردادماه رهبري عمل مي‎نموده و همان روز اين لوايح را كه از سر و ته و تبعات آن خبري ندارند، از دستور كار خارج مي‎كردند و به سراغ تهيه نسخه داخلي آن براي ارائه به دولتمردان جهت چانه‎زني بين‎المللي مي‎رفتند. در فرض دوم با وسواس فوق العاده به اين لوايح نگاه مي‎كردند و نه آن‎كه چون مثل هميشه اختيار امر در دست مجلس است و مجلس بايد نظر خود را ارائه كند، با اضافه كردن چند شرط كار راحت را انتخاب كرده و اين لايحه هزينه زا را با 143 راي موافق از مجلس به سمت شوراي نگهبان راهي كنند.

آراي موافقي كه بخش مهمي از آن نتيجه لابي سياسي دو گروه در مجلس براي يك نوع منفعت جناحي جمع شد؛ منفعتي كه در پشت گرفتن بهانه از آمريكا براي حل مشكلات كشور پنهان مي‎شود كه با اين حساب براي رضايت كدخدا بايد روزانه متحمل خساراتي بشويم، كه شايد مورد بعدي مسائل حقوق بشر باشد!

شكل گيري هندسه جهاني انقلاب اسلامي در ۴۰ سالگي

 هادي ابراهيمي

رهبر معظم انقلاب پس از گذشت سال‎ها از رحلت جانسوز خميني كبير، هدايت انقلاب را در تمام روزهاي آشوب و دلهره و تحريم و براندازي و فتنه، حكيمانه و مدبرانه به دست گرفته و موانع را يكي پس از ديگري كنار زدند و توطئه‎هاي دشمن را خنثي نمودند و اكنون هم با صلابت فرياد مي‎زنند كه ما تحريم‎ها را مي‎شكنيم و از آن عبور مي‎كنيم.

رهبر معظم انقلاب آن‎چنان در مهار و مديريت بحران‎ها و تبيين حوادث، عالمانه عمل كردند كه رسانه‎هاي بيگانه و تئوريسين‎هاي آن‎ها مات و مبهوت و انگشت به دهان ماندند، هنوز سخنراني‎ها و خطبه‎هاي آتشين و دشمن شكن ايشان از تيرماه سال 1368 گرفته تا عبرت‎هاي عاشورا در 18 ارديبهشت 1377 و خطبه معروف در حوادث كوي دانشگاه در 8 مرداد 78 و سخنراني طوفاني در 29 خرداد 1388 و اكنون سخنراني پرصلابت رهبرانقلاب را در استاديوم آزادي تهران در اجتماع عظيم بسيجيان فراموش نكرده‎ايم و اين در حافظه تاريخي ملت ايران ماندني است.

مواضع صريح و مكرر مقام معظم رهبري طي اين سال‎ها مبني بر تداوم راه امام، حفظ وحدت، حمايت از مستضعفان و محرومان، احياي تفكر بسيجي و جهادي و مرعوب نشدن در برابر تهديدات جهاني نه تنها جمهوري اسلامي را به قدرت بازدارندگي قوي در برابر هر نوع تهديدي مبدل كرده، بلكه آن را تبديل به قدرت منطقه‎اي و بين‎المللي نموده است.

رهبر معظم انقلاب دلخوشي‎هاي روساي جمهور بيچاره و ذليل آمريكايي‎ها را از ادوار گذشته تا به امروز با روش‎هاي گوناگون در براندازي جمهوري اسلامي ايران ديده‎اند كه حالا مي‎گويند: شتر در خواب بيند پنبه دانه - گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه.

اگر امروز ايران قدرت اول منطقه راهبردي غرب آسيا است، اگر ايران تحقق نظام تك قطبي ايالت متحده آمريكا را در معادلات كنوني دنيا به هم زده است، اگر سياست‎هاي آمريكايي‎ها و رژيم جعلي صهيونيستي در افغانستان، عراق، لبنان، سوريه و يمن به هم ريخته و روند تحولات از پايان عمر امپراطوري فروريخته در اين منطقه حكايت دارد، به بركت مديريت عالمانه امام خامنه‎اي در احياي راهبردي تفكر مقاومت بوده كه در تحولات، نقش تعيين كننده داشته است.

جمهوري اسلامي امروز به قدرت بين‎المللي تبديل شده است، نشانه‎هاي اين مهم را در هسته‎اي شدن ايران، پيشرفت‎هاي چشم گير در علوم موشكي، پزشكي، فضايي، توليد داروهاي راهبردي، صنايع دفاعي، نظامي و نانو ملاحظه مي‎كنيم؛ ما هنوز فتنه 88 را كه با كمك ضدانقلاب در راستاي براندازي نظام، كودتاي مخملين و ريزش بعضي از نيروهاي انقلاب و خواص بوده است را فراموش نكرده ايم. مواضع قاطع و حكيمانه رهبرانقلاب را در عدم مذاكره و ارتباط با دولت مستكبر و زياده خواه آمريكا بخصوص در ماجراي برجام ملاحظه كرده ايم، اين بار نيز در اجتماع بسيجيان اشاره فرمودند كه تحريم‎ها را شكست مي‎دهيم و آمريكا بار ديگر از ملت ايران سيلي خواهد خورد؛ قطعاً همين گونه خواهد بود چرا كه جمهوري اسلامي ره توشه‎اي سترگ از تجارب مقاومت چندين ساله به بركت رهبري‎هاي حكيمانه رهبرانقلاب دارد.

دنيا امروز نقش كانوني ولايت فقيه را در ساختار و حاكميت سياسي كشورمان مشاهده مي‎كند، عنصري كه به مثابه قلب تپنده انقلاب نه تنها عمق استراتژيك نظام محسوب مي‎شود؛ بلكه معادلات سرويس‎هاي جاسوسي و تصويرسازي‎هاي غلط رسانه‎اي بيگانگان از امروز جمهوري اسلامي را دگرگون كرده است و اين همان معجزه‎اي است كه نه تنها اسلام آمريكايي، تكفيري و تشيع انگليسي را به چالش كشانده است، بلكه مهم‎ترين اثرش را در تحقق اسلام ناب، استقامت بر اصول، وحدت امت اسلامي و خنثي سازي نقشه‎هاي دشمن گذاشته است.

باورهاي راهبردي امام خامنه‎اي مبني بر حفظ مكتب امام خميني(ره)، تبديل ايران به تمدن نوين اسلامي، تقويت گفتمان مقاومت، عدم مذاكره و سازش با آمريكا و سرطاني بودن رژيم صهيونيستي، ناكارآمدي ليبرال دمكراسي، انسجام و ايستادگي در برابر فشارها و تحريم‎هاي ظالمانه آمريكا نه تنها امروز منجر به به استحكام بخشي و نفوذناپذيري انقلاب اسلامي شده، بلكه به اعتراف صريح مقامات ارشد و استراتژيست‎هاي كشورهاي جهان از جمله غرب، استحكام ايران نسبت به گذشته افزايش يافته است.

افزايش اقتدار و نفوذ ايران، تبديل شدن به يك كشور شكست ناپذير و مقاوم، شكسته شدن ابهت آمريكا و متحدينش، تعميق منطقه ژئواستراتژيك ايران همه بيانگر آن است كه هندسه جهاني در 40 سالگي انقلاب اسلامي بر اساس مدل انقلاب اسلامي در حال شكل‎گيري است.

قطعا با اين راهبري داهيانه، هيچ نظريه پرداز و اهل سياستي نمي‎تواند ادعا كند رهبري را مي‎شناسد كه در عبور كشتي انقلاب از دل طوفان ها، تحريم‎ها و تهديدات، مدبرانه‎تر از امام خامنه‎اي توانسته باشد هدايت اين كشتي را بر عهده گيرد و آن را به ساحل مقصود برساند.

برنامه ريزي لاريجاني!

جناب لاريجاني مانند سابق از شيوه‎هاي گوناگوني براي آنچه كه بدنبال آن است، - از جمله از حربه آقاي حجازي استفاده مي‎كند -، (كما اين‎كه در تصويب 20 دقيقه‎اي برجام از آن استفاده كرده است)، اما نكته مهم آن است كه در اين نامه نيز مقام معظم رهبري مدظله العالي مخالفت خود را با تصويب چنين كنوانسيون‎هاي بين‎المللي مجددا تاكيد كرده‎اند، زيرا فرموده‎اند: «آنچه كه من در ديدار با نمايندگان راجع به لوايح چهارگانه و كنوانسيون‎ها گفتم، مربوط به اصل كنوانسيون‎ها بود، نه كنوانسيون خاص»، ايشان در ديدار با نمايندگان مجلس در تاريخ 30/3/1397 در مورد اصل كنوانسيون‎ها تاكيد مي‎كنند كه نبايد عضو آنها شويم و لازم است كه مجلس قانون داخلي مورد نياز را تصويب كند:

«موارد پيشنهادي براي تصويب به‎عنوان قانون، نبايد خلاف مصالح كشور باشند. البته در مجلس كه عمدا اين صورت نمي‎گيرد. اين معاهدات بين‎المللي كه در زبان لاتين، به آن كنوانسيون گفته مي‎شود، در اصل در يك نقطه‎اي پخت و پز مي‎شود. كشورهاي عضو اين كنوانسيون‎ها هيچ تاثيري در ايجاد آن‎ها ندارند. قدرت‎هاي بزرگ براساس منافع و مصالح خود، اين معاهدات را آماده مي‎كنند، دولت‎هاي همسو يا مرعوب يا همراه آن‎ها هم اين كنوانسيون‎ها را در كشورهايشان تصويب مي‎كنند. بعد اگر يك دولت مستقلي مثل جمهوري اسلامي پيدا شود كه آن را نپذيرد، سرش مي‎ريزند كه آقا 150 كشور اين معاهده را قبول كرده‎اند، شما چطور قبول نمي‎كنيد؟

راه حل مسأله اين است كه مجلس خودش قانون بگذارد، مثلا يك قانون مبارزه با پول شويي، يك قانون مبارزه با تروريسم.

هيچ لزومي ندارد ما چيزهايي كه نمي‎دانيم به كجا ختم مي‎شود و حتي مي‎دانيم كه مشكلاتي دارد، به‎خاطر آن جهات مثبت قبول كنيم.»

براين اساس، مقام معظم رهبري تصريح مي‎كنند كه اولا: پيوستن به كنواسيون CFT درست نيست، و متاسفانه جناب علي اردشير لاريجاني در اين روز اعلام كرده است كه دولت و مجلس موافق پيوستن به اين كنوانسيون هستند؛

ثانيا: مقام معظم رهبري عليرغم تصريح و تاكيد مجدد بر نظر مخالف خود، سازوكارهاي نظام يعني مجلس را قبول دارند، و معتقدند كه نمايندگان مجلس، بايد مطابق نظر خود تصميم بگيرند، لذا فرموده‎اند: «با بررسي اين لوايح در مجلس مخالفتي ندارم تا مسير قانوني خود را طي كند.»

مروت سياسي

 محمد كاظم انبارلويي

24 حزب و تشكل اسلامي اصولگرا با انتشار بيانيه‎اي اعلام آمادگي كردند به كمك قوا مي‎شتابند و در حل مشكلات معيشتي مردم مشاركت مي‎كنند. اين تشكل‎ها تصريح كردند؛ حاضرند بدون هيچ توقعي ديدگاه‎ها، نظرات و تجربيات مديريتي خود را براي برون‎رفت از مشكلات كنوني در اختيار دولت بگذارند.

اين اولين بار است كه تشكل‎هاي اصولگرا زير يك سقف جمع مي‎شوند تا براي آن چه به‎عنوان مشكلات و گرفتاري‎هاي مردم مطرح است، با همگرايي و هم‎افزايي، هم چاره‎جويي كنند و هم ظرفيت‎هاي خود را در اختيار دولت بگذارند.

معمول بر اين است كه در هر رقابت سياسي وقتي رقيب، حريف خود را در مخمصه مي‎بيند، زبان به طعنه و كنايه مي‎گشايد و شروع مي‎كند به نمك‎پاشي روي زخم ناكارآمدي، ناكاربلدي و اشتباهات عمدي و غيرعمدي طرف خود، تا در انتخابات بعدي موقعيتي براي خود دست و پا كند، اما در اين موقعيت حساس كه نظام و انقلاب و اسلام از سوي دشمني ديرين و كينه‎توز مورد هجوم همه‎جانبه است، جايي براي بي‎مروتي سياسي و بداخلاقي باقي نمي‎گذارد. بيانيه تشكل‎هاي همسوي اصولگرايي نشان مي‎دهد آن‎ها به مصالح و منافع ملي فكر مي‎كنند و از دشمني خبيث مثل آمريكا غافل نيستند. پيش از اين نيزجمعي از اقتصاددانان كشور فارغ از گرايش‎هاي سياسي خود با پيشنهادهاي مشخص و كارگشا دولت را دعوت به اهتمام براي حل مشكلات معيشتي مردم كردند و از رئيس‎جمهور خواستند از رهاشدگي كارها جلوگيري كند و از مسؤوليت‎هاي كليدي و قانوني خود شانه خالي نكند.

آن‎ها راه‎حل‎هاي مشخص و شفاف خود را براي برون‎رفت از «اغتشاش در قيمت‎ها»، «به‎هم‎ريختگي بازار» و «بي‎انضباطي در مديريت اقتصادي كشور» مطرح كردند، اما هيچ علامتي از دولت براي شنيدن صداي آن‎ها و پذيرش راه‎حل‎هاي آنان ديده نشد. تشكل‎هاي اصولگرا به دولت اعلام مي‎كنند حاضرند هر كمكي از دستشان ساخته است در حل مشكلات مردم دريغ نكنند، اما احزاب و گروه‎هاي ائتلافي كه اين دولت را پديد آورده‎اند، شروع كردند به چنگ انداختن به‎صورت هم و زبان به طعن و لعن هم گشوده‎اند.

حزب كارگزاران كه بيش‎تر كادرهاي آنان در دولت و بدنه دولت حضور دارند، رسما رئيس دولت را «سرگشته و فاقد كفايت» و «دولت بزم» معرفي مي‎كند.

اصلاح‎طلبان يك ضلع ديگر ائتلاف با دولت در نقد عملكرد اقتصادي آن‎چنان پيش رفته‎اند كه منتقدان واقعي به گرد آن‎ها هم نمي‎رسند. اين دو جماعت در حالي دولت را زير حملات خود گرفته‎اند، كه با آن‎كه مسؤوليت‎هاي كليدي در اركان دولت دارند، كاري براي حل مشكلات مردم نمي‎كنند. با آن‎كه هزار راه نرفته دارند، با آن‎كه سياست‎هاي كلي رهبري در حوزه‎هاي اقتصادي روشن و شفاف است، اجراي سياست‎هاي اقتصاد مقاومتي نسخه‎اي شفابخش است، رهنمودهاي رهبري در ديدارهاي متعدد با هيئت دولت و نيز ملاقات‎هاي جداگانه با وزرا امر پنهاني نيست، اما عملا تحركي براي نبرد با «جنگ هوشمند» آمريكا در حوزه‎هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي ديده نمي‎شود.

تلگرام و ديگر رسانه‎هاي مرتبط با دشمن، مرتب براي يك جنگ تمام‎عيار رواني توليد محتوا مي‎كنند. آن‎ها در دي‎ماه سال گذشته و نيز مردادماه همين سال يك حركت كور شورشي در خيابان‎ها را كليد زدند، مردم آن‎ها را تنها گذاشتند و نيروهاي امنيتي و قضائي هم تحرك منافقين و ضدانقلاب و سربازان نتانياهو در تهران را با سه سوت جمع كردند، اما سرشاخه‎هاي فتنه، در فضاي مجازي آزادانه دولت را به بازي مي‎گيرند. قيمت طلا و ارز را تعيين مي‎كنند و براي هر كالايي كه اراده كنند، قيمت‎سازي مي‎كنند.

آن‎ها احتكار دولتي، بخش خصوصي و خانگي را تشويق و تحريص مي‎كنند، اما از آن طرف دولت هيچ اقدامي براي برخورد با اين جريان پليد رسانه‎اي نمي‎كند.

رئيس قوه قضائيه در مواضع هفتگي خود در دوشنبه گذشته با اولتيماتوم به آن‎ها اعلام كرد گردانندگان سايت‎هاي قيمت‎ساز ارز، مفسد اقتصادي هستند و با آن‎ها برخورد مي‎شود. اين موضع را از سوي قوه قضائيه به فال نيك مي‎گيريم، اما دولت هم بايد در اين مورد به قوه قضائيه كمك كند.

هنوز عده‎اي براي حل مشكلات اقتصادي دنبال راه‎حل‎هاي سياسي هستند. سقوط قيمت دلار و طلا نشان داد راه‎هاي اقتصادي زيادي وجود دارد كه مي‎توانيم شرارت دشمن را مهار كنيم.

كج‎فهمي، غرور و نپذيرفتن خطا و بي‎عملي دولت، خسارات وارده به اقتصاد كشور به‎ويژه كاهش ارزش پولي ملي را افزايش داده است. خط نفوذ نمي‎گذارد تصميم‎گيري‎ها و تصميم‎سازي‎ها به سمت حل مشكلات مردم برود. دشمن همه چيز را در فضاي مجازي به بازي گرفته و كنترل مي‎كند. دولت بايد جنگ هوشمند اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي دشمن را جدي بگيرد.

فارس خبر مي‎دهد
بانك هاي ايران مجري تحريم هاي آمريكا شدند!

براساس يك بخشنامه بانكي، در صورتي كه اشخاص حقيقي و حقوقي در ليست تحريم‎هاي سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپايي، وزارت امور خارجه و خزانه‎داري آمريكا قرار داشته باشند، امكان ارائه خدمات بانكي به آنها وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، با وجود اين‎كه همواره تحريم داخلي نهادهاي و اشخاص حقيقي و حقوقي داخلي به‎عنوان خطوط قرمز كشور عنوان شده است، اداره كل مبارزه با پولشويي و تطبيق بانك كشاورزي بر اساس ليست اعلامي بانك مركزي در بخشنامه‎اي به شعب و ادارات مربوطه، آنها را ملزم به اخذ استعلام از سامانه اشخاص و كالاهاي تحريمي كرده است.

در اطلاعيه ۱۹۶۸ اداره كل مبارزه با پولشويي و تطبيق يكي از بانك‎ها كه در تاريخ هشتم خرداد ماه 96 ابلاغ شده، آمده است:

موضوع: اخذ استعلام از سامانه اشخاص و كالاهاي تحريمي

در راستاي الزام نهادهاي ناظر داخلي و بين‎المللي در خصوص رعايت قوانين و مقررات مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم و به تبع آن ممنوعيت ارائه خدمات مالي به كليه اشخاص حقيقي و حقوقي و گروه‎هاي تحريمي، ممنوعيت واردات/ صادرات كالاهاي تحريمي و همچنين عدم استفاده از شركت‎هاي تحريمي حمل‎ونقل كالا، طبق ليست اعلامي از سوي سازمان‎هاي بين‎المللي(نظير سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا، وزارت امور خارجه آمريكا، خزانه‎داري آمريكا و... ) و كليه ليست‎هاي تحريمي اعلامي از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، سامانه استعلام اشخاص و كالاهاي تحريمي به آدرس https: //snc. bki. ir براي همكاران ذي‎مدخل در واحدها/ باجه‎هاي ارزي شعب بانك از طريق شبكه دوم(سامانه‎هاي غيرمالي) قابل دسترس مي‎باشد. در اين راستا ضروري است:

كليه واحدها/ باجه‎هاي ارزي شعب بانك از تاريخ دريافت اين اطلاعيه هنگام ارائه خدمات پايه‎اي و غيرپايه‎اي ارزي به مشتريان، نسبت به اخذ استعلام موارد مذكور از سامانه موصوف اقدام و در صورت تحريمي نبودن خريدار/ فروشنده، كالاي مورد معامله و همچنين شركت حمل‎ونقل كالاي موضوع معامله، با اخذ نسخه چاپي از اطلاعات ارائه شده و بايگاني آن در پرونده مشتري، نسبت به ارائه خدمات درخواستي اقدام و در صورت تحريمي بودن اشخاص و يا كالاهاي مندرج در Proforma Invoice، دلايل عدم امكان ارائه خدمات به مشتري را به ايشان اعلام نمايند. بديهي است به دليل مشخص نبودن نام شركت حمل‎ونقل‎كننده كالا در هنگام صدور حواله ارزي و يا گشايش اعتبار اسنادي وارداتي، بررسي تحريمي بودن شركت حمل‎كننده كالا پس از دريافت اسناد حمل كالا، ضروري مي‎باشد.

مسؤوليت حسن اجراي اطلاعيه مذكور در سطح استان‎ها با مديريت محترم شعب بانك در استان و در سطح شعب با رؤساي محترم شعب و مسؤولين محترم واحدها/ باجه‎هاي ارزي مي‎باشد.

به گزارش فارس، اجراي اين بخشنامه به روشني انتقال و تسرّي تحريم‎ها به داخل كشور را نشان مي‎دهد. به عبارت ديگر يك خودتحريمي گسترده در درون اقتصاد ايران از سال گذشته آغاز شده است.

با تصويب لوايح مرتبط با FATF مانند لايحه الحاق به كنوانسيون بين‎المللي مقابله با تامين مالي تروريسم(CFT)، لايحه الحاق به كنوانسيون پالرمو و اجراي قوانين و ضوابط FATF، همه بانك‎ها ملزم به رعايت اين چارچوب‎ها خواهند بود و از طرف ديگر براي نهادهاي خارجي ازجمله خزانه‎داري آمريكا امكان رصد فعاليت نهادها و اشخاص تحريمي _ با توجه به ارائه اطلاعات مالي و بانكي به نهادهاي بين‎المللي_ بيش‎تر خواهد بود. بنابراين با تصويب اين لوايح قطعا الزام به اجراي تحريم‎هاي خارجي بيش‎تر خواهد شد و دامنه تحريم‎ها به راحتي به داخل كشور منتقل مي‎شود.

هر چند كه وزير اقتصاد دولت يازدهم برخلاف قانون اساسي، قبل از بررسي و تصويب مجلس، اكشن‎پلن(برنامه اجرايي) ايران براي الحاق به گروه ويژه اقدام مالي(FATF) را امضاء كرده است، اما همچنان موافقان اينگونه لوايح فرصت دارند، نتايج موافقت خود با اين كنوانسيون‎ها را بررسي كنند تا ناآگاهانه و يا عامدانه كشور در مسيري قرار ندهند كه راه بازگشتي براي آن وجود نداشته باشد.

آقاي وزير! مگر شما مسؤول رفع مشكلات آمريكا هستيد؟!

آقاي دكتر ظريف در جلسه علني اخير مجلس و در پاسخ به نمايندگاني كه برجام را بي‎دستاورد و خسارت‎آفرين دانسته بودند گفت: «اگر برجام به نفع ايران نبود آمريكا از آن خارج نمي‎شد.

اگر برجام به نفع ايران نبود نتانياهو نمي‎گفت من يك تنه مقابل آن ايستاده‎ام.

توفيق ملت را تبديل به ضعف ملت نكنيد».

آقاي ظريف فقط به چند نمونه از اظهارات ترامپ و نتانياهو در‎باره برجام اشاره كرده است و از ده‎ها مورد ديگر كه از ذوق‎زدگي فراوان آن‎ها حكايت مي‎كند خبر نمي‎دهد. مثلا توضيح نمي‎دهد كه ترامپ خواستار برجامي بود كه علاوه بر نابودي فعاليت هسته‎اي كشورمان، برنامه موشكي و حضورمان در منطقه را نيز شامل شود و يا، اشاره‎اي نمي‎كند كه ترامپ بعد از تعهد اروپا به حفظ ايران در برجام، از آن خارج شده است و...

اما، چرا راه دور برويم، براي ارزيابي برجام مي‎توانيم به واقعيت‎هاي موجود و غير‎قابل ترديد استناد كنيم. آقاي ظريف مي‎داند كه در تمامي فرهنگ‎هاي سياسي، نام ديگر مذاكره، معامله است و در هر مذاكره‎اي سخن از آنچه طرفين مي‎دهند و آنچه مي‎گيرند، در ميان است. از اين روي بهترين و مطمئن‎ترين راه براي ارزيابي برجام و سود و زيان آن، مراجعه به «داده‎ها» و «ستانده‎ها» است. آيا اين راه قابل‎قبول‎تر و همه‎فهم‎تر نيست؟!

كوتاه سخن اين كه هدف از مذاكرات هسته‎اي آن‎گونه كه خود آقايان مطرح كرده بودند، لغو تحريم‎ها بود و سؤال از آقاي ظريف آن است كه؛ آيا تحريم‎ها لغو شده‎اند و يا ده‎ها تحريم ديگر نيز به تحريم‎هاي قبلي اضافه شده است؟! آقاي ظريف اگر فقط به همين يك سؤال پاسخ بدهد، ارزيابي دقيقي از برجام ارائه كرده است. اگرچه پاسخ اين پرسش نيازي به اظهار‎نظر جناب ايشان ندارد و خواجه حافظ هم مي‎داند كه نه فقط هيچ تحريمي برداشته نشده بلكه ده‎ها تحريم ديگر هم به تحريم‎هاي قبلي اضافه شده است! به بيان ديگر، يعني اين كه برجام براي ما هيچ دستاوردي نداشته است. آيا غير از اين است؟

حسين شريعتمداري در ادامه يادداشت خود مي‎نويسد: آقايان مي‎فرمايند برجام باعث شده كه بين آمريكا و اروپا فاصله ايجاد شود! و كشورهاي ديگر به حقانيت ما پي ببرند! و بهانه از دست دشمنان گرفته شود! و... كه بايد گفت اولاً؛ به گواه واقعيت‎هاي موجود هيچ‎يك از اين موارد اتفاق نيفتاده است. اروپا رسماً اعلام كرده كه حاضر نيست تحريم‎هاي آمريكا عليه ايران را ناديده بگيرد و ساير كشورها هم به صراحت از پايبندي خود به تحريم‎ها خبر داده‎اند و ثانياً؛ هدف از مذاكرات هسته‎اي لغو تحريم‎ها بود و نه آن چه كه به‎عنوان دستاوردهاي برجام فهرست مي‎كنند و هيچ‎كدام نيز واقعيت ندارد!

اگر آقايان به آن چه كه پيش از اين، درباره هدف مذاكرات هسته‎اي و برجام گفته و نوشته بودند، فقط يك نيم‎نگاه مي‎انداختند، به وضوح مي‎ديدند كه ميان آن چه امروزه بر زبان دارند و آن چه ادعا مي‎كردند، از زمين تا آسمان فاصله است!

و اما نه فقط ستانده‎هاي برجام «هيچ» بوده است، بلكه براي كسب همين هيچ نيز امتيازات فراواني به حريف داده‎ايم، تاسيسات هسته‎اي كشورمان را به سوي نابودي سوق داده‎ايم، امكانات و ظرفيت‎هاي چهار‎ساله كشور را به باد داده‎ايم، هزينه‎هاي كلان و سنگيني به مردم تحميل كرده‎ايم و...

انتظار از آقايان روحاني و ظريف آن است كه به جاي كلي‎گويي‎هاي آن‎چناني درباره برجام فقط به يكي- تاكيد مي‎شود كه فقط به يكي- از وعده‎هاي برجامي كه به ملت داده بودند و تحقق يافته است اشاره بفرمايند!

اما بخش ديگر سخنان آقاي ظريف خسارت‎بارتر از آن است كه قابل تصور باشد! ايشان در بخش ديگري از سخنان خود در جلسه علني مجلس كه به بررسي لايحه مبارزه با تامين مالي تروريسم (CFT) -يكي از لوايح زير‎مجموعه FATF- اختصاص داشت گفته‎اند؛ «نه من و نه آقاي رئيس‎جمهور نمي‎توانيم تضمين بدهيم كه با پيوستن به CFT مشكلات ما حل خواهد شد. اما مي‎توانيم تضمين بدهيم با نپيوستن به اين لايحه، آمريكا بهانه مهمي را براي افزايش مشكلات ما پيدا خواهد كرد»! مفهوم ديگر سخن آقاي ظريف اين است كه پيوستن به CFT براي حل مشكلي است كه آمريكا با آن روبه روست و نه مشكلات كشورمان! آمريكا از اين سخن وزير خارجه كشورمان چه پيامي را دريافت مي‎كند؟ آيا به اين نتيجه نمي‎رسد كه هرگاه عليه ايران اسلامي بهانه‎اي بتراشد، وزارت خارجه ايران به جاي مقابله با آن، همه تلاش و توان خود را به كار مي‎گيرد و مجلس و دولت را به خط مي‎كند تا مشكل پيش‎آمده براي آمريكا را برطرف كند؟! دقيقا مانند اين كه دشمن در ميدان جنگ به آرايش نظامي ما اعتراض كند و ما براي كسب رضايت دشمن-يا به قول آقاي ظريف براي اين كه بهانه را از دست دشمن بگيريم!- آرايش نظامي خود را آن‎گونه كه دشمن خواسته است تغيير بدهيم!

براي نگارنده طرح اين پرسش از آقاي ظريف سخت و ناگوار است ولي از آن جا كه پاي مصالح نظام در ميان است و با اين تلقي كه جناب ظريف از تبعات‎سوء و فاجعه‎بار اظهارات خود با‎خبر نبوده‎اند، چاره‎اي جز طرح اين پرسش باقي نمانده است

و آن اين كه؛ آقاي ظريف! برادر بزرگوار! شما وزير خارجه ما هستيد يا مسؤول رفع مشكلات آمريكا؟!

عمليات تروريستي در كنسولگري ناظر FATF

در حالي كه در مجلس ايران، عده‎اي خوشبينانه، در حال تصويب لايحه دولت روحاني، مبني بر پذيرش مفاد FATF يعني مبارزه با تروريسم بودند و مي‎خواستند با اين لايحه، منابع مالي تروريسم شفاف شود، عربستان سعودي، كه در اقدامي غيراخلاقي، ضدحقوقي و ضد بشري يك خبرنگار منتقد سياست‎هاي خود به نام جمال خاشقچي را در دو هفته قبل دزديده بود، در كنسولگري‎اش در تركيه زير شديدترين شكنجه‎ها قطعه قطعه كرد. بي‎ترديد دولت امريكا و دولت‎هاي اروپايي و اعضاي FATF در برابر اين اقدام ننگين سعودي، هيچ واكنش مناسبي نشان نخواهند داد بلكه چه بسا به سلمان و بن سلمان جايزه صلح نوبل نيز اهدا خواهند كرد! آقاي لاريجاني و نمايندگان خوش بين مجلس بايد پاسخ دهند در برابر اين دهن كجي عربستان هنگام تصويب FATFچه اقدامي خواهند كرد؟ آيا معناي اين اقدام زشت، خنديدن به ريش حاميان لايحه ننگين نيست؟ آِيا مي‎خواهند با طناب اين جماعت با تروريسم مبارزه كنند؟ آيا پيام اين اقدام به حاميان FATF اين نيست كه منتظر تكرار اين نمونه كار، براي منتقدان سعودي در ايران هم باشيد؟ آيا رسانه‎هايي كه با شوق و ذوق و با حمايت‎هاي مستقيم مالي برخي منابع، از اين مصوبه حمايت مي‎كنند، بايد منتظر چنين اقدام وحشيانه‎اي باشند؟

 يادداشت هفته

درحاشيه مواضع تحقيرآميز ترامپ در برابر حكام آل سعود
لكه ننگ بر دامن پهلوان پنبه اي به نام پدرخوانده!

 علي اكبر عالميان

اقدام تحقيرآميز ترامپ در برابر حكام عرب خليج فارس و در راس آنان، پدر خوانده اين حكام يعني حكومت سعودي را بايد لكه ننگ ديگري بر دامن آنان به شمار آورد. او در تبليغات انتخاباتي خود در حدود سه سال قبل، در اظهار نظري كاملا توهين آميز گفته بود: عربستان براي ما گاوي شيرده است كه هر وقت بخواهيم از آن طلا و دلار مي‎دوشيم و هروقت شيرش تمام شود آن را سر مي‎بريم و دستور ذبح آن را صادر مي‎كنيم و يا از ديگران مي‎خواهيم اين كار را بكنند يا به آن‎ها در اين كار كمك مي‎كنيم، و اين واقعيتي است كه همه دوستان و دشمنان آمريكا به ويژه خود آل سعود از آن آگاهند. او همچنين افزوده بود: عربستان، بايد سه چهارم ثروت خود را به آمريكا بابت حمايت‎هاي داخلي و خارجي نيروهاي نظامي ما از اين نظام بپردازد. ترامپ در همان زمان نيز گفته بودكه عربستان در آينده نزديك با بحران جدي داعش روبه رو خواهد شد كه نيازمند كمك ما خواهد بود و اگر ما نبوديم عربستان نمي‎توانست وجود خارجي داشته باشد. وي در سال گذشته هم دوباره با عنوان «گاوشيرده» از دولت عربستان ياد كرد.
بعد از اين اظهارات موهنانه، سعودي‎ها دم برنياوردند و به سكوتي تحقيرآميز روي آوردند. در اين ميان اما رهبر معظم انقلاب با ابراز تاسف از اين اظهارات رئيس جمهور ايالات متحده، تاكيد كرده بودند كه: «دولت‎هاي اسلامي خودشان را در خدمت اهداف آمريكا و بعضي كشورهاي غربي متجاوز قرار ندهند. اين افتخاري نيست براي يك كشور مسلمان كه رئيس‎جمهور آمريكا علناً بگويد «ما نگاه مي‎كنيم به گاو شيرده»! به اين‎ها به چشم گاو شيرده نگاه مي‎كند؛ اين افتخار است؟ در همين تبليغاتِ انتخاباتي اخير در سال گذشته، همين رئيس‎جمهور كنوني آمريكا اين حرف را گفت؛ گفت ما به سعودي‎ها به چشم گاو شيرده نگاه مي‎كنيم! ذلّت از اين بيش تر؟ براي يك دولت، براي يك ملّت، ذلّت از اين بالاتر؟ پولش را بگيرند، بعد به‎عنوان گاو شيرده او را خطاب بكنند، به او توهين بكنند؛ ذلّت يك كشور و يك دولت بيش از اين نمي‎شود؛ اسلام با اين ذلّت‎ها مخالف است.» ايشان در سخناني ديگر نيز، از اين ذلت پذيري سعودي‎ها ابراز تاسف كرده و متذكر مي‎شوند: «... احمق‎ها خيال مي‎كنند كه با دادن پول و با كمك كردن و با اين چيزها مي‎توانند صميميت دشمنان اسلام را جلب كنند، [درحالي‎كه] صميميتي وجود ندارد؛ همان‎طور كه خودشان هم گفتند، مثل گاو شيرده [هستند]؛ شيرشان را مي‎دوشند، وقتي‎كه ديگر شير نداشتند، ذبحشان مي‎كنند.»
سكوت مرگبار سعودي‎ها نه تنها ترامپ را آرام نكرد بلكه به رئيس جمهور تجارت پيشه آمريكا اين جرات را داد تا بار ديگر به تحقير عرب‎ها و به ويژه پدر خوانده آنان يعني عربستان بپردازد. وي حدود هفت ماه قبل نيز دراظهاراتي تحقير آميز خطاب به حكام عرب گفته بود كه: «بدون ما حتي دو هفته هم دوام نمي‎آوريد. كارتان تمام مي‎شود. آن وقت بايد با هواپيما‎هاي عادي مسافربري پرواز كنيد!»
وي در هفته قبل هم اظهارات تحقيرآميزي را عليه «سلمان» پادشاه عربستان سعودي مطرح كرد. ترامپ افشا كرد كه پادشاه سعودي با او تماس گرفته و شخصا از وي خواسته كه ايالات متحده به رياض در يك عمليات نظامي بزرگ كمك كند. ترامپ در پاسخ به شاه سلمان گفت كه اين كار بيش از حد هزينه‎بر است و براي اين‎كه ايالات متحده [در اين عمليات] همكاري كند، عربستان سعودي بايد هزينه‎اش را كه به گفته ترامپ ۴ ميليارد دلار است، بپردازد. او همچنين بار ديگر به سران آل سعود متذكر شد كه اگر ايالات متحده از اين كشور دفاع نكند، ايران ظرف دو هفته بر عربستان غلبه مي‎كند. ترامپ همچنين گفته بود كه: «با سلمان بن عبد العزيز گفت وگوي تلفني طولاني داشتم و به او گفتم تو تريليون‎ها دلار داري و تنها خدا مي‎داند اگر هدف حمله‎اي قرار گيري براي مملكت شما چه اتفاقي خواهد افتاد! اي پادشاه چه بسا نتواني از هواپيماهايت حفاظت كني؛ زيرا سعودي در معرض حمله قرار خواهد گرفت، اما با ما، شما در امنيت كامل هستيد!» اين اظهارات موهنانه و تحقير آميز آن هم براي حكومتي كه خود را رهبر جهان اسلام مي‎پندارد و نقش پدرخوانده را براي خود متصور مي‎شود، يك لكه ننگ به شمار مي‎آيد.
افكار عمومي انتظار داشت سعودي‎ها كه اين همه براي همگان عرض اندام مي‎كنند و قدرت پوشالي خود را به رخ مي‎كشند، حداقل موضعي صريح در برابر اين همه اهانت و حقارت داشته باشند، اما با كمال تعجب، آنان نه تنها موضعي نگرفتند بلكه در كمال انفعال، با اين اهانت‎ها برخورد كردند. محمد بن سلمان، وليعهد سعودي، كه شاخ و شانه كشيدن‎هاي او در برابر كشور مظلوم و ضعيفي به نام يمن، از او يك غول پوشالي ساخته است درباره سخنان تحقيرآميز ترامپ عليه عربستان گفت: «بايد بپذيريم كه هر دوستي، هم حرف‎هاي خوب مي‎زند و هم حرف‎هاي بد.» وي همچنين در واكنش به اظهارات ترامپ مبني بر اين‎كه حكومت عربستان بدون حمايت آمريكا دو هفته هم باقي نمي‎ماند گفت: «عاشق كار با ترامپ هستم.»
اين واكنش حقيرانه در حالي است كه وقتي ترامپ موضعي توهين آميز با آلمان داشت، مارتين شولتز، رئيس سابق پارلمان اروپا و نامزد صدر اعظمي آلمان از حزب سوسيال دموكرات رفتار ستيزه جويانه ترامپ با آلمان و اروپا را به شدت محكوم كرد و چنين رفتار تحقير آميزي را مردود و غير قابل قبول دانست.
واكنش منفعلانه سعودي‎ها در برابر توهين‎هاي متعدد ترامپ در حالي است كه آن‎ها خود را قدرتمند و قوي پنجه وانمود مي‎كنند. اقدامات جنايتكارانه اين رژيم در برابر مردم مظلوم يمن بيش از هر چيزي نشات يافته از «خودبزرگ پنداري» سعودي‎ها بوده است. انفعال آنان در برابر سيل اهانت‎هاي آمريكايي‎ها نشان داد كه به قول معروف، زور آن‎ها فقط به مردم بيچاره و بي‎دفاع مي‎رسد ولي جرات مقابله با قدرت‎هاي برتر از خود را ندارند. در ضرب المثل شيرين ايراني‎ها از واژه‎اي به نام «پهلوان پنبه» استفاده شده است. در ايران قديم جشن‎هاي گوناگوني برگزار مي‎شد. در برخي از اين جشن‎ها، مردم لباس‎هاي خاصي را به تن مي‎كردند، به‎عنوان مثال در يكي از اين جشن‎ها، دلقكي لاغراندام و نحيف بود كه لباسي بر تن مي‎كرد و در آن پنبه كار مي‎گذاشت و از خود هيكلي پهلواني مي‎ساخت و به نمايش حركات پهلوانان در نزد مردم مي‎پرداخت. در كنار آن، مردي بود كه شعر مي‎خواند و همزمان كمانداري با تير و كمان خود پهلوان قلابي را نشانه مي‎گرفت و آن قدر تير به سمت او روانه مي‎كرد كه درنهايت همه پنبه‎هايش را مي‎زد. سرانجام اندام نحيف و لاغر دلقك را مردم مي‎ديدند و پس از آن پهلوانان واقعي وارد ميدان مي‎شدند. از آن زمان بود كه اصطلاح «پهلوان پنبه» و «پنبه‎اش را زدند» در ميان مردم رواج يافت. «پهلوان پنبه» از آن به بعد به فردي اطلاق مي‎شود كه چيزي در چنته ندارد اما ادعاهاي فراواني دارد و بعد از مدتي بر همگان مسجل مي‎شود كه هر آن چه گفته و انجام داده همه براي عرض‎اندام بوده است.
دولت سعودي دقيقا همين نقش را در منطقه و جهان پياده مي‎كند. اين دولت فقط بلد است شاخ و شانه بكشد و جرات اقدام واقعي ندارد چرا كه اگر بخواهد خود را درگير كند قطعا شكست خواهد خورد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

منزلگه عشاق دل آگاه حسين است/ بيراهه نرو ساده‎ترين راه حسين است/ از مردم گمراه جهان راه مجوييد/ نزديك‎ترين راه به الله، حسين است.
3857...0919

شكوه و عظمت راهپيمايي مردم خوزستان در تشييع شهداي حادثه تروريستي اخير اين پيام را به همراه داشت: از اقتدار نظامي و موشكي و منطقه‎اي دست نخواهيم كشيد- دشمن آرزوي تحقق برجام موشكي منطقه‎اي را به گورخواهد برد- انفعال دستگاه ديپلماسي در برابر شياطين سعودي بس است. ملت منتظر پاسخ قاطع به شياطين حرامي سعودي‎اند.
7211...0990

ترامپ يك ديوانه مست به تمام معناست؛ مست مقام- ثروت-شهوت-شراب. مذاكره با اين مردك كمال سفاهت و حماقت و خيانت و سخافت است و اطاعت از رهبري هدايت است.
8313...0919

هر چقدر دادگاه علني مفسدين و رانت‎خواران دانه‎درشت و يقه سفيد سريع‎تر برگزارشود التهاب بازار آرام‎تر مي‎شود و اعتماد مردم به نظام بيش‎تر و عميق‎تر مي‎شود.
3795...0912

ترزامي وزيرانگليسي: انگليس تروريسم را درتمامي ابعاد آن محكوم كرده و مبارزه با آن را حائز اهميت مي‎داند.
تحليل: سخنان منافقانه ترزامي درحالي است كه انگليس سبب ساز: 1- كشتار 9 ميليون ايراني در زمان رضاخان ملعون، با توطئه ناياب كردن گندم و مبتلا نمودن مردم به طاعون و وبا شد2- تجهيز صدام به انواع بمب‎ها و تحريك اين ملعون به بمباران شهرهاي ايران شد 3- مسبب اصلي ايجاد قحطي در يمن و كشتن كودكان بسياري در اثر گرسنگي و گستراندن وبا در يمن 4- حامي اطلاعاتي مالي تجهيزاتي داعش در به خاك و خون كشيدن مسلمانان مظلوم عراق و سوريه 5- شريك نظامي آمريكا درحمله به افغانستان و كشتن زنان و كودكان مظلوم افغانستاني. تف و لعن و هزاران نفرين بر اين نفاق و تزوير انگليسي.
يك شهروند

با وجود تمامي انتقادهاي موزيانه و بي‎خاصيت سران اروپايي به آمريكا براي خروج از برجام، دولت محترم بايد از تاريخ نه چندان دور در دولت هشتم(جايي كه غرب هم مانند امريكا به همه تعهداتش پشت پازد) عبرت بگيرد چراكه اروپا با اين رفتارهاي نمايشي مي‎خواهد خود را مخالف آمريكا نشان دهد(حال آن‎كه بين غرب و امريكا تقسيم كار صورت گرفته) و دولت را از خروج از برجام متعفن مرده منصرف كند و وقت‎كشي كند تا براي محدودكردن حضور منطقه‎اي و برنامه موشكي ايران بتواند غرب‎زدگان داخلي را مجاب به اجراي FATF كند. كه متاسفانه برخي افراد دولتي كه با بازار ارتباط دارند با دادن اطلاعات اقتصادي به طرف اجنبي زمينه را براي تشديد آشفتگي اقتصادي و باز كردن دست اجنبي براي دخالت در امور اقتصادي ما گراني‎ها را چند برابر كنند. روزنامه‎هاي زنجيره‎اي هم باخيانت به ملت آشفتگي‎هاي اقتصادي را به دروغ به عدم اجراي FATFاي ربط داده‎اند كه هنوز اجرا نشده اثر شومش را در گستاخ كردن دشمن گذاشته. متأسفانه مجلس هم با چشم گذاشتن بر حادثه تروريستي اهواز با بازي در پازل شوم غرب FATF راتصويب كرد
7211...0990

هرچه جهان استكبار ورئيس نامربوطش را به قانون بين‎الملل دعوت كنيم فايده ندارد؛ زيرا قانون را خودنوشت مي‎دانند نه خدانوشت.
3857...0919