صفحه فرهنگي-اجتماعي

نذرهاي متفاوت در ماه محرم؛
نذرهايي كه گره اي را باز مي كنند و لبخندي را بر لب مي نشانند

وقتي صحبت از نذري، آن هم در ماه محرم مي‎شود، ذهن بيش‎تر مردم به سمت نذريي‎هايي از نوع خوراكي مي‎رود كه بدون اغراق رد پايي از آن در تمام كوچه‎ها و خيابان‎هاي شهرهاي مختلف به چشم مي‎خورد و مردم با آداب و رسوم خود سعي مي‎كنند از عزاداران حسيني پذيرايي كنند؛ سنت پسنديده‎اي كه سال به سال برشكوه آن افزوده شده و در مراسم اربعين حسيني به اوج خود مي‎رسد. اما نذري‎هايي كه به نيت اهل بيت(ع) انجام مي‎شود طي سال‎هاي گذشته موضوعات ديگري را نيز در بر گرفته كه كمك به محرومان به شيوه‎هاي مختلف در اين حوزه دنبال مي‎شود.

از مادراني كه فرزند خود را نذر علي اصغر حسين(ع) مي‎كنند تا در زندگي خود در مسير اهل بيت(ع) گام بردارد تا رانندگان تاكسي كه به عشق اباعبدالله(ع) مسافران را رايگان جابه‎جا مي‎كنند و يا افرادي كه خون خود را در مناسبت‎هايي مانند عاشورا و تاسوعاي حسيني براي كمك به نيازمندان اهدا مي‎كنند.

نذر كتاب براي ديگران

به گزارش خبرگزاري مهر، يكي ديگر از نذرهايي كه امسال در برخي از مساجد مشهد اجرا شد نذر كتاب بود. در اين نذر، ساكنان محله كتاب‎هايي را كه خريداري كرده و خوانده بودند براي استفاده ديگران نذر مي‎كردند.

اين اقدام در يكي از مساجد مركز مشهد به حدي با استقبال مواجه شد كه دور تا دور صحن اصلي مسجد قفسه بندي شده و كتاب‎هاي اهدايي براي استفاده ديگران به صورت فهرست‎بندي گذاشته شده است. جالب اين‎جاست كه اين كتابخانه متولي نداشته و مردم مي‎توانند خودشان كتاب اهدا كرده و يا كتابي را به امانت ببرند و بازگردانند.

يكي از نمازگزاران اين مسجد مي‎گويد: اين‎كه مردم كتاب‎هايشان را نذر مسجد مي‎كنند اقدام جالبي است؛ زيرا وقتي شما نمازتان تمام مي‎شود ناخودآگاه به سمت قفسه كتاب‎ها مي‎رويد و دقايقي را مشغول مطالعه مي‎شويد.

محمد مي‎گويد من تاكنون چندين كتاب با موضوعات ديني و غير ديني را از اين كتابخانه برداشته و پس از يكي دوهفته دوباره بازگردانده‎ام و خوشحالم كه مردم به موضوع نذر كتاب توجه دارند. خود من نيز كتاب‎هايي در خانه داشتم كه براي استفاده ديگران به اين كتابخانه آوردم.

نذر لوازم التحرير

يكي از نذرهايي كه امسال در مشهد ادا شد، نذر لوازم التحرير براي كودكان بي‎بضاعت بود كه عده‎اي در حاشيه شهر مشهد آن را ادا كرده و همزمان با سال تحصيلي لبخند را روي لبان دانش‎آموزان نشاندند.

امسال يكي از گروه‎هاي جهادي در بولوار طبرسي مشهد نذري‎هاي مالي محرم را جمع كرده و براي كودكان نيازمند لوازم‎التحرير، كيف و كفش و لباس نو مي‎خرند. گوشه حياط خانه يكي از اين بانيان، مكاني براي بسته‎بندي لوازم‎التحرير، بسته‎هاي مواد غذايي، لباس و كيف و كفش شده است. هركدام از اهالي، گوشه‎اي از كار را به‎عهده گرفته‎اند؛ يكي فهرست بچه‎ها و نشاني خانه‎هايشان را گرفته، ديگري مسؤول خريد است، چند خانم هم درحال بسته‎بندي و كادوكردن لوازم‎التحرير هستند.

مسؤول اين گروه جهادي، دليل هزينه‎كردن نذري‎هاي محرم امسال براي كودكان را، هم‎زماني دهه اول ماه محرم با آغاز مدارس ذكر مي‎كند. اين موضوع سبب شده نيت كنند تاجايي‎كه توان دارند، كاري كنند كه كودكي در منطقه آن‎ها به‎خاطر نداشتن كيف و كفش نو و لوازم‎التحرير، اشك به چشمانش نيايد.

نذر گوشواره براي دختران خردسال

فاطمه مسؤول يكي از جلسات قرآن در حاشيه مشهد است و امسال نذر كرده به دختر بچه‎هاي كوچك گوشواره‎هاي تزئيني بدهد. دختر بچه‎هاي محله كه كنار مادرشان براي دوره قرآن و زيارت عاشورا به منزل فاطمه آمده‎اند، موقع رفتن يك جفت گوشواره نذري مي‎گيرند. مائده اصرار مي‎كند مادر همان‎جا گوشواره را به گوشش بياويزد. مهسا و دختربچه‎هاي ديگر هم همين‎طور. مراسم زيارت عاشورا تمام مي‎شود. پذيرايي فاطمه چاي و خرماست. بقيه هزينه مراسم را كه مي‎خواست آش بپزد، صرف خريد گوشواره كرده است.

بعد از ترك مجلس مهسا چند قدم جلوتر از ما مي‎دود. طاقت رسيدن تا خانه و ديدن گوشواره در گوشش را ندارد. آن‎قدر ذوق كرده است كه كنار آينه‎بغل ماشين‎هاي پارك‎شده توي كوچه مي‎ايستد و به گوشواره‎هايش زل مي‎زند. نگين سبز گوشواره‎هاي مهسا در نور آفتاب مي‎درخشد، مثل چهره كودكانه خودش.

مادر مهسا دعا به جان خيراني مي‎كند كه هرچندماه‎يك‎بار، كمك‎خرجش مي‎شوند. از زماني‎كه شعله اعتياد در زندگي‎اش روشن شده، چيزي نمانده كه نسوزانده باشد. پسر يازده‎ساله‎اش ترك تحصيل كرده است و دست‎فروشي مي‎كند تا خرج اجاره‎خانه و نان شبشان جور شود. مي‎گويد: شوهرم هرچند وقت يك‎بار گم‎وگور مي‎شود. معلوم نيست كجا مي‎رود. فكر زن و بچه‎اش كه نيست؛ فقط دنبال موادش است.

مادر مهسا هم براي نجات زندگي‎اش از اين وضعيت نذر كرده است و مي‎گويد: اهالي محله، فطريه و زكاتشان را براي خرجي زندگي‎ام مي‎دهند. من پولي براي خرج‎كردن در مراسم عزاداري خانم حضرت‎زينب (س) و امام‎حسين(ع) ندارم، اما نذر كردم هر سال در دهه اول محرم و دهه پاياني ماه صفر، مسجد محله‎مان را آب و جارو كنم. از عزاداران حسيني پذيرايي كنم. ديشب تا ساعت ١٢‎شب، ظرف‎هاي شام نذري مسجد را شستم. يكي از بانيان مجلس، مبلغي را براي شست‎وشوي ظرف‎ها داد. با اين‎كه نياز مالي داشتم، نپذيرفتم و گفتم نذر دارم براي عزاداران سيد و سالار شهيدان خدمت كنم.

كمك به بافندگان نيازمند فرش

خَير ديگري كه در كار فرش است امسال دست به كار جديدي زده و تلاش كرده به‎جاي توزيع غذاي نذري در بين بافندگان مناطق محروم مشهد كلاف نخ توزيع كند تا آن‎ها نيز بتوانند درآمدي داشته باشند.

اين خير نذر كرده ١٠٠‎كلاف نخ بين ١٠٠‎بافنده نيازمند در حاشيه شهر و روستاهاي مجاور مشهد اهدا كند. هدف از نذري خود را اين‎طور روايت مي‎كند: خيلي با خودم حساب‎وكتاب كردم. مي‎خواستم هزار پرس پلوقيمه سفارش بدهم تا در همين مناطق حاشيه شهر مشهد در روز عاشوراي حسيني توزيع شود، اما وقتي تعداد زياد اين نوع نذري‎ها را مي‎بينم، گفتم نذر ديگري جز يك وعده غذا در نظر بگيرم تا حاصل آن، سيرشدن فقط يك وعده نيازمندان نباشد و حداقل خرجي يك سال يك خانواده را تأمين كند.

او ادامه مي‎دهد: از آن جا كه شغلم خريد و فروش فرش دست‎بافت است و نشاني خيلي از بافندگان قالي در حاشيه شهر و روستاهاي مجاور مشهد را داشتم، تصميم گرفتم به ١٠٠‎بافنده نيازمند، ١٠٠‎كلاف نخ ببخشم كه خرج زندگي‎شان از دار قالي تامين شود.

اين‎ها تنها گوشه‎اي از صدها نذري است كه در سال بخصوص در ايام محرم در مشهد ادا مي‎شود و خيران از اين مسير مشكلي را حل يا دلي را شاد مي‎كنند. اين حركت قطعا در سال‎هاي آينده پررنگ‎تر شده و موضوعات بيش‎تري را نيز در برخواهد گرفت.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
و براى ايشان عذابى دردناك است، به سزاى آنكه دروغ مى‎گويند.
(بقره،11)
پيام ها
1. گرچه منافقان پندپذير و نصيحت خواه نيستند، ولى بهتر است با آنها سخن گفت و نهى از منكر كرد.
2. نفاق، عامل فساد است.
3. منافق چند چهره بودن خود را مردم‎دارى واصلاح‎طلبى مى‎داند.
4. منافق، فقط خود را اصلاح‎طلب معرّفى مى‎كند.
5. منافق با ستايش نابجا از خود، در صدد تحميق مردم و توجيه خلافكارى‎هاى خويش است.

 پرتوي از حكمت

سير تاثيرگذاري گناه و پيدايش قساوت قلب

آيت‎ا... شيخ مجتبي تهراني‎(ره): در باب گناهان روايتي است كه انسان ابتدا كه يك گناه مي‎كند، نقطه سياهي در قلبش پيدا مي‎شود، بعد كه توبه نكند و به گناه ادامه بدهد، اين نقطه منتشر مي‎شود و سراسر قلب و دل را مي‎گيرد و اين دل سياه مي‎شود. سپس اين دل واژگونه مي‎گردد.
كثرت گناه موجب مي‎شود كه دل سخت شود. اين‎كه در روايت امام علي‎(ع)آمده است: «ما قست القلوب الا لكثرهًْ الذنوب» دل‎ها سخت نمي‎شوند مگر بر اثر زيادي گناهان اثر گناه روي دل انسان مكتبي اين است كه دل را زير و رو مي‎كند و آن فطرت الهي را كه دل داشت از بين مي‎برد و به صورتي ديگر يعني حيوان در مي‎آيد.

 بوستان حكايت

ارادت به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

مرحوم علامه تهراني در كتاب معاد شناسي خود مي‎نويسد:
از شخص موثقي شنيدم كه مي‎گفت: روزي يكي از معممين براي عيادت مرحوم علامه اميني در منزل موقت ايشان كه در منطقه پيچ شميران تهران بود رفته بود. علامه اميني(ره) سخت مريض و به پشت خوابيده بودند.
آن شخص ضمن احوالپرسي و صحبت از آقا سؤال كرده بود: اگر انسان به حضرت عباس عليه‎السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ايمان او صدمه مي‎خورد؟
علامه متغير شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل عليه‎السلام كه سهل است. اگر به بند كفش من كه نوكري از نوكران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از اين جهت كه نوكرم، وا... به رو در آتش خواهد افتاد!
كتاب مردان علم در ميدان عمل