صفحه سياسي

وزارت خارجه پاسخ دهد
مأمور انگليس در قم چه مي كند؟!

به گزارش رجانيوز؛ سه سال از بازگشايي مجدد سفارتخانه انگليس در خيابان فردوسي مي‎گذرد. سفارتخانه‎اي كه روزي به خاطر دخالت در امور داخلي ايران، نقش‎آفرني در فتنه 88 و ترور دانشمندان هسته‎اي بسته شده بود و با خوش خيالي غرب گرايان باز شد. اما امروز دوباره اخبار تردد انگليسي‎ها و فعاليت‎هاي پر ترافيك و مشكوك‎شان به گوش مي‎رسد آنهم در شهر مقدس قم!

خبر اين بود كه «فرستاده ويژه انگليس» در امور تجاري ايران كه با نام رئيس اتاق بازرگاني ايران و انگليس شناخته مي‎شود، به قصد ديدار با برخي از حوزويان و اعضاي نشست اساتيد از جمله آقايان علوي بروجردي و اسدا... بيات، عازم قم شده است!

اين خبر بعد از مدتي در فضاي غيررسمي تكذيب شد. به‎عنوان مثال در برخي كانال‎هاي فرعي تلگرامي ديدار آقاي بيات زنجاني با «نماينده ويژه انگليس» تكذيب شد. گمانه‎زني‎ها بعد از اين تكذيبيه كم فروغ كه حتي در سايت رسمي اين استاد حوزه نيز نيامده بالا گرفت و احتمال اينكه بازي با كلمات صورت گرفته باشد و «نورمن لامونت» با عنوان «نماينده ويژه انگليس» به ديدار اين افراد نرفته باشد قوت گرفت. چرا كه در غير اينصورت هر گونه ديدار با بيگانگان توسط دفتر آقاي بيات زنجاني تكذيب مي‎شد و حتي در رسانه‎هاي رسمي ايشان منعكس مي‎گفت.

دفترآقاي علوي بروجردي اما اصل برنامه‎ريزي شدن اين ديدار را رد نكرد.

در نامه‎اي كه از آقاي علوي بروجردي در 6/7/1397، منتشر شده حتي به‎طور ناخواسته نام وزارت خارجه به‎عنوان طراح اين ديدار افشا شده است. در اين نامه آمده است: «در مورد ذكر شده [ملاقات با فرستاده انگليس]، وزارت محترم امور خارجه درخواست ملاقات از دفتر حقير نموده بودند كه حقير به علت نداشتن فرصت و اشتغال به برنامه‎هاي ديگر مشخص شده از پيش، عذر خواستم و لذا اين ملاقات انجام نشد.

آنچه از نامه آقاي علوي بروجردي و موضع گيري مبهم آقاي بيات زنجاني مشخص مي‎شود اينكه: 1. وزارت خارجه رسما مسئوليت هماهنگي نماينده دولت انگليس با برخي حوزيان را برعهده گرفته است! 2. علماي در نظر گرفته شده از جناح سياسي خاص و نزديك به دولت هستند. 3. درصورتي كه آقاي علوي بروجردي فرصت داشتند اين ديدار حتما انجام مي‎شد 4. رسانه‎هاي رسمي آقاي بيات زنجاني سكوت كرده‎اند 5. بين وزارت خارجه دولت روحاني، نماينده ويژه انگليس و برخي حوزيان ارتباطاتي وجود دارد كه امكان برقراري اين رابطه با مراجع و علماي ديگر وجود ندارد.

تاكنون مشخص نشده است كه اين ديدار با نماينده دولت بدنام انگليس چرا انجام مي‎شود و وزارت خارجه به چه دليلي براي انگليسي‎ها در بيوت علما راه باز مي‎كند؛ آنهم برخي علماي خاص نه همه آنها!

سفر «نماينده ويژه انگليس» به قم و ديدار با برخي روحانيون اصلاح طلب بار ديگر خاطره تحركات مشكوك سال 88 را زنده كرد. مشخص نيست اين ديدار با وزير سابق انگليسي كه از اشخاص تراز اول و مورد اعتماد نظام سياسي انگليس است و اكنون با عناوين اقتصادي در ايران در حال فعاليت است با چه توجيهي صورت گرفته است.

گفتني است همزمان با خبر اين ديدار فائزه هاشمي رفسنجاني هم در قم به سر برده است.

رابطه دولت روحاني با انگليسي‎ها

از اقدامات مهم دولت روحاني افزايش رابطه با دولت انگليس و باز كردن سفارت اين كشور در تهران است. دولت روحاني با بي توجهي به مداخلات فراوان اين رژيم بدنام در فتنه 88، ترور دانشمندان و همراهي با تحريم‎هاي ظالمانه سعي كرد تا فصل جديدي از روابط با روباه پير را رقم بزند.

پس از افزايش ارتباط ايران و انگليس اخبار مربوط بر حضور «جك‎استراو» چهره بدنام انگليسي در شهرهاي مختلف ايران و حتي محافل سياسي به بهانه‎هاي مختلف شنيده مي‎شد. استراو كه سابقا وزير خارجه انگليس بوده و آشنايي‎اش با اصلاح طلبان احتمالا به مذاكرات ايران و تروئيكاي اروپا در سال‎هاي 82 تا 84 برمي‎گردد بعد از اعتراضات و حساس شدن افكار عمومي كمتر در ايران حاشيه ساز شد.

اما كمرنگ شدن جك استراو بدين معني نيست كه روباه پير دست از سر دخالت در امور داخلي ايران بردارد. شريك تجاري او كه حساسيت كمتري در رسانه‎ها دارد حالا در حال ادامه دادن ماموريت مخرب انگليسي‎ها به‎جاي جك استراو است.

«لامونت» كيست؟

«نورمن لامونت» كه اكنون با پوشش رئيس اتاق بازرگاني ايران و انگليس در ايران به راحتي تردد دارد يارغار جك استراو است. لامونت وزير پيشين دارايي و عضو مجلس لردها است كه در سفرهاي استراو او را همراهي مي‎كرد. او كه به مدت 14 سال در دولت‎هاي مارگارت تاچر و جان ميجر در وزار‎ت‎خانه‎هاي انرژي، صنايع، دفاع و خزانه‎داري خدمت كرده «نماينده ويژه نخست وزير انگليس» در مراسم تحليف حسن روحاني بوده، اين عنوان به خوبي نشان دهنده جايگاه بالاي وي در تصميم گيري‎هاي كاخ سلطنتي بريتانيا است.

نورمن لامونت بعد از پيروزي حسن روحاني در انتخابات سال 92 در مصاحبه با سي ان ان در پاسخ به سوالي كه حسن روحاني را به گورباچف تشبيه كرده گفته بود: «اين باوري است كه من درباره رئيس جمهور روحاني دارم؛ كه جالب است كه درجات دانشگاهي از اسكاتلند دارد. از اين رو شناختي نيز از اين كشور دارد. من بسياري از سخنراني‎هاي وي را در طول انتخابات ايران مشاهده كردم و باور دارم كه وي صداقت دارد و مي‎خواهد تغييراتي را در ايران ايجاد كند.»

لامونت در اين گفت و گو با خوشحالي خبر از غرب گرايي دولت روحاني داده بود: «همه اعضاي دولت روحاني كه ما با آنان ديدار كرديم، بسيار مثبت و خواستار تعامل با غرب بودند و احساس مي‎كردند كه به سود هر دو طرف است.. از سوي آقاي ظريف، حسن نيت زيادي وجود دارد.»

تيم مذاكره كننده ظريف هم در بسياري از ديدارهاي خود و يا سفرهاي خارجي كه به انگليس سفر مي‎كنند علاقه‎مند به ديدار با «نورمن لامونت» هستند كه خود نشان مي‎دهد او همچون جك استراو نه يك مسئول سابق كه فردي بانفوذ در هيات حاكمه انگليس است كه قابل گفت و گو با مقامات ارشد كشورمان مي‎باشند.

خبرگزاري‎هاي دولتي و حامي دولت در مصاحبه‎هاي خود با او هميشه از وي به‎عنوان «نماينده ويژه انگليس» صحبت مي‎كنند!

البته نماينده ويژه انگليس فقط با مقامات سياسي رفت و آمد نداشته است. وي با مسئولان مختلف در بخش‎هاي اقتصادي هم نشست و برخاست داشته است.

ديدارهاي او با وزرا و محافل اقتصادي كشور در اين زمينه قابل اشاره مي‎باشد.

قبلا حسين رسام از متهمين فتنه 88 و مرتبطين با سفارت انگليس در اعترافات خود به اين مساله اشاره داشته و گفته بود: «انگليس با انعقاد پروژه‎هايي مثلاً از وزارت بهداشت يا وزارت‎خانه‎هاي ديگر، هم اطلاعات راجمع آوري مي‎كرد وهم تلاش ميكرد اين نهادها راتحت تأثيرخود قراردهد»

اين تحليل‎گر ارشد سفارت انگليس قبلا در اعترافات خود از فعاليت‎هاي جاسوسي و دخالت در امورداخلي ايران توسط انگليس پرده برداشته بود.

همانگونه كه در افشاگري‎هاي وابستگان به سفارت انگليس مشخص است آنها با نهادها و كانون‎هاي تاثيرگذار كشور ارتباط گيري كرده و با تعريف پروژه‎هاي مختلف در حال شبكه سازي، تاثيرگذاري و جمع آوري اخبار و اطلاعات است.

حالا بايد منتظر ماند و ديد كه آيا وزارت خارجه و بيوت روحانيون نام برده شده در خصوص چرايي ديدارهاي غيرمتعارف با نمايندگان انگليس پاسخگو هستند يا خير؟!

نمايندگان مجلس از علت گراني ارز مي‎گويند
آيا دولت عمداً باعث نوسانات قيمت دلار مي شود؟!

«گراني‎ها كار دولت است». اين نظر يك جناح خاص سياسي يا منتقدان دولت نيست. اين تحليل از نزديك‎ترين افراد به دولت تا مخالفان آن ديده مي‎شود.

دولت به دنبال جام زهر

به گزارش رجانيوز، محمد حسن‎نژاد در مصاحبه‎اي با راديو با انتقاد از عملكرد دولت گفت: «در اين شرايط بازار در انحصار كامل است و دولت قيمت دلار را انحصاري تعيين مي‎كند.»

وي ادامه داد: «دوستان كاري كردند كه جام زهر FATF را بنوشيم. بحث اين است كه دولت قيمت دلار را بالا مي‎برد و نبايد با تحليل‎هاي مختلف مردم را سردرگم كنيم.»

حسن نژاد گفت: «دولت با گران كردن دلار، مجلس و نظام را تحت فشار قرار مي‎دهد براي پذيرش تصميماتي كه باب ميل ما نيست.»

اين نماينده مجلس با بيان اين‎كه FATF هنوز به صحن نيامده است، به سوءتدبيرها در راستاي عدم واردات لاستيك و گراني روزافزون و نياز كاميون داران به اين كالا اشاره كرد و ادامه داد: «آيا دولت عقل ندارد بايد لاستيك را در زمان خود وارد كند؟» حسن نژاد تصريح كرد: «بي تدبيري و بر هم زدن اقتصاد در دولت بيداد مي‎كند و ما هم نمي‎دانيم اين اقدامات با چه هدفي صورت مي‎گيرد.»

تعمد خائنانه

روايت حاجي دليگاني نماينده مجلس از افزايش تعمدي نرخ ارز براي تصويب FATF هم خواندني است. او افزايش قيمت ارز را «تعمدخائنانه» معرفي مي‎كند كه دولت در آن دست دارد و از اين جهت براي فشار به مردم ابراز نگراني مي‎كند.

اما اين افشاگري فقط به نمايندگان منتقد دولت ختم نمي‎شود.

تاجگردون از نماينده‎هايي كه به دليل حمايت‎هاي فراوانش از حسن روحاني برخي از او به‎عنوان وكيل الدوله ياد مي‎كنند در مطلبي كوتاه كه بعد از جلسه كميسيون برنامه و بودجه در فضاي مجازي منتشر كرد اين گونه دست به افشاگري زد و نوشت:«شك ندارم بانك مركزي و سيستم بانكي و برخي از اركان دولت تعمدأ ماموريت بر خرابتر شدن اوضاع و اذيت كردن مردم را دارند»

تحليل‎ها در خصوص اقدامات رئيس جمهور همچون انتصاب ولي‎الله سيف به‎عنوان مشاور هم حكايت از دامن زدن به اوضاع نابسامان اقتصادي دارد؛ اين در حالي است كه سيف به دليل پرونده‎هاي اقتصادي خود و كارنامه به شدت سياه دوره رياستش بر بانك مركزي از كشور ممنوع الخروج شده است.

فلاحت پيشه از ديگر نمايندگان حامي دولت، شش ماه قبل در مصاحبه‎اي از تصميم دولت براي افزايش قيمت ارز انتقاد كرده و گفته بود: «اعتقاد ما بر اين است كه اين سير خزنده افزايش قيمت دلار به معناي دور زدن بودجه‎اي است كه مجلس مي‎خواهد تصويب كند؛ يعني دولت از همه ظرفيت‎هاي خود استفاده نمي‎كند تا پول ملي كشور را كماكان قدرتمند نگه دارد.»

فلاحت پيشه ادامه داد: «به عبارتي سعي دارد كه با گران شدن دلار از محل افزايش درآمد ناشي از فروش دلار بخشي از مشكلات مالي خود را حل كند و بار اين گراني را به دوش مردم بيندازد. اين اقدامي است كه هم غيراقتصادي و هم غيراخلاقي است.»

حيدر مستخدمين حسيني معاون اسبق بانك مركزي در اين مورد مي‎گويد: «انتصاب سيف به‎عنوان مشاور رئيس جمهور به التهابات ارزي دامن مي‎زند...از يك طرف مي‎دانيم دولت يا تيم اقتصادي و در راس آن بانك مركزي در التهابات اخير نقش موثري داشته و از طرف ديگر براي رئيس كل همين بانك مركزي حكم مشاوره در حوزه‎هاي پولي و بانكي زده مي‎شود!»

مردم بهتر از مجلس ودولت، خودشان را اداره مي كنند

  دبير سياسي

بي ترديد اگر كشوري در حال جنگ نباشد و وضعيتي عادي را بگذراند، وزراي اقتصاد و رفاه و كار و صنعت و معدن و تجارت نقشي بي‎بديل و مهم دارند؛ ولي در شرايطي كه كشور در حال جنگ اقتصادي است و دشمن در حال تهديد‎هاي مكرر براي فلج كردن اقتصاد كشور است وزراي فوق از ضروريات دولت هستند. ولي مع الاسف در شرايطي كه دلار نزديك شدن به خانه‎هاي 20 هزار توماني و سكه رسيدن به نرخ بالاي 5 ميليون تومان را تجربه كرده است، رئيس جمهور با آرامش به سفر خارجي مي‎رود و دستاورد ملموس سفرش بازگرداندن يك سنگ 2500 ساله با تصويري از يكي از پادشاهان قديم مي‎باشد. البته حاصل سفر اول ايشان به امريكا نيز هديه‎اي از همين جنس (مجسمه شير يال) بود كه بعد از مدتي معلوم شد تقلبي بوده است. در اين‎كه اين سنگ، چند دلار پاي ملت ايران حساب شده بعدها ممكن است پرده برداري شود.

گذشته از همه اين ها، به راستي در اين شرايط مصيبت بار، اين گونه تحركات، توهين به شعور سياسي ملت ايران نيست؟! از سوي ديگر، مجلس شوراي اسلامي بايد با فعال كردن سيستم نظارتي خودش به كمك ملت بيايد و از دولت بخواهد براي وزارتخانه‎هاي خالي، وزير كارآمد معرفي كند و به‎جاي اين‎كه براي كنترل باراز سكه و ارز چاره‎اي انديشيده شود، باز هم مانند گذشته به اروپا چشم دوخته، اميد آن دارند كه با تصويب fatf، غربي‎ها كمكي به ملت ايران داشته باشند. به راستي چرا اين جماعت باخود نمي‎انديشند كه دادن اين همه امتياز هسته‎اي به دشمن چه دردي را از كشور دوا كرد كه باز مي‎خواهند با واگذاري امتيازات بيش‎تري در fatf، مشكلات را حل كنند.

بي تحركي دولت و مجلس اين گزينه را در اذهان تقويت مي‎كند كه اگر رئيس جمهور نداشته باشيم و دولت مستقري نيز حاكم نباشد و مجلس هم براي مدتي تعطيل شود شايد وضعيت كشور با اداره خود مردم بهتر از اكنون شود!

سندي بر ليبراليستي بودن حزب كارگزاران

 دكتر قاسم روان‌بخش

در سال‎هاي اول انقلاب اسلامي واژه ليبرال يك فحش و توهين تلقي مي‎شد؛ زماني كه به ابوالحسن بني صدر گفته مي‎شد ليبرال ناراحت مي‎شد و شكوه و گلايه مي‎كرد كه چرا برخي از عناصر حزب اللهي به او توهين مي‎كنند. مردم در روزهاي منتهي به استيضاح بني صدر در خيابان‎ها شعار مي‎دادند«ليبرال ليسانسه مي‎فرسيمت فرانسه»ولي كم‎تر كسي باور مي‎كرد كه روزي در كشورمان از سوي برخي مدعيان انقلابي گري ديروز، اين واژه يك ارزش تلقي شود. مدت‎ها قبل سخنگوي حزب كارگزاران در موضع رسمي، حزب متبوع خودش را يك حزب ليبرال خواند و گفت: «ما همچنان به «ليبرال دموكراسي اسلامي» معتقد هستيم و بر آن اعتقاد با گذر زمان بيش‎تر راسخ شده‎ايم.» (مرعشي، ۱۳۹۲) وي از تهيه كردن مقدمات انتشار مباني فكري اين حزب در باره نسبتِ «ليبراليسم» و «اسلام» در قالب يك مانيفست خبر داد. (مرعشي، 1393) نكته‎اي كه سخنگوي حزب يك دهه بعد از تأسيس، در تشريح خط و مشي كارگزاران با صراحت بيش‎تري بر آن تاكيد مي‎كند: «گرايش حزب كارگزاران سازندگي براي مديريت كشور، گرايشي ليبراليستي است.» (مرعشي، حسين، ماهنامه ذكر، 1386، ش 18،)در همين راستا مغز متفكر جريان كارگزاران، حسين بشيريه، (مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري در دوران رياست آقاي هاشمي تشكيل شد و زير نظر حسين بشيريه فعاليت مي‎كرد و آن‎چه در اين اتاق فكر مورد پژوهش قرار مي‎گرفت توسط دولت كارگزاران به اجرا در مي‎آمد.) دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي و دولت كارگزاران يعني دهه 70 را متمايل به گذار از دموكراسي صوري به شبه دموكراسي دانسته مي‎نويسد: «مجموعه نيروهايي كه اصلاح‎طلب را تشكيل مي‎دهند نظام را به سوي نوعي شبه دموكراسي در چارچوب كلي نظام سياسي پيش مي‎برند، هر چند بايد گفت كه خواسته‎هاي بخش‎هايي از نيروهاي مذكور از حد شبه دموكراسي بسي فراتر مي‎رود» (بشيريه، ديباچه‎اي بر جامعه شناسي سياسي ايران،‎1381، ص 54 - 55) وي اميد داشت كه در پايان دولت هشتم، تغيير اساسي در نظام سياسي كشور اتفاق بيفتد و حكومتي دموكراتيك به معناي غربي آن بر كشور حاكم گردد. نكته‎اي كه آغاز آن در دوره اول رياست آقاي هاشمي به‎عنوان دموكراتيزاسيون، در مركز مطالعات استراتژيك كليد خورد (حجاريان، 1383) و در پايان دوره آقاي خاتمي، و در آستانه انتخابات 84 آقاي هاشمي در بيانيه 8 ماده‎اي نويد آن را داد و از آن به «تحقق دموكراسي سياسي» نام برد. (هاشمي رفسنجاني، 1384) بشيريه در نهايت‎، پيش‎بيني كرده است كه با روند جهاني شدن دنياي مدرن، تمامي ايدئولوژي‎ها از جمله مذهب از بين خواهند رفت و جهاني يك‎دست‎، بر اساس‎ارزش‎هاي ليبرالي (همچون فردگرايي) به وجود خواهد آمد. (بشيريه، 1383،ش478)

 يادداشت هفته

دلقك بازي چوپان دروغگو، از نيويورك تا تورقوزآباد!

 علي اكبر عالميان

گويا قرار نيست حركات عجيب و نامتعادل نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي در سازمان ملل پايان يابد. او بسيار به ديده شدن علاقه دارد گرچه اين ديده شدن به قيمت مضحكه شدنش در مقابل ديدگان جهانيان تمام شود. درمهرماه سال 1391بود كه او با در دست گرفتن نقاشي كودكانه اي، ادعاي دستيابي ايران به بمب اتمي را مطرح كرد. او بر اساس آن تصوير كاريكاتوري، مدعي شد كه ايران در حال گذر از خط قرمز غني‎سازي اورانيوم متوسط و رسيدن به غني‎سازي اورانيوم با درصد غناي بالا است. اين اقدام وي تمسخر جهانيان را به دنبال داشت تا آن جايي كه حتي متحدان او نيز نتوانستند از اين اقدام كودكانه‎اش بگذرند. كمي افزون بر 5 سال بعد از آن نمايش مضحك، اين بار او در يك كنفرانس مهم بين‎المللي ديگر به‎جاي استفاده از نقاشي كودكانه، به خيمه شب بازي كاريكاتوري روي آورد و در حالي كه قطعه‎اي از يك پهپاد (هواپيماي بدون سرنشين) در دست داشت در كنفرانس امنيتي مونيخ، عليه ايران سخنراني كرد. او مدعي شد كه اين قطعه‎اي از پهپاد ايراني است كه از سوريه وارد اسرائيل شد اما توسط بالگردهاي اسرائيل سرنگون شده است.اين اقدام وي به قدري كودكانه بود كه حتي رسانه‎هاي طرفدار اين رژيم را به واكنش واداشت تا جايي كه روزنامه «جروزالم پست» اين اقدام را «سخنراني نمايشي و تئاتري» خواند و آن را يك سيرك نمايشي به‎شمار آورد. او امسال نيز در سخنراني سازمان ملل، بازهم به نمايشي سيرك گونه روي آورد و با در دست داشتن عكسي از يك قاليشويي، كه به تعبير «راي اليوم»، برگه‎اي است كه تنها به درد چسباندن روي ديوار مي‎خورد، مدعي شد كه توانسته است تاسيسات سرّي ايران را در چند نقطه، از جمله در تورقوزآباد، در جنوب تهران، كشف كند. او همچنين در اين نمايش مضحك خود ادعا كرد ايران در ماه گذشته ۱۵ كيلوگرم مواد راديواكتيو را از تاسيساتي خارج كرده و در مناطق مختلفي در تهران پخش نموده تا اين مواد را پنهان كند. اين بار نيز اين اقدام كودكانه او تعجب و تمسخر افكار عمومي به دنبال داشت.
در اين ميان«راي اليوم»، سه پرسش جالب توجه را از نتانياهو پرسيده است كه به نظر مي‎رسد اگر او بتواند به اين پرسش‎ها پاسخ دهد بسياري از معادلات سياسي و بين‎المللي حل خواهد شد. پرسش اول اين‎كه اگر او اطمينان كاملي از ادامه فعاليت‎هاي هسته‎اي ايران و انبار كردن مواد اتمي دارد، چرا طبق عادتش، نسبت به حمله به نقاط مورد ادعاي خود، اقدام نمي‎كند و به اين وسيله نقشه‎هاي ايران را با شكست مواجه نمي‎كند؟! همان طور كه در مورد هدف قرار دادن پايگاه‎هاي ايران در سوريه حريص است. سوال دوم اين‎كه چرا اين تنها ايراني‎ها هستند كه بايد به دنبال درخواست رئيس يك رژيم اشغالگر و جعلي، درهاي تاسيسات وابسته به خود را براي بازرسي بگشايند؟! آيا ايراني‎ها حق ندارند از تريبون سازمان ملل خواستار بازرسي تاسيسات هسته‎اي اسرائيلي شوند كه مي‎تواند امنيت ملي ايران را تهديد كند؟ پرسش سوم هم اين‎كه آژانس بين‎المللي انرژي اتمي بارها تكرار كرده است كه ايران به بندهاي توافق هسته‎اي پايبند است، بنابراين، چرا جهان بايد ياوه گويي‎هاي نتانياهو را باور كرده و نظر آژانس را رها كند؟!
رئيس رژيم صهيونيستي پاسخي به اين پرسش‎هاي منطقي ندارد. اصلا سوال اين است كه او در چه جايگاهي است كه خود را محق مي‎داند در مورد همه چيز اظهار نظر كند؟! او بر اساس كدام حقي، خود را در مقام تصميم‎گير اصلي معادلات بين‎المللي قرار داده و به‎جاي آن‎كه خود پاسخگوي انواع و اقسام جنايت‎ها و قانون‎شكني‎هايش باشد، با وقاحت تمام در قامت يك طلبكار تمام عيار ظاهر شده و ديگران را بازخواست مي‎كند؟! اگر واقعا رسيدن به بمب اتم خط قرمز محسوب مي‎شود - كه واقعاً هم مي‎شود - پس چگونه است كه اين رژيم نامشروع خود به اين بمب خانمانسوز آن هم به‎صورت انبوه مجهز مي‎باشد؟ اين رژيم چگونه بايد تاوان گذشتن از اين خط قرمز را پس بدهد؟! چرا اين رژيم نبايد به معاهدهNPT بپيوندد؟ او در سيرك سازمان ملل در حالي به محكوم كردن ايران به خاطر «احتمال» داشتن فعاليت مخفي هسته‎اي مي‎پردازد كه ابتدا بايد خودش به خاطر داشتن «قطعي» و «علني» ده‎ها كلاهك هسته‎اي مورد بازخواست قرار گيرد. چه وقيحانه است دولتي كه خود متهم درجه اول نگهداري از سلاح‎هاي ممنوعه هسته‎اي است، دولت ديگر را به صرف احتمال داشتن اين سلاح مورد انتقاد قرار مي‎دهد! او كه ديگر اعتباري در نزد افكار عمومي ندارد، آبروي باقيمانده خود را نيز به خاطر نمايش‎هاي مسخره در صحن سازمان ملل از دست داده است. اكنون دلقك بازي اين چوپان دروغگو، از نيويورك تا تورقوزآباد به نمايش درآمده و خنده و استهزاي جهانيان را به دنبال داشته است. بسياري از مردم جهان منتظر يك نمايش ديگر از او هستند تا انبساط خاطر آنان را فراهم ساخته و كمي در اين دنياي پر غم و اندوه بخندند!