صفحه اول

وضعيت آشفته اقتصادي كشور معلول چيست؟

 دكتر قاسم روان‌بخش

گراني‎ها و تورم سرسام آور و افزايش خيره كننده نرخ ارز و كاهش ارزش پول ملي، اين روزها ملت ما را به شدت آزرده خاطر كرده و درآمد آن‎ها را به يك چهارم رسانده است؛ به‎گونه‎اي كه اگر كسي در ابتداي سال جاري 5/1 ميليون تومان دريافتي داشته است الان ارزش دريافتي‎اش به حدود 320 هزار تومان كاهش يافته و كسي كه 6 ميليون حقوق مي‎گرفته به حدود 5/1 ميليون رسيده است. اين در حالي است كه هنوز نرخ نان و سوخت و كرايه حمل و نقل تاحدودي ثابت مانده است. بي‎ترديد چنان‎چه اين سه كالا نيز افزايش يابند وضعيت آشفته‎تري در انتظار مردم خواهد بود.

مردم نجيب ايران كه اين شرائط سخت و دشوار را تحمل مي‎كنند از يك سو مي‎دانند كه نتيجه انتخاب خودشان است ولي از سوي ديگر نمي‎دانند چرا منتخبانشان در دولت و مجلس كار كشور را به اين‎جا رسانده‎اند! آياعوامل خارجي در اين ماجرا نقش اساسي دارند يا بي‎تدبيري و بي‎خيالي منتخبانشان؟

به نظر مي‎رسد عوامل مختلفي در ايجاد اين وضعيت بحراني نقش داشته و دارند؛ از جمله:

1. مديريت ضعيف و داراي تفكر غرب‎گرايي مفرط كه همه اميدش به غرب وابسته است. برون گرايي و بي‎توجهي به درون و توان داخلي، يكي از عوامل مهمي است كه ما را به اين روزگار نشانده است. دولت روحاني از همان ابتدا بر اين باور بود كه مشكلات كشور تنها از راه كدخدا و تصميم‎هاي امريكا و اروپا قابل حل است. او و دوستان اصلاح طلبش مي‎پنداشتند هر چه بيش‎تر امتياز بدهيم دل غربي‎ها نسبت به ما نرم‎تر مي‎شود و هرچه سرعت دادن امتياز را بيش‎تر كنيم زودتر به نتيجه خواهيم رسيد. به همين دليل در صنعت هسته‎اي همه چيز را واگذار كردند و حاضر نشدند سرعت واگذاري را كاهش دهند بلكه روز اجراي برجام را روزي قرار دادند كه ايران همه تعهداتش را روي زمين انجام داده است. نتيجه اين شد كه دشمن هيچ تعهدي را انجام نداد و امروز با خروج از برجام درصدد گرفتن امتيازات بيش‎تري مانند فشل كردن صنعت موشكي و خروج ايران از منطقه است تا لقمه‎اي بخور و نمير از سوي اروپا به ايران داده شود!

2. درست در شرائطي كه دشمن جنگ اقتصادي بر ضد كشور ما راه انداخته و اتاق جنگ آن در داخل وزارت خزانه داري امريكا شكل گرفته است، دولت مدعي تدبير، هيچ‎گونه تدبيري براي حراست از ارز وسرمايه‎هاي ارزي به كار نگرفت و به وفور ارز كشور را دراختيار مسافران آنتاليا و تايلند و دوبي قرار داد به‎طوري كه در نوروز امسال تنها 2 ميليون نفر با ارز دولتي به آنتاليا سفر كردند! از زمان بحراني شدن وضعيت ارز و دو نرخي شدن ارز با قيمت 4200 تومان باز هم در ثبت سفارش كالا هيچ تدبيري به كار گرفته نشد و چوب حراج به باقيمانده ارزي زده شد و معلوم نشد كه چه كساني دلار گرفتند و چه چيزي وارد شد و به كجا رفت! تا جايي كه در سايه بي‎تدبيري دولت نرخ دلار به 18 هزارتومان هم رسيد.

3. برخي معتقدند دولت خودش براي راه اندازي صادرات و نجات كشور از وضعيت ركود اقدام به افزايش نرخ ارز كرده است. آن‎ها معتقد بودند كه براي تحقق اين هدف دلار بايد به 12 هزار تومان برسد ولي اكنون ديگر كار از دست دولت خارج شده و عطش كاذبي كه در كشور ايجاد كرده باعث ورود نقدينگي بالاي 17هزار ميليارد توماني به بازار سكه و ارز شده و دولت نمي‎تواند بازار را كنترل كند.

4. برخي ديگر معتقدند دولت براي جبران ورشكستگي بانك‎هاي خصوصي اقدام به گران كردن ارز كرده است تا از اين طريق آن بانك‎ها را نجات دهد برخي بانك‎هاي خصوصي كه به دليل اختلاس‎هاي كلان، ناتوان از پرداخت سپرده‎هاي مردم هستند از اين طريق توانسته‎اند بخشي از پول مردم را پرداخت كنند. به عبارتي با برداشت از جيب مردم در حال پرداخت بدهي بانك‎ها به مردم هستند. چنان‎چه دولت بخواهد تا مرز يك ميليارد تومان بدهي‎هاي آن‎ها را بپردازد بايد منتظر صفر شدن سرمايه‎هاي خودمان باشيم يعني ونزوئلايي شدن كشور؛ چيزي كه همواره مدعيان اصلاحات در سال‎هاي اخير درباره وقوع آن هشدار مي‎دادند و ادعا مي‎كردند در صورت پيروزي جريان انقلابي، به ونزوئلا تبديل خواهيم شد.

5. آن‎چه موجب افزايش نقدينگي در اين سال‎ها شد كه از مبلغ 470 هزار ميليارد تومان به 1700هزار ميليارد تومان برسيم، بي‎تدبيري دولت و مجلس بوده است؛ زيرا با نسيم اميد كاذبي كه از سوي برجام وزيدن گرفت دولت بودجه‎هاي جاري را تا سه برابر افزايش داد و با برداشته نشدن تحريم‎هاي بانكي و عدم ورود ارز به كشور چاپ پول در اين 5 سال كشور را به اين روزگار انداخته است. پر واضح است كه اين حجم از نقدينگي وارد هر بخشي از كشور شود آن‎جا را منهدم مي‎كند. از نيمه دولت اول آقاي روحاني، اقتصاددانان نسبت به اين پديده خطرناك هشدار مي‎دادند ولي متاسفانه گوش شنوايي براي شنيدن انتقادها و پيشنهادهاي نخبگان وجود ندارد.

6. نقش بانك‎ها در بحران اقتصادي

امروز بر همه روشن شده كه تاسيس و گسترش بانك‎هاي دولتي و خصوصي در كشور، ضربه مهلكي به اقتصاد كشور مي‎زند؛ بخصوص اين‎كه با كارت بانك‎ها و موبايل بانك‎ها كه دسترسي مردم به بانك را آسان كرده است، امروز كم‎تر كسي پولش را در خانه يا جيبش نگهداري مي‎كند. پول‎هاي مردم در اختيار بانك هاست و آن‎ها با اين حجم پول در حال بنگاه داري هستند. با توجه به نقدينگي كه در اختيار دارند با ورود به بازار ارز و سكه مي‎توانند سودهاي كلاني را كسب كنند و همواره بر افزايش نرخ ارز بدمند.

7. برخي نيز معتقدند افزايش نرخ ارز از سوي دولت و مجلس عمدي است؛ زيرا بر اين باورند كه دولت و مجلس هماهنگ، براي تصويب fatf و برخي پروژه‎هاي اروپايي‎ها نيازمند به وضعيت آشفته ارزي و بازار هستند. تنها اين آشفتگي اقتصادي است كه مي‎تواند زمينه ساز پذيرش اين معاهده ذلت بار باشد. در واقع دولت و مجلس با اين اقدام چنين القاء مي‎كنند كه اگر اين معاهده را نپذيريم شرايط از اين هم بدتر خواهد شد. پس بايد هر چه زودتر آن را بپذيريم.

8. البته جنگ رواني دشمن و عناصر داخلي اش مبني بر اين‎كه در آينده، كالاها گران‎تر خواهد شد موجب افزايش تقاضا براي كالاها و حرص و ولع مردم هم شده است كه اين عامل نيز به بي‎ثباتي بازار و افزايش نرخ‎هاي ارز و سكه و كالاهاي اساسي مي‎انجامد. در واقع مردم به‎جاي مقابله با دشمن، به نحوي در پازل دشمن عمل مي‎كنند.

9. يكي ديگر از عوامل آشفتگي بازار، عدم اقدام فوري و مناسب از سوي دستگاه قضايي با اخلال گران در بازار ارز و سكه و كالاهاي اساسي است. سلطان دوم سكه فرار مي‎كند و آقاي عراقچي معاون ارزي بانك مركزي كه عامل توزيع بي‎رويه ارز بوده است با قرار وثيقه آزاد مي‎شود و احتمال اين‎كه چند روز ديگر گفته شود كه وي فرار كرده نيز وجود دارد! آقاي سيف و كرباسيان كه از عوامل اين آشفتگي بوده‎اند عنوان مشاور آقاي رئيس جمهور انتخاب مي‎شوند. مردم مي‎بينند كه برادران رئيس جمهور و معاون اول رئيس جمهور و وابستگان به آن‎ها مانند عراقچي و... آزادند و با چند عنصر دست چندم برخورد مي‎شود. بي‎ترديد اين سنخ عملكرد به پررو شدن اختلاس گران و دزدان بيت المال مي‎انجامد. انتظار مردم اين بود كه با نامه نگاري رياست قوه قضاييه به مقام معظم رهبري و موافقت ايشان با تشكيل دادگاه انقلاب اقتصادي اتفاق خاصي بيفتد. ولي متاسفانه تا اين لحظه آن اقدام مورد انتظار صورت نگرفته است. گرچه اميد مي‎رود اقدام قاطعي صورت گيرد

تكرار تاريخ
نتايج ذلت بار فشار براي سازش

  دبير سياسي

آن روز كه اميرالمؤمنين(ع) در صفين فرياد مي‎زدند كه طرح صلح از سوي معاويه، فريبي بيش نيست و اين طرح، سناريويي براي نجات شاميان از شكست حتمي يا تعويق آن است، اگر مسلماناني كه جنگ 4 ماهه صفين را تحمل كرده بودند يك روز ديگر تحمل مي‎كردند عمود خيمه معاويه سقوط كرده بود و براي هميشه جريان بني اميه از صفحه تاريخ حذف مي‎شد و برگ‎هاي تاريخ به گونه ديگري ورق مي‎خورد. مع الاسف دنيا پرستان و رفاه‎طلبان و سست اراده‎ها تحمل نكردند و باشمشيرهاي برهنه اطراف خيمه اميرالمومنين(ع) حلقه زدند و ايشان را براي توقف جنگ تحت فشار گذاشتند به‎طوري كه اگر مالك بر نمي‎گشت نه تنها جنگ سختي ميان ياران اميرالمومنين(ع) در مي‎گرفت بلكه جان فرمانده كل قوا از سوي لشكريانشان مورد تهديد واقع شده بود. در اين شرايط، در خيمه معاويه مراسم شادي و رقص برپا شد و مجاهدين راستين در جبهه اميرالمومنين(ع) غصه دار شدند. عمرو عاص و معاويه كه در شيطنت و مكر و حيله سياسي، شهره آفاق بودند با فريب ياران علي(ع) جنگ باخته را بردند و با برنامه‎ريزي‎هاي شيطنت آميز در مذاكرات، كار را به‎جايي رساندند كه حكومت را در بني اميه به سلطنت و موروثي شدن كشاندند و سراسر جهان اسلام حتي عراق پايتخت حكومت اميرالمومنين(ع) نيز از طريق مذاكره به تسخير معاويه در آمد.

پس از اعلام نتايج مذاكرات و حاكميت معاويه بر جهان اسلام، معاويه كه همه امتيازات را گرفته بود، شيعيان علي(ع) را در همه جا زير فشار سياسي اقتصادي قرار داد و زندگي را بر آن‎ها سخت گرفت. فشارهاي سياسي و اقتصادي مبني بر تبري آن‎ها از اميرالمومنين(ع) يك سو و به دارآويختن يك يك آن‎ها بر هر كوي و برزني جهت ترساندن توده‎هاي مردم از سوي ديگر، كار را به‎جايي رساند كه آخرين بند مهم توافقنامه صلح با امام مجتبي(ع) را نيز زير پا گذاشت و بر خلاف نص صريح صلحنامه، پسرش يزيد را به‎عنوان خليفه معرفي كرد و از مردم براي وي بيعت گرفت. در نتيجه چنين صلحي، هم دنياي مردم خراب شد و هم آخرت آن ها.

تاريخ تكرار مي‎شود. پيشنهاد صلح از سوي اوباما در سال 92 نيز درست در زماني بود كه جمهوري اسلامي به نوك قله نزديك شده بود و مي‎رفت كه عمود خيمه معاويه عصر يعني امريكا و اذنابش در منطقه كشيده شود. در صنعت هسته‎اي گام‎هاي بلندي برداشته شده بود و تا مرز غني سازي بالاتر از 20درصد پيش رفته بوديم و ميله سوخت راكتور تهران را خودمان تامين كرده بوديم. قلب راكتور اراك را خودمان ساخته و به صنعت پيشرفته آب سنگين اراك دست يافته بوديم. در نانوتكنولوژي و سلول‎هاي بنيادين و صنعت هوا – فضا به مراحل قابل قبولي رسيده بوديم به‎طوري كه قدرت‎هاي بزرگ، ايران را در باشگاه‎هاي علمي جهان در كنار خود مي‎ديدند. رشد علمي ايران اسلامي 13 برابر كشورهاي جهان شده بود به‎طوري كه اگر با همين شتاب پيش مي‎رفتيم اميد آن مي‎رفت كه ايران اسلامي در چند سال آينده به يك قدرت بزرگ در كنار قدرت‎هاي بزرگ جهان تبديل شود و همه تهديدهاي دشمن نيز خاتمه يابد. مقام معظم رهبري در سال 92 فرمودند ما در نزديكي قله قرار داريم؛ اگر به قله برسيم همه تهديدها برداشته خواهد شد و به نتيجه خواهيم رسيد ولي اگر مقاومت نكنيم و فردي را انتخاب كنيم كه ما را به سوي سازش ببرد ممكن است كشور 40 سال به عقب بيفتد.

مع الاسف ما نيز مانند مسلمانان صدر اسلام با ديدن پيشنهاد صلح معاويه ذوق زده شديم و بدون توجه به هشدارهاي رهبر حكيم، بدون تدبير و برنامه به سوي دشمن دست دراز كرديم و همه داشته‎هاي خودمان را در برابر وعده‎هاي توخالي دشمن واگذار كرديم. وامروز كار به‎جايي رسيده كه دشمن همه تعهداتش را زير پا گذاشته و مي‎خواهد آخرين برگ خواسته‎هاي خودش يعني حاكميت يزيد برجامعه را دنبال كند. آن‎ها به دنبال سرنگوني نظام اسلامي و حاكم كردن يك عنصر رسمي امريكايي هستند. فشارهاي اقتصادي ماه‎هاي اخير نيز در همين راستا تحليل مي‎شود.

 سرمقاله

فرصت طلايي تحريم

 دكتر محمد ملك زاده

با پشت سر نهادن قريب به چهار دهه پرفراز و نشيب از عمر انقلاب اسلامي ايران كه با تجارب ارزنده و آموزنده‎اي همراه بوده است اكنون مي‎توان مسير پيش رو را با بهره‎مندي از اين تجارب، با قدرت و آگاهي بيش‎تري پيمود. مهم‎ترين تجربه تاريخ انقلاب اسلامي در اين مدت، چگونگي مواجهه با تهديدهاي دشمنان و تبديل آن به فرصت جهت پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي بوده است. جمهوري اسلامي ايران به دليل ماهيت استقلال طلبانه و استكبار ستيزانه‎اش همواره در معرض انواع تهديدهاي دشمنان قرار داشته و آنان حتي يك روز نيز از توطئه عليه نظام اسلامي و مردم مسلمان ايران دست نكشيده‎اند اما آن‎چه كه تاكنون موجب پيروزي و افزايش قدرت نظام در برابر تمام توطئه‎ها گرديده، استقامت ملت ايران در برابر دشمنان و مايوس نگرديدن از مواجهه در برابر فشارها و تهديدها بوده است. به‎عنوان مثال تجاوز به خاك ايران در ابتداي پيروزي انقلاب كه با حمايت تمام قدرت‎هاي جهاني و دشمنان انقلاب اسلامي از يكسو و تحريم‎هاي ظالمانه عليه ايران همراه بود، در نوع خود بزرگ‎ترين تهديد عليه مردم ايران و نظام نوپاي انقلاب اسلامي به‎شمار مي‎رفت اما استقامت و رشادت ملت مسلمان ايران در برابر متجاوزان، نه تنها آنان را از رسيدن به هدف اصلي‎اشان كه براندازي نظام نوپاي انقلاب اسلامي بود مايوس ساخت بلكه جنگ و تحريم ايران، زمينه رشد و تقويت بنيه نظامي جمهوري اسلامي با اتكا به توان داخلي را فراهم نمود و جمهوري اسلامي را به مرحله‎اي از اقتدار رساند كه هيچ دشمني جرات تجاوز مجدد به خاك ايران را به خود ندهد. فشارها و تحريم‎ها به ايران اسلامي آموخت كه در اين دنياي تحت حاكميت نظام سلطه بايد با اتكا به خدا، بنيه علمي داخلي را در مسير خوداتكايي و استقلال كشور تقويت نمود. حركت در اين مسير و پيشرفت‎هاي نظامي و علمي ايران در اين مدت آن‎چنان سريع و موفقيت آميز بود كه ناظران بين‎المللي را به تعجب واداشت به‎طوري كه چندي پيش نشريه ساينس با تحسين رشد علمي ايران پس از انقلاب كه در كنار تحريم‎ها و فشارها عليه اين كشور اتفاق افتاده است، مي‎نويسد:
«پس از انقلاب، ايران وارد عصر جديدي از همكاري و تعامل بين‎المللي شده است. ايران در راه تبديل شدن به يك كشور با نفوذ علمي، نقش علم را براي صلح، پيشرفت و گفت‎و‎گو بسيار جدي گرفته است. ايران اكنون كشوري است با ۷۸ ميليون نفر جمعيت، حدود ۴/۵ ميليون دانشجو، ۲۵۰۰ مؤسسات آموزش عالي، ۳۶ پارك علم و فناوري، ۴۰۰ انجمن علمي غير دولتي، بيش از ۸۰۰ مركز پژوهشي و تحقيقاتي و ۱۰۰۰ مجله علمي. دانشمندان ايراني ساليانه حدود ۳۰ هزار مقاله علمي بين‎المللي منشر مي‎كنند و رشد حداقل ۲۰ برابري از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) داشته‎اند. اين دستاوردها بدون مشاركت مشتاقانه دانشمندان و انجمن‎هاي علمي و حمايت دولت حاصل نمي‎شده است. مشاركتي كه از يك مدل توسعه پس از انقلاب برخاسته است كه به حق همه ايرانيان براي دستيابي به تحصيلات عالي احترام مي‎گزارد. اين فلسفه است كه به كشورشان در تحمل مشكلات داخلي و خارجي كمك كرده است. به‎عنوان مثال، تحريم‎هاي اعمال شده بر عليه ايران، بخش‎هاي علمي و صنعتي و خدماتي را به سمت فعاليت به شيوه‎هاي جديد و كارآمد، سوق داده و دانشمندان را ملزم به فعاليت خلاقانه‎تر كرده و همچنين براي اولين بار در تاريخ ايران، بحث اقتصاد دانش بنيان را مطرح كرده است.»
بر همين اساس نگارنده شخصا اعتقاد دارد يكي از مهم‎ترين دلايل مخالفت جمعي قدرت‎هاي جهاني با تحريم‎هاي بي‎سابقه و گسترده ترامپ عليه ايران، حتي ابراز مخالفت كشورهايي مانند انگليس و فرانسه و آلمان كه بارها ثابت نموده‎اند با اصل انقلاب و نظام جمهوري اسلامي دشمني دارند، در همين نكته نهفته است كه آنان برخلاف رئيس جمهور غير سياستمدار و كم تجربه آمريكا به درستي دريافته‎اند اين گونه تحريم‎ها نه تنها تهديد جدي عليه نظام جمهوري اسلامي به‎شمار نمي‎آيد بلكه نظام را خوداتكاتر و قوي‎تر خواهد ساخت؛ اتفاقي كه زمينه آن با خروج يك جانبه آمريكا از برجام و بازگشت گسترده تحريم‎ها براي ايران مهيا گرديده است.
در شرايط كنوني، تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي ايران فرصتي مناسب براي انجام اصلاحات اقتصادي كشور است؛ اصلاحاتي كه مسؤولان ارشد كشور به ويژه مقام معظم رهبري و كارشناسان اقتصادي بارها بر ضرورت انجام آن تاكيد نموده‎اند اما به دلايل گوناگون تاكنون انجام نشده است. از مهم‎ترين اين اصلاحات، كاهش وابستگي به صادرات نفت مي‎باشد. در اين شرايط بهترين موقعيت براي رهايي از اقتصادي نفتي ايران مهيا است. ساليان متعددي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بر گرايش اقتصاد كشور به سوي اقتصاد مقاومتي تاكيد نموده‎اند ولي متاسفانه تاكنون قدم‎هاي جدي در اين مسير از سوي مسؤولان برداشته نشده است اما شرايط كنوني آنان را به ناچار در اين مسير خواهد انداخت؛ فراهم شدن زمينه رشد توليد و اشتغال، فرصت طلايي ديگري است كه شرايط كنوني آن را با استقبال از كالاي ايراني و عدم استقبال از كالاي خارجي به وجود آورده است؛ در اين شرايط مي‎توان صادرات غير نفتي را افزايش و واردات بي‎رويه كالاهاي غير ضروري و يا كالاهاي اساسي كه امكان توليد آن‎ها در داخل فراهم است را كاهش داد. همچنين رشد مصرف گرايي و گرايش به اسراف از بزرگ‎ترين معضلاتي بوده كه متاسفانه كشور ايران به آن گرفتار گشته و در شرايط كنوني مي‎تواند خود را از چنگ اين معضل برهاند.
بي گمان كشور ما داراي ظرفيت‎هاي بزرگ اقتصادي و توليدي است، در اين شرايط تحريم، حركت در مسير خوداتكايي و تقويت بنيان‎هاي اقتصادي كشور مي‎تواند سرعت بيش‎تري به خود گيرد و مردم ايران اسلامي همان‎گونه كه تاكنون با تبعيت از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب تمام توطئه‎هاي دشمنان را خنثي و نقش بر آب كرده‎اند و همان‎گونه كه در جنگ تحميلي وقتي احساس خطر كرديم، پيشرفته‎ترين تجهيزات نظامي را توليد كرديم، اكنون نيز اين ملت مي‎تواند با اتكاي به خداوند و پيروي از ولي امر خويش حركت به سمت قله‎هاي پيشرفت و كمال را سرعت ببخشد. البته مشروط به آن‎كه مسؤولان هم جنگ اقتصادي دشمن را جدي بگيرند و با احساس خطر در برابر توطئه‎هاي دشمن، تدبيري جدي بينديشند و به فرموده رهبر معظم انقلاب، سه قوه همدل و همسو با يكديگر فعاليت كنند؛ به ويژه در اين زمينه، قوه مجريه بايد نگاه خود را از اتكاي به بيگانگان برگرفته و به توانمندي داخلي معطوف سازد. زيرا بي‎ترديد بزرگ‎ترين اشتباه در شرايط كنوني، منتظر ماندن براي رفع تحريم‎ها و كاهش فشارهاي دشمنان از طريق ديپلماسي است؛ اشتباهي كه مي‎تواند قابليت اين فرصت طلايي را براي رشد استعدادها و شكوفايي خلاقيت‎ها و اصلاح تنگناهاي اقتصادي كشور از بين ببرد.

فرصت طلايي تحريم

 دكتر محمد ملك زاده

با پشت سر نهادن قريب به چهار دهه پرفراز و نشيب از عمر انقلاب اسلامي ايران كه با تجارب ارزنده و آموزنده‎اي همراه بوده است اكنون مي‎توان مسير پيش رو را با بهره‎مندي از اين تجارب، با قدرت و آگاهي بيش‎تري پيمود. مهم‎ترين تجربه تاريخ انقلاب اسلامي در اين مدت، چگونگي مواجهه با تهديدهاي دشمنان و تبديل آن به فرصت جهت پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي بوده است. جمهوري اسلامي ايران به دليل ماهيت استقلال طلبانه و استكبار ستيزانه‎اش همواره در معرض انواع تهديدهاي دشمنان قرار داشته و آنان حتي يك روز نيز از توطئه عليه نظام اسلامي و مردم مسلمان ايران دست نكشيده‎اند اما آن‎چه كه تاكنون موجب پيروزي و افزايش قدرت نظام در برابر تمام توطئه‎ها گرديده، استقامت ملت ايران در برابر دشمنان و مايوس نگرديدن از مواجهه در برابر فشارها و تهديدها بوده است. به‎عنوان مثال تجاوز به خاك ايران در ابتداي پيروزي انقلاب كه با حمايت تمام قدرت‎هاي جهاني و دشمنان انقلاب اسلامي از يكسو و تحريم‎هاي ظالمانه عليه ايران همراه بود، در نوع خود بزرگ‎ترين تهديد عليه مردم ايران و نظام نوپاي انقلاب اسلامي به‎شمار مي‎رفت اما استقامت و رشادت ملت مسلمان ايران در برابر متجاوزان، نه تنها آنان را از رسيدن به هدف اصلي‎اشان كه براندازي نظام نوپاي انقلاب اسلامي بود مايوس ساخت بلكه جنگ و تحريم ايران، زمينه رشد و تقويت بنيه نظامي جمهوري اسلامي با اتكا به توان داخلي را فراهم نمود و جمهوري اسلامي را به مرحله‎اي از اقتدار رساند كه هيچ دشمني جرات تجاوز مجدد به خاك ايران را به خود ندهد. فشارها و تحريم‎ها به ايران اسلامي آموخت كه در اين دنياي تحت حاكميت نظام سلطه بايد با اتكا به خدا، بنيه علمي داخلي را در مسير خوداتكايي و استقلال كشور تقويت نمود. حركت در اين مسير و پيشرفت‎هاي نظامي و علمي ايران در اين مدت آن‎چنان سريع و موفقيت آميز بود كه ناظران بين‎المللي را به تعجب واداشت به‎طوري كه چندي پيش نشريه ساينس با تحسين رشد علمي ايران پس از انقلاب كه در كنار تحريم‎ها و فشارها عليه اين كشور اتفاق افتاده است، مي‎نويسد:
«پس از انقلاب، ايران وارد عصر جديدي از همكاري و تعامل بين‎المللي شده است. ايران در راه تبديل شدن به يك كشور با نفوذ علمي، نقش علم را براي صلح، پيشرفت و گفت‎و‎گو بسيار جدي گرفته است. ايران اكنون كشوري است با ۷۸ ميليون نفر جمعيت، حدود ۴/۵ ميليون دانشجو، ۲۵۰۰ مؤسسات آموزش عالي، ۳۶ پارك علم و فناوري، ۴۰۰ انجمن علمي غير دولتي، بيش از ۸۰۰ مركز پژوهشي و تحقيقاتي و ۱۰۰۰ مجله علمي. دانشمندان ايراني ساليانه حدود ۳۰ هزار مقاله علمي بين‎المللي منشر مي‎كنند و رشد حداقل ۲۰ برابري از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) داشته‎اند. اين دستاوردها بدون مشاركت مشتاقانه دانشمندان و انجمن‎هاي علمي و حمايت دولت حاصل نمي‎شده است. مشاركتي كه از يك مدل توسعه پس از انقلاب برخاسته است كه به حق همه ايرانيان براي دستيابي به تحصيلات عالي احترام مي‎گزارد. اين فلسفه است كه به كشورشان در تحمل مشكلات داخلي و خارجي كمك كرده است. به‎عنوان مثال، تحريم‎هاي اعمال شده بر عليه ايران، بخش‎هاي علمي و صنعتي و خدماتي را به سمت فعاليت به شيوه‎هاي جديد و كارآمد، سوق داده و دانشمندان را ملزم به فعاليت خلاقانه‎تر كرده و همچنين براي اولين بار در تاريخ ايران، بحث اقتصاد دانش بنيان را مطرح كرده است.»
بر همين اساس نگارنده شخصا اعتقاد دارد يكي از مهم‎ترين دلايل مخالفت جمعي قدرت‎هاي جهاني با تحريم‎هاي بي‎سابقه و گسترده ترامپ عليه ايران، حتي ابراز مخالفت كشورهايي مانند انگليس و فرانسه و آلمان كه بارها ثابت نموده‎اند با اصل انقلاب و نظام جمهوري اسلامي دشمني دارند، در همين نكته نهفته است كه آنان برخلاف رئيس جمهور غير سياستمدار و كم تجربه آمريكا به درستي دريافته‎اند اين گونه تحريم‎ها نه تنها تهديد جدي عليه نظام جمهوري اسلامي به‎شمار نمي‎آيد بلكه نظام را خوداتكاتر و قوي‎تر خواهد ساخت؛ اتفاقي كه زمينه آن با خروج يك جانبه آمريكا از برجام و بازگشت گسترده تحريم‎ها براي ايران مهيا گرديده است.
در شرايط كنوني، تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي ايران فرصتي مناسب براي انجام اصلاحات اقتصادي كشور است؛ اصلاحاتي كه مسؤولان ارشد كشور به ويژه مقام معظم رهبري و كارشناسان اقتصادي بارها بر ضرورت انجام آن تاكيد نموده‎اند اما به دلايل گوناگون تاكنون انجام نشده است. از مهم‎ترين اين اصلاحات، كاهش وابستگي به صادرات نفت مي‎باشد. در اين شرايط بهترين موقعيت براي رهايي از اقتصادي نفتي ايران مهيا است. ساليان متعددي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بر گرايش اقتصاد كشور به سوي اقتصاد مقاومتي تاكيد نموده‎اند ولي متاسفانه تاكنون قدم‎هاي جدي در اين مسير از سوي مسؤولان برداشته نشده است اما شرايط كنوني آنان را به ناچار در اين مسير خواهد انداخت؛ فراهم شدن زمينه رشد توليد و اشتغال، فرصت طلايي ديگري است كه شرايط كنوني آن را با استقبال از كالاي ايراني و عدم استقبال از كالاي خارجي به وجود آورده است؛ در اين شرايط مي‎توان صادرات غير نفتي را افزايش و واردات بي‎رويه كالاهاي غير ضروري و يا كالاهاي اساسي كه امكان توليد آن‎ها در داخل فراهم است را كاهش داد. همچنين رشد مصرف گرايي و گرايش به اسراف از بزرگ‎ترين معضلاتي بوده كه متاسفانه كشور ايران به آن گرفتار گشته و در شرايط كنوني مي‎تواند خود را از چنگ اين معضل برهاند.
بي گمان كشور ما داراي ظرفيت‎هاي بزرگ اقتصادي و توليدي است، در اين شرايط تحريم، حركت در مسير خوداتكايي و تقويت بنيان‎هاي اقتصادي كشور مي‎تواند سرعت بيش‎تري به خود گيرد و مردم ايران اسلامي همان‎گونه كه تاكنون با تبعيت از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب تمام توطئه‎هاي دشمنان را خنثي و نقش بر آب كرده‎اند و همان‎گونه كه در جنگ تحميلي وقتي احساس خطر كرديم، پيشرفته‎ترين تجهيزات نظامي را توليد كرديم، اكنون نيز اين ملت مي‎تواند با اتكاي به خداوند و پيروي از ولي امر خويش حركت به سمت قله‎هاي پيشرفت و كمال را سرعت ببخشد. البته مشروط به آن‎كه مسؤولان هم جنگ اقتصادي دشمن را جدي بگيرند و با احساس خطر در برابر توطئه‎هاي دشمن، تدبيري جدي بينديشند و به فرموده رهبر معظم انقلاب، سه قوه همدل و همسو با يكديگر فعاليت كنند؛ به ويژه در اين زمينه، قوه مجريه بايد نگاه خود را از اتكاي به بيگانگان برگرفته و به توانمندي داخلي معطوف سازد. زيرا بي‎ترديد بزرگ‎ترين اشتباه در شرايط كنوني، منتظر ماندن براي رفع تحريم‎ها و كاهش فشارهاي دشمنان از طريق ديپلماسي است؛ اشتباهي كه مي‎تواند قابليت اين فرصت طلايي را براي رشد استعدادها و شكوفايي خلاقيت‎ها و اصلاح تنگناهاي اقتصادي كشور از بين ببرد.