صفحه جوان

 استاد علي اكبر مظاهري

اكثر تشريفاتي كه در مورد ازدواج وجود دارد، خلاف اسلام و عقل و فطرت انساني است. باز بايد ابراز تأسف كنيم از اين‎كه جامعه ما اين قدر در عادات و آداب و رسوم جاهليت فرو رفته است. درباره اين موضوع، بسيار سخن گفته شده و مي‎شود. مصلحان، نصيحت مي‎كنند. نويسندگان، مي‎نويسند. روحانيان و عالمان دين، احاديث و شيوه زندگي معصومين را بيان مي‎كنند. اما دريغا! كه در دل‎هاي سخت و آلوده به رسوم جاهلي، كم اثر مي‎كند. چرا ما اين طور شده‎ايم؟ چرا ما كه ادعاي تدين و تمدن مي‎كنيم و خود را پيرو اسلام مي‎دانيم، اين قدر از اسلام و تمدن و فرهنگ عالي اسلامي دور افتاده‎ايم؟ چرا باد دست خود، اين زنجيرهاي اسارت را به دست و پا و جان خود مي‎آويزيم؟ چرا جامعه ما - در اين باره - به اين سرعت به طرف انحطاط و قهقرا و سقوط ارزش‎هاي اخلاقي پيش مي‎رود؟ چرا پس از انقلاب اسلامي - كه اميد مي‎رفت اين آداب پست جاهلي از جامعه رخت بر بندد - مي‎بينيم رو به افزايش است؟ اين عيب كه از انقلاب نيست؛ از خود ماست. مهريه‎ها هر روز بالاتر مي‎رود. جهيزيه‎ها بيش‎تر مي‎شود. خرج‎ها افزايش مي‎يابد. تشريفات افزون مي‎گردد. چشم و همچشمي‎ها زيادتر مي‎شود. حرص و حسدها شدت مي‎گيرد و... خدايا! ما را چه شده است؟!

پدر و مادر عزيز! نكند فرزندت را فداي هوست كني. نكند سعادت و خوشبختي او را تباه سازي. آيا مي‎داني اگر از ازدواج فرزندت با همسر شايسته و متناسبش جلوگيري كني؛ بيش از هر كس و قبل از هر كس، ضررش به خودت مي‎خورد و دودش به چشم خودت مي‎رود؟ از اين همه فساد كه در اثر تأخير در ازدواج به خاطر تشريفات به وجود آمده، عبرت بگير. چرا ما از حقايق غافليم يا خود را به غفلت زده ايم؟! مگر پيغمبر ما نفرموده: دختر اگر به موقع شوهر داده نشود، مانند ميوه‎اي است كه به موقع چيده نشود؛ فاسد مي‎گردد...؟ مگر اسلام نفرموده:... اگر ازدواج فرزند، در اثر اعمال پدر و مادر، به تأخير بيفتد و او دچار آلودگي شود، گناهش به گردن پدر و مادر هم هست...؟ اگر مسلمان هم نباشيم، تجربيات جامعه را كه مي‎بينم. چرا عبرت نمي‎گيريم؟! اين را به يقين بدانيم كه: اكثر مشكلات ازدواج را خود ما تراشيده‎ايم و خودمان اين بلاها را بر سر خود آورده ايم.

هنگامي كه با بعضي از پدر و مادرها و حتي خود دختران و پسران صحبت مي‎شود كه: خرج‎ها را بايد كم كرد و تشريفات زايد را حذف نمود؛ و دلايل فراواني برايشان آورده مي‎شود كه اين آداب و رسوم، غلط است و... در جواب مي‎گويند:... همه اين‎ها كه مي‎گوييد صحيح است؛ اما بالاخره ما آبرو داريم و كسر شأنمان است كه فلان قدر مهريه نگيريم، مراسم را ساده بگيريم، تلويزيون رنگي و مبلمان و فريزر و فرش و... در جهيزيه دختر نباشد، فلان جور جواهرات نباشد و فلان مبلغ شيربها نباشد ما آبرو داريم و بايد بتوانيم ميان دو فاميل سر بلند كنيم و...!

جواب اين‎ها اين است كه: مگر شأن و آبروي شما بيش از پيغمبر اكرم و حضرت علي و حضرت فاطمه است؟! اگر برگزار كردن ازدواج و مقدمات آن به صورت ساده و بدون تشريفات، كسر شأن است و باعث آبروريزي مي‎شود، پس چطور آن بزرگواران چنين كردند؟ همه ما مي‎دانيم كه آنان شرافتمندترين انسان‎هاي كل هستي هستند و هيچ كس در شرافت و شأن و آبرو و حيثيت به آنان نمي‎رسد؛ با اين حال، همه مي‎دانيم كه ازدواج حضرت زهرا و حضرت علي - سلام ا... عليهما - با ساده‎ترين وضع برگزار شد و كل خرج جهيزيه و مهريه و اثاثيه منزل و خرج عروسي و همه و همه، از فروش زره حضرت علي تهيه شد! و تمام اثاثيه و مخارج عروسي و زندگي مشترك مبارك آن دو بزرگوار، به پول امروز، حدود سي هزار تومان مي‎شود.

بله! صحيح است كه ما توان آن را نداريم كه همانند آن بزرگواران زندگي كنيم، اما بايد لااقل شبيه آنان باشيم و زندگي و رفتارمان به زندگي و رفتار آنان شباهت داشته باشد؟ وگرنه پيروي و الگو گرفتن از آنان چه مفهومي دارد؟ ما اگر ادعا كنيم كه پيرو آنان هستيم، اما زندگي و رفتار و اخلاقمان هيچ شباهتي به آنان نداشته باشد، ادعايمان دروغ خواهد بود و اين نوعي نفاق است.

و همچنين صحيح است كه وضع زندگي عوض شده و فرق كرده و سطح زندگي‎ها بالا آمده و زمانه تغيير كرده است؛ اما معيارها و ارزش‎هاي اسلامي - انساني، هرگز عوض نشده و نخواهد شد؛ يعني: اسراف نكردن، ساده گرفتن، چشم و هم‎چشمي نكردن و باطل بودن خرافات و تشريفات، هميشه به حال خود باقي است؛ هر قدر هم سطح جامعه بالا برود. حلال محمد حلال الي يوم القيامة و حرام محمد حرام الي يوم القيامة: آن چه را محمد(ص) حلال كرده، حلال است تا روز قيامت و هر چه را محمد(ص) حرام كرده و ناروا شمرده، حرام و ناپسند است تا روز قيامت.

متأسفانه اين تشريفات و رسوم غلط، يك بيماري فرهنگي و اجتماعي است كه در ما رسوخ كرده و همه مسؤولند.

پدران، مادران، خواهر و برادرم! اين را به يقين بدانيم كه: تشريفات، همانند تارهاي عنكبوت است؛ هر چه بيش‎تر باشد، بيش‎تر انسان را گرفتار مي‎كند و جان انسان را قيد و بند مي‎زند؛ تا جايي كه او را خفه كرده و هستي اش را تباه مي‎سازد. و هر چه كم‎تر باشد، جان انسان راحت‎تر است.

نمونه‎اي زيبا از ساده زيستي

در آن زمان كه حضرت سلمان فرماندار و حاكم مدائن بود، سيل آمد و به خانه‎هاي مردم رخنه كرد. مردم براي نجات از سيل، به طرف كوه‎ها و بلندي‎ها گريختند. كساني كه اثاثيه زيادي داشتند، براي بردن آن‎ها به بالاي بلندي‎ها، دچار درد سرهاي فراواني شدند؛ حتي بعضي‎ها جانشان را بر سر اثاثيه شان گذاشتند.

حضرت سلمان اثاثيه مختصري داشت كه شامل يك جلد قرآن، يك شمشير، يك عدد آفتابه و يك پوست گوسفند كه فرشش بود و... مي‎شد، آن‎ها را برداشت و فورا و بدون دردسر، بالاي كوه رفت و آن گاه فرمود:... سبكباران، اين گونه نجات مي‎يابند و سنگين باران، هلاك مي‎شوند!

شما را به خدا چه اشكالي دارد كه به جاي قالي گرانقيمت، روي موكت زندگي كنيم؟! چه عيبي دارد كه منزلمان دكور و زرق و برق نداشته باشد؟! چه مانعي دارد كه به جاي غذاهاي رنگارنگ و گرانقيمت، غذاي ساده بخوريم؟ اگر آبرو و شخصيت به اين تشريفات باشد، كه شخصيتي ساختگي و بي‎اعتبار است و ارزشي ندارد.

خانه گلين و ساده حضرت علي را كه اميرمؤمنان و پيشواي همه انسان‎هاي با شخصيت جهان است و فاطمه زهرا كه سرور تمام زنانن آزاده و آبرومند تاريخ بشريت است و در اين خانه، امام حسن و امام حسين و زينب كبري رشد كردند با كاخ سبز معاويه مقايسه كنيد. كدام در نظرتان محبوب‎تر است؟! و كاخ‎هاي متعدد و پر زرق و برق شاه را به خانه كوچك و ساده و اجاره‎اي امام خميني مقايسه كنيد. كدام در نظرتان محبوب‎تر و با ارزش‎تر و با ابهت‎تر و عظيم‎تر است؟!

پس، از بهترين و مؤثرترين راه حل‎هاي مشكلات مالي و اقتصادي ازدواج، كم كردن تشريفات و خرجهاي اضافي مي‎باشد.

جوانان و انتخاب همسر / علي اكبر مظاهري

 جوان

حديث جوان
امام حسن عسكري عليه السلام:

مواظب باش از اين‎كه بخواهي شايعه و سخن پراكني نمايي و يا اين‎كه بخواهي دنبال مقام و رياست باشي و تشنه آن گردي، چون هر دوي آن‎ها انسان را هلاك خواهد نمود
بحارالأنوار، ج 50، ص 296

ولايت و جوانان
هدف اين است كه اين كشور، يك كشور اسلامي بشود

هدف اين نظام چيست؟ هدف اين ملت چه بود؟ هدف اين بود كه اين كشور با اين نظام بتواند از همه خوبي‎ها و پيشرفت‎ها و خيرات و بركاتي كه خداي متعال به ملت‎هاي مومن وعده داده است، برخوردار شود. يعني يك كشور اسلامي بشود. كشور اسلامي يعني كشوري كه اسلام حيات بخش، اسلام نشاط آور، اسلام تحرك آفرين، اسلام بدون كج انديشي و تحجر و انحراف، اسلام بدون التقاط، اسلام شجاعت بخش به انسان‎ها، و اسلام هدايت كننده انسان‎ها به سوي علم و دانش بر آن حاكم است؛ اسلامي كه با همان شكلي كه در قرن اول اسلامي به آن عمل شد، توانست يك مجموعه پراكنده را به اوج تمدن تاريخي و جهاني برساند و تمدن و دانش او بر دنيا سيطره پيدا كند.
1384/05/28

حكايت
همدردي با ديگران

در زمان امام صادق(ع) سالي در مدينه قحطي پيش آمد و اوضاع خيلي سخت شد. مي‎دانيد در وقتي كه چنين اوضاعي پيش مي‎آيد مردم نگران مي‎شوند و شروع مي‎كنند به آذوقه خريدن و ذخيره كردن و احتياطاً دو برابر ذخيره مي‎كنند. امام صادق(ع) از پيشكار خودش پرسيدند كه آيا ما ذخيره در خانه داريم يا نه؟
گفت: بله! ما به اندازه يك سال ذخيره داريم.
پيشكار شايد پيش خودش خيال مي‎كرد كه آقا مي‎خواهد دستور بدهد چون سال سختي است برو مقداري ديگر هم ذخيره كن. بر خلاف انتظار او آقا دستور دادند هر چه گندم داريم همه را ببر بازار بفروش.
گفت: مگر شما خبر نداريد اگر بفروشم دو مرتبه نمي‎توانيم بخريم؟ فرمود: توده مردم چه كار مي‎كنند؟
عرض كرد: روزانه نان خودشان را از بازار مي‎خرند و در بازار جو و گندم را مخلوط مي‎كنند و از آن و يا جو به تنهايي نان درست مي‎كنند.
حضرت فرمود: گندم‎ها را مي‎فروشيد و از فردا براي ما از بازار نان مي‎خري! براي اين‎كه در شرايطي هستيم كه مردم ديگر ندارند و ما نمي‎توانيم كاري كنيم كه مردم ديگر مثل ما نان گندم بخورند؛ زيرا شرايطش فراهم نيست ولي براي ما مقدور است كه خودمان را در سطح آن‎ها وارد كنيم و لااقل با آن‎ها همدرد باشيم تا همسايه ما بگويد، اگر من نان جو مي‎خورم امام صادق(ع) هم كه امكانات مادي اش اجازه مي‎دهد نان گندم بخورد، نان جو مي‎خورد.
حال چرا چنين زندگي انتخاب مي‎كنيم؟ به خاطر همدردي با ديگران.

پند و اندرز
آثار و پيامدهاي حُسن خُلق

با حُسن و خُلق و برخوردهاي محبّت آميز و مؤدّبانه مي‎توان صيد دل‎ها كرد، نه تنها افراد عادي مجذوب اخلاق حسنه مي‎شوند، بلكه به گفته حافظ:
به حُسن و خُلق توان صيد اهل نظر - به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را.
ديگر اين‎كه حُسن و خُلق و خوشرويي شهرها را آباد و عمرها را زياد مي‎كند چرا كه ويراني آبادي‎ها بر اثر كشمكش‎ها و پرخاشگري‎ها است. هرگاه پرخاشگري جاي خود را به خوش رويي و حُسن و خُلق دهد، الفت و مودّت و اتحاد كه سرچشمه هرگونه آبادي و خير و بركتي است، حاصل مي‎شود.
افزون بر اين آرامش روح كه يكي از آثار مستقيم برخوردهاي محبّت آميز است سبب افزايش عمر مي‎شود؛ زيرا امروز ثابت شده عامل بسياري از مرگ و ميرها استرس‎ها و فشارهايي است كه بر انسان وارد مي‎شود و يكي از عوامل اصلي بيماري‎هاي مختلف است و مسلّم است كه حُسن و خُلق و برخوردهاي محبّت آميز، از فشارهاي روحي مي‎كاهد و بدين سبب عامل طول عمر محسوب مي‎شود، ديگر اين‎كه حُسن و خُلق سبب فزوني روزي‎ها و درآمدها است؛ زيرا يك تاجر و كاسب و صنعتگر و طبيب هنگامي مي‎تواند در كار خود موفّق باشد كه جلب اعتماد مراجعين كند، يكي از عوامل جلب اعتماد، حُسن خُلق است بسيار مي‎شود كه افراد ترجيح دهند خريد اجناس متوسطي را از افراد خوش برخورد و خوش اخلاق بر اجناس بهترين از افراد عبوس و ترش رو و بد برخورد ترجيح دهند، به همين دليل در مؤسسات مهم اقتصادي خصوصي دنيا سعي دارند افرادشان را براي چگونگي برخورد با مراجعين آموزش دهند و از اين طريق اعتماد افراد را به آن مؤسسه تجاري يا صنعتي جلب كنند.
بسيار ديده‎ايم كه در هواپيماها از سوي مهماندارها بازيچه‎هاي رايگان به تك تك كودكاني كه در هواپيما سوار مي‎شوند داده مي‎شود، ممكن است در مجموع ارزش چنداني نداشته باشد ولي اين برخورد اثر عميقي در روح افراد مي‎گذارد و اين برخورد به طور ناخودآگاه مشتريان را جلب مي‎كند.
البتّه اسلام طرفدار حُسن خُلق به عنوان رياكارانه، آن گونه كه در دنياي مادّي امروز معلوم است، نيست، ولي در عين حال حُسن خُلق را گنج روزي مي‎شمرد و روي تأثير آن در فزوني نعمت‎ها انگشت مي‎گذارد.
در جنبه‎هاي معنوي ثواب حُسن خُلق همسان ثواب مجاهد في سبيل اللّه شمرده شده و دليل آن روشن است؛ زيرا مجاهدان براي عظمت اسلام مي‎كوشند و صاحبان خُلق حُسن نيز سبب جلب قلوب به سوي اسلام و مسلمين مي‎شوند.
آيت‎ا... مكارم شيرازي