صفحه سياسي

گفت و گويي خواندني با دكتر ابومحمد عسگرخاني
برجام اروپايي چيزي جز سراب نيست

اشاره: دكتر ابومحمد عسگرخاني، استاديار روابط بين‎الملل در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران را شايد بتوان كلاسيك‎ترين منتقد روند مذاكرات هسته‎اي در سال‎هاي اخير معرفي كرد. اين استاد دانشگاه كه دكتراي روابط بين‎الملل خود را از دانشگاه كوئينز كانادا دريافت كرده، از منظري تئوريك و دانشگاهي، منتقد شيوه مذاكرات ظريف با 1+5 بوده و اكنون نيز برجام اروپايي را عملا ناشدني توصيف مي‎كند. دكتر عسگرخاني در گفت‎وگو با «وطن امروز» به آسيب‎شناسي برجام و ريشه درازمدت اين توافق پرداخته و تاكيد مي‎كند به‎خاطر اشتباهات متعدد وزارت امور خارجه، اين نهاد ديگر شايستگي اداره پرونده هسته‎اي را ندارد. به گفته عسگرخاني، برجام اروپايي، يك تقسيم كار كارشناسانه ميان آمريكا و اروپاست كه برجام را به زندان ايران تبديل كرده است.

بعد از خروج آمريكا از برجام، يك بحثي درباره بايسته‎هاي سياست خارجي ما مطرح است و آن اين‎كه ادبيات ما در اين حوزه لازم است به نسبت شرايط، كمي تغيير كند و با واقعيت‎هاي روز متناسب شود؛ موضوعي كه تحت مقوله اقتدارگرايي مطرح مي‎شود. اگر ممكن است درباره همين مولفه‎ها و پارامترهاي اقتدارگرايي در سياست خارجي با توجه به شرايطي كه در آن قرار داريم صحبت بفرماييد.

در تحليل سياست خارجي ما معمولا به 3 عنصر اشاره مي‎كنيم: يكي ساختار سياست خارجي، دوم دستوركارها و سوم فرآيندهاي آن. وقتي ما در اين 3 مولفه دقت مي‎كنيم، مي‎بينيم ضعف بسيار بزرگي در سياست خارجي ما وجود دارد. البته متوليان اين موضوع معمولا در چنين شرايطي اساتيد دانشگاهي را متهم مي‎كنند كه بيرون گود نشسته‎اند و خيلي در جريان كار و وسط ميدان حضور ندارند كه بدانند چه مشكلاتي در مسير كار قرار دارد ولي واقعيت اين است كه برخي از ما اساتيد هم به اندازه كافي تجربه داريم و اين موضوعات را از نزديك لمس كرده‎ايم، بنابراين وقتي حتي تئوري‎ها را كنار گذاشته و به عملكرد‎ها نگاه مي‎كنيم، مي‎بينيم عملكردها به طريقي نبوده كه اگر تدبيري عليه كشور ما از خارج مي‎انديشند، ما در مقابل آن يك تدبير متقابل داشته باشيم و بتوانيم يا آن تدابير را كلا نفي و عقيمش كنيم يا آن‎كه مسير آن را عوض كنيم. ما مي‎بينيم چنين تدبيري وجود ندارد. حالا خيلي نمي‎خواهيم به مقوله ساختار در سياست خارجي بپردازيم.

البته اين ساختار از زمان قاجار بوده و مشكلات خاص خودش را دارد اما وقتي «دستوركارها» را نگاه مي‎كنيم كاملا سياست خارجي ايران در اين حوزه منفعل بوده و نتوانسته با تدابير خصمانه‎اي كه عليه ملت ايران اتخاذ مي‎شده، بتواند حداقل موازنه‎اي را برقرار كند. حتي من نمي‎گويم آن توطئه‎ها را نفي كند، مي‎گويم موازنه. اين را در تك تك موضوعات و دستوركارها به خوبي مي‎بينيم كه يكي از آن‎ها همين بحث برجام است. مشكلات ديگري هم در اين چارچوب پيش از اين داشتيم كه مطرح كرديم و ديگران هم مطرح كرده بودند ولي ماهيت موضوع براي سياست خارجي ما روشن نبوده است. بديهي است كه هر كدام از اين موضوعات نظير برجام خودش به‎عنوان يك رژيم(نمي‎خواهم بگويم قرارداد يا كنوانسيون) داراي نكات مهمي است كه در وهله اول اصول در رابطه با اهداف است، دوم هنجار آن در رابطه با رفتارهاست، سوم قواعد آن است كه نشان مي‎دهد اين رفتار بايد چگونه باشد تا به آن اهداف برسيم، چهارم نحوه تصميم‎گيري است و پنجم نحوه تفسير اين هاست كه اگر زماني مشكلي به وجود آمد، تفسير آن به چه شكلي باشد. ششم هم حوزه، دامنه و مدت زمان اعمال موضوعات است كه بايد دنبال شود. وقتي ما اين‎ها را بررسي مي‎كنيم، مي‎بينيم مسائلي مثل برجام تاكنون بسيار زياد بوده و چون اين موضوع خاص در حوزه امنيت تعريف مي‎شده در سطح بين‎المللي مورد تاكيد ويژه قرار گرفته است. از اين نگاه ديپلماسي ما نتوانسته اين بده بستان‎ها را در چارچوب علمي خودش دنبال كند. يعني بيايد بگويد كه هدفش چه بوده، رفتارها و قواعد چه هست و دستاوردها چگونه بوده است. بنده تك‎تك اين گونه پروژه‎ها را مي‎توانم براي شما مثال بزنم.

براي فهم بهتر دستوركارهاي غرب عليه ايران، شما يك مثلثي را در نظر بگيريد. اين مثلث 3 زاويه دارد؛ يك زاويه فرهنگ، يك زاويه اقتصاد و يك زاويه امنيت است. اتفاقا اين مثلث، مثلث قائم‎الزاويه و ضلع اصلي آن، امنيت است. 2 زاويه و ضلع ديگر اقتصاد و فرهنگ است. اگر به اين دقت كنيد، مي‎بينيد كه دستوركارهايي كه درباره كشور ما وجود دارد اگر يكي يكي داخل اين مثلث بياوريد، هر كدام از آن دستوركارها در قالب يكي از اين 3 ضلع تعريف خواهد شد. به‎عنوان مثال ISA يا قانون تحريم‎هاي ايران در زاويه اقتصاد قرار مي‎گيرد. FATF هم در زاويه اقتصاد قرار مي‎گيرد. برجام در حوزه امنيت كه ضلع اصلي آن مثلث است قرار گرفته و كاتسا هم همين‎طور. NPT هم در بحث امنيت و 2030 و قانون مقابله با رسانه‎هاي گروهي جمهوري اسلامي در حوزه فرهنگ قرار مي‎گيرد. تمام اين دستوركارها را كه شما در آن تامل كنيد، به نظر من ديپلماسي ما نتوانسته اهداف تك تك اين‎ها را بررسي كند و هنجارهاي مرتبط با اين‎ها را بفهمد و قواعد اين‎ها و دامنه شمولي اين‎ها را بررسي كند. علاوه بر آن بيايد و ارتباط بين اين‎ها را بررسي كند. ببينيد كه چطور مثل شبكه‎اي از تارعنكبوت اين‎ها به يكديگر متصلند.

براي شما يك مثالي مي‎زنم: در بحث ISA مي‎گويند كه رئيس جمهور آمريكا نمي‎تواند اين تحريم‎ها را لغو كند مگر اين‎كه ايران، موارد مورد ادعاي آن‎ها را رعايت كند: 1- دست از حمايت از تروريسم بردارد، 2- در بحث حقوق بشر عقب‎نشيني كند و 3- به سمت توليد سلاح‎هاي كشتار جمعي نرود. سلاح‎هاي كشتار جمعي نه‎تنها بحث هسته‎اي را شامل مي‎شود، بلكه سلاح‎هاي شيميايي و ميكروبي را هم شامل مي‎شود. در بحث FATF هم ذيل سازمان‎هايي كه درگير پولشويي هستند از سپاه پاسداران نام مي‎برند! همچنين در بحث تروريسم باز پاي سپاه را وسط مي‎كشند. به همين طريق سلاح‎هاي كشتارجمعي، تروريسم و پولشويي را با هم مرتبط كرده و FATF را به ISA وصل مي‎كنند. حداقل در تروريسم اين طور است. در برجام هم ابتدا بحث سلاح‎هاي هسته‎اي و در فازهاي بعدي كه الان دارد مطرح مي‎شود، شما 12 شرط وزير خارجه آمريكا را مي‎بينيد كه بحث خلع سلاح متعارف، خلع سلاح نامتقارن، خلع سلاح سايبري و... را مطرح مي‎كند. پس شما مي‎بينيد كه همه اين دستوركارها به همديگر متصل و پيوسته هستند. در كاتسا هم مي‎بينيد كه نوك پيكان آن سپاه پاسداران را نشانه گرفته؛ سپاه را مصداق تروريسم تلقي مي‎كنند و منابع مالي آن را هم پولشويي مي‎دانند. در نتيجه پولشويي مرتبط مي‎شود به كاتسا و كاتسا هم مرتبط مي‎شود به برجام. همين‎طور برجام مرتبط مي‎شود به FATF.

FATF هم به ISA وصل مي‎شود. در نتيجه شما مي‎بينيد كه اين‎ها مثل يك شبكه تار عنكبوتي به يكديگر متصلند. در كنار اين موضوعات، شما دستوركارهاي فرهنگي را مي‎بينيد كه به صورت آموزشي و فرآيندي علاوه بر 2030، روز و شب در قالب بنگاه‎هاي خبرپراكني و فيلم و سريال دنبال مي‎شود.

در مقابل همه اين تدابير، دستگاه ديپلماسي ما بايد قادر باشد با اين تهديدهايي كه در اين سطح است مقابله كند اما بنده نه‎تنها اقدامي در اين راستا نديدم، بلكه چنين به نظر مي‎رسد كه اعتقادي هم به اين كار نبوده است، چنان كه تاكنون شاهد بوده‎ايم. اصل مشكل همين‎جاست كه شما در اين دستگاه، خودباوري اين‎كه مي‎توان چنين كارهايي را انجام داد نمي‎بينيد. بارها در سخنان برخي ديپلمات‎ها ديديم كه پس از ماموريت‎هايي كه در نيويورك داشتند، آمدند و در داخل مقامات را ترساندند كه آمريكا در صدد حمله هسته‎اي به ايران است! اين نقطه ضعف يك ديپلمات است. يا اين‎كه در سخنراني خود در دانشگاه مي‎گويند آمريكا آن‎چنان قوي است كه مي‎تواند با يك بمب ما را نابود كند. ما در مقابل اين رويه مي‎گوييم كه منطق واقع‎گرايي در دنياي امروز اين است كه «قدرتت را افزايش بده تا نجنگي». اگر نمي‎تواني قدرت خود را افزايش دهي، محكوم به جنگي، بنابراين كسي كه اعتقاد ندارد به اين‎كه ما مي‎توانيم قوي باشيم و مقاومت كنيم، اين يك نقطه ضعف براي او محسوب مي‎شود. اتفاقا وجه علمي ديپلماسي، نقطه عكس اين رويه آقايان است.

ما ضمن اين‎كه امضاي برجام و نافذ شدن برجام را امر مضري براي جمهوري اسلامي مي‎دانستيم اما در همين اواخر و وقتي قرار شد اين كار انجام شود، من پيشنهاد دادم حداقل كاري كه شما مي‎توانيد بكنيد اين است كه بياييد با قضيه علمي برخورد كنيد نه جناحي. مساله تحريم را فقط با سياست نمي‎شود حل كرد؛ بخشي از آن فني است، بخشي حقوقي و بخشي اقتصادي. بخشي مربوط به كشتيراني و بخشي مربوط به بانك‎ها و سوئيفت است. مي‎خواهم بگويم در اين قضيه چون پاي واردات و صادرات ما در ميان است و همين‎طور روابط امنيتي و فرهنگي و اقتصادي، لازم بود بخش‎هاي مختلف درگير اين قضيه بشوند. علاوه بر آن بايد در سطح بين‎المللي سوالات مختلف و مرتبط با اين حوزه به كارشناسان مربوط داده و پاسخ‎هاي شفاف گرفته مي‎شد. مثل روالي كه در نظريه‎هاي حقوقي طي مي‎شود ولي متاسفانه برجام در پرده‎اي از ابهام و بدون مشورت با متخصصان پذيرفته شد. در پرونده‎هاي اين‎چنيني هميشه 2 عنصر متضاد وجود دارد؛ يكي اصل شفافيت و يكي اصل محرمانه بودن. در برجام محرمانه بودن غالب و شفافيت مغلوب شد.

حتي نماينده‎ها مكرر گفتند كه از جزئيات برجام مطلع نشدند!

نماينده‎هاي مجلس كه بايد به لحاظ قانوني مطلع مي‎شدند اما متخصصان كاربلد هم اطلاع پيدا نكردند.

آقاي دكتر! من از صحبت‎هاي شما به اين نتيجه رسيدم كه دستورالعملي كه در مذاكرات پياده شد و تمام رژيم توافقنامه‎هايي كه در چارچوب‎هاي مشخص فرموديد، مبتني بر اقتدار نبود. بنا بر فرمايش حضرتعالي مبني بر اين‎كه معتقد بودند نيازي به قدرتمند شدن ما نيست تا وارد جنگ نشويم يا اين‎كه گفتند آمريكا با يك كليد مي‎تواند ما را نابود كند و همچنين نتايجي كه الان از برجام شاهديم و نظر به اصل محرمانگي اين قرارداد، اكنون شاهديم اين رويه، ناكارآمد و نسبت به مقوله اقتدار بي‎تفاوت بوده. با همه اين‎ها حضرتعالي معتقديد اين‎ها اعتقاد و التفات به اين نكات نداشتند؟ و ضمنا اين‎كه چرا چنين شرايطي به وجود آمد؟

براي ريشه‎يابي اين موضوع بايد گذشته‎ها را بازخواني كرد. اين مساله كه سرانجامش برجام شد، نتيجه يك فرآيندي بوده كه از گذشته آغاز شد. اين فرآيند را بايد در بستر تاريخ فهميد. در اصطلاح هم به آن «رويه هسته‎اي» مي‎گويند. اين رويه 2 بخش دارد؛ يك بخش آن بين‎المللي است اما بخش ديگر آن كاملا داخلي است. بخش بين‎المللي آن عبارت است از تلاش‎هاي اوليه براي فرمول‎بندي و تبيين مفاهيم و ايجاد مفاهيم. اما از سال 1995 اين رويه، ايراني و داخلي شده و جمهوري اسلامي دخيل در اين موضوع مي‎شود. من نمي‎خواهم در اين باره از كسي اسم ببرم ولي شما بررسي كنيد كه در اين سال چه كساني بودند كه رفتند و ان‎پي‎تي را نامحدود پذيرفتند؟ حال آن‎كه من اواسط 1980 صريحا خواستم كه از ان‎پي‎تي خارج شويم. زماني كه آمريكا سكوهاي نفتي ما را مي‎زد من اين درخواست را كردم ولي كسي توجهي نكرد. يا در سال 1989 وقتي به كانادا رفتم و با اساتيدي كه اين پيمان‎ها را مي‎نويسند آشنا شدم، ديدم اين‎ها مي‎گفتند كه در سال 1995 يعني چند سال آينده تصميم داريم ان‎پي‎تي را نامحدود وضع كنيم. در نتيجه بذر برجام در سال 1995 با امضاي تمديد نامحدود ان‎پي‎تي توسط ديپلمات‎هاي ايراني كاشته مي‎شود. سال 1996 «CTBT» امضا مي‎شود كه آن ديگر خطرناك‎ترين معاهده‎اي هست كه تاكنون امضا شده، همان افرادي كه ان‎پي‎تي را نامحدود پذيرفتند CTBT را امضا مي‎كنند. 3 ماه بعد از آن آمريكا تحريم‎هاي داماتو را اعمال مي‎كند. به يك معنا با اين كارشان به تيم ايراني گفتند دست شما درد نكند! و بعد در موارد متعدد من مخالفت خود را با CTBT اعلام كردم و خواستار خروج ايران از ان‎پي‎تي شدم.

اتفاقا همان زماني كه هند و پاكستان آزمايش‎هاي هسته‎اي اجرا كردند، طي صحبت‎هايي در تلويزيون ايران در برنامه جهان سياست و همچنين در سخنراني‎هاي خود در مجلس و وزارت امور خارجه صريحا گفتم: «چو تو خود كني اختر خويش را بد، مدار از فلك چشم نيك اختري را / بسوزند چوب درختان بي‎بر، سزا خود همين است مر بي‎بري را» كه اين سخنراني‎ام در سال 1376 در مجله سياست دفاعي منتشر شد. در آن‎جا نوشتم ملتي كه داوطلبانه خود را خلع سلاح مي‎كند، آينده خود را در روابط بين‎الملل در معرض شرايط نامعلومي قرار مي‎دهد. ريشه برجام در اين گونه مناسبات است و پديده‎اي نيست كه هم اكنون درست شده باشد. ما در اين مسير شاهد آن بوده‎ايم كه چه نمايش‎هايي در صحنه داخلي و صحنه بين‎المللي اجرا شد براي اعمال CTBT. ما از همان زمان اين مسائل را مطرح كرديم. حتي بنده يادم مي‎آيد كه در زمان آقاي خاتمي كه آقاي خرازي وزير امور خارجه و آقاي شمخاني وزير دفاع شده بود، در دفتر مطالعات صحبت كردم و گفتم شما وارث يك بدعتي شديد. گفتم اگر روزي آمدند و محرمانه‎ترين مكان‎هاي كشور نظير كاخ رياست‎جمهوري را گشتند نگوييد كه كسي اين حرف‎ها را به ما نزد. تازه آن موقع هنوز صدام سركار بود و 11 سپتامبري هم پيش نيامده بود. من در آن برهه فقط و فقط بر اساس ايجاد 3 رژيم درباره ان‎پي‎تي و CTBT اين حرف‎ها را زدم: رژيم نظارت، رژيم بازرسي و رژيم مصونيت. گفتم قطعا اين بازرسي‎ها انجام خواهد گرفت. گفتم كه آن‎ها از محرمانه‎ترين پايگاه‎هاي ما اطلاعات را خارج خواهند كرد. طبيعي است كه وقتي شما در CTBT قبول مي‎كنيد رژيم نظام لرزه‎نگاري را بپذيريد، وقتي كه چنين ابزارهايي را مي‎پذيريد، اين اطلاعات انتقال پيدا مي‎كند. وقتي كه قبول مي‎كنيد اين بازرسي‎ها انجام بگيرد، آن‎ها هم قدم به قدم مذاكرات را بر اساس اين پيش خواهند برد.

واقعيت اين است كه اصلا براي من اين مهم نبود كه اورانيوم چند درصد غني مي‎شود، بلكه براي من، محرمانه نگه داشتن مسائل امنيتي در اولويت بود. شما ببينيد، هرگز نشد كه در دوران جنگ سرد، ايالات متحده آمريكا كوچك‎ترين اطلاعاتي راجع به پايگاه‎ها و دستگاه‎هاي نظامي‎اش به شوروي بدهد. حتي اطلاعات مربوط به قطعات فانتوم را هم نداد، شوروي هم همين‎طور؛ در عين حالي كه با هم معاملات اقتصادي داشتند. براي اين‎كه امنيت و اطلاعات نظامي ضلع اصلي است.

آقاي دكتر! خيلي كامل و مشخص توضيح داديد، هر چند برخي از زوايايي كه مطرح كرديد خيلي جاي بحث و پرداخت دارد، بويژه بحث امنيت كه در اين مذاكرات عملا ناديده گرفته شد. الان اين سوال مطرح است كه با توجه به خروج آمريكا از برجام، وضعيت طرفين اين معاهده به يك حالت نامتعادلي رسيده و هر آن‎چه كه شما و ساير منتقدان اين حوزه مي‎گفتيد الان ديگر در پيشگاه قضاوت عمومي براي مردم ثابت شده است؛ الآن‎چه بايد كرد؟

البته خود اين موضوع جاي تامل دارد كه واقعا الان آمريكا خارج شده يا نه! الان يك پاي آمريكا داخل برجام است و پاي ديگرش بيرون. يك پاي داخل برجام، پاي خود آمريكا نيست، بلكه پاي اروپايي‎هاست. يعني طرف مقابل ما، اروپايي‎ها را گذاشته در اين ماجرا تا ايران را زنداني اروپا نگه دارد. به اين صورت كه تمام محدوديت‎هاي برجام از قبيل رژيم بازرسي و رژيم نظارت پابرجا بوده و از آن طرف هم تحريم‎ها باقي بماند، بنابراين آمريكا يك زنداني را درست كرده و اروپايي‎ها زندانبان ما شده‎اند. از آن طرف ترامپ فازهاي بعدي برجام را پيش مي‎برد.

يك تقسيم كار حرفه‎اي!

دقيقا! يك تقسيم كار كارشناسانه براي رسيدن به كمال درجه خلع سلاح. خلع سلاح هسته‎اي توسط اوباما انجام گرفت اما خلع سلاح متعارف و نامتقارن كه شامل موشكي و سايبري هم هست توسط ترامپ و با حفظ فازهاي قبلي انجام مي‎شود، بنابراين من معتقدم مسؤولان محترم تحت عنوان مصلحت نظام اين مسائل را ناديده نگيرند. ما هر كجا كه صحبت كرديم در مقابل آن بحث مصلحت نظام را مطرح كردند. مصلحت نظام چيست؟ اين بايد دقيق تفسير شود. اين مطالباتي كه در 12 خواسته وزير خارجه آمريكا اخيرا مطرح شده، خلاصه‎اش مي‎شود قطع بازوهاي ايران در سوريه، يمن، عراق، لبنان و فلسطين و قلع و قمع سپاه كه تحت عنوان FATF و مبارزه با تامين مالي تروريسم يا مبارزه با پولشويي انجام مي‎شود.

جالب است كه بحث انتقال موشك‎هاي سپاه با كشتي را مطرح كرده‎اند. سوال اين است كه مگر ساير كشورها با شتر اسلحه مي‎فروشند و جابه‎جا مي‎كنند؟! بزرگ‎ترين تجارت اسلحه كه مشخص است از آن كدام كشور است. توليد‎كنندگان اسلحه كه آمريكا، روسيه، چين، اسرائيل و اين‎ها هستند. وارد‎كننده اسلحه هم مشخص است؛ در درجه اول كشورهاي عربي خاورميانه. اتفاقا دلالان اسلحه هم مشخص‎اند؛ دلال‎هاي اروپايي كه حرفه‎اي اين كار هستند. اين‎ها اسلحه را با شتر حمل مي‎كنند؟! اين انتظار هست كه اين رويه به سرعت تغيير كند؛ چرا كه بحث حيات نه‎تنها جمهوري اسلامي، بلكه حيات ملت ايران و بقاي قلمرو خاكي ايران مطرح است. الان ديگر به وضوح مشخص است كه دشمنان، ما را در يك خيابان يكطرفه كه انتهاي آن هم پرتگاه هست قرار داده‎اند. اگر مي‎خواهند تحت عنوان مصلحت نظام، گذرگاهي را بزنند و اين‎كه به‎خاطر مصلحت نظام مجبور بوديم اين كار را بكنيم، اين گذرگاه، گذرگاه تاريك و خونيني خواهد بود.

آقاي دكتر! اجازه بدهيد رك باشيم؛ آيا با اين دستورالعمل‎ها و اين افراد در سياست خارجي، تغيير مسير ممكن است؟

نكته اساسي اين است كه دگرانديشي در اين حوزه شكل بگيرد. الان ديگر مشخص شده است كه ديپلماسي فعلي نه‎تنها منفعل بوده، بلكه راه اشتباهي را هم رفته و ساختار را هم نفهميده است. اين تيم دستوركارها را هم كه در ابتداي مصاحبه به آن اشاره داشتم، بخوبي تحليل نكرده و فرآيند را نديده است. بنده وقتي به گذشته اين‎ها نگاه مي‎كنم، مي‎بينم در خوشبينانه‎ترين حالت، جهالت و بي‎خبري صرف بوده است. بنده براي اثبات همين موضوع يك سندي را خدمت شما عرض مي‎كنم. زماني كه من در دانشكده وزارت امور خارجه درس مي‎دادم، ديپلمات‎هاي وزارت امور خارجه براي ارتقاي مقام مي‎آمدند آنجا. از جمله در يك دوره تمام نيروهاي اداره خلع سلاح به صورت يك كلاس آمدند با من درس گرفتند. همان اوايلي كه من بحث ان‎پي‎تي و CTBT را شروع كردم، واقعا ديپلمات‎هاي اداره خلع سلاح، حساسيت نشان دادند. بعد از اين‎كه يكي، دو ماه گذشت و من درس را كامل تشريح كردم، آن ديپلمات‎ها كاملا عوض شدند. رئيس وقت اداره خلع سلاح يك روزي به من زنگ و گفت به حرمت استاد و شاگردي يك روز بياييد دفتر ما با هم صحبت كنيم. من رفتم و او در آن جلسه گفت كه واقعيت امر اين است كه زماني كه ما رفتيم و اين را امضا كرديم، نه من و نه ساير ديپلمات‎ها نمي‎دانستيم چه چيزي را امضا كرديم.

و در نهايت شد آنچه كه نبايد مي‎شد... در حال حاضر شما معتقديد در تيم ديپلماسي ما بايد تجديدنظر شود؟

به نظر من در وهله اول بايد يك كار كارشناسي جدي شود و در مرحله بعد كساني روي كار بيايند كه به اقتدار ايران اعتقاد دارند. چنان كه معروف است كه مي‎گويند خواستن توانستن است، هر جا كه اراده باشد راهي براي مشكلات پيدا مي‎شود.

با رويكرد فعلي مي‎شود؟

تجربه سال‎هاي گذشته نشان داده اين امكانپذير نيست. براي اين‎كه تيم فعلي ناظر بر رويه‎ها نبودند و رويه‎ها براي‎شان ملكه نشده بود. لازم است كه ما همه گزارشات آژانس را دوباره تفسير كنيم. نه‎تنها گزارشات مربوط به خودمان كه حتي گزارشات آژانس عليه عراق را هم بايد دوباره تفسير كنيم. وقتي بحث كنترل تسليحات عليه ايران و ليبي و كره‎شمالي و عراق شروع شد، دقيقا فرمول را جايگزين كردند به اين صورت كه جايي كه مي‎گفتند غرامت كامل، به‎جاي غرامت، از كلمه همكاري كامل استفاده كردند؛ همكاري كامل هم يعني بازرسي كامل، يعني نظارت كامل، يعني مصونيت كامل، در نتيجه دائما در گزارشاتي كه درباره عراق بود، مي‎گفتند عراق همكاري مي‎كند اما همكاري‎اش كامل نيست. زماني همكاري عراق كامل شد كه صدام سقوط كرد! و اتفاقا درست همان جملات را دوباره عليه ايران به كار مي‎برند. به صراحت در گزارشات گنجانده‎اند كه همكاري ايران بايد كامل باشد. حتي در برجام واژه «جامع» را گذاشتند. بنابراين چطور مي‎شود اين واژه‎ها را ناديده گرفت و معاهده‎اي را امضا كرد كه فقط به يك زبان باشد؟ در همه جاي دنيا هر معاهده و قراردادي را به 2 زبان مي‎نويسند تا اگر اختلافي پيش آمد بتوان حل كرد. با اين نگارشي كه در برجام است اگر روزي بخواهيم تفسير كنيم، هيچ راهي نداريم مگر اين‎كه به صورت خيلي ايده‎آليستي بگوييم اصل تفسير به زبان نويسنده است. هيچ كسي هم قبول نمي‎كند. تفسير آن‎ها اين است كه ما اين معاهده را گذاشتيم براي اين‎كه منافع امنيتي دنيا حفظ شود. يعني اتهاماتي كه عليه جمهوري اسلامي مطرح است حاصل فرآيندي است كه آقايان طي كردند. اين را هم بايد در نظر داشت كه كشورهايي كه به ظاهر در كنار ما هستند واقعا تا كجا با ما هستند؟

تغيير اين وضعيت خيلي ضروري به نظر مي‎رسد. درباره برجام ظاهرا تنها 2 راه پيش روي ماست: يا از اين معاهده خارج شويم يا اين‎كه با اروپا ادامه دهيم؛ نظر شما در اين باره چيست؟

همآن‎طور كه گفتم بايد در مرحله اول كارشناسي دقيق انجام شود و سپس پرونده هسته‎اي از دستگاه وزارت امور خارجه گرفته شود.

به كجا برود؟

همآن‎طور كه مثلث قائم‎الزاويه و 3 ضلع آن را توضيح دادم، بنده امنيت را ضلع اصلي مي‎دانم و به همين خاطر معتقدم پرونده بايد به گونه‎اي مديريت شود كه نيروهاي امنيتي نقش اساسي را در آن ايفا كنند. بنده بارها و بارها به سپاه پاسداران گفته‎ام كه شما بايد «بروكراسي هسته‎اي» ايجاد كنيد. آن‎چه باعث شد به‎رغم فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روس‎ها كاملا از داخل متلاشي نشوند، چه بود؟ آن‎ها در آن برهه اقتصاد كه نداشتند، حتي معروف است كه بسياري از زن‎هاي روس از سر ناچاري به كشورهاي ديگر براي تن‎فروشي مي‎رفتند چون اقتصاد روسيه عملا فلج بود. در نتيجه اين قدرت سخت بود كه روس‎ها را نجات داد. آن هم ثمره بروكراسي هسته‎اي بود. به نظر من نيروهاي امنيتي تركيبي از وزارت اطلاعات، سپاه، نيروهاي نظامي و ارتش؛ اين‎ها بايد در محوريت پرونده قرار بگيرند و بعد از اين‎ها شوراي عالي امنيت ملي. ديپلماسي زماني مي‎تواند كار كند كه شما با دست‎هاي پر پشت ميز مذاكره بنشينيد. در كجاي دنيا برد - برد هست؟

صحبت‎هاي اخيري كه درباره امنيت فروش نفت منطقه توسط رئيس جمهور مطرح شده را مي‎توان در راستاي تغيير رويكردها در ديپلماسي تلقي كرد؟

سردار سليماني از مواضع رئيس جمهور خيلي تمجيد كرد. من معتقدم رهيافت‎ها و ديدگاه‎هاي امنيتي توسط ديپلمات‎ها محقق نمي‎شود و امكانپذير نيست. حتي اگر دستگاه ديپلماسي مايل به اين رويكرد هم باشد، قادر نخواهد بود. براي اثرگذاري اين راهبرد، طرف دعوا هم بايد مايل باشد و هم قادر و اگر يكي نباشد كار جلو نخواهد رفت. يك تاجر نمي‎تواند تصميمي در حوزه هوافضا بگيرد. يك ديپلمات نمي‎تواند تصميم يك نيروي امنيتي و نظامي را بگيرد. اصرار براي اين‎كه افراد در جايگاه‎هاي خود و تخصص خود قرار بگيرند براي همين است.

يك سوالي هم درباره برجام اروپايي داشتيم؛ پس از خروج آمريكا از برجام و شكست اين نوع مدل مذاكرات، دولت، برجام اروپايي را در دستور كار قرار داد و برخي رسانه‎ها هم در تلاش‎اند با توجه به برخي اقدامات اتحاديه اروپايي در گذشته نظير تصويب قوانين بازدارنده مقابل تحريم‎هاي داماتو يا حمايت اين اتحاديه از كوبا مقابل تحريم‎هاي آمريكا، اين تصوير را براي مردم بسازند كه واقعا اروپا مي‎تواند كنار ايران و مقابل آمريكا بايستد؛ تحليل حضرتعالي از اين موضوع چيست؟

خيلي سوال مهمي است و واجب بود به آن بپردازيم. به چند دليل اين موضوع نمي‎تواند انجام شود و در واقع چيزي جز سراب نيست و خودفريبي است؛ علت اول اين است كه تحريم‎ها بازيگران غيردولتي را شامل مي‎شود. بازيگران و شركت‎هاي چند مليتي كه دولت‎هاي اروپايي كنترلي روي آن‎ها ندارند. دوم اين‎كه در اروپا با توجه به اوضاع و احوالي كه در خود اروپا هست هنوز سياست‎شان نتوانسته يك كاسه شود. در اين موضوع خاص هم سياست واحدي از طرف كشورهاي اروپايي ديده نشد. حتي دولت‎هاي اروپايي نتوانستند يك قانون اساسي را بر اساس آراي مردم اخذ كنند و در نهايت هم تصويب آن را از پارلمان‎هاي‎شان گرفتند. بارها اين جمله را گفتم كه اتحاديه اروپايي سوپ نپخته است و هرگز هم جا نمي‎افتد. دليل سوم اين است كه اين مساله از آن جايي كه امنيتي است مستقيما به پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) مربوط مي‎شود و سازمان ناتو به هيچ وجه حاضر نيست آن رهيافت‎هاي دولت‎هاي اروپايي را كه فقط تبليغات است بپذيرد. فرصتي نيست كه من بگويم كه در خود ناتو چه مشكلاتي وجود دارد. دشمن دوست شما، دشمن شماست. اسرائيل دوست اروپايي‎هاست.

آيا مصوبه مجمع تشخيص قانوني است؟

 دكتر قاسم روان‌بخش

هر چند چنين تصور مي‎شود كه مصوبه مجمع تشخيص مصلحت درباره موضوع حضور اهل كتاب در شوراهاي اسلامي شهر و روستا قانوني است و حكم مجمع در موضوع اختلافي ميان شوراي نگهبان و مجلس، فصل الخطاب است ولي توجه به پيوست جديد رهبر معظم انقلاب اسلامي به مجمع كه در دوره جديد تشكيل مجمع با رياست آيت‎ا... شاهرودي، خطاب به ايشان ابلاغ شده است، آن را دچار ترديد مي‎كند. آيت‎ا... شاهرودي در باره يكي از مسائلي كه در پيوست جديد مطرح شده اظهار داشته است «يكي از سه وظيفه مجمع حل اختلاف ميان مجلس و شوراي نگهبان در قوانيني است كه خلاف شرع و قانون اساسي باشد كه در اين بخش حضور فقهاي شوراي نگهبان در جلسات مجمع بسيار مفيد است زيرا در توضيح اين‎كه چرا اين گونه قوانين خلاف شرع و قانون اساسي است سبب اقناع بيشتر اعضاي اين شورا در رأي دادن خواهد شد. »ايشان در ادامه مي‎افزايد: «در اين بخش رهبر معظم انقلاب نكات بسيار مهمي را از دوره قبل مطرح و در اين دوره نيز بر آن تأكيد كردند كه يكي اين بود كه جايي كه مجمع مي‎خواهد به نفع قانون مصوب مجلس و خلاف نظر شوراي نگهبان رأي دهد به ويژه جايي كه خلاف شرع است و قرار است مصلحتي كه اقتضا مي‎كند دست از حكم شرعي بكشد حكم شرعي اوليه بايد واضح و روشن باشد و اكثر اعضاي مجمع آن را درك و احساس كنند كه مصلحت اقتضا مي‎كند از حكم شرعي دست بكشند.» وي اضافه كرد: دست كشيدن از حكم شرعي اوليه جايز نيست مگر بر حسب ضرورت و مصلحت بسيار روشن و بر اين اساس رهبر معظم انقلاب بسيار تأكيد كردند كه اين وظيفه وقتي انجام مي‎گيرد با حضور اكثر اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام باشد به همين علت در آيين نامه مجلس قبلاً اين موضوع اصلاح شده است كه حد نصاب لازم براي رأي گيري در اين خصوص از نصف به علاوه يكِ اعضا به دو ثلث اعضاي مجمع افزايش يافته است.»

ايشان مي‎افزايد: «رهبر معظم انقلاب همچنين تأكيد دارند كه اگر مجمع، مصلحت دانست قانوني را كه شوراي نگهبان خلاف شرع و قانوني اساسي دانسته است بنا بر مصلحت تصويب كند بايد زمان دار باشد و مطلق نباشد.»

ايشان علاوه بر مصوبات فعلي، نسبت به مصوبات قبلي مجمع اظهار مي‎دارد: «بر اين اساس ايشان(رهبر معظم انقلاب اسلامي)دستور فرمودند اين گونه مصوبات كه در گذشته نيز به تصويب رسيده است بازنگري و براي آن مدت تعيين شود اين يكي از موضوعات جلسه امروز مجمع بود كه مقرر شد در آينده در دستور كار قرار بگيرد و دبيرخانه اينگونه مصوبات را كه نياز به مدت گذاري دارد آماده و به صحن مجمع ارائه كند.» {سايت شخصي آيت‎ا... شاهرودي} رئيس مجمع تشخيص درباره نتيجه اختلاف ميان شوراي نگهبان و مجلس گفت« اگر اختلاف بين شوراي نگهبان و مجلس باشد در آن‎جا اكثريت قاطع مي‎خواهد و معمولاً چنين چيزي بعيد است چون در شوراي نگهبان وقتي با چيزي مخالفت مي‎كنيم مباني فقهي‎اش را هم مي‎گوييم و آقايان قانع مي‎شوند».24/11/96 سايت آيت‎ا... هاشمي شاهرودي

ايشان درباره بررسي موارد اختلافي مجلس و شوراي نگهبان در گذشته و امكان تمام شدن مصلحت آن‎ها اظهار داشت« 217 مورد اختلافي بين شوراي نگهبان و مجلس كه از مدت زمان آن گذشته بود مورد بررسي قرار گرفته است، كه قبلاً اين موضوعات در اختيارات مجمع نبود.»(۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - تسنيم)

اكنون با توجه به اين مصاحبه كه هنوز 5 ماه از آن بيش‎تر نگذشته است مصوبه اخير مجمع درباره ورود اهل كتاب به شوراهاي اسلامي شهر و روستا را مرور مي‎كنيم؛ آيا با آن پيوست مطابقت دارد؟

فقهاي شوراي نگهبان بالاتفاق با اين مصوبه مجلس مخالفت داشته‎اند و آن را چندين بار قبل از تصويب و بعد از تصويب اعلام كرده اند؛ بنابر اين، طبق پيوست جديد، نظر شوراي نگهبان حكم شرعي اولي است و بسيار واضح و روشن است و هيچ نقطه ابهامي ندارد. بنابر اين، بايد اعضاي مجمع به روشني اعلام كنند كه دليل دست كشيدن از حكم اوليه شرع چه بوده است؟ متاسفانه مجمع تا كنون هيچ گونه اظهار نظري نسبت به علل دست برداشتن از حكم شرعي شوراي نگهبان نداشته است.

بر فرض كه اعضاي مجمع، دليلي بر دست كشيدن از حكم شرعي داشته باشند بر اساس پيوست جديد، «اگر مجمع، مصلحت دانست قانوني را كه شوراي نگهبان خلاف شرع و قانوني اساسي دانسته است بنا بر مصلحت تصويب كند بايد زمان دار باشد و مطلق نباشد» ولي متاسفانه مشخص نكرده‎اند اين مصلحت تا چه زماني ادامه دارد و به عبارت ديگر چنين حكمي تا چه زماني داراي مصلحت است؟ يعني مصلحت حضور اهل كتاب به شوراي شهر مسلمانان تا چه زماني است؟ يك سال؟ چندسال؟ بالاخره بايد پاياني داشته باشد.

بر اساس پيوست جديد بايد هر مصوبه مصلحت داري كه بر خلاف نظر فقهاي شوراي نگهبان تنظيم مي‎شود با راي قاطع و با بيش از دو سوم اعضاي مجمع نه دو سوم اعضاي حاضر به تصويب برسد. تلاش آقاي محسن رضايي براي رساندن آراي مجمع به دوسوم با تشكيل دو كميسيون مشترك در جهت توجيه آن‎ها جاي بسي تامل است! به راستي تاييد اين مصوبه به نفع اهل كتاب چه منافعي براي برخي داشته است كه در جهت حمايت از آن اين همه تلاش كرده اند؟ البته هنوز براي افكار عمومي روشن نشده است كه تاييد آن با دو سوم حاضرين بوده يا دو سوم از كل اعضا به آن راي داده اند.

بر اساس پيوست جديد، اعضاي فقهاي شوراي نگهبان در جلسه مورد اختلاف ميان فقهاي شوراي نگهبان و مجلس، بايد حضور داشته باشند تا نسبت به مباني اين حكم شرعي، ديگران را توجيه كنند. متاسفانه در چندين جلسه كه قرار بود اين موضوع مطرح شود فقهاي شوراي نگهبان در جلسه حضور يافتند ولي بنا به دلايلي نوبت به طرح آن نرسيد. متاسفانه اين طرح در جلسه‎اي مطرح شد كه سه تن از اعضاي شوراي نگهبان از جمله رياست مجمع آيت‎ا... شاهرودي حضور نداشتند. بي‎ترديد چنآن‎چه همه فقها از جمله رياست مجمع حضور داشتند ممكن بود اتفاق ديگري بيفتد.

نكته آخري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه حضرت آقا نسبت به تشكيل هيات‎هاي انديشه ورز براي مجمع تاكيد داشتند. چنآن‎چه اين مساله در هيات انديشه ورزي كه نسبت به همه جوانب چنين مساله‎اي توجيه بودند، مشورتي صورت مي‎گرفت شايد اتفاق ديگري مي‎افتاد؛ براساس تفسير مجلس از قانون شوراها مصوب سال 75، براي حضور اهل كتاب در شوراها هيچ محدوديتي نيست. بنابر اين ممكن است در يك شهر مانند يزد چندين نفر از اهل كتاب يهودي و زردشتي به شورا راه يابند، زيرا فرد زردشتي‎اي كه اكنون به شورا راه يافته تنها با 21 هزار راي عضو شورا شده است. با توجه به تكثر نامزدها در انتخابات شوراها و آراي قبيله‎اي و محلي، گاه بيش از 1000 نامزد پا به عرصه انتخابات مي‎گذارند از اين جهت افراد مي‎توانند با ائتلاف‎هاي حزبي و گروهي با آراي اندك به شورا راه يابند. هيچ بعيد ندانيد كه در انتخابات آينده در شهرهاي بزرگ از جمله تهران، تعداد قابل توجهي از اهل كتاب به شوراي اسلامي شهر راه يابند. با توجه به اختيارات گسترده شوراها از انتخاب شهردار گرفته تا تصويب بودجه كلان شهر و حضور در شوراهاي برنامه ريزي استان و... همه امور شهري در اختيار شوراها و شهرداري هاست. از غسل و كفن و دفن مرده مردم گرفته تا المان‎هاي و بيلبردهاي شهري و فرهنگ سراها و كشتارگاه‎هاي دام و طيور و ده‎ها سازمان وابسته به شهرداري كه زير نظر شوراي شهر قرار دارد در اختيار اهل كتاب قرار مي‎گيرد؛ در اين صورت ببينيد چه اتفاقي مي‎افتد! با توجه به اين‎كه مصوبات شوراها را تنها فرماندار شهر تاييد مي‎كند و نظارتي مانند نظارت شوراي نگهبان بر مصوبات وجود ندارد ممكن است در آينده بسياري از شاخص‎ها در مديريت شهري بر اساس شاخص‎هاي اهل كتاب تغيير كند. در اين صورت به مرور زمان و به تدريج، فاجعه سلطه كفار بر مسلمانان در ابعاد مختلف بر مسلمانان اتفاق خواهد افتاد كه بر خلاف نص صريح قرآن و روايات اهل بيت است.

آيا رؤساي جمهور و مجلس متنبه مي شوند؟!

 محمد ايماني

1- امير مومنان عليه‎السلام در اولين خطبه نهج‎البلاغه، از اعتماد به شيطان به‎عنوان معامله ياد مي‎كند و مي‎فرمايد حضرت آدم در جنت امن الهي ساكن و از نعمت‎ها بهره‎مند بود اما شيطان او را وسوسه كرد «فباع اليقين بشكّه والعزيمه بوهنه. پس، يقين را به ترديد، و عزم و اراده را در ازاي سستي فروخت. شادماني و خرسندي او به ترس تبديل شد و فريب‎خوردگي، به ندامت و پشيماني انجاميد». امام همچنين در نامه 78 نهج‎البلاغه، خطاب به صحابي دنيازده و كج‎انديشي در تراز ابوموسي اشعري نوشت«همانا شقي و بدبخت كسي است كه از عقل و تجربه‎اي كه به او داده‎اند، محروم بماند». اهل بيت عليهم‎السلام فرمودند «در هر چيزي كه چشم مي‎بيند عبرت هست». و آن‎ها كه نگاه عبرت نياندوزند، لاجرم عبرت ديگران مي‎شوند.

2- نقشه راهي كه ائتلاف حاضر در دولت و مجلس براي خروج از مضيقه‎هاي اقتصادي به ويژه از سال 92 به بعد پيش روي كشور نهاد، نتايجي خلاف تصورات و وعده‎ها بر جاي گذاشت. البته در اين ائتلاف، با دو طيف فعال و منفعل مواجه هستيم. بي‎تعارف، عده‎اي ولو صاحب منصب و عنوان در اين ائتلاف، قرار است قرباني گروه دوم شوند كه گروه اول را «رحم اجاره‎اي» و «پياده سربازگيري شده» خويش مي‎دانند. اين روزها در حالي كه اقتصاد، مدام از تلاطم‎هاي مصنوعي متاثر مي‎شود، برخي دست‎اندركاران ائتلاف مذكور اصرار دارند حاشيه‎هايي مانند رفع حصر سران فتنه و بردن زنان به ورزشگاه و... را مسأله دولت و مجلس كنند يا به بهانه تلاطم بازار، نسخه به بن‎بست خورده و ذاتا عقيم «تسليم» در برابر زياده‎طلبي‎هاي پسابرجامي آمريكا و اروپا را دوباره بزك كنند.

3- عجيب اين‎كه برخي از همين عنوان‎دارها مي‎پذيرند حيثيت آن‎ها، خرج چنين رويه‎هاي انحرافي گردد و صورت‎حساب فرصت‎سوزي و خسارت‎آفريني‎ها پاي آن‎ها نوشته شود. مي‎گويند چند نفر رند وارد رستوراني شدند و كنار يك نفر ديگر نشستند. چند بار پاي مرد تنها به پايه ميز خورد و بلافاصله آن چند نفر گفتند «پاي شما... پاي شما!». مرد بي‎خبر از همه جا هم مي‎گفت «بله... البته كه پاي منه». آن چند نفر، سفارش مفصل دادند و حسابي خوردند و بعد هم پا شدند و رفتند... مرد تنها، غذايش را خورد و رفت صورت‎حسابش را پرداخت كند اما ديد رستوران‎دار مي‎گويد «صورت‎حساب آن چند نفر را پرداخت نكرديد». مرد گفت «آن‎ها كه با من نبودند». اما رستوران‎دار پاسخ داد «آن‎ها مدام مي‎گفتند؛ پاي شماست‎ها»! و شما نيز حرف آن‎ها را تأييد مي‎كرديد و مي‎گفتيد «بله... معلومه كه پاي منه»!

4- سهم «فتنه‎گران مدعي اصلاح‎طلبي»، «مديران اجرايي مدعي اعتدال» و «اكثريت منفعل و همسوي مجلس» در ناكارآمدي 5 سال گذشته چه قدر است؟ چرا نسخه اين ائتلاف چندسر، هم موجب خسارت به برنامه هسته‎اي شد و هم اقتصاد كشور را به مراتب آسيب‎پذير‎تر از ماقبل برجام كرد تا جايي كه ظرف يك سال طلايي برجام، دلار از 3700 تومان به ده هزار تومان و سكه از 900 هزار تومان به سه ميليون و پانصد هزار تومان صعود كرد و ركود و تورم توأمان، بلاي جان اقتصاد شد؟ و چرا اكنون كه معلوم شده نسخه مذكور، عامل بيماري است و نه درمان، دست روي دست گذاشته‎اند يا منتظرند اروپاي بي‎اراده و ناتوان، براي آن‎ها معجزه كند؟

5- هفت ماه است اقتصاد كشور در اثر سوءمديريت برخي دولتمردان متلاطم است و آشفتگي قيمت‎ها، بازار ارز و سكه و مسكن و خودرو و گوشي تلفن همراه را در مي‎نوردد. مديران مذكور، به شكل سردرگم 30 ميليارد دلار و 60 تن طلا را در آغوش چندصد رانت‎خوار ريختند و بعد كه كار از كار گذشت، چند هفته بين دو وزير و رسانه‎ها بحث مهيج اما كم‎مايه‎اي درباره ضرورت انتشار يا عدم انتشار ليست دريافت‎كنندگان ارز و سكه و ثبت‎نام‎كنندگان غيرقانوني واردات خودرو برپا شد! پس از آن هم توپ را در زمين قوه قضائيه انداخته‎اند! مقصر اصلي، وزارتخانه‎هاي اقتصاد و صنعت و ارتباطات و بانك مركزي و سازمان برنامه و بودجه و معاون اقتصادي و دستياران اقتصادي ارشد رئيس جمهور هستند اما حالا كه ظرف چند ماه، رانت 140 هزار ميليارد توماني(بودجه يك‎ساله ايجاد يك ميليون و 200 هزار شغل) پرداخته و در مقابل، تورم گرفته‎اند، از دستگاه قضايي مي‎خواهند دنبال نخود سياه برود و با رانت‎خواران و محتكران و اخلالگران بازارهاي ارز و سكه و مسكن و خودرو و گوشي تلفن و لوازم خانگي و.... برخورد كند!

6- كدام شبكه مافيايي تعيين مي‎كند كه نرخ سكه يا دلار چه قدر بالا برود؟ روي چه حساب و مكانيسمي؛ بر اساس فرمول تئوري موهوم «دست نامرئي بازار» كه آدام اسميت ادعا مي‎كرد و در خود غرب رد شد؟! دولت و بانك مركزي و وزارت اقتصاد و وزارت اطلاعات و ارتباطات اين وسط چه كاره هستند يا چه نقشي مي‎توانند ايفا كنند و نمي‎كنند؟ چرا عرصه را در خوش‎بينانه‎ترين ارزيابي به فرصت‎طلبان و در واقع‎بينانه‎ترين ارزيابي به اخلالگران و تروريست‎هاي اقتصادي وابسته به اتاق جنگ دشمن سپرده‎اند؟! آيا شك‎برانگيز نيست كه وزير راه و شهرسازي بگويد «خروج آمريكا از برجام بر بازار مسكن تأثير گذاشت؛ بايد همان هفته اول مي‎گفتيم در برجام مي‎مانيم» و اين در حالي است كه در پنج سال وزارت وي، به اندازه يك سال مسكن توليد شده است؟ مسائلي مانند به ركود كشاندن بازار بومي مسكن كه مي‎توانست 250 شاخه صنعتي را فعال و نقدينگي سرگردان را در خدمت توليد و اشتغال مهار كند، چه دخلي به برجام دارد؟

7- چرا با انواع مباحث انحرافي، دو چالش مهم «سوء مديريت مبتني بر انحراف رويكرد» و «جنگ اقتصادي دشمن» مجددا به حاشيه رانده مي‎شود؟ آيا نقشه غافلگيري دوباره اقتصادي در ميان است تا عناصر ماموريت‎دار مجددا پرچم تسليم‎طلبي و امتياز‎دهي به دشمن را بالا ببرند؟ چرا همان طيفي كه دولت را «رحم اجاره‎اي» خوانده‎اند، نسخه مذاكره با ترامپ را مي‎پيچند؟ اگر قرار است آمريكا يا اروپا به تعهدات فعلي خود پايبند نباشد، چرا اسم پيشنهاد خود را مذاكره و توافق جديد مي‎گذارند؟ بي‎پرده بگويند دنبال وطن فروشي از طريق قرباني كردن دولت و شخص آقاي روحاني هستند! چرا در حالي كه تعهدات برجامي غرب هوا شده، كساني براي تصويب شتابان ملحقات FATF و قبول تعهدات ضدامنيتي جديد عجله و اصرار دارند؟ برخي محافل چنين القا مي‎كنند كه مشكل، شخص ترامپ است و بقيه هيئت حاكمه آمريكا آدم‎هاي شريف و عهدشناسي هستند. كتمان مي‎كنند كه تمام كارشكني‎ها و مصوبات تحريمي در مجلس سنا و نمايندگان آمريكا به شكل اجماعي حاصل شد. يا اين‎كه بدعهدي و بازگشت تحريم‎ها و تهديد شركت و كشورها به عدم معامله با ايران و مصوباتي نظير ممنوعيت‎هاي ويزايي براي اتباع 38 كشور درصورت سفر به ايران، از همان دولت اوباما كليد خورد. پنهان نمي‎كنند كه آرزو انديشانه، در انتظار انتخابات كنگره هستند اما كتمان مي‎كنند كه سختگيري‎هايي نظير قانون «اينارا» در همين كنگره مركب از دموكرات‎ها و جمهوري‎خواهان و با اتفاق آرا تصويب شد.

8- افراطيون مدعي اصلاحات، جزو بي‎صداقت‎ترين طيف‎ها در پروژه «نرماليزاسيون» و «برجاميزاسيون» هستند. آن‎ها در بزك شيطان بزرگ و متهم كردن نظام و ايجاد بي‎ثباتي سياسي، هيچ كم نگذاشتند. اما اكنون كه خسارت‎هاي اين نسخه بيمار، يكي پس از ديگري آشكار شده، با فرافكني و توليد سرگرمي، مي‎كوشند از خود سلب مسؤوليت كنند و اذهان را از شبيخون عوامل نيابتي دشمن در جنگ اقتصادي منحرف نمايند. نمايندگان فراكسيون اميد، بعد از دو سال ولنگاري، مدعي استيضاح وزرا مي‎شوند، سپس پيش رئيس جمهور مي‎روند اما به‎جاي اين‎كه درباره مشكلات اقتصادي و معيشت مردم و سوء تدبير‎هاي برخي مديران حرف بزنند، موضوع حصر سران - ورشكسته به تقصير - فتنه را پيش مي‎كشند!

9- قبل از آن‎كه وزيران پيشنهادي كابينه دوم روحاني(جز يك نفر) راي اعتماد از مجلس بگيرند، روزنامه شرق تيتر زد «پرش وزرا از موانع كوتاه بهارستان». هنوز يك سال از راي دربست اكثريت مجلس به كابينه دوازدهم نمي‎گذرد كه آقاي عارف رئيس‎فراكسيون اميد، از سوء تدبيرهاي دولت مي‎نالد و مي‎گويد «اظهر من‎الشمس بود كه سياست ارزي دولت براي كشور مشكلاتي را به وجود مي‎آورد» و محمود صادقي عضو همين فراكسيون ادعا مي‎كند «كابينه دوازدهم نسبت به كابينه يازدهم تنزل پيدا كرده است. متاسفانه كل كابينه دچار كرختي و پيري و خستگي شده است»! اين قبيل اظهارات در حالي است كه همين طيف، به‎جاي مطالبه كار و جديت و سلامت و شفافيت از دولتمردان، سرگرم جنجال و توليد حاشيه و سوژه اتهام‎افكني در خدمت ضد انقلاب و آمريكا و انگليس بوده‎اند.

10- عباس عبدي عضو حزب منحله مشاركت 5 مهر 91 به عصر ايران گفته بود «آقاي ناطق اگر از جايگاه فعلي‎اش در جناح راست خارج شود و به اصلاح‎طلبان بپيوندد، چيزي به اصلاح‎طلبان اضافه نمي‎كند. اهميت آقاي ناطق در اين است كه در آن سو قرار دارد نه در اين سو! او بايد در آن سو خوب بازي كند»! مشابه اين سخن را برخي اعضاي حزب‎اشرافي كارگزاران گفته‎اند. اخيرا محمد عطريانفر، از عناصر بازداشت شده در فتنه 88 گفته است «نبايد لاريجاني را از دست بدهيم»! قبل از وي، حسين مرعشي سخنگوي كارگزاران و ديگر بازداشتي فتنه 88، در تاريخ 22 آذر 94(دو ماه پس از تصويب برجام در مجلس) به روزنامه اعتماد گفته بود «ما در مورد آقاي لاريجاني در حزب بحث كرديم، به نتيجه هم رسيديم و موضع ما يكي است. حمايت از او موضوع مصوب حزب ماست.(خبرنگار: اگر آقاي لاريجاني رقيب خوبي به شمار مي‎آيد، چرا گفتيد ما در قم ممكن است براي ايشان رقيب نتراشيم؟) اين به‎خاطر خدمتي بود كه ايشان در بحث برجام كردند».

11- كرباسچي دبيركل كارگزاران 7 آذر 94 در مصاحبه با روزنامه شرق، از ادبيات موهن «سربازگيري» استفاده مي‎كند و مي‎گويد «ما ناگزيريم به سمت توسعه و سازندگي و سياست‎هاي اعتدالي پيش برويم... اصلاح‎طلبان بايد دنبال يارگيري از طرف مقابل باشند... طيف آقاي لاريجاني الان مواضع خوبي دارد و اگر بتواند طيف راديكال را كنترل كند، مطلوب است. تا حالا كه شده. مجلس با سياست لاريجاني توانست بالاخره برجام را تصويب كند؛ درحالي كه در تلاش بودند نشود. اگر از جناح مقابل يارگيري كنيم، ضرر نمي‎كنيم. در انتخابات ٩٢ و سياست خارجي، همين كار را انجام داديم... دولت از طرف مقابل يارگيري كرده است. در مجموع بازي گروه‎هاي طرفدار دولت، به واسطه همين «سربازگيري» از جبهه مقابل بوده و در مجلس هم همين اتفاق مي‎تواند بيفتد». با وجود اين روند، افراطيون مدعي اصلاحات در انتخابات يك ماه قبل هيئت‎رئيسه مجلس، عبور از لاريجاني را كليد زدند و به صراحت گفتند او از اين به بعد «كارت سوخته» است، همچنانكه دولت روحاني را رحم اجاره‎اي و كاتاليزور خواندند. آيا اين همه عبرت، براي متنبه شدن آقايان روحاني و لاريجاني و تصميم به جبران بخشي از كوتاهي‎ها كافي نيست؟!

دليل عصبانيت مجري راديو در «پارك شهر» چه بود؟

برنامه روز شنبه «پارك‎شهر» كه صبح‎ها از راديو تهران پخش مي‎شود، به موضوع اشرافي‎گري اختصاص داشت و در بخشي از آن‎كه «سيدحسين حسيني» مجري برنامه پرمخاطب «پيك بامدادي» نيز حضور دارد، ماجراي عروسي تجملاتي پسر سفير يكي از كشورهاي اروپايي مطرح شد كه در اين بخش، حسيني نسبت به چنين رفتارهايي از سوي فرزندان مسؤولان اعتراض كرد و در سخناني گفت: خاك بر سر ما كه برند نداريم تنمان كنيم، در ايران به اين بزرگي و اين همه كارگر و كارگاه يك لباس نمي‎توانيم بپوشيم و همه برگ تنشان است و در خيابان راه مي‎روند.

وي در بخش ديگري از سخنانش گفته بود: دوست داشتم در اين برنامه عروس خانم، آقا داماد يا پدرشان روي خط مي‎آمدند تا در اين باره صحبت كنيم. كارگري كه ۹۰۰ هزار تومان حقوق مي‎گيرد و در حاشيه تهران زندگي مي‎كند، و نمي‎داند كه برند چيست، چه كند؟ پسر بچه ۱۲ ساله در آبادان خودش را به دليل اين‎كه مادرش گوشي موبايل و دوچرخه‎اش را براي پرداخت اجاره خانه فروخته، كشته. ما خجالت نمي‎كشيم كه در فلان جاي شهر عروسي مي‎گيريم؟ شما در اين مملكت روي خون شهدا پا گذاشته‎ايد.

پس از روي آنتن رفتن اين برنامه، بخش اعتراض مجري به صورت گسترده‎اي در فضاي مجازي منتشر شد. حسيني در اين باره در گفت‎وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون خبرگزاري فارس گفت: سال‎هاست كه برنامه صبح‎گاهي «پيك بامدادي» را در راديو اجرا مي‎كنم و همواره سعي كرده‎ام به نقاط تاريك و مواردي بپردازم كه گره‎اي از مشكلات كشورمان باز كند.

وي ادامه داد: از سوي سازندگان برنامه پاركشهر راديو تهران به من پيشنهاد داده شد تا در اين برنامه حضور داشته باشم. آن روز هم برنامه با موضوع اشرافي‎گري روي آنتن رفت و من فقط قرار بود تيتر روزنامه‎ها را بخوانم. اما واقعيت اين است كه از شب قبل مدام به خبر خودكشي كودك آباداني فكر مي‎كردم و مدام در ذهنم مي‎آمد كه آن پسربچه به چه فكر كرده و چه فشاري را تحمل كرده كه دست به اين كار زده است.

حسيني تصريح كرد: اين اتفاق را بگذاريد در كنار خبرهاي تلخ ديگري كه اين روزها مي‎شنويم، از گراني سكه و ارز بگير تا مواد خوراكي. آن روز هم وقتي اين مطالب را شنيدم واقعا به هم ريختم و عصبانيت، چاشني حرف‎هايم شد و كاملا هم ناهماهنگ با اتاق فرمان پيش رفت. من هم به‎عنوان گوينده و مجري عضوي از همين جامعه هستم و اين طبيعي است كه نسبت به برخي رفتارهاي هنجارشكنانه اعتراض داشته باشم. روشنگري وظيفه رسانه است و من هم پيش از اين و در برنامه‎هاي ديگر بر اين موضوع اصرار داشته‎ام.

 يادداشت هفته

در حاشيه لفاظي‎هاي ترامپ عليه ايران
ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد

 علي اكبر عالميان

جنگ لفظي بين ايران و آمريكا كه اين روزها به بالاترين حد خود رسيده است، حكايت از اوج گيري تقابل بين اين دو كشور و نشان دهنده كوتاه نيامدن جمهوري اسلامي از مواضع بحق خود دارد. اوج اين تقابل از زماني آغاز شد كه دولت ايالات متحده در يك پيمان شكني آشكار، از برجام خارج شد. ترامپ به تهديدهاي توخالي روي آورد به اين اميد كه ايران را وادار به عقب نشيني كند. او اما توقع نداشت كه اين‎چنين آماج حملات مقامات ايراني واقع شود و اين گونه همگرايي در ميان مقامات جمهوري اسلامي به وجود بيايد. ابتدا رئيس جمهور كشورمان، آمريكا را تهديد كرد كه با دم شير بازي نكند؛ چرا كه پشيمان‎كننده است. او همچنين تهديد كرد كه اگر نفت ايران صادر نشود معلوم نيست كه ساير كشورها نيز بتوانند نفت خود را صادر كنند. اين تهديد آقاي روحاني اشاره‎اي به در تيررس بودن تنگه‎هاي راهبردي جهان توسط ايران است. اين موضع قاطع رئيس جمهور مورد حمايت مسؤولان ارشد نظام قرار گرفت. از آن سو ترامپ از اين موضع مسؤولان ايراني عصباني شد و ايران را تهديد كرد كه عواقب سختي در پي تهديدات آنان وجود خواهد داشت. دونالد ترامپ در پيامي توئيتري خطاب به حسن روحاني رئيس جمهور ايران نوشت: «ديگر هرگز ايالات متحده را تهديد نكن، شما تاوان آن را خواهيد داد به‎طوري كه در طول تاريخ افراد كمي چنين تاواني داده‎اند. ما ديگر كشوري نخواهيم بود كه كلمات جنون‎آميزتان درباره خشونت و مرگ را تحمل كنيم. مراقب باش!»
به ميدان آمدن سردار سليماني و دفاع هوشمندانه او از رئيس جمهور كشورمان، اين بار توپ را در زمين آمريكايي‎ها انداخت. سردار سليماني خطاب به ترامپ گفت كه شأن رئيس جمهور كشورمان نيست كه جواب تو را بدهد؛ من به‎عنوان يك سرباز جواب تو را مي‎دهم. او به ترامپ هشدار داد كه من حريف تو هستم، نيروي قدس حريف شماست. سليماني همچنين گفت كه: شما تا به امروز چه غلطي كرديد كه براي ما خط و نشان مي‎كشيد؟
بعد از اين اظهارات بود كه وزير خارجه آمريكا به خط و نشان كشيدن براي ايران پرداخت و با تكرار برخي مواضع بي‎اساس عليه ايران، گفت كه كشورش در مقابله با تهران تنها نبوده و از همراهي اسرائيل، عربستان و برخي كشورهاي عربي و اروپايي برخوردار است. نيكي هيلي، نماينده آمريكا در سازمان ملل، نيزخطاب به حسن روحاني نسبت به عواقب تهديد آمريكا هشدار داده و گفت: «رئيس جمهور(ترامپ) آنان را آگاه ساخته كه آمريكا را تهديد نكنند؛ چرا كه ما تمام تهديد‎ها را جدي مي‎گيريم و به نفع شما است كه مجبور نشويم بر اين مبنا اقدامي انجام دهيم. اگر مي‎خواهيد كه پاي ميز(مذاكره) آمده و روي توافق جديدي كار كنيم ما هم آماده گفت وگو خواهيم بود، ولي با تهديد شما چنين كاري را انجام نمي‎دهيم.»
گرچه اين جنگ لفظي بخشي از قواعد سياسي به شمار مي‎آيد، با اين حال اما بايد توجه داشت كه ما نبايد در دامي كه آمريكايي‎ها گسترده اند،گرفتار شويم. آمريكا درصدد است تا به جنگي رواني روي آورده و ما را مشغول به بازي در يك زمين بسته كند. بايد ما خودمان تدبير به خرج داده و زمين بازي را خودمان طراحي كنيم تا آمريكايي‎ها را مشغول به بازي در آن كنيم. گرچه اخطار‎هاي پياپي مسؤولان ما، اقدامي بجا و عاقلانه است و بايد در برابر تهديدهاي آنان ما نيز به تهديدهاي متقابل دست بزنيم، اما بايد دانست كه در پس تهديدهاي آمريكا، سرابي بيش وجود ندارد و آنان توانايي اقدامات سخت بر ضد ايران را نخواهند داشت. دونالد ترامپ، يك تاجر حرفه‎اي و حراف است و براي رسيدن به موفقيت‎هاي تجاري خود تلاش مي‎كند. او در ايام نامزدي انتخابات رياست جمهوري آمريكا، شعار تامل‎برانگيز «آمريكا را دوباره بزرگ كن» را انتخاب كرد.اين سياستمدار براي جامه عمل پوشاندن به اين شعار خود به هر عملي دست مي‎زند. او يكبار كشور‎هاي ناتو را زير سوال مي‎برد كه چرا سهم منصفانه خود را نمي‎پردازند. از سوي ديگركشور‎هاي عربي حوزه خليج فارس را به سان يك گاو شيرده ديده و به آنان القاء كرده است كه بدون حمايت آمريكا، وجود نخواهند داشت. او براي عمل به شعار خود مي‎خواهد با ايران نيز برخوردي قاطع داشته باشد و تهديدهاي هر از چندگاهي وي نيز در همين راستا ارزيابي مي‎شود. اما او قادر به عملياتي كردن تهديدهاي خود نخواهد شد. او مي‎داند كه هزينه رويايي نظامي در خليج فارس و بسته شدن تنگه هرمز بسيار زياد است. نشريه نشنال اينترست آمريكادر يادداشتي با اشاره به اظهارات اخير مقامات ايران درباره احتمال بسته شدن تنگه هرمز در صورت عدم توانايي ايران براي صادر كردن نفت بر آورد كرده است كه فقط هزينه عمليات پاكسازي بمب در تنگه هرمز 230 ميليون دلار برآورد مي‎شودو هزينه حفظ دو گروه ضربت در محل براي يك هفته در شرايط رويارويي نظامي جدي، 106 ميليون دلار برآورد شده است. برآورد هزينه و تلفات انساني هم كار سختي است. پيش از اين نيز رهبر معظم انقلاب اخطار كرده بودند كه دوران «بزن و در رو» گذشته است و نيروهاي مسلح ايران، هر اقدام دشمن را با عكس العملي قاطع پاسخ خواهند داد.
نشريه مذكور به درستي دامنه پاسخ گويي ايران را وسيع قلمداد كرده است چرا كه مي‎نويسد: اگر ايران ببيند منافعش به خطر افتاده است، منافع آمريكا در منطقه را به خطر خواهد انداخت. ايران ترجيح مي‎دهد كه از حملات سايبري و گروه‎هاي نظامي پاسخ بدهد. حزب‎الله لبنان، حماس در غزه يا الحشدالشعبي در عراق بازيگراني‎اند كه بسيار قبل از بسته شدن تنگه هرمز به كار ايران مي‎آيند. بدترين سناريو اين است كه حزب‎الله از رابط‎هاي خود براي اجراي عمليات در خاك آمريكا استفاده كند. حداقل مي‎توان انتظار داشت كه گروه الحشدالشعبي حملاتي را عليه نيروهاي آمريكا و متحدانش در عراق و سوريه كليد بزند. اين مساله آمريكا و متحدانش را تشويق به تشديد درگيري در جنگ‎هاي داخلي منطقه خواهد كرد. اگر جنگي بين ايران و آمريكا در بگيرد، آمريكا و متحدانش به سختي بيرون از خطوط آتش مي‎مانند. گرچه تهديد اخير رئيس جمهور آمريكا در مورد عمليات نظامي عليه ايران، برخي را غافلگير كرده و يا حتي ترسانده است، اما بايد گفت كه اين تهديدها يك لفاظي حرافانه است و الا آمريكا در جايگاهي نيست كه بتواند ايران را تهديد نظامي كند. دقيقا به همين دليل است كه بلافاصله، جيمز متيس وزير دفاع آمريكا خبر آماده شدن براي حمله به ايران را داستان سرايي دانسته است.آرون ديويد ميلر،مشاور شش وزير خارجه آمريكا نيز رويكرد كنوني دولت ترامپ در قبال جنگ با ايران را « احمقانه» مي‎داند و مي‎نويسد: «جنگ با ايران فاجعه بار خواهد بود و ارتش امريكا مي‎تواند آسيب‎هايي را به ايران وارد كند. با اين حال، تهران گزينه‎هايي دارد كه در سرتاسر منطقه مي‎تواند عليه نيروهاي امريكايي در عراق، سوريه و افغانستان در پيش گيرد. ايران مي‎تواند از طريق حزب‎الله لبنان جنگ عظيمي را عليه اسرائيل به راه انداخته و نيروهاي شورشي انصارالله در يمن را وادار به حملات موشكي عليه عربستان سعودي كند. ايران همچنين مي‎تواند جنگ سايبري را عليه امريكا به راه اندازد. شايد بايد اميدوار باشيم كه ترامپ بيش از شرايط كنوني به رويارويي با ايران ادامه ندهد.»
ترامپ قدرت مقابله با ايران را ندارد. به تعبير وندي شرمن معاون سابق وزير خارجه آمريكا: ترامپ داد و قال مي‎كند. ايراني‎ها تسليم نمي‎شوند چرا كه ايراني‎ها قواعد بازي را به خوبي مي‎دانند.
شرمن به نكته مهم و راهبردي ديگري نيز در مورد ايرانيان اشاره مي‎كند. او مي‎گويد: ايراني كه فرهنگ مقاومت دارد قرار نيست به ميز مذاكره با دونالد ترامپ برگردد.
واقعا هم اين گونه است؛ چرا كه به تعبير حضرت امام، ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

رئيس جمهور در حالي كه در سخنراني اخير ژست انقلابي به خود گرفته بود، (به‎جاي عذرخواهي و تغيير رويه) دوباره شروع به آمارسازي از اقدامات دولت كرد:1- اشتغال امسال از هر سال بهتر بود و براي 756 هزار نفر سال گذشته شغل ايجاد شد 2- تخصيص اعتبارات عمراني امسال 22 برابرشده. ايشان با چشم‎پوشي از گفتن وضعيت آشفته اقتصادي جامعه و ادعاهاي خيالي كه با واقعيات تفاوت 180 درجه دارند، فقط نمك برزخم ملت پاشيدند. اي كاش قبل از سخنراني كمي به ميان مردم مي‎رفتند و از زبان مردم حال و روز جامعه را مي‎فهميدند.
يك شهروند

آفرين به همشهري‎هاي مشهدي كه در شب ميلاد از كاغذ رنگي به‎جاي لامپ استفاده كردند تا برق به خانه‎ها برسد. در مشكلات ديگر مانند آلودگي هوا و ترافيك و گراني هم خود مردم بايد به فكر همديگر باشند و منتظر اقدام مديران ادارات نشوند.
2986...0915

به نظر اين حقيرآن‎چه از ابتداي انقلاب تا كنون حول آن وحدت نظر و جود داشته مبارزه با فساد مسؤولان دولتي است. اين حقير از فرمايشات ولي امرمسلمين اين‎گونه مي‎فهمم كه با دستمال كثيف نمي‎توان داعيه وحدت داشت.
2418...0911

جنايت ددمنشانه وگرگ‎صفتانه توله‎هاي خونخوارآمريكايي(داعش) در به شهادت رساندن 250 غيرنظامي اوج سفاكي و درنده خويي ذات سياست مثلث شوم غربي(آمريكا، فرانسه و انگليس) را بر همگان آشكارساخت. غرب و آمريكاي متوحش گرگ صفت بداند با اين جنايت‎آفريني‎ها نمي‎توانند خللي در پيروزي‎هاي پي‎درپي دولت و ملت سوريه كه مصداق بارز مقاومت و ايستادگي هستند ايجادكنند. عزم ملت و دولت سوريه براي ريشه‎كني عمال تكفيري آمريكايي انگليسي جدي است و تا ريشه‎كني كامل غده سرطاني صهيونيزم از صفحه روزگار مبارزه ادامه دارد...
7211...0990